صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: توحید مفضل (شگفتیهای آفرینش)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,043
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    64 پست
    حضور
    125 روز 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    توحید مفضل (شگفتیهای آفرینش)




    بسم الله الرحمن الرحیم
    با عرض سلام و احترام خدمت عاشقان و شیفتگان اهل بیت(ع)
    شهادت رئیس مذهب حقه شیعه امام جعفر صادق(ع) را تسلیت عرض می کنم
    بنده در این تاپیک قصد دارم مطالبی از کتاب بسیار ارزشمند و شریف توحید مفضل که سرشار از احادیث شگفت انگیز امام صادق(ع) در موضوعات مختلف علمی و خطاب به یکی از اصحاب عظیم الشأن آن حضرت به نام مفضل بن عمر می باشد، تقدیم به عاشقان و شیفتگان اهل بیت(ع) کنم
    این کتاب گرانسنگ توسط جناب آقای نجفعلی میرزایی به فارسی ترجمه شده است که بنده ترجمه ارزنده ایشان را با تغییراتی مختصر در اختیار بازدیدکنندگان عزیز قرار میدهم
    امید است که مقبول و مورد پسند عزیزان واقع گردد...

    اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم و اهلک عدوهم اجمعین

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۵/۱۰ در ساعت ۲۰:۴۹


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,043
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    64 پست
    حضور
    125 روز 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پیشگفتار مترجم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    از آنجا که مفضل بن عمر راوی این کتاب است و کسی است که امام صادق (ع) او را سزاوار حمل این اسرار و معارف دانسته و این شگفتیها و عجایب خلقت را بر او املا فرموده، هر قدر که جایگاه رفیعش بیشتر روشن شود، بر اعتبار کتاب نیز افزوده می شود.
    نگارنده هر چه تلاش کرد به شرح حال کاملی از این شخصیت اسلامی دست نیافت.
    در نتیجه در این مقدمه بیشتر کوشش شده که جایگاه و منزلت مفضل در نزد امامان معصوم - علیهم السلام - و دانشمندان بزرگ اسلامی - رضوان الله علیهم - بیان شود.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,043
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    64 پست
    حضور
    125 روز 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1- شرح حال کوتاهی از مفضل بن عمر

    نامش مفضل، نام پدر عمر و کنیه اش ابو محمد یا ابو عبدالله است.
    در اواخر قرن اول یا آغاز قرن دوم هجری در شهر کوفه به دنیا آمده است.
    وی از اصحاب جلیل القدر امام صادق و امام کاظم - علیهما السلام - بوده است.
    او در نزد ائمه - علیهم السلام - از جایگاه رفیع و منزلت عظیمی برخوردار بوده و از اصحاب خاص آنان به شمار می رفته است.
    در عصر امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) در میان مردم کوفه وکیل آنان بوده، نیز از جانب امام صادق (ع) وظیفه داشت با اموالی که از طرف او در اختیارش گذاشته شده بود و یا اجازه اخذ آنها را از مردم داشت، میان مردم را اصلاح کند و اختلافها را بردارد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,043
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    64 پست
    حضور
    125 روز 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2- جایگاه رفیع مفضل در روایات

    مهمترین دلیل عظمت این شخصیت کم نظیر اسلامی، روایات بسیاری است که در فضیلت و برتری او از خود امامان - علیهم السلام - رسیده است.
    این روایات به قدری زیاد است که ذکر همه آنها در این مقدمه نمی گنجد، اما چون مهمترین دلیل ما در اعتبار این مرد جلیل القدر به شمار می رود، ناچاریم که به برخی از آنها اشاره کنیم:

    1- شیخ مفید، با سند صحیح از امام صادق (ع) نقل می کند:
    ای مفضل! به خدا سوگند تو را و دوستدار تو را دوست دارم.
    ای مفضل! اگر همه اصحاب من آنچه را که تو می دانی می دانستند، هیچ گاه میان دو کس از آنان اختلافی رخ نمی داد.

    2- محمد بن سنان می گوید:
    به خدمت امام کاظم (ع) شرفیاب شدم. در این هنگام فرزند بزرگوارش، علی بن موسی - علیهما السلام - در نزد او بود.
    امام کاظم (ع) به من فرمود: ای محمد!
    عرض کردم: بله بفرمایید.
    فرمود: ای محمد! مفضل انیس و همدم و راحتی بخش من بود و تو نیز همدم و باعث راحتی آن دو (امام رضا و جواد - علیهما السلام -) هستی.

    3- کلینی - رضوان الله علیه - در کتاب گرانقدر کافی با چند واسطه، از ابن سنان و او از مفضل نقل می کند:
    امام رضا (ع) فرمود: هرگاه میان دو نفر از شیعیان ما منازعه ای رخ داد با مال من بین آنان آشتی برقرار کن.

    4- یونس بن یعقوب می گوید:
    امام صادق (ع) فرمانم داد که به نزد مفضل بروم و مرگ اسماعیل (ع) را به او تسلیت بگویم.
    آنگاه امام (ع) فرمود: به مفضل سلام برسان و به او بگو: مصیبت مرگ اسماعیل بر ما وارد شد و صبر کردیم: تو نیز چون ما در این مصیبت صابر باش. ما چیزی خواستیم و خدا چیزی دیگر اراده کرد و ما تسلیم امر خدای جل و علا شدیم.
    توضیح: مرحوم خویی - رضوان الله علیه - در کتاب گرانقدر معجم رجال الحدیث در ذیل این حدیث می گوید: این روایت نشان از شدت علاقه امام صادق (ع) به مفضل بن عمر دارد و روایت، صحیح است.

    5- فیض بن مختار می گوید:
    به امام صادق (ع) عرض کردم: جانم فدای شما باد. من هرگاه که در میان گروههای دانشمندان کوفه می نشینم، از بس در میانشان اختلاف عقیده می بینم، گاه در تردید می افتم، ولی هنگامی که به مفضل بن عمر روی می آوردم، مرا چنان آگاه می کند که راحت می شوم و دلم آرام می گیرد.
    امام صادق (ع) فرمود: بله ای فیض! حقیقت چنان است که می گویی.

    6- هشام بن احمد می گوید:
    در یک روز گرم و سوزان، در زمینی که امام صادق (ع) در آن مشغول کار بودند و عرق از سینه مبارکشان سرازیر بود، به خدمت آن حضرت رسیدم تا درباره مفضل بن عمر بپرسم.
    پیش از آنکه حرفی بزنم، امام (ع) فرمود: به خدایی که جز او خدایی نیست، مفضل بن عمر جعفی مرد خوبی بود.
    آنگونه که من شمردم، امام (ع) سی و چند بار این عبارت را همچنان تکرار کرد.
    براستی که تنها یکی از این احادیث کافی است که نشان از عظمت و جایگاه والای این مرد بزرگ باشد.
    امید که خواننده عزیز به شتاب از احادیث نگذرد و با تفکر و تدبر در آنها بخوبی از جایگاه مفضل آگاه گردد.

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۵/۱۰ در ساعت ۱۹:۴۰


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,043
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    64 پست
    حضور
    125 روز 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3- کتاب توحید مفضل

    پس از ذکر نمی از دریای بیکران فضیلت مفضل، اینک نکاتی را درباره کتابش یادآور می شویم.
    امام صادق (ع) این حدیث بلند را در چهار روز و چهار نشست، بر مفضل املا فرموده است.
    شاید بتوان برای هر مجلس عنوانی کلی را بر شمرد.

    مجلس اول: درباره شگفتیهای آفرینش انسان

    مجلس دوم: درباره شگفتیهای آفرینش حیوان

    مجلس سوم: درباره شگفتیهای آفرینش طبیعت

    مجلس چهارم: درباره ناملایمات و مصائب



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,043
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    64 پست
    حضور
    125 روز 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4- مشابهت توحید مفضل با قرآن کریم

    این یک شیوه قرآنی است که مردم دعوت شوند به تأمل و تدبر درباره اشیا و موجودات پیرامون خود.
    با یک نظر اجمالی در می یابیم که قرآن کریم بارها و بارها مردم را به تدبر و نگریستن در چیزهایی فرا خوانده که مردم در طول روز و بلکه هر لحظه و هر ساعت با آن در تماس هستند.
    قرآن کریم مردم را تشویق می کند که به شتر، آسمان و کوهها و زمین بنگرند.
    راستی مگر مردم آنها را ندیده اند؟
    در پاسخ باید گفت: آری دیده اند اما در آنها درنگ و اندیشه نکرده اند.
    اگر مردم در همین امور به ظاهر بدیهی و آشکار بنگرند و براستی در آنها اندیشه و تدبر نمایند، به شگفتیهای تمام اجزای آفرینش پی می برند.
    امام صادق (ع) نیز که قرآن ناطق است مردم را به تأمل در کوه، دشت، دریا، آسمان، زمین، حیوان، انسان، پرنده، درنده، و... فرا می خواند.
    نظم، تدبیر، حکمت، اندازه گیری و هماهنگی در اشیا محیر العقول و شگفت انگیز است.
    در این جهان هستی همه اجزا، از ستاره تا ذره با حکمت شگفتی همراه است، اما چون انسان تدریجاً با این جهان هستی آشنا می شود برای او همه چیز عادی و طبیعی جلوه می کند.
    هنگامی که انسان به دنیا می آید هیچ نمی فهمد، اندک اندک رشد می کند و با پیرامون خود آشنا می شود، این شناخت چنان آرام و تدریجی است که ملموس نیست.
    اگر انسان در آغاز تولد از درک بالایی برخوردار بود و ناگاه وارد این عالم هستی می شد، حیرت و شگفتی مانع حیات طبیعی او می شد.
    خواننده عزیز، سخنان امام (ع) را دست کم و آسان مگیر.
    راه نجات همین است که با اندیشه در همین نظم و حکمت حاکم بر همه عالم، به مبدأ متعال پی ببری و نیک فرجام شوی.
    امام (ع) مفضل و همه مردم را به اندیشه در آفاق و انفس فرا می خواند؛ زیرا آیات الهی را در آنها می توان مشاهده کرد.
    قرآن کریم می فرماید: «بزودی آیات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهیم داد تا برایشان آشکار شود که او حق است».
    پس اندیشه در سخنان امام صادق (ع) انسان را به سوی حقیقت رهنمون می سازد و انسان وجود خدا را در همه جا می یابد.
    خداوند در ادامه آیه مذکور می فرماید: «آیا اینکه پروردگار تو در همه جا حاضر است، کافی نیست؟».
    گویی اگر انسان در آفاق و انفس (جهان طبیعت و شناخت خود) بیندیشد بر اثر حکمتهای شگفت، خدای را نیز در همه جا جلوه گر می بیند.
    باید انسان عادت کند که در همه چیز بیندیشد.
    اگر کسی دیده عبرت بین داشته باشد، به قول حضرت علی (ع) همه چیز آفرینش عبرت آور است.
    پس بی جهت نیست که در روایات ساعتی تفکر برتر از هفتاد سال عبادت شمرده شده است؛ زیرا تفکر و اندیشه، انسان را به خدا می رساند.
    گاه انسان چیزی را می داند ولی دانستن کافی نیست باید در دانسته ها اندیشید.
    امام صادق (ع) در همین کتاب، بارها مفضل را چنین خطاب می کند: انک تری...؛ یعنی: تو می بینی که... براستی اگر می داند و بالاتر اینکه می بیند امام (ع) از او چه می خواهد؟ امام از او اندیشه و عبرت می خواهد؛ از این رو همواره می فرماید: ای مفضل ! در...اندیشه کن و از...درس عبرت بگیر.
    همه مردم می دانند که چوب بر روی آب می ماند و این در نظر آنان امری عادی است و مسأله خاصی در آن نیست، اما امام (ع) می فرماید: در همین امر اندیشه کنید عادی بودن یک امر نباید مانع اندیشیدن شود، انسان از اندیشه در همین امور به ظاهر ساده به مسائل بزرگی می رسد.
    همه مردم بارها سقوط سیبی را از درخت دیده اند وای بسا گاه بر سر عده ای خورده باشد و آخی! هم گفته باشند اما چرا در این میان تنها نیوتن از سقوط سیب بر زمین و طرح پرسشهای فراوان به یک قانون بزرگ علمی (جاذبه عمومی زمین) پی می برد؟ زیرا بدیهی بودن و ساده بودن امور مانع اندیشیدن او نشده است.
    باید همه اجزای این عالم را به چشم اندیشه بنگریم.
    غالب مردم از شگفتیهایی چون، کهکشانها، آسمان، موشک، هواپیما، سفر انسان به کرات دیگر، شکافتن اتم و دیگر امور خارق العاده عبارت جل الخالق را بر زبان جاری می سازند، در حالی که جلیل و حکیم بودن خدا در همه چیز، جاری و ساری است و این همان چیزی است که امام (ع) از مفضل و همه انسانها می طلبد.
    به مضمون آیه برگردیم، در جهان طبیعت و آفاق و در جهان درون و انفس اندیشه کنید تا پی به وجود حق ببرید.



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,043
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    64 پست
    حضور
    125 روز 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    5- معجزات کلام امام صادق (ع)

    معجزه، عملی است که دیگران از آوردن آن عاجز باشند.
    همیشه وقتی که مردم بخواهند از معجزه های ائمه - علیهم السلام - نام ببرند، فکرشان به سوی، زنده کردن مرده، برگرداندن خورشید، رام کردن حیوان زنده، شفا دادن بیمار لاعلاج و دیگر امور می رود.
    در حالی که نهج البلاغه معجزه است، صحیفه سجادیه معجزه است، و توحید مفضل نیز معجزه است و ضرورتی ندارد که آنها را بکاویم تا یک سخن از آینده و یک پیشگویی ببینیم.
    این کتاب یک معجزه است، امام صادق (ع) به فلسفه و اسرار آفرینش کاملاً احاطه داشته و در القای این درسها به صورت فیلسوفی الهی، دانشمندی کلامی، پزشکی حاذق، تحلیلگری شیمیدان، تشریح کننده ای متخصص، کارشناس کشاورزی و درختکاری و به یک کلام، عالم و آگاه از همه پدیده های میان آسمان و زمین جلوه گر شده است.
    براستی چه اعجازی از این بالاتر؟!

    ناگفته نماند، از همان نوع معجزه های آشکار که درک اعجاز در آن به تدبر و اندیشه زیاد نیاز ندارد در این کتاب وجود دارد؛ از جمله:
    1- هنگامی که امام (ع) درباره عجایب آفرینش ماهی سخن می گویند، می فرمایند: ماهی، آب را از دهان می گیرد و از دو گوش بیرون می کند تا چون دیگر حیوانات از فواید هوا بهره ببرد.
    این سخن بروشنی بیانگر استفاده ماهی از اکسیژن هواست که قرنها پس از سخن امام (ع) کشف شده است.

    2- هنگامی که امام (ع) درباره ستارگان و حرکت آنها سخن می گوید، برای هر ستاره دو حرکت را ذکر کرده اند، آنگاه این دو حرکت را به حرکت کردن مورچه بر روی سنگ آسیاب به سمت چپ و حرکت سنگ به سمت راست تشبیه کرده اند. در چنین صورتی سنگ به جانب راست می گردد و مورچه با اینکه با سنگ می گردد اما خود نیز به جانب مخالف و از راست به چپ می گردد.
    از سخن و مثال امام (ع) می توان به حرکت وضعی و انتقالی و جهت حرکت ستارگان پی برد.
    البته امام (ع) در این بخش و بسیاری از قسمتهای دیگر مفصلا بحث کرده اند و اگر دانشمندان متخصص هر رشته به گرد هم آیند و به بحث بنشینند بی شک دهها و صدها قانون حتی کشف نشده را در می یابند.
    اما افسوس که بشر با بی اعتنایی به سخنان معصومین - علیهم السلام - بزرگترین ستم را بر خود روا می دارد.

    3- امام (ع) در بحث هوا، آن را عامل حرکت امواج صدا دانسته اند، امروز نیز به اثبات رسیده که در مکان بی هوایی (خلاء) امواج به حرکت در نمی آیند.
    و نیز مرکب بودن هوا و جسم بودن آن بدرستی از سخن امام (ع) فهمیده می شود در صورتی که در آن اعصار مردم به مرکب بودن هوا و جسم بودن آن پی نبرده بودند.

    4- می توان حرکت زمین و کروی بودن آنها را از عبارات آنان در این بخشها فهمید.
    امام (ع) فرموده است:
    «فجعلت تطلع اول النهار من المشرق فتشرق علی ما قابلها من وجه المغرب»؛ (یعنی: خورشید چنین آفریده شد که از جانب مشرق طلوع کند و بر آنچه که از جانب مغرب با آن رو به رو می شود بتابد).
    بویژه تکیه ما بر روی «ما قابلها من وجه المغرب است»، و اینکه امام (ع) نفرمود: «قابلته» که ضمیر به خورشید برگردد و این نشان از آن است که بر اثر گردش زمین، نور خورشید به همه جای آن می رسد.
    نیز در جای دیگر هنگام ذکر فواید غروب کردن خورشید از جمله می فرماید: «و غروب می کند تا بر آنچه که در آغاز صبح نتابیده بتابد».
    براستی چه عبارت شگفتی است!
    شما اگر درست دقت کنید می یابید که در این جمله کروی بودن زمین و حرکت آن نهفته است.
    در جای دیگر می فرماید: «و خورشید بر زمین می تابد تا هر بخش از زمین نصیب خود را از نور آن بگیرد».
    این جمله نیز هم بیانگر کروی بودن زمین و هم حرکت آن است؛ زیرا در عبارات امام (ع) قسط است که ما آن را نصیب ترجمه کردیم.
    و قسط نوعی همانندی نسبی است و این در حالت کروی بودن زمین درست است.
    در هر حال سرتاسر کتاب اعجاز است و شگفتی و تنها باید در آن اندیشید و به مبدأ اعلی یقین پیدا کرد.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,043
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    64 پست
    حضور
    125 روز 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    6- رفع یک شبهه

    ممکن است کسی عبارتی را بخواند و خیال کند که با علم جدید نمی سازد.
    چنین فردی باید به چند نکته توجه کند:
    1- دانش انسان عادی محدود و اندک است و خداوند می فرماید: «و ما اوتیتم من العلم الا قلیلاً»؛ (یعنی: جز اندکی، به شما دانشی نداده ایم).
    پس انسان نباید بر منبع نور و دانش الهی یعنی سخن امام معصوم خرده بگیرد؛ زیرا ما دانش اندک داریم و هنوز به جایی نرسیده ایم، به عبارت دیگر معیار علم، علم امام (ع) است به علم ما و اگر نکته ای را در نیافتیم بدانیم که هنوز به حکمت دانش امام نرسیده ایم.

    2- بسیاری از سخنان امام صادق (ع) در گذشته ها غریب می نمود ولی امروزه با کشفهای تازه حقیقت آنها روشن شده.
    ای بسا این سخنان نیز امروزه معلوم نگردد و بشرهای آینده با پیشرفت دانش به آنها دست یابند، مگر همه دانش را در اختیار این نسل گذشته اند تا قضاوت نهایی با ما باشد؟

    3- هر جا که شبهه ای پیش آمد باید از دانشمندان اسلامی و متخصصان لغت شناس پرسش نمود؛ زیرا بسیاری از رازها با الفاظی بیان شده که قابل تدبیر و اندیشه است و چه بسا در مرحله اول معنی خاصی ندهد ولی وقتی در آن لغت و معنای آن تدبیر شود به کشف عظیمی دست یابیم.

    در جایی امام (ع) سردی زمین را یکی از شگفتیها شمرده اند.
    ای بسا کسی به محض دیدن این عبارت - العیاذ بالله - بر منبع علم الهی خرده بگیرد که درون زمین داغ و سوزان است، این شخص غافل، به عمق سخن امام (ع) و اینکه با قرینه های فراوان مقصود امام (ع) همین پوسته زمین بوده است، بدرستی پی نبرده و توجه نکرده است.
    براستی شگفت نیست که کره ای بیرون و درونش آتش باشد اما مردم از پوسته سرد و مناسب آن بهره ببرند؟
    در جای دیگر، امام (ع) فرموده اند: درس عبرت بگیر که اگر زمین ثابت و آرام نبود، مردم...
    باید دانست که ثابت بودن دو معنی دارد:
    یکی در برابر لرزش و حرکتهای نامتعادل و دیگری در برابر مطلق حرکت.
    امام (ع) در این قسمت تصریح نموده اند که اگر زمین همواره در لرزه و اضطراب بود... پس این ثبات و آرامش با حرکت دورانی و متعادل زمین تضادی ندارد.
    هر جا که عبارتی از امام (ع) را درنیافتیم باید اینگونه در معانی کلمات و قرائن آن اندیشه کنیم و به حقیقت برسیم، اگر نرسیدیم دانش خود را اندک بشماریم نه خاندان وحی و علم مطلق را متهم نماییم.



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,043
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    64 پست
    حضور
    125 روز 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    گفتگوی مفضل و ابن ابی العوجاء

    بسم الله الرحمن الرحیم
    محمد بن سنان از مفضل بن عمر نقل می کند: پایان روز بود.
    در روضه، میان قبر و منبر رسول خدا - صلی الله علیه و آله - نشسته بودم و درباره شرافت و فضیلتهای خدادادی و برتری جایگاه رفیعش که جمهور امت نسبت به آنها آگاه نبودند، می اندیشیدم.
    در این حال بودم که ناگاه ابن ابی العوجاء (از بی دینان مشهور در عصر خلفای عباسی) وارد شد و در جایی نشست که می توانستم سخنش را بشنوم. آنگاه یکی از یارانش نزد او رسید و نشست.
    ابن ابی العوجاء لب به سخن گشود و گفت: بی شک، صاحب این قبر در تمام حالاتش به منتها درجه کمال، شرافت و عظمت رسیده بود.
    همراه او گفت: او فیلسوفی بود که دعوی مرتبه ای بس عظیم و منزلتی بس بزرگ داشت و بر این ادعای خود معجزاتی آورد که عقلها را مغلوب و فهمها را ناتوان و سرگشته نمود. خرد پیشگان برای درک حقیقت آنها در دریای خروشان اندیشه فرو رفتند و سرگشته و ناکام و تهیدست باز آمدند.
    آنگاه که اندیشمندان و فصیحان و خطیبان دعوتش را به جان پذیرفتند، مردم دیگر، گروه گروه به دینش درآمدند.
    بام او با نام خدای جل و علا قرین گشت و روزانه پنج بار در اذان و اقامه این فریاد از عبادتگاهها و هر جایی که دعوت و حجت الهی او بدانجا راه یافته بود در دشت و صحرا و کوه و دریا به هوا خاست... تا هر ساعت یادش تازه ماند و رسالتش به خموشی نگراید.
    ابن ابی العوجاء گفت: سخن از محمد - صلی الله علیه و آله - را بگذار و بگذر که عقل من درباره او سرگشته و اندیشه ام در کار او گمراه و بسته است. درباره راز و ریشه کار او سخن بگو که مردم بدان سبب آن را می پویند.
    آنگاه بگونه ای به آغاز پدید آمدن اشیا پرداخت، هیچ پردازش، تدبیر و تقدیری نبوده و آفرینش، صانع و تدبیرگری ندارد، بلکه همه چیز خود به خود و بدون تدبیر مدبری پدید آمده و دنیا همیشه چنین بوده و چنین خواهد بود.
    مفضل می گوید: (با شنیدن این سخنان ناروا) چنان به خشم و غضب آمدم که عنان از کفم بیرون رفت و (خطاب به او) گفتم: ای دشمن خدا! در دین خدایت الحاد می ورزی و خداوندی را که به نیکوترین صورت و کاملترین آفرینش پدید آورد و تو را بدین جا رسانیده، انکار می کنی؟! اگر در درون خویش نیک اندیشه کنی و حس لطیف تو در خطا نیفتد، هر آینه براهین ربوبیت و آثار صنعت صانع را در وجودت نهفته و نشانه ها و دلایل او - جل و علا - را در آفرینشت روشن می یابی.
    ابو العوجاء (پس از شنیدن آهنگ تند سخنان مفضل) گفت: ای مرد! اگر از متکلمانی با تو سخن می گوییم. در صورتی که (بر ما چیره شدی و) حق را نزد تو یافتیم، از تو پیروی خواهیم کرد. اما اگر از اینان نیستی هیچ سخن مگوی. اگر از یاران و اصحاب (امام) جعفر صادق (ع) هستی، بدان که او با ما اینگونه سخن نمی گوید و همانند تو با ما مجادله نمی کند. او بیش از آنچه تو از ما شنیدی از ما شنیده، اما هیچ گاه سخن را با فحش و تعدی آلوده ننموده است. او همواره در سخنان خود شکیبا، باوقار، اندیشه گر و استوار بوده و هیچ زمانی به ستوه نمی آمد و خلقش تنگ نمی گشت و برنمی آشفت. ابتدا نیک به سخنان ما گوش فرا می دهد، می کوشد که دلیل ما را بدرستی دریابد. ما نیز همه چیز خود را به میان می آوریم. هنگامی که (سخنان ما تمام می شود و) می پنداریم او را محکوم کردیم (و بر او چیره شدیم)، ناگاه با سخنی کوتاه و اندک (بر ما غالب می آید)، دلیلمان را می شکند. عذرمان را می برد و ما را تسلیم دلیل خود می کند، به گونه ای که هیچ پاسخی در جواب به دلایلش نمی یابیم. حال اگر از یاران اویی تو نیز با ما چون او سخن بگو.


    علت املای کتاب بر مفضل


    مفضل می گوید: در حالی که از این سخنان، اندوهگین و در این اندیشه بودم که چگونه اسلام و مسلمانان، دچار کفر و انکار این گروه شده اند از مسجد بیرون آمدم. به نزد مولایم - صلوات الله علیه - رفتم.
    آن حضرت مرا شکسته دل و نگران دید. فرمود: چه شده است؟
    من نیز تمام سخنانی را که از آن گروه دهری شنیده بودم و هم سخنان خود را بازگو کردم.


  11. تشکرها 2


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,043
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    64 پست
    حضور
    125 روز 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مجلس اول

    امام (ع) فرمود: بامدادان به نزد من آی تا حکمت خدای جل و علا در آفرینش جهان، درندگان، چهار پایان، پرندگان، حشرات و جانوران دیگر؛ چون: حیوانات، گیاهان، درختان میوه دار و بی میوه و سبزیهای خوردنی و ناخوردنی را چنان برایت بیان کنم که شایستگان از آن عبرت گیرند، مؤمنان با شناخت آن، آرام گردند و ملحدان و انکار کنندگان در آن سرگشته شوند.
    مفضل می گوید: خرسند و شادمان از نزد آن حضرت (ع) خارج شدم. آن شب به خاطر وعده امام (ع) و انتظار آن، بر من دیر گذشت.
    بامدادان، به نزد مولایم شتافتم، اجازه ورود یافتم. در برابرش (از سر ادب) ایستادم.
    فرمود: بنشین. آنگاه به اتاقی رفت که در آن خلوت می کرد. من نیز با خاستن او به پا خاستم.
    فرمود: در پی من بیا. به دنبال آن حضرت رفتم. به اتاق وارد شد و من نیز پشت سر او وارد شدم. امام (ع) نشست و من هم در برابرش نشستم.
    فرمود: ای مفضل! می دانم به خاطر شدت انتظار برای آنچه که وعده ات دادم، دیشب بر تو به درازا کشید.
    گفتم: آری این گونه بود، مولایم!
    فرمود: ای مفضل! خداوند همیشه بوده است، بی آنکه پیش از او چیزی باشد و همیشه باقی خواهد بود، بی آنکه پایانی داشته باشد. او را سپاس که به ما الهام کرد و او را شکر که به ما عطا کرد و برترین و والاترین دانشها و برتریها را بویژه نصیب ما نمود. با علم خود ما را بر جمیع آفرینش برگزید و با حکمت خویش ما را امین و گواه بر آنان قرار داد.


  13. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود