جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوال درباره برهان وجوب

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سوال درباره برهان وجوب




    درود
    ما در برهان وجوب می گیم جهان به طور کلی ممکن الوجود است و ممکن الوجود دارای علت و باید واجب الوجودی باشه که ممکن الوجود رو به وجود بیاره چون عدم نمیتونه ممکن الوجود رو بوجود بیاره خب ممکن الوجود یعنی اینکه وجودی که علتش غیر از خودش است و تغییر پذیره واجب الوجود بدون علت است و بدون تغییراست
    من سوالی داشتم خوب جهان ممکن الوجود نیست همه اش جهان تشکیل از ماده و انرژی است . انرژی اولیه طبق فییزیک دارای علت نیست پس ممکن الوجود نیست و هم تغییر پذیره یعنی به ماده تبدیل میشه پس واجب الوجود نیست بعد خود ماده که در جهان وجود داره طبق فیزیک علت ماده هم میتونه خودش باشه هم غیر خودش پس ممکن الوجود هم نیست، به طور کلی پس جهان ممکن الوجود نیست بعد ماده علتش هم خودش میتونه باشه و ماده نقطه شروعی نداره
    در فلسفه اسلامی میگن خدا ذاتا فیاض است و بین علت و معلول فاصله زمانی نبوده پس ماده نقطه شروع نداره تو فیزیک هم میگن ماده نقطه شروعی نداره و بوده اگر ماده نقطه شروعی نداره و از ازل بوده و میتونه علت ماده هم خودش باشه پس چه نیازی به وجود دیگری برای علتش است و جهان تشکیل شده از ماده و انرژی است بطور کلی و انرژی اولیه هم نیازی به علت نداره و ماده هم میتونه علتش خودش باشه و هم غیر خودش میشه توضیح بدید؟ که جهان چجوری ممکن الوجود است و به واجب الوجود برای علتش نیاز داره؟

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۵/۰۴/۰۹ در ساعت ۱۲:۰۸ دلیل: غلط املائی

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,612
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    790 پست
    حضور
    118 روز 4 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    سوال درباره برهان وجوب







    کارشناس بحث: استاد صدیق

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    سوال درباره برهان وجوب

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Dariush نمایش پست
    اگر ماده نقطه شروعی نداره و از ازل بوده و میتونه علت ماده هم خودش باشه پس چه نیازی به وجود دیگری برای علتش است و جهان تشکیل شده از ماده و انرژی است بطور کلی و انرژی اولیه هم نیازی به علت نداره و ماده هم میتونه علتش خودش باشه و هم غیر خودش میشه توضیح بدید؟ که جهان چجوری ممکن الوجود است و به واجب الوجود برای علتش نیاز داره؟
    با عرض سلام و آروزی قبولی طاعات و عبادات.
    در مورد این استدلال، لازم است ابتدا به دو نکته توجه شود:

    نکته اول:
    بر اساس برهان وجوب و امکان، موجودات جهان بر دو دسته هستند: واجب و ممکن.
    موجودی که ممکن الوجود است برای موجود شدنش، نیاز به علت دارد(چون وجود برایش ذاتی نیست و عاریتی است)
    علت موجود شدنش، یا خودش است یا موجودی شبیه خودش(ممکن الوجود) یا موجودی واجب.
    خودش نمیتواند باشد چون مستلزم دور است.
    شبیه خودش نمیتواند باشد، چون مستلزم تسلسل است.
    پس به ناچار، علت موجود شدن آن، موجودی واجب الوجود است.


    نکته دوم:
    كلمه حادث و قدیم بر دو معنا اطلاق میشود.
    حادث و قدیم زمانی، و حادث و قدیم ذاتی.
    حادث زمانی موجودی است که وجودش مسبوق به عدم زمانی باشد، به عبارت دیگر به موجودی گفته میشود که در یک برهه و قسمتی از زمان به وجود آمده است. یعنی ابتدای زمانی دارد و میتوان زمانی را فرض کرد که این موجود در آن قطعه از زمان نبوده است.
    قدیم زمانی نیز در مقابل موجودی است که وجودش مسبوق به عدم زمانی نیست یعنی هیچ زمانی نبوده است که این موجود در آن نبوده باشد.

    حادث ذاتی نیز به موجودی گفته میشود که وجودش مسبوق به عدم ذاتی است و در مورد موجوداتی هب کار میرود که در وجودش محتاج به غیر باشد چه وجودش حادث زمانی باشد و چه قدیم زمانی.
    قدیم ذاتی نیز به موجودی گفته میشود که وجودش مسبوق به عدم ذاتی نیست یعنی در وجودش محتاج به هیچ موجود دیگری نیست.(1)

    با توجه به این دو نکته، پاسخ سوال شما این است که در استدلال وجوب و امکان، محور بحث، موجود ممکن است نه موجود حادث یا قدیم. به عبارت دیگر،در مقابل واجب الوجود، ممکن الوجود قرار دارد نه حادث. پس هرگاه موجودی ممکن الوجود باشد، نیاز به واجب الوجودی دارد که آنرا به وجود بیاورد.

    اما سوالی به ذهن میرسد و آن این است که موجودی که از قدیم وجود داشته است، چه نیازی به علت دارد؟
    پاسخ این است که ملاک در نیازمندی به علت، امکان وجودی یا امکان ذاتی است نه حدوث زمانی.
    به عبارت دیگر، موضوع احتیاج به علت، ماهیت ممکنه است نه ماهیت موجود. بنابراین تا زمانی که وصف امکان در ماهیت وجود دارد، آن ماهیت نیاز به علت دارد و بی نیازی از آن جدا نخواهد شد.
    بنابراین، تا زمانی که موجودی ممکن الوجود باشد نیاز به علت دارد؛ خواه از نظر زمانی ،حادث باشد یا قدیم.(2)

    ـــــــــــ
    1.
    فرهنگ معارف اسلامی، ج2، ص678
    2. ر.ک: نهایه الحکمه، علامه طباطبایی، مرحله4، فصل 6




  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حال میرسیم به نکات دیگری که مطرح کردید:
    اول:
    نقل قول نوشته اصلی توسط Dariush نمایش پست
    انرژی اولیه طبق فییزیک دارای علت نیست پس ممکن الوجود نیست و هم تغییر پذیره یعنی به ماده تبدیل میشه پس واجب الوجود نیست

    مسئله نیازمندی به علت یا عدم نیاز به ان، مسئله ای متافیزیکی است و همانطور که انیشمندان غربی و شرقی بیان کرده اند تجربه تاب و توان تشخیص علیت و رابطه آن را ندارد. در فیزیک فقط ما میتوانیم توالی بین دو پدیده را ببینیم و کشف ضرورت و رابطه علیت بین آنها کار عقل است نه تجربه. حتی اگر هزاران بار هم شما ببینید که پنبه خشک در کنار آتش میسوزد، به صرف این مشاهده نمیتوانید حکم کنید که بین این دو رابطه علیت آن هم از نوع ضروری برقرار است. بلکه این کار عقل است که چنین حکمی دارد.
    باتوجه به این نکته، دانش فیزیک صلاحیت آنرا ندارد که علت داشتن یا نداشتن یک پدیده را مشخص کند و آنرا اثبات یا انکار کند.
    اینکه ماده به انرژی تبدیل میشود و بالعکس، حتی اگر هزاران بار نیز مشاهده شود، توان اثبات ازلی بودن این رابطه و ابدی بودن آنرا ندارد، چرا که موضوع دانش فیزیک ماده متحرک است و روش آن تجربه. بنابراین با فیزیک تجربی نمیتوان چنین احکامی را صادر کرد. بله به صورت مسامحی میتوان حکم کرد که بر اساس فیزیک، در بین ماده و انرژِی های فعلی مورد آزمایش، رابطه تبدیل و تبدل برقرار است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط Dariush نمایش پست
    بعد خود ماده که در جهان وجود داره طبق فیزیک علت ماده هم میتونه خودش باشه هم غیر خودش

    ماده نمیتواند علت خودش باشد، چون مستلزم دور است و دور عقلا باطل است.

    علت آن نمیتواند انرژی نیز باشد، بلکه انرژِی در نهایت میتوان علت مادی آن باشد نه علت هستی بخش آن؛ چرا که موجودی که تغییر میکند، ممکن الوجود است و چنین موجودی نمیتواند علت نهایی ایجاد موجود دیگری باشد.

    بعلاوه با قطع نظر از اشکال دور و تسلسل اشکال دیگری نیز در این کلام شما وجود دارد:
    اینکه علت ماده، هم خودش باشد و هم غیر خودش، نادرست و عقلا باطل است؛ چون تجمع دو علت هستی بخش و حتی فاعلی بر یک موجود محال است؛
    چرا که وجود معلول متوقف بر وجود علتش است، حال اگر علت وجود ماده، خودش باشد، یعنی وجود ماده متوقف بر خودش است. بنابراین متوقف بر غیر خودش نیست. حال اگر بخواهد علتش، موجود دیگری باشد، معنایش آن است که وجود ماده متوقف بر آن موجود است نه بر خودش(به عنوان علت). در این صورت:
    اگر وجود ماده، متوقف بر خودش باشد، توقف بر علت دیگری ندارد و این خلف فرض علیت آن موجود دیگر برای ماده است.
    و اگر توقف بر علت دیگری دارد، توقف بر خودش ندارد و این خلف فرض علیت خود ماده برای خودش است.

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۵/۰۴/۱۳ در ساعت ۱۲:۳۳

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ممنون از پاسخ گویی

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    اگر ماده نقطه شروعی نداره و از ازل بوده و میتونه علت ماده هم خودش باشه پس چه نیازی به وجود دیگری برای علتش است و جهان تشکیل شده از ماده و انرژی است بطور کلی و انرژی اولیه هم نیازی به علت نداره و ماده هم میتونه علتش خودش باشه و هم غیر خودش میشه توضیح بدید؟ که جهان چجوری ممکن الوجود است و به واجب الوجود برای علتش نیاز داره؟ بعلاوه بر اساس فیزیک، ماده میتواند علت خودش باشد. در این صورت چه نیازی به علت متافیزیکی دارد؟

    پاسخ:
    با عرض سلام و آروزی قبولی طاعات و عبادات.
    در مورد این استدلال، لازم است ابتدا به دو نکته توجه شود:

    نکته اول:
    بر اساس برهان وجوب و امکان، موجودات جهان بر دو دسته هستند: واجب و ممکن.
    موجودی که ممکن الوجود است برای موجود شدنش، نیاز به علت دارد(چون وجود برایش ذاتی نیست و عاریتی است)
    علت موجود شدنش، یا خودش است یا موجودی شبیه خودش(ممکن الوجود) یا موجودی واجب.
    خودش نمیتواند باشد چون مستلزم دور است.
    شبیه خودش نمیتواند باشد، چون مستلزم تسلسل است.
    پس به ناچار، علت موجود شدن آن، موجودی واجب الوجود است.


    نکته دوم:
    كلمه حادث و قدیم بر دو معنا اطلاق میشود.
    حادث و قدیم زمانی، و حادث و قدیم ذاتی.
    حادث زمانی موجودی است که وجودش مسبوق به عدم زمانی باشد، به عبارت دیگر به موجودی گفته میشود که در یک برهه و قسمتی از زمان به وجود آمده است. یعنی ابتدای زمانی دارد و میتوان زمانی را فرض کرد که این موجود در آن قطعه از زمان نبوده است.
    قدیم زمانی نیز در مقابل موجودی است که وجودش مسبوق به عدم زمانی نیست یعنی هیچ زمانی نبوده است که این موجود در آن نبوده باشد.

    حادث ذاتی نیز به موجودی گفته میشود که وجودش مسبوق به عدم ذاتی است و در مورد موجوداتی هب کار میرود که در وجودش محتاج به غیر باشد چه وجودش حادث زمانی باشد و چه قدیم زمانی.
    قدیم ذاتی نیز به موجودی گفته میشود که وجودش مسبوق به عدم ذاتی نیست یعنی در وجودش محتاج به هیچ موجود دیگری نیست.(1)

    با توجه به این دو نکته، پاسخ سوال شما این است که در استدلال وجوب و امکان، محور بحث، موجود ممکن است نه موجود حادث یا قدیم. به عبارت دیگر،در مقابل واجب الوجود، ممکن الوجود قرار دارد نه حادث. پس هرگاه موجودی ممکن الوجود باشد، نیاز به واجب الوجودی دارد که آنرا به وجود بیاورد.

    اما سوالی به ذهن میرسد و آن این است که موجودی که از قدیم وجود داشته است، چه نیازی به علت دارد؟
    پاسخ این است که ملاک در نیازمندی به علت، امکان وجودی یا امکان ذاتی است نه حدوث زمانی.
    به عبارت دیگر، موضوع احتیاج به علت، ماهیت ممکنه است نه ماهیت موجود. بنابراین تا زمانی که وصف امکان در ماهیت وجود دارد، آن ماهیت نیاز به علت دارد و بی نیازی از آن جدا نخواهد شد.
    بنابراین، تا زمانی که موجودی ممکن الوجود باشد نیاز به علت دارد؛ خواه از نظر زمانی ،حادث باشد یا قدیم.(2)


    از سوی دیگر:
    ماده نمیتواند علت خودش باشد، چون مستلزم دور است و دور عقلا باطل است.

    علت آن نمیتواند انرژی نیز باشد، بلکه انرژِی در نهایت میتوان علت مادی آن باشد نه علت هستی بخش آن؛ چرا که موجودی که تغییر میکند، ممکن الوجود است و چنین موجودی نمیتواند علت نهایی ایجاد موجود دیگری باشد.

    بعلاوه با قطع نظر از اشکال دور و تسلسل اشکال دیگری نیز در این کلام شما وجود دارد:
    اینکه علت ماده، هم خودش باشد و هم غیر خودش، نادرست و عقلا باطل است؛ چون تجمع دو علت هستی بخش و حتی فاعلی بر یک موجود محال است؛
    چرا که وجود معلول متوقف بر وجود علتش است، حال اگر علت وجود ماده، خودش باشد، یعنی وجود ماده متوقف بر خودش است. بنابراین متوقف بر غیر خودش نیست. حال اگر بخواهد علتش، موجود دیگری باشد، معنایش آن است که وجود ماده متوقف بر آن موجود است نه بر خودش(به عنوان علت). در این صورت:
    اگر وجود ماده، متوقف بر خودش باشد، توقف بر علت دیگری ندارد و این خلف فرض علیت آن موجود دیگر برای ماده است.
    و اگر توقف بر علت دیگری دارد، توقف بر خودش ندارد و این خلف فرض علیت خود ماده برای خودش است.


    موفق باشید.
    ـــــــــــ
    1. فرهنگ معارف اسلامی، ج2، ص678(سید جعفر سجادی،تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1373، چاپ سوم)
    2. ر.ک: نهایه الحکمه، محمد حسین طباطبایی، مرحله4، فصل 6(قم، موسسه نشر اسلامی)





اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود