جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: كثرت بشر و ظلم به انسان هاي بالقوه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    كثرت بشر و ظلم به انسان هاي بالقوه




    با سلام و احترام؛

    اول عرض كنم بنده "رهدار" هستم كه نتوانستم با پسوورد قبلي وارد شوم.

    در مباحث گذشته راجع به خلقت انسان، به همراه كارشناس محترم سايت به اين نتيجه رسيديم كه خلقت بشر ناشي از اختيار والدين براي فرزند آوري است.

    سوال بنده اين است كه اگر براي مثال در يك خانواده كه 4 فرزند دارد، والدين از آوردن فرزندان پنجم و ششم خودداري كنند، آيا ظلم به آنها (فرزند پنجم و ششم بالقوه) نيست؟ آنها كه مي توانستند از سعادت و نعمت درك وجود و نعمات خداوند برخوردار شوند و نعوذبالله خداوند كه بخيل موجوديت آنها نيست.
    از طرفي فرزند آوري والدين هم بنا به دلايلي محدود است. راهكار خداوند متعال در اين زمينه كه ظلمي به انسان هاي بالقوه نشود چيست؟
    جان كلام اينكه چرا مثلا من به عنوان فرزند اول داراي شرايط كسب هويت و در نهايت استفاده از نعمت هاي الهي و اگر شايسته باشم سعادت ابدي شدم ولي فردي كه مي توانست به عنوان فرزند هفتم (براي مثال) شايسته همين مسائل شود، موجوديت نمي يابد؟ كما اينكه خانواده هايي هستند كه داراي فرزند هفتم و هشتم هستند.
    با تشكر


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,614
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    792 پست
    حضور
    118 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    كثرت بشر و ظلم به انسان هاي بالقوه







    کارشناس بحث: استاد رئوف

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    كثرت بشر و ظلم به انسان هاي بالقوه


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رهمند نمایش پست
    با سلام و احترام؛

    اول عرض كنم بنده "رهدار" هستم كه نتوانستم با پسوورد قبلي وارد شوم.

    در مباحث گذشته راجع به خلقت انسان، به همراه كارشناس محترم سايت به اين نتيجه رسيديم كه خلقت بشر ناشي از اختيار والدين براي فرزند آوري است.

    سوال بنده اين است كه اگر براي مثال در يك خانواده كه 4 فرزند دارد، والدين از آوردن فرزندان پنجم و ششم خودداري كنند، آيا ظلم به آنها (فرزند پنجم و ششم بالقوه) نيست؟ آنها كه مي توانستند از سعادت و نعمت درك وجود و نعمات خداوند برخوردار شوند و نعوذبالله خداوند كه بخيل موجوديت آنها نيست.
    از طرفي فرزند آوري والدين هم بنا به دلايلي محدود است. راهكار خداوند متعال در اين زمينه كه ظلمي به انسان هاي بالقوه نشود چيست؟
    جان كلام اينكه چرا مثلا من به عنوان فرزند اول داراي شرايط كسب هويت و در نهايت استفاده از نعمت هاي الهي و اگر شايسته باشم سعادت ابدي شدم ولي فردي كه مي توانست به عنوان فرزند هفتم (براي مثال) شايسته همين مسائل شود، موجوديت نمي يابد؟ كما اينكه خانواده هايي هستند كه داراي فرزند هفتم و هشتم هستند.
    با تشكر


    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    برای پاسخ به سوال شما، ابتدا بایستی بدانیم که مراد از ظلم چیست؟ به عبارت دیگر، هنگامی که شما می گوید عدم زمینه سازی برای فرزند هفتم، ظلم است و موجب بی عدالتی می شود، منظورتان از ظلم چیست؟

    یکی از تعاریف معروف عدل عبارت است از "اعطاء کل ذی حق حقه" یعنی: عدل آن است که حق هر صاحب حقی، داده شود. اگر این تعریف را مبنای بحث خویش قرار دهیم، آنگاه مسئله تاحدی شکل خود را پیدا می کند.

    اولین سوالی که در این مسئله پیش می آید این است که آیا انسان ها حقی بر خداوند دارند؟ به عبارت دیگر، آیا انسان ها از خداوند طلبکارند و حقی دارند که اگر خداوند اعطا نکند، ظالم باشد؟

    این سوال یک پاسخ ساده دارد و آن این است که هیچ کسی بر خداوند حقی ندارد به عبارت دیگر، هیچ فردی طلبی از خداوند ندارد که اگر خداوند اعطا نکند، ظالم شود.

    بنابراین، هیچ فردی نمی تواند مدعی باشد که خداوند ظالم است زیرا به من یک نعمت خاص را اعطا نکرده است. از همین رو، اگر موجودی می توانسته خلق شود ولی نشده است، هیچ ظلم نیست زیرا هیچ حقی بر گردن خداوند نداشته است تا ندادن آن حق موجب ظلم شود.

    موفق باشید



    * برای مطالعه بیشتر در این زمینه کتاب "عدل الهی" از استاد شهید مطهری، انتشارات صدرا، پیشنهاد می شود.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با تشكر از پاسختان؛

    به نظر مي رسد اينگونه پاسخ نوعي صورت مسئله را پاك كردن است. اصلا بحث بنده ظلم خداوند به انسان نبود. همانطور كه عرض كردم پيش از اين به اين نتيجه رسيديم كه زادو ولد از طرف خداوند به انسان واگذار شده و در اختيار انسان است. حالا اگر خانواده اي نخواهند صاحب فرزند شوند، جدا از مشكلات اجتماعي كه ممكن است پيش بيايد نوعي حق هم بر گردنشان است و آن هم عدم تلاش براي موجود كردن افراد ديگر است. پس بحث بنده ظلم انسان به انسان بود نه ظلم خداوند به انسان. چه همه نيك مي دانيم بشر حقي بر گردن خداوند ندارد. البته بشري هم كه موجود نشده اصلا حقي ندارد و معلوم نيست كه چرا شما گفته ايد:
    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست
    از همین رو، اگر موجودی می توانسته خلق شود ولی نشده است، هیچ ظلم نیست زیرا هیچ حقی بر گردن خداوند نداشته است تا ندادن آن حق موجب ظلم شود.
    عرض من اين است كه خداوند چه تدبيري براي جبران آن ظلم به انسان هاي بالقوه دارد؟ ظلمي كه انسان هاي ديگر با خودخواهي و يا تنبلي و يا هر دليل ديگر به انسان هاي بالقوه داشتند.
    اصولا آيا شخصي كه به جسم تبديل نشده و نمي تواند روحي دريافت كند، حائز حق هست يا خير؟
    به نظر مي رسد بايد در اين مسئله بحث جسميت و هويت افراد را تفكيك كرد. يعني انسان اول جسم است و نتيجه اختيار والدين است. بنابراين هويتي ندارد و هويت خود را پس از سال ها زندگي در دنيا (ظرف آزمايش) كسب مي كند.
    سوال اصلي: چرا تعداد انسان ها مثلا تا قيامت 100 ميليارد مي شود و مثلا 120 ميليارد نمي شود. آيا آنها كه مي توانستند به دنيا بيايند و والدين و يا هر كس ديگر از آمدنشان ممانعت كرد (مثلا با روش هاي جلوگيري از بارداري) ظلمي به آن فرد بالقوه داشته اند؟ اصولا آيا تعداد انشان ها براي خداوند مهم است؟ چون خداوند از دميدن روح بر هيچ جسمي كه شرايطش را داشته باشد امتناع نمي كند. چند جسم بايد به وجود بيايد تا جامعه انساني معني پيدا كند؟ اصولا معيار خداوند براي تعداد انسان هايي كه قرار است آفريده شوند چيست؟ مثلا از قبل معلوم بوده قرار است تا آخر دنيا 100 ميليارد به دنيا بيايند؟ آيا اين مسئله جزء اختيار انسان نيست؟ يا اصلا تعداد فرزندان خانواده مهم نيست و اين از اختيارات خداوند به انسان است كه هر چندتا فرزند بيورند و شماتتي هم در آن دنيا بابت اين مسئله نمي شوند.

    با تشكر از پاسختان.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رهمند نمایش پست
    با تشكر از پاسختان؛

    به نظر مي رسد اينگونه پاسخ نوعي صورت مسئله را پاك كردن است. اصلا بحث بنده ظلم خداوند به انسان نبود. همانطور كه عرض كردم پيش از اين به اين نتيجه رسيديم كه زادو ولد از طرف خداوند به انسان واگذار شده و در اختيار انسان است. حالا اگر خانواده اي نخواهند صاحب فرزند شوند، جدا از مشكلات اجتماعي كه ممكن است پيش بيايد نوعي حق هم بر گردنشان است و آن هم عدم تلاش براي موجود كردن افراد ديگر است. پس بحث بنده ظلم انسان به انسان بود نه ظلم خداوند به انسان. چه همه نيك مي دانيم بشر حقي بر گردن خداوند ندارد. البته بشري هم كه موجود نشده اصلا حقي ندارد و معلوم نيست كه چرا شما گفته ايد:

    عرض من اين است كه خداوند چه تدبيري براي جبران آن ظلم به انسان هاي بالقوه دارد؟ ظلمي كه انسان هاي ديگر با خودخواهي و يا تنبلي و يا هر دليل ديگر به انسان هاي بالقوه داشتند.
    اصولا آيا شخصي كه به جسم تبديل نشده و نمي تواند روحي دريافت كند، حائز حق هست يا خير؟
    به نظر مي رسد بايد در اين مسئله بحث جسميت و هويت افراد را تفكيك كرد. يعني انسان اول جسم است و نتيجه اختيار والدين است. بنابراين هويتي ندارد و هويت خود را پس از سال ها زندگي در دنيا (ظرف آزمايش) كسب مي كند.
    سوال اصلي: چرا تعداد انسان ها مثلا تا قيامت 100 ميليارد مي شود و مثلا 120 ميليارد نمي شود. آيا آنها كه مي توانستند به دنيا بيايند و والدين و يا هر كس ديگر از آمدنشان ممانعت كرد (مثلا با روش هاي جلوگيري از بارداري) ظلمي به آن فرد بالقوه داشته اند؟ اصولا آيا تعداد انشان ها براي خداوند مهم است؟ چون خداوند از دميدن روح بر هيچ جسمي كه شرايطش را داشته باشد امتناع نمي كند. چند جسم بايد به وجود بيايد تا جامعه انساني معني پيدا كند؟ اصولا معيار خداوند براي تعداد انسان هايي كه قرار است آفريده شوند چيست؟ مثلا از قبل معلوم بوده قرار است تا آخر دنيا 100 ميليارد به دنيا بيايند؟ آيا اين مسئله جزء اختيار انسان نيست؟ يا اصلا تعداد فرزندان خانواده مهم نيست و اين از اختيارات خداوند به انسان است كه هر چندتا فرزند بيورند و شماتتي هم در آن دنيا بابت اين مسئله نمي شوند.

    با تشكر از پاسختان.

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    ظاهرا پاسخ بنده در سایت درج نشده است و از این رو مجددا عرض می کنم.

    حق داشتن، فرع بر وجود داشتن است. موجودی که وجود دارد بر اساس وجودش و استعدادهایش از حقوقی برخوردار می شود. بنابراین موجودی که اساسا به دنیا نیامده است و به عبارت روشن تر، وجود ندارد، حقی هم نخواهد داشت. بنابراین نه مجازات و مواخذه ای در مورد او وجود دارد و نه اینکه حقی از موجودی که اساسا موجود نیست، ضایع شده است.

    موفق باشید



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام مجدد؛

    البته بنده 7-8 سوأل پرسيدم و با پاسخ بسيار كوتاه و نسبتا بي تفاوت و بي حوصله كارشناس محترم مواجه شدم كه تعجب آور است.

    تا اينجا به اين نتيجه رسيديم كه فردي كه موجود نيست اصلا حقي هم ندارد. درست. حق و تكليف براي بشري است كه موجود است و از نظر ديني موجود انساني كسي است كه داراي جسم و روح باشد و از نظر حقوقي كسي كه مجنون نباشد داراي تكليف و مطابق با آن داراي حقوقي هم هست.
    سوال اين است كه مرز موجوديت و عدم موجوديت انسان چيست؟ و آيا پدر و مادري كه فرزند آوري نمي كنند و يا بنا به دلايلي كم فرزند مي آورند بايد شماتت دنيوي و اخروي كرد يا خير؟

    پاسخ اين سوآل را بنده با زبان غيرتخصصي اينگونه براي خودم آماده كرده ام و مايلم ديدگاه دوستان ديگر را هم بدانم:

    1. به هر حال هر خانواده اي محدوديتي براي فرزند آوري دارد و اصولا فقط يكي از كاركردهاي خانواده فرزند آوري و توجه به كميت فرزند است. بخش عمده وظايف خانواده توجه به تربيت و كيفيت فرزند نيز هست. پس نتيجه اينكه يك نوع محدوديت براي فرزند آوري در همه خانواده ها وجود دارد و حتي شخص رسول الله (ص) به عنوان اسوه حسنه نيز تعداد محدودي فرزند داشتند. پس بنابراين مورد شماتت اخروي نعوذبالله قرار نخواهند گرفت كه چرا فرزند بيشتري نياورده است و مثلا عده اي انسان بالقوه را از موجوديت و درك هستي محروم كرده است؛
    2. چنانكه پيش از اين نيز بحث شد، انسان وقتي انسان مي شود كه اطراف خود را درك كند و هويتي پيدا كند. اين هويت وقتي ايجاد مي شود كه انسان از ابزارهاي دريافت كرده از خداوند (ابزارهايي مانند جسم، روح، اراده و نظاير آن) استفاده ببرد و هويت خود را بسازد؛ پس از اين منظر ما وقتي "هست" و "موجود" مي شويم كه هويتي پيدا كنيم.
    3. پيش از اين در زمينه چگونگي موجوديت انسان با اسم كاربري "رهدار" بحث كردم. و به اين نتيجه رسيديم كه ما به عنوان موجوداتي با عنوان انسان در روي كره زمين، پيش از دنيا و مثلا در عالم ذر انتخاب نشده ايم و مثلا در مسابقه اي شركت نكرده ايم كه برندگان آن به زمين ورود پيدا كنند و بازندگان نيت و نابود شوند كه حالا بياييم براي آنان غصه بخوريم و حقي برايشان قائل شويم. بلكه ابتدا جسم ناشي از اختيار والدين براي فرزند آوري بوديم و سپس به واسطه ابزارهاي دريافت شده الهي (ابزارهايي مانند جسم، روح، اراده و نظاير آن) موجود شده ايم و رشد پيدا كرده ايم. يعني اين شانس ما نبوده كه مثلا از ميان دهها ميليون بشر داوطلب ورود به زمين "من" و يا "شما" كه در حال خواندن اين متن هستين وارد كره خاكي شويم. بلكه اين "من" شدن ها نتيجه تكامل شخصيت و انتخاب مسير حق و باطل بوده و در روز برزخ نشان مي دهد كه با چه كيفيت و كميتي "من" شده ايم.
    4. بنده براي چگونگي "من" شدن ها و موجوديت پيدا كردن ها 14 مرحله را شناخته ام. كه مي تواند بيشتر هم بشود. 1. اراده والدين براي فرزند آوري2. ايجاد جسم در رحم3. دميدن روح الهي بر جسم4. تولد و ورود به دنيا5. كسب آموزش و تربيت و تاثيرپذيري از محيط6. يافتن خويش به عنوان يك بشر7. بلوغ و شروع تكليف شرعي8. تكامل شخصيتي9. 40 سالگي و يافتن هويت و ثبات جهان بيني10. آمادگي براي آخرت و ورود به برزخ و كسب تغييرات نهايي11. مرگ و خروج از ظرف آزمايش دنيا12. برزخ و رشد و سقوط برزخي به واسطه برخي اعمال دامنه دار و باقيات الصالحات13. قيامت و دريافت كارنامه نهايي كيفيت موجوديت و "من" شدن نهايي14. تكامل بي نهايت در آخرت به واسطه اذكار و عبادات مخصوص آن دوره و يا سقوط در جحيم و احتمال عنايت خداوند براي ورود به بهشت با پاكسازي در جهنم (به قول شهيد دستغيب درمان شدن در بيمارستان جهنم) و يا مخلود ماندن در آن.

    5. همانگونه كه ذكر شد در اين مراحل 14 گانه مي توان بيان داشت كه فقط در مرحله جسمانيت صرف (4 ماه اول حضور در رحم مادر بدون وجود روح) ما هيچ چيزي نيستيم و بشر نشده ايم.
    6. نتيجه مهم آنكه: عدم ما انسان ها به همان 4 ماه برمي گردد و فقدان ما پيش از آن 4 ماه معني ندارد كه بخواهيم درباره آن صحبتي بكنيم چون با شرايط گفته شده، شأنيتي درباره آن وجود ندارد.

    7. پس پس با عنايت به اينكه "ما" وقتي "ما" مي شويم كه خود هويت خود را با عنايت به اختيارمان بسازيم و اختيار از وجود روح بشر سرچشمه مي گيرد، مرحله پيش از روحمان، مرحله عدم ما تلقي مي شود و "عدم پيش از جسم" و "وجود پيش از تصميم والدين براي فرزند آوري" معني پيدا نمي كند و حقي هم بر گردن كسي نمي گذارد.

    با تشكر.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر بزرگواري روي نوشته بنده پاسخي بگذارد ممنون مي شوم.


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام؛ با اينگونه پاسخ دادن به نظر مي رسد از شبهات جوانان اين كشور نه تنها كاسته نمي شود، بلكه با كمال تأسف افزوده نيز مي شود. چندين هفته بحث را بي جواب گذارده و جاخالي مي دهيد.

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پرسش:
    والدين از آوردن فرزندان پنجم و ششم خودداری كنند، آيا ظلم به آنها (فرزند پنجم و ششم بالقوه) نيست؟



    پاسخ:
    برای پاسخ به سوال شما، ابتدا بایستی بدانیم که مراد از ظلم چیست؟ به عبارت دیگر، هنگامی که شما می گوید عدم زمینه سازی برای فرزند هفتم، ظلم است و موجب بی عدالتی می شود، منظورتان از ظلم چیست؟

    یکی از تعاریف معروف عدل عبارت است از "اعطاء کل ذی حق حقه" یعنی: عدل آن است که حق هر صاحب حقی، داده شود. اگر این تعریف را مبنای بحث خویش قرار دهیم، آنگاه مسئله تا حدی شکل خود را پیدا می کند.

    اولین سوالی که در این مسئله پیش می آید این است که آیا انسان ها حقی بر خداوند دارند؟ به عبارت دیگر، آیا انسان ها از خداوند طلبکارند و حقی دارند که اگر خداوند اعطا نکند، ظالم باشد؟

    این سوال یک پاسخ ساده دارد و آن این است که هیچ کسی بر خداوند حقی ندارد به عبارت دیگر، هیچ فردی طلبی از خداوند ندارد که اگر خداوند اعطا نکند، ظالم شود.

    بنابراین، هیچ فردی نمی تواند مدعی باشد که خداوند ظالم است زیرا به من یک نعمت خاص را اعطا نکرده است. از همین رو، اگر موجودی می توانسته خلق شود ولی نشده است، هیچ ظلم نیست زیرا هیچ حقی بر گردن خداوند نداشته است تا ندادن آن حق موجب ظلم شود.

    نکته مهم اینکه حق داشتن، فرع بر وجود داشتن است. موجودی که وجود دارد بر اساس وجودش و استعدادهایش از حقوقی برخوردار می شود. بنابراین موجودی که اساسا به دنیا نیامده است و به عبارت روشن تر، وجود ندارد، حقی هم نخواهد داشت. بنابراین نه مجازات و مواخذه ای در مورد او وجود دارد و نه اینکه حقی از موجودی که اساسا موجود نیست، ضایع شده است.


    * برای مطالعه بیشتر در این زمینه کتاب "عدل الهی" از استاد شهید مطهری، انتشارات صدرا، پیشنهاد می شود.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۸/۲۳ در ساعت ۱۸:۵۹ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  11. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود