جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شعرهای زیبای مرحوم ابوالفضل سپهر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    314
    صلوات
    1892
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    7 روز 2 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8

    شعرهای زیبای مرحوم ابوالفضل سپهر




    مرجوم "ابوالفضل سپهر " شاعر دفاع مقدس که در سال 1383 بر اثر بیماری کلیوی به درگذشتن. وی سالها قبل

    از فوت مشغول به سرودن شعرهایی با نام اتل متل شدند، بخشی از اشعار این بزرگوار خدمتتان ارائه میگردد.


    شعرهای زیبای مرحوم  ابوالفضل سپهر
    اتل‌ متل‌ یه‌ بازی‌
    بازی‌ای‌ بچه‌گونه‌
    از آقا جون‌ نشسته‌
    تا كوچولوی‌ خونه‌
    اول‌ عمونشسته‌
    بعد زن‌ عمو فریده‌
    بعد
    مامان‌ و آقاجون‌
    بعد بابا و سعیده‌
    مامان‌ بزرگ‌ كنارش‌
    بعد عمه‌ جون‌ خجسته‌
    بعد هم‌ شوهر عمه‌
    كه‌
    سوخته‌ كنار نشسته‌
    همین‌ طوری‌ كه‌ می‌خوند
    رسید به‌ پای‌ باباش‌
    با دست‌ روی‌ پاهاش‌ زد
    تِقّی‌ صدا داد پاهاش‌
    یه‌ دفعه‌ رنگش‌ پرید
    پای‌ بابا رو ناز كرد
    نذاشت‌ كه‌ ورچیده‌ شه‌
    پای‌ اونو دراز كرد
    بعد دوباره‌ شروع‌ كرد
    اتل‌ متل‌ روخوندش‌
    با كلّی‌ داد و بیداد
    آقا جونم‌ سوزوندش‌
    دوباره‌ توی‌ بازی‌
    قرعه‌ به‌ بابا افتاد
    نذاشت‌ بابا بسوزه‌
    با كلی‌ داد و فریاد
    بازی‌ كرد و دوباره‌
    به‌ پای‌ بابا رسید
    چشماشو بست‌ و رد شد
    انگار پاهارو ندید
    مامان‌ جونم‌ سوزوندش‌
    عمه‌ رو بیرون‌ انداخت‌
    با قهر و با جرزنی‌
    كار عمو رو هم‌ ساخت‌
    زن‌ عمو هم‌ بیرون‌ رفت‌
    مامان‌ بزرگش‌ هم‌ سوخت‌
    اون‌ وقت‌ بابا رو بوسید
    چشماشو به‌ پاهاش‌ دوخت‌
    بعد از خودش‌ شروع‌ كرد
    اتل‌ متل‌ رو خوندش‌
    ولی‌ بازم‌ آخرش‌
    بدجوركی‌ جزوندش‌
    نمی‌تونست‌ بخونه‌
    سعیده‌ آچین‌ واچین‌
    پای‌ بابا ورچیده‌اس‌
    تو جنگ‌ رفته‌ روی‌ مین‌
    یكدفعه‌ بغضش‌ گرفت‌گفت‌
    «تو اتل‌ متل‌هام‌
    بابا دیگه‌ بازی‌ نیست‌
    تا كه‌ نسوزه‌ بابام‌»
    پاهای‌ مصنوعی‌ رو
    برد با خودش‌ تو اتاق‌
    محكم‌ درو بهم‌ زد
    چشماشو دوختش‌ به‌ طاق‌
    امشب‌ حال‌ سعیده‌
    خیلی‌ خیلی‌ خرابه‌
    بازم‌ با بغض‌ و گریه‌
    میخواد بره‌ بخوابه‌
    دیگه‌ می‌خواد وقت‌ خواب‌
    سعیده‌ عادت‌ كنه‌
    جای‌ متكّا روی‌ِ
    پااستراحت‌ كنه‌
    ولی‌ یه‌ روز می‌فهمه‌
    بابا همیشه‌ برده‌
    پای‌ بابا تو جبهه‌
    شهید شده‌، نمرده‌
    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۴/۰۸ در ساعت ۱۳:۵۴
    کیمیای سعادت











  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    سلام مرحوم ابوالفضل سچهر اصلا جانباز نبودن ایشون براثر بیماری کلیوی فوت کردن و تا جایی من میدونم ایشون بخاطر علاقه ورفت وآمد

    با جانبازان وخانواده شهدا ودیدن مشکلاتشون این اشعار رو سرودن


    متولد 15 خرداد 52 بود.
    در نوجوانی و در اثر سانحه ای پدر خود را از دست داد و در کنار تحصیل مشغول کار شد. او در این مدت در چند فیلم و سریال هم، بازی کرد.

    در سال 77 در اثر همنشینی با ایثارگران و خانواده های شهدا و جانبازان و با مشاهده غفلت ها و کاستی های بی شمار در حفظ دست آوردهای

    شهدا، دست به قلم برد و اولین شعرش را نوشت . اما هنوز تصمیم به چاپ شعرهایش نگرفته بود تا اینکه در ملاقاتی با همسر شهید همت،

    بنابه اصرار دوستانش شعری را خواند که درباره ازدواج شهید همت بود. بعد از خواندن این شعر و اصرار همسر شهید همت، سپهر تصمیم به

    چاپ اشعارش گرفت. اما شرط چاپ اشعارش این بود که مقدمه ای بنویسند، حداقل 30 صفحه ای، در آن همه حرف های دلش را بزند.

    او ابتدا اشعارش را در ماهنامه فکه چاپ کرد و در بسیاری از مجالس بزرگداشت شهدا نیز شرکت می کرد و اشعارش را می خواند و برای

    اینکه بیشتر دردل شنونده اثر کند زبان محاوره ای را برگزید.


    هنوز مدتی نگذشته بود که سراینده شعرهای «اتل متل»،
    کلیه هایش را از دست داد و روانه بیمارستان شد ابوالفضل سپهر سرانجام در روز سه شنبه 28 شهریور 83 درگذشت.


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود