صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علوم قرآنی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    علوم قرآنی




    بسم الله الرحمن الرحیمبا عرض سلام خدمت بازدیدکنندگان عزیز علی الخصوص کارشناسان و محققین گرامی و محترم علوم قرآنی
    بنده در این تاپیک قصد دارم شاخه های مختلف علوم قرآنی از جمله تاریخ قرآن، مشخصات آیات و سوره های قرآن، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و...را با استفاده از کتاب ارزشمند علوم قرآنی تألیف علامه بزرگوار و جلیل القدر ، دانشمند زمان ما آیت الله معرفت (ره) که این کتاب نیز خلاصه ای از کتاب جامع و بسیار ارزشمند "التمهید فی علوم القرآن" که تألیف دیگر ایشان است با تغییراتی مختصر خدمت علاقه مندان به علوم و معارف کتاب وحی تقدیم کنم.
    ان شاء الله مورد توجه و استفاده عزیزان واقع گردد...

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۴/۱۴ در ساعت ۱۷:۰۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مقدمه

    علوم قرآنى


    «علوم قرآنى‏»اصطلاحى است درباره مسايلى مرتبط با شناخت قرآن و شؤون‏ مختلف آن.
    فرق ميان‏«علوم قرآنى‏» و«معارف قرآنى‏» آن است كه علوم قرآنى بحثى‏ بيرونى است و به درون و محتواى قرآن از جنبه تفسيرى كارى ندارد، اما معارف‏ قرآنى كاملا با مطالب درونى قرآن و محتواى آن سر و كار داشته و يك نوع تفسيرموضوعى به شمار مى‏ رود.
    معارف قرآنى يا تفسير موضوعى، مسايل مطرح شده در قرآن را از حيث‏ محتوايى بررسى مى‏كند، بدين ترتيب كه آيات مربوط به يك موضوع را از سراسر قرآن در يك جا گرد آورده و در مورد آن چه كه از مجموع آنها به دست مى‏آيد سخن‏مى‏گويد، مشروط بر آن كه از محدوده دلالت قرآنى فراتر نرود.
    گر چه در تفسير موضوعی گاه ضرورت دارد به شواهد عقلى و نقلى ديگرى نيز استشهاد شود، ولى‏ بحث كاملا قرآنى است و تنها از ديدگاه قرآن مورد بررسى قرار مى‏گيرد.
    اين مطلب‏ بدين جهت اهميت دارد كه بحث‏هايى را كه جنبه ‏«معارف اسلامى‏» دارند و احيانا در كنار دلايل عقلى و نقلى به آيات قرآن نيز استناد مى‏كنند، از «معارف قرآنى‏» يا «تفسير موضوعى قرآن‏» جدا شود.
    «علوم قرآنى‏» بحث ‏هاى مقدماتى براى شناخت قرآن و پى بردن به شؤون ‏مختلف آن است.
    در علوم قرآنى مباحثى چون وحى و نزول قرآن، مدت و ترتيب‏ نزول، اسباب النزول، جمع و تاليف قرآن، كاتبان وحى، يكسان كردن مصحف‏ها، پيدايش قرائات و منشا اختلاف در قرائت قرآن، حجيت و عدم تحريف قرآن، مساله نسخ در قرآن، پيدايش متشابهات در قرآن، اعجاز قرآن و... مطرح مى‏باشد.
    از این جهت علوم را به صيغه جمع گفته‏اند كه هر يك از اين مسايل در چار چوب خود استقلال دارد و علمى جدا شناخته مى‏شود و غالبا ارتباط تنگاتنگى ميان اين‏ مسايل وجود ندارد، لذا ميان مسايل علوم قرآنى نوعا يك نظم طبيعى بر قرار نيست‏ تا رعايت ترتيب ميان آن‏ها ضرورى گردد، لذا هر مساله جدا از مسايل ديگر قابل‏ بحث و بررسى است.
    ضرورت بحث در علوم قرآنى از آن جهت است كه تا قرآن كاملا شناخته نشود و ثابت نگردد كه كلام الهى است، پیگیر شدن محتواى آن فایده ای ندارد.
    براى ‏رسيدن به نص اصلى كه بر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) نازل شده، بايد روشن كرد كه آيا تمامى‏ قرائت‏ ها يا برخى از آنها است كه ما را به آن نص هدايت مى‏كند؟
    هم چنين درمساله نسخ، تشخيص آيه منسوخ از ناسخ يك ضرورت اولى است.
    هم چنين است مساله متشابهات در قرآن كه بدون تشخيص اين جهت ‏در آيات،استنباط احكام و استفاده از مفاهيم عاليه قرآن به درستى ممكن نيست و هر يك از مسايل علوم قرآنى در جاى خود، نقش مهمى در بهره ‏گيرى از محتواى‏ قرآن ايفا مى‏ كند.




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پيشينه علوم قرآنى

    بحث درباره قرآن و شناخت مسايل مختلف آن، از همان دوران نخست مطرح‏ بوده و همواره در طول تاريخ، بزرگان و دانش پژوهان در اين زمينه به بحث وگفت و گو نشسته و آثار نفيس و گرانبهايى از خود به يادگار گذارده‏اند و اين ‏مطالعات پيوسته ادامه دارد.
    بر پايه مدارك موجود، اولين كسى كه درباره قرآن به بحث نشست و گفتگو را آغاز نمود، «يحيى بن يعمر» شاگرد برومند «ابو الاسود دؤلى» (متوفاى 89) بود.
    نامبرده‏ كتابى در فن قرائت قرآن، در روستاى واسط، نگاشت كه شامل انواع قرائتهاى‏ مختلف آن دوره مى‏باشد.
    سپس حسن بصرى (متوفاى 110) كتابى در عدد آيات ‏قرآن نوشت.
    در قرن هشتم جامع ‏ترين كتاب در علوم قرآنى نوشته شد.
    اين مهم بر دست‏ تواناى بدر الدين محمد بن عبد الله زركشى (متوفاى 794) انجام گرفت.
    كتاب او «البرهان في علوم القرآن‏» نام دارد كه در چهل و هفت فن از فنون علوم قرآنى بحث‏ كرده و در اين باب تلاش و کوشش بسیار نموده است.
    جلال الدين بلقينى شيخ و استاد جلال الدين سيوطى (متوفاى 824) «مواقع‏العلوم في مواقع النجوم‏» را در انواع پنجاه‏ گانه علوم قرآنى نوشت كه ابتداجلال الدين سيوطى كتاب معروف خود (الاتقان) را بر آن پايه گذارى نمود، سپس بر كتاب ‏برهان زركشى دست ‏يافت و آن را محور قرار داد.
    در قرن نهم معروف ‏ترين و جامع ‏ترين كتاب در علوم قرآنى كتاب ‏«الاتقان‏ في‏علوم القرآن»، بر دست‏ برومند جلال الدين سيوطى (متوفاى 911) نوشته شد.
    البته‏اين كتاب را بايد از شاه كارهاى قرن نهم به حساب آورد، زيرا فراغت از آن درسال (872) بوده است.
    اضافه بر موارد فوق، كسانى كه در مقدمه تفسير خود به مباحث علوم قرآنى ‏پرداخته‏ اند بسيارند، از جمله:
    مقدمه جامع التفاسير راغب اصفهانى كه شيواترين مباحث علوم قرآنى را دارااست.
    و «مقدمتان في علوم القرآن»، كه مقدمة كتاب ‏«المبانى‏» و مقدمه كتاب تفسيرابن عطيه كه به نام‏ «المحرر الوجيز في تفسير القرآن العزيز» نوشته است، دو مقدمه‏ بسيار نفيس در شؤون قرآن مجيد است.
    مقدمه تفسير قرطبى و تفسير ابن كثير و تفسیر طبرى از مهمترين مقدمه‏ ها در اين زمينه است.
    مقدمه تفسير «آلاء الرحمان‏» شيخ محمد جواد بلاغى، نیز از جامع ‏ترين مباحث علوم قرآنى برخوردار است.
    «البيان‏» حضرت استاد آيت الله خويى، كه مقدمه‏اى بر تفسير است و جامع ‏ترين وكامل ‏ترين مباحث مهم علوم قرآنى را شامل مى‏شود.
    مقدمه تفسير صافى فيض‏ كاشانى و مقدمه تفسير برهان نيز از مهم ‏ترين مباحث در جنبه‏ هاى نقلى (احادیث) علوم قرآنى‏ مى‏باشد.
    مقدمه مجمع البيان علامه طبرسى نیز از متقن ‏ترين مباحث علوم قرآنى ‏برخوردار است.
    از قرن يازدهم به اين طرف، كتب فراوانى در تفسير علوم قرآنى نگاشته شده كه‏ ذكر آن‏ها موجب طولانی شدن کلام است.
    براى نمونه نام تعدادى از آن‏ها را در مقدمه ‏«التمهيد» آورده‏ايم كه مى‏ توان رجوع نمود.
    از ميان آثار موجود مهم ‏ترين كتاب‏ها در زمينه علوم قرآنى اساسا دو كتاب‏ «البرهان» و «الاتقان» مى‏ باشند.
    «البرهان في علوم القرآن»، تاليف بدر الدين محمد بن عبد الله بن بهادر زركشى ‏است.
    ايشان از برجسته ‏ترين علما و دانشمندان قرن هشتم مى‏ باشد، ولادت او درقاهره مصر به سال 745 بوده است، وى در همان ديار بزرگ شده و در رشته‏هاى‏ مختلف علوم اسلامى به سر حد استادى رسيده است، وى طبق مذهب شافعى تدريس فقه مى‏ كرده و فتوى مى‏ داده است، او در سال 794 بدرود حيات گفت. كتاب وى‏ «البرهان‏» زبده ‏ترين كتاب در مباحث علوم قرآنى است.
    نامبرده مباحث علوم ‏قرآنى را تا 47 نوع پيش برده و درباره هر يك آن چه لازم بوده گرد آورده است. درعين حال كه گوى سبقت از سابقين خود ربوده، و الگوى گران‏ بهايى‏ به جاى گذاشته است.
    دومين كتاب، «الاتقان‏ في علوم القرآن»، تاليف جلال الدين عبد الرحمان سيوطى‏ است.
    ولادت او در اسيوط مصر به سال 849 مى‏ باشد (متوفاى 911 در قاهره).
    او در تمامى علوم حديث و تفسير و ديگر علوم اسلامى يد طولايى دارد و تاليفات ‏گرا‏بهايى از خود باقى گذارده است.
    او ابتدا كتاب استاد خود جلال الدين بلقينى(متوفاى 824)، «مواقع العلوم..» را محور قرار داده، تحرير و اصلاح نمود و بر آن افزود و به نام‏ «التحبير في علوم التفسير» تاليف نمود.
    وى در اين كتاب بالغ بر 202 نوع از مباحث علوم قرآنى گرد آورد، سپس بر كتاب استاد استاد خود«البرهان‏» تاليف زركشى دست ‏يافت و آن را بهتر پسند كرد و بناى كتاب خود را بر آن نهاد و آن را تحرير و اصلاح نمود و مطالب بسيارى بر آن اضافه نمود و تا 80 نوع از عناوين علوم ‏اسلامى را در آن فراهم كرد.
    امروزه اين منبع از گسترده‏ ترين و جامع‏ ترين علوم ‏قرآنى است كه در اختيار محققين و پژوهشگران قرار دارد.
    كتاب ‏«مناهل العرفان‏ في علوم القرآن»، نوشته محمد عبد العظيم زرقانى، حجیم ‏ترين كتاب در علوم قرآنى در عصر اخير است و مجلس اعلاى الازهر مصر اين‏ كتاب را براى تدريس در دانشگاه‏ هاى الازهر مقرر نموده است.
    مقدمه تفسير «آلاء الرحمان‏» تاليف علامه بزرگ محمد جواد بلاغى (متوفاى 1352) كه‏ تحقيقى ‏ترين نوشته‏ها در مهم ‏ترين مسايل علوم قرآنى را شامل مى‏ گردد و به جهت‏ اهميت آن، مستقلا در مقدمه تفسير مختصر شبر در مصر (قاهره) به چاپ ‏رسيده است.
    اين اثر بيشتر به دفع شبهات و به دفاع از مقام منیع (استوار) قرآن ‏پرداخته است.
    در مقدمه تفسير صافى دوازده فصل به عنوان 12 مقدمه در انواع‏ مباحث علوم قرآنى سخن رانده شده است.
    مقدمه تفسير «مرآت الانوار» كه به طور تفصيل از نظر حديثى به مقدماتى پرداخته و با عنوان مقدمه تفسير البرهان سيدهاشم بحرانى به چاپ رسيده است.
    مقدمه مذكور تاليف ابو الحسن عاملى اصفهانى (متوفاى 1138) از شاگردان مرحوم مجلسى است.
    «البيان في تفسير القرآن»، نوشته ‏استاد علامه سيد ابو القاسم خويى (رحمه الله تعالى) مقدمه لطيف و جامعى است دربرخى مباحث علوم قرآنى و از تحقيقات عاليه در اين زمينه برخوردار است.
    «مباحث في علوم القرآن» نوشته دكتر صبحى صالح، استاد علوم اسلامى در دانشگاه ‏لبنان نیز شامل برخى از مباحث علوم قرآنى به صورت فشرده است.

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۴/۱۴ در ساعت ۱۶:۳۵


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مقدمه مؤلف کتاب

    اين جانب (استاد بزرگوار آیت الله معرفت (ره)) از وقتى كه خواندن قرآن را آموختم، با علاقه و لذت فراوان به تحقيق‏ و بررسى درباره مسايل مختلف قرآن و مطالعه كتابهاى گوناگونى كه در اين زمينه ‏تاليف شده، پرداخته‏ام.
    با دقت در مسايل مربوط به قرآن آنها را مورد توجه قرارداده و در ضمن مطالعات خود نكاتى را ياد داشت مى‏كردم، اعم از آن كه اين نكات‏ توجه مرا جلب مى‏ كرد و به ظرافت و صحت آن معتقد مى‏ شدم و يا نكاتى كه در صحت آنها شك و ترديد داشتم.
    پس از ساليان دراز اين يادداشت ‏ها را مبناى‏ تاليف كتابى قرار دادم كه شامل مباحث و مسايل مختلف علوم قرآنى است و نام‏ آن را «التمهيد فى علوم القرآن‏» گذاشتم.
    زيرا اين مباحث‏ به منزله تمهيد و مقدمه ‏براى تفسير قرآن است.
    آن چه مرا بر تاليف آن اثر تشويق كرد اين بود كه جاى چنين تحقيقى را در کتابخانه‏ هاى فعلى شيعه خالى ديدم، در حالى كه پيش از اين كتابخانه‏ هاى مامملو از اين قبيل تحقيقات بود.
    هم اكنون كتابى كه تمام مسايل مربوط به قرآن رامورد بحث قرار داده باشد در بين كتابهاى فعلى شيعه كمتر وجود دارد و کتاب ‏هاى موجود تنها داراى بحثهاى مختصرى در برخى از اين مسايل است ومطالب و بحث‏هاى با ارزش در گوشه و كنار است و محققان بدان دسترسى ندارند، مگر آن كه آنها را از منابع پراكنده طبق مذهب اهل بيت (عليهم السلام) بدست آورند.
    به همين دليل به تحقيق و نقد آثار و نظريات مختلف پرداختم و آنها را با نصوص قطعى ‏تاريخ و روايات متواتر و يا همراه با قرائن قطعى مقايسه كردم.
    در خلال مباحث كتاب ‏«التمهيد فى علوم القرآن‏» روشن شده كه چه اشتباهاتى براى بسيارى ازمحققان و دانشمندان دست داده است.
    البته علت آن يا عدم حوصله و يا تعصب‏ آنان نسبت ‏به مذهب و طريقه خاصى است كه بدان معتقد بوده‏اند.
    من هيچ ‏مساله‏اى را مطرح نكردم مگر اين كه در حد توانايى خود به اصالت و صحت آن‏ اطمينان يافتم.
    اين جانب در تمام مدت اقامت‏خود در نجف اشرف (1337-1350 ه ش) وپس از مهاجرت به شهر مقدس قم (اواخر سال 1350 ه ش) به تدريس اين مباحث‏ براى طلاب علوم دينى و دانشجويان اشتغال داشته و هيچ گاه از آن غافل نبوده‏ام.
    هدف من از اين كار بحث و بررسى جمعى نسبت ‏به اين مسايل بوده، لذا هرمساله‏اى از اين مسايل را در اين جلسات مطرح كرده تا هر يك به طور كامل مورد بحث قرار گيرد و بهترين و استوارترين نظريات به دست آيد.
    به همين منظور گاهى ‏نيز جزوه‏هايى را به عنوان نمونه منتشر كرده و آنها را در اختيار دوستان دانشمند و محقق قرار مى‏ دادم تا از افكار و نظرات آنان نيز استفاده شود.
    همين جا از همكارى ‏كريمانه همه دوستان تشكر و قدردانى مى‏ كنم.

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۴/۱۴ در ساعت ۱۶:۴۳


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کتاب «التمهيد فى علوم القرآن»

    كتاب ‏«التمهيد فى علوم القرآن‏» تا كنون در 6 جلد از سوى انتشارات جامعه ‏مدرسين منتشر شده و مجلدات بعدى آن در دست تاليف است.
    خوشبختانه اين‏ كتاب با عنايت ‏حق تعالى مورد توجه علما و دانشمندان قرار گرفته و اكنون‏ به عنوان يك مرجع در حوزه و دانشگاه مورد استفاده محققين است.
    در جلد اول‏ اين كتاب مسايل مربوط به وحى، نزول قرآن، اسباب نزول، جمع و تاليف قرآن‏ بحث‏ شده است.

    در جلد دوم قرائت و قراء و ناسخ و منسوخ بررسى شده است.
    در جلد سوم محكم و متشابه مطرح شده و با دسته‏بندى آيات،بيش از هزار آيه متشابه ‏مورد دقت قرار گرفته است.
    جلد چهارم مباحث مقدماتى اعجاز قرآن است.
    جلد پنجم به اعجاز بيانى قرآن اختصاص يافته و ششم شامل اعجاز علمى و اعجاز تشریعی است.
    جلد هفتم به رد شبهات درباره قرآن اختصاص يافته است.
    و در مجلدات بعدى بحثى با عنوان ‏«تنزيه التفسير عن الدخائل و الموضوعات‏» براى جدا سازى‏ صحيح از سقيم در روايات تفسيرى خواهد آمد.
    در كتاب ‏«صيانة القرآن من التحريف‏» مسايل مربوط به عدم تحريف قرآن‏ جدا گانه و به طور مفصل بررسى شده است.
    هم چنين كتاب ‏«التفسير و المفسرون فى‏ثوبه القشيب‏» كه از سوى انتشارات دانشگاه رضوى منتشر شده به شناخت تفسير ومفسران بزرگ و تاريخ و مراحل تفسير قرآن كريم و بررسى مهمترين تفاسير اختصاص يافته است، ترجمه فارسى اين كتاب با عنوان‏«تفسير و مفسران‏»به زودى ‏منتشر مى‏ شود.
    هنگامى كه شوراى مديريت ‏حوزه علميه قم كتاب ‏«التمهيد فى علوم القرآن‏» رابه عنوان متن درسى تعيين كرد، ضرورت خلاصه گيرى آن نمايان شد.
    به همين ‏جهت 6 جلد كتاب التمهيد در دو جلد تحت عنوان ‏«تلخيص التمهيد» براى تدريس ‏خلاصه شد.
    همچنين كتاب ‏«تاريخ قرآن‏» به درخواست ‏سازمان ‏«سمت‏» براى ‏تدريس در رشته علوم قرآنى به زبان فارسى و با اقتباس از دو جلد اول كتاب التمهيد همراه با اضافاتى به رشته تحرير در آمد.

    كتاب حاضر در حقيقت ‏خلاصه و باز نويسى از 6 جلد اول كتاب ‏«التمهيد فى‏ علوم القرآن‏» و نيز كتاب ‏«صيانة القرآن من التحريف‏» است.
    اين باز نويسى به گونه ‏اى‏ انجام گرفته كه متناسب با سطح عمومى در حوزه و مقطع كارشناسى در دانشگاه ‏باشد، البته براى سطوح بالاتر و استفاده محققين رجوع به مجلدات التمهيد پیشنهاد مى‏ شود.
    «موسسه فرهنگى انتشاراتى التمهيد» در نظر دارد كليه تاليفات اين جانب را در زمینه علوم قرآنى اعم از التمهيد، صيانة القرآن، التفسير و المفسرون و...پس ازبازنگرى كلى تحت عنوان‏«الموسوعة القرآنيه‏» و ترجمه فارسى آن را جداگانه به‏ چاپ برساند و در اختيار محققين قرار دهد.
    لازم به تذكر است كه در متن اين كتاب تاريخهاى بدون علامت اختصارى به‏ هجرى قمرى است، همچنين ترجمه آيات و متون عربى، اگر ترجمه دقيق باشد، همراه با متن عربى داخل گيومه آمده و اگر ترجمه به معنا باشد، فقط خود آيه يا متن عربى داخل گيومه است.
    «ربنا تقبل منا انك انت السميع العليم و ما توفيقى الا بالله عليه توكلت و اليه انيب».
    قم - محمد هادى معرفت (ره)
    فروردين 1378



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل اول : پدیده وحی

    بحث درباره وحی ، از این جهت حایز اهمیت است که پایه شناخت کلام خدا به شمار می رود .
    قرآن که بیانگر سخن حق تعالی و حامل پیام آسمانی است ، به وسیله وحی نازل شده است .
    وحی همان سروش غیبی است که از جانب ملکوت اعلی به جهان ماده فرود آمده است .
    «و انه لتنزیل رب العالمین نزل به الروح الامین علی قلبک لتکون من المنذرین بلسان عربی مبین» (1).
    «ذلک مما اوحی الیک ربک من الحکمة» (2).
    خداوند از زبان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کند : «... و اوحی الی هذا القرآن لانذرکم به و من بلغ» (3).
    از این رو اساسی ترین بحث در زمینه مسایل قرآنی بحث درباره وحی است ، یعنی بحث درباره شناخت وحی ، چگونگی برقراری ارتباط بین ملاء اعلی و جهان ماده و این که آیا میان دو جهان ماده و ما فوق ماده ، امکان برقراری ارتباط هست ؟
    این گونه موضوعات در این زمینه مطرح است و پاسخ آنها راه را برای درک باورهای قرآنی هموار می سازد.
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ
    1 - شعراء 26 : 195 - 191 .
    2 - اسراء 17 : 39 .
    3 - انعام 6 : 19 .

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۴/۱۵ در ساعت ۱۶:۳۵


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وحی در لغت

    وحی در لغت به معانی مختلفی آمده است، از جمله : اشاره ، کتابت ، نوشته ، رساله ، پیام ، سخن پوشیده ، اعلام در خفا ، شتاب و عجله و هر چه از کلام یا نوشته یا پیغام یا اشاره که به دیگری به دور از توجه دیگران القا و تفهیم شود، وحی گفته می شود .
    ناصر خسرو گوید : (گفتارشان بدان و به گفتار کار کن تا از خدای عزوجل وحیت آورند).

    راغب اصفهانی گوید : «اصل الوحی الاشارة السریعة» (4). (وحی پیامی پنهانی است که اشارت گونه و با سرعت انجام گیرد).
    ابواسحاق نیز گفته است : «اصل الوحی فی اللغة کلها اعلام فی خفاء و لذلک سمی الالهام وحیا». (اصل وحی در لغت به معنای پیام پنهانی است ، لذا الهام را ، وحی نامیده اند ).
    همچنین است سخن ابن بری : «وحی الیه» : (پنهان از دیگران با او سخن گفت) ، «وحی و اوحی» : (مطلب را با اشاره رسانید) .
    شاعر نیز گوید : «
    فاوحت الینا و الانامل رسلها» (5). (بر ما پیام فرستاد در حالی که سرانگشتانش پیام رسان او بودند) .
    دیگری گوید :
    « نظرت الیها نظرة فتحیرت
    دقائق فکری فی بدیع صفاتها
    فاوحی الیها الطرف انی احبها
    فاثر ذاک الوحی فی و جناتها
    (با نگاهی که بر وی افکندم فکر باریک بینم در صفات بدیع او در حیرت ماند ، پس گوشه چشمم بدو پیام داد که دوستش دارم و آثار آن پیام ، در گونه های وی نمایان گردید).
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــ
    4 - راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ، ص 515 .
    5 - ابن منظور ، لسان العرب ، ج 15 ، ص 380 .



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وحی در قرآن

    واژه وحی در قرآن به چهار معنا آمده است :
    1 - اشاره پنهانی : که همان معنای لغوی است .
    چنانکه درباره زکریا (علیه السلام) در قرآن می خوانیم : «
    فخرج علی قومه من المحراب فاوحی الیهم ان سبحوا بکرة و عشیا» (6).
    (
    او از محراب عبادتش به سوی مردم بیرون آمد و با اشاره به آنان گفت : به شکرانه این موهبت صبح و شام خدا را تسبیح کنید).
    2 - هدایت غریزی : یعنی رهنمودهای طبیعی که در نهاد تمام موجودات به ودیعت نهاده شده است .
    هر موجودی اعم از جماد ، نبات ، حیوان و انسان ، به طور غریزی راه بقا و تداوم حیات خود را می داند، از این هدایت طبیعی با نام وحی درقرآن یاد شده است
    : «و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا و من الشجر و مما یعرشون ثم کلی من کل الثمرات فاسلکی سبل ربک ذللا ...» (7).
    (
    پروردگارت به زنبور عسل وحی [ الهام غریزی ] نمود که از کوه و درخت و داربست هایی که مردم می سازند ، خانه هایی درست کن ، سپس از همه میوه ها [ شیره گل ها ] بخور [ بنوش ] و راه های پروردگارت را به راحتی بپوی).
    هدایت غریزی که در نهاد اشیا قرار دارد ، خود رازی نهفته از اسرار طبیعت به شمار می رود که اثر شگفت آور آن آشکار ، ولی منشا و مبدا آن پنهان از انظار بوده و شایسته آن است که آن را وحی گویند .
    «و اوحی فی کل سماء امرها ...»
    (8). (و در هر آسمانی کار آن [ آسمان ] را وحی [ مقرر ] فرمود ...).
    3 - الهام ( سروش غیبی ) : گاه انسان پیامی را دریافت می دارد که منشا آن را نمی داند، به ویژه در حالت اضطرار که گمان می برد راه به جایی ندارد . ناگهان درخششی در دل او پدید می آید که راه را بر او روشن می سازد و او را از آن تنگنا بیرون می آورد .
    این پیامهای ره گشا ، همان سروش غیبی است که از پشت پرده ظاهرشده و به مدد انسان می آید، از این سروش غیبی که از عنایت الهی سرچشمه گرفته ، در قرآن با نام وحی تعبیر شده است .
    قرآن درباره مادر موسی (علیه السلام) می فرماید : «
    و اوحینا الی ام موسی ان ارضعیه فاذا خفت علیه فالقیه فی الیم و لا تخافی و لا تحزنی انا رآدوه الیک و جاعلوه من المرسلین» (9).
    «و لقد مننا علیک مرة اخری اذ اوحینا الی امک مایوحی ان اقذ فیه فی التابوت فاقذ فیه فی الیم فلیلقه الیم بالساحل یاخذه عدو لی و عدوله ... فرجعناک الی امک کی تقر عینها و لا تحزن ...» (10).
    بر پایه این آیات ، موقعی که موسی تولد یافت ، مادرش نگران حال او شد، ناگهان بارقه ای در خاطرش گذشت که با توکل بر خدا او را شیر دهد، هر گاه احساس خطر کرد او را در صندوقی چوبین قرار داده بر روی آب رها کند .
    و نیز بر خاطرش گذشت که طفل به او باز می گردد و هرگز نباید اندوهناک باشد ، زیرا بر خدا اعتماد کرده و طفل را به دست او سپرده است .
    اینها خاطره هایی بود که بر اندیشه مادر موسی گذر کرد و بارقه امیدی بود که در دل او درخشیدن گرفت .
    اینگونه خاطره های روشن کننده راه و نجات دهنده از بیم و هراس ، الهام رحمانی و عنایت ربانی است که در مواقع ضرورت به یاری بندگان صالح می آید .
    قرآن وحی را به معنای وسوسه های شیطان نیز به کار برده است:
    «و کذلک جعلنا لکل نبی عدوا شیاطین الانس و الجن یوحی بعضهم الی بعض زخرف القول غرورا ...» (11).
    «و ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم ...» (12).
    اینگونه وحی شیطانی همان است که در سوره ناس آمده : «من شر الوسواس الخناس ، الذی یوسوس فی صدور الناس ، من الجنة و الناس» (13).
    4 - وحی رسالی : وحی بدین معنا شاخصه نبوت است و در قرآن بیش از هفتاد بار از آن یاد شده است : «
    و کذلک اوحینا الیک قرآنا عربیا لتنذر ام القری و من حولها» (14).
    «نحن نقص علیک احسن القصص بما اوحینا الیک هذا القرآن» (15).
    پیامبران مردان تکامل یافته ای هستند که آمادگی دریافت وحی را در خود فراهم ساخته اند .
    در این باره امام حسن عسکری (علیه السلام) می فرماید : « ان الله وجد قلب محمد افضل القلوب و اوعاها فاختاره لنبوته ...». (خداوند ، قلب و روان پیامبر را بهترین و پذیراترین قلب ها یافت وآنگاه او را برای نبوت برگزید).
    (16) .
    این حدیث اشاره به این واقعیت دارد که برای دریافت وحی آنچه مهم است افزایش آگاهی و آمادگی برای پذیرا شدن این پیام آسمانی است .
    برای رسیدن به این گونه آمادگی، پیامبر باید پیرایه های جسمانی را از خود بزداید و شایسته تماس با ملکوتیان شود .
    پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرموده اند : «و لا بعث الله نبیا و لا رسولا حتی یستکمل العقل و یکون عقله افضل من جمیع عقول امته». (خداوند ، پیامبری برنیانگیخت ، مگر آنکه عقل ( خرد و اندیشه ) خود را به کمال رسانده باشد و خرد او از خرد تمام امتش برتر باشد). (17).

    ادامه مطلب در پست بعدی...

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۴/۱۵ در ساعت ۱۶:۱۲


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه مطلب از پست قبل...

    طبق گفته صدر الدین شیرازی (ملاصدرا) ، پیش از آنکه ظاهر پیامبر به نبوت آراسته گردد ، باطن او حقیقت نبوت را دریافت کرده بود .
    پیامبر ابتدا باطن خود را به کمال انسانی آراسته گردانید سپس این آراستگی از باطن به ظاهر وی نمودار گشت، در واقع ، پیامبر نخست سفر از خلق به حق را آغاز کرد و پس از وصول به حق ، سفری از جانب حق و همراه با حق به سوی خلق بازگشت.
    (18)​.
    از این رو ، وحی چیزی نیست جز آگاهی باطن که بر اثر سروش غیبی انجام می گیرد
    : «قل من کان عدوا لجبریل فانه نزله علی قلبک باذن الله ...». (19) .
    آیه دیگر: «نزل به الروح الامین علی قلبک لتکون من المنذرین». (20).
    پدیده وحی هم همانند الهام ، به تابناک شدن درون در مواقع خاص اطلاق می شود، با این تفاوت که منشا الهام بر الهام گیرنده پوشیده است ، ولی منشا وحی برگیرنده وحی که پیامبرانند روشن می باشد .
    به همین علت ، پیامبران هرگز در گرفتن پیام آسمانی دچار حیرت و اشتباه نمی شوند ، زیرا بر منشا وحی و کیفیت انجام آن آگاهی حضوری کاملی دارند .
    زراره از امام جعفر صادق (علیه السلام) می پرسد : چگونه پیامبر مطمئن شد آنچه به اومی رسد وحی الهی است ، نه وسوسه های شیطانی ؟
    امام (علیه السلام) فرمود : «هرگاه خداوند بنده ای را برای رسالت برگزیند ، به او آرامش و وقار ویژه ای ارزانی می دارد ، به گونه ای که آنچه از جانب حق بدو می رسد ، همانند چیزی خواهد بود که با چشم باز می بیند».
    (21) .
    در حدیثی دیگر سؤال شد : چگونه پیامبران دانستند که پیامبرند ؟
    امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود : «برای آنان پرده از میان برداشته شد...». (
    22) .
    به عبارت دیگر پیامبران هنگامی به پیامبری مبعوث می شوند که از مرحله علم الیقین گذشته و عین الیقین را طی کرده و به مرحله حق الیقین رسیده باشند .
    پس شگفتی ندارد که مردان آزموده و پاک از میان توده مردم ، برای رسالت الهی بر انگیخته شوند ، و حامل پیام آسمانی برای مردم باشند، چنانکه قرآن می فرماید : «
    اکان للناس عجبا ان اوحینا الی رجل منهم ان انذر الناس و بشر الذین آمنوا ان لهم قدم صدق عند ربهم قال الکافرون ان هذا لساحر مبین». (23).
    (آیا برای مردم موجب شگفتی بود که به مردی از خودشان وحی کردیم که مردم را [ از کیفر گناه ] بیم ده و به کسانی که ایمان آورده اند نوید ده که برای آنان ، پیشینه نیک [ و پاداش شایسته ] نزدپروردگارشان است ؟ [ اما ] کافران گفتند : این [ مرد ] افسونگری آشکار است).
    یعنی اگرمردم اندکی اندیشه کنند و به خود آیند ، این گمان ناروا و نابخردانه در مورد پیامبر از آنان زدوده می شود .
    خداوند برای رفع هر گونه تعجب یا توهم بی جا در مورد بر انگیختن پیامبری از میان مردم می فرماید :«
    انا اوحینا الیک کما اوحینا الی نوح و النبیین من بعده و اوحینا الی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و الاسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون وسلیمان و آتینا داوود زبورا ، و رسلا قد قصصناهم علیک من قبل و رسلا لم نقصصهم علیک وکلم الله موسی تکلیما ، رسلا مبشرین و منذرین لئلا یکون للناس علی الله حجة بعد الرسل وکان الله عزیزا حکیما . لکن الله یشهد بما انزل الیک ، انزله بعلمه و الملائکة یشهدون و کفی بالله شهیدا . ان الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله قد ضلوا ضلالا بعیدا».(24).
    (ما به تو وحی فرستادیم ، همانگونه که به نوح و پیامبران پس از او وحی فرستادیم و [ نیز ] به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط [ بنی اسرائیل ] و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی نمودیم ، و به داوود زبور دادیم ، پیامبرانی که سرگذشت آنان را پیش از این برای تو باز گفته ایم و پیامبرانی که سر گذشت آنان رابرای تو بیان نکرده ایم . و خداوند با موسی آشکارا سخن گفت [ و امتیاز از آن او بود ] . پیامبرانی که بشارتگر و بیم دهنده بودند تا پس از این پیامبران ، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند [ و بر همه اتمام حجت شود ] و خدا توانا و حکیم است . ولی خداوند گواهی می دهد به آنچه بر تو نازل کرده [ او ] آن را به علم خویش نازل کرده است و فرشتگان [ نیز ] گواهی می دهند هر چند گواهی خدا کافی است . بی تردید ، کسانی که کفر ورزیدند و [ مردم را ] از راه خدا باز داشتند در گمراهی دوری گرفتار شده اند) .
    بنابراین شگفتی ندارد که به یکی از افراد بشر وحی شود ، زیرا پدیده ای است که بشریت با آن خو گرفته و پیوسته در طول تاریخ با آن سر و کار داشته است .
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ

    6 - مریم 19 : 11 .
    7 - نحل 16 : 68 و 69 .
    8 - فصلت 46 : 12 .
    9 - قصص 28 : 7 .
    10 - طه 20 : 40 - 37 .
    11 - انعام 6 : 112 .
    12 - انعام 6 : 121 .
    13 - ناس 114 : 6 - 2 .
    14 - شوری 42 : 7 .
    15 - یوسف 12 : 3 .
    16 - محمد باقر مجلسی ، بحار الانوار ، ج 18 ، ص 205 ، حدیث 36 .
    17 - محمد بن یعقوب کلینی ، اصول کافی ، ج 1 ، ص 13 .
    18 - صدر الدین شیرازی ، شرح اصول کافی ، ج 3 ، ص 454 .
    19 - بقره 2 : 97 .
    20 - شعراء 26 : 193 و 194 .
    21 - محمد بن مسعود عیاشی سمرقندی ، تفسیر عیاشی ، ج 2 ، ص 201 ، حدیث 106 و بحار الانوار ، ج 18 ، ص 262 . حدیث 16 .
    22 - بحار الانوار ، ج 11 ، ص 56 ، حدیث 56 .
    23 - یونس 10 : 2 .
    24 - نساء 4 : 167 - 163 .

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۴/۱۶ در ساعت ۰۰:۵۸


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اقسام وحی رسالی

    «و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا او من وراء حجاب او یرسل رسولا فیوحی باذنه ما یشاء انه علی حکیم ، و کذلک اوحینا الیک روحا من امرنا».
    (25).
    مطابق قرآن وحی رسالی سه گونه است :
    1 - وحی مستقیم : القای مستقیم وحی و بدون واسطه بر قلب پیامبر است .
    پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در این باره می فرماید : «روح القدس بر درون من می دمد». (26) و (27).
    2 - خلق صوت : با رسیدن وحی به گوش پیامبر به گونه ای که کسی جز او نشنود .
    این گونه شنیدن صوت و ندیدن صاحب صوت مانند آن است که کسی از پس پرده سخن می گوید ، و به همین علت با تعبیر « او من وراء حجاب » از آن یاد شده است .
    وحی بر حضرت موسی (علیه السلام) به ویژه در کوه طور چنین بود و نیز وحی بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در لیلة المعراج به همین گونه انجام گرفت .
    3 . القای وحی به وسیله فرشته : جبرئیل پیام الهی را بر روان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرود می آورد ، چنانکه در قرآن آمده است : «
    نزل به الروح الامین علی قلبک».(28) ، و «فانه نزله علی قلبک».(29).
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ
    25 - شوری 42 : 51 و 52 .

    26 - بنابراین روح القدس غیر از جبرئیل می باشد .
    27 - الاتقان : ج 1 ، ص 44 .
    28 - شعراء 26 : 194 - 193 .
    29 - بقره 2 : 97 .
    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۴/۱۶ در ساعت ۰۰:۱۰


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود