جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: به نام عشق ، بنام مدافعان حرم ... ( اشعار و دلنوشته ها در وصف مدافعان حرم )

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96

    به نام عشق ، بنام مدافعان حرم ... ( اشعار و دلنوشته ها در وصف مدافعان حرم )




    به نام عشق ، بنام مدافعان حرم ... ( اشعار و دلنوشته ها در وصف مدافعان حرم )به نام عشق ، بنام مدافعان حرم ... ( اشعار و دلنوشته ها در وصف مدافعان حرم )به نام عشق ، بنام مدافعان حرم ... ( اشعار و دلنوشته ها در وصف مدافعان حرم )


    به نام عشق ، بنام مدافعان حرم
    سرم فدای امام مدافعان حرم


    اگر که قسمت من نیست تاحرم بروم
    بخوان مرا تو غلام مدافعان حرم

    وقایع اخیر در سوریه و حمله تروریست‌های وهابی به ساحت مقدس حرم حضرت زینب(س) و مزار صحابه‌های پیامبر(ص) باعث شهادت بسیاری از شیعیان و دوست داران اهل بیت عصمت و طهارت شد. اما این کشتار به دست سلفی‌های سوریه از انگیزه شیعیان برای حمایت از حرم خاندان اهل بیت(ع) نشده است و هر روز تعداد این مدافعانِ حرم بیشتر می‌شود. همین موضوع بهانه‌ای برای شاعران دغدغه مند انقلاب است تا اشعاری در این زمینه را در تاریخ ثبت کنند. «سجاد شاکری» شاعر و فعال عرصه رسانه قطعه شعری را در رثای مدافعان حرم حضرت زینب(س) سروده است:


    ما را ز خاندان کرم آفریده‌اند

    یک موج، از تلاطم یَم آفریده‌اند

    ما را فدائیان پسرهای فاطمه(س)

    "ما را شهید میر و علَم آفریده‌اند"

    ما را به اعتبار عنایات فاطمه(س)

    گریه کنان حضرت غم آفریده‌اند‎

    بهر بریدن سر اولاد عمر و عاص

    در جان ما غرور و غژم آفریده‌اند

    هر یک ز ما حریف دو صد لشکر یزید!!

    (زین رو ز شیعه عده کم آفریده‌اند)

    دجّال ها و حرمله ها را مهاجم و ...

    ... ما را
    "مدافعان حرم" آفریده‌اند‎

    ....

    سیّد علیِ خامنه ای (پیر عشق) گفت:

    " فریاد را علیه ستم آفریده اند "





  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96





    در سینه شراره های غم می ریزیم
    خون پای ورودی حرم می ریزیم



    گــر پا بگــذارید به صــحن زیــنب (س)
    والله زمانه را به هم می ریزیم


    بر حُــرمت ناموس خدا حساسیم
    ما جلوه ای از یک غضب عباسیـم


    این آخرین رجز بچه شیعه هاست
    اتمام حجت شان با دشمن خداست

    یک ذره از خاک زینب اگر جابجا شود
    به مرتضی علی قسم قیامت به پا شود

    عمه جان فدایی خود را هم قاسم خطاب کن
    به روی خون نا قابل ما هم حساب کن



    به نام عشق ، بنام مدافعان حرم ... ( اشعار و دلنوشته ها در وصف مدافعان حرم )




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121





    ذوالفقار حیدریم یکباره طوفان می کنیم


    پایگاه کفر را با خاک یکسان می کنیم


    خدشه ای وارد شود بر مرقد آل علی


    کربلا را تا مدینه بیت الاحزان می کنیم

    وبلاگ مدافعان حرم


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    با حب علی مرتضی می آییم



    با شور ذبیح بالقفا می آییم



    ولله اگر سید علی اذن دهد



    با کل قوا به کربلا می آییم



    ای وای اگر پا به حرم بگذاری



    یک تکه ز دیوار حرم برداری



    شیعه به بین الحرمین حساس است



    گفتم که به گوش سگیت بسپاری



    ‫خروش شیعه رعد آسمانی است



    نفس هایش همه آتش فشانی است



    نگاه چپ کنی بر قبر عباس (ع)



    خودش آغاز یک جنگ جهانی است ...



    با نام تو عرش را به هم می ریزیم



    طرحی به زبان محتشم می ریزیم



    گرپای حرامیان به صحنت برسد



    خون پای ورودی حرم می ریزیم



    داعش بترس از این همه گرد و غبارها



    اصلا به تو نیامده این گونه کارها



    داعش بترس رحم به حالت نمی کنیم



    داعش بترس از عجم از نیزه دارها



    شیعه زیر بیرق مهدی فقط سازش کند



    یک دل و واحد سپاهی خوب آرایش کند



    با عنایات ولی امرمان صاحب زمان(عج)



    ضرب شستی را نثار لشکر داعش کند


    در سینه شراره های غم میریزیم



    خون، پای ورودی حرم میریزیم



    گر پا بگذارید به صحن زینب



    والله زمانه را بهم میریزیم



    ما جلوه ای از یک غضب عباسیم



    بر حرمت ناموس خدا حساسیم



    زینب این بار خودش کرب وبلایی دارد



    دشنه و راس نی و تشت طلایی دارد



    سوریه گر که شده کرب وبلا باکی نیست



    جنگ در زینبیه حال و هوایی دارد



    شاه بیت غزل زینبیه عباس است



    نام او بر همه آلام دوایی دارد



    بر اهل حرم اگر جسارت بشود/ این قافله گر دوباره غارت بشود



    یک تن ز یزیدیان نماند در شام/ بر لشکر حق اگر اشارت بشود



    با یاد دمشق غرق غم می باشم



    در بین همین نوحه و دم می باشم



    با پرچم سرخ یا اباعبدالله



    سرباز مدافع حرم می باشم



    لعنت الله علی من عاداک یا زینب

    منبع: وبلاگ مدافعان

    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۴/۰۹ در ساعت ۲۳:۱۳

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    ما شیعه حیدریم و سرافرازیم




    دل به عشق آل فاطمه میبازیم





    فرمانده لشکری ما عباس است




    در ارتش او تا به ابد سربازیم




    تا کور شود هر آنکه نتواند دید




    ما به بارگاه اهلبیت می نازیم




    از صحن رقیه تا حریم زینب




    بین الحرمین دیگری میسازیم

    منبع وبلاگ مدافعان


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    به نام عشق ، بنام مدافعان حرم ... ( اشعار و دلنوشته ها در وصف مدافعان حرم )


    تا بال و پر باشد کبوتر می‌فرستیم



    حرف از گذشتن شد اگر، سر می فرستیم



    رد می شوند از زیر قرآنِ پدرها



    فرزند را با اذنِ مادر می فرستیم



    این خاک، نوکرهای خوبی پرورش داد



    از خاک سلمان ها ، ابوذر می فرستیم



    مازندران ، قم ، یزد ، تهران ، کهکیلویه



    عشاق را از کل کشور می فرستیم



    کشتار خان طومان تن ما را نلرزاند



    مشتاق تر سرو و صنوبر می فرستیم



    از آن طرف دارند پیکر می فرستند



    از این طرف داریم لشکر می فرستیم



    آن قدرها در بین مان فهمیده داریم



    هر چه بخواهی نوجوان تر می فرستیم



    در عشق زینب عقل را لازم نداریم



    دیوانه ایم و باز نوکر می فرستیم



    برگشتنِ با سر که شرط عاشقی نیست



    سر می بُرند و باز با سر می فرستیم



    من می روم تا کار صبرم را بسازند



    از سنگ صحنش، سنگ قبرم را بسازند








    برگرفته از وبلاگ مدافعان حرم



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96




    در وصف مدافعان حریم اهل بیت ع

    گفتم کجا، گفتا دمشق
    گفتم چرا، گفتا که عشق
    گفتم وَ کِی، گفتا که حال
    گفتم بمان، گفتا محال

    گفتم مرو، گفتا که لا
    برپاست آنجا کربلا
    باید ولیّ یاری کنم
    زینب علمداری کنم

    گفتم چه داری با حسین
    گفتا وفای عهد و دِین
    گفتم حرامی بسته راه
    گفتا که زینب بی‌پناه

    گفتم که راه چاره چیست
    گفتا فقط آزادگیست
    گفتم مرو خوبم ز دست
    گفتا که زینب بی‌کَس است

    گفتم خطر دارد بسي
    گفتا چرا دلواپسی؟
    گفتم که جان باید دهی!!
    گفتا که دارم آگهی

    گفتم چرا پس می‌روی؟
    گفتا به برهانی قوی
    گفتم چه آن برهان توست؟
    گفتا همان عهد نخست

    گفتم که منظورت چه است؟
    گفتا: ازل، عهد الست
    زان دم که گفتیمش بلا (بلی)
    شد سهم شیعه کربلا

    او آفرید از این‌همه
    ما را به عشق فاطمه
    در آن سحرگاه خیال
    از ابر عشق و شور و حال

    بارید باران از جنون
    شد خاک شیعه گِل ز خون
    گفتم که یعنی شیعه چیست
    گفتا به زهرا واله گیست

    گفتم تو را در سینه چیست
    گفتا که شور عاشقیست
    گفتم که این شور از کجاست
    گفتا ز عشق کربلاست

    گفتم چه باشد کربلا
    گفتا همه عشق و وَلا
    گفتم چه داری آرزو
    گفتا به خون گیرم وضو

    گفتم کجا خوانی نماز
    گفتا که با مهدی حجاز
    گفتم دریغا روی تو
    خونین شود گیسوی تو


    گفتا خوشا گلگون شدن
    چون لاله رنگ خون شدن
    گفتم تویی آخر جوان
    بهر دل مادر بمان

    گفتا که باید رفتنم
    گلگون‌کفن پوشد تنم
    گفتم مرو، گفت الوداع
    گفتم چرا؟ گفتا دفاع



  9. #8
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96




    گفتم کجا، گفتا حرم
    از دختر پیغمبرم
    من شیعه‌ام اهل ولا
    باید روم تا کربلا

    باید که جان بازم به عشق
    در کربلایی چون دمشق
    من شیعه‌ام لبریز درد
    کی من هراسم از نبرد

    گفتم تو را کِی عیش و نوش
    گفتا علم گیری به دوش
    گفتم چرا آشفته‌ای
    گفتا غم بنهفته‌ای

    گفتم بگو بنهفته غم
    گفتا حرامی و حرم
    گفتم چه بُغضت در گلو
    گفتا غم معجر و مو

    گفتم چه جویی در دمشق
    گفتا که جانبازی به عشق
    گفتم مرو با ما بمان
    آنجا نمی‌یابی امان

    گفتا امان در کربلاست
    خوش شیعه را رنج و بلاست
    گفتم چه خواهی یاس را
    گفتا شدن عباس را

    گفتم سرت از تن جدا
    گردد به دست اشقیا
    گفتا فدای فاطمه
    پا و سر و دستم همه

    گفتم اگر گردی هلاک؟
    صد پاره تن افتی به خاک ؟
    گفتا که می‌گردم شهید
    در پیش زهرا روسفید

    تقدیم به شیران *مدافع حرم*




  10. #9
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96




    دیرگاهیست گلو بغض مکرر دارد / چند روزیست قلم حالت نشتر دارد
    کوفیان داعیه ی مسجد و منبر دارند / عمر سعد زمان٬ وسوسه ی زر دارد
    یادمان هست٬ اجداد شما٬کرب بلا… / شیعه از تیغ شما داغ به پیکر دارد
    بی سبب نیست که از شام٬ عراق آمده اید / حضرت عمه ی سادات٬ برادر دارد
    و شما کمتر از آنید٬ حسین تیغ کشد / کمتر از آنکه علمدار علم بردارد
    ما جوانان بنی فاطمی اربابیم / بی حیا!عمه ی ما مالک اشتر دارد
    ایل ما ایل عجم هاست که یک کودک ما / جگری با جگر شیر برابر دارد
    اینکه ما دست به شمشیر و زره ایستادیم / سبب این است که این طایفه رهبر دارد
    نه عراق است و نه سوریه خیالت راحت / کشور ضامن آهوست،بزرگتر دارد
    وای اگر گرد و غباری به حرم بنشیند / تیغ ما شوق٬ به انداختن سر دارد
    باید این شهر به آرامش خود برگردد / که شب جمعه حرم روضه ی مادر دارد

    به نام عشق ، بنام مدافعان حرم ... ( اشعار و دلنوشته ها در وصف مدافعان حرم )








اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود