جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شهید وشهادت از نظر قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    شهید وشهادت از نظر قرآن




    مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ


    وَ مِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا


    سوره احزاب آیه 23

    از مومنان مردانی هستند که به پیمانی که با خدا بسته بودند صادقانه وفا کردند بعضی بر

    سر پیمان خویش به شهادت رسیدند و بعضی چشم به راهند و هرگز پیمان خود دگرگون نکرده اند.





    کلمه شهید و کلمات هم خانواده آن در حدود یکصد و شصت مرتبه در قرآن ذکر شده

    و مورد استفاده قرار گرفته است. اکنون به بعضی معانی این کلمه مقدس در قرآن مجید اشاره می‌کنیم:



    شهید = گواه



    این کلمه در قرآن به معنای گواهی دادن و ناظر جریان‌ها بوده است:

    فردی از نزدیکان عزیز مصر گواهی داده که اگر پیراهن یوسف از عقب سر پاره شده،

    زلیخا راست می‌گوید و یوسف دروغ و اگر پیراهن یوسف از جلو پاره شده، زلیخا

    دروغ می‌گوید و یوسف دروغ.

    آنگاه که پوست بدن جهنمی‌ها واقع اعمال را بیان می‌دارند و حقایق آفتابی می‌گردد

    و آتش شعله‌ور دامن جهنمی‌ها را می‌گیرد فریاد اعتراض آنان بلند می‌شود و به پوست

    بدنشان می‌گویند «چرا به ضرر ما شهادت دادید؟»

    و درباره ابراهیم(ع) پیامبر عزیز می‌خوانیم که دستور صادر شد ابراهیم را از میان

    مردم عبور دهند شاید بت‌شکن او را کسی دیده باشد و حقیقت را گواهی دهد.

    مشابه معانی بالا که به معنای گواهی و نظارت است باز هم در قرآن موجود است.

    نامه اعمال نیکوکاران در علیین است. چه می‌دانی که علیین چیست؟

    نامه‌ای است ثبت شده که مقربان درگاه خدا ناظر آن هستند.

    «ای رسول گرامی(ص) ما تو را فرستادیم که هم ناظر اعمال مردم باشی، هم آنان

    را به بهشت مژده دهی، هم از جهنم و حوادث وحشتناک آنان را هشدار دهی.»


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    شما ملت پدر خود ابراهیم (پیامبر خدا) هستید. او شما را قبل مسلمان نامیده است در این قرآن هم مسلمان نامیده

    شده‌اید. باید رسول خدا ناظر اعمال شما باشد و شما هم نمونه (کامل اسلام) باشید برای مردم دنیا. پس وظیفه داری

    نماز بخوانید، زکات بدهید به خدا تکه کنید که او مولای شماست بهترین مولا و بهترین یاور.

    معناهای دیگری هم در قرآن آمده است، اما آنچه ذکر شد بیشتر مورد توجه است.

    موقعی که صدای الله‌اکبر در تشعییع جنازه شهیدی بلند می‌شود و فریاد شعار «شهیدان زنده‌اند» به گوش می‌رسد بیشتر

    مردم فکر می‌کنند که فلان شخص در اره خدا کشته شد و تمام و این زنده بودن به چه معنی است؟!

    آیا خونش سبب زنده ماندن اسلام عزیز است و با بقای دین و عمل به آن در نامۀ شهید همم ثواب می‌نویسند که این

    خود یک نوع زنده بودن است و یا خونش زنده می‌ماند و ناظر اعمال ماست و یا اینکه به خاطر جانفشانی در راه اسلام

    در ردیف گواهان اعمال قرار می‌گیرد و از طریق برگزیدگان الهی بر اعمال بشر نظارت دارد؟

    در پاسخ این سئوال هر کس در حدود و معرفت خود مطلبی را در نظر می‌گیرد، اما آنچه از قرآن کریم استفاده می‌شود

    کلمه شهید به معنای گواه، نمونه و ناظر آمده است که همه در آنچه در ذهن مردم است مجسم گردیده، اما قرآن مطلب

    بالاتری را برای شهید معرفی می‌کند.

    آنجا که کشته شدن در راه خدا و دفاع باشد شهادتی است که به صورت ظاهر جان از بدن می‌رود ولی به اصطلاح قرآن

    «حیات و زندگی برا یاو حتمی است .



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    جالب توجه اینکه خدا در سوره آل عمران به دنبال اثبات زنده بودن شهید می‌فرماید هم از رزق خدا می‌خورند و هم از

    نعمتهای الهی بهره‌مندند و هم در آسایش و خوشی به سر می‌برند.

    «کسانی که به خدا ایمان آوردند به رسول خدا عقیده داشته باشند در ردیف کسانی قرار می‌گیرند که خدا بر آنان نعمت

    را تمام کرده و عامل نموده است: پیامبران، راستگویان شهدا و شایستگان که بهترین رفیقانند.»

    وقتی در ردیف صدیقین قرار گرفتند اجر آنان فقط با خداست و از نور الهی بهره‌مندند. آن روزی که تاریک است روز قیامت

    و عمل انسان چراغ راه اوست، شهید از نور مخصوص برخوردار است، زیرا با شهادت در ردیف پیامبران که سر تا پا نور خدا

    هستند قرار گرفته‌اند و همردیف آنان و علماء گناهکاران را شفاعت می‌کنند.

    خدای عزیز غیر از موجودات جهان را که اعمال انسان را عکسبرداری می‌کنند گواه اعمال می‌داند، پیامبران الهی را

    هم گراه اعمال می‌داند و پس از پیامبران الهی فرشتگان را هم ناظر اعمال معرفی کرده است که غیر از خدا و موجودات

    ناظر بر کارها باشند و اعمال بشر را تحت کنترل داشته باشند.

    با توجه به این آیه که می‌گوید در روز قیامت هر فردی با گواه اعمال خود و کسی که او را به جلو می‌راند وارد می‌گردد و

    با توجه به این آیه که می‌گوید: در روز قیامت از میان هر طائفه‌ای گواهی از خود آنان برمی‌انگیزیم که بر اعمال آنان گواهی

    دهند، به ضمیمۀ آیات و روایات مناسب دیگر ناظر اعمال بشر است و اعمال را کنترل می‌کند و از نظر او می‌گذرد.

    آیا محدودۀ کنترل او به خانه اوست یا محله او یا شهر و مملکت او وطلب روشن نیست، در مورد امامان گرانقدرمان به

    صورت کلی و نسبت به شهید باید گفت حدود نظارت در محدوده و شایستگی و نیت شهید است.

    آیا برای خودکشی رفته که عمل او حرام بوده، یا برای دفاع رفته که کشته شود و بازماندگانش بهره ببرند، یا برای خدمت

    به اسلام عزیز و دفاع از آب و خاک جان را بر کف گرفته و کشته شده است تا شهیدی کامل باشد؟

    جای تردید نیست که خدا بر نیت‌ها آگاه است و روی قصد افراد و ثواب می‌دهد، در یک جبهه دو نفر شهید شده‌اند چه بسا

    یکی به جهنم برود و دیگری به اعلی درجه‌ای که در بهشت تصور دارد برسد.

    با توجه به این نکته هر قدر نیت را خالص‌تر کنیم و بیشتر به خدا نزدیکتر شویم و برای خدا گام برداریم پاداش بیشتری

    می‌بریم و در ردیف پیامبران الهی و فرشتگان خدا قرار خواهیم گرفت./ح

    مؤلف: دکترپریش کوششی



    منابع:
    1. سوره یوسف آیه 26 و 27 (... و شهد شاهد من اهلها ...).
    2. سوره فصلت آیه 21 «و قالوا لجلودهم لم شهدتهم علینا».
    3. سوره انبیاء آیه 61 «فاثوبه علی اعین الناس لهلهم یشهدون».
    4. سوره مطففین آیات 18 تا 21 «کتاب مرقوم یشهده المقربون».
    5. سوره فتح آیه 8 «انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا».
    6. سوره حج آیه آخر «لیکون الرسول شهیدا علیکم و تکونوا شهداء علی الناس...».
    7. سوره آل عمران آیه 171 «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل‌الله امواتا بل احیاء» و سوره بقره آیه 154 و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل‌الله اموات بل احیاء».
    8. سوره نساء آیه 69 «من النبی و الصدیقین و الشهداء».
    9. سوره حدید آیه 19 «و الشهداؤ عند ربهم لفهم اجرهم و نورهم...»
    10. سفینه البحار ج10
    11. سوره نساء آیه 166 «و الملائکه یشهدون».
    12. سوره ق آیه 21 «وجائت کل نفس معها سائق و شهید».
    13. سوره نحل آیه 89 و 84 «و یوم نبعث فی کل امة شهدا علیم من انفسهم»./ح


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    فضیلت شهادت


    مرگ به صورت شهادت، جمع میان دو چیز است. از یک طرف ولی الله از این جهان به جهان دیگر منتقل شده

    و از طرف دیگر فرصت عمر را از دست نداده است، چرا که شهادت یعنی تبدیل کردن عمر به بهترین شکل

    عمل، یعنی به صورت یک عمل و به صورت یک تکلیف و یک مسؤولیت، عمر را به پایان رساندن، که دیگر

    انسان نمی تواند چنین فرض کند وبگوید که اگر من شهید نشوم و در دنیا عمر کنم ممکن است کار

    بالاتری انجام دهم، کار بالاتری نیست.

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هر ذی بری یعنی هر صاحب عمل نیکی، فوق عمل برش،

    بری هست،مگر شهادت که دیگر مافوق این بر، بری نیست.
    (بحارالانوار، ج74، ص60) یعنی کسی

    نمی تواند بگوید من آرزوی شهادت در راه خدا را ندارم، برای اینکه می خواهم به جای شهادت کار

    بالاتری در این دنیا انجام بدهم. پیغمبر فرمود کار بالاتری وجود ندارد. این است که در مقابل آرزوی مرگ

    به صورت شهادت، دیگر خواستن طول عمر معنی ندارد و ما می بینیم که اولیاءالله همیشه مرگ به

    صورت شهادت را آرزو می کنند.

    آن جمله ای که امام علی علیه السلام فرمود که اگر هزار ضربت شمشیر بر من وارد شود و شهید

    شوم آن را بر مرگ در بستر ترجیح می دهم، معنایش همین است.

    آن کسانی که اولیاءالله واقعی هستند آن دنیا را به رأی العین دارند می بینند و از آنچه پیش فرستاده اند

    (خشنودند).در نهج البلاغه آمده است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام

    فرمود: یا علی! مرگ تو به صورت شهادت است و تو شهید از دنیا خواهی رفت. علی علیه السلام

    می فرماید: وقتی که در جنگ احد هفتاد نفر از مسلمین شهید شدند و من از شهادت محروم شدم

    متأثر شدم. (ایشان در این زمان یک جوان سی ساله است،کسی که بیش از سه چهار سال

    از ازدواجش نگذشته و دو پسر کوچک هم در خانه دارد. باید این قرائن وشواهد مادی را هم

    در نظر گرفت.)
    رفتم خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و عرض کردم یا رسول الله! آیا شما

    به من نفرمودید که من شهید خواهم شد، پس چرا من شهید نشدم؟ فرمود: یا علی! تو شهید خواهی

    شد و شهادت برای تو مقدر است و تو با شهادت از دنیا خواهی رفت. بعد پیغمبر اکرم صلی الله علیه و

    آله می فرماید: یا علی! صبر تو در موطن شهادت چگونه خواهد بود؟ عرض کردم:

    «لیس هذا من مواطن الصبر هذا من مواطن البشری و الشکر»؛ بفرمایید که شهادت چقدر

    باصفاست، اینجا که جای صبر نیست. صبر در یک امر مکروه است، شهادت آرزوی من است، محبوب

    من است،

    عطیه الهی است.
    (نهج البلاغه، خطبه 154)/ح

    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۵/۰۲ در ساعت ۲۳:۳۹

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    شهید و شهادت در قرآن



    ولاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون



    ترجمه: آنان را که در راه خدا کشته می شوند، مرده می خوانید آن ها زنده اند و شما درنمی یابید.

    سوره محمد (ص) آیات 5،4 و6



    والذین قتلوا فی سبیل الله فلن یضل اعمالهم

    ترجمه:و آنان که در راه خدا کشته شدند اعمالشان را باطل نمی کند



    سیهدیهم و یصلح بالهم

    ترجمه: زود است که هدایتشان کند و کارهایشان را به صلاح آورد



    وید خلهم الجنة عرفها لهم

    ترجمه: و به بهشتی که بر ایشان وصف کرده است داخلشان سازد.
    سوره توبه آیه 111



    ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون

    وعداً علیه حقا فی التوریة و الانجیل و القرآن و من او فی بعهده من الله فاستبشرواببیعکم الذی با یعتم

    به و ذلک هم الفوز العظیم

    ترجمه: خدا از مومنان جان ها و مال هایشان را خرید، تا بهشت از آنان باشد در راه خدا جنگمی کنند چه بکشند چه

    کشته شوند وعده ای که خدا در تورات و انجیل و قرآن داده است به حقبه عهده اوست و چه کسی بهتر از خدا به

    عهد خود وفا خواهد کرد بدین خرید و فروخت کهکرده اید شاد باشید که کام یابی بزرگ است.
    احزاب آیه 23



    من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

    ترجمه: از مومنان مردانی هستند که به پیمانی که با خدا بسته بودند وفا کردند بعضی بر سرپیمان خویش جان

    باختند و بعضی چشم به راهند و هیچ پیمان خود دگرگون نکرده اند.
    سوره صف آیه 11



    تو منون باالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله بالموالکم و انفسکم ذ لکم خیر لکم ان کنتم تعلمون


    ترجمه:
    به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید و در راه خدا با جان و مال خویش جهاد کنید و این برای شما بهتر است اگر دانا باشید.

    سوره آل عمران آیه 171



    یستبشرون بنعمة من الله و فضل و ان الله لا یضییع اجرالمومنین

    ترجمه: آنان (شهدا) را مژده نعمت و فضل خدا می دهند و خدا پاداش مومنان را تباه نمی کند.


    سوره آل عمران آیه 170



    فرحین بما اتاهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا خوف علیهم و لا

    هم یحزنون

    ترجمه : از فضیلتی که خدا نصیبشان کرده است شادمانند و به آن ها که در پی شان هستند وهنوز به آن ها

    نپیوسته اند بشارت می دهند که بیمی بر آن ها نیست و اندوهگین نشوند.
    سوره حج آیه 58



    والذین هاجروا فی سبیل الله ثم قتلوا اوماتوا لیرزقنهم رزقاً حسناً و ان الله لهو خیرالرازقین

    ترجمه: و کسانی که در راه خدا جهاد کردند یا مهاجرت کردند سپس کشته شدند یا خود مردندخدا به رزقی نیکو

    روزی می دهد زیرا خدا بهترین روزی دهندگان است
    .سوره آل عمران آیه 169



    ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عندربهم یرزقون

    ترجمه: کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشانبه ایشان روزی می دهند./ح


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    جا یگاه شهید و شهادت در قرآن


    شهادت در قرآن جایگاه ویژه ای دارد و در چند آیه به آن پرداخته شده است، در این مقاله پاره ای از مباحث مربوط به

    شهادت و شهدا در پرتو یکی از آیات مورد بحث قرار می گیرد، قرآن کریم می فرماید:


    « وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُون»
    «به آن هایی که در راه خدا کشته

    می شوند مرده و اموات نگویید، بلکه آنها زنده اند و شما نمی فهمید.»

    اعتقاد به حیات برتر و کامیابی شهید، از عوامل مهم پایداری و پیروزی است. در صدر اسلام بر اثر بدیهی نبودن

    اصل حیات برزخی یا ثمر بخش بودن آن نزد همه، گروهی ا ز...
    شهادت در قرآن جایگاه ویژه ای دارد و در چند آیه به آن پرداخته شده است، در این مقاله پاره ای از مباحث مربوط

    به شهادت و شهدا در پرتو یکی از آیات مورد بحث قرار می گیرد، قرآن کریم می فرماید:

    « وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُون» «به آن هایی که در راه خدا کشته

    می شوند مرده و اموات نگویید، بلکه آنها زنده اند و شما نمی فهمید.»

    اعتقاد به حیات برتر و کامیابی شهید، از عوامل مهم پایداری و پیروزی است. در صدر اسلام بر اثر بدیهی نبودن

    اصل حیات برزخی یا ثمر بخش بودن آن نزد همه، گروهی از معاد باوران شهادت را نوعی ناکامی و محرومیت

    می پنداشتند، چنان که منافقان و کافران بر اساس باور نادرستی که از مرگ داشتند شهادت را زوال و به هلاکت

    افکندن خویش می دانستند، از این رو با پدیده جنگ، منافقانه برخورد می کردند و اهل تبطئه (به تاخیر انداختن و

    به کندی حرکت کردن) بودند.

    مرگ انتقال از نشئه ای به نشئه دیگر و وفات است، نه زوال و نابودی و فوت، و راز اینکه خدای سبحان در برخی

    موارد از کافران و منافقان به «اموات» تعبیر کرده است که گاهی «موت» به معنای زوال اثر انسانی است؛

    نه زوال هستی، و اطلاق آن بر کافران نیز به لحاظ بی اثر بودن آنان است، بر این اساس، نهی این آیه شریفه از

    کاربرد تعبیر «اموات» در باره شهیدان، هم توهم نابودی و هم توهم بی اثر بودن آنان را دفع می کند. شهید، زنده

    و منشأ اثر است، هم اهل دنیا و بازماندگان خود را بیدار و نورانی می کند و هم به برزخیان روح و ریحان می رساند.

    همه انسانها پس از مرگ زنده اند و هیچ کس مرگِ به معنای فنا و نابودی ندارد، لیکن راز نهی از توهم مرگ در باره

    شهیدان، آن گونه که در باره دیگران پنداشته می شود، تذکر این نکته است که آنان حیاتی برتر دارند. در آیات دیگر

    نیز با بیان بهره مندی شهید از رزق حسن و روزی خاص نزد خداوند، توهم اینکه شهادت سبب محرومیت و ناکامی

    شهید شود ردّ شده است.

    بیشتر مردم، حیات شهیدان را ادراک نمی کنند و متوجه آن نمی شوند؛ اما این به معنای محال بودن فهم حیات

    شهیدان یا قابل توجه نبودن آن نیست.

    یُقتَلُ : «قتل» و «موت» هر دو به معنای ازاله روح از بدن است:

    « أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ»[1] ، « وَ لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ و »[2] ، با این تفاوت که در «قتل» عنایت به کسی است که

    ازاله روح می کند و در موت
    ‎َ عنایت به فقدان حیات است.[3]


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    توهم نابودی و ناکامی شهید

    خدای سبحان برای تشویق مسلمانان به جهاد، مقدمات و عوامل معنوی مهم پیروزی در نبرد را بیان می کند.

    در آیه گذشته به یکی از این عوامل، یعنی استعانت به صبر و نماز اشاره شد و در این آیه اعتقاد به حیات برتر

    و موفقیت و کامیابی شهید که عامل معنوی مهم دیگری است بیان می شود.

    آیه پاسخی است به وهم و طعن بداندیشانی که می پنداشتند رفتن به میدان نبرد، خود را به هلاکت افکندن است

    و به ویژه پس از جنگ بدر می گفتند: چرا اینان در راه پیامبر و رهبر خویش، خود را به کشتن داده و به هلاکت انداخته اند؟

    پاسخ قرآن کریم این است که انسانْ خواهان حیات است و زندگی اساسی وی پس از مرگ است، از این رو ایثارگری

    و شهادت، زمینه نیل به حیات طوبا و نعیم ابد و نجات از هلاکت است؛ نه نابودی و هلاکت.

    توضیح اینکه در صدر اسلام، از سوی دو گروه دو توهّم در باره شهادت مطرح بود: عده ای آن را «نابودی» و زوال

    می پنداشتند و گروه دیگری که حیات پس از مرگ را باور داشتند، آن را سبب «ناکامی» و محرومیت می دانستند.

    نهی آیه شریفه مورد بحث از اطلاق «میّت» بر «شهید» در ردّ توهم نخست است. همه انسانها پس از مرگ زنده اند

    و وضع آنها از دو حال بیرون نیست: یا در گودالی از گودالهای آتش به سر می برند یا در باغی از باغهای بهشت[4]

    و هیچ کس مرگ به معنای زوال و فنا و نابودی ندارد؛ لیکن راز نهی از توهم آن در باره شهیدان، به گونه ای که در باره

    دیگران پنداشته می شود، تذکر این نکته است که آنان از حیاتی برتر برخوردارند.

    اطلاق کلمه «موت» از قبیل توقیفی بودن اسماء نیست، تا کسی مُجاز نباشد این واژه را در باره شهیدان به کار ببرد.

    معنای آیه مورد بحث، نهی از استعمال واژه «اموات» و امر به استعمال واژه «اَحیا» نیست؛ یعنی:
    «لا تقولوا أموات بل قولوا أحیاء
    ‎ٌ. در آیه مورد بحث دستور استعمال واژه خاص نرسیده است؛ نظیر دستوری که در باره

    «رعنا» رسید که این کلمه را که بار منفی دارد و در فرهنگ دیگر تعبیر سوئی است و شما متّهم به اراده آن معنای

    ناروایید، به کار نبریدو بگویید «انظرنا[5]»؛ لیکن چون مخالفان از واژه اموات معنای ناقصی را تلقی می کردند، کاربرد

    این واژه اموات معنای ناقصی را تلقی می کردند، کاربرد این واژه مورد نهی قرار گرفت:


    « وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتٌَ»

    مقصود این آیه شریفه تعلیم پیام کتاب الهی است که موت در فرهنگ قرآن هجرت از دنیا به آخرت (برزخ و قیامت)

    است، نه نابودی، موتْ رهیدن از دنیا و رسیدن به عالم دیگر است و از یک سو مردن و از سوی دیگر میلاد است،

    پس اطلاق واژه موت در باره شهیدان هیچ محذوری ندارد و نهی از گفتن «اموات» در حقیقت ارشاد به اندیشه صحیح

    و دانش درست در باره مرگ شناسی است. «قول» در آیه مورد بحث: «ولا تقولوا ..» به معنای منطق و آیه بدین

    معناست که منطق شما در باره شهدا این نباشد که آنها مرده اند، بلکه آنان زنده اند. در آیه ای دیگر فرمود: نه تنها

    نگویید شهیدان مرده اند، بلکه در باره آنان گمان مرگ نیز نکنید:

    « وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون»
    .[6] در این آیه شریفه، هر دو توهم

    پیش گفته ردّ و دفع شده است. بر اساس این گونه آیات، شهید نه تنها نابود نمی شود و همچون دیگران زنده است،

    بلکه نسبت به دیگران از حیات برتری نیز بر خوردار است، و نه تنها بر اثر شهادتْ ناکام و محروم نخواهد شد، بلکه از

    حیات طوبا و روزی خاص و رزق حَسَن نزد خداوند برخوردار است.

    قرآن کریم در برخی آیات از مؤمنان به «اَحیاء» و از کافران و منافقان به «اموات» تعبیر کرده و می فرماید: زنده و مرده

    با هم مساوی و یکسان نیستند: «و ما یستوی الأحیاء و لاالأموت».[7] راز این تعبیر آن است که گاهی «موت» به

    معنای زوال اثر انسانی است؛ نه زوال هستی و اطلاق اموات بر کافران نیز به لحاظ بی اثر بودن آنهاست،

    انسان پس از مرگ طبیعی، از خاطره ها محو می شود و دیگر در جامعه و بین مردم مطرح نیست و اثری ندارد، از این

    رو حضرت مریم ـ علیهما السّلام ـ فرمود:
    « یا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هذا وَ کُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیًّاً».[8]

    نهی آیه شریفه مورد بحث از به کار بردن تعبیر «اموات» در باره شهیدان، ردّ کسانی است که آنان را نابود شده و

    بی اثر می پنداشتند. ممکن است دیگران با مرگ محو شوند و اثر دنیایی آنان زایل گردد؛ لیکن شهیدان که زنده و

    مَثَل اَعلای آیه‌شریفه
    « وَ جَعَلَنِی مُبارَکاً أَیْنَ ما کُنْتُ» هستند،[9] در همه جا منشأ اثرند.

    حیات طوبا و برتری که شهید بدان رسیده، هم دنیا وهم برزخ را زیر پوشش می گیرد، پس او زنده و منشأ اثر است

    و از اثر او تنها بازماندگان وی و اهل دنیا بهره مند نمی شوند، بلکه همان گونه که به بازماندگان و اهل دنیا صفا

    می دهند و آنان را بیدار و نورانی می کند، به گذشتگان و برزخیانْ هم که بر آنان وارد می شود نور و روح و ریحان

    می بخشد و شعاع برکتی که نصیب این انسان وارسته می شود به اندازه ای وسیع است که اهل قبرستانی که

    در آنجا دفن شده، تا مدتی متنعّم اند: «طبتم و طابت الارض الّتی فیها دفنتم».[10]



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    حقیقت مرگ

    مرگ، انتقال از نشئه ای به نشئه دیگر است، نه زوال و نابودی. کسانی که به نشئه دیگر منتقل می شوند، یا مؤمن

    و صالح یا کافر و طالح اند، از این رو قرآن کریم می فرماید: کافران و منافقان با مرگ وارد عذاب الهی می شوند و

    مؤمنان و به ویژه شهیدان پس از مرگ متنّعم هستند و به حیات برتر و روزی بهتر می رسند، بنابر این در باره

    کشته شدگان در راه خدا نباید توهم نابودی یا محرومیت داشت.

    «موت» در فرهنگ قرآن، نحوه ای از انتقال به نشئه برزخ و گونه دیگر آن «قتل» است، از این رو خدای سبحان

    «موت» را در برابر «قتل» قرار داده، می فرماید:
    « أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِکُمْ»‌[11]،

    « وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَهٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَهٌ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُون[12]» و در باره کسانی که

    به قصد جهاد و قیام در راه خدا هجرت کردند، با اینکه در بهره مند شدن از رزق حسن فرقی بین «موت» و «قتل»

    آنان نیست، می فرماید: اینان کشته شوند یا بمیرند از رزق حَسَن برخوردارند:


    « وَ الَّذِینَ هاجَرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ ماتُوا لَیَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً.[13]

    فرق موت و قتل این است که اگر عامل از بین بردن حیات ملحوظ باشد قتل، و اگر صرف زهاق روح ملحوظ گردد

    موت نامیده می شود.

    در قرآن کریم موتِ به معنای فوت و زوال، نفی شده است و چنانچه در برخی آیات، «موت» اثبات شده و در برابر

    «حیات» قرار گرفته، مانند:
    « الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاهَ»[14]، اولاً مقصود از آن در حقیقت «وفات» است، نه فوت،

    چنان که برخی آیات بر این نکته دلالت دارد که مرگ، توفّی و وفات است؛ مانند:

    « اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها»،[15]

    « حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا».[16] [1] . سوره‌آل عمران، آیه 144.

    ثانیاً راز آن تقابل این است که دیگران «میت» را به معنای «غیر زنده» اراده می کردند و از این رو «اموات» را در برابر

    «اَحیاء» قرار داده و بر شهدا نیز اموات اطلاق می کردند.

    عنوان موت به همان معنای صحیح قرآنی از قضای حتمی خداست و همگان مشمول آن اند و کسی از آن فارغ

    نیست:
    « کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ»[1] « وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِکَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ» [2]

    پیامبر خاتم ـ صلّی الله علیه و آله ـ که کامل ترین انسانهای معصوم است و هیچ شهیدی در عروج روحی خود به

    اوج وجودی آن حضرت نمی رسد مشمول عنوان موت شد؛ یعنی در بارة آن حضرت ـ صلّی الله علیه و آله ـ می توان

    گفت «ماتَ»، چنان که در آیة
    « أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِکُمْ»[3] واژة موت در بارة آن حضرت روا

    دانسته شده و امیرمؤمنان ـ علیه السّلام ـ نیز در بارة خودش فرمود: «والّذی نفسی بیده لابن أبی طالب آنس

    بالموت من الطفل بثدی أمّه».[4]




    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    حیات برتر شهیدان:

    قتل در راه خدا سلوک به سوی خدای جمیل است و چیزی که به تعبیر قرآن حکیم در راه خداست (فی سبیل الله)

    ‌لوازم فراوانی را به همراه دارد؛ مانند اینکه اولاً شهادت سیر و سلوک است؛ نه نابودی و نه جمود و رکود. ثانیاً شهید

    حتماً به مقصد می رسد، زیرا راه خدا مستقیم است؛ نه تخفیف دارد و نه اختلاف. ثالثاً شهید حتماً زنده است،

    چون سالک است و حیات او طیّب است؛ نه نکد، زیرا راه خدای جمیل با جمال است و چنین سالکی در فضای جمالی

    سیر می کند. توضیح این مطلب إن شاء الله در تفسیر آیة

    « وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»[5] خواهد آمد.

    اختلاف آیة مورد بحث با آیة سورة آل عمران در جهات متعدد است که یکی از آنها تعبیر به مضارع در این آیه:

    «یُقتل» و به ماضی در آیة آل عمران: «قتلوا» است؛ یعنی نه هنگام اعزام به جبهه می توان به عنوان توطئه

    و تبطئه شهادت را نابودی دانست و نه بعد از پایان جهاد که عده ای شهید شده اند می توان چنین فکر کرد.

    غرض آنکه، شهید هم اکنون زندة حقیقی است؛ نه آنکه در معاد زنده می شود تا آیة مورد بحث نظیر آیة

    « إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِی نَعِیمٍ.....»[6] باشد، چنان که گروهی پنداشته اند و نه آنکه فقط نام آنها زنده باشد (زنده یاد)،

    چنان که عده ای پنداشتند. نام آنان زنده است؛ ولی از باب
    « وَ اجْعَلْ لِی لِسانَ صِدْقٍ فِی الْ‏آخِرِینَ» [7]

    که با تأثیر حقیقی همراه است.

    از تفسیر طبری چنین بر می آید که شهید هم اکنون از روزی بهشت برخوردار است، ولی سایر مؤمنان در قیامت

    کبرا.[8] برخی شهید را دارای حیات ظاهری دانسته اند، هر چند بدن او ریز ریز شده باشد و جمله «....لا تشعرون»

    را نظیر
    « تَرَی الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ[9]» پنداشته اند؛ لیکن چنین برداشتی بر اثر

    خلط بین حیات دنیوی و حیات برزخی است. شهید در برزخ بدن مناسب با آن عالم را داراست، بدون آنکه محذور

    تناسخ لازم آید، چنان که دیگران نیز طبق احادیثی که برخی از آنها در بحث روایی خواهد آمد بدن مناسب با آن

    نشئه را دارند.

    نه تنها کشته شدگان در راه خدا، بلکه هر کس با ایمان و با روحی طیّب و پاکیزه از شرک و گناه، از این جهان رخت

    بربندد، به یقینْ زنده و مورد تکریم فرشتگانی است که به استقبال مؤمنان می آیند و با سلام کردن می گویند:

    به بهشت در آیید:
    « الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ طَیِّبِینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ[10]»

    با توجه به اینکه این تکریم و رحمت در حال توفّی است، منظور از بهشتی که در این آیه از آن یاد شده، جنّت برزخی است؛

    نه جنّت کبرا.

    اصل زنده بودن بدن برزخی و روح، مشترک بین همة انسانهاست، اگر چه مؤمنانْ منعم و کافران و منافقان معذّب اند،

    چنان که مؤمن در اصل حیات و تعنّم، نه در درجة تنعّم، با شهید سهیم و یکسان است، یعنی هر دو زنده و متنعم

    هستند؛ لیکن شهید در درجة حیات و کیفیت تنعّم برتری دارد و از حیاتی بالاتر و نعمتی بیشتر برخوردار است.

    البتّه مقصود از مؤمن در این سخن کسی است که به وظیفة خود عمل کرده باشد؛ اما کسی که در زمان جنگ عمداً،

    از صحنة نبرد دور باشد، مؤمن و طیب بودن و نیز با طهارت رخت بر بستن او محلّ تأمّل است.

    قرآن کریم، شهیدان را بهره مند از رزق حَسَن می داند. بهره مندی از رزق حسن به ویژه در بارة کسانی که در راه

    یاری دین خدا و هجرت برای فراگیری معرف الهی، اعم از حرکت به سوی جبهه یا هجرت علمی و مانند آن، کشته

    شوند یا بمیرند، در قرآن کریم به صراحت بیان شده است:

    « وَ الَّذِینَ هاجَرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ ماتُوا لَیَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ»
    .[11]

    ممکن است همة اینان اصطلاحاً «شهید» خوانده نشوند و حکم فقهی همة آنان در غسل و کفن یکسان نباشد؛

    لیکن حکم کلامی همة آنها به لحاظ اصل اجر و برخورداری از رزق حسن، یکسان است، هر چند اختلاف درجه محفوظ است.

    در بهره مندی از «رزق حَسَن»، کسی سهیم «شهید» و مانند او نیست؛ به این بیان که خدای سبحان هنگام

    یادآوری نعمتهای مادی، با تعبیرهایی که متضمنّ هشدار و تأدیبی محترمانه است، انسان و دام را در بهره وری

    از آن نعمتها در کنار یکدیگر و مشترک قرار داده و به طور ضمنی هشدار می دهد که انسان های سرگرم به نعمتهای

    دنیایی با پست تر از خود، یعنی دامها یکسان است:
    « الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَکَ لَکُمْ فِیها سُبُلاً وَ أَنْزَلَ مِنَ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى کُلُوا وَ ارْعَوْا

    أَنْعامَکُم»
    ؛[12] اما هنگام برشمردن و بیان نعمتهای معنوی و اخروی، در قرآن کریم هیچ گاه چنین تعبیری نیامده است.

    امکان ادراک حیات شهیدان: خدای سبحان در پایان آیة شریفة مورد بحث می فرماید: شما این مطلب دقیق، یعنی

    حیات شهیدان را ادراک نمی کنید:
    « .... وَ لکِنْ لا تَشْعُرُونَ »،[13] « لا تَشْعُرُونَ» به معنای محال بودن فهم

    حیات شهیدان یا قابل توجه نبودن آن نیست، بلکه بدین معناست که بیشتر شما نمی دانید، نظیر آنچه در بارة تسبیح

    همگانی موجودات آمده است:
    « وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ»[14] و مقصود

    محال بودن ادراک تسییح موجودات نیست، بلکه منظور آن است که اکثر افراد نمی دانند و گرنه او حدی از انسانها

    نه تنها می دانند، بلکه صدای تسبیح موجودات را نیز می شنوند. حیات شهیدان که خدای سبحان در بارة آن فرمود:

    « وَ لکِنْ لا تَشْعُرُونَ» نیز این گونه است؛ یعنی بیشتر انسانها آن را نمی دانند و گرنه اولیای الهی، شهیدان را

    زنده می دانند و شاهد حیات آنان هستند./ح



    [2] . سوره آل عمران، آیه‌158.
    [3] . مفردات، ص 655، «ق ت ل».
    [4] . الکافی، ج 3، ص 242؛ بحارالانوار، ج 8 ، ص 309 و 318.
    [5] . سوره بقره، آیه 104.
    [6] . سوره آل عمران، آیه 169.
    [7] . سوره فاطر، آیه 22.
    [8] . سوره مریم، آیه 23.
    [9] . سوره مریم آیه 31.
    [10] . مصباح المتهجّد؛ مفاتیح الجنان ، زیارت شهدای کربلا.
    [11] . سوره آل عمران، آیه 144.
    [12] . سوره آل عمران ، آیه 157.
    [13] . سوره حج، آیه 58.
    [14] . سوره ملک، آیه 2.
    [15] . سوره زمر، آیه 42.
    [16] . سوره انعام، آیه 61.


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود