صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اشعار به مناسبت سالروز شهادت امام صادق علیه السلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    اشعار به مناسبت سالروز شهادت امام صادق علیه السلام




    سلام الله، مولانا ! سلام الله ای رهبر

    سلام الله یا صادق، سلام ای حضرت جعفر


    چه شبهایی نمازت را بنی العباس بر هم زد

    و بُردت با جسارتها ، همانند پدر ، حیدر


    میان کوچه ها بهرت ، مجسم گشت غمهایی:

    همان ایام تاریکی، که آمد بعد پیغمبر


    گـَـهی یک ابر تاریکی، به اوج آسمان دیدی

    همان ابری که زد رعدی ، به رخسار گل ازهر


    گـَهی باران پر بغضی، ز اشک مجتبی دیدی

    که راه رجعت منزل ، نشان میداد بر مادر


    گـَه از فریاد بیجانی ، "خذینی فضّه" می آید

    "همانا کشته شد محسن"، که افتاده به رویش در


    و دَر گفتم به یاد آمد، حکایتهای آتش را

    که تفتیده کند میخی، و سوزد مو و هم معجر


    و باز از آتشم روضه، میان ذهن من جاری:

    غروب کربلا وقتی ، که از تل آمده خواهر


    خبیثی داد فرمانی ، که سوزاندن روا باشد

    و خیمه خیمه ها سوزد، و چوب و پرده خاکستر


    حسین آن غیرت حق بر، شکسته نیزه زد تکیه

    شعار راد مردی را، بیان فرمود بر کافر


    صدای "عمه جان عمه"، فضای دشت را پیچد

    و دخترها به گرد او ، مثال یاس و نیلوفر


    به یکسو جمع می سازد، زنان دل پریشان را

    ز یکسو میشود فکرِ ، نجات مردِ در بستر


    تپشهای دلش اما، "حسین بن علی" گوید

    هنوزش قلب زینب در میان مقتل دلبر


    ... چقدر اشکت روان گشته، وبی تابی بر این حرفم


    شوم خاموش یا مولا، نخوانم روضه ی دیگر


    همان تاریخ عاشورا ، همان عهد غدیر خم

    دعای حضرت ساجد، و ذکر منجی آخر


    اگر بر ما رسید اینک، یقین از "قال صادق" شد

    تو کوثر را شدی کوثر ، "و من شانئ ،هو الابتر"



    ابراهیم لایق بر حق"



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121




    آقا تورا چون حیدر کرار بردند


    در پیش چشم بچه های زار بردند


    تو آنهمه شاگرد داری پس کجایند!


    آقا چه شد آنشب تورا بی یار بردند؟


    این اولین باری نبود اینطور رفتید


    آقا شمارا اینچنین بسیار بردند


    وقتی شما فرزند ابراهیم هستی


    قطعاً شمارا ازمیان نار بردند


    آنشب میان کوچه ها باگریه گفتی...


    که عمه جان را هم سربازار بردند


    یاد رقیه کردی آنجاکه شمارا


    پای برهنه از میان خار بردند


    این ظاهر درهم خودش می گوید آقا


    حتما شمارا از سر اجبار بردند


    سخت است اما آخرش تابوتتان را


    آقاهزاران شیعه در انظار بردند



    مهدی نظری



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    بازهم بی کسی یک آقا


    باز هم ماحرای دست و طناب


    پیش چشمان آسمانی ها


    باز شهر مدینه گشته خراب


    **


    باز هم زنده شده در این کوچه


    قصه ی تلخ آتش و خانه


    خودشان را به زور جا کردند


    شعله ها روی بال پروانه


    **


    آبرو دار این دیار چرا ؟


    شده بی تکیه گاه و بی یاور


    نا نجیبانه سوی او آمد


    بی کسی و غریبی حیدر


    **


    پیرمرد قبیله شد هدفِ


    آتش و تازیانه و تهدید


    مَرد ها مرده اند در این شهر


    به غریبیش دشمنش خندید


    **


    حرمت کعبه ی مدینه شکست


    تا شده ظالمانه زانویی


    شکر حق در میان این خانه


    بار شیشه نداشت بانویی


    **


    بی خدا ها نگه نمی دارند


    حرمت سن و سال آقا را


    وای من باز هم در آوردند


    اشک های دو چشم زهرا را


    **


    بچه های سقیه در دل شب


    «عزت و احترام را بردند »


    پا برهنه بدون عمامه


    وحشیانه امام را بردند


    **


    بس دویده به پشت یک مرکب


    نفس پیرمرد گشته تمام


    قد او را خمیده تر کرده


    ناسزا و جسارت و دشنام


    **


    کربلا را به چشم خود می دید


    روضه خوان امام کرببلا


    کرده داغ رقیه را زنده


    پشت مرکب دویدن آقا


    محمدحسین رحیمیان



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    دلم هواى بقیع دارد و غم صادق


    عزا گرفته دل من ز ماتم صادق


    دوباره بیرق مشکى به دست دل گیرم


    زنم به سینه که آمد محرم صادق


    سلام من به بقیع و به تربت صادق


    سلام من به مدینه به غربت صادق


    سلام من به مدینه به آستان بقیع


    سلام من به بقیع و کبوتران بقیع


    سلام من به مزار معطّر صادق


    که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع


    سلام من به ششم ماه فاطمىّ بقیع


    سلام من به گل یاس هاشمىّ بقیع


    ز غربتش چه بگویم که سینه ‏ها خون است


    براى صادق زهرا مدینه محزون است


    دلم دوباره به یاد رئیس مذهب سوخت


    که ذکر غربت لیلى حدیث مجنون است


    همانکه غربتش از قبر خاکى ‏اش پیداست


    امام صادق شیعه سلاله ی زهراست


    ز بسکه کینه و غربت به هم موافق شد


    هدف به تیر جسارت امام صادق شد


    همان که فاطمه را بین کوچه زد گویا


    ز کینه قاتل این پیرمرد عاشق شد


    امام پیر و کهنسال شیعه را کشتند


    امان که روح سبکبال شیعه را کشتند


    براى فاطمه از بى کسى سخن مى ‏گفت


    براى مادرش از غربت وطن مى ‏گفت


    بخاک حجره‏اش از سوز سینه مى‏ غلطید


    پسر به مادر خود از کتک زدن مى ‏گفت


    از آن شبى که زد او را ز کینه اِبْن‏ ربیع


    دوانده در پی ‏اش اندر مدینه ابن ‏ربیع


    فضاى شهر مدینه بیاد او تار است


    هنوز سینه آن پیر عشق خونبار است


    هنور می کشد او را عدو به دنبالش


    هنوز هم ز عدویش دلش به آزار است


    هنوز تلخى کامش به حسرت شهدى است


    هنوز چشم دلش به رسیدن مهدى است




    سید محمد میرهاشمی



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121




    آتش گرفت خانه سرت درد می کند

    انگار باز هم کمرت درد می کند



    سنی ازت گذشته تو شیخ الائمه ای

    دارد تمام دور و برت درد می کند


    وقت نماز بود گمانم رسید و بعد

    دنیا دوباره در نظرت درد می کند



    آن قدر بد تو را وسط کوچه ها کشید


    دارد تمام بال و پرت درد می کند



    دشنام مثل نقل و نبات است بر سرت

    این بار قلب پر شررت درد می کند



    دستت سپر شده نخورد تازیانه ها

    نقطه به نقطهء سپرت درد می کند



    این روضه یادگاری گودال قتلگاه

    با این سخن دوباره سرت درد می کند



    یا حضرت حسین فدای لبت شوم

    از فرط تشنگی جگرت درد می کند



    یا حضرت حسین چرا زیر سم اسب

    این جسم ریز و مختصرت درد می کند



    بانی روضه ها وسط روضه حسین

    اشک روان ز چشم ترت درد می کند



    "حسین صیامی "


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,915
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    860 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    آسمان است و زمین دور سرش می گردد
    آفتاب است و قمر خاک درش می گردد

    این قد و قامت افتاده درخت طوباست
    این محاسن به خدا آبروی دین خداست

    این حرم، خانه ی زهراست، نسوزانیدش
    ان حسینیّه ی دنیاست، نسوزانیدش

    شعله پشت حرم « فاطمه زاده »نبرید
    پسر فاطمه را پای پیاده نبرید

    آی مردم بگذارید عبا بردارد
    پیر مرد است خمیده است عصا بردارد

    هم عصا نیست که او تکیه به جایی ببرد
    هم عبا نیست که سر زیر عبایی ببرد

    ببریدش، ببرید، از وسط مردم نه!
    هرچه خواهید بیارید، ولی هیزم نه

    بگذارید لبش یاد پیمبر بکند
    وسط شعله کمی « مادر، مادر » بکند

    از مسیری ببریدش که تماشا نشود
    چشمی از این در و همسایه به او وا نشود

    اصلاً این مرد مگر پای دویدن دارد؟
    پیر مردی که خمیده است کشیدن دارد؟!

    اگر آهسته نیارید، تنش می افتد
    بارها پشت سواره بدنش می افتد

    شعله ی تازه به چشمان غمینش نزنید
    آسمان است و در این کوچه زمینش نزنید

    شاید این کوچه همان کوچه ی زهرا باشد
    شاید آن کوچه ی باریک همین جا باشد

    شاید این کوچه همان جاست که زهرا افتاد
    گرچه هم دست به دیوار شد امّا افتاد!

    این قبیله همگی بوی پیمبر دارند
    در حسینیه ی خود روضه ی مادر دارند



  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,915
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    860 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    اشعار به مناسبت سالروز شهادت امام صادق علیه السلام

    بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند
    بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند

    اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند
    که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,915
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    860 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دلِ شب بود که دشمن به سرایم آمد
    برد از خانه برون وقت نماز سحرم
    سال‌ها داغ بنی‌فاطمه را می‌دیدم
    کس ندانست که یک عمرچه آمد به سرم


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,915
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    860 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    در این شب ها بود روشن مزار بى رواق او
    که باشد اشک مهدى چلچراغ حضرت صادق

    خزان هرگز نمى گردد بهار دانش و بینش
    از آن گل ها که بشکفته به باغ حضرت صادق


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,915
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    860 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دلم هواى بقیع دارد و غم صادق
    عزا گرفته دل من ز ماتم صادق

    دوباره بیرق مشکى به دست دل گیرم
    زنم به سینه که آمد محرم صادق

    شهادت امام صادق (ع) تسلیت باد


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود