صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حسادت جن بر انسان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    11
    حضور
    11 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حسادت جن بر انسان




    با سلام و احترام؛

    سوألي در زمينه خلقت جن داشتم:

    با عنايت به اينكه انسان اشرف مخلوقات است و مي تواند خليفه الله شود و از طرفي جنيان نيز داراي اراده و اختيار و فهم و تكليف هستند، آيا اين مسئله موجب حسادت جنيان بر انسان نمي شود كه چرا خداوند انسان را داراي وسعت درك بيشتري آفريد و در مقابل جنيان داراي نقص در اين زمينه هستند؟ و آيا اصولا جنيان حسرت اين را نمي خورند كه چرا در حد انسان آفريده نشدند؟
    و بالاخره اينكه هدف خداوند از آفرينش موجودي هوشمند ولي پايين تر از انسان چه بود؟ آيا اين كار باعث كدورت جن از انسان و نعوذبالله از خدواند متعال نمي شود. همانگونه كه شيطان نيز كه از طايفه جن بود به انسان سجده نكرد.
    با تشكر از پاسختان.

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,172
    صلوات
    1
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    سلام سلامتی میاره
    حضور
    100 روز 6 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    7



    با نام و یاد دوست






    حسادت جن بر انسان








    کارشناس بحث: استاد جلیل


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    حسادت جن بر انسان

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    14
    حضور
    7 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رهمند نمایش پست
    با سلام و احترام؛

    سوألي در زمينه خلقت جن داشتم:

    با عنايت به اينكه انسان اشرف مخلوقات است و مي تواند خليفه الله شود و از طرفي جنيان نيز داراي اراده و اختيار و فهم و تكليف هستند، آيا اين مسئله موجب حسادت جنيان بر انسان نمي شود كه چرا خداوند انسان را داراي وسعت درك بيشتري آفريد و در مقابل جنيان داراي نقص در اين زمينه هستند؟ و آيا اصولا جنيان حسرت اين را نمي خورند كه چرا در حد انسان آفريده نشدند؟و بالاخره اينكه هدف خداوند از آفرينش موجودي هوشمند ولي پايين تر از انسان چه بود؟ آيا اين كار باعث كدورت جن از انسان و نعوذبالله از خدواند متعال نمي شود. همانگونه كه شيطان نيز كه از طايفه جن بود به انسان سجده نكرد.
    با تشكر از پاسختان.
    به نام خدا
    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما.
    آنگونه که برخی روایات اشاره کرده است شیطان که از جنیان بود بر آدم حسد ورزید و به گونه ای رفتار کرد که مورد خشم و غضب خداوند قرار گرفت.
    از این مساله مشخص می شود که جنیان نیز می توانند صاحب صفات فضیله یا رذیله شوند.
    اما در مورد آنچه سوال فرموده اید، نیاز است تا متن شما به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد:
    الف: آیا انسان از اجنه کاملتر و دارای قدرت درک بیشتر است یا خیر؟
    پاسخ این سوال نیاز به بررسی و تحقیق بیشتری دارد چرا که انسان با محدودیت های جسمی مواجه است که جن این موارد را ندارد لذا نمی توان گفت انسان موجود کاملتر است بله می توان گفت جایگاه انسانیت نزد خداوند برتر است (حتی از ملائکه) ولی به نظر این مساله را نمی توان مساوی با کاملتر بودن انسان نسبت به جنیان دانست.

    ب: حال که جایگاه انسانیت بالاتر است (و یا بپذیریم که انسان کاملتر از جن آفریده شده است) آیا این مساله موجب حسادت جنیان می شود یا خیر؟
    باید گفت این امکان وجود دارد و نمی توان آن را نفی کرد. اما این حسادت یا عدم حسادت جنیان نه مرتبط با خداوند است و نه مرتبط با نحوه آفرینش او.
    زیرا اگر مبنا این باشد که در انجام امور نباید کاری کرد که موجبات حسادت دیگران فراهم شود باید گفت پس نباید اصلاً کاری در جهان صورت بگیرد چون بالاخره تفاوت ها وجود دارد و وجود همین تفاوت ها سبب حسادت خواهد شد.
    مثلاً یک معلم نباید دانش آموز خوب را تشویق کند یا نمرات متفاوت که حق دانش آموزان است را به آنان بدهد چون ممکن است سبب حسادت برخی شود. در حالی که هر عاقلی این را نفی می کند و بیان می کند دیگران باید خود را اصلاح کنند نه اینکه معلم کار اشتباهی انجام داده است.
    خداوند، وجود را بر مخلوقات خود ارزانی داشته است و هر موجود بر اساس قابلیت و شایستگی خود از این وجود بهره برده است. لذا اگر یک موجود در رتبه پائین تری قرار گرفته است این نقص را باید از خود بداند نه از فیض و کَرم خداوند و لذا اگر حسادتی قرار است برای موجود پائین تر نسبت به بالاتر رخ دهد مرتبط با نحوه ی خلقت خداوند نیست بلکه مرتبط با خود آن موجود و قابلیت اوست و در نتیجه مرتبط به فعل خداوند نیست و وقتی مرتبط با فعل خداوند نباشد این سوال بی معناست که چرا خداوند به گونه ای عمل کرده است که موجبات حسادت برخی فراهم شده است.
    خداوند در میان موجودات خود تبعیض قائل نشده است و آنچه وجود دارد تفاوت است که لازمه نظام خلقت است و لازمه ی تفاوت و مختار بودن موجودات این خواهد بود که برخی صفات رذیله در عالم خارج بروز و ظهور کند.
    علاوه بر این مباحث با توجه به اینکه یک جن می تواند از یک انسان نزد خداوند مقرب تر باشد جایی برای حسادت و حسرت نیست.

    ج: اما هدف خداوند از خلقت جن چیست؟ در پاسخ باید گفت هدف، همان هدفی که در باب خلق انسان بیان می شود.
    خداوند این موجودات را خلق کرده است تا جودی به آنان نموده باشد اما چرا در این جایگاه و در این شکل و شمایل؟ پاسخ آن در توضیحات بالا مشخص شد که قابلیت این موجودات در عالم خلقت این مقدار بوده است و جایگاه آنان در عالم خلقت اقتضا می کرده است که به این صورت آفریده شوند.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    11
    حضور
    11 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط جلیل نمایش پست
    ثلاً یک معلم نباید دانش آموز خوب را تشویق کند یا نمرات متفاوت که حق دانش آموزان است را به آنان بدهد چون ممکن است سبب حسادت برخی شود. در حالی که هر عاقلی این را نفی می کند و بیان می کند دیگران باید خود را اصلاح کنند نه اینکه معلم کار اشتباهی انجام داده است.
    ممنون از پاسختان. در زمینه مثال یاد شده باید گفت که دانش آموزان در واقع مسابقه را از یک خط شروع می کنند و کسی که زودتر به خط پایان رسید قطعا برنده است و شایسته. اما وقتی انسان برتر از جن آفریده شده انگار انسان مسابقه آفرینش را از چند گام زودتر آغاز کرده. آیا این کینه جن را باعث نمی شود؟ در مورد حیوان و نبات و جماد خب حرفی نیست چون آنها اصولا درکی از ظالم و مظلوم ندارند. مثلا اگر چند مورچه در تار عنکبوت بیافتند، بقیه مورچه ها نمی روند پای تار عنکبوت علیه او تظاهرات کنند و یا واکنشی نشان دهند. اصولا درک چنین چیزی را ندارند. ولی جن درک چنین چیزی را دارد. البته نکته اینجاست که ما دقیقا نمی دانیم درک این موجود تا چه حدی است ولی حداقل می دانیم که بر اساس آیات قرآنی، جنیان نیز مسئول اعمال خویشند و باید پاسخگو باشند. پس می فهمند و واقعیات را درک می کنند. البته از عالمی شنیدم که می گفت آنها موجودی در تراز بین انسان و حیوان هستند اما از آنجا که درک می کنند پس این سوال جدی مطرح است که اصولا چرا باید دو موجودی که درک می کنند و فکر و اختیار و اراده دارند، در یک تراز نباشند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط جلیل نمایش پست
    علاوه بر این مباحث با توجه به اینکه یک جن می تواند از یک انسان نزد خداوند مقرب تر باشد جایی برای حسادت و حسرت نیست.
    در این زمینه هم درست است که همه انسان ها از همه جنیان بالاتر نیستند اما در نهایت این انسان است که اشرف مخلوقات است. پس دقیقا قضیه چیست. آیا نعوذ بالله تظلمی در کار است. که قطعا اینگونه نیست. پس حکمت این گونه آفرینش چیست؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط جلیل نمایش پست
    خداوند این موجودات را خلق کرده است تا جودی به آنان نموده باشد اما چرا در این جایگاه و در این شکل و شمایل؟ پاسخ آن در توضیحات بالا مشخص شد که قابلیت این موجودات در عالم خلقت این مقدار بوده است و جایگاه آنان در عالم خلقت اقتضا می کرده است که به این صورت آفریده شوند.
    به نظر بنده قابلیت هر موجودی بعد از آفرینشش معلوم می شود و این با عدل خدا سازگارتر است.

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    14
    حضور
    7 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رهمند نمایش پست
    ممنون از پاسختان. در زمینه مثال یاد شده باید گفت که دانش آموزان در واقع مسابقه را از یک خط شروع می کنند و کسی که زودتر به خط پایان رسید قطعا برنده است و شایسته. اما وقتی انسان برتر از جن آفریده شده انگار انسان مسابقه آفرینش را از چند گام زودتر آغاز کرده. آیا این کینه جن را باعث نمی شود؟ در مورد حیوان و نبات و جماد خب حرفی نیست چون آنها اصولا درکی از ظالم و مظلوم ندارند. مثلا اگر چند مورچه در تار عنکبوت بیافتند،
    مثال همان مقدار که می تواند ذهن انسان را به موضوع نزدیک کند قابلیت این را نیز دارد که ذهن را از مساله دور کند.
    لذا لازم است در مثال تنها به جنبه ای نگاه شود که آن مثال در راستای تفهیم آن بیان شده است.
    در مثال مذکور نیز شما تنها به این جهت نگاه کنید که لازم است رعایت استحقاق ها شود.(در ادامه قدری بیشتر توضیح خواهم داد. ان شاء الله)

    بیان فرمودید نکند ظلمی شده باشد؟ خیر طلمی در کار نیست چون اولاً موجودات حق و طلبی از خداوند ندارند که در نحوه اعطا وجود بر خودشان از خداوند طلب کار شوند و بیان شود بر یکی ظلم شد و بر یکی خیر.
    ثانیاً اگر در متن قبل دقت کنید بیان شد که خداوند به هر موجود آن مقدار که قابلیت وجود را داشته اند را داده است و اگر یک موجود بهره ای کمتر از وجود برده است و دیگری بهره ای بیشتر باید آن را در قابلیت خود ببیند نه در فبض الهی.
    به عنوان مثال (اگر مناقشه نفرمائید) جود خداوند در وجود بخشی همانند دریاست و استفاده ی موجودات از این دریا همانند ظروف آب است آن ظرفی که 10 لیتر طرفیت دارد تنها به اندازه 10 لیتر می تواند آب بردارد و آن طرفی که 20 لیتر ظرفیت دارد به اندازه 20 لیتر. لذا اگر اختلافی به وجود می آید از ناحیه خود موجودات است نه وجود بخشی خداوند.
    مرتیه قرار گرفته انسان و جن و علل او در عالم هستی متفاوت است و همین مساله به هر موجود ظرفیت خاص می بخشد.
    و البته میزان قابلیت هر موجود بعد از وجود بخشی بر ما مشخص می شود زیرا قبل از آن، علم داشتن برای ما بی معناست.
    ویرایش توسط جلیل : ۱۳۹۵/۰۴/۱۰ در ساعت ۰۹:۳۸

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    11
    حضور
    11 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=جلیل;821275]انیاً اگر در متن قبل دقت کنید بیان شد که خداوند به هر موجود آن مقدار که قابلیت وجود را داشته اند را داده است و اگر یک موجود بهره ای کمتر از وجود برده است و دیگری بهره ای بیشتر باید آن را در قابلیت خود ببیند نه در فبض الهی
    سوال این است که قابلیت وجود از کجا آمده؟ اصلا مگر قابلیت وجود یا به قول شما گنجایش ظرف انسان که می فرمایید بیشتر بوده از طرف خداوند متعال نبوده؟ چرا ظرف ما زیاد است و ظرف جن کم؟ بعد در انتها فرمودین میزان قابلیت هر موجود بعد از وجود بخشی مشخص می شود.
    نقل قول نوشته اصلی توسط جلیل نمایش پست
    و البته میزان قابلیت هر موجود بعد از وجود بخشی بر ما مشخص می شود زیرا قبل از آن، علم داشتن برای ما بی معناست.
    که بنده هم همین نگاه را قبول دارم. ولی این جمله اخیر با آن کلام ابتدایی تان تناقض دارد. بالاخره ظرفیت ما بیشتر است(در مثال آب دریا) یا قابلیت ما؟! بنده هم معتقدم ما و جن قابلیتمان را با توجه به استعدادهایمان به شکوفایی می رسانیم. ولی چرا استعداد یک موجود بیشتر است و ابزار بیشتری دارد و یک موجود (جن) کم تر است؟ حکمت این تفاوت چیست؟ اگر طایفه جنیان درک و اختیار و اراده نداشتند مشکلی نبود ولی با عنایت به اینکه آنها هم درک دارند مسئله عوض می شود.
    اینکه می فرمایید هیچ موجودی حقی بر گردن خداوند متعال ندارد هم کاملا درست است و ما هم می خواهیم بدانیم با توجه به این اصل، چرا چنین تفاوتی وجود دارد.
    شاید خداوند برای جنیان در آخرت آسان تر بگیرد و در آنجا آنها را به مرتبه شایسته خود برساند. کما اینکه خداوند برای مستضعفان بازخواست کم تری نسبت به توانمندان در آخرت دارد. البته بنده تاکنون حدیث و یا روایتی در این زمینه ندیده ام. آنچه که هست این است که همه می گویند خب اینطوری است دیگر! اما خب چرا اینطوری است؟ چرا جنیان مستضعف تر از انسان آفریده شدند؟
    شما فرض کنید در آینده خداوند متعال موجودی را بیافریند که از انسان بالاتر باشد. آیا ما با توجه به درکی که داریم خواه ناخواه دچار حسادت نمی شویم؟!

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    14
    حضور
    7 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رهمند نمایش پست
    سوال این است که قابلیت وجود از کجا آمده؟ اصلا مگر قابلیت وجود یا به قول شما گنجایش ظرف انسان که می فرمایید بیشتر بوده از طرف خداوند متعال نبوده؟ چرا ظرف ما زیاد است و ظرف جن کم؟ بعد در انتها فرمودین میزان قابلیت هر موجود بعد از وجود بخشی مشخص می شود.
    قابلیت یا همان ظرفیت (که از دیدگاه حقیر یک معنا را افاده می کند لذا گمان می کنم تناقض گوئی نکرده باشم و اگر شما از این دو، معنای متفاوتی در نظر دارید بفرمائید تا بر اساس آن بحث را ادامه دهیم) از ناحیه خود موجود است که کسب می کند. و خداوند تنها آن موجود را ایجاد می کند با همان قابلیتی که از ناحیه خود دارد.
    برای درک این مطلب که درک و بیان آن مقداری مشکل است نیاز به آوردن مثال است و شاید مثال اعداد در این زمینه مثال مناسبی باشد. بالفرض عدد سه را در نظر بگیرید آیا سه بودن را ما به سه می دهیم یا جایگاه سه، اقتضا می کند که اگر قرار است ما عددی را در آن جایگاه قرار دهیم باید که حتما سه باشد؟
    به عبارت دیگر بین عدم دو و عدد چهار ما یک جایگاه برای یک عدد صحیح داریم این جایگاه تعیین کننده ذات آن عدد و مقدار قابلیت آن عدد است یعنی در این جایگاه وقتی قرار است عدد قرار دهیم آن عدد لاجرم باید سه باشد و اگر ما بخواهیم این عدد را از این جایگاه برداریم و در جایگاه دیگر قرار دهیم مثلاً بین 5 و 7 قرارش دهیم دیگر آن عدد سه نیست بلکه باید ذات آن تغییر پیدا کند و بشود عدد 6 و همچنین اگر بخواهیم عدد دیگری را در این جایگاه قرار دهید لاجرم باید ذات آن عدد تغییر کند و عدد سه شود.
    در نتیجه ما که سه را در این جایگاه قرار می دهیم به سه جفا نکرده ایم بلکه ذات و جایگاه او قابلیت بیش از این را ندارد.
    در مورد جایگاه موجودات در عالم خلقت نیز همین مساله وجود دارد هر موجود با توجه به جایگاهی که در عالم خلقت دارد یک قابلیت و ظرفیت خاص را پذیرا است که اگر قرار باشد آن موجود را از آن جایگاه برداریم دیگر آن موجود، موجود سابق نخواهد بود و باید موجودی جدید باشد لذا اگر جن، جن است با توجه به این است که در یک جایگاه خاص از نظام خلقت قرار دارد و اگر قرار باشد این موجود را از این جایگاه برداریم و در جایگاه دیگر قرار دهیم تا بالفرض ظرفیت او متفاوت باشد آن موجود دیگر جن نخواهد بود باید مثلا فرشته باشد و....
    با توجه به آنچه بیان شد باید مشخص شده باشد که قابلیت از جانب خود موجودات است و سبب تفاوت بین آنان می شود.
    ویرایش توسط جلیل : ۱۳۹۵/۰۴/۱۲ در ساعت ۱۱:۰۵

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    11
    حضور
    11 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط جلیل نمایش پست
    قابلیت یا همان ظرفیت (که از دیدگاه حقیر یک معنا را افاده می کند لذا گمان می کنم تناقض گوئی نکرده باشم و اگر شما از این دو، معنای متفاوتی در نظر دارید بفرمائید تا بر اساس آن بحث را ادامه دهیم) از ناحیه خود موجود است که کسب می کند. و خداوند تنها آن موجود را ایجاد می کند با همان قابلیتی که از ناحیه خود دارد.
    ممنون از پاسختان؛
    بنده هم قابليت و ظرفيت را داراي يك معني مي دانم. اما تناقض را در فحواي كلام شما مي دانم. آنجا كه فرمودين خداوند به هر موجودي ظرفيتي مي دهد ولي از طرفي ظرفيت وجود پيدا كردن را ناظر بر توانايي هاي موجود بعد از آفرينش دانستيد. شايد هم جمله تان در زمينه ظرفيت ذاتي موجودات بود. اتفاقا نكته همين جاست: چرا انسان ظرفيت ذاتي بيشتري از جن دارد؟ اينكه مي فرماييد هر موجودي سر جاي خود شناخته مي شود و مثال عدد 3 را زدين نشان مي دهد كه جن مثلا جايگاه 3 را دارد و انسان مثلا جايگاه 4 را دارد ولي هر دو داراي انديشه و درك و جزاي آخرت هستند. سوال اين است كه چرا وقتي دو موجود داراي درك هستند يكي سه شده و يكي ديگر 4 شده است؟
    اگر بين انسان و حيوانات مقايسه كنيم قابل قبول است چون آنها دركي از اطراف خود ندارند و رنج تبعيض را درك نمي كنند ولي جنيان اينگونه نيستند.
    مگر اينكه استدلال شود كل خلقت به خاطر انسان آفريده شد و همه بايد سپاسگزار خلقت انسان به عنوان اشرف مخلوقات باشند و ديگر حق اعتراضي ندارند. همين كه موجود شده اند برايشان كافي است.

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    14
    حضور
    7 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رهمند نمایش پست
    بنده هم قابليت و ظرفيت را داراي يك معني مي دانم. اما تناقض را در فحواي كلام شما مي دانم. آنجا كه فرمودين خداوند به هر موجودي ظرفيتي مي دهد ولي از طرفي ظرفيت وجود پيدا كردن را ناظر بر توانايي هاي موجود بعد از آفرينش دانستيد. شايد هم جمله تان در زمينه ظرفيت ذاتي موجودات بود.
    ممکن است در بیان مقصود مقداری اشتباه رخ داده باشد در هر حال آنچه مد نظر حقیر در این عبارت بوده این است که قابلیت یا ظرفیت از خارج به موجودی داده نمی شود و البته ما میزان قابلیت هر موجود را بعد از وجود او درک خواهیم کرد و می فهیم که قابلیت مثلا انسان از حیوان بیشتر است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط رهمند نمایش پست
    تفاقا نكته همين جاست: چرا انسان ظرفيت ذاتي بيشتري از جن دارد؟ اينكه مي فرماييد هر موجودي سر جاي خود شناخته مي شود و مثال عدد 3 را زدين نشان مي دهد كه جن مثلا جايگاه 3 را دارد و انسان مثلا جايگاه 4 را دارد ولي هر دو داراي انديشه و درك و جزاي آخرت هستند. سوال اين است كه چرا وقتي دو موجود داراي درك هستند يكي سه شده و يكي ديگر 4 شده است؟
    عالم خلقت را مراتب اعداد فرض کنید چرا چهار ظرفیت بیشتر نسبت به سه دارد؟ ( با اینکه در سه تا با عدد سه مشترک است و تنها در یکی با او تفاوت دارد) آیا این ظرفیت از خارج به او داده شده است؟ یعنی ما چهار را چهار قرار دادیم یا خیر چهار بودن چهار، به ما ارتباطی ندارد بلکه چون ما سلسله اعداد را داریم لاجرم یک جایگاه نیز برای عدد چهار خواهیم داشت که هر عدد با هر شکلی که بخواهد در آن قرار گیرد چهار خواهد بود( به همین جهت می بنیم در زبان های متفاوت این عدد به صورت مختلف نوشته می شود ولی ذات این عدد باز هم چهار است) و ما تنها آن عدد را مشخص می کنیم؟
    این است که بیان می شود ظرفیت از خارج به موجود داده نمی شود بلکه جایگاه هر موجود ظرفیت او را مشخص می شود. جایگاهی که سیرعالم خلقت آن را طلب می کند.
    جن و انسان هر یک برای خود در عالم خلقت جایگاهی را دارند، جایگاهی که سیر عالم خلقت آن را رقم می زند و هر چه این سیر به سمت عدم در حرکت باشد، ظرفیت و قابلیت آن موجود کمتر خواهد بود.
    خداوند نیز زمانی که می خواهد به جن که در عالم خلقت یک جایگاه خاص دارد وجود ببخشد، جن را ایجاد می کند نه اینکه موجودی بیافریند و بعد او را قابلیت ببخشد (دقت کنید)
    و این راز تفاوت در ظرفیت هاست و البته این تفاوت ها ممکن است کم یا زیاد باشد مثل تفاوت بین خود انسان و یا بین انسان و جن و...

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    11
    حضور
    11 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط جلیل نمایش پست
    جن و انسان هر یک برای خود در عالم خلقت جایگاهی را دارند، جایگاهی که سیر عالم خلقت آن را رقم می زند و هر چه این سیر به سمت عدم در حرکت باشد، ظرفیت و قابلیت آن موجود کمتر خواهد بود.
    خداوند نیز زمانی که می خواهد به جن که در عالم خلقت یک جایگاه خاص دارد وجود ببخشد، جن را ایجاد می کند نه اینکه موجودی بیافریند و بعد او را قابلیت ببخشد
    آنطور كه بنده از فحواي كلام شما مي توانم استنباط كنم اين است كه هستي را يك طيف لحاظ كردين كه يك سر آن عدم و سر ديگر وجود مطلق يعني خداوند است. (البته عدم و نيستي نيز در پرتو هستي شناخته مي شود و البته نيستي وجود ندارد و عدم نيز در حقيقت محدود كننده هستي است و آنچه كه هستي (ذات بي منتها و نامحدود باريتعالي) را محدود كند اصولا وجود ندارد پس همه چيز هستي است.) بعد خداوند حسب صفات خويش كه خالق بودن يكي از آنهاست در آن طيف مورد نظر شما اقدام به آفرينش مي كند و هر موجودي در جايگاه خاص خود بر حسب "طيف وجود" موجود مي شود. تا اينجا قبول. اما باز هم اين مسئله تبعيض ساز است و به ظرفيت موجودات بر مي گردد. به ويژه آنكه جنيان درك هم دارند و اين تفاوت ها را درك مي كنند.

    حالا اگر اجازه بفرماييد بنده ديدگاهم را براي حل اين مسئله بيان كنم:
    1. اگر موجودات عالم را (آنانكه ما مي شناسيم) به 6 دسته جماد، نبات، حيوان، جن، ملك و انسان تفكيك كنيم، اولا مقر و معترفيم كه همه اين موجودات از طرف خداوند آفريده شده اند و دوما همه ارزشمند هستند و بنا به دليلي آفريده شده اند؛
    2. از اين منظر صرف انسان متولد شدن مهم نيست، بلكه انسان شدن و پرورش روح و چگونه "من" شدن مهم است؛
    3. انسان شدن و "من" شدن واقعي تا روز مرگ و بنا بر صيرورت انسان ادامه مي يابد و بعد از آن نيز بنا به اعمال، روند تكاملي ما ادامه مي يابد. ما در واقع صرفا جسمي زاده والدين خود نيستيم بلكه موجودي هستيم كه با اختيار خود صيرورت پيدا كرده ايم و "شده ايم". پس انسان آفريده شدن افتخار نيست بلكه اقتضاي نظام خلقت اين است كه يكي انسان شود و يكي جن و .... مهم موجود شدن است بي حرف. چون نعوذ بالله خداوند براي موجودات پارتي بازي و حق ويژه قائل نيست. و ما هم در قبل از خلقت در آزموني شركت نكرديم كه جواز ورود به زمين را به صورت انسان بگيريم. پس ما وقتي "انسان" مي شويم كه قوانين و فرامين الهي را مراعات كنيم. چون "من" شدن "ما" در گرو مراعات آن (فرامين الهي و دستور عقل به عنوان رسول باطني) است؛
    4. همه موجودات بنا بر آيات و روايات در حد خويش در حال عبادت و صيرورت هستند و در اين زمينه انگار مسابقه اي ميان موجودات ششگانه است؛
    5. در اين ميان انسان "اشرف مخلوقات" نام گرفته است : چرا اينگونه است: به دليل اينكه انسان موجودي است با درجه اختيار بالا البته در طول اختيار خداوند. "درجه اختيار" والبته درجه درك كلمه و اصطلاح كليدي همين بحث است. چرا؟ چون اين درجه اختيار، انسان را هم مي تواند به بالاترين حد اعلي و كرسي الهي برساند (مقامي كه رسول الله (ص) رسيد) و هم مي تواند انسان را به اسفل سافلين برساند و در حد پست ترين موجودات عالم بكشاند. (شايد مثل قاتلين امام حسين (ع) و ساير ظالمين گذشته و معاصر) پس نكته اين است كه انسان بودن به خودي خود خوشبختي نيست و اتفاقا در صورت بي توجهي ممكن است خطرناك هم باشد و حتي در عالم آخرت برخي انسان ها ممكن است حسرت موجودات ديگر كه محشور مي شوند بخورند. انسان اشرف مخلوقات شد چون اختيار بيشتري دارد و درك بالاتر پس تكليف بيشتري هم دارد (هر كه بامش بيش برفش بيشتر) اين است كه ساير موجودات نام برده نيز بر دين انسان به عنوان موجودي كامل قرار مي گيرند و حتي طايفه جن ممكن است شيعه باشد و يا كافر. در واقع خداوند از طريق موجودي به نام انسان كه كامل است ساير موجودات را نيز هدايت مي كند. (اقتضاي خلقت) پس انسان بودن باشكوه است اما امتياز نيست. امتياز حركت در مسير الهي است كه ممكن است شايد يك جماد آن را به طبيعت حال خود بهتر طي كند.
    6. فرشتگان و ملائكه در نقطه مقابل اين صيرورت هستند و تكامل و تنزيلي ندارند و البته دچار ثواب و عقاب هم نيستند. نكته كليدي دوم و اصطلاح كليدي همين "ثواب و عقاب" است. (دقت فرماييد)
    7. پس انسان بنا به اختيار و درك والاي خود هم به سمت طيف خوبي ها مي تواند حركت كند و هم طيف بدي ها با همان شدت. يعني اگر طيف خوبي هاي انسان مثلا مثبت 20 باشد و انسان را به بالاترين قله هاي معنويت برساند، طيف بدي ها نيز منفي 20 است و انسان را به پست ترين جاها مي كشاند.
    8. براي طايفه جنيان نيز چنين است. آنها ادراك دارند اما در طيفي محدودتر. يعني طيف خوبي هاي آنها ممكن است به 15 برسد و بدي هايشان نيز 15 باشد.
    9. ولي در نهايت برآيند نهايي و جمع جبري طيف (صفر) است چه براي انسان و چه براي جنيان.
    10. اين طيف خوبي و بدي داراي برآيند صفر شايد (دقيقا نمي دانم- شايد) براي حيوان و نبات و جماد هم باشد و آنها نيز بنا بر نوع اختيار و عمل خود داراي خوبي و بدي باشند و در آخرت مستحق امتياز مثبت و منفي باشند؛
    11. بنابراين عدل خداوند در اينجا ثابت مي شود كه اگر به موجودي فرصت بالا رفتن را داده از آن طرف خطر سقوط بيشتر را هم برايش ايجاد كرده است. اگر شيطان را هم حتي جزء جنيان بدانيم، به نظر مي رسد از برخي انسان ها در زشتي و پليدي به واسطه شكست از نفس اماره خويش، جايگاه بدتري خواهند داشت. بالاخره شيطان در شيطان بودنش عمل مي كند و دشمني اش مشخص است و البته فقط تحريك مي كند و اين انسان است كه در نهايت مجري تحريك شيطان مي شود و به اعمال ضد الهي دست مي زند. پس انسان به واسطه اختيار و درك ويژه خود نبايد مقهور تحريك شيطان شود و مسئول اعمال خود است و البته اعمال شيطان نيز در جايگاه و ميزان اختيار و دركش محاسبه خواهد شد ولي نمي تواند مسئول اصلي اعمال زشت ضد الهي انسان لقب بگيرد و شايد بتوان گفت كه شيطان در انجام اعمال (دقت كنيد اعمال نه تحريك) از انسان در طيف محدودتري جاي مي گيرد و مسئوليت كم تري نسبت به انسان به عنوان اشرف مخلوقات دارد.
    12. بنابراين به دليل اينكه جايگاه موجودات در آخرت و بنا بر حركت و صيرورت دنيايي خود كه ظرف آزمايش است، مشخص مي شود و ممكن است حتي حيوانات (اگر محشور شوند) از برخي انسان هاي نافرمان جايگاه بالاتري داشته باشند، عدل خداوند آشكار مي شود. در واقع يكي از اقتضائات آفرينش و آزمايش موجودات، اين است كه موجودات در انواع مختلف آفريده شوند و بر اين مبنا آزمايش گردند.

    نتيجه اينكه ما همه هستي داريم و موجود هستيم و عدم معني ندارد و از طرفي بين موجودات هيچ تبعيضي نيست. فقط برخي مثل انسان داراي فراز و فرود بيشتري از نظر كسب فضايل و رذايل مي شوند و برخي مثل جنيان در مسير اختيار و درك كم تري قرار مي گيرند ولي در نهايت در دچار شدن به ثواب و عقاب اخروي موجودات بر مبناي ظرفيتشان در دنيا شكي وجود ندارد. و در آخرت است كه معلوم مي شود چه موجودي واقعا چه چيزي است.
    با تشكر.
    ویرایش توسط رهمند : ۱۳۹۵/۰۴/۱۴ در ساعت ۱۲:۵۰

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود