صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آشنايى با ترجمه ها

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آشنايى با ترجمه ها




    ترجمه قرآن مجيد, به قلم عبدالمحمد آيتى

    يكى از فرخنده ترين و مهمترين رويدادهاى تاريخ يكهزار و يكصد ساله ترجمه قرآن مجيد به فارسى , ترجمه شيواى استاد عبدالمحمد آيتى , مترجم نامدار معاصر, است كه نخست بار در سال 1367شمسى انتشار ياقت . وچاپ سوم آن با بازنگرى و اصلاحات بسيار در سال 1371ازسوى انتشارات سروش منتشر گرديده است و از اقبال عام و خاص برخوردار است .
    شايد كمتر قرآن پژوهشى به اندازه راقم اين سطور با اين ترجمه انس داشته , و كار كرده باشد. به اين شرح كه وقتى اين ترجمه در مهر يا آبانماه 1367به لطف ناشر به دستم رسيد با شور و اشتياق بسيار به مطالعه و مقابلهء آن پرداختم .مطالعهء و مقابله اى كه به چندين ترجمه و تفسير قرآن هم همزمان مراجعه مى كردم و به مدت 14ماه تمام طول كشيد.حاصل نقد و نظرم بالغ بر 141صفحه گرديد كه به جاى انتشار آن , مصلحت آن ديدم كه كل يادداشتها را اختيار مترجم فاضل و فرزانه اش , دوست دانشورم جناب آقاى عبدالمحمد آيتى قرار دهم و قرار دادم .
    پيش آمد ديگرى كه به نحو غير مستقيم با اين ترجمه ربط پيدا كرد, اين بود كه راقم اين سطور با استظهار به عنايت الهى در زمستان 1370اقدام به ترجمهء همراه با توضيحات (در پايان هر صفحه از) قرآن مجيد كرد. و از اين رهگذر دركار ترجمهء قرآن , و عيار سنجى ترجمه هاى قرآن , ژرفتر و مسؤولانه تر نگريست .
    در طول اين مدت از ديد ديگرى به اين ترجمه نگاه كرده ام و به اين نتيجه رسيده ام كه بر خلاف نتيجه گيريپيشينم ,هنوز و سالها بلكه ساليان سال به ترجمه هاى تازه اى از قرآن كريم نياز هست . و با آنكه ترجمهء آقاى آيتى از تمامى ترجمه هاى يك قرن اخير, شيواتر و زيباتر و حتى دقيقتر است , اما آن دقت آرمانى و صددرصد را فاقد است . و عيار ودرصد دقتش به برآورد م 80تا 85درصد, از صددرصد آرمانى است . دقت ترجمه هاى ديگر, به تقريب ـ و براى تقريب به ذهن ـ از اينقرار است : از قدما دقت ترجمهء نوبت اول كشف الاسرار ميبدى و ترجمه مندرج در تفسيرابوالفتوح رازى بين 90تا 95درصد است . دقت ترجمهء شاه ولى الله دهلوى كه مستقل و همراه با تفسير حسينى غالباًدر شبه قاره هند به طبع رسيده و به صورت زير نويس قرآن است و لذا تحت اللفظى است , در حدود 95درصد است .دقت ترجمهء معزى (آن هم تحت اللفظى است ) 90درصد. دقت ترجمه شادروان الهى قمشه اى بين 50ا60درصد.دقت ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاينده در حدود 80درصد است . (به شرط آنكه همهء نكته ها و غلطهايى كه علامه فرزانه بر آن گرفته است , ترتيب اثر داده شده واصلاح شود) دقت ترجمه شادروان زين العابدين رهنما 85درصد يا كمى بيشتر است دقت ترجمه آقاى جلال الدين فارسى در حدود 80درصد دقت ترجمهء آقاى محمد خواجوى 90درصددقت ترجمه آقاى محمد باقر بهبودى در حدود 70درصد است . دقت ترجمه آقاى محمد مهدى فولادوند بيش از 95رصد. آرى بنده تا به امروز ترجمه اى دقيقتر و خوشخوانتر از ترجمه آقاى فولادوند ـ كه به ويرايش جمعى از فضلاى قرآن پژوه دارالقرآن آيت الله گلپايگانى و حوزه علميه قم و نيز راقم اين سطور رسيده است ـ سراغ ندارم . ميزان دقت ترجمه خودم را با آنكه حدس مى زنم ,ولى عرفاً درست نيست كه مطرح سازم . بسته به رأى و نظر خوانندگان وصاحبنظران و منتقدان آينده است .
    بارى در دنباله اين نقد, سى , چهل نكته انتقادى ريز و درشت را كه در طى بيش از چهار سال انس به ترجمه جناب آيتى , به آنها برخورد كرده ام , مطرح مى سازم . اين نيز گفتنى است كه در ميان مترجمان قرآن , سه تن مترجم حرفه اى بوده اند:
    1 ابوالقاسم پاينده كه مروج الذهب و تاريخ طبرى را همراه با هشت ـ ده كتاب ديگر (و غالباً تاريخ ) به فارسى بسيار شيوايى درآورده است .
    2 جناب آيتى (مترجم تقويم البلدان ابوالفدا, غزلهاى ابونواس , معلقات سبع , تاريخ فلسفه در جهان اسلام , تاريخ دولت اسلامى در آندلس , و از هم عظيم تر ترجمهء تاريخ العبر ابن خلدون در 6مجلد كه خوشبختانه تماماً به طبع رسيده است . اخيراً هم ترجمهء زيباى استاد آيتى از صحبفهء سجاديه منتشر شده است .
    3 راقم اين سطور (كه بيش از 12كتاب ترجمه كرده است نظير: درد جاودانگى , علم و دين , عرفان و فلسفه ,انديشهء سياسى در اسلام معاصر, خدا در فلسفه , دين پژوهى , جلد هشتم تاريخ فلسفهء كاپلستون و كتابهاى ديگر .
    4 فراموش نكنيم كه جناب خواجوى هم چندين و چند اثر از صدرالمتألهين به فارسى ترجمه كرده اند. امامترجمان ديگر قرآن در حد ديگران , مترجم و مترجم حرفه اى نبوده اند.
    عمده ترين انتقادات اينجانب بر ترجمهء استاد آيتى همان 61مورد بوده است كه ايشان در ويرايش سوم قبول واصلاح فرموده اند مواردى كه ذيلاً مطرح مى سازم , آنقدرها حائز اهميت نيست , و هرگز از ارج و اعتبار ترجمهء مترجم موفق و سربلندى چون جناب آيتى نمى كاهد. آرزومندم كه خوانندگان بين اين نقدها و نقدهاى جدلى كه فقط سرشاراز منافسه و مناقشه است فرق بگذارند. و مترجمه و مترجمان محترم نيز <نقد> را مكروه نشمارند.

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1- آيهء 217سورهء بقره (ص 35)

    عبارت قرآنى <... و صد عن سبيل الله و كفر به والمسجد الحرام و اخراج اهله اكبر عندالله ...> چنين ترجمه شده است : <... اما باز داشتن مردم از راه حق و كافر شدن به او و مسجدالحرام و بيرون راندن مردمش از آنجا در نزد خداوندگناهى بزرگتر است ...>
    اشكال اين ترجمه در اين عبارت است : <كافر شدن به او و مسجدالحرام > مترجم محترم ضمير مندرج در <به > را كه در عبارت <كفر به > آمده است , به مسجد الحرام هم عطف كرده اند. عبارتى را كه ايشان در نظر داشته اند فى المثل نظير<كفر بالله > و <كفر بالمسجد الحرام > بوده است . كفر به الله معنى دارد, ولى كفر به مسجدالحرام بسيار غريب است .اكثريت مفسران از جمله شيخ طوسى در تبيان (در يكى از اقوالش و نيز در معنايى كه از آن بدست مى دهد) وزمخشرى در كشاف و طبرسى در مجمع البيان <المسجد الحرام > را عطف به <سبيل الله > مى گيرند يعنى <صد عن ...> رابه مسجدالحرام هم ربط و تسرى مى دهند. اينكه بعضى از مفسران و نحويان گفته اند وقتى عطف <المسجد الحرام > بر<سبيل الله > جايز بود كه جار يعنى <عن > تكرار شود ـ و بشود: و عن المسجد الحرام ـ بى وجه است . زيرا حذف جاربه قرينه , در نظم و نثر عربى و نيز قرآن مجيد سابقه دارد. ضمناً اين اشكال رفع مشكل نمى كند. زيرا طبق منطق و قاعده ءقائلان به اين سخن , در صورت عطف به <به > (در كفر به ) هم بايد حرف جر <ب > تكرار مى شد و فى المثل مى فرمود:<و كفر به بالمسجد الحرام >.
    ترجمهء تفسير كشف الاسرار مطابق , با ترجمهء جناب آيتى است , ولى مفسران بزرگ ديگر خلاف آن , و موافق با نظرپيشنهادى اينجانب رأى داده اند ابوالفتوح رازى پس از بحث مفصل , ترتيب طبيعى و ايده آل عبارات آيه را چنين مى داند: <پس نظم آيه چنين است كه : يسئلونك عن الشهر الحرام اى قتال الشهراالحرام . قل قتاله كبير و الصدعن سبيل الله و عن المسجد الحرام و الكفر به اى بالله و اخراج اهله اى اهل المسجد الحرام اكبر عندالله . اى هذه الاشياءباجمعها اكبر عندالله ...> بعضى از مفسران و نحويان براى رفع استبعاد عطف مسجدالحرام به صد عن سبيل الله , به آيه ء25سورهء حج استشهاد كرده اند كه اين دو در حالت طبيعى و بسيار صريح به هم عطف شده اند: <ان الذين كفروا ويصدون عن سبيل الله و المسجد الحرام ...> گفتنى است كه نظمى كه شيخ طوسى به اجزاء و عبارت اين آيه مى دهدهمانند نظم ابوالفتوح است كه نقل كرديم . ملاحسين واعظ كاشفى هر دو معنى را ياد مى كند: <... و كفر به مسجدالحرام يا منع مردم از طواف آن .> ابن كثير در تفسيرش <كفربه > فقط كفر به الله , و مسجدالحرام معطوف به سبيل الله گرفته شده است و رأى تفسير ابى السعود عمادينيز مانند جلالين است . رأى اسماعيل حقى در تفسير روح البيان هم هماننداينهاست . نظر شوكانى در فتح القدير نيز همينطور است . شادروان علامه طباطبائى مى نويسد: <مراد از سبيل الله عبادت و نسك و على الخصوص حج است و ظاهراً ضمير <به > راجع به سبيل است .... و مسجد احرام عطف به سبيل الله است . اى <صدعن سبيل الله و عن المسجد الحرام >. در ترجمه هاى معاصر كه فقط موضع نياز را از آنها نقل مى كنيم چنين مى خوانيم قمشه اى : <... ولى بازداشتن خلق از راه خدا و كفر به خدا و پايمال كردن حرمت حرم خدا...>. پاينده :<... و باز داشتن ازراه خدا و انكار اوست . و مسجد حرام و بيرون كردن مردمش نزد خدا مهمتر است >. رهنما: <... بازداشتن از راه خدا و كفر به خدا (و بازداشتن ) از مسجدالحرام ...> آل آقا: <... و كفر به خداست و مردم را از زيارت كعبه باز مى دارد...>.

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2- آيهء 39 سورهء آل عمران (56)

    در ترجمهء <حصور> كه صفت يحيى (ع ) است <بيزار از زنان > آمده است . نظر به معناى قديمى كلمهء <بيزار> يعنى برى و بركنار, اين ترجمه و معادل عيبى ندارد ولى در فارسى امروزه , بيزار معناى نفور و متنفر مى دهد و لذا بهترست ازمعادلهاى ديگر استفاده شود. كشف الاسرار: <نه خواهندهء (= ناخواهنده ء) زنان > تفسير نسفى : <باز ايستنده از زنان , باتوانائى و قوت >, تفسير حسينى : <بى رغبت به زنان , باز ايستاده اززنان > قمشه اى : <پارسا> راهنما: <خوددار از شهوات >آل آقا: <با هوى و هوس مخالف >.<پرهيزنده از آنان نيز معادل مناسبى به نظر مى رسد.

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3- آيهء 122سورهء آل عمران (ص 67)

    <اذ همت طائفتان منكم ان تفشلا و الله وليهما...> چنين ترجمه شده است : <دو گروه از شما آهنگ آن كردند كه درجنگ سستى ورزند و خدا ياورشان شد...> قسمت اخير جمله , ايهام نامناسب دارد. چنين معنى مى دهد كه گوياخداوند در اينكه سستى بورزند ياورشان شده است . ترجمهء مرحوم قمشه اى هم همين كژتابى را دارد: <و آنگاه كه دوطايفه ازشما بددل و ترسناك و در انديشهء فراز از جنگ بودند و خدا يار آنها بود.> ترجمه مرحوم پاينده هم همينطور:<آندم كه دو گروه از شما سر ترسيدن داشتند و خدا يارشان بود.> اما ترجمهء رهنما از اين نظر بى اشكال به نظر مى رسد:<به ياد آر آن هنگامى را كه دو گروه از شما بر آن شدند كه بيم رابر خود راه دهند و حال آنكه خداوند ياور آن دو گروه بود(كه پايدار بمانند)...>

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4- آيهء سورهء نساء (ص 78)

    <... فان خفتم الا تعدلوا فواحدة او ماملكت ايمانكم >. چنين ترجمه شده است : <اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتارنكنيد تنها يك زن بگيريد. يا هر چه مالك آن شويد.> عبارت <يا هر چه مالك آن شويد> در ترجمهء <او ما ملكت ايمانكم > اگر چه درست است اما رسا نيست . يعنى يا فقط يك زن بگيريد. يا به كنيزتان اكتفا كنيد. يا فى المثل : يا به كنيزى كه مالك آن شده ايد اكتفا كنيد.

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    5- آيهء 32سورهء مائده (ص 114)

    <... و من احياها فكانما احيا الناس جمعيا...> چنين ترجمه شده است : <... و هر كس كه به او حيات بخشد چون كسى است كه همهء مردم را حيات بخشيده باشد. <اين ترجمه با عقل و نقل جور در نمى آيد. مگر كسى ـ جز خداوند ـمى تواند به كسى حيات بخشد؟ مراد از <احياها> يعنى <زنده بدارد>, <عفو كند>, <از مرگ برهاند> و نظاير آن است .ترجهء نوبت اول كشف الاسرار همين ايراد را دارد: <و هر كه تنى زنده كند... همچنان بود كه همهء مردمان را زنده كرده بود>. ولى در نوبت دو اين ابهام و اشكال بر طرف شده است : <... و هر كه تنى زنده كند يعنى او را از دست كشنده اى رها كند, يا از غرقى و حرقى و هدمى برهاند, يا از ضلالتى و كفرى باز آرد, همچنان بود كه همهء مردمان زنده كرده بود,يعنى مزد وى چندان باشد كه همه مردمان رهاينده باشد>. تفسير حسينى : <... و هر كه سبب بقاى حيات كسى شود, به عفو از قصاص يا منع ازقتل يا رهانيدن از مهالك ... پس همچنان باشد كه سبب زندگى همهء مردمان شده باشد...>قمشه اى : <... و هر كه نفسى را حيات بخشد (از مرگ نجات دهد) مثل آن است كه همهء مردم را حيات بخشيده ...>پاينده : <... و هر كه كسى را زنده بدارد, چنانست كه مردم را زنده داشته باشد>. رهنما: <... و آنكه يك تن را زنده گذارد(از مرگ نجات دهد) گويى همهء مردم را زنده كرده باشد>.

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    540
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم

    از نظر من ترجمه آیت الله مکارم چیز دیگریست

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    6- آيهء 70سورهء مائده (ص 120)

    <لقد اخذنا ميثاق بنى اسرائيل و ارسلنا اليهم رسلا كلما جاء هم رسول بما لا تهوى انفسم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون >.چنين ترجمه شده است : <ما از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم و پيامبرانى برايشان فرستاديم . هرگاه كه پيامبرى چيزى مى گفت كه با خواهش دلشان موافق نبود, گروهى را تكذيب مى كردند وگروهى را مى كشند>. اشتباه اين ترجمه در اين است كه توجه نشده است كه <جاء> هرگاه همراه با <ب > شود متعدى مى گردد و <كلما جاء هم رسول بما لا تهوى انفسهم > يعنى هر بار كه پيامبرى , چيزى خلاف دخواه آنان , مى آورد (چنين و چنان مى كردند).

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331





  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    73
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    بهترین ترجمه قران از کیست؟ وچرا

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود