جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سرانجام سرنوشت ابن ملجم مرادی و قطام چه شد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    1,916
    صلوات
    87
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    28 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    سرانجام سرنوشت ابن ملجم مرادی و قطام چه شد؟




    به نام خدا

    عبدالرحمن بن عمرو بن ملجم مرادی، معروف به ابن ملجم، یکی از خوارج بود که به قصد به شهادت رساندن حضرت علی (ع) به کوفه آمد و به تحریک قطام، به این کار بیشتر ترغیب گردید و سرانجام در روز نوزدهم ماه مبارک رمضان نقشهٔ شوم خود را بجا آورد، ولی گویا خوشحالی او دوام نیاورد و در اندک مدتی به جزای کار خود رسید، به نحوی که حتی پس از مرگ دائم العذاب گردید!؟

    ابن ملجم مرادی که دارای نسبی عربی و از قبیله بنی مراد بود، قرآن و اسلام را از معاذ پسر جبل فراگرفته و در پی آن عمروعاص را در امر فراگیری قرآن یاری داد و در فتح مصر همراه عمروعاص قرار گرفت.

    پس از فتح مصر، ابن ملجم مدتی در آن سرزمین به تعلیم قرآن و فقه پرداخت و پس از به خلافت رسیدن علی (ع)، ابن ملجم با حضرت بیعت نمود و در جنگ جمل حاضر بود ولی پس از ماجرای حکمیت به خوارج پیوست و در پی آن ابن ملجم، عمرو پسر بکیر و برک پسر عبدالله گردهم آمدند و در مکه تصمیم گرفتند که در شب قدر؛ علی، معاویه و عمروعاص را به قتل برسانند و از این رو ابن ملجم راهی کوفه گردید و در آنجا عاشق دختری زیباروی به نام «قطام» گردید!

    (حوادث الایام: 221)





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    1,916
    صلوات
    87
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    28 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    قطام که بود؟

    بنا بر آنچه که در منابع تاریخی ذکر شده است؛ قطام، دختر علقمه بن شحنه عدی از قبیله تیم الرباب بوده است به نحوی که صورت زیبا و چهرهٔ دلربای قطام، او را شهره شهر کرده بوده به طوری که او را «ماه روی کوفه» لقب داده بودند، ولی او از کسانی بود که بعد از واقعه نهروان و کشته شدن برادر و پدرش در زمره مخالفان حضرت علی (ع) قرار گرفت.

    وی دختری حیله گر، مکار و پیوسته درصدد انتقام خونی از قاتلان پدر و برادرش بود و به نقلی او به همراه حزب قائم، که به رهبری عبدالله بن وهب راسبی بود، جنگ با علی (ع) را جهاد، و خون آن حضرت را مباح می‌دانستند، از این رو پس از ملاقات ابن ملجم با قطام، قطام وی را ترغیب نمود و با وعده‌هایی وی را در کار خود استوار‌تر نمود.

    (تاریخ خمیس: 281؛ خوارج: 102)



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    1,916
    صلوات
    87
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    28 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    لعنتی عجیب برای ابن ملجم!

    در روایتی از امام صادق (ع) آمده است که پیامبر (ص) فرموده‌اند:

    در شب معراج چون به آسمان پنجم رسیدم صورت علی بن ابی طالب (ع) را در آنجا مشاهده کردم. گفتم:‌ای جبرئیل؛ این چه صورتی است؟
    عرض کرد: یا محمد؛ فرشتگان خواهش کردند که از مشاهده جمال حضرت علی (ع) بهره ببرند و عرض کردند: خداوندا؛ فرزندان آدم در دنیا هر صبح و شب به مشاهدهٔ جمال علی (ع) مشغول هستند، پس ما را نیز به زیارت و دیدن چهرهٔ ایشان، به مقداری که اهل دنیا به این سعادت دسترسی دارند، بهره‌مند فرما.



    پس حق تعالی صورت آن حضرت را از نور مقدس خود آفرید و صورت علی (ع) نزد ایشان است که در شب و روز او را زیارت می‌کنند و هر بامداد از مشاهدهٔ چهره ایشان متمتع و بهره‌مند می‌گردند.

    آنگاه امام صادق (ع) فرمود:

    هنگامی که ابن ملجم ضربت خود را بر سر مبارک آن حضرت فرود آورد، مانند‌‌ همان ضربت بر صورتی که نزد فرشتگان بود نقش بست و پس از آن هر بامداد و شامگاه که ملائکه آن صورت را زیارت می‌نمودند، بر ابن ملجم لعنت می‌فرستند و این امر به طور پیوسته تا روز قیامت ادامه دارد.

    (حیات القلوب: 282؛ قطره‌ای از معجزات چهارده معصوم: 121)



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    1,916
    صلوات
    87
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    28 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    قصاصی سخت!

    در تاریخ آمده است که حضرت علی (ع) در آخرین ساعات زندگی به مدارا با ابن ملجم فرزندانش را وصیت فرمود و پس از وفات امیرالمومنین علی (ع)، ابن ملجم را برای قصاص نزد امام حسن (ع) آوردند و ایشان نیز با یک ضربه شمشیر ابن ملجم را قصاص فرمود و این واقعه در 21 رمضان روی داد و چنانچه مشهور است‌ام الهیثم دختر اسود نخعی جنازهٔ او را گرفته، آن را به آتش کشید.

    (ارشاد، ج1: 22؛ بحارالانوار، ج42: 232، 246، 298)



    اما قطام دختری که لقب زیباروی کوفه را یدک می‌کشید عاقبتی بهتر از ابن ملجم نیافت به نحوی که آمده است بعد از کشته شدن ابن ملجم، مردم به سوی قطامِ ملعونه فاسقه هجوم آوردند و او را با شمشیر به درک فرستادند و جنازه‌اش را بیرون کوفه سوزانیدند.

    (بحارالانوار، ج42: 298؛ انوار العلویة: 390؛ نفائح العلام: 410)




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    1,916
    صلوات
    87
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    28 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    مکان قبر ابن ملجم

    دربارهٔ مکان و جایگاه قرار گرفتن قبر ابن ملجم از ابن بطوطه، سیاح معروف نقل شده است که: هنگامی که به کوفه مسافرت کردم، در غربی جبانه کوفه، در زمینی سرتاسر سفید، زمینی بسیار سیاه دیدم و از روی کنجکاوی علت آن را پرسیدم، و چون به تحقیق مشغول شدم مردم آن دیار گفتند:

    اینجا قبر ابن ملجم، قاتل حضرت علی (ع)، است و عادت اهل کوفه این است که هر سال هیزم زیادی در سر قبر ابن ملجم جمع می‌کنند و به مدت 7 روز آن‌ها را در این مکان می‌سوزانند.


    (رحلة ابن بطوطه: 147؛ نفائح العلام: 409؛ تقویم شیعه: 293)




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    1,916
    صلوات
    87
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    28 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    مسلمان شدن یک راهب با دیدن عذاب ابن ملجم!

    یکی از عذاب‌های ابن ملجم که پس از مرگ او، از سوی خداوند نازل گردید، توسط پرنده‌ای صورت می‌گرفت، به نحوی که شیخ راوندی با استناد از حسن بن محمد، معروف به ابن رفا، در کوفه روایت کرده است: یک روز وقتی در مسجدالحرام بودم دیدم مردم در مقام حضرت ابراهیم (ع) جمع شده‌اند و در آنجا یک مرد نشسته بود. از مردم سؤال کردم که آن مرد کیست؟ به من گفتند: آن یک راهب است که اسلام آورده است.


    راوی می‌گوید: به او نزدیک شدم و یک پیرمرد با عبای پشمی را دیدم که در مقام حضرت ابراهیم نشسته بود و شنیدم که می‌گفت: من رئیس راهبان در صومعه هستم. روزی پرنده‌ای شبیه عقاب دیدم که یک قسمت از بدن یک نفر را از حلقومش را بیرون انداخت، پس قسمت دیگرش را بیرون انداخت تا وقتی که آن‌ها تبدیل به یک انسان کامل شدند. پس من از آن شخص سؤال کردم: تو چه کسی هستی؟ هیچ جوابی به من نداد.

    به او گفتم: تو را قسم می‌دهم به آن کسی که تو را آفرید، به من بگو تو چه کسی هستی؟



    او گفت: من ابن ملجم مرادی هستم، به او گفتم تو چه گناهی نموده‌ای که به طور پیوسته تکه‌های بدنت را این پرنده پس می‌اندازد و مجدد از هم جدا کرده و فرو می‌برد؟



    به من گفت: من قاتل علی بن ابی طالب هستم، و به خاطر همین خداوند این پرنده را قرار داده تا هر روز با این کار مرا عذاب نماید.


    راهب می‌گوید: در حال حرف زدن بودیم که یکباره‌‌ همان پرنده آمد و آن را قطعه قطعه برداشت تا وقتی که همهٔ قسمت‌های او را برداشت و من منتظر شدم تا وقتی که پرنده پایین آمد و آن را آورد و مجدد از بدن خود تکه‌های او را خارج نمود.

    پس از او سوال کردم: علی بن ابی طالب (ع) کیست؟ جواب داد: علی بن ابی طالب (ع) پسر عمو و وصی پیامبر اسلام، حضرت محمد مصطفی (ص) است.

    (مدینة المعاجز، ج1: 544، حدیث 540)




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    1,916
    صلوات
    87
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    28 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    پس از به خاک سپردن پیکر مبارک حضرت على(ع)، در روز 21 رمضان امام حسن مجتبی(ع) به منبر رفت و خطبه اى خواند.

    پس از خواندن خطبه فرمان داد تا ابن ملجم را حاضر کنند، امام(ع) به او فرمود: چه چیز تو را بر آن داشت تا امیرالمؤمنین را شهید و رخنه در دین انداختى.

    ابن ملجم گفت: با خدا عهد کرده بودم پدر ترا به قتل برسانم، لاجرم به عهد خود وفا نمودم، اگر مى خواهى امان ده به شام روم و معاویه را به قتل برسانم و دوباره به نزد تو بازگردم، اگر خواستى مرا مى کشى و یا اینکه مرا مى بخشى.

    امام فرمود: هیهات! آب سرد نیاشامى، تا اینکه به جهنم واصل شوى.

    در تاریخ آمده ابن ملجم گفت: مرا سرّى است که مى خواهم در گوش تو بگویم، حضرت مانع شد و فرمود: اراده کرده از شدت عداوت گوش مرا با دندان برکند.

    حضرت علی(ع) در آخرین ساعات زندگی به مدارا با ابن ملجم وصیت کرد. پس از وفات علی، ابن ملجم را برای قصاص نزد حسن پسر علی آوردند. حسن پسر علی به وصیت پدرش، با یک ضربه شمشیر ابن ملجم را قصاص کرد.

    بعد از کشته شدن ابن ملجم مردم به سوی قطام ملعونه فاسقه هجوم آوردند و او را با شمشیر به درک فرستادند و جثه‌اش را بیرون کوفه سوزانیدند.

    ابن بطوطه متوفی سال 779 هجری گفته است: هنگامی که به کوفه مسافرت کردم، در غربی جبانه کوفه در زمینی سفید، زمینی بسیار سیاه دیدم و علت را پرسیدم. گفتند: اینجا قبر ابن ملجم است. عادت اهل کوفه این است که هر سال هیزم زیادی می‌آوردند و 7 روز در این مکان می‌سوزانند.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود