جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حجاب مورد نظر اسلام چگونه است !!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,692
    صلوات
    270
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    34 پست
    حضور
    18 روز 21 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15

    حجاب مورد نظر اسلام چگونه است !!




    سلام ؛ حجاب باید در چه حدی باشد تاخداوند از ما راضی باشد؟من چادری نیستم ولی آرایش نمی کنم و تا جایی که حواسم باشد نمیگذارم موهایم بیرون بیاید و لباس تنگ نمی پوشم ولی بعضی مواقع عذاب وجدان میگیرم که چادر نمی پوشم ازطرفی پوشیدن چادر برایم سخت دچاردودلی شدید هستم چکار کنم؟


    آنچه بر زن لازم است این که در برخورد با نامحرم زمینه فساد را فراهم نکند و لباسش انگشت‌نما و لباس شهرت نباشد، حال پوشش او چادر باشد یا چیز دیگر، فرقی نمی‌کند(ستار هدایت خواه‌، زیور عفاف‌، پاسخ به اشکالات و شبهات بر حجاب اسلامی‌، ص 255 و 256) بنابراین‌ هر لباسی که دارای 3 ملاک زیر باشد مصداق حجاب اسلامی است .( همان‌، ص 195.)


    1.تمام اعضای بدن‌، از فرق سر تا ناخن پا را بپوشاند. (به جز دستها تا مچ و گردی صورت اگر زینت نداشته باشند.)


    2.تمام برجستگی های بدن زن را بپوشاند به طوری که حجم بدن او مشخص نباشد.


    یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُۆْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُۆْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً ( آیه 59 سوره احزاب )



    ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مۆمنان بگو: جلبابها [ روسری های بلند ] خود را بر خویش فروافکنند ، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است ( و اگر تا کنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند ) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.


    3.توجه نامحرم را به خود جلب نکند و تحریک‌آمیز هم نباشد.

    پس با توجه به این مطالب‌ حجاب اسلامی تنها در چادر خلاصه نمی‌شود. اما به عقیده ما چادر بهترین و کاملترین نوع حجاب است‌.

    خواهر گرامی حجاب اسلامی یا مانتوی بلند و مقنعه در صورتی کامل است که‌:مانتو برجستگی های بدن را بپوشاند، آستین آن بقدری گشاد نباشد که بالاتر از مچ را نمایان سازد. گریبان آن به گونه‌ای نباشد که زینتها و لباسهای زیر را آشکار نماید، رنگ و مدل آن توجه نامحرمان را به خود جلب نکند، مقنعه‌ای که می‌پوشد ساتر موها، تمام گردن‌، زیر چانه و سینه او باشد. علاوه بر آن جورابهایی بپوشد که رنگ پا را نمایان نکند. و نیز کفشی هم بپوشد که رنگ و صدای آن توجه نامحرم را به خود جلب نکند. لذا اگر لباسهای او خصوصیات فوق را داشته باشد مصداق حجاب اسلامی است‌.
    ( همان‌، ص 197)

    حقیقت آن است کهوقتی زن پوشیده و با وقار از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاک دامنی را رعایت کند، فاسدان و مزاحمان جرأت هتک حیثیت او را در خود نمی‏یابند. بیمار دلانی که در پی شکار می‏گردند، فرد دارای حریم را شکاری مناسب نمی‏بینند. در روایات آمده است: «المرأه ریحانه؛
    ( وسائل الشیعه، ج 14، ص 120)زن همچون ریحانه یا شاخه گلی ظریف است.» بی‏تردید اگر باغبان او را پاس ندارد، از دید و دست گلچین مصون نمی‏ماند. قرآن کریم، زنان ایده آل را که در بهشت جای دارند، به مروارید محجوب و پوشیده در صدف تشبیه می‏کند: «کأَمْثالِ اللُّۆْلُۆِ الْمَکنُونِ.»( سوره واقعه: 23)


    افزون بر این، گاه آن‏ها را به جواهرات اصیلی چون یاقوت و مرجان که جواهر فروشان در پوششی ویژه قرار می‏دهند تا همچون جواهرات بَدَلی به آسانی در دسترس این و آن قرار نگیرند و ارزش و قدرشان کاستی نپذیرد، تشبیه می‏کند.( گستره عفاف به گستردگی زندگی، حمیده عامری، کتاب زنان، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، ش 12، ص 117)

    پوشش و حجابی که اسلام مطرح می کند به سبب حفظ ارزش و کرامت زن است، برای حفظ و تحکیم روابط زن و مرد است ، برای مصون ماندن زنان و مردان و دختران و پسران از گناه است ، برای برقراری روابط درست بین زن و مرد است ، برای جلوگیری از بازیچه شدن زنان و دختران است، برای جلوگیری از فساد مردان است، برای حفظ ارزش های انسانی و اسلامی است ، برای حفظ نظام طبیعی حاکم بر جهان است و از همه مهمتر سعادت و کمال دنیوی و اخروی زنان و مردان است.




    سخن آخر


    اگر امروز حاکمان جوامع اسلامی بی توجه به مسائل امروز جوانان، احکام ناب اسلامی را با بی فکری و لجاجت و ساده لوحانه با زور و اجبار، به ظاهر پیاده می کنند، اگر امروز جوان شیعه و جوانان اسلامی به سادگی از احکام ناب اسلامی می گذرند، اگر امروز در پی آزاد شدن از قید و بند حجاب هستند، اگر امروز باید حدود حجاب با زور و اجبار تعیین شود، اگر زنان و دختران امروز الگویی امروزی ندارند، اگر زنان و دختران بین حکم اسلام و مسائل امروز منافات می بینند، اگر امروز به زور نیروی نظامی حد و حدود پوشش و حجاب کنترل می شود، اگر امروز مادر و دختر با دو پوشش و حجاب متفاوت و متناقض در اجتماع ظاهر می شوند ، بدانید که از اسلام و حقیقت اسلام دور شده اید و بی شک یکی از عوامل آن اصرار بر اجرای احکام اعتقادی و معرفتی با زور و اجبار است.

    با کمی تامل و دقت به این نتیجه خواهید رسید که احکامی از اسلام که جنبه فردی و اعتقادی دارد و ماهیت و فلسفه آن بر ایمان و اعتقادت فردی است و اساس اثر بخشی آن بر خود سازی است، با اجبار تحقق نخواهد یافت و تنها راه تحقق واقعی این احکام، انسان سازی بر اساس معرفت و شناخت است.
















    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,692
    صلوات
    270
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    34 پست
    حضور
    18 روز 21 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    حجاب در قرآن و سنت


    اسلام به عنوان ديني جهان شمول و فرا زماني، با تأکيد بر تمامي نيازها و مطالبات روحي، رواني و جسمي انسان برنامه اي جامع و کامل براي تمامي دوره هاي زندگي او (از قبل از تولد تا کودکي، نوجواني، جواني و ميانسالي و پيري و مرگ) ارائه داده است.
    از زمان و مکان انعقاد نطفه گرفته تا نحوه ي تأثيرگذاري بر سلامت و بهداشت جسمي و روحي جنين در رحم و روش هاي کاربردي تربيت و تزکيه فرزندان بعد از تولد و نيز ساز و کارهاي رشد و بالندگي در عرصه هاي مختلف زندگي تماماً در قرآن و کتب روايي اسلام به روشني طرح و تبيين شده است.
    پرداختن به احکام و آموزه هاي ديني در حوزه هاي مختلف فردي و اجتماعي زندگي انسان همواره مورد عنايت و تأمل محققان و پژوهشگران اسلامي و مفسران قرآن بوده و آثار و متون فراواني به رشته تحرير درآمده است.
    در اين اجمال با توجه به موضوع بحث تنها به يکي از محورهاي مربوط به زندگي اجتماعي انسان يعني سيماي حقيقي پوشش بانوان در قرآن و سنت و سيره معصومين عليهم السلام آن هم به طور اجمال و اختصار مي پردازيم.


    سيماي حقيقي پوشش اسلامي در قرآن

    بازکاوي آيات قرآن پيرامون حجاب، به ويژه با تأکيد بر رويکردي همه سونگرانه، امري بسيار مهم و ضروري بوده و همواره مورد توجه و عنايت دين پژوهان و محققان و متفکران اسلامي واقع نشده است.

    بسياري از پرسش ها و شبهاتي را که پيرامون فلسفه حجاب و حدود و ثغور آن مطرح مي شود، مي توان با بهره گيري آيات قرآني پاسخ داد.
    علت وجوب حجاب، آثار و پيآمدهاي روحي، اخلاقي و اجتماعي حجاب، نقش حجاب در ثبات بنياد خانواده و تربيت فرزندان، حجاب عامل تحديد است يا تکريم و آزادي؟ از جمله محورها و سئوالاتي است که در آيات متعدد قرآن مورد توجه و تأکيد قرار گرفته است.
    تجميع و تدوين سئوالات و شبهاتي که در خصوص حجاب و روابط زن و مرد طرح و تکرار مي شود و نيز تئوريزه نمودن پاسخ ها و توضيحاتي که در تبين و تشريح مسئله حجاب با رويکرد وحياني ارائه مي شود يکي از ضرورت هاي قطعي و نيازها و مطالبات مسلم اقشار و طبقات مختلف به ويژه نسل جوان امروز به شمار مي آيد.
    برخي از سئوالاتي که مي بايست مورد توجه اهل تحقيق قرار گرفته و در پي ارائه پاسخ هاي مستدل و قابل دفاع و فهم مخاطبان باشند از اين قرار است:
    آيا اسلام که آزادي و اختيار را يکي از مؤلفه هاي بارز حيات بشر تلقي کرده با وادار نمودن آدمي به انتخاب حجاب و پوششي خاص منافات ندارد؟


    آيا در عصر ارتباطات و در دنياي فرا صنعتي که روابط زن و مرد جزو ضروريات قطعي به شمار مي آيد، حجاب و پوشش اسلامي مانع توسعه و ترقي و پيشرفت و ارتباطات گسترده و جهاني نخواهد شد؟ آيا ارائه الگوي حجاب اسلامي باعث انزوا و به حاشيه رانده شدن مسلمانان به ويژه بانوان مسلمان از عرصه هاي بين المللي نخواهد شد؟

    آيا نبايد حجاب نيز همچون ساير متغيرات ديني براساس مقتضيات زمان و مکان مورد تجديد نظر قرار گيرد؟
    آيا اساساً حجاب يک واجب ديني است؟ و يا يک عادت غير ديني و ساخته و پرداخته ذهن لايه هايي از مسلمانان مي باشد؟ چرا حجاب و پوشش اسلامي ويژه بانوان بوده و مردان ملزم به رعايت حجاب نيستند؟ آيا اين تبعيض بر عليه زنان نيست؟


    آيا حجاب اسلامي نوعي استثمار، تحقير و خشونت عليه زنان محسوب نمي شود؟ نظر قرآن در مورد رنگ و مدل لباس بانوان چيست؟ و بالاخره آيا حجاب مصونيت است يا محدوديت؟



    اينها تنها بخشي از سئوالات و ابهامامي است که در بين بخش هاي مختلف مردم علي الخصوص جوانان و حتي تحصيلکردگان و دانشجويان همواره مورد توجه بوده است. که ارائه پاسخ هاي مناسب با بهره گيري از قرآن و سيره معصومين عليهم السلام مي تواند نقش بسيار مفيد و موثري را در باز توليد مفاهيم ديني و توسعه فرهنگ و ارزش هاي اسلامي از جمله حجاب اسلامي در جامعه داشته باشد.

    ريشه اصلي بسياري از ناهنجاري هاي مربوط به پوشش در بين گروهي از زنان مسلمان را مي بايست در عدم ارائه پاسخ هاي قانع کننده به سئوالات آنان و نيز طرح و تبليغ نامناسب حجاب و ارزش هاي ديني جامعه جستجو نمود.


    با عنايت به مطالب فوق، آيات مربوط به حجاب در قرآن را ذيلاً مورد تأمل و تأکيد قرار مي دهيم:


    1. آيه خمار:

    وليفرين بخمرهنّ علي جيوبهنّ(1)؛ «زنان بايد سر، سينه، و دوش خود را با مقنعه بپوشانند»


    "خمر" جمع خمار و مراد از آن پوشش مخصوص سر و اطراف سر بانوان، مثل مقنعه است.

    يکي از صاحب نظران عرب(محمد سعيد العشماوي) که شبهاتي را بر حجاب وارد کرده و نظراتش از سوي علماي دانشگاه الازهر مصر نيز مورد نقد قرار گرفته در مورد توجيه آيه مذکور اين شبهه را وارد مي کند که دستور ياد شده در اين آيه دائمي نبوده و تنها به دوراني بر مي گردد که جداسازي زنان اين وضع را طلب مي کرد. اين امر در دوره هاي مختلف متغير است. وي تأکيد مي کند که: در عصر رسول گرامي اسلام زنان پارچه اي بر سر مي کردند و دو طرف آن را به پشت سر مي انداختند به گونه اي که گردن و بالاي سينه آنها آشکار بود. براي آن که فارقي(تفاوتي) بين زنان مومن و غيرمؤمن باشد خداوند دستور داد، زنان مومن پارچه اي را که بر سر کرده بر جلوي بدن خويش رها سازند تا از پوشش ممتازي برخوردار گردند. پس اين دستور دائمي نيست و صرفاً براي آن دوره طرح شده است. در حالي که آيه فوق درصدد تعديل عرف و صرف تمييز بين زنان مومن از غيرمؤمن نبوده است، بلکه فرماني است به مردان و زنان در خودنگهداري و پاکدامني چرا که در اين آيه در آغاز، زنان به کاستن نگاه خود و پوشاندن زينت هاي غيرآشکار و رعايت پاکدامني و رها کردن خمار بر گردن و سر و سينه دعوت شده اند.(2) البته نسبت به زنان دو دستور ويژه هم صادر شده؛ يکي پوشيدن زينت ها پنهان و ديگري کيفيت بر سر انداختن خمار.


    شان نزول آيه خمار:

    در کتاب کافي در شأن نزول اين آيه چنين آمده است:

    از امام باقر(عليه السلام) نقل شده است: جواني از انصار در مسير خود با زني روبرو شد (در آن زمان زنان روسري خود را در پشت گوش ها قرار مي دادند و طبعاً گردن و قسمتي از سينه آنها نمايان مي شد) چهره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب کرد، و چشم خود را به او دخت هنگامي که زن گذشت، جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه مي کرد، در حالي که راه خود را ادامه مي داد، تا اينکه وارد کوچه تنگي شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه مي کرد ناگهان صورتش به ديوار خورد و تيزي استخوان و يا قطعه شيشه اي که در ديوار بود صورتش را شکافت! هنگامي که زن گذشت، جوان به خود آمد و ديد خون از صورتش جاري است و به لباس و سينه اش ريخته! سخت ناراحت شد با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پيامبر مي روم اين ماجرا را بازگو مي کنم، هنگامي که چشم رسول خدا(صلي الله عليه و آله) به او افتاد، فرمود: چه شده است؟ جوان ماجرا را نقل کرد. در اين هنگام جبرئيل، پيک وحي خدا نازل شد و آيه فوق را آورد (قل للمومنين يغضّوا من ابصارهم...)(3)؛ فرو بستن چشم از زن و مرد نامحرم و نيز پوشش زنان و پنهان کردن زينت هاي آنان از نامحرم و انداختن مقنعه خود بر سينه و گردن.



    علامه مرتضي مطهري در تبين اجمالي آيه 30 و 31 سوره نور مي نويسد:

    اسلام تدابيري براي تعديل و رام کردن غريزه (آتشين جنسي) انديشيده است و در اين زمينه هم براي زنان و هم براي مردان تکليف معين کرده است. يک وظيفه مشترک که براي زن و مرد، هر دو مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است: قل للمومنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم... قل للمومنات يغضض من ابصارهن و يحفظن فروجهن...


    خلاصه اين دستور اين است که زن و مرد نبايد به يکديگر خيره شوند، نبايد چشم چراني کنند، نبايد نگاههاي مملو از شهوت به يکديگر بدوزند، نبايد به قصد لذت بردن به يکديگر نگاه کنند. يک وظيفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن اين است که بدن خود را از مردان بيگانه پوشيده دارند و در اجتماع به جلوه گري و دلربايي نپردازند، به هيچ وجه و هيچ صورت و با هيچ شکل و رنگ و بهانه اي کاري نکنند که موجبات تحريک مردان بيگانه را فراهم کنند.(4)





    پيام آيه خمار:

    در بحث حجاب يکي از محورهاي اصلي و اساسي، مسئله نگاه کردن به نامحرم مي باشد. چرا که اساساً هدفمند نمودن و ساماندهي روابط زن و مرد در جهت سالم سازي فضاي فکري، فرهنگي و اخلاقي و نيز مقابله با عوامل فساد ساز و سرمايه سوز در جامعه تا حد زيادي مولود و محصول نگاه توأم با رويکرد وحياني و انساني به نامحرم مي باشد. لذا بجاست که با تأملي کوتاه بر آيات و روايات نگاه بر نامحرم را مورد بحث و تجزيه و تحليل قرار دهيم:

    آيا نگاه کردن به نامحرم در حالي که حجاب و پوشش اسلامي زن و مرد رعايت شده باشد، به طور کلي ممنوع است به عبارت ديگر منظور آيه خمار از کاستن نگاه، فرو بستن چشم است و يا کنترل و هدايت نگاه و بستن چشم از گناه؟ آيا لازمه مکالمه و تعامل با نامحرم بستن چشم هاست و يا عدم تمرکز نگاه بر نامحرم؟ مفسران و قرآن پژوهان در تفسير و تشريح آيه خمار، کاهش و کمي نگاه را صحيح دانسته و در مفهوم يغضوا چنين نوشته اند: يغضوا از ماده ي غضّ (بر وزن خزّ) در اصل به معناي کاستن و نقصان است و غضّ بصر به معناي کاهش دادن نگاه، خيره نشدن و تماشا نکردن و به اصطلاح نظر استقلالي نيفکندن است.


    بنابراين آيه مذکور مومنان را به فرو بستن چشم ها امر نمي کند بلکه فرو کاستن و کوتاه کردن نگاه را تأييد مي کند.

    نگاه به نامحرم نبايد با تلذّذ و تمرکز حتي بر گردي صورت و دست ها و رنگ و مدل لباس مخاطب صورت گيرد.
    صاحب مجمع البيان در ذيل آيه مورد بحث تاکيد مي کند که: ريشه معني غض کاهش و کمي است... يعني معني "غض بصر" اين است که تند نگاه کردن را کم کرد. راغب اصفهاني در کتاب نفيس مفردات القرآن اين کلمه را عيناً همين طور معني مي کند. توضيح اين که يک وقت نگاه کردن به شخصي براي ورانداز کردن و دقت کردن به خود آن شخص است مانند اين که بخواهد وضع لباس و کيفيت آرايش او را مورد مطالعه قرار دهد و ... ولي يک وقت ديگر نگاه کردن به شخص براي اين است که با او حرف مي زند و چون لازمه مکالمه نگاه کردن است به او نگاه مي کند. پس معني جمله اين است: به مؤمنين بگو به زنان خيره نشوند و چشم چراني نکنند.
    کنترل و فرو کاستن نگاه به نامحرم يکي از پيش شرط هاي اساسي حفظ کرامت و عفت و پاکدامني است. به همين دليل گفته شده است در آيه خمار غضّ بصر بر حفظ فرج تقدم يافته است.


    سيد قطب مي نويسد: «حفظ فرج پي آمد فرو خواباندن چشم است و گامي است در استواري اراده و هوشياري در حفاظت از افتادن در گناه و تسلط بر خواهش هاي نفساني. از اين روي بين آن دو در يک آيه جمع کرده تا نشان دهد يکي حالت سبب و ديگري جايگاه نتيجه را دارد و هر دو گامهايي هستند پي در پي، در صفحه ذهن و صحنه زندگي، نزديک به نزديک.(5)







    پي نوشت ها:

    1- سوره مبارکه نور – آيه 31.
    2- در آيه 31 سوره نور چنين تأکيد شده است: و به زنان با ايمان بگو چشم هاي خود را از نگاه هوس آلود فرو گيرند و دامان خويش را حفظ کنند و زينت خود را جز آن مقدار که ظاهر است، آشکار ننمايند.
    3- تفسير نمونه – ج 14 – ص 435.
    4- علامه مطهري – مسئله حجاب – ص 72.

    5- في ظلال القرآن – ج 4 – ص 2512.











    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,692
    صلوات
    270
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    34 پست
    حضور
    18 روز 21 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    حجاب قانونی یا حجاب اجباری

    بسم الله الرحمن الرحیم


    از مسائلی که هر از چندگاهی بحثهایی را در جامعه ما برمی‌انگیزاند بحث درباره حجاب و موضع نظام در قبال آن است. حقیقت این است که اصل مساله، چندان دشوار نیست؛ اما طرح غلط مساله و فضای تبلیغاتی‌ای که پیرامون آن پدید آمده، باعث شده ابهامات فراوانی پدید آید و به عنوان یک سوال مشکل جلوه کند. در اینجا تلاش می‌شود با واضح ساختن صورت مساله، پاسخی منطقی و موجه برای آن ارائه، و نشان داده شود که چگونه طرح غلط آن می‌تواند کاری کند که برخی با مقدمات کاملا صحیح، به نتیجه کاملا غلط برسند!


    اصل مطلب:
    برای ساده شدن استدلال، مطلب در چند بند به تفکیک ارائه می‌شود:

    ۱) آیا اسلام حکم خاصی در مساله پوشش زنان دارد؟
    پاسخ این مساله بقدری آشکار است که نه تنها بین شیعه و سنی در آن اختلافی نیست، بلکه امروز حتی دشمنان اسلام هم، نوع حجاب زنان را مهمترین علامت مسلمانی زنان می‌دانند و به همین جهت با آن چنین مخالفت می‌کنند.

    ۲) آیا این حکم اسلام، یک حکم شخصی برای زنان است یا یک حکم اجتماعی؟
    اساسا قوانین حجاب در اسلام، ناظر به حضور زن در مقابل نامحرم است نه در حریم خصوصی خود، یعنی ناظر به حضور زن در مجامع عمومی است؛ پس سنخ این حکم، یک حکم اجتماعی است، نه یک حکم شخصی و مربوط به حریم خصوصی.
    ۳) آیا مساله پوشش افراد در مجامع عمومی، جزء مباحث «حقوق مدنی» محسوب می‌شود که مشمول یک قانون الزام‌آور اجتماعی باشد یا خیر؟
    پاسخ این هم بحثی ندارد. قطعا این مساله در زمره حقوق مدنی است و ساده‌ترین شاهد آن هم این است که تمامی جوامع در قبال این مساله، قانون دارند (چنانکه کاملا برهنه ظاهر شدن در اماکن عمومی، در تمام کشورها ممنوع است و مقداری از پوشش در تمام جوامع برای زن و مرد الزامی است که البته در جوامع مختلف، درباره این مقدار اختلاف نظر دارند). همچنین تصویب قوانین علیه حجاب در کشورهای اروپایی، شاهد مهمی است که حتی جوامع سکولار هم مساله حدود پوشش را جزء مباحث حقوق مدنی و قابل قانون‌گذاری می‌دانند.
    ۴) در یک نظام اسلامی، آیا حقوق و قوانین مدنی باید تابع احکام اجتماعی اسلام باشد یا خیر؟
    اساسا اسلامی بودن یک نظام و حکومت، معنایی جز این نمی تواند داشته باشد که آن حکومت درصدد پیاده کردن احکام اسلام باشد و این مطلبی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بدان تصریح شده است: «اصل چهارم: کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی،اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید براساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر برعهده فقهای شورای نگهبان است.»

    با این مقدمات، تردیدی نمی‌ماند که نظام جمهوری اسلامی موظف است قانون حجاب در اسلام (که جزء احکام واضح و متفق‌علیه مسلمانان است) را که یک قانون مدنی برای پوشش زنان است به عنوان یک قانون رسمیت بشناسد و در اجرای آن بکوشد.
    ریشه اشکالها و ابهامها
    اگر مساله این اندازه واضح است، پس این جنجالها چیست؟ حقیقت این است که در فهم و اجرای این قانون، گاهی سوءتفاهم‌‌ها، بدرفتاری‌ها ویا صحنه‌سازی‌هایی رخ داده که دستاویزی برای نوعی تفریط و تحریف و شبهه‌افکنی قرار گرفته است.
    به عنوان مقدمه، اشاره به این نکته لازم است که در حوزه حقوق تفاوتی هست بین حقوق مدنی و حقوق جزایی و کیفری. حقوق مدنی به بررسی و تنظیم روابط افراد جامعه با یکدیگر می‌پردازد؛ اما مشخصه بارز حقوق جزا (کیفری)، ضمانت اجرای شدید آن است. مثلا حقوق مربوط به روابط مالک و مستاجر یا قوانین رانندگی نمونه‌ای از حقوق و قوانین مدنی است؛ و قوانین مربوط به مجازات‌های دزد و قاتل، نمونه‌ای از حقوق کیفری.
    اگرچه قانون، همواره توام با الزام است و رعایت هر دو دسته قانون برای حفظ جامعه لازم است، اما عرف جامعه (و نه لزوما عرف خاص حقوق‌دانان) تنها کسانی که قوانین دسته دوم را زیر پا می‌گذارند «مجرم» و «بزهکار» قلمداد می‌کند. در واقع در عرف جامعه، بین «تخلف از قانون» و «مجرم» بودن فرق می‌گذارند. مثلا در مورد کسی که با تخلف از قانون، حق موجر یا مستاجر را تضییع کرده (اگرچه اذعان دارند که کار بد و ناشایستی کرده) تعبیر «مجرم» و «بزهکار» به کار نمی‌برند. البته غالبا ضابطین قانون در هر جامعه‌ای (پلیس و نیروی انتظامی) تمایل دارند فرهنگی باب شود که مابه‌ازای هر تخلفی را «جریمه» بنامد و هر متخلفی «مجرم» قلمداد شود (تا با توجه به بار سنگین عاطفی این کلمه، چه‌بسا تخلفات کاهش یابد) چنانکه مثلا در کشور ما پلیس در مقاطعی درصدد فرهنگ‌سازی‌ای بود که کسی که از چراغ قرمز عبور می‌کند در ادبیات مردم «مجرم» قلمداد شود؛ اما حقیقت این است که عرف جوامع، با اینکه در مجموع این امور را ناپسند دانسته و مرتکب آن را مذمت می‌کنند، اما عنوان «مجرم» به وی نمی‌دهند.
    البته گاه تخلف از قوانین مدنی بقدری شدید است که برای این حیطه‌ها قانون جزایی و کیفری تدوین می‌شود؛ مثلا عمده قوانین راهنمایی و رانندگی از سنخ قوانین مدنی است؛ اما ممکن است برای انجام برخی حرکات کاملا نامتعارف و رعب‌آور با وسیله نقلیه، قوانین کیفری و جزایی تدوین شود؛ و غالبا عرف مردم هم مرتکبین این گونه رفتارها را «مجرم» قلمداد می‌کنند.
    اگر کسی در قوانین اسلام، در حوزه مسائل مربوط به زن و مرد نیک بیندیشد، درمی‌یابد که مساله حجاب، از سنخ مباحث حقوق مدنی؛ و احکامی همچون حکم زنا و لواط، در زمره قوانین مربوط به حقوق جزا (کیفری) می‌باشند؛ و اتفاقا قوانین نظام جمهوری اسلامی هم بر همین اساس تدوین شده است.
    البته در کشور ما، دو عامل دست به دست هم داد که نوعی تلقی نادرست از الزام حجاب پدید آید: اول اینکه در مقاطعی، افرادی تندرو (نه در مقام قانون‌گذار یا ضابط رسمی قانون، بلکه بر اساس نظر شخصی خود) به بهانه «نهی از منکر» درصدد برآمدند با متخلفین از قانون حجاب، برخوردهای خشن (شبیه برخوردهای کیفری و جزایی) داشته باشند. از مزایای جامعه اسلامی به سایر جوامع این است که اسلام در قالب یک حکم شرعی به نام «امر به معروف و نهی از منکر» از تمامی آحاد جامعه خواسته است که از اجرای همگانی قوانین مدنی حمایت کنند و این مشارکت مردمی، ضامن اجرای این قوانین خواهد بود (چنانکه مثلا اگر مردم به قانون‌شکنانی که در رانندگی حق دیگران را پایمال می‌کنند تذکر دهند، وضع رانندگی در جامعه خیلی بهتر خواهد شد.) اما وقتی پای اجرای قوانین کیفری می‌رسد، به‌ویژه در جامعه‌ای که حکومت اسلامی دارد، مساله از حوزه «نهی از منکر» عمومی خارج می‌شود و این امر تنها باید توسط ضابطین قضایی انجام شود؛ چنانکه شرعاً هم کسی حق ندارد به بهانه «نهی از منکر»، شخصاً به اجرای حدود شرعی (مثلا حد زنا) اقدام نماید؛ و اجرای حدود تنها باید با حکم و مجوز حاکم شرع انجام شود. این مطلب نشان می‌دهد که چنان برخوردهایی واقعا مبتنی بر احکام اسلام و قوانین نظام اسلامی نبوده است، تا کسی اسلام یا نظام اسلامی را در این زمینه مقصر بداند.
    عامل دوم این است که در مقاطعی، برنامه‌ریزی‌های حساب‌شده دشمنان برای ترویج بی‌بند و باری در مناطق خاصی از برخی شهرهای بزرگ، منجر به بروز رفتارهای کاملا غیرمتعارفی شد که لازم آورد یک سلسله قوانین جزایی نیز برای این گونه رفتارها (که شبیه همان مثال رانندگی نامتعارف، از حد مسائل مدنی تجاوز کرده بود) در نظر گرفته شود و در این موارد پای مداخله ضابطان قضایی (نیروی انتظامی) به مساله باز شود. دشمنان با توجه به قدرت رسانه‌ای‌شان، ورود نیروی انتظامی به چنین عرصه‌هایی را از سنخ تندروی‌های مذکور معرفی کردند؛ و اشتباهات و گاه غرض‌ورزی‌های معدودی از این ضابطان قضایی هم مویدی بر تلقی مذکور شد و همین بهانه‌ای داد به دست مخالفان، تا اصل مساله را زیر سوال ببرند.
    اکنون ترفندی که مخالفان حجاب در این زمینه در پیش گرفته‌اند، این است که با به کار بردن کلمه «اجبار»، مساله را به نحو خاصی طراحی می‌کنند که مخاطب، گرفتار نوعی بازیِ باخت-باخت شود. وقتی مساله به این صورت مطرح می‌شود که «آیا اسلام طرفدار حجاب اجباری است؟» هرپاسخی، باخت موضع شما در قبال حکم اسلام را قطعی کرده است: اگر گفتید «نیست»، یکی از واجبات اسلام را که مورد اتفاق شیعه و سنی است انکار کرده‌اید؛ و اگر هم گفتید «هست»، بار منفی کلمه «اجبار» در دوره‌ای که شعار آزادی مهمترین محور ارزش‌گذاریها شده، چنان بر دوش شما سنگینی می‌کند که از اسلام چهره‌ای خشن ارائه می‌گردد و موجب می‌شود فضاهای عاطفی بر تحلیل منطقی غلبه کند.

    نمونه‌ای از افتادن در این دام دشمن

    اخیراروحانی محترمی که دغدغه‌های فرهنگی مشهودی دارد، از زاویه همین دغدغه‌ها، به مخالفت با قانون حجاب به عنوان یک قانون حکومتی پرداخته، و جالب است که از مقدماتی که برای مخالفت با حجاب الزامی استفاده کرده، که به لحاظ منطقی، از آن مقدمات، ضرورت قانون الزامی حجاب اثبات می‌شود! به تعبیر دیگر، تحلیل ایشان، به گونه‌ای است که خروجی آن، نقیض مقدماتش است! ایشان در ابتدا بدرستی بین سنخ «مسائل اعتقادی» با «رفتار بیرونی که جنس اجتماعی دارد» تفاوت می‌گذارند و باز بدرستی نشان می‌دهند که اجبار تنها در دسته دوم فرض دارد نه در دسته اول؛ و بلکه در خصوص دسته دوم، هر نظام اجتماعی‌ای باید قوانینی ارائه کند تا جامعه نظمی داشته باشد. آنگاه، مبتنی بر این مقدمات صحیح، نتیجه می‌گیرند که «یکی از اشتباهات ما در جمهوری اسلامی اجبار حجاب بوده است»!

    آیا حجابی که الزام می‌شود یک «اعتقاد» است یا یک «بروز اجتماعی و دینی»؟ واقعا چه تفاوتی بین «حدود شرعی» (که ایشان الزام قانونی در آنها را پذیرفته) با «حجاب» وجود دارد؟ آیا تفاوت آنها در این است که، طبق تصور ایشان، یکی را می‌شود قانونی کرد و دیگری را خیر؛ یا باید پذیرفت که هر دو قانون مبتنی بر شریعت و لذا قانونهایی الزام‌آور هستند و تفاوت تنها در این است که یکی از سنخ قوانین کیفری است و دیگری از سنخ قوانین مدنی؟ اگر ایشان می‌پذیرند که بروزهای اجتماعی محل قانونگذاری و الزامات قانونی است، و اگر قبول دارند که حکومت اسلامی قوانینش را بر اساس قوانین مدنی اسلام باید بنا کند، پس مقصر دانستن نظام به خاطر التزام به این قانون چه توجیهی دارد؟ آیا واقعا اقدام نظام جمهوری اسلامی اشتباه بوده است یا سنخ تحلیل ایشان؟


    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,692
    صلوات
    270
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    34 پست
    حضور
    18 روز 21 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    آیا خدا حجاب را واجب کرده است؟؟


    حجاب مورد نظر اسلام چگونه است !!

    فرارو -
    دوازدهم اردیبهشت سالگرد شهادت متفکر فرهیخته و روشن ضمیری است که
    دانشجویان و طلاب، پیش و پس از انقلاب، بهره هایی کم نظیر از او برگرفته اند و شعاع علمی و عرفانی اش به سرتاسر جهان اسلام و حتی مراکز علمی اروپا و امریکا نیز تابیده است.

    آیت الله استاد شهید مرتضی مطهری، که از دانش آموختگان زبده و عالیرتبه ی فلسفه، فقه و اصول در محضر علامه طباطبایی ، آیت الله بروجردی و امام خمینی رحمت الله علیهم بود، برای نشر عالمانه ی اندیشه ی تابان اسلام و تشیع راستین، شهر قم را رها کرد، از مقامات اجتماعی و مرسوم و متداول پیش رو در حوزه چشم پوشید، به تهران آمد، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران شد و شمعی پر فروغ شد در حلقه ی جوانان و فرهیختگان دانشگاهی تشنه ی معارف نورانی اسلام . پس از پیروزی انقلاب اما مغز او به دست تحجر سیاه متلاشی شد و نزد پروردگار مهربان خویش، شادمانه آرام گرفت.

    مرحوم امام خمینی(ره) به مثابه استادی برجسته و گوهر شناس، در یک سخنرانی عمومی که از تلوزیون ایران پخش شد، اعلام نمود که چشم بسته، تمام آثار شهید مطهری را تایید می کند و جوانان می توانند بدان ها رجوع کنند و بهره گیرند!

    فرارو بزرگداشت بزرگان دینی و علمی و فرهنگی را نه صرفا در تعریف و تمجید از آنها، که در تبیین اندیشه ها و نشر پیام های وجودی شان می بیند. ما بزرگان دینی و علمی و ملی خود را " گوهر هایی مدفون" نمی خواهیم که از دسترس مان دور باشند اما یادشان کنیم. آن ها باید در میان ما، الگو و راهگشای حیات خصوصی و اجتماعی مان باشند و برای نیل به زندگی بهتر و انسانی تر، یاری مان کنند.

    بسیاری از خانم هایی که حجاب کامل ، یا همان حجاب اسلامی ، را رعایت نمی کنند بر این تصور اند که خداوند "حجاب" را واجب نکرده و نیروهای حکومتی دست اندر کار که طی سی سال گذشته به شکل های مختلف خواسته اند به زور، حجاب را در ایران بر پا دارند، نمی توانند این اجبار تلخ را به حکم خدا و رسول مبتنی بدانند.

    طی یکی دو سال اخیر نیز برخی از خوانندگان عزیز فرارو هم در کامنت هایی که برای برخی اخبار ارسال داشته اند، اظهار نموده اند حجاب واجب نیست .

    ما به منظور روشن شدن این ابهام و وارسی این اعتقاد، بخش هایی از کتاب" مسئله حجاب"، نوشته استاد شهید مطهری را طی چندین شماره منتشر می سازیم و از خوانندگان گرامی و حق طلب مان تقاضا می کنیم مباحث استاد را به دقت مطالعه کنند.

    استاد مطهری اعتقاد دارند که خداوند بزرگ، حجاب را نه واجب بلکه مطلوب هم نمی داند؛ آن چه واجب است حفظ نوع خاصی از پوشش(ستر) است که اجازه ندهد خانم ها به مثابه ابزارهایی برای لذت جویی مردان هوسباز، مورد بهره برداری قرار گیرند.

    بخوانید:

    ... ما برای پوشش زن از نظر اسلام فلسفه خاصی قائل هستیم که نظر عقلی، آن را موجه می سازد و از نظر تحلیل می توان آن را مبنای حجاب در اسلام دانست .

    واژه " حجاب "

    پیش از این که استنباط خود را در این باره ذکر کنیم لازم است یک نکته را یاد آوری کنیم . آن نکته این است که معنای لغوی " حجاب " که در عصر ما این کلمه برای پوشش زن معروف شده است چیست

    کلمه " حجاب " هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب . بیشتر ، استعمالش به معنی پرده است . این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است ، و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت، هر پوششی حجاب نیست ، آن پوششی " حجاب " نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد . در قرآن کریم در داستان سلیمان، غروب خورشید را این طور توصیف می کند : " حتی توارت بالحجاب " یعنی تا آن وقتی که خورشید در پشت پرده مخفی شد . پرده حاجز میان قلب و شکم را " حجاب " می نامند .

    در دستوری که امیر المومنین ( ع ) به مالک تشتر نوشته است می فرماید : " فلا تطولن احتجابک عن رعیتک " یعنی در میان مردم باش ، کمتر خود را در اندرون خانه خود از مردم پنهان کن ؛ حاجب و دربان، تو را از مردم جدا نکند ، بلکه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار بده تا ضعیفان و بیچارگان بتوانند نیازمندیها و شکایات خود را به گوش تو برسانند و تو نیز از جریان امور بی اطلاع نمانی .

    ابن خلدون در مقدمه خویش فصلی دارد تحت عنوان " فصل فی الحجاب کیف یقع فی الدول و انه یعظم عند الهرم " . در این فصل بیان می کند که حکومت ها در بدو تشکیل میان خود و مردم حائل و فاصله ای قرار نمی دهند ولی تدریجا حائل و پرده میان حاکم و مردم ضخیم تر می شود تا بالاخره عواقب ناگواری به وجود می آورد . ابن خلدون کلمه " حجاب " را به معنی پرده و حائل ( نه پوشش ) به کار برده است .

    استعمال کلمه " حجاب " در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدید است . در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقها کلمه " ستر " که به معنی پوشش است به کار رفته است . فقها چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شده اند کلمه " ستر " را به کار برده اند نه کلمه " حجاب " را . بهتر این بود که این کلمه عوض نمی شد و ما همیشه همان کلمه " پوشش " را به کار می بردیم ، زیرا چنانکه گفتیم معنی شایع لغت " حجاب " پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود .

    وظیفه پوشش که اسلام برای زنان مقرر کرده است بدین معنی نیست که از خانه بیرون نروند . زندانی کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست . در برخی از کشورهای قدیم مثل ایران قدیم و هند، چنین چیزهایی وجود داشته است ولی در اسلام وجود ندارد .

    پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد . آیات مربوطه همین معنی را ذکر می کند و فتوای فقها هم مؤید همین مطلب است و ما حدود این پوشش را با استفاده از قرآن و منابع سنت ذکر خواهیم کرد . در آیات مربوطه لغت " حجاب " به کار نرفته است . آیاتی که در این باره هست ، چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره مبارکه احزاب ، حدود پوشش و تماسهای زن و مرد را ذکر کرده است بدون آنکه کلمه " حجاب " را به کار برده باشد . آیه ای که در آن کلمه " حجاب " به کار رفته است مربوط است به زنان پیغمبر اسلام .

    می دانیم که در قرآن کریم درباره زنان پیغمبر دستورهای خاصی وارد شده است . اولین آیه خطاب به زنان پیغمبر با این جمله آغاز می شود : " یا نساء النبی لستن کأحد من النساء " یعنی شما با سایر زنان فرق دارید . اسلام عنایت خاصی داشته است که زنان پیغمبر ، چه در زمان حیات آن حضرت و چه بعد از وفات ایشان ، در خانه های خود بمانند ، و در این جهت بیشتر منظورهای اجتماعی و سیاسی در کار بوده است .

    قرآن کریم صریحا به زنان پیغمبر می گوید : " وقرن فی بیوتکن " یعنی در خانه های خود بمانید . اسلام می خواسته است " امهات المومنین " که خواه نا خواه احترام زیادی در میان مسلمانان داشتند از احترام خود سوء استفاده نکنند و احیانا ابزار عناصر خود خواه و ماجرا جو در مسائل سیاسی و اجتماعی واقع نشوند . و چنانکه می دانیم یکی از امهات المؤمنین (عایشه ) که از این دستور تخلف کرد ماجراهای سیاسی ناگواری برای جهان اسلام به وجود آورد . خود او همیشه اظهار تأسف می کرد و می گفت دوست داشتم فرزندان زیادی از پیغمبر می داشتم و می مردند اما به چنین ماجرایی دست نمی زدم .

    سر این که زنان پیغمبر ممنوع شدند از این که بعد از آن حضرت با شخص دیگری ازدواج کنند به نظر من همین است ؛ یعنی شوهر بعدی از شهرت و احترام زنش سوء استفاده می کرد و ماجراها می آفرید . بنابر این اگر درباره زنان پیغمبر دستور اکیدتر و شدیدتری وجود داشته باشد بدین جهت است .

    به هر حال آیه ای که در آن آیه کلمه " حجاب " به کار رفته آیه 53 از سوره احزاب است که می فرماید : " و اذا سألتموهن متاعا فاسألوهن من وراء حجاب " یعنی اگر از آن ها متاع و کالای مورد نیازی مطالبه می کنید از پشت پرده از آن ها بخواهید . در اصطلاح تاریخ و حدیث اسلامی هر جا نام " حجاب " آمده است مثلا گفته شده قبل از نزول، آیه حجاب چنان بود و بعد از نزول، آیه حجاب چنین شد ، مقصود این آیه است که مربوط به زنان پیغمبر است ، نه آیه سوره نور که می فرماید :
    قل للمومنین یغضوا من ابصارهم – الی آخر – قل للمومنات یغضضن من ابصارهن

    یا آیه سوره احزاب که می فرماید : یدنین علیهن من جلابیبهن- الی آخر.

    اما این که چطور در عصر اخیر به جای اصطلاح رایج فقها یعنی "ستر و پوشش" کلمه "حجاب و پرده و پردگی" شایع شده است برای من مجهول است، و شاید از ناحیه اشتباه کردن حجاب اسلامی به حجاب هایی که در سایر ملل مرسوم بوده است باشد . ما در این باره بعدا توضیح بیشتر خواهیم داد .


    سیمای حقیقی مسأله حجاب

    حقیقت امر این است که در مسأله پوشش – و به اصطلاح عصر اخیر حجاب – سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان ؟ روح سخن این است که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات را به استثنای زنا ببرد یا نه؟

    اسلام که به روح مسائل می نگرد جواب می دهد : خیر ، مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجویی کنند ، اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است . و زنان نیز از این که مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع می باشند.

    درست است که صورت ظاهر مسأله این است که زن چه بکند ؟ پوشیده بیرون بیاید یا عریان ؟ یعنی آن کس که مسأله به نام او عنوان می شود زن است و احیانا مسأله به لحن دلسوزانه ای طرح می شود که آیا بهتر است زن آزاد باشد یا محکوم و اسیر و در حجاب ؟ اما روح مسأله و باطن مطلب چیز دیگری است و آن اینکه آیا مرد باید در بهره کشی جنسی از زن ، جز از جهت زنا ، آزادی مطلق داشته باشد یا نه ؟ یعنی آن که در این مسأله ذی نفع است مرد است نه زن ، و لااقل مرد از زن در این مسأله ذی نفع تر است .
    به قول ویل دورانت : "دامن های کوتاه برای همه جهانیان بجز خیاطان نعمتی است ."

    پس روح مسأله ، محدودیت کامیابی ها به محیط خانوادگی و همسران مشروع ، یا آزاد بودن کامیابی ها و کشیده شدن آن ها به محیط اجتماع است . اسلام طرفدار فرضیه اول است .

    از نظر اسلام محدودیت کامیابی های جنسی به محیط خانواده و همسران مشروع ، از جنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک می کند ، و ازجنبه اجتماعی موجب حفظ و استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماع می گردد ، و از نظر وضع زن در برابر مرد ، سبب می گردد که ارزش زن دربرابر مرد بالا رود.

    فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است . بعضی از آن ها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی ، و بعضی دیگر جنبه اجتماعی ، و بعضی مربوط است به بالابردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او .

    حجاب در اسلام از یک مسأله کلی تر و اساسی تری ریشه می گیرد و آن این است که اسلام می خواهد انواع التذاذهای جنسی ، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر ، به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد ، اجتماع منحصرا برای کار و فعالیت باشد . بر خلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت جویی های جنسی به هم می آمیزد، اسلام می خواهد این دو محیط را کاملا از یکدیگر تفکیک کند .

    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)

  6. تشکر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,692
    صلوات
    270
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    34 پست
    حضور
    18 روز 21 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    آیا در زمان حكومت اسلامی پیامبر(ص) و حضرت علی(ع)، حجاب اجباری بوده و برخوردی می شد؟

    برای روشن شدن جواب، باید به این مطالب توجه كرد:

    حكم پوشش اسلامی با نزول این آیه از قرآن اعلام گردید: « وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیوبِهِنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[نور/۳۱] و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس‌آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را - جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم‌کیششان، یا بردگانشان [=کنیزانشان‌]، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند؛ و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صدای خلخال که برپا دارند به گوش رسد). و همگی بسوی خدا بازگردید ای مؤمنان، تا رستگار شوید!»


    در این آیه با جمله «وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیوبِهِنَّ» پوشش اسلامی بیان شده است. این جمله می گوید: زنان مؤمن روسری خودشان را طوری كنند كه گریبانشان با این روسری پوشانده شود و در نتیجه گوشها، گوشواره ها، گردن و سینه پوشانده شود.

    در شأن نزول این آیه در روایت حضرت امام باقر(ع) آمده است: یكی از جوانان مدینه با یكی از زنان مدینه روبرو شد. در آن زمان زنان روسری خود را به پشت گردن می انداختند. وقتی كه آن زن از كنار این جوان گذشت، به آن زن خیره شد و از پشت سر به او نگاه می كرد. این جوان در پی او راه افتاد و داخل كوچه ای شد و در حال راه رفتن، استخوان یا شی ای که از دیوار بیرون زده بود، به او اصابت كرد و زخمی شد. او پیش خود گفت: باید خدمت پیامبر اسلام(ص) برسم و داستان را برای او بگویم. آن جوان نزد پیامبر آمد و پیامبر فرمود: چه شده است؟! در این حال جبرئیل نازل شد و این آیه را برای پیامبر آورد.[۱]

    از این آیه و حدیث، وضع پوشش زنان عرب جاهلی به دست می آید. زنان جاهلی، پیراهنی می پوشیدند كه سینه اش باز می ماند، روسری آنها تنها سر را می پوشانید و ادامه روسری از پشت گوشها به پشت گردن انداخته می شد و در نتیجه گاهی برخی زینتهای آنها دیده می شد. آیه شریفه نازل شد و دستور داد كه روسری خود را طوری بپوشند كه گوش، گردن، سینه و زینتهای آنها دیده نشود و مسلمانان پس از نزول آیه، به آن عمل كردند.[۲]

    زنان عرب جاهلی یك روسری دیگری هم داشتند كه بزرگتر از روسری معمولی بود. این روسری از چادر كوچكتر و از روسری معمولی بزرگتر بود. روسری بزرگ مخصوص بیرون بود. استفاده از روسری بزرگ در آن زمان، دو جور بوده است. برخی از آن به عنوان لباس تشریفاتی استفاده می كردند ولی برخی از زنان به عنوان پوشش استفاده می كردند همانطوری كه در عصر ما در ایران چادر به دو صورت به كار می رود. برخی آن را به عنوان پوشش كاملتر به كار می برند و برخی فقط به عنوان تشریفات به كار می برند و هیچگونه پوششی به حساب نمی آید. آیه ۵۹ سوره احزاب نازل شد و به زنان مؤمن دستور داد كه روسری بزرگ را به عنوان پوشش كاملتر به كار ببرند و مسلمانان از آن زمان به بعد چنین كردند. در آیه ۵۹ سوره احزاب آمده است: «... يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلاَبِيبِهِنَّ ...» جلابیب، جمع جلباب و به معنای لباسی است كه از روسری معلمولی بزرگتر و از چادر و عبا كوچكتر است،[۳]

    این آیه در صدد بیان حكم دیگری در مورد پوشش نیست بلكه این آیه تأكید است بر عمل كردن به آیه سوره نور كه حكم پوشش اسلامی را بیان می كند[۴] بنابراین زنان عربی، لباس خاصی داشتند و با نزول حكم اسلامی پوشش، خود را بر اساس پوشش اسلامی پوشاندند و زنان مؤمن این حكم را خوب مراعات می كردند و خود را در برابر مردان نامحرم می پوشاندند.


    در روایتی از عایشه آمده است:

    « ما رایت نساء الانصار، لما نزلت هذه الایه قامت کل واحده الی مرطها المرحل فصدعت منه صدعۀً، فاختمرن، فأصبحن کان علی رؤسهن الغربان[۵] من برتر از زنان انصار ندیدم، همین که آیات سوره نور نازل شد یک نفر از آنان دیده نشد که مانندسابق بیرون بیاید، سر خود را با روسریهای مشکی می پوشیدند گوئی کلاغ روی سرشان نشسته است.»

    توجه داشته باشید كه هدف اساسی این است كه مردان و زنان طوری عمل كنند كه فساد آور نباشد و آنانكه به حقیقت، دین اسلام را پذیرفتند، آنگونه عمل می كردند كه دین دستور داده بود. اگر زن یا مرد، پوششی به خود بگیرد كه زبان حال آن پوشش، دعوت به فساد باشد، این پوشش، اسلامی نیست حتی اگر به صورت ظاهر هم اسلامی باشد همان طوری كه اگر كسی نماز بخواند و هدفش ریا باشد، آن نماز نماز نیست گرچه بصورت ظاهر هم نماز باشد. بر این اساس هم مردان و هم زنان باید در پیاده كردن پوشش اسلامی به هدف اساسی دین اسلام توجه كنند. البته به این مطلب توجه بكنیم كه شكل لباس، در عصر ها و زمانهای مختلف، متحول می شود ولی آن هدف اساسی همواره ثابت است. اگر لباس، لباس باشد كه دعوت به فساد نكند و آن مواضعی كه باید پوشانده شود، پوشانده شود، در این صورت، آن لباس اشكالی نخواهد داشت و چنین نیست كه در همه كشورها و همه شهرها لباس همه مردم یكسان باشد. سلیقه ها، عادتها، فرهنگها و شرائط جغرافیائی متفاوت است و به خاطر همین، لباس ها هم متفاوت است.

    تردیدی نیست كه حجاب یكی از ضروریات دین اسلام و بی حجابی جزء منكرات شمرده می شود و آیات و روایات فراوانی كه در زمینه فریضه امر به معروف و نهی از منكر آمده، بر این تأكید دارند كه باید با تظاهر گناه و فساد با شرائطش مبارزه شود. یكی از آن ها پدیده بی حجابی است. و این دستور به صورت یك قضیه حقیقی و قانون ملی الهی بیان شده و همگان را در گستره خود قرار می دهد، پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) نیز از این قانون مستثنی نیستند.

    لذا آن چه مهم است رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منكر و چگونگی اجرای آن می باشد كه در زمان پیامبر(ص) و بعد از آن در میان دینداران معمول بوده است به طوری كه مردم به طور زبانی تذكر می دادند و با بیان آیات و روایات هشدار می دادند.

    آنچه مسلم است چه در عصر نبی اكرم(ص) و چه در عصر حضرت علی(ع)، مسأله امر به معروف ونهی از منكر اجرا می‏گشته و در حد امكان جلوی بی‏حجابی و بدحجابی گرفته می‏شد. اینكه تا چه حد ممكن بوده، بستگی به میزان قدرت اجرایی آن بزرگواران داشته است.




    [۱]. وسائل الشیعه۷ ج ۱۴، ص ۱۳۸، باب ۱۰۴، ح ۴، مقدمات نكاح، تفسیر صافی، ج ۲، ص ۱۶۵، چاپ دو مجلدی، تفسیر برهان، ج ۳، ص ۱۲۹، چاپ رحلی، المیزان، ج ۱۵، چاپ بیروت، عربی، طبع دوم، ص ۱۱۶ و تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۴۳۵.
    [۲]. مسأْله حجاب، چاپ ۵۲، ۱۳۷۹، ص ۱۳۹، تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۴۴۰، المیزان، ج ۱۵، ص ۱۱۶، تفسیر كشاف، ج ۳، ص ۲۳۱.
    [۳]. مسأله حجاب، ص ۱۷۴، چاپ ۳۸ و تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۴۲۶ به بعد.
    [۴]. مسأله حجاب، ص ۱۷۸، چاپ ۳۸ و تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۴۲۶ به بعد.
    [۵]. کشاف، ج۳،ص ۲۳۱، حجاب از دیدگاه قران و سنت، ص ۱۸.

    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)

  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,692
    صلوات
    270
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    34 پست
    حضور
    18 روز 21 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    در قرآن پوشش مو جزو حجاب نیست-پوشش توصیه شده اسلام

    در هيچ يك از آيات قرآن، حتى در آيات حجاب، بحث از پوشش مو مطرح نيست. پس به چه دليل، پوشش اسلامى، شامل مو نيز مى شود؟ و اساساً در اسلام چه نوع پوششى توصيه شده است؟



    در قرآن كريم براى پوشش بانوان، دو نوع لباس مطرح شده است:
    1. خمار يا مقنعه ،؛ 2 نور 24، آيه 31.. جلباب يا چادر ؛احزاب 33، آيه 59..

    در مفهوم «جلباب» اختلاف‏نظر وجود دارد. آنچه با توجه به كتب لغت و گفتار مفسّران مانند طبرسى در مجمع‏البيان و فخر رازى در تفسير كبير و بعضى مفسرين ديگر و نيز اهل لغت ؛ر.ك: مرتضى مطهرى، پيشين، ص158و 159 ؛ سيد على‏اكبر قرشى، پيشين، ج 2، ص41و42 به دست مى‏آيد جلباب معناى لباس يا پيراهن گشاد و پوشش سراسرى مانند چادر يا عبا است كه زنان بدان وسيله سر و گردن و سينه خود را مى‏پوشانند. چنانكه در تعريف جلباب گفته‏اند:
    «الجلباب: القميص أو الثوب الواسع».
    يا «الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الردّاء تُغطى به المرأة رأسها و صدرها».
    اما در اين ميان تفسير علاّمه طباطبايى و فيض كاشانى و بعضى از مفسرين اهل سنّت مانند قرطبى صحيح‏تر به نظر مى‏رسد ؛سيد محمدحسين طباطبايى، پيشين، ج 16، ص361 و آن اينكه: «هو ثوبٌ تشتمل به المرأة فيغطّى جميع بدنها»؛مولى محسن فيض كاشانى، پيشين، ج4، ص203 ؛ قرطبى، الجامع لأحكام القرآن، ج14، ص156 است كه «جلباب» ملحفه و پوششى چادر مانند است، نه روسرى و خمار.
    از ابن عبّاس و ابن مسعود روايت شده كه منظور عبا است. پس «جلباب» لباس گشاد و پارچه‏اى است كه همه بدن را مى‏پوشاند.
    همان‏گونه كه مفسّران بزرگ مانند شيخ طوسى و طبرسى فرموده‏اند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود: روسرى‏هاى كوچك كه آن‏ها را «خِمار» يا «مقنعه» مى‏ناميدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مى‏كردند؛ و روسرى‏هاى بزرگ كه مخصوص بيرون خانه به شمار مى‏آمد. زنان با اين روسرى بزرگ، كه «جلباب» خوانده مى‏شد و از «مقنعه» بزرگ‏تر و از «رداء»
    كوچك‏تر است و به چادر امروزين شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را مى‏پوشاندند.
    «جلباب» پوششى است كه روى همه پوشش‏ها به سر مى‏كردند درباره «جلباب» گفته‏اند: آن روسرى خاصى كه بانوان هنگامى كه براى كارى به خارج از منزل مى‏روند، سر و روى خود را با آن مى‏پوشند: «الجلبابُ خمارُ المرأة الذى يغطّى رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة» ؛شيخ طوسى، التبيان فى تفسير القرآن، ج 8، ص361 ؛ فضل‏بن حسن طبرسى، مجمع‏البيان، ج7و 8، ص 578.
    نزديك ساختن جلباب «يُدنين عَليهنّ مِن جلابيهنّ»؛قرطبى، پيشين، ذيل تفسير آيه59 ؛ كنايه از پوشيدن چهره و سر و گردن با آن است؛ يعنى چنان نباشد كه چادر يا روپوش‏هاى بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشريفاتى داشته باشد و همه پيكرشان را نپوشاند ؛فضل‏بن حسن طبرسى، پيشين، ص580 ؛ سيد محمدحسين طباطبايى، پيشين، ج 16، ص361 .
    زنان نبايد چنان چادر يا مانتو بپوشند كه نشان دهند اهل پرهيز از معاشرت با مردان بيگانه نيستند، از نگاه چشم‏هاى نامحرم نمى‏پرهيزند و از مصاديق «كاسيات عاريات» شمرده مى‏شوند؛ يعنى ظاهرا پوشيده هستند، ولى در واقع برهنه‏اند.
    از رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله روايت شده است: «صنفانِ مِن اهلِ النّارِ لم أرهما: قومٌ معهم سياطٌ كأذناب البقرِ يَضربونَ بها النّاس؛ و نساءٌ كاسياتٌ عارياتٌ مميلاتٌ مائلاتٌ رؤهنَّ كأسنمةِ البختِ المائلة...»؛ «دو گروه از دوزخيان را هنوز من نديده‏ام. گروهى كه تازيانه‏هايى مانند دم گاو در دست دارند و مردم را با آن مى‏زنند و گروه ديگر زنانى كه پوشش دارند اما برهنه‏اند، كج‏راهه مى‏روند و ديگران را نيز به كجروى
    تشويق مى‏كنند. سرهايشان همچون كوهان شتر خراسانى فروهشته است. اينان به بهشت نمى‏روند و بوى بهشت را كه از فاصله چندان و چندان به مشام مى‏رسد استشمام نمى‏كنند» ؛محمد محمدى رى‏شهرى، ميزان‏الحكمه، ج 2، ص 259.
    قرآن فرمان مى‏دهد: «بانوان با مراقبت، جامه‏شان را بر خود گيرند و آن را رها نكنند، تا نشان دهند اهل عفاف و حفظ تقواى دل به شمار مى‏آيند. پوششى مطلوب است كه خود به خود دورباش ايجاد مى‏كند و ناپاك‏دلان را نوميد مى‏سازد» ؛مرتضى مطهرى، پيشين، ص 160و161 .
    برخى ادّعا مى‏كنند: حجاب به معناى مقابله با برهنگى است و قابل قبول است ولى در هيچ جاى قرآن از پوشش مو سخن به ميان نيامده است!
    نادرستى اين سخن آشكار است؛ زيرا علاوه بر شأن نزول آيه، زنان مسلمان، حتى پيش از نزول اين آيه، موهاى خود را مى‏پوشاندند و تنها مشكل آنان آشكار بودن گردن و گوش‏ها بود و در اين آيه ؛احزاب 33، آيه 59 ، از روسرى سخن به ميان آمده است، بايد پرسيد: آيا روسرى جز آنچه بر سر مى‏افكنند و موها را بدان مى‏پوشاند، معنايى دارد؟ افزون بر اين، حكم ميزان پوشش در روايات متعدّد وارد شده است و علّت تأكيد بر پوشش مو در موضوع حجاب بانوان، به فلسفه حجاب برمى‏گردد. مهم‏ترين فلسفه پوشش زن در ارتباط با ديگران، مسئله زيبايى و جذّابيت اوست و معمولاً موى دختران و زنان، جذّاب و دلرباست. در احاديث گفته شده كه يكى از دو زيبايى، مو است ؛محسن فيض كاشانى، تفسير صافى، ج 3، ص 430و 431.


    در روايتى از رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله وارد شده است كه به هنگام خواستگارى، مرد مى‏تواند از زن درباره موهايش بپرسد كه يكى از دو زيبايى مهم زن است.
    قال رسول‏اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: «اذا أراد احدكم ان يتزوج المرأة فليسأل عن شعرها كما يسأل عن وجهها فإن الشعر احد الجمالين» ؛بحارالانوار، ج100، ص238، ح36.
    يكى از نشانه‏هاى اهميت مو براى زنان اين است كه شركت‏هاى تبليغى از اين زيبايى نهايت بهره را برده، و كالاى خود را در كنار زنان سر برهنه تبليغ مى‏كنند.
    در پايان گفتنى است؛ درباره حدود پوشش، نسبت به زنان پير و از كار افتاده؛ سيدعلى كمالى، قرآن و مقام زن، ص 107؛ به نقل از: محدث نورى، المستدرك الوسائل، ج 2، ص559 و يا زنان روستايى كه اهل آرايش نيستند، تخفيف داده شده و استثنائاتى وارد گرديده است؛ نور 24، آيه 60.


    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود