صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اشعار سالروز تخریب بقیع

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    اشعار سالروز تخریب بقیع







    اشعار سالروز تخریب  بقیع



    خوش آن نسیم كه مى آید از كنار بقیع


    خوشا هواى روان بخش و مُشكبار بقیع


    فرشتگان ز زمین مى برند سوى بهشت


    براى غالیه*ی حوریان غبار بقیع


    اگر كه طور تجلّى ز صدق مى طلبى


    بیا به گلشن روحانى دیار بقیع


    دریغ و درد كه از ظلم دشمنان خدا


    خراب شد همه آثار بى شمار بقیع


    ایا كه غیرت دین دارى و ولایت آل


    ببار خون، عوض اشك در كنار بقیع


    خراب كرد ستم، مشهد چهار امام


    كز آن شرف به سما یافت خاكسار بقیع


    نخست مرقد سبط نبى امام حسن


    بزرگ محور اعزاز و افتخار بقیع


    مزار حضرت سجاد، اسوه عبّاد


    امین اعظم حق، ركن استوار بقیع


    مزار حضرت باقر، عزیز پیغمبر


    كه بر فزوده به اجلال و اشتهار بقیع


    مزار حضرت صادق رییس مذهب و دین


    جهان علم و عمل، نور كردگار بقیع


    قبور منهدم دیگر از تبار رسول


    فزوده است بر اوضاع رنج بار بقیع


    زظلم فرقه وهّابیان ناكس دون


    بیا ببین كه خزان گشته نوبهار بقیع


    سعودیان عمیل یهود و صهیونیسم


    ز ظلم، هتك نمودند اعتبار بقیع


    قبور آل پیمبر، خراب و ویران است


    فرشتگان همگان اند سوگوار بقیع


    در این مصائب عظمى ولىّ عصر بوَد


    شكسته خاطر و محزون و داغدار بقیع


    كند ظهور و جهان پر كند ز دانش و داد


    زند به ریشه خصم ستم شعار بقیع


    قیام باید و مردانگىّ و همّت و عزم


    كه بر طرف كند این وضع ناگوار بقیع


    وگرنه تا نشود قطع دست استعمار


    جهان شیعه بود زار و دل فكار بقیع


    حرامیان به حرم تا كه حاكم اند روا ست


    كه مسلمین همه باشند شرمسار بقیع


    سلام بى حد و بسیار بر پیمبر و آل


    درود وافر و بى انتها نثار بقیع


    ز یاد مرقد ویران اولیاى خدا


    همیشه «لطفى صافى» است بى قرار بقیع


    صافی گلپایگانی


    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۱:۵۱

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121





    ای مدینه جلوگاه کبریا

    ای تجلی گاه انوار خدا

    ای مدینه ای تو مشکوی بهشت

    عطر خاکت خوشتر از بوی بهشت

    ای زمینت لاله زار اهلبیت

    ای امین و راز دار اهلبیت

    ای حریمت قبله گاه اهل دل

    ای نسیمت با رگ جان متصل

    ای به گِردَت کعبۀ دل در طواف

    خفته در تو اسوۀ شرم و عفاف

    در تو خورشید نبوت خفته است

    درتو ناموس ولایت خفته است

    "نقش هستی نقشی از ایوان توست"

    "آب و باد و خاک سرگردان توست"

    ای گلستان گل و آلاله ها

    ای نیستان تمام ناله ها

    ای وصیتنامۀ درد علی

    نخل هایت دست پرورد علی

    ای مدینه جانِ جان ما توئی

    آیه های صبر را معنا توئی

    ناله های مرتضی در گوش توست

    هستی او خفته درآغوش توست

    لب گشا از محنت زهرا بگو

    از غم و درد علی با ما بگو

    فاش کن آن گوهر ناسفته را

    راز های گفته و ناگفته را

    گرکه عمری سخت پابند توام

    چون «وفائی» آرزومند توام


    سید هاشم وفایی


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121







    ای اهل دل را جنّة الاعلا مدینه

    باز آمدم آغوش خود بگشا مدینه


    آغوش بگشا کز رضا باشد سلامم

    بر تربت گمگشتۀ زهرا مدینه


    آغوش بگشا تا ز باب جبرئیلت

    آیم حضور خواجۀ اسری مدینه


    آغوش بگشا تا کنم با چشم گریان

    گمگشتۀ سادات را پیدا مدینه


    آغوش بگشا تا کنار قبر زهرا

    گریم به یاد گریۀ مولا مدینه


    آغوش بگشا تا پر پرواز گیرم

    گردم به دور قُبّة الخضرا مدینه


    آغوش بگشا تا کنم تشییع در شب

    با شیر حق تابوت زهرا را مدینه


    آغوش بگشا تا به دیوار بقیعت

    صورت گذارم با تن تنها مدینه


    آغوش بگشا تا بسوزم در بقیعت

    چون شمع سوزان در دل شبها مدینه


    آغوش بگشا تا کنار چار قبرت

    از اشگ گردد دیده ام دریا مدینه


    آغوش بگشا تا ستون توبه ات را

    گیرم به بر با گریه و نجوا مدینه


    آغوش بگشا تا به قبر حمزه گریم

    بر غربت انسیّة الحورا مدینه


    آغوش بگشا تا بگریم در دل شب

    مثل علی در دامن صحرا مدینه


    آغوش بگشا و بگو از خانۀ وحی

    دود از چه رو شد بر فلک بالا مدینه


    آغوش بگشا و بگو حامّی حیدر

    افتاد پشت در چرا از پا مدینه


    "میثم" سؤالی دارد از تو پاسخش ده

    زهرا کجا و سیلی اعدا مدینه؟



    غلامرضا سازگار


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121






    اشکم به رخ، خونم به دل، آهم به سینه است

    ای زائرین، ای زائرین این جا مدینه است


    شهری که خاکش آبرو بخشد به جنّت

    شهر محمّد شهر قرآن، شهر عترت


    در هر وجب صدها چراغ راه دارد

    نقش از قدم های رسول الله دارد


    ای جا محمّد عالمی را رهبری کرد

    هم یار امّت بود و هم پیغمبری کرد


    ای جا ستمکاران کافر عهد بستند

    پیشانی و دندان پیغمبر شکستند


    این جا شرار آه جبریل امین ریخت

    خون از سر و روی محمّد بر زمین ریخت


    این جا علی پروانه سان گرد پیمبر

    گردید تا آمد نور زخمش به پیکر


    این جا دل پیغمبر اسلام خون شد

    این جا جگر از پهلوی حمزه برون شد


    این جا محمّد داغها بر سینه اش ماند

    زنگ غم و اندوه بر آئینه اش ماند


    این جا قدم بر عرش اعلامی گذارید

    چون پا به جای پای زهرا می گذارید


    این جا مراد از قبّة الخضراء بگیرید

    این جا سراغ از تربت زهرا بگیرید


    این جاست کعبه نه، زکعبه بهتر این جاست

    هم فاطمه هم تربت پیغمبر این جاست


    آوای وحی آید زدیوار رفیعش

    هم باب جبرائیل و هم باب البقیعش


    در بین آن محراب و منبر جا بگیرید

    بوسه زقبر مخفی زهرا بگیرید


    گلزار وحی و روضۀ طاهاست این جا

    آتش گرفته خانۀ زهراست این جا


    پشت در این خانه نزدیک همین قبر

    زهرا کتک خورد و علی بگریست چون ابر


    خورشید در این کوچه ها گردید نیلی

    بلبل سراپا سوخته گل خورد سیلی


    این جا امیرالمؤمنین را دست بستند

    تا با لگد پهلوی زهرا را شکستند


    این جا کشیده بر فلک آتش زبانه

    این جا گلی پرپر شده با تازیانه


    این جا به زیر پای مردم کوثر افتاد

    تنهای تنها فاطمه پشت در اوفتاد


    پیوسته چشم شیعه اینجا خون فشان است

    زیرا زیارتگاه قبری بی نشان است


    قبری که هر قلبی بیاد او کباب است

    قبری که تنها زائر او آفتاب است


    قبری غریب و بی رواق و بی نشانه

    بر خاک آن صورت نهد طفلی شبانه


    قبری که مخفی در دل تنگ زمین است

    خاکش گل از اشک امیرالمؤمنین است


    قبری که ما گشتیم و پیدایش نکردیم

    از دور هم حتی تماشایش نکردیم


    این قبر، قبر دختر پیغمبر ماست

    با آن که پیدا نیست چون جان در بر ماست


    این قبر احمد، این بقیع و قبرهایش

    گلهای پرپر گشته اما با صفایش


    آن فاطمه بنت اسد آن ام عباس

    این قبر ابراهیم، احمد را گل یاس


    این مجتبی این قبر بی شمع و چراغش

    این سید سجاد با آن درد و داغش


    این باقر و این صادق آل محمّد

    این قبر عباس آن عموی پیر احمد


    این قبرها را یک به یک دیدیم اما

    یابن الحسن، یابن الحسن، کو قبر زهرا


    این جا محمّد رازها در پرده دارد

    این جا امیرالمؤمنین گُم کرده دارد


    این جا شرار، از سینۀ عالم برآید

    جا دارد ار جان از تن میثم برآید




    غلامرضا سازگار


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    نا جوانمردان از اینجا صحن را برداشتند

    کاش می گفتند گنبد را چرا برداشتند


    زائری آمد کنار قبر آقایش نشست

    با کتک او را ز قبرمجتبی برداشتند


    خاک اینجا برتر از خاک تمام عالم است

    خاک اینجا را همه بهر شفابرداشتند


    تا که خاک کربلا هم مادری باشد کمی...

    ازهمین ها را برای کربلا برداشتند


    خواستند آثار جرم شهر مخفی ترشود

    ازمیان نقشه اسم کوچه را برداشتند


    آنقدر با گریه مردی بر رخ خود لطمه زد

    تا که از قبر امام شیعه پا برداشتند


    یک مفاتیح الجنان آورده بودیم،ازچه رو

    دو نگهبان آمدند ازپیش ما برداشتند!


    خاک اینجا بوی سیلی مکرر می دهد

    بوی گریه های دختر بهرمادر می دهد


    آخرش این خاک ایوانش طلایی می شود

    گنبد و گلدسته های باصفایی می شود


    این حرم با چار گنبد می شود بیت الحسن

    هرکسی اینجا بیاید مجتبایی می شود


    پنجره فولاد اینجا چه قیامت می کند

    واقعاَ اینجاعجب دارالشفایی می شود


    نقشه این صحن را باید که از زهرا گرفت

    نقشه را مادر دهد وه چه بنایی می شود


    گنبد صادق ضریح باقر و صحن حسن

    پرچم سجاد،دارد دل هوایی می شود!


    حتم دارم ساخت و ساز حرم های بقیع

    ازهمان لحظه که آقا تو میایی می شود


    می رسد روزی که بادستان پرمهر شما

    از رواق و صحن اینجا رونمایی می شود


    آخرش من مطمئنم این گره وا می شود

    این حرم زیباترین تصویر دنیا می شود


    هرچه خواندم در بقیع ازسینه عقده وانشد

    هرچه گشتم قبر زهرا مادرم پیدا نشد


    راه ما را بسته بودند هرچه من می خواستم...

    تا روم درپیش قبر مادر سقا نشد


    سربه دیوارش نهادم روضه ها خواندم ولی

    هیچ یک از روضه هایم روضه زهرا نشد


    "کوچه ای تنگ ودلی سنگ وصدای ضرب دست"

    بعد از آن سیلی دگر چشمان زهرا وانشد


    ازهمان شب که علی تابوت رابرشانه برد

    زائر زهرا شدن جزنیمه شبهانشد


    بعد زهرا مرتضی ماند و غم زخم زبان

    هیچ کس جز درد پهلو همدم مولا نشد


    زینبش می گفت من دیدم میان شعله ها

    مادرم افتادپشت در و دیگر پانشد


    سالها رفت و غروبی خیمه ها آتش گرفت

    هیچ جایی مثل دشت کربلا غوغانشد


    هیچ جایی خواهری داغی به این سختی ندید

    هیچ جایی بر سر پیراهنی دعو انشد


    مهدی نظری



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  11. تشکرها 2


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121




    باید اینجا حرم درست کنند

    چار تا مثل هم درست کتتد


    با امام حسن سزاوار است

    چند باب الکرم درست کنند


    با طلا دور مرقد سجاد

    بیتی از محتشم درست کنند


    به تولای باقر و صادق

    صحن دارالقلم درست کنند


    نزد ام البنین نمادی از

    مشک و دست و علم درست کنند


    "دودمه" نه در این مکان باید

    شاعران "چاردم" درست کنند


    با کریمان "کریم خانی"ها

    قطعه ی "آمدم" درست کنند


    دورگنبد چهار گلدسته

    ولی از داغ خم درست کنند


    کاش هرچیز را نمی سازند

    کوچه را دست کم درست کنند


    کوچه را در ادامه ی طرح ِ

    از حرم تا حرم درست کنند


    مهدی رحیمی



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  13. تشکرها 2


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121




    از صفای ضریح دم نزنید

    حرفی از بیرق و علم نزنید


    گریه های بلند ممنوع است

    روضه كه هیچ سینه هم نزنید


    كربلا رفته ها كنار بقیع

    حرفی از صحن و از حرم نزنید


    زائری خسته ام نگهبانان...

    ...به خدا زود می روم نزنید


    زائری داد زد كه نا مردان

    تازیانه به مادرم نزنید


    غربت ما بدون خاتمه است

    مادر ما همیشه فاطمه است


    كاش درهای صحن وا بشود

    شوق در سینه ها به پا بشود


    كاش با دست حضرت مهدی

    این حرم نیز با صفا بشود


    كاش با نغمه حسین حسین

    این حرم مثل كربلا بشود


    در كنار مزار ام بنین

    طرحی ازعلقمه بنا بشود


    پس بسازیم پنجره فولاد

    هر قدر عقده هست وا بشود


    چارتا گنبد طلایی رنگ

    چارتا مشهد الرضا بشود


    این بقیعی كه این چنین خاكی است

    رشك پروانه های افلاكی است


    در هوایش ستاره می سوزد

    سینه با هر نظاره می سوزد


    هشت شوال آسمان لرزید

    دید صحن و مناره می سوزد


    بارگاه بقیع ویران شد

    دل بی راه و چاره می سوزد


    این حرم مثل چادر زهراست

    كه در اینجا دوباره می سوزد


    این حرم مثل خیمه ی زینب

    كه در اوج شراره می سوزد


    سالها بعد قدری آن سو تر

    چند قرآن پاره می سوزد



    مجید تال



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  15. تشکرها 2


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    دلم امشب به مجلس روضه

    خسته و بی قرار می آید

    یك كبوتر شده و از سمتِ

    حرمی پر غبار می آید

    **

    گرد غربت نشسته بر روی

    پر و بال كبوترانهٔ دل

    می چكد لاله لاله اشكِ درد

    امشب از خلوت شبانهٔ دل

    **

    با من ای دل بگو كجا رفتی

    كه پر از ماتم و شراره شدی

    تو چه دیدی در آن دیار غریب

    كه شكستی و پاره پاره شدی

    **

    گفت رفتم به سرزمینی كه

    عطر اندوه و بغض و ماتم داشت

    خاك آنجا همیشه دلگیر و

    آسمانش همیشه شبنم داشت


    **


    به خدا رنگ خاك می گیرد

    پر و بال كبوتران بقیع

    روز ها هم همیشه در آن جا

    آفتاب است سایه بان بقیع

    **

    نه حرم، نه رواق، نه گنبد

    نه ضریح و نه صحن و گلدسته

    هست آنجا مزار خاكیّ

    چار مرد غریب و دل خسته

    **

    در نواحی نوحه و ناله

    شعلهٔ بی كرانه ای دارد

    نه فقط قبر چار مرد غریب

    بانوی بی نشانه ای دارد

    **

    این زمین دل شكسته از آهِ

    غربت و ناله های مادر بود

    هم دم اشك های مادرمان

    یك بغل لاله های پرپر بود

    **

    و در این باغ آتش سرخی

    در دل سبز یاسمن گل كرد

    شعلهٔ زهرِ كینه ها بین

    جگر پارهٔ حسن گل كرد

    **

    چند روزی گذشت و خاك بقیع

    عطر غم ناك اشك و ناله گرفت

    و به دست همان كمان داران

    بدن یاس رنگ لاله گرفت

    **

    این زمین یك زمین ساده كه نیست

    این زمین خاك غربت آباد است

    این زمین دلشكسته داغِ

    گریه های امام سجاد است

    **

    این زمین از تبار اشك و آه

    به خدا هر سپیده زائر داشت

    آسمانی پر از ستاره از

    روضه های امام باقر داشت

    **

    خاك های غریب این صحرا

    روزگاری تب شقایق داشت

    تا سحر در كبود چشمانش

    اشك سرخ امام صادق داشت

    **

    این زمین یك زمین ساده كه نیست

    باغی از داغ لاله و یاس است

    در تبِ ناله های محزونِ

    مادر بی قرار عباس است

    **

    در حوالی این دیار غریب

    از غم یار آشنا می خواند

    در مدینه كنار خاكِ بقیع

    روضهٔ سرخ كربلا می خواند


    یوسف رحیمی




    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  17. تشکرها 2


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    عالمی باز پر از ظلم و ضلالت شده است

    قصه ی خانه خرابی تو عادت شده است


    از همین خاک غریبی که شده سهم شما

    بغض شیعه ست که مملوی شکایت شده است


    زائرت سوخت از این غربت و این سوختنش

    می توان گفت که با سوز تو قسمت شده است


    لحظه ی روضه ی مادر شده قلبم لرزید

    روضه اینبار فقط ذکر حکایت شده است:


    دست در دست حسن بود در آنجا مادر

    ناگهان دید که یک کوچه ای خلوت شده است


    ناگهان دید که دست حسنش می لرزد

    بعد از این میخ در و سینه روایت شده است


    پشت در بود که فریاد زدش "یا حیدر"

    محسنت پر،بیا وقت وصیت شده است

    ***

    گنبدی نیست در آنجا و نه حتی یک شمع...

    این بقیع است که آیینه ی غربت شده است



    یحیی نژاد سلامتی



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  19. تشکرها 2


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    تخریب کرده اند حرم و بارگاهتان

    آنها که زنده اند به لطف نگاهتان


    بر روی مهربانیتان چشم بسته اند

    با خود نگفته اند چه بوده گناهتان


    از نسل هیزم آورشان که عجیب نیست

    آتش زنند دوباره دل پر زآهتان


    روز سقیفه بود اگر بی حرم شدید

    یا بین کوچه بود که بستند راهتان


    اول زدند مادر و بعدش حسینتان

    افتاد بین تیغ و نیزه و شد قتلگاهتان


    وقتی رسید یوسف کنعان فاطمه

    با او بنا کنیم حرم دلبخواهتان


    فعلا نشسته است و زغم آه می کشد

    کنج بقیع در شب تار و سیاهتان


    یاسر مسافر



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  21. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود