جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: میخوام از همین الان و توی این سن شروع کنم به شناختن دینم

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,614
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    794 پست
    حضور
    118 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8

    میخوام از همین الان و توی این سن شروع کنم به شناختن دینم




    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:





    من یک دختر15ساله هستمو میخوام از همین الان و توی این سن شروع کنم به شناختن دینم..پیامبرهای خدا وامامان..از همه مهمتر اسلامو خوب بشناسمو نسبت به دینم اگاه باشم..
    اما نمیدونم از کجا باید شروع کنم با چه کتابی و چه منبعی ..اصلا از کجا و از چی شروع کنم..



  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,614
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    794 پست
    حضور
    118 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    میخوام از همین الان و توی این سن شروع کنم به شناختن دینم







    کارشناس بحث: استاد مشکور



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    184
    مورد تشکر
    51 پست
    حضور
    5 روز 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط معین نمایش پست
    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:

    من یک دختر15ساله هستمو میخوام از همین الان و توی این سن شروع کنم به شناختن دینم..پیامبرهای خدا وامامان..از همه مهمتر اسلامو خوب بشناسمو نسبت به دینم اگاه باشم..
    اما نمیدونم از کجا باید شروع کنم با چه کتابی و چه منبعی ..اصلا از کجا و از چی شروع کنم..
    سلام و تشکر از سؤال خوبتان

    از اینکه در این سن و سال به فکر شناخت دینتان هستید نشان از درک و شناخت خوبی است که نسبت به ارزش خودتان دارید. انسانی که به حقیقت گوهر وجود خویش پی برده، بزرگترین دغدغه اش را در دین شناسی قرار می دهد و بحمدالله شما با توفیق الهی به راه مبارکی قدم گذارده اید که متأسفانه بسیاری از آن غافلند. در این مجال بطور اجمال به پاسخ سؤال شما می پردازیم:

    باید بدانیم که اعتقادات دینی، حالتی زنجیروار و به هم پیوسته دارند و نمی­توان نقطه شروع معینی برای آن در نظر گرفت. هر چند، انسانی که خود را نشناخته، توانایی شناخت خداوند و دیگر معارف را ندارد و نمی­توان شخصی را که به خداوند اعتقادی ندارد، به پیروی از فرستاده و رسول او فراخواند و نیز اگر فردی رسالت پیامبر(ص) را نپذیرد، نمی­توان با او در مورد جانشینان و امامان بعد از ایشان، سخنی به میان آورد و به همین ترتیب، اگر امامت ائمه(ع) برای طرف مقابل ثابت نشده باشد، دعوت او به رعایت موازین ارائه شده از جانب آنان، تلاشی بی­­ ثمر خواهد بود. ولی در نگاهی دیگر، تنها با بررسی سخنان پیامبران است که می­توان شناخت بهتری از خداوند یافت و به همین دلیل است که امام صادق(ع) مناجاتی را به یکی از یاران خود، آموزش می­دهد که افراد در زمان غیبت امام باید محتوای آن را از خداوند درخواست نمایند، بدین مضمون که: "خدایا! خودت را به من بشناسان که اگر خودت را به من نشناسی تو را نخواهم شناخت! خدایا پیامبرت را به من بشناسان که اگر او را به من نشناسانی، هرگز او را به طور کامل نخواهم شناخت! خدایا امام و حجت خود را به من بشناسان! که اگر او را نشناسانی، در دین خود گمراه خواهم شد.(1)

    به عبارتی، لازمه پیروی از پیامبران، شناخت اولیه خداوند است ولی شناخت بهتر خدا، از طریق پیامبران انجام خواهد شد و نمی­توان این ترتیب را دور باطلی دانست که اصولاً امکان پذیر نیست، بلکه شناخت اجمالی خداوند، موجب می­گردد که پیامبران او را نیز بشناسیم و در پی آن، شناخت دقیقتری از خدای خود داشته باشیم و چنین ترتیبی، ممکن و صحیح می­ باشد.

    به هر حال، همان گونه که امیرالمؤمنین(ع) فرموده­ اند: اولین گام برای دینداری، شناخت خداوند است.(2) و یقینا اگر صادقانه و با تلاش و مجاهدت به دنبال فهم مسائل دینی باشیم، خداوند وعده فرموده که راه­های رسیدن به خود را نشانمان خواهد داد.(3)

    نتیجه­ ای که از این مطالب گرفته می­ شود، آن است که بررسی مسائل دینی را نمی­ توان همانند مسیر مسابقه دو و میدانی دانست که از نقطه­ ای آغاز و به جایی ختم می­شود، بلکه مجموعه معارف دینی که 1. اعتقادات. 2. اخلاقیات و 3. احکام عملی دین را شامل می شود باید به صورت همزمان و به هم پیوسته، فراگرفته و با بکارگیری در زندگی، آنها را تقویت نمود. همان گونه که نمی­توان به جوانی که جویای تحصیلات عالیه و مطالعات تحقیقی بعد از آن و ازدواج و کسب درآمد و رسیدگی به پدر و مادر و نیز انجام فعالیت های مذهبی می­باشد، توصیه نمود که از یک مورد شروع نموده و به ترتیب، به دیگر موارد بپردازد، بلکه او باید با تدبیر و مدیریت خود، همزمان در تمام این زمینه­ ها فعالیت نموده تا سرانجام به همه آنها دست یابد.(4)

    فلذا با توجه به آنچه گفتیم: توصیه می کنیم برای شناخت اصولی دین چند کار را انجام دهید:

    اولاً: سعی کنید، مطالعه را در باره شناخت دینتان جدی بگیرید برای این منظور، به اقتضاء سن و سالتان، کتابهایی که در خصوص معارف دینی و با قلم روان و ساده نگارش شده اند مفید هستند. نظیر کتابهای استاد قرائتی (توحید ، معاد و ...)، برخی کتابهای آیت الله مکارم شیرازی، کتاب مناظره دکتر و پیر به قلم استاد شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد، کتاب توحید مفضل از زبان امام صادق(ع) در باره شگفتیهای آفرینش، عمدتاً کتابهای آیت الله شهید دستغیب (ره) که خیلی ساده و روان و مفید هستند و برخی کتابهای استاد شهید مرتضی مطهری (ره). (5)

    ثانیاً: در خلال تحصیل، از مدرسه تا دانشگاه، سعی کنید درس معارف دینی را نیز در کنار دیگر دروس جدی بگیرید و سعی کنید ارتباط خوب و نزدیکی با معلم دینی و مربی پرورشی مدرسه تان برقرار کنید و بیش از آنچه در کلاس مطرح می شود با روحیه پرسشگری از معلم دینی و مربی پرورش مدرسه تان بیاموزید.

    ثالثاً: همانگونه که نیازهای مادی تان را از پدر و مادر تقاضا می کنید، سؤالات و نیازهای فکری و معنوی تان را نیز از آنها بخواهید، قطعاً یکی از وظایف پدر و مادر پاسخ دادن به دغدغه ها و نیازهای فکری و معنوی شماست و آنها در این خصوص کوتاهی نخواهند کرد حتی اگر خودشان دانش لازم برای این کار را نداشته باشند می توانند با روحانی محل و یا کسانی که اهلیت این کار را دارند ارتباط گرفته و از گذر آنها پاسخ سؤالات شما را دریافت کنند.

    رابعاً: با اجازه والدین تان، با کانون های مذهبی مانند مسجد، بسیج دانش آموزی، انجمن اسلامی دانش آموزی ارتباط برقرار کنید و از این طریق نیز با حضور در جلسات دینی و مذهبی و حلقه های معرفت، انتخاب دوستان مؤمن و ... دانش دینی تان را بالا ببرید.

    خامساً: از همین سن و سال در جهت پاکدامنی و تقوای درون و بیرون کوشا باشید بدون شک، تلاش و مجاهدت عملی شما در مسیر تمسک به دین الهی، شما را مشمول الطاف و عنایات خاص خداوند نموده و به راه های حق و حقیقت و سعادت و نجات رهنمون می سازد. چیزهایی را می بینید و می فهمید که دیگران از درک و فهم و دیدن آنها عاجزند، به راههایی هدایت می شوید که دیگران بخاطر گناه، از آن هدایتها محرومند.

    در پایان اگر سؤال مشخص تری در باره راهکارها و روش شناخت معارف دینی داشتید در همین کانال مطرح کنید در خدمت هستیم. اما چنانکه گفتیم بدلیل گستردگی معارف دین، امکان پرداختن به همه آنها در این تایپیک نیست.

    در ادامه ان شاءالله مطالب دیگری، مرتبط با سؤال شما اضافه خواهیم کرد.

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ ______________
    1. "اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَبِیَّکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَبِیَّکَ لَمْ أَعْرِفْهُ قَطُّ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی"؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 342، روایت 29، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 ه ش.
    2. نهج البلاغه، دار الهجره للنشر، قم، بی­تا، ص 39 (اول الدین معرفة الله).
    3. عنکبوت، 69 (و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا).
    4. برگرفته از پایگاه اسلام کوئست، شناخت اسلام، با کمی تغییر و تصرف.
    5.
    در پستهای بعد و در خلال مطالب دیگر به برخی منابع دیگر هم اشاره خواهیم کرد.




    ویرایش توسط مشکور : ۱۳۹۵/۰۴/۰۳ در ساعت ۱۵:۲۰


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    184
    مورد تشکر
    51 پست
    حضور
    5 روز 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط معین نمایش پست
    من یک دختر15ساله هستمو میخوام از همین الان و توی این سن شروع کنم به شناختن دینم..پیامبرهای خدا وامامان..از همه مهمتر اسلامو خوب بشناسمو نسبت به دینم اگاه باشم..
    اما نمیدونم از کجا باید شروع کنم با چه کتابی و چه منبعی ..اصلا از کجا و از چی شروع کنم..
    سلام مجدد

    یکی از گامهای مؤثر در شناخت دین و حقیقت توحید و معارف الهیه، خودشناسی است. اگر انسان بتواند در این گام اساسی به شناخت حقیقت خودش، اینکه از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بوده، به کجا می روم و چگونه و به چه طریقی باید گام بردارم تا به کمال و سعادت حقیقی برسم؟ گام مؤثری در مسیر خداشناسی و دین شناسی برداشته، چنانکه حضرت امیر (ع) فرمود: من عرف نفسه عرف ربه؛ هر کس خودش را بشناسد خدایش را نیز شناخته است. علاوه بر اینکه خودشناسی مقدمه خداشناسی است، مقدمه کمال انسانی نیز هست. بعبارتی انسانی که خودش و ظرفیتها و استعدادهای وجودیش را نشناخته باشد به هیچ وجه، گام در مسیر شکوفا ساختن استعدادهای وجودیش بر نمی دارد و همچون آب راکد و ساکنی خواهد ماند تا متعفن شده به مردابی مبدل گردد، انسانی را تصور کنید که از توانایی های جسمی خود غافل است، همچون جسمی بلا تحرک گوشه ای می ماند تا از گرسنگی و تشنگی بپوسد. و از آن سوی انسان خودشناخته، برای رسیدن به کمال و سعادت از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند، کسی که دانست توانایی و استعداد رشد و شکوفایی ورزش بخصوصی را دارد برای این مهم بدنبال باشگاه و مربی می گردد و از میان باشگاه ها و مربیان متعدد جستجو می کند بهترین و کارامدترین باشگاه و مربی را انتخاب کند و خود را تحت تعلیمات آن مربی و باشگاه قرار دهد و بطور تمام و کمال سعی می کند قوانین باشگاه و توصیه های مربی را بدون چون و چرا بکار بندد تا به قله های قهرمانی برسد. حکایت انسان خودشناخته در دایره هستی و راه سعادت و کمال ابدی نیز چنین است، تمام همت و تلاشش را بکار می بندد تا کاملترین و جامع ترین دین و آخرین و بروزترین مربی و راهنما را برای بکارگیری دستورات زندگی و رسیدن به سعادت دنیا و آخرت برگزیند.

    ادامه دارد ...



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    184
    مورد تشکر
    51 پست
    حضور
    5 روز 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست
    یکی از گامهای مؤثر در شناخت دین و حقیقت توحید و معارف الهیه، خودشناسی است. اگر انسان بتواند در این گام اساسی به شناخت حقیقت خودش، اینکه از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بوده، به کجا می روم و چگونه و به چه طریقی باید گام بردارم تا به کمال و سعادت حقیقی برسم؟
    سلام و ادب

    در پست قبل به دو دلیل از دلایل ضرورت خودشناسی و آثار و فواید آن اشاره کردیم در این مجال به دو دلیل دیگر می پردازیم:

    - خودشناسی پیش درآمد جهان شناسی است: نسبت انسان در مواجهه با جهان هستی، رابطه ای مستقیم و دوسویه است. اگر انسان بخواهد جهان را بشناسد لازمه اش اینست که ابتدا خود را بشناسد اصولاً شناخت جهان و مافیها بدون شناخت خود غیرممکن است. چنانکه حضرت امیر (ع) فرمود: کیف یعرف غیره من یجهل نفسه،(شرح غرر الحکم و درر الکلم، ج ۴، ص ۵۶۵٫) چگونه کسی می تواند دیگری (جهان و پیرامون) را بشناسد در حالیکه نسبت به حقیقت خویش جاهل است.؟! از اینرو، بدون شک، آن دسته از دانشمندانی که در حوزه های مختلف علوم تجربی و جهان شناسی اظهارنظر کرده اند، در حالیکه هنوز به شناخت خود نائل نیامدند و به همین دلیل منکر یا ملحدند. یا شناخت های دیگرشان نسبت به جهان ناقص و نارسا و واجد اشکال است و یا شناخت جهان و حقایق پیرامونی آن نفعی به حال خودشان نداشته است. در حالیکه اگر شناخت خویشتن حاصل شود، دیگر شناختها دقیق و عمیق تر و به حال خود فرد و دیگران فائده بخش تر است.

    از آن سوی تأمل و شناخت حرکت کمالی جهان هستی اعم از کلیت آن و یا جزء جزء آن برای انسان سالک درس است. انسان باید برای خودشناسی عمیق تر به حرکت و سلوک جهان بنگرد تا سلوک و خط مشی خویش را بیابد. جزء جزء وجود انسان از موی سر تا به نوک انگشتان و برنامه فعالیت درونی اجزاء انسان و کیفیت خلقت انسان از نطفه و رحم و سیر طبیعی رشد و تولد تا هنگام مرگ همه درس است، سیر کمالی طبیعت از زمان قرار گرفتن دانه در زمین تا تبدیل به نهال و شکوفه و میوه، حرکت ابر و باد و مه و خورشید و فلک و ... همه و همه درس کمالی هستند برای انسان تا ما را به حقیقت توحید و یکتاپرستی نزدیک و نزدیک تر سازد. چنانکه فرمود: "سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق ...؛(فصلت/آیه 53) به زودى نشانه‏ هاى خود را در افقها[ى گوناگون] و در دلهايشان بديشان خواهيم نمود تا برايشان روشن گردد كه او خود حق است..."

    - خودشناسی حلال مشکلات انسان است: بسياري از مشكلات روحي و رواني و فكري و اخلاقي انسان ناشي از خود ناشناسي است. اگر آدمي حقيقت واقعي خود، هدف خلقت، رابطه خود با خدا، موقعيت خود در نظام هستي، تاثير زندگي دنيوي در آخرت، نقش اخلاق نيكو و برخورد مناسب با ديگران، سهم ثروت در كيفيت زندگي و نقش مصيبت ها و خوشي ها و دیگر معارف وابسته و پیوسته به هستی خویش را در زندگي بداند بسياري از مشكلات او حل مي گردد و زندگي سعادت آميزي را براي خود رقم مي زند. بسياري از مكاتب و ایسم های ساخته و پرداخته دست بشر نظير ماترياليسم، ليبراليسم، نازيسيم، تبعيض نژادي، سرمايه داري و اگزيستانسياليسم كه امروزه سرنوشت آدميان را رقم مي زنند، ريشه در عدم شناخت انسان دارند. اگر آدمي خود را و به تبع آن خالق خویش و راه سعادت و راهنمایان حقیقی را به خوبي مي شناخت، ديگر گرفتار اين مكاتب انحرافی نمي گشت و مي توانست در پرتو تعقل و خردورزي و با رجوع به ندای فطرت پاک و الهی اش، به آرامش راستين دست يابد كه همان انس با خدا، بندگی حضرت حق، پیروی راه انبیاء و اوصیء الهی و تبعيت از فرامين الهي است.

    انسان خودشناخته حتی اگر در کانون کفر و دامان پدر و مادری کافر و یا مشرک بدنیا آید، بر اساس حکم عقل و ندای فطرت الهی، در بین راهها و بیراهه ها و مدعیان و مدعیات گوناگون، جستجو کرده و طریق و صراط حق را با استعانت و هدایت الهی خواهد یافت. این معنا همان حقیقتی است که خداوند می فرماید: «... وَ اللَّهُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»‌ (البقره، 213) ... و خدا هر كه را بخواهد به سوى صراط مستقيم هدايت می‌کند.» این هدایت خدا هدایت ثانویه است، یعنی بنده باید اول هدایت را بخواهد و برای رسیدن به آن به قدر توان، تلاش خود را بکار گیرد تا مشمول هدایت الهی شود. همانکه خداوند فرموده است: ای بنده ام تو یک قدم بردار من ده قدم به سوی تو برخواهم داشت. از اینرو کسی می تواند این قدم اول را بردارد که به گوهر ارزشمند خودشناسی دست یافته باشد.

    بنابراین، انسان هر قدر می تواند باید روی این گام اولیه و مؤثر کار کند، به جرأت می توان گفت: اهتمام و جدیت بر خودشناسی، پنجاه درصد، استواری فکر و اندیشه و سلوک علمی و عملی انسان را در مسیر کسب فضایل اخلاقی و الهی فراهم ساخته و بستر مؤدب شدن به آداب بندگی را در مسیر کمال و سعادت ایجاد خواهد ساخت.

    باز هم خواهیم گفت ... شما هم مشارکت کنید ...



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    4,144
    صلوات
    71
    تعداد دلنوشته
    17
    مورد تشکر
    30 پست
    حضور
    89 روز 17 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    1001



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست
    شما هم مشارکت کنید ...
    سلام استاد بزرگوار خدا قوت و خسته نباشید

    راستش میخواستم پستی ارسال کنم حس کردم شاید مناسب نباشه میون کلام شما مطلبی ارسال کنم ولی وقتی این پستتون رو دیدم نظرم عوض شد... با اجازتون پست رو ارسال میکنم.

    حقیقتش رو بخواهید منم مدتها توی گیر و دار این مسئله بودم (و در بعضی موارد هنوز هم هستم) که چطور خدا رو بشناسم ... از طرفی این مشکل رو داشتم که اگه سوال کنم در موردم قضاوت بشه حتی یک باری در کانون این سوال رو فکر کنم پرسیدم .. شایدم از طریق مرکز ملی سوال کردم خلاصه حس میکردم ناخواسته باهام طوری صحبت میشه که انگار مخالف دین هستم و دارم الکی اشکال میگیرم.

    ولی واقعیت اینه که برای من سوال بود که چرا خدا به ما سفارش میکنن مغرور نباشیم و خودمون رو برتر نبینیم ولی در قرآن بارها فرمودن خدا عزیز و حکیم ، قدیر و ... هستن میگفتم اگه خودستائی بده چرا خدا اینطور میگن ...

    خلاصه اینکه بعد از پرسش و جستجویی که کردم به هیچ جوابی نرسیدم و ترسیدم پیگیری بیشتر به شخصیتم ضربه بزنه به همین خاطر در خفا تحقیق رو ادامه دادم ... تا زمانی که خدا من رو در راه حفظ قرآن قرار داد .. اوایلش باز هم به ته آیه ها که میرسیدم همون حس رو داشتم ولی سعی میکردم بهش بال و پر ندم و سرکوبش میکردم و خطورات رو به سمت مثبت و اینکه من این صفات رو قبول دارم هدایت میکردم.

    تا اینکه رفته رفته وقتی با داستانهای تاریخ و داستانهای حقیقی قرآن از زبان خود خدا مواجه شدم یواش یواش فهمیدم چرا خداوند از این صفات نام میبرن و تا چه حد این صفات با رفتار ناشایست اقوام گذشته مرتبط بوده و اگه گفته نمیشد جای خالیش حس میشده.

    الان گرچه هنوز در راه قرآن یک مبتدی محسوب میشم ولی حداقلش اینه که لذت صدا زدن خدا با نامهای مخصوص ایشون رو به اندازه ی ظرف وجودیم چشیدم و خیلی نسبت به قبل ایمان و شناختم نسبت به خدا بیشتر و بهتر شده.

    با گفتن این خاطره ی طولانی خواستم به بزرگواری که تاپیک رو ایجاد کردن پیشنهاد حفظ قرآن یا گذروندن دوره ی تفسیر قرآن رو بدم ... چرا که حتی ما انسانها بین خودمون از این ضرب المثل استفاده میکنیم "تا مرد سخن نگفته باشد ، عیب و هنرش نهفته باشد" خیلی خوبه برای شناخت خدا به سراغ صحبتهای خودشون بریم تا بفهمیم رازی که ایشون از طریق اینهمه پیامبر میخواستن به ما منتقل کنن چی بوده... به قول استاد بزرگوار آقای قرائتی ما انسانها هم که یه ماشین لباسشویی یا کولر یا تلوزیون یا هر چیز دیگه ای رو تولید میکنیم یه دفترچه راهنما هم براش میزاریم ، چطور ممکنه خداوند عالم این کار رو نکنن؟ ایشون میگفتن قرآن دفترچه ی راهنمای ماست خود خدا میدونن چی خلق کردن و چه دستوراتی برای سلامت دنیا و آخرت انسان مفید تره... (مفهوم صحبتهاشون رو گفتم عین عبارات نیست)

    امیدوارم موفق باشید و تقاضا میکنم برای موفقیت من و امثال من هم دعا کنید تا با عشق به خدا از این دنیا بریم و بتونیم موقع مرگمون این آیات رو بشنویم ....

    یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿٢٧﴾ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً ﴿٢٨﴾ فَادْخُلِی فِی عِبَادِی ﴿٢٩﴾ وَادْخُلِی جَنَّتِی ﴿٣٠﴾ (سوره فجر)
    تو اى روح آرام‏یافته! (۲۷) به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است، (۲۸) پس در سلك بندگانم درآى، (۲۹) و در بهشتم وارد شو! (۳۰)

    التماس دعا
    ویرایش توسط ✿ عاشق قرآن ✿ : ۱۳۹۵/۰۴/۱۷ در ساعت ۰۳:۰۹
    »»» لطفا برای برآورده شدن حاجت همه ی حاجتمندان دعا کنید «««

    دانلود کنید تا زندگیتون
    (بــنــدگــیــتــون) عوض بشه
    »»» مشاهده پست حاوی لینک دانلود + توضیحات «««
    جلد 1
    جلد 2

    جلد 3

    ۞۞ کلاس مجازی حفظ قرآن کریم ۞۞
    »»» جوانها کلیک کنند ««


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    184
    مورد تشکر
    51 پست
    حضور
    5 روز 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ║✿║خادم زهرا║✿║ نمایش پست
    سلام استاد بزرگوار خدا قوت و خسته نباشید

    راستش میخواستم پستی ارسال کنم حس کردم شاید مناسب نباشه میون کلام شما مطلبی ارسال کنم ولی وقتی این پستتون رو دیدم نظرم عوض شد... با اجازتون پست رو ارسال میکنم.
    سلام بزرگوار خیلی باعث افتخاره که شما هم با مطالب قشنگ و نظرات خوبتان، در بحثها مشارکت کنید و موجب غنای مباحث شوید. انتظار ما از همه عزیزان اینست که نگذارند خجالت و حیا یا تصور اینکه دیگران چه برداشتی در باره ایشان می کنند مانع فعالیت علمی و مشارکت در بحثها شود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ║✿║خادم زهرا║✿║ نمایش پست
    ولی واقعیت اینه که برای من سوال بود که چرا خدا به ما سفارش میکنن مغرور نباشیم و خودمون رو برتر نبینیم ولی در قرآن بارها فرمودن خدا عزیز و حکیم ، قدیر و ... هستن میگفتم اگه خودستائی بده چرا خدا اینطور میگن ...
    اینکه خداوند به ما فرموده از غرور و خودستائی بپرهیزید بخاطر اینست که ما انسانها بدلیل ضعف و نقصان و کاستی و محدودیتهایی که داریم هر لحظه در معرض آسیب هستیم و اگر عنان نفس اماره مان را در کف نگیریم و کنترلش نکنیم هر تصوری ممکن است ما را به وادی هلاکت برساند. اگر گمان کنیم که همه جوره عزیز و بزرگ هستیم، یا گمان کنیم برای خودمان کسی هستیم، یا ثروت و مکنت و قدرتی داریم، یا شأن و مقام و منزلتمان از دیگری بالاتر است، یا هر کاری از دستمان بر می آید و نظائر آن ... این تصورات، ضمن اینکه به همان دلایلی که گفتیم (عجز و ضعف و نقصان و محدودیت بشر) تصورات باطل و غلطی است، مخالف روح کمال جوی انسانی است، انسان برای رسیدن به قدرت و عزت نفس باید تواضع و افتادگی بخرج دهد، برای رسیدن به بی نیازی و غنا باید در برابر غنی مطلق، احساس فقر و نیازمندی کند، برای رسیدن به گوهرهای ارزشمند علم و دانش و فضیلت و تقوا، باید در برابر پارسایان و دانایان فروتنی و تواضع کرده و سر به آستان شاگردی ایشان بساید و بالاخره برای رسیدن به هر کمالی باید از هوای نفس و هر چیزی که با رسیدن به قله های کمال انسانی مخالفت دارد بگذرد، در برابر اصحاب حقیقی معرفت (انبیاء و اوصیاء الهی و عالمان بالله) از داشته های خود بگذرد و یا اندوخته های خویش بر زمین گذارد تا بتواند بار معرفت حقیقی اش ببندد. این حکایت حال آدمی است که سراسر وجودش ضعف و نقص و کاستی و نیاز و محدودیت است.

    اما اینکه خدای سبحان (عزاسمه) خود را به صفات کمالی، قدرت و علم و حکمت و غنا و عزیز بودن و نظائر آن، آنهم در حد بی انتها و مطلق می خواند و می ستاید بواسطه آنست که از یکسو حقیقتاً خدای متعال واجد همه صفات حمیده و پسندیده (صفات کمالی) بحدی که در اندیشه ی ما نمی گنجد هست و از سوی دیگر از همه صفات مذموم و ناپسند (صفات جلالی) مبرا و دور است. فلذا حقیقتاً خداوند شایسته همان صفاتی است که خود را بدانها می خواند، بعلاوه از آنجاییکه هیچ نقص و کاستی و عجز و ناتوانی در حضرتش جل و علا راه ندارد، اینطور نیست که اگر خود را با صفات کمالی اش که نشان عز و جلال و بزرگی و عظمت اوست بخواند، (العیاذ بالله) دچار عجب و غرور و تکبر شود.

    فلذا ما اگر بخواهیم بزرگ شویم(که باید تلاش کنیم بزرگ شویم) باید کوچکی و تواضع و فروتنی را اختیار کنیم اما خدایی که بزرگی اش غیرقابل وصف است. (الله اکبرُ مِن أَن یُوصِف). جلالت و عظمت و بزرگی او بگونه ایست که نه با اظهار کوچکی و تواضع و فروتنی بزرگتر می شود و نه با بیان بزرگی و عظمت خویش، کوچک!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط ║✿║خادم زهرا║✿║ نمایش پست
    خلاصه اینکه بعد از پرسش و جستجویی که کردم به هیچ جوابی نرسیدم و ترسیدم پیگیری بیشتر به شخصیتم ضربه بزنه به همین خاطر در خفا تحقیق رو ادامه دادم ... تا زمانی که خدا من رو در راه حفظ قرآن قرار داد .. اوایلش باز هم به ته آیه ها که میرسیدم همون حس رو داشتم ولی سعی میکردم بهش بال و پر ندم و سرکوبش میکردم و خطورات رو به سمت مثبت و اینکه من این صفات رو قبول دارم هدایت میکردم.

    تا اینکه رفته رفته وقتی با داستانهای تاریخ و داستانهای حقیقی قرآن از زبان خود خدا مواجه شدم یواش یواش فهمیدم چرا خداوند از این صفات نام میبرن و تا چه حد این صفات با رفتار ناشایست اقوام گذشته مرتبط بوده و اگه گفته نمیشد جای خالیش حس میشده.
    بابت نعمت حفظ قرآن باید شکرگزار باشید و بنده را از دعای خیر فراموش نکنید.

    بله همینطور است معرفت به اسماء و صفات الهی بسیار در طریق بندگی و خودشناسی و خودسازی و پرهیزکاری انسان مؤثر است. بعنوان نمونه اگر از عمق جان بفهمیم که خداوند به همه کارها و اعمال ما در خفا و آشکار آگاه و عالم است. از گناه و ظلم پرهیز می کنیم؛ دائماً به خیر و خوبی می اندیشیم و لحظه ای از عمل به خیر و خوبی غفلت نمی ورزیم؛ دلمان قرص و محکم است که چنین حامی و پشتیبانی داریم؛ در برابر حوادث و وقایع الاتفاقیه زندگی احساس ضرر و نابودی نمی کنیم چون او می داند و ...

    ای کاش می شد در تایپیکی مستقل همین آثار و فواید معرفت به اسماء و صفات الهی را به گفتگو نشست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط ║✿║خادم زهرا║✿║ نمایش پست
    با گفتن این خاطره ی طولانی خواستم به بزرگواری که تاپیک رو ایجاد کردن پیشنهاد حفظ قرآن یا گذروندن دوره ی تفسیر قرآن رو بدم ... چرا که حتی ما انسانها بین خودمون از این ضرب المثل استفاده میکنیم "تا مرد سخن نگفته باشد ، عیب و هنرش نهفته باشد" خیلی خوبه برای شناخت خدا به سراغ صحبتهای خودشون بریم تا بفهمیم رازی که ایشون از طریق اینهمه پیامبر میخواستن به ما منتقل کنن چی بوده... به قول استاد بزرگوار آقای قرائتی ما انسانها هم که یه ماشین لباسشویی یا کولر یا تلوزیون یا هر چیز دیگه ای رو تولید میکنیم یه دفترچه راهنما هم براش میزاریم ، چطور ممکنه خداوند عالم این کار رو نکنن؟ ایشون میگفتن قرآن دفترچه ی راهنمای ماست خود خدا میدونن چی خلق کردن و چه دستوراتی برای سلامت دنیا و آخرت انسان مفید تره... (مفهوم صحبتهاشون رو گفتم عین عبارات نیست)

    امیدوارم موفق باشید و تقاضا میکنم برای موفقیت من و امثال من هم دعا کنید تا با عشق به خدا از این دنیا بریم و بتونیم موقع مرگمون این آیات رو بشنویم ....

    یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿٢٧﴾ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً ﴿٢٨﴾ فَادْخُلِی فِی عِبَادِی ﴿٢٩﴾ وَادْخُلِی جَنَّتِی ﴿٣٠﴾ (سوره فجر)
    تو اى روح آرام‏یافته! (۲۷) به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است، (۲۸) پس در سلك بندگانم درآى، (۲۹) و در بهشتم وارد شو! (۳۰)
    ممنون از سفارش زیبا و مطلب خوب و مفیدتان، لب و جان کلام را گفتید، هر قدر به ثقلین (قرآن و اهل بیت ع) نزدیکتر و برخوردارتر باشیم به صراط نجات و کمال نزدیکتریم. ملتمس دعا هستم.

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۵/۰۴/۱۸ در ساعت ۰۵:۴۴


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    184
    مورد تشکر
    51 پست
    حضور
    5 روز 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست
    خامساً: از همین سن و سال در جهت پاکدامنی و تقوای درون و بیرون کوشا باشید بدون شک، تلاش و مجاهدت عملی شما در مسیر تمسک به دین الهی، شما را مشمول الطاف و عنایات خاص خداوند نموده و به راه های حق و حقیقت و سعادت و نجات رهنمون می سازد. چیزهایی را می بینید و می فهمید که دیگران از درک و فهم و دیدن آنها عاجزند، به راههایی هدایت می شوید که دیگران بخاطر گناه، از آن هدایتها محرومند.
    سلام مجدد

    در کنار مطالعه منابع دینی و تفکر حول معارف الهیه، مطالعه درونی که زمینه های مستعد شدن روح و فطرت الهی تان را فراهم می آورد نیز پیشنهاد می شود و آن بر این قرار است:

    انسان با مطالعه و تأمل درونی به سرچشمه های فطری درونش پی می برد که در درونش طالب کمال حقیقی و نهایت و مطلق کمال است، به هر مرتبه ای می رسد اقناعش نمی کند جز نهایت کمال، او را راضی و قانع نمی کند و هر آنچه در جهان هستی و در اطرافش می بیند همه بنوعی نقص و ضعف و کاستی و محدودیتی دارند. این سؤال برایش پیش می آید؛ اینکه در درون من و همه خلایق، چنین میل و گرایش بطور فطری نهادینه شده پس باید وجود خارجی داشته باشد؟ پس کمال مطلق و نهایی کجاست؟ جستجوگری انسان بر مبنای این سؤال آغاز می شود و تشنگی اش تا به پاسخ نرسد رفع نخواهد شد. نشانه ها، آیات و حجت هایی که در درون و بیرون می بیند همه و همه او را به سمت خالق هستی بخش که واجد همه کمالات و عاری از هر عیب و نقصی است رهنون می سازند و او همان خدای رب العالمین است. خدایی که هم عقل بصیر و هم فطرت الهی و هم دین و انبیاء الهی معرفی می کنند.

    ضرورت ارسال رسل و انزال کتب را نیز بر همین اساس و از طریق سیر و مطالعه درونی و فطری می تواند دریابد. وقتی به درونش می نگرد احساس می کند همه بشر برای سلوک در هر راه و بیراهه و برزنی، خصوصاً اگر پر پیچ و خم و واجد تاریکیها و ظلمات و چندراهی ها باشد متمایل و محتاج به راهنما هستند وقتی به حال و روز سرگشتگی خویش و حکایت ابهام و چندراهی ها و تاریکی های دنیا و ابهامات و نادانستنی های عوالم پس از مرگ می اندیشد ضرورت راهنما و هادی برایش بیشتر روشن می شود و اگر بر اساس فطرت پاک و الهی اش به صفات و ویژگی های خدای علیم و قدیر و حکیم و عادل و مهربان و ... بخوبی پی برده باشد. نمی تواند به خود بقبولاند که خدای حکیم و مهربان در بین اینهمه تاریکی و ظلمات و ابهام و چند راهی بشریت را به حال خود رها کرده و در حالیکه غرضش از آفرینش هدایت و قرب و وصل بشریت و انسان سازی بوده، راهنمایان و هادیانی(پیامبران) را برای دستگیری از بشر نفرستاده باشد و در تکمیل و تتمیم کار انبیاء، بشر را از وجود اوصیاء و اولیاء الهی محروم ساخته و زمین در ازمنه ای خالی از حجت خدا باشد. این فهم و درک درونی و فطری، همان فلسفه بعثت انبیاء است که برخی از درک آن عاجزند.

    حقیقت معاد نیز به کمک سرچشمه های فطرت پاک و الهی ثابت است. از یکسو غایت انسان لذّات مادى نیست؛ چون با رسیدن به آنها خاموش نمی‌شود، بلکه فطرتاً متوجه کمال است. با پیمودن مراتب خلقت در دنیا، متوجه آخرت می‌شود و استعدادهایش به فعلیت می‌رسد و به مبدأ بازمی‌گردد. (سبحانى، جعفر، الالهیات على هدى الکتاب و السنة و العقل، ص 176 – 177، مؤسسة الامام الصادق (ع)، چاپ چهارم.) از سوی دیگر میل به جاودانگى فطرى است و گرنه انسان‌ها از مرگ هراسى نداشتند. تمامى خواست‌هاى فطرى براى رساندن انسان به کمال هستند و حکمتى دارند. این حکمت، وجود عالمى دیگر است. (معرفة المعاد، ص 26.) چون دنیا شایستگى جاودانه زیستن را ندارد. (معاد ربانى، ص 129.) همه تلاشهای بشر برای پیشگیری از مرگ و اینکه اثری از خویش بجای بگذارند تا جاودانه باشد از میل به جاودانگی بشر نشأت می گیرد. وجود این میل در همه بشریت، نشان آنست که باید جهان دیگری پس از مرگ باشد که به این نیاز بشر، پاسخ دهد.


    ویرایش توسط مشکور : ۱۳۹۵/۰۷/۲۶ در ساعت ۱۹:۱۹


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    184
    مورد تشکر
    51 پست
    حضور
    5 روز 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما چمع بندی




    پرسش:
    می خواهم از نوجوانی نسبت به شناخت دینم اقدام کنم از کجا شروع کنم؟ چه منابع و کتبی را مطالعه کنم؟

    پاسخ:
    انسانی که به حقیقت گوهر وجود خویش پی برده، بزرگترین دغدغه اش را در دین شناسی قرار می دهد و بحمدالله شما با توفیق الهی به راه مبارکی قدم گذارده اید که متأسفانه بسیاری از آن غافلند. در این مجال بطور اجمال به پاسخ سؤال شما می پردازیم:

    اول: باید بدانیم که اعتقادات دینی، حالتی زنجیروار و به هم پیوسته دارند و نمی توان نقطه شروع معینی برای آن در نظر گرفت. هر چند، انسانی که خود را نشناخته، توانایی شناخت خداوند و دیگر معارف را ندارد از این رو خودشناسی نقش بسزایی در دیگر شناخت های انسان بویژه در شناخت خدا و دین دارد.
    یکی از گام های مؤثر در شناخت دین و حقیقت توحید و معارف الهیه، خودشناسی است. اگر انسان بتواند در این گام اساسی به شناخت حقیقت خودش، اینکه از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بوده، به کجا می روم و چگونه و به چه طریقی باید گام بردارم تا به کمال و سعادت حقیقی برسم؟ گام مؤثری در مسیر خداشناسی و دین شناسی برداشته است.

    چنانکه حضرت امیر (علیه السلام) فرمود:
    «من عرف نفسه عرف ربه»؛ هر کس خودش را بشناسد خدایش را نیز شناخته است.بعلاوه خودشناسی مقدمه کمال انسانی نیز هست. همچنین خودشناسی پیش درآمد جهان شناسی است، چنانکه حضرت امیر (ع) فرمود: «کیف یعرف غیره من یجهل نفسه»، چگونه کسی می تواند دیگری (جهان و پیرامون) را بشناسد در حالی که نسبت به حقیقت خویش جاهل است؟!(1)؛ می توان افزود خودشناسی حلال مشکلات انسان نیز هست؛ بسياري از مشكلات روحی و روانی و فكری و اخلاقی انسان ناشی از خود ناشناسی است. اگر آدمی حقيقت واقعی خود، هدف خلقت، رابطه خود با خدا، موقعيت خود در نظام هستی، تاثير زندگی دنيوی در آخرت، نقش اخلاق نيكو و برخورد مناسب با ديگران، سهم ثروت در كيفيت زندگی و نقش مصيبت ها و خوشی ها و دیگر معارف وابسته و پیوسته به هستی خویش را در زندگي بداند بسياری از مشكلات او حل می گردد و زندگی سعادت آميزی را برای خود رقم مي زند.

    نمی توان شخصی را که به خداوند اعتقادی ندارد، به پیروی از فرستاده و رسول او فراخواند و نیز اگر فردی رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله) را نپذیرد، نمی توان با او در مورد جانشینان و امامان بعد از ایشان، سخنی به میان آورد و به همین ترتیب، اگر امامت ائمه (علیه السلام) برای طرف مقابل ثابت نشده باشد، دعوت او به رعایت موازین ارائه شده از جانب آنان، تلاشی بی ثمر خواهد بود. ولی در نگاهی دیگر، تنها با بررسی سخنان پیامبران است که می توان شناخت بهتری از خداوند یافت. به همین دلیل است که امام صادق (علیه السلام) مناجاتی را به یکی از یاران خود، آموزش می­ دهد که افراد در زمان غیبت امام باید محتوای آن را از خداوند درخواست نمایند.
    چنانچه می فرماید: "اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَبِیَّکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَبِیَّکَ لَمْ أَعْرِفْهُ قَطُّ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی"
    (2)
    همچنین امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده­ اند: اولین گام برای دینداری، شناخت خداوند است.(3) و یقینا اگر صادقانه و با تلاش و مجاهدت به دنبال فهم مسائل دینی باشیم، خداوند وعده فرموده که راه­ های رسیدن به خود را نشانمان خواهد داد.(4)

    دوم: بررسی مسائل دینی را نمی توان همانند مسیر مسابقه دو و میدانی دانست که از نقطه ای آغاز و به جایی ختم می شود، بلکه مجموعه معارف دینی که 1. اعتقادات. 2. اخلاقیات و 3. احکام عملی دین را شامل می شود باید به صورت همزمان و به هم پیوسته، فراگرفته و با بکارگیری در زندگی، آنها را تقویت نمود. همان گونه که نمی توان به جوانی که جویای تحصیلات عالیه و مطالعات تحقیقی بعد از آن و ازدواج و کسب درآمد و رسیدگی به پدر و مادر و نیز انجام فعالیت های مذهبی می باشد، توصیه نمود که از یک مورد شروع نموده و به ترتیب، به دیگر موارد بپردازد، بلکه او باید با تدبیر و مدیریت خود، همزمان در تمام این زمینه ها فعالیت نموده تا سرانجام به همه آنها دست یابد.(5)

    چند توصیه در همین راستا:
    اولاً: سعی کنید، مطالعه را در باره شناخت دینتان جدی بگیرید برای این منظور، به اقتضاء سن و سالتان، کتابهایی که در خصوص معارف دینی و با قلم روان و ساده نگارش شده اند مفید هستند. نظیر کتاب های استاد قرائتی (توحید ، معاد و ...)، برخی کتاب های آیت الله مکارم شیرازی، کتاب مناظره دکتر و پیر به قلم استاد شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد، کتاب توحید مفضل از زبان امام صادق (علیه السلام) در باره شگفتی های آفرینش، عمدتاً کتاب های آیت الله شهید دستغیب (رحمه الله علیه) که خیلی ساده و روان و مفید هستند و برخی کتابهای استاد شهید مرتضی مطهری (رحمه الله علیه).
    ثانیاً: در خلال تحصیل، از مدرسه تا دانشگاه، سعی کنید درس معارف دینی را نیز در کنار دیگر دروس جدی بگیرید.
    ثالثاً: همانگونه که نیازهای مادی تان را از پدر و مادر تقاضا می کنید، سؤالات و نیازهای فکری و معنوی تان را نیز از آنها بخواهید، قطعاً یکی از وظایف پدر و مادر پاسخ دادن به دغدغه ها و نیازهای فکری و معنوی شماست.
    رابعاً: با اجازه والدین تان، با کانون های مذهبی مانند مسجد، بسیج دانش آموزی، انجمن اسلامی دانش آموزی ارتباط برقرار کنید.
    خامساً: از همین سن و سال در جهت پاکدامنی و تقوای درون و بیرون کوشا باشید بدون شک، تلاش و مجاهدت عملی شما در مسیر تمسک به دین الهی، شما را مشمول الطاف و عنایات خاص خداوند نموده و به راه های حق و حقیقت و سعادت و نجات رهنمون می سازد.

    سوم. در کنار مطالعه منابع دینی و تفکر حول معارف الهیه، مطالعه درونی که زمینه های مستعد شدن روح و فطرت الهی تان را فراهم می آورد نیز پیشنهاد می شود و آن بر این قرار است:

    الف- انسان با مطالعه و تأمل درونی به سرچشمه های فطری درونش پی می برد که در درونش طالب کمال حقیقی و نهایت و مطلق کمال است، به هر مرتبه ای می رسد اقناعش نمی کند جز نهایت کمال، او را راضی و قانع نمی کند و هر آنچه در جهان هستی و در اطرافش می بیند همه بنوعی نقص و ضعف و کاستی و محدودیتی دارند. این سؤال برایش پیش می آید؛ اینکه در درون من و همه خلایق، چنین میل و گرایش بطور فطری نهادینه شده پس باید وجود خارجی داشته باشد؟ پس کمال مطلق و نهایی کجاست؟ جستجوگری انسان بر مبنای این سؤال آغاز می شود و تشنگی اش تا به پاسخ نرسد رفع نخواهد شد. نشانه ها، آیات و حجت هایی که در درون و بیرون می بیند همه و همه او را به سمت خالق هستی بخش که واجد همه کمالات و عاری از هر عیب و نقصی است رهنون می سازند.

    ب- همچنین ضرورت ارسال رسل و انزال کتب را نیز بر همین اساس و از طریق سیر و مطالعه درونی و فطری می تواند دریابد. وقتی به درونش می نگرد احساس می کند همه بشر برای سلوک در هر راه و بیراهه و برزنی، خصوصاً اگر پر پیچ و خم و واجد تاریکیها و ظلمات و چندراهی ها باشد متمایل و محتاج به راهنما هستند وقتی به حال و روز سرگشتگی خویش و حکایت ابهام و چندراهی ها و تاریکی های دنیا و ابهامات و نادانستنی های عوالم پس از مرگ می اندیشد ضرورت راهنما و هادی برایش بیشتر روشن می شود.

    ج- حقیقت معاد نیز به کمک سرچشمه های فطرت پاک و الهی ثابت است. از یکسو غایت انسان لذّات مادى نیست؛ چون با رسیدن به آنها خاموش نمی‌شود، بلکه فطرتاً متوجه کمال است. با پیمودن مراتب خلقت در دنیا، متوجه آخرت می‌شود و استعدادهایش به فعلیت می‌رسد و به مبدأ بازمی‌گردد.(6) از سوی دیگر میل به جاودانگى فطرى است و گرنه انسان‌ها از مرگ هراسى نداشتند. تمامى خواست‌هاى فطرى براى رساندن انسان به کمال هستند و حکمتى دارند. این حکمت، وجود عالمى دیگر است.(7) چون دنیا شایستگى جاودانه زیستن را ندارد.(8) همه تلاش های بشر برای پیشگیری از مرگ و اینکه اثری از خویش بجای بگذارند تا جاودانه باشد از میل به جاودانگی بشر نشأت می گیرد. وجود این میل در همه بشریت، نشان آنست که باید جهان دیگری پس از مرگ باشد که به این نیاز بشر، پاسخ دهد.

    _________________
    (1) شرح غرر الحکم و درر الکلم، ج ۴، ص ۵۶۵٫.
    (2) کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 342، روایت 29، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 ه ش.
    (3) نهج البلاغه، دار الهجره للنشر، قم، بی­تا، ص 39 (اول الدین معرفة الله).
    (4) عنکبوت/ 69.
    (5) برگرفته از پایگاه اسلام کوئست، شناخت اسلام، با کمی تغییر و تصرف.
    (6) سبحانى، جعفر، الالهیات على هدى الکتاب و السنة و العقل، ص 176 – 177، مؤسسة الامام الصادق (ع)، چاپ چهارم.
    (7) معرفة المعاد، ص 26.
    (8) معاد ربانى، ص 129.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۱۱/۰۳ در ساعت ۰۷:۳۲ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  11. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود