جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا داعش همان سفیانی است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    314
    صلوات
    1892
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    7 روز 2 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8

    آیا داعش همان سفیانی است؟




    آیا داعش همان سفیانی است؟
    آیا منطور از خراسانی همان ایرانیان هستند یا شهر خراسان ملاک است؟
    سفیانی کیست؟
    علایم طهوری که اتفاق افتاده؟
    علایم ظهوری که هنوز رخ نداده؟




    ممنون
    کیمیای سعادت










  2. تشکرها 4


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,616
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    794 پست
    حضور
    118 روز 6 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    آیا داعش همان سفیانی است؟







    کارشناس بحث: استاد مسلم

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    آیا داعش همان سفیانی است؟

  5. تشکرها 4


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    158 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کیمیای سعادت نمایش پست
    آیا داعش همان سفیانی است؟
    آیا منطور از خراسانی همان ایرانیان هستند یا شهر خراسان ملاک است؟
    سفیانی کیست؟
    علایم طهوری که اتفاق افتاده؟
    علایم ظهوری که هنوز رخ نداده؟
    با سلام و احترام

    الف) بسیار بعید است که داعش همان سفیانی باشد، چرا که اولا داعش یک بازیچه است، تأثیر گذار نیست، و همچنین دورانش گذشته و رو به افول است و زمینگیر شده است، در حالی که سفیانی مناطق بزرگی را در آستانه ظهور تصاحب می‌کند، در روایتی که منصور بجلّی از امام صادق(ع) در مورد اسم سفیانی سوال می کنند، حضرت در پاسخ می‌فرمایند:
    «وَ مَا تَصْنَعُ بِاسْمِهِ؟ إِذَا مَلَكَ كُوَرَ الشَّامِ الْخَمْسَ؛ دِمَشْقَ، وَ حِمْصَ، وَ فِلَسْطِينَ، وَ الْأُرْدُنَّ، وَ قِنَّسْرِينَ، فَتَوَقَّعُوا عِنْدَ ذَلِكَ الْفَرَج‏»؛ با نام سفیانی چکار داری؟ وقتی او مناطق پنج‌گانه شام شامل: دمشق، حِمص، فلسطین، اردن و قنّسرین را تصرف کرد، منتظر فرج باشید.
    آنچه که برخی علماء همچون آیت الله سید محمد صادق صدر(ره) نتیجه گرفته است این است که سفیانی همان غرب است که در ادامه یافتن درگیری ها وارد شده و ممالک را تسخیر خواهد کرد.(ر.ک: موسوعة الامام المهدی(ع)، ج3، ص137 الی 150)

    روایات متعددی این برداشت را تقویت می کند:
    شیخ صدوق در یک روایت صحیح السند از امام صادق(ع) پیرامون اوصاف ظاهری سفیانی، وی را بور، سرخ روی مایل به سفید، و با چشمانی زاغ معرفی کرده است:
    «إِنَّك‏ لَوْ رَأَيْتَ السُّفْيَانِيَّ... أَشْقَرَ أَحْمَرَ أَزْرَقَ»؛ تو اگر سفياني را ببيني... بور، سرخ‌روي مایل به سفید و زاغ چشم است.(کمال الدین، ج2، ص651)

    او کسی است که هرگزخدا را نپرستیده و مکه و مدینه را از نزدیک مشاهده نکرده است، (یعنی اعتقادی به تقدس این اماکن ندارد):
    السُّفْيَانِيُّ... لَمْ يَعْبُدِ اللَّهَ قَطُّ وَ لَمْ يَرَ مَكَّةَ وَ لَا الْمَدِينَةَ قَط» (الغیبه نعمانی، ص306)

    با صلیبی به گردن، از سمت روم می آید:
    «يُقْبِلُ السُّفْيَانِيُّ مِنْ بِلَادِ الرُّومِ مُنْتَصِراً فِي عُنُقِهِ صَلِيبٌ وَ هُوَ صَاحِبُ الْقَوْمِ»؛ سفیانی در حالیکه رهبری قومی را بر عهده دارد مانند شخص نصرانی و صلیب به گردن، از بلاد روم می‌آید. (الغیبه طوسی، ص463)

    و باقيمانده نيروهاى سفيانى، پس از شكست و كشته شدن او به سوى رومی ها و کشورهای غرب، مى‌گريزند، هما‌ن طور که امام باقر علیه السلام می‌فرمایند:
    «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ وَ بَعَثَ‏ إِلَى‏ بَنِي‏ أُمَيَّةَ بِالشَّامِ فَهَرَبُوا إِلَى الرُّوم‏»(کلینی، الکافی، ج8، ص51)

    لذا این اوصاف با غرب بیش از داعش هم خوانی دارد، که داعش ظاهرا هم شده دم از اسلام و کعبه می زنند و خود را مشتاق زیارت خانه خدا نشان می دهند و دشمن غرب معرفی می کنند، و اگر چه غربی ها هم در میان ایشان هستند اما عمدتا عرب و با موها و ریش های مشکی هستند، در حالی سفیانی هرگز به خدا، و مکه و مدینه اعتقادی ندارد، موهای بور و چشمانی زاغ دارد، و صلیبی بوده و از سمت روم می آید.

    ب) در مورد قیام مردم خراسان باید دقت کرد اگرچه این قیام در روایات از منطقه خراسان گزارش شده است، همان‌طور که امام باقر(ع) فرموده اند:
    «أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ تَنْزِلُ الرَّايَاتُ السُّودُ الَّتِي تَخْرُجُ مِنْ خُرَاسَانَ إِلَى الْكُوفَةِ فَإِذَا ظَهَرَ الْمَهْدِيُّ بُعِثَ إِلَيْهِ بِالْبَيْعَةِ»
    اما اولا منظور از خراسان، منطقه خراسان است که بسیار بزرگ تر از استان های خراسان فعلی است، چرا که این مرزبندی استان ها امری جدید است در حالی که منطقه خراسان در گذشته بسیار گسترده بوده و حتی افغانستان را هم در بر می گرفته است.

    ثانیا روایات ناظر به نقش ایرانیان در آستانه ظهور به این روایات قیام خراسان تمام نمیشود، پس اگرچه در این روایت فقط به منطقه خراسان اشاره شده اما در سایر روایات به مناطق دیگری چون سیستان(سجستان)(الغیبه، نعمانی، ص273)، طالقان(اثبات الهداة، شیخ حر عاملی، ج5، ص229) و... هم اشاره شده است که با جمع این روایات نقش پر رنگ ایرانیان در آستانه ظهور روشن می شود.

    ج) اما در مورد علائم ظهوری که اتفاق افتاده باید عرض کنم علائم ظهور دو دسته هستند، یک دسته حوادث و علائم عامی هستند که یک مصداق خاص ندارند، مانند فراگیر شدن ظلم و خونریزی و فساد در دین و شبیه شدن زنان به مردان و...؛ و دسته دیگر علائم خاصی هستند که ناظر به یک اتفاق خاص هستند، در برخی روایات به هر دو دسته اشاره شده است، همان طور که محمد بن مسلم ثقفی از امام باقر(ع) سوال می کند قیام قائم کی اتفاق خواهد افتاد؟ و حضرت(ع) در پاسخ می‌فرمایند:
    «إِذَا تَشَبَّهَ الرِّجَالُ بِالنِّسَاءِ وَ النِّسَاءُ بِالرِّجَالِ وَ اكْتَفَى الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ وَ النِّسَاءُ بِالنِّسَاءِ وَ رَكِبَ ذَوَاتُ الْفُرُوجِ السُّرُوجَ وَ قُبِلَتْ شَهَادَاتُ الزُّورِ وَ رُدَّتْ شَهَادَاتُ الْعُدُولِ وَ اسْتَخَفَّ النَّاسُ بِالدِّمَاءِ وَ ارْتِكَابِ الزِّنَاءِ وَ أُكِلَ الرِّبَا وَ اتُّقِيَ الْأَشْرَارُ مَخَافَةَ أَلْسِنَتِهِمْ وَ خُرُوجُ السُّفْيَانِيِّ مِنَ الشَّامِ وَ الْيَمَانِيِّ مِنَ الْيَمَنِ وَ خَسْفٌ بِالْبَيْدَاءِ وَ قَتْلُ غُلَامٍ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ اسْمُهُ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ النَّفْسُ الزَّكِيَّةُ وَ جَاءَتْ صَيْحَةٌ مِنَ السَّمَاءِ... فَعِنْدَ ذَلِكَ خُرُوجُ قَائِمِنَا»؛ هنگامی که مردان به زنان، و زنان به مردان شبیه شوند، و همجنس بازی بین زنان و مردان رواج یابد، و زنان بر زین ها سوار شوند، و شهادات زور پذیرفته شده و شهادات انسان های عادل مردود شود، و ریخته شدن خون های مردم بی گناه، زنا، و ربا کوچک شمرده شود، و اشرار از ترس زبانشان مورد اعتراض قرار نگیرند، و خروج سفیانی از شام، و یمانی از یمن، و خسف بیداء، و کشته شدن جوانی از آل محمد در بین رکن و مقام که اسمش محمد بن حسن معروف به نفس زکیه است، و صیحه آسمانی و...، پس این زمان، زمان خروج قائم ماست.(کمال الدین، ج1، ص331)
    حال با بررسی اوضاع و شرائط فهمیده می شود: علائم دسته اول به وضوح ظاهر شده اند و شرائط و درگیری ها و خونریزی و جنگ ها حاکی از نزدیک بودن علائم دست دوم هست، اگرچه هنوز اتفاق نیفتاده اند.



  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    158 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش
    الف) سفیانی کیست؟ آیا داعش همان سفیانی است؟
    ب) آیا منظور از خراسانی همان ایرانیان هستند؟ یا شهر خراسان ملاک است؟
    ج) علایم ظهوری که اتفاق افتاده، و علایم ظهوری که هنوز رخ نداده‌اند کدامند؟


    پاسخ
    الف) قیام سفیانی یکی از علائم حتمی ظهور است که در روایات متعددی به آن اشاره شده است، به عنوان مثال امام سجاد (علیه السلام) در این خصوص فرموده اند:
    «إِنَّ أَمْرَ الْقَائِمِ حَتْمٌ مِنَ اللَّهِ، وَ أَمْرُ السُّفْيَانِيِّ حَتْمٌ مِنَ اللَّهِ، وَ لَا يَكُونُ قَائِمٌ إِلَّا بِسُفْيَانِي‏»؛ قیام قائم از ناحیه خداوند قطعی است و خروج سفیانی نیز قطعی است. هرگز قیام قائم بدون سفیانی نخواهد بود.(1)
    بسیار بعید است که داعش همان سفیانی باشد، چرا که اولا داعش یک بازیچه است، تأثیر گذار نیست، و همچنین دورانش گذشته و رو به افول است و زمینگیر شده است، در حالی که سفیانی مناطق بزرگی را در آستانه ظهور تصاحب می‌کند، در روایتی که منصور بجلّی از امام صادق (علیه السلام) در مورد اسم سفیانی سوال می کنند، حضرت در پاسخ می‌فرمایند:
    «وَ مَا تَصْنَعُ بِاسْمِهِ؟ إِذَا مَلَكَ كُوَرَ الشَّامِ الْخَمْسَ؛ دِمَشْقَ، وَ حِمْصَ، وَ فِلَسْطِينَ، وَ الْأُرْدُنَّ، وَ قِنَّسْرِينَ، فَتَوَقَّعُوا عِنْدَ ذَلِكَ الْفَرَج‏»؛ با نام سفیانی چکار داری؟ وقتی او مناطق پنج‌گانه شام شامل: دمشق، حِمص، فلسطین، اردن و قنّسرین را تصرف کرد، منتظر فرج باشید.(2)
    آنچه که برخی علماء همچون آیت الله سید محمد صادق صدر (رحمه الله) نتیجه گرفته است این است که سفیانی همان غرب است که در ادامه یافتن درگیری ها وارد شده و ممالک را تسخیر خواهد کرد.(3)

    روایات متعددی این برداشت را تقویت می کند:
    شیخ صدوق در یک روایت صحیح السند از امام صادق (علیه السلام) پیرامون اوصاف ظاهری سفیانی، وی را بور، سرخ روی مایل به سفید، و با چشمانی زاغ معرفی کرده است: «إِنَّك‏ لَوْ رَأَيْتَ السُّفْيَانِيَّ... أَشْقَرَ أَحْمَرَ أَزْرَقَ»؛ تو اگر سفياني را ببينی... بور، سرخ‌روی مایل به سفید و زاغ چشم است.(4)

    او کسی است که هرگز خدا را نپرستیده و مکه و مدینه را از نزدیک مشاهده نکرده است، (یعنی اعتقادی به تقدس این اماکن ندارد): السُّفْيَانِيُّ... لَمْ يَعْبُدِ اللَّهَ قَطُّ وَ لَمْ يَرَ مَكَّةَ وَ لَا الْمَدِينَةَ قَط»(5)

    با صلیبی به گردن، از سمت روم می آید: «يُقْبِلُ السُّفْيَانِيُّ مِنْ بِلَادِ الرُّومِ مُنْتَصِراً فِي عُنُقِهِ صَلِيبٌ وَ هُوَ صَاحِبُ الْقَوْمِ»؛ سفیانی در حالی که رهبری قومی را بر عهده دارد مانند شخص نصرانی و صلیب به گردن، از بلاد روم می‌آید.(6)

    و باقيمانده نيروهاى سفيانى، پس از شكست و كشته شدن او به سوى رومی ها و کشورهای غرب، مى‌گريزند، هما‌ن طور که امام باقر (علیه السلام) می‌فرمایند: «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ وَ بَعَثَ‏ إِلَى‏ بَنِي‏ أُمَيَّةَ بِالشَّامِ فَهَرَبُوا إِلَى الرُّوم‏»(7)

    لذا این اوصاف با غرب بیش از داعش هم خوانی دارد، که داعش ظاهرا هم شده دم از اسلام و کعبه می زنند و خود را مشتاق زیارت خانه خدا نشان می دهند و دشمن غرب معرفی می کنند، و اگر چه غربی ها هم در میان ایشان هستند اما عمدتا عرب و با موها و ریش های مشکی هستند، در حالی سفیانی هرگز به خدا، و مکه و مدینه اعتقادی ندارد، موهای بور و چشمانی زاغ دارد، و صلیبی بوده و از سمت روم می آید.

    ب) در مورد قیام مردم خراسان باید دقت کرد اگرچه این قیام در روایات از منطقه خراسان گزارش شده است، همان‌طور که امام باقر (علیه السلام) فرموده اند: «أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ تَنْزِلُ الرَّايَاتُ السُّودُ الَّتِي تَخْرُجُ مِنْ خُرَاسَانَ إِلَى الْكُوفَةِ فَإِذَا ظَهَرَ الْمَهْدِيُّ بُعِثَ إِلَيْهِ بِالْبَيْعَةِ»(8)
    اما اولا منظور از خراسان، منطقه خراسان است که بسیار بزرگ تر از استان های خراسان فعلی است، چرا که این مرزبندی استان ها امری جدید است در حالی که منطقه خراسان در گذشته بسیار گسترده بوده و حتی افغانستان را هم در بر می گرفته است.

    ثانیا روایات ناظر به نقش ایرانیان در آستانه ظهور به این روایات قیام خراسان تمام نمی شود، پس اگر چه در این روایت فقط به منطقه خراسان اشاره شده اما در سایر روایات به مناطق دیگری چون سیستان (سجستان)(9)، طالقان(10) و ... هم اشاره شده است که با جمع این روایات نقش پر رنگ ایرانیان در آستانه ظهور روشن می شود.

    ج) اما در مورد علائم ظهوری که اتفاق افتاده باید عرض کنم علائم ظهور دو دسته هستند، یک دسته حوادث و علائم عامی هستند که یک مصداق خاص ندارند، مانند فراگیر شدن ظلم و خونریزی و فساد در دین و شبیه شدن زنان به مردان و...؛ و دسته دیگر علائم خاصی هستند که ناظر به یک اتفاق خاص هستند، در برخی روایات به هر دو دسته اشاره شده است، همان طور که محمد بن مسلم ثقفی از امام باقر (علیه السلام) سوال می کند قیام قائم کی اتفاق خواهد افتاد؟ و حضرت (علیه السلام) در پاسخ می‌فرمایند:
    «إِذَا تَشَبَّهَ الرِّجَالُ بِالنِّسَاءِ وَ النِّسَاءُ بِالرِّجَالِ وَ اكْتَفَى الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ وَ النِّسَاءُ بِالنِّسَاءِ وَ رَكِبَ ذَوَاتُ الْفُرُوجِ السُّرُوجَ وَ قُبِلَتْ شَهَادَاتُ الزُّورِ وَ رُدَّتْ شَهَادَاتُ الْعُدُولِ وَ اسْتَخَفَّ النَّاسُ بِالدِّمَاءِ وَ ارْتِكَابِ الزِّنَاءِ وَ أُكِلَ الرِّبَا وَ اتُّقِيَ الْأَشْرَارُ مَخَافَةَ أَلْسِنَتِهِمْ وَ خُرُوجُ السُّفْيَانِيِّ مِنَ الشَّامِ وَ الْيَمَانِيِّ مِنَ الْيَمَنِ وَ خَسْفٌ بِالْبَيْدَاءِ وَ قَتْلُ غُلَامٍ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ اسْمُهُ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ النَّفْسُ الزَّكِيَّةُ وَ جَاءَتْ صَيْحَةٌ مِنَ السَّمَاءِ... فَعِنْدَ ذَلِكَ خُرُوجُ قَائِمِنَا»؛ هنگامی که مردان به زنان، و زنان به مردان شبیه شوند، و همجنس بازی بین زنان و مردان رواج یابد، و زنان بر زین ها سوار شوند، و شهادات زور پذیرفته شده و شهادات انسان های عادل مردود شود، و ریخته شدن خون های مردم بی گناه، زنا، و ربا کوچک شمرده شود، و اشرار از ترس زبانشان مورد اعتراض قرار نگیرند، و خروج سفیانی از شام، و یمانی از یمن، و خسف بیداء، و کشته شدن جوانی از آل محمد در بین رکن و مقام که اسمش محمد بن حسن معروف به نفس زکیه است، و صیحه آسمانی و ...، پس این زمان، زمان خروج قائم ماست.(11)

    حال با بررسی اوضاع و شرائط فهمیده می شود: علائم دسته اول به وضوح ظاهر شده اند و شرائط و درگیری ها و خونریزی و جنگ ها حاکی از نزدیک بودن علائم دست دوم هست، اگرچه هنوز اتفاق نیفتاده اند.

    ________________________
    (1) حميرى، عبد الله بن جعفر، قرب الاسناد، ص374.
    (2) صدوق، محمد بن علی، کمال الدین، ج2، ص651.
    (3) ر.ک: موسوعة الامام المهدی(ع)، ج3، ص137 الی 150.
    (4) کمال الدین، ج2، ص651.
    (5) ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم، الغیبه نعمانی، ص306.
    (6) طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، ص463.
    (7) کلینی، الکافی، ج8، ص51.
    (8) الغیبة طوسی، ص452.
    (9) ‏الغیبه نعمانی، ص273.
    (10) حر عاملی، محمد بن حسن‏، اثبات الهداة، ج5، ص229.
    (11) کمال الدین، ج1، ص331.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۱:۴۶ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  8. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود