جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاهی به عرفان شهادت در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    نگاهی به عرفان شهادت در قرآن




    مقاله عرفان اسلامی به عنوان یک مشرب فکری و عملی معتقد است که انسان

    با تهذیب نفس و صفای باطن و ریاضت شرعی می تواند به مقامی برسد که دیده ی

    دلش به جهان هستی باز شود و حقیقت هستی و مراتب آنرا با چشم الهی به نظاره

    بنشیند و به مقام
    «کشف و شهود» نائل گردد که از آن تعبیر به «کمال انسان» ،

    «خلیفه اللهی» ، «قرب و لقای الهی» و
    … می شود. در آموزه های دین اسلام ،

    «شهید» به معنای کشته ی در راه خدا، کسی است که پس از
    «جهاد اکبر» موفق به

    حضور در «جهاد اصغر» در راه خدا شده است؛ این حضور باعث ایجاد صفای باطن و مقامات

    عرفانی در وی گردیده، لذا به مقام «شهادت» واصل می شود و به شهود کامل و حقیقی نائل

    می گردد و ملکوت جهان را با چشم حق مشاهده می کند و به مراتب فوق عرفانی می رسد

    که سایر عرفا به آن غبطه می خورند به همین جهت او را «شهید» نامیده اند. درآیات قرآن کریم

    چنین مراتب ملکوتی برای شهید تصریح شده است؛ از جمله ،
    «حیات جاودانی»،

    « مقام عندیت»، « ارتزاق الهی» و
    …. لذا می توان چنین نتیجه گرفت که از نظر قرآن،

    شهید اعرف عرفاست. روایات معصومین (ع) و آثار عرفای حقیقی اسلام و سیره و وصایای

    شهدای دفاع مقدس با استفاده از قرآن مجید به این امر باور و تاکید دارند. در این مقاله با استفاده

    از آیات قرآن حداقل 34 ویژگی عرفانی و معنوی برای شهیدان راه خدا ارائه شده است.



    مقدمه

    عرفان یا
    «Mystisism , Mystic» یک مفهوم کلی می باشد که بر مصادیق گوناگونی

    اطلاق می شود و تعاریف نیز درباره ی آن متنوع است. عرفان اسلامی مشربی است که

    معتقد است انسان به جز عقل و حس وسیله ی دیگری نیز برای یافتن حقیقت واقعیت های

    مستور در نهانخانه ی غیب دارد که عبارت است از ابزار «قلب» و راه باطنی که باعث می شود

    نوعی جاذبه ی معنوی مبتنی بر عشق و محبت، میان کانون دل و کانون هستی برقرار شود به

    نحوی که انسان سالک بر اثر تهذیب نفس و خودسازی به معرفتی می رسد که احساس می کند

    به صورت مستقیم با وجود مطلق و حقیقت هستی ارتباط یافته و با دیده ی دل، حقایق و عوالمی

    را مشاهده می کند که هرگز با دیده ی سر و برهان و استدلال میسر نیست. عرفا نتیجه ی این

    سیر و سلوک باطنی را تحت عناوین
    «ادراک عرفانی» و «شهود» ذکر کرده و به همین دلیل

    درباره ی عارف گفته اند:
    «عارف کسی است که خداوند به شهود ذات، صفات، اسماء

    و افعال خود مفتخرش کرده باشد، پس معرفت حالی است که از شهود پدید می آید.»

    (کاشانی،1370:106)

    بنابراین مقصود نهائی عرفان رسیدن به مقام
    «شهود و مشاهده» است، یعنی دیدن

    خداوند با چشم دل و شعر حافظ بر این حقیقت اشاره دارد: در خرابات مغان نور خدا می بینم

    این عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم نیست در دایره یک نقطه خلاف از کم و بیش که من

    این مسئله بی چون و چرا می بینم (حافظ ،1373، غزل 357) از سوی دیگر در اسلام نیز به

    کشته ی در راه خدا «شهید» اطلاق می شود؛ زیرا شهید در اسلام یعنی:
    «کسی که شاهد

    و ناظر ملکوت الهی و حقایق و شگفتی های جهان بالاست و به مرتبه ی شهود و

    مشاهده ی باطنی رسیده است.»
    (رضوانی، 117:1362) این نام برای کسی که در راه خدا

    ایثار جان می کند، حکایت از مقامات عرفانی و فوق عرفانی «شهید» دارد که پس از سیر و سلوک

    و عرفان عملی خاص خویش که «جهاد اکبر» است و توفیق حضور در «جهاد اصغر» و نائل شدن

    به درجه ی رفیع شهادت، به آن درجات خاص الخاص واصل می گردد. قرآن به عنوان جامع ترین

    کتاب وحی که به تعبیر امام خمینی(ره) «مرکز همه ی عرفانهاست» در چندین آیه به تناسب حال،

    اشاراتی صریح و در عین حال دقیق و عمیق به مراتب عرفانی«شهید و شهادت» نموده است.

    از مطالعه در آیات قرآن به این مطلب می رسیم که کلمه و واژه ی «شهید و شهادت» و دیگر

    واژه های هم ریشه با آن بیش از صد و پنجاه بار در قرآن به معانی: حضور و حاضر، آگاهی،

    ادراک با حواس ظاهری، ادراک و شهود باطنی، ظهور عینی و ملموس، گواهی عینی و ملموس،

    گواهی دادن، قضاوت و… آمده و هم برای خداوند و هم برای پیامبر(ص)، ملائکه، انسان، جهان

    طبیعت در مقابل جهان غیب اطلاق شده است.



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    اکثر مفسرین معتقدند که واژه ی «شهید» در بعضی آیات قرآن به معنای «کشته ی در راه خدا»

    نیامده، بلکه این معنی در آیات کریمه ی قرآن با عنوان
    «قتیل فی سبیل الله» ذکر گردیده است؛

    اما می توان گفت اگرچه قرآن درباره ی «شهید» صراحتاً مفهوم «من قتل فی سبیل الله» را بکار

    برده است، ولی شان نزول و سیاق و محتوای مورد بحث بعضی از آیات که کلمه ی «شهدا» در آنها

    آمده است، این معنی را تقویت می کند که کلمه ی «شهدا» در این آیات به معنای مصطلح و متداول

    آن، یعنی کشته ی راه خدا بکار رفته است. این آیات عبارتند از:
    آیه ی 69 زمر، آیه ی 19 حدید،

    آیه ی 69 نساء و آیه ی 140 آل عمران
    . بر همین اساس، پیامبر(ص) و ائمه ی معصومین(ع) با عنایت

    به ویژگی های کثیری که در آیات قرآن برای شهید و شهادت ذکر گردیده است، «شهادت» را از

    انحصار معنای لغوی خارج نموده و به جای قتیل فی سبیل الله به کار برده اند، به نحوی که این کلمه

    تقریباً عام شده است برای کشته ی در راه خدا، هرچند که دیگر معانی به کار رفته در قرآن برای

    واژه ی شهید و شهادت و کلمات مشابه آن بی ارتباط با این معنا نمی باشد و شهدای در راه خدا

    از مصادیق بارز این کلمه در معنای عام می باشند.

    حیات شهید
    «و لا تقولوا لمن یُقتلُ فی سبیل الله امواتٌ بل احیاء و لکن لا تَشعُرون»(بقره/154)

    به کشته شدگان در راه خدا مرده نگوئید چرا که زنده اند لکن شما درک نمی کنید. یکی از ویژگی هایی

    که در قرآن کریم در آیه ی فوق الاشاره برای «شهید» ذکر شده است «حیات و زنده بودن» بعد از

    مرگ است. سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که با توجه به تعاریف مختلف حیات و

    اقسام متفاوت آن، «حیات شهید» چه نوع حیاتی است؟ در پاسخ، بعضی آن را «نام نیک» دانسته

    و عده ای «هدایت» و تعدادی حیات برزخی ذکر کرده اند.

    در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه ی (154/ بقره) در معنای «احیاء» چهار قول ذکر

    شده است:

    1- ابن عباس وقتاده و عمر بن عبید و واصل بن عطا می گویند: مراد این است که آنها نمرده اند و

    در حقیقت تا روز قیامت زنده می باشند.

    2-ابوالقاسم بلخی گفته است که معنی آنکه خداوند تعالی گفت: «بل احیاء» آن است که

    «سیحیون» یعنی ایشان در قیامت زنده خواهند شد

    3- اصم می گوید: مراد این است که کشته شدگان راه خدا دارای هدایت و ایمان و دین صحیح

    هستند، نمرده اند و زنده هستند و خدای تعالی در قرآن مجید می فرماید: «و من کان میتا فاحیناه»

    یعنی کسی که مرده بود او را زنده کردیم که مراد از مرگ، ضلالت و منظور از حیات، هدایت است

    4- مقصود این است که چون از شهیدان، نام نیک در این دنیا باقی مانده است زنده می باشند

    «موسایی، 64، به نقل از تفاسیر روح الجنان، ابوالفتح رازی و تفسیر کبیر» محدود کردن حیات و

    زندگی شهید به هر یک از انواع مذکور شایسته نیست، بلکه بهتر آن است که قائل شویم شهید

    از یک حیات حقیقی و برتر برخوردار می باشد که حقیقت و کنه آن برای ما ناشناخته است.

    علامه طباطبایی(ره) حیات شهید را نوعی حیات حقیقی دانسته، می نویسد:

    «ممکن است مراد به حیات در خصوص شهدا این باشد که تنها این طایفه حیات برزخی

    دارند و این معنا را بسیار از معتقدین به معاد جاهلند، هر چند هم بسیار از آن آگاه باشند

    و سخن کوتاه اینکه مراد به حیات در آیه ی شریفه، حیات حقیقی است.»
    (علامه طباطبایی،

    254)(ج2).



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    به قول حافظ: هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما از آنجا

    که حیات حقیقی از منظر عرفان، تجلی نفس به انوار الهی می باشد که در آن انسان عوالم مادون

    را در نوردیده و تمامی حجب را از خود دور کرده و به حیات لاهوتی رسیده است، می توان گفت که

    شهدا همچون انبیاء و صدیقین از حیات عرفانی برخوردارند به این معنا که: «شهدا در زندگی مانند

    همه گرفتار عالم تعین و عالم ناسوتند، اما به جهت ریاضت عظمایی که بر خود هموار نموده اند، آن

    باب به رویشان گشوده می شود، بابی که تنها به روی انبیاء و صدیقین گشوده بود، بدین گونه به

    مقام «احیا» دست می یابند و همان گونه که حضرات صدیقین و انبیاء حجب را کنار زده از حضرت

    ناسوت عبور کرده اند و با چشمی ملکوتی یا جبروتی یا لاهوتی در هستی متعین که ادنی مرتبه ی

    هستی است نظر می کنند، شهدا هم می توانند با این اقدام عظیم، مرتبه ای از این راه را طی کنند

    و به مقام «احیا» برسند و شهید از آن جهت که زنده است و صاحب حیات، می تواند شاهد و گواه

    نیز باشد، زیرا شرط اصلی در شهادت و گواهی دادن، شاهد ماجرا بودن است و لازمه ی آن حیات

    و زندگی داشتن… شهید از آن جهت که زنده است و صاحب حیات به تعبیر روشن تر، حجاب های

    تعینی را کنار زده و در حضرت لاتعین در موقعیت احاطه بر تعین وارد شده و از لاتعین به تعین می نگرد،

    محیط بر تعین خواهد بود.
    (ولوی، 1378: 59-54) بنابراین چون شهید مقام تعین را زیر پا گذاشته و

    از آن عبور کرده است، به مقام مشاهده رسیده و همه ی مکان و زمان نزد او حاضر است بدین جهت

    «شهادت نوعی از مرگ نیست بلکه شهادت صفتی از حیات معقول است. حیات معقول عبارت از آن

    زندگی پاک از آلودگی هاست که خود را در یک مجموعه ی بزرگی به نام جهان هستی در مسیر

    تکاملی می بیند که پایانش منطقه جاذبه الهی است…

    حیات معقول دارای مختصات زیر است:

    1- شناخت حیات به عنوان یک جلوه ی بسیار عالی از حقیقتی رو به کمال.

    2- هشیاری همه جانبه درباره ی ارزش ها و امتیازات عالی که در تحرک بسوی کمال بدست می آورد.

    3-دریافت وحدتی معقول در اصول بنیادین حیات همه ی انسانها.

    4- انسان ها با بدست آوردن «حیات معقول» گام به مافوق زمان و قطعات آن گذاشته و وارد آستانه ی

    ابدیت می گردند. مرگ برای آنان به معنای فنا نیست، بلکه انتقال از نوعی حیات به نوعی دیگر، یا انتقال

    از حیات جاری در سطح طبیعت، به حیات پشت پرده ی آن می باشد. این است معنای آیه ی شریفه

    که می فرماید:
    ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا…»(جعفری، 1376،8-5) (ج2).


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    موضوع حیات و زندگی شهید مسئله ای است که باید چشید و با تمام وجود آنرا دریافت کرد

    و مشاهده نمود. آن هم نه با دیده ی سر، بلکه با چشم دل. به همین دلیل در پایان آیه ی مورد

    بحث، خداوند اشاره می فرماید که قضیه ی حیات کسانی که در راه خدا به شهادت رسیده اند

    برای شما قابل درک نیست، مگر برای خود شهیدان و انبیاء و اولیاء و صالحین که خود واقف بر آن

    مقام و مرتبه هستند. بسی گفتیم و گفتند از شهیدان شهیدان را شهیدان می شناسند همین

    باور به حیات والا است که انسانهای مومن را عاشق و شیدای شهادت می کند. این شوق به ایثار

    در سیره ی مقتدای شهیدان حضرت سیدالشهدا(ع) و آباء و فرزندان و پیروانش کاملاً مشهود است.

    در جریان دفاع مقدس جمهوری اسلامی ایران، این حقیقت برای جهان معاصر در عمل هویدا شد و

    در این باره داستانهای حقیقی بسیاری حاکی از مقامات عرفانی و معنوی شهدا در آثار و خاطرات

    آنان ذکر شده است.

    امام خمینی(ره) درباره ی حیات عرفانی شهید فرموده اند: «شهدا ذخایر عالم بقایند، ما شهادت

    را برای خودمان حیات می دانیم، این مکتب اسلام است که شهادت را زندگی می نامد. کسی که

    شهادت را زندگی ابدی دانست برای خودش، این در مقابل غیر می ایستد و آخر نفس را می کشد

    و شهادت طلب می کند، آنها که از شهادت بترسند ومردن را تمام می دانند و انسان را فانی، ما که

    انسان را باقی می دانیم و حیات جاودانه را بهتر از این حیات مادی می دانیم برای چه بترسیم. آنچه

    برای خدا تقدیم می شود باقی و ابدی است و این شهدا زنده هستند. گرامی باد بر ملت بزرگ ایران

    و بر پیروان شاهد بزرگ، حضرت محمد(ص)، وجود رادمردانی که راه شهادت را برگزیده اند، در هجرت

    از زندگی عالم ادنی و جهان سفلی به وادی ایمن و ملکوت اعلی رسیده اند و در جستجوی حیات،

    سرچشمه را یافته اند و سیراب و سرمست از جرعه ی
    «ارجعی الی ربک» به رویت جمال و کشف

    رضایت حق نائل آمده اند «و کفی بهم فخرا»
    (امام خمینی (ره) 1375 : 44-19) مقام عندیت یا کمال

    نهایی
    «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» (آل عمران)

    و مپندارید کشته شدگان در راه خدا مرده اند بلکه آنها زنده اند و «نزد پروردگارشان» روزی می خورند.

    یکی دیگر از خصوصیاتی که در قرآن برای شهدا ذکر شده است و حکایت از جایگاه رفیع آنان دارد،

    مرتبه ی «عندیت» می باشد ، یعنی مقصد نهایی حیات انسان که پس از پیمودن سیر استکمالی

    خویش، به جایگاهی می رسد که از آن به نزد خدا و جوار رحمت الهی تعبیر می شود و آن مطلوب

    نهایی انسان است. خداوند در قرآن درباره ی سرنوشت نهایی متقین می فرماید:


    «ان المتقین فی جنات و نهر فی مقعد صدق«عند» ملیک مقتدر»
    (قمر/ 55- 54)

    بر اساس این آیه، هدف آخرین و مقصد پایانی مردان خدا «نزد حق بودن» است، لذا همسر فرعون

    از خداوند چنین مقامی را درخواست می کند: «رب ابن لی «عندک» بیتا فی الجنه» ( تحریم/ 11).

    بدیهی است ویژگی بهشت ، بعنوان منزلگاه انسان در آخرت که مورد درخواست انسانهای مومن

    و خالص قرار گرفته است این است که در نزد خدا قرار دارد، لذا رسیدن به آن مرتبه کار آسانی نیست

    و بهای بسیار سنگینی لازم دارد. در تفسیر کشف الاسرار در ذیل این آیه آمده است: «آسیه زن

    فرعون همسایگی حق طلب کرد و قرب وی خواست، گفت: «رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه»

    خداوندا در همسایگی تو حجره ای خواهم، که در کوی دوست حجره نیکوست، آری نیکوست و

    لکن بهای آن بس گران است. ]آسیه گفت[ باکی نیست و اگر به جای جانی هزاران جان بودی

    دریغ نیست، پس آسیه را چهار میخ کردند. و در چشم وی میخ آهنین فرو بردند و او در آن تعذیب

    میخندید و شادمانی همی کرد»
    (میبدی ،1371 :423)(ج1).

    امام خمینی(ره) در توضیح این جایگاه رفیع فرموده اند: «مقام العندیه التی فیها مفاتیح الغیب

    لا یعلمها الا هو ، مقام عندیت جایگاهی است که کلیدهای غیب در آن است و جز خدای تعالی

    بدانها دست نیابد»
    (امام خمینی (ره) ،1373 :164) بنابراین در مقام «عند ربهم» است که هیچ

    حائلی میان انسان و خدا وجود ندارد و در واقع، اتصال به مقام ربوبی و لقاء الهی است که در نهایت

    کمال انسان و قرب الهی است و عرفا درباره ی آن گفته اند: «قرب عبارت از سیر قطره است به

    جانب دریا و وصول به مقصود حقیقی و اتصاف به صفات الهی و یا اینکه قرب آن است که هر چه

    پیش آید از میان برداری و آنچه حائل میان محب و محبوب است برطرف کنی»


    (لاهیجی، 1377 : 305 و 30)

    بطور کلی حقیقت انسانی به نحوی خلق شده است که فطرتا به سوی وجود مطلق در حرکت

    است و بهمین دلیل، وصول به زیباییها و امتیازات مجازی او را اقناع نمی کند و چیزی جز ملاقات

    با رب الارباب بی نهایت او را آرام نمی گرداند
    «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه»

    (انشقاق/3)




    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    بدیهی است وصول به این مقام شرایط و مقدماتی دارد:

    «من کان یرجو لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لایشرک بعبادة ربه احدا»
    (کهف/110)

    آن شرطها توحید در اعتقاد و انجام عمل صالح در رفتار می باشد.

    «شهید» یکی از بارزترین مصادیق این آیات است که بر اساس فطرت الهی خویش بدنبال حقیقت

    مطلق است، لذا اعمال خود را اصلاح کرده به مرحله ی توحید نائل شده است و چه عمل صالحی

    بالاتر از جهاد فی سبیل الله و در طبق اخلاص نهادن جان و مال خویش و تقدیم به حضرت دوست

    برای لقای او می باشد. گویا این شعر حافظ تفسیر همین معنا است که گفته است: از پای تا سرت

    همه نور خدا شود در راه ذوالجلال چوبی پا و سر شوی وجه خدا ، اگر شودت منظر نظر زین پس ،

    شکی نماند که صاحب نظر شوی در وصف «شهید» فقط آیه ی «عند ربهم» و روایت
    «شهید ینظر

    فی وجه الله»
    کافی است تا انبیاء و اولیاء الهی طلب شهادت کنند و علی (ع) شهادت را محبوب

    و فوز عظیم بداند و سیدالشهدا (ع) آنرا مایه ی سعادت برشمارد، زیرا انسان با شهادت به مقام و

    مرتبه ای نائل می شود که بوسیله ی دیگری بدان نمی رسد. عارف بزرگ ربانی امام خمینی(ره) که

    خود معلم شهدا بود، در این باره چنین می گوید: «شرف بزرگ شهدای در راه حق ، حیات «عند الرب»

    و ورود در ضیافت الهی است... این حیات و این روزی ، غیر از زندگی در بهشت و روزی در آن است.

    این «لقاءالله» و ضیافت الله می باشد... شهدا شمع محفل دوستانند ، شهدا در قهقهه ی مستانه

    شان و در شادی وصول شان «عند ربهم یرزقون» اند و از نفوس مطمئنه هستند که مورد خطاب

    «فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» پروردگارند ، این جا صحبت عشق است و عشق و قلم در

    ترسیمش برخود می شکافد»
    (امام خمینی (ره) ، 1375 :36و41)

    ارتزاق شهید ویژگی دیگری که در آیه ی 169 سوره ی آل عمران برای شهیدان ذکر شده است

    «روزی خوردن» شهید می باشد. شاید دلیل آوردن این مطلب آن باشد که عده ای زندگی شهید

    و حیات حقیقی او را بعید و اعتباری می دانستند؛ لذا خداوند در این آیه به یکی از علامتها و آثار

    حیات اشاره کرده است که بدانند این زندگی، یک زندگی حقیقی و واقعی است نه ذهنی و فرضی.

    رزق دارای معنایی اعم است که به هر گونه عطای الهی اطلاق می شود؛ هم شامل رزق بدنی و

    مادی انسان می گردد و هم رزق و روزی روحی و معنوی انسان را در برمی گیرد. در تفسیر جمله ی

    «یرزقون » گفته اند: «مراد این است که شهدا از نعمتهای بهشتی روزی می خورند... روزی ارواح مجرده

    معارف الهی است و این روزی دائمی به آنها می رسد و از طرفی درک می کنند که این روزی از جانب

    پروردگار است و به همین جهت، احساس لذت و سرور می کنند. حقیقت رزق و روزی در آن دنیا بر

    ما پوشیده است، ولی همین اندازه می فهمیم که رزق شهداء، ملکوتی و از جانب خداست و در

    چنان تنعمی از فضل و نعمت الهی به سر می برند که آرزو می کنند به دنیا برگردند و دوباره شهید

    شوند تا این مقام باز نصیب شان گردد و آنرا برای بازماندگان و کسانی که با آنها نپیوسته اند ، آرزو

    می کنند و معلوم است که این رزق عطاء الهی است.»
    (موسایی ،1369 : 130-132)




    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    البته بهتر است بگوئیم شاید منظور از روزی خوردن ، ارتزاق دیده ی جان شهید باشد و مشاهده ی

    جمال حضرت حق که پس از رسیدن به مقام عندیت و قرب الهی به آن نائل گشته و به مقام شهود

    و حضور رسیده ، همان مفهوم «ینظر فی وجه الله» است که در حقیقت بالاترین رزق و عطای الهی

    می باشد. فرج و بشارت شهید
    «فرحین بما آتاهم الله من فضله ویستبشرون بنعمة من الله

    و فضل و ان الله لا یضیع اجرالمؤمنین»
    (آل عمران/171-170) ]شهیدان[ خوشحالند به آنچه

    خداوند از فضلش به ایشان داده و مژده می دهند به آنان که هنوز به ایشان نپیوسته اند که نه

    ترسی بر آنان است و نه اندوهگین می باشند. مژده می دهند به نعمت و فضلی از خدا و خداوند

    پاداش مؤمنان را تباه نمی کند.» ذکر این آیات به دنبال آیه ی قبلی که درباره ی حیات و مقام عندیت

    و ارتزاق شهید بود، شاید به دلیل اثبات حیات شهید باشد؛ زیرا فرح و استبشار از مراکز شعوری

    انسان سرچشمه می گیرد که مولود رسیدن خبر خوش می باشد. از این آیه فهمیده می شود

    که شهید به خاطر تفضل خداوند خرسند و خوشحال است، زیرا اجر و پاداشی که به شهید اعطاء

    می شود از نوع تفضل است و از استحقاق برتر می باشد؛ بر این مبنا توفیق شهادت به بنده ی

    مؤمن تفضل الهی است و تا خداوند توفیق شهادت نصیب او نگرداند، این موهبت شامل حال او

    نمی گردد؛ لذا در دعاها وارد شده است:«اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک» از سوی دیگر

    پاداش عظیم و اجر بی نهایتی که خداوند در قبال ایثار شهید به او می دهد، خود نیز تفضل است؛

    زیرا بسیار بالاتر و والاتر از پاداش استحقاقی است و چون تفضل هر کس به اندازه ی امکان و قدرت

    اوست و خداوند قدرت مطلق و رحمت واسعه دارد، پس تفضل او به شهید نامحدود و لایتناهی

    می باشد؛ بنابراین شادی شهدا از الطاف الهی است نه عملکرد خودشان؛ آنان الطاف الهی را

    تفضل الهی می دانند نه پاداش خون خود. مژده به بازماندگان در ادامه ی آیه، موضوع «استبشار»

    شهید مطرح شده که می توان به دو صورت معنی کرد، یکی اینکه شهیدان از خدا می خواهند که

    به بازماندگان مژده داده شود که شهید شما در مقامی است رفیع و والا که حزن و غم ندارد و دیگر

    اینکه خود شهدا به بازماندگان شهدا این مژده را می دهند تا باعث آرامش و اطمینان بازماندگان

    شهدا گردد. «معنایی را که اکثر مفسرین برای این آیه ذکر کرده اند این است که «استبشار» را به

    معنای تبشیر گرفته اند؛ یعنی شهدا خود مژده می دهند به آنهائی که هنوز شهید نشده یا از دنیا

    نرفته اند مبنی بر اینکه وضع ما خوب است ، ما غمی نداریم ، حزن نداریم شما هم غمگین و محزون

    نباشید و تبعاً این بشارت دادن شهدا یا از طریق ارتباط غیبی است و الهامات و رؤیاهایی که مجاهدین

    و بازماندگان می بینند و یا از طریق آثار نفس شهادت که در تقویت روحیه و آرامش دل جامعه و افراد

    دارد» (هاشمی نجف آبادی، 1362 : 53).

    «پس معنای اینکه خدای متعال مطلق حزن و اندوه را از آنان برداشته ، این است که تمام اموری را

    که ممکن است مورد بهره برداری و لذت شان باشد به ایشان افاضه فرموده و این امور هم هرگز در

    معرض زوال و فنا نمی باشد و همین است معنای جاودان بودن انسان در بهشت سعادت و جاودانی

    بودن سعادت بر او و از همین جا روشن می شود که نفی خوف و حزن بعینیه عبارت از ارتزاق در نزد

    خدای متعال است... و نیز روشن می شود که نفی خوف و حزن بعینیه اثبات نعمت و فضل است و

    فضل همان عطیه و موهبت الهی است که به بندگان می رسد»
    (علامه طباطبایی، 109)(ج7).




    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    عرفان عملی شهید هر انسانی، فطرتاً حب و عشق الهی را در خویش داراست و نیاز به آن را در

    خود احساس می کند. وقتی بر اثر اندیشه و تفکر و نظر و تعقل به این موضوع پی برد به بخشی از

    عرفان نظری دست یافته است. نتیجه ی این معرفت باعث بیداری و حرکتی در او می شود تا خود

    را به سرچشمه ی عشق و جمال و کمال و زیبایی مطلق که در حقیقت منزل و ماوای اولیه ی او

    بوده است برساند که از این حرکت و سفر به عرفان عملی تعبیر می شود. این سیر و سلوک دارای

    آداب و رسوم و مراحل و منازل و نیز موانعی است که باید شناخته شود و سپس طی گردد، در عین

    حالیکه این حرکت همراه با مانع زدایی نیز می باشد و تخلیه لازم دارد. شهید بعنوان یک انسان عاشق

    و عارف از این قاعده مستثنی نیست و دارای عرفان نظری و عملی خویش هست که هر چند از خیلی

    جهات با نظر و عمل عارفان حقیقی مشترک است ، اماخصوصیات و ویژگیهای مختص خویش را دارد

    که دیگران را از آن بهره ای نیست. شهید قبل از شهادت ، مومنی است که آتش عشق الهی در او

    شعله ور شده و او را در وادی سلوک و عمل و عبادت و زهد و ذکر... کشانده و تشنه ی لقاء و دیدار

    و وصال نموده است؛ اما آنچه که سیر و حرکت او را سرعت بخشیده و باعث گشته است تا ره صد ساله

    را یک شبه بپیماید و به سر منزل مقصود برسد، آمادگی او برای معامله با خداوند و جهاد و ایثار در

    راه اوست؛ زیرا هر کسی سعادت اجابت دعوت الهی را نیافته و هر سرمایه داری سوداگر معامله

    با خدا نگردیده است و شایسته ی این داد و ستد و طالب شهادت نشده است، بلکه تنها خاصان

    حق و نخبگان خلق به این توفیق نائل آمده اند. توفیق حضور در عرصه های نبرد و قتال، بالاترین ریاضت ها ،

    ذکرها و چله نشینی ها، شب زنده داری ها و عبادت ها و راز و نیازهاست. آری! شهادت نیز دارای

    مقدمات و شرایط و عناصری است که باید انسان آنها را آماده کرده و در خویش ایجاد نماید تا به درجه ی

    اعلی و ارفع شهادت نایل گردد. قرآن کریم در جاهای مختلف به این موارد که باید توسط رزمندگان و

    مجاهدین مراعات شود اشاره کرده است که به یک آیه در این مقاله بسنده می شود: خداوند تبارک

    و تعالی پس از آنکه در آیه ی 111 سوره ی توبه، به معامله ی مجاهدان راه خدا با خداوند اشاره

    می کند و شهادت را فوزی عظیم می داند، اوصاف رزمندگان را چنین بیان می فرماید:

    «التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر

    و الحافظون لحدودالله و بشر المومنین» (توبه/112)؛ «توبه کنندگان، پرستشگران، سپاسگزاران،

    رهروان، رکوع کنندگان، سجده کنندگان، امرکنندگان به نیکی، بازدارندگان از بدی، نگهبانان

    مرزهای الهی و مومنین را مژده و بشارت ده.» در این آیه ی خصوصیات و ویژگی هایی که شهیدان

    راه حق قبل از شهادت توسط عمل خالصانه واجد آن گشته اند ذکر گردیده که در حقیقت، عرفان

    عملی و سیر و سلوک و طریقت شهید می باشد و هر کدام از اینها در عرفان مصطلح نیز تعریف و

    جایگاه خاص دارد و لازمه ی عرفان سیر و سلوک می باشد، این وظایف و تکالیف را که درحقیقت

    مقامات و منازل عملی شهادت است می توان چنین فهرست کرد:

    1- توبه

    2- عبادت

    3- خداستایی

    4- سلوک و رهروی

    5- فرمانبرداری و فروتنی

    6- سجود و پیشانی بر خاک مالیدن

    7- امر به معروف

    8- نهی از منکر

    9- پاسداری از قوانین و مرزهای الهی.




    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    در تفسیر عرفانی کشف الاسرار آمده است: «هیچ عبادتی درست نیست، مگر به توبه

    و رجوع و هیچ توبه ای نصوح نیست جز به سپاس و ستایش و اینها تمام نیست جز به

    سیاحت و ریاضت و هیچ یک حاصل نگردد مگر به مداومت رکوع و سجود و هیچ یک از

    این کارها سازگار نباشد مگر به امر به معروف و نهی از منکر و اینها همه را مرز و حدی

    است که نگهبانی و پاسداریش ضروری است»
    (میبدی، 1371: 232- 231)(ج4).

    در قرآن کریم آیات بسیاری می باشد که مستقیم و یا غیر مستقیم مربوط به شهید و شهادت و فضائل

    و مناقب و خصائل آنها می باشد، ولی بدلیل قلت بضاعت این حقیر و محدودیت مقاله نمی توان به

    همه ی آن نکات و دقت ها و اشارت هایی که در این خصوص در کلام الهی هست حتی در حد محدود

    پرداخت؛ لذا به آنچه ذکر شد بسنده می شود و به سایر خصائل و فضائل و کمالات عرفانی و معنوی

    شهدا فهرست وار تحت عنوان نیجه گیری اشاره می شود.

    نتیجه آنچه که از آیات مربوط به شهید و شهادت در کلام الله مجید در حد بضاعت اندک

    خویش و با مطالعه ی بعضی از تفاسیر و آثار مربوطه فهمیدم این است که:

    1- شهیدان زندگی جاویدو ابدی و برزخی دارند که ورای نام نیک است.
    (بقره/154)؛

    2- حقیقت زندگی و حیات دائمی شهید برای ما قابل درک و فهم نیست.
    (بقره/ 154)؛

    3- شهدا علاوه بر آنکه دارای حیات جاوید هستند، روزی خور خدا می باشند، به ارتزاق معنوی و

    شهودی.
    (آل عمران/169)؛

    4- شهیدان به مقام عندیت رسیده اند که همان مقام وصول و لقاء پروردگار می باشد.
    (آل عمران/169)؛

    5- شهادت فضل و تفضل الهی است که به هرکس خداوند خواست عنایت می کند
    .(آل عمران/170)؛

    6- پاداش و اجر و مزد شهیدان نیز از نوع فضل و رحمت است، یعنی ورای استحقاق می باشد.


    (آل عمران/170)؛

    7- شهیدان با بازماندگان اعم از خانواده و همرزمان خود ارتباط دارند.
    (آل عمران/170)؛

    8- شهیدان به بازماندگان و همرزمان و مجاهدان بشارت می دهند به جایگاه رفیع خویش و نیز به

    جایگاه و مقام نیک آنها اگر صبر کنند و راه شهیدان را ادامه دهند.
    (آل عمران/170)؛

    9- بشارت و مژده ی شهیدان به زندگان، باعث آرامش و تقویت روحیه ی آنان می گردد و شهادت

    عارف پرور است.
    (آل عمران/170)؛


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    10- برای شهیدان هیچ گونه خوف و اندوهی قابل تصور نیست، زیرا به پاداش کامل رسیده اند.

    (آل عمران/170)؛

    11- همه ی گناهان شهید مورد عفو و مغفرت قرار می گیرد و بخشیده می شود.
    (آل عمران/157)؛

    12- شهدا مشمول رحمت واسعه ی الهی می شوند که از همه ی خوبی ها بهتر است.


    (آل عمران/175)؛

    13- شهادت تجارت و معامله با خداوند است که سودمندترین معاملات است.
    (توبه/111)؛

    14- شهادت در طول تاریخ و نزد همه ی ادیان الهی دارای ارزش بوده و محبوبیت تاریخی دارد.
    (توبه/111)؛

    15- شهادت بالاترین رستگاری و فوز عظیم است.
    (توبه/111)؛

    16- ایمان و هجرت و جهاد ، زمینه ، عناصر و عوامل شهادت می باشند.
    (آل عمران/195)؛

    17- ثواب و پاداش شهیدان از سوی خداوند ضمانت شده و ضایع نمی گردد.
    (آل عمران/195)؛

    18- اجر و مزد شهیدان بهشت الهی است، یعنی جوار رحمت و رضوان حضرت حق.
    (آل عمران/195)؛

    19- شهیدان قبل از شهادت به جایگاه خود معرفت پیدا می کنند.
    (محمد/6)؛

    20- آثار و اعمال شهیدان پایدار و جاوید است و از بین نخواهد رفت.
    (محمد/5)؛

    21- شهید به تمام آرزوها و آرمان های مقدسش نائل می شود.
    (محمد/5)؛

    22- شهادت والاترین مرحله ی تکاملی انسان است و شهید انسان کامل است.
    (آل عمران/175)؛

    23- امتیازات شهید بالاترین امتیازات است و شهادت برترین خیر و نیکی.
    (توبه/20)؛

    24- شهید به لقاءالله می رسد و پیروزی حقیقی از آن اوست.
    (آل عمران/158)؛

    25- شهادت رجعتی است به میعاد و وطن اصلی.
    (آل عمران/158)؛

    26- شهادت معرفی کننده ی مومنین است.
    (آل عمران/153)؛

    27- شهادت جامعه را تصفیه و پالایش می کند.
    (آل عمران/154)؛

    28- شهادت آزمایشگاه مومنین است.
    (آل عمران/154)؛

    29- شهادت رهایی از مرگ بی هوده و ارزان است.
    (آل عمران/145)؛

    30- شهادت جامعه را مقاوم و پویا نموده مشتاق ایثار می سازد.
    (آل عمران/139)؛

    31- شهید به کمال نهایی رسیده و بزرگ ترین عارف است؛

    32- شهید همنشین پیامبران و صدیقین می باشد.
    (نساء/69)؛

    33- در عرفان عملی شهید علاوه بر خودسازی، دیگر سازی و اصلاح از ارکان طریقت است.
    (توبه/112)؛

    34- و بالاخره آنکه شهادت چشیدنی است نه گفتنی لذا شهیدان را شهیدان می شناسند.
    (بقره/154)

    ------------------------------------------------------
    منابع و مآخذ

    1- قرآن مجید

    2- احسان بخش. آثار الصادقین.(1369). چاپ جاوید رشت.

    3-جعفری ، محمد تقی. ترجمه و تفسیر نهج البلاغه .(1376). دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

    4-حافظ شیرازی ، شمس الدین محمد. دیوان حافظ. (1373)، به کوشش دکتر خلیل خطیب رهبر ،

    انتشارات صفی علیشاه.

    5- خمینی (ره) ، روح الله. ایثار و شهادت در مکتب امام خمینی (ره). (1375).

    مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).

    6- خمینی (ره) ، روح الله. مصباح الهدایة و الخلافة.(1373). مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).

    7- رضوانی ، علی اکبر. فلسفه ی شهادت.(1362). انتشارات هجرت.

    8- طباطبایی ، سید محمد حسین. ترجمه تفسیر المیزان. [بی تا]. قم: انتشارات دارالعلم.

    9- کاشانی، کمال الدین عبدالرزاق. اصطلاحات الصوفیه.(1370). قم: انتشارات بیدار.

    10- لاهیجی ، محمد. 1377 شرح گلشن راز شبستری.(1377). انتشارات کتابخانه محمودی.

    11- موسایی ، میثم . حیات شهید.(1369). سازمان تبلیغات اسلامی.

    12- مردانی ، نصرا… . شهیدان شاعر.(1377). نشر شاهد.

    13- میبدی، ابوالفضل رشید الدین. کشف الاسرار وعده الابرار.(1371)،

    به سعی و اهتمام علی اصغر حکمت. انتشارات امیر کبیر.

    14- ولوی ، علی محمد. شاهدان شهادت.(1378). نشر شاهد.

    15- هاشمی نجف آبادی ، سید رضا. فرهنگ شهادت.(1362). واحد فرهنگی بنیاد شهید

    انقلاب اسلامی./ح

    نویسنده: دکتر دادخدا خدایار استادیار گروه الهیات دانشگاه سیستان و بلوچستان



    پایگاه نوید شاهد


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود