جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اشعار وفات حضرت عبد العظیم الحسنی علیه السلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 9 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    اشعار وفات حضرت عبد العظیم الحسنی علیه السلام





    اشعار وفات حضرت عبد العظیم الحسنی علیه السلام

    نام گرامیش اگر عبدالعظیم بو
    د


    عبد خدای بود و مقامش عظیم بود


    گر از کرامتش همه کس فیض می برد


    از نسل خاندان امامی کریم بود


    عطر حدیث آل رسول از لبش چکی


    ددر مکتب فضیلت و تقوا فهیم بود


    تنها نبود پیک خوش الحان باغ عشق


    پرهیزگار و عابد و زاهد، حکیم بود


    آموخت درس بندگی از اهل بیت نور


    محبوب پیشگاه خدای علیم بود


    غیر از خدا نداشت نیازی به هیچ کس


    در عمر خویش صاحب طبعی سلیم بود


    لبخند مهربانی و گرمش چو آفتاب


    دست نوازشی به سر هر یتیم بود


    گل سیرتان عشق به مدحش سروده اند


    اخلاق او لطیف تر از هر نسیم بود


    پیوسته او به منزل مقصود می رسید


    زیرا صراط زندگی اش مستقیم بود


    هفتاد و نه بهار ز عمرش گذشت و باز


    در سایه امید و ولایت مقیم بود


    در گلشن همیشه بهار حریم او


    هر گل که دیده ایم به ناز و نعیم بود


    هر کس که رو نمود بر این آستانه گفت


    این بوستان عشق بهشتی شمیم بود


    پروانه بهشت به دستش دهد خدا


    هر کس که زائر حرم این کریم بود


    عبد حقیر اوست "وفایی" اگر چه باز


    دل در جوار حضرت عبدالعظیم بود



    سید هاشم وفایی



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 9 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121




    ای دامن مدینه ی ری ، کربلای تو

    ای اهل فیض تشنه ی جام ولای تو


    ریحانه ی امام حسن ، سیدالکریم

    ای اوفتاده جود و کرامت به پای تو


    مدح تو را امام زمان تو گفته است

    من کیستم که مدح بگویم برای تو


    نجل کریم آل محمّد تویی تویی

    تنها نه اهل ری همه عالم گدای تو


    ماه حسن ، که نور گرفتند اهلبیت

    از آفتاب روی محمّد نمای تو


    جسم مطّهر تو و آغوش خاک ری

    بردار سر که در دل ما هست جای تو


    آیات وحی در نفس روح پرورت

    علم حدیث درسخن دلربای تو


    بر اهل ری نه، بر همه عالم وجود

    واجب بود زیارت صحن و سرای تو


    بر زائری درود که گردد به دور تو

    بر شاعری سلام که گوید ثنای تو


    بر اهل ری سلام که همسایه تواند

    بر شهر ری درود که شد نینوای تو


    در موج فتنه های اجانب خدا گواست

    ایران نیازمند بوَد بر دعای تو


    نبود عجب که هر شب و روز اولیای حق

    آرند سجده بر حرم با صفای تو


    بیمار نا امید ز درمان ، به صد امید

    رو آورد به جانب دارالشّفای تو


    بوی بقیع می وزد از خاک تربتت

    ای نجل مجتبی که دو عالم فدای تو


    پرواز می کند دل اهل ولا مدام

    چون مرغ جان به جانب دارالولای تو


    همچون کبوتران حریمت فرشتگان

    گردند دور گنبد و گلدسته های تو


    با مکتب ائمّه اطهار آشناست

    هر کس به هر طریق شود آشنای تو


    تو سیّدالکریمی و ما سائل درت

    بسته به هم حوائج ما و عطای تو


    دردا که از جنایت عباّسیان دون

    هر صبح و شام خونِ جگر شد غذای تو


    ترک مدینه گفتی و وارد به ری شدی

    ری هم گریست بر تو و بر انزوای تو


    گرد عزا نشست به رخسار اهل ری

    در خاک تیره رفت چو قدّ رسای تو


    شوّال شد محرّم و ری گشت کربلا

    در روز رحلت تو و بزم عزای تو


    پرواز کرد روح شریفت ز تن ولی

    دیگر نشد بریده گلو از قفای تو


    تشییع گشت پیکر پاکت به احترام

    خورشید نی نگشت رخ دلربای تو


    پیچیده شد درون کفن جسم اطهرت

    دیگر نشد حصیر کفن از برای تو


    بر خاک سر نهادی و دیگر کسی نزدچوب جفا به لعل لب جانفزای تو


    تا چشم ابر ، باران ریزد به پای گل

    "میثم" هماره اشک فشاند به پای تو


    غلامرضا سازگار



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 9 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    به دیوار و در این بیت توحید


    فروغ عترت و قرآن توان دید


    بود این بارگاه روح پرور


    حریم یک تن از آل پیمبر


    در این جا قبر مولایی کریم است


    مزار حضرت عبدالعظیم است


    به اولاد حسن، او فخر و زین است


    که زوارش "کمن زار الحسین" است


    چو این جا شد چراغ عشق روشن


    به دل ها این حرم شد پرتو افکن


    بود این درگه از ابواب رحمت


    در باغی ست از گل زار جنت


    که اشک عاشقان، شد جویبارش


    نمی گردد خزان، هرگز بهارش


    تو ای زائر به تعظیم شعائر


    ببوس این درگه پر نور و طاهر


    بیا این جا به اشک خود وضو کن


    بیا جان خود این جا شستشو کن


    بپا خیز و بخوان اذن دخولش


    اجازت از خداگیر و رسولش


    به اذن حیدر و زهرای اطهر


    به اذن یازده معصوم دیگر


    قدم چون می نهی داخل از این در


    بگو بسم الله و الله اکبر


    زند چون حلقه بر این در گدایی


    به گوش جان او آید ندایی


    که ای سائل دعایت مستجاب است


    محب آل عصمت کامیاب است


    بخواه از رحمت حق آن چه خواهی


    که بی حد است الطاف الهی


    "حسان" این جا مطاف مومنین است


    درِ گل زار جنت در زمین است



    حبیب الله چایچیان(حسان)



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 9 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    از بوستان فاطمه، عطر و شمیم داشت


    با دوستان فاطمه، لطف عمیم داشت


    خواندند اهل معرفت او را "نگین ری"


    با آن که نام و شهرت "عبدالعظیم" داشت


    از شهر بند رنج و غم، آزاد می شود


    هر کس که پاس بندگی آن حریم داشت


    این گلشن "حسن"، این عاشق "حسین"


    با مهر و عشق و عاطفه عهدی قدیم داشت


    گل واژه حدیث از آن لعل جان فزا


    عطر بهار وحی و صفای نسیم داشت


    از محضر سه حجت معصوم فیض برد


    یعنی که ره به چشمه فوز عظیم داشت


    مثل کبوتران حرم خانه "رضا"


    روحی در آستان ولایت مقیم داشت


    شاگرد پاک باخته مکتب "جواد"


    دستی پر از کرامت و طبعی کریم داشت


    از پرتو هدایت "هادی" اهل بیت


    راهی به آستان خدای رحیم داشت


    ایمان خویش را به امامش ارایه کرد


    با آن که جان روشن و قلب سلیم داشت


    با خاندان وحی پل ارتباط بود


    با اهل بیت رابطهٔ مستقیم داشت


    طور تجلی سه امام همام را


    چون درک کرده بود، مقام کلیم داشت


    شب تا به صبح شعر "شفق" را مرور کرد


    مرغ سحر که زمزمه "یا کریم" داشت


    محمد جواد غفور زاده (شفق)



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 9 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    پر کرده ای وجود مرا از قدیم تو



    ما رعیتیم و شاه عبدالعظیم تو



    آقا! تمام شهر گدا و کریم تو



    یا سیدالکریم! ما آمدیم تو
    -



    این دست های خالی ما را رها مکن



    از خود حساب سفره ما را جدا مکن




    شب های جمعه در حرم تو گدا شدیم



    غرق دعا و ناله یا ربّنا شدیم



    با سوز واژه های کمیل آشنا شدیم



    از شهر ری مسافر کرب و بلا شدیم




    آیینه دار کرب و بلا! می کشی مرا



    مثل حسین خون خدا می کشی مرا




    وقتی که من به کار تماشای گنبدم



    انگار پشت پنجره فولاد مشهدم



    حالا هر آن چه هستم اگر خوب یا بدم



    آقا! من آمدم که بگویم من آمدم




    چشم تو کیمیاست مرا هم نگاه کن



    دست مرا بگیر و مرا سر به راه کن

    حسین علاالدین





    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  11. تشکرها 2


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 9 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    ای حریمت رشک جنّات النّعیم



    ای دل اهل تولاّیت حریم



    نسل طاها زاده ی و المرسلات



    نجل بسم الله رحمان الرّحیم



    مشعل اِنّا هدیناه السّبیل



    طلعت مرآت اللهُ الحکیم



    زائر کوی تو عیسای مسیح



    آستانت طورِ موسای کلیم



    زینت عرش خداوند ودود



    از چه در شهر ری گشتی مقیم



    با تجلاّی تو از ظلمت چه باک



    در تولاّی تو از آتش چه بیم



    یاد تو یاد خداوند و رسول



    خطّ تو خطّ صراط المستقیم



    دور صحنین تو با صوت ملیح



    این ندا پیوسته خیزد از نسیم



    یا کریم ابن کریم ابن کریم



    یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم



    شهر ری که از تو گرفته احترام



    قبر تو کعبه، حرم بیت الحرام



    بر رواق قبر و خدّامت درود



    بر مزار و صحن و زوّارت سلام



    فیض جوشد از حریمت روز و شب



    نور خیزد از مزارت صبح و شام



    کاروان دل شده لبّیک گو



    دور صحنین تو می گردد مدام



    تا قیامت بر تمام اهل ری



    سایه ی گلدسته هایت مستدام



    هر که آید در کنار تربتت



    می رسد بوی بقیعش بر مشام



    هر چه خواندم در ثنایت نارسا



    هر چه گفتم در مدیحت نا تمام



    یا کریم ابن کریم ابن کریم



    یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم



    تا مکان در قلب ایران کرده ای



    شهر ری را کعبه ی جان کرده ای



    خاک پاک شهر ری را سر به سر



    با قدوم خود گلستان کرده ای



    گنبد و گلدسته های خویش را



    شمع جمع اهل ایمان کرده ای



    سالها از فتنه ی عبّاسیان



    رو به صحرا و بیابان کرده ای



    روز و شب بر غربت اجداد خویش



    خون دل جاری به دامان کرده ای



    نام خود را ای غریب شهر ری



    سال ها از خلق پنهان کرده ای



    با وجود فتنه ی اهل جحیم



    شهر ری را باغ رضوان کرده ای



    زخم دل ها را تو مرهم بوده ای



    درد جان ها را تو درمان کرده ای



    یا کریم ابن کریم ابن کریم



    یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم



    ای تماشایت تماشای حسن



    در تو پیدا روری زیبای حسن



    قامتت سرو دل آرای حسین



    طلعتت مرآت سیمای حسن



    باغ حسنت جنّت اهل بهشت



    سرو قدّت قدّ و بالای حسن



    هم تولاّیت تولاّی علی



    هم تجلاّیت تجلاّی حسن



    میوه ای از بوستان مصطفی



    پاره ای از کلّ اعضای حسن



    بهترینی در جمال و در کمال



    برترینی بین ابنای حسن



    اختری تابنده از برج ولا



    گوهر نابی زدریای حسن



    خوش بود تا خوانم این ترجیع را



    بین زوّارت به آوای حسن



    یا کریم ابن کریم ابن کریم



    یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم



    ای چراغ آسمان ها در زمین



    روشنی بخش دل اهل یقین



    لاله ی گلزار ختم الانبیا



    سرو بستان امیرالمؤمنین



    زائرت روز و شب فوج ملک



    پرده دارت حضرت روح الامین



    انس و جان آرد به تو روی نیاز



    دسته دسته از یسار و از یمین



    سوره های مصحف رخسار تو



    طا و ها و حا و میم و یاو سین



    پای خدّام تو بر چشم ملک



    فرش زوّار تو بال حور عین



    روز و شب بر زائرت آید ندا



    فادخلوها بسلامٍ آمنین



    ای سپهر معرفت در قلب خاک



    ای تو را دست حسن در آستین



    یا کریم ابن کریم ابن کریم



    یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم



    تو سپهر منزلت را اختری



    تو به دریای فضیلت گوهری



    شهریار ملک ری در شهر ری



    سیّد اولاد سبط اکبری



    گر ولی الله فرمودت ولیّ



    در مقام خود ولایت پروری



    گنبد زرّین تو گوید که تو



    خلق را از خاک ری روشنگری



    در کمال و زهد و تقوی و شرف



    شاهد شخصیّت پیغمبری



    هم ولیِّ اولیای کبریا



    هم شفیع دوستان در محشری



    هر چه می گویم به وصفت نارساست



    هر چه می خوانم از آن بالاتری



    بوستان سرخ عصمت را گلی



    نخل سرسبز ولایت را بری



    مادر گیتی نیارد مثل تو



    جز که آرد مجتبای دیگری



    یا کریم ابن کریم ابن کریم



    یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم



    دیدن ختم رسل دیدار توست



    شاهد حُسن حَسن رخسار توست



    خوبرویان گلستان بهشت



    نرگس بیمارشان بیمار توست



    جان کلافی روی دست مشتری



    دل اسیر برده ی بازار توست



    منطق و فقه و روایات و حدیث



    در حقیقت زنده از گفتار توست



    آفتاب رحمت پروردگار



    جلوه گر در سایه دیوار توست



    باغ جنّت با همه زیبائیش



    روز محشر عاشق زوّار توست



    دست تو دریای امواج کرم



    جام اهل معرفت سرشار توست



    باشد از دنیا و عقبی خوب تر



    اینکه «میثم» شاعر دربار توست



    یا کریم ابن کریم ابن کریم



    یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم



    ----------------------------------------------
    غلامرضا سازگار




    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  13. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود