صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مصباح الشریعه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مصباح الشریعه




    بسم الله الرحمن الرحیم
    با عرض سلام و احترام
    بنده در این تاپیک قصد دارم مطالبی از کتاب شریف مصباح الشریعه که مملو از احادیث نورانی و رهنمودهای امام صادق(ع) در موضوعات مختلف دینی می باشد، تقدیم به شیعیان و شیفتگان اهل بیت(ع) کنم
    امید است که مقبول نظر عزیزان واقع گردد...

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۵/۱۰ در ساعت ۱۹:۲۰


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باب یکم: بیان (اصل حالات عارفان و نتایج عملی آن)

    امام صادق (ع) فرمود: نجوای عارفان همواره بر سه اصل استوار است:
    1 - بیم؛
    2 - امید؛
    3 - حب.
    بیم، شاخه علم است و امید، شاخه یقین است، و حب، شاخه معرفت و عرفان.
    نشان بیم، گریختن است و نشان امید، طلب است، و نشان حب، آن است که در ایثار آنچه که را دوست دارد دریغ نورزد.
    پس چون علم در سینه مؤمن تحقق یابد، ترس پدید آید و چون خوف، درست آید، گریز از غیر خدا پیش آید و چون کسی بگریزد، نجات یابد و چون نور یقین بر قلب تابیدن گیرد، فضل الهی مشاهده شود و چون یقین در او رسوخ کند، امید پدید آید و چون شیرینی امید بچشد، در طلب آن شود.
    چون به طلب برخیزد، گم شده خویش را بیابد و چون نور معرفت تجلی یابد، نسیم محبت و عشق در قلب وزیدن گیرد و چون نسیم محبت وزیدن گرفت، و انسان در سایه محبوب انس یابد و او را بر ماسوایش ترجیح دهد و به اوامرش مبادرت و از نواهی اش اجتناب ورزد و آن دو را بر هر چیزی مقدم بدارد.
    هرگاه با رعایت اوامر و نواهی محبوب بر خوان انس او نشیند، به روح مناجات قربش و اصل خواهد گشت.
    این اصول سه گانه مانند: حرم، مسجد و کعبه است که اگر کسی داخل حرم شود، از خلق ایمنی یابد و چون داخل در مسجد شود و بر اندام او از آلودگی به گناه ایمن باشد و اگر داخل کعبه شود، قلبش از اشتغال به چیزی جز ذکر خدای تعالی در امان ماند.
    پس ای مؤمن! چنانچه در حالی هستی که اگر در آن حالت بمیری، با رضایت خاطر خواهی مرد، بر توفیق و حفظ الهی شاکر باش؛ و اگر چنین نیستی، خویش را به حالتی نیک و درست انتقال ده و بر عمری که در غفلت گذرانده ای پشیمان شو و در تطهیر ظاهرت از گناهان و پالایش باطنت از عیوب و کاستیها از خدای تعالی مدد بجوی و قلبت را از دام غفلت برهان و آتش شهوت را در خرمن نفست خاموش نما.

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۵/۰۹ در ساعت ۱۵:۵۶


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باب دوم: احکام (حالات قلب)

    امام صادق - علیه السلام - فرمود: دل چهار اعراب پذیرد:
    رفع، فتح، جرّ و وقف.
    رفع (بلندی) آن در توجه به غیر خدا و تباه کردن عمر در هوس های دنیایی و وقف (ایستادن و از کار ماندن) آن حرمان (بی بهره ماندن) از نعمت های دنیا و آخرت، در غفلت از حضرت احدیّت است.
    آیا نمی بینی پیش از آن که بنده ای خالصانه و بزرگی، خدا را یاد کند و به ذکر او مشغول شود، هر حجابی میان او و حضرتش برداشته می شود؟
    چون بنده ای تن به قضای الهی سپارد و به خواسته او راضی باشد، به تحقیق که دل او به شادی و سرور گشایش یابد و درهای آسایش و آرامش بر او گشوده شود.
    و چون (پس از دل مشغولی به امور دنیایی) به ذکر خداوند بپردازد، تاریکی دل را در روزهای غفلت از خداوند، عیان بیند، گویی که خانه ای تاریک، ویران و بدون مونس بوده است، چرا که غفلت از یاد حق، دل را می میراند و تاریک می کند.
    و چون پس از دوام ذکر و یاد خداوند از او غفلت ورزد، وقف پذیرفته (متوقف شده) و محبوب از عنایات الهی گشته و قلبش قساوت یافته و از زمانی که از نور تعظیم الهی دوری جسته، دلش به تاریکی گراییده است.

    علامت رفع (بلندی) قلب سه چیز است: همراهی با فرمان الهی، عدم مخالفت با آن و اشتیاق دائم در بندگی و پیروی از فرمان خداوند.

    نشانه فتح قلب سه چیز است: توکل بر خداوند، راست گویی، و یقین به تمام آنچه پیامبران آن را برای هدایت انسانها آورده اند.

    علامت جرّ (پستی) سه چیز است: خودپسندی، ریا و آزمندی.

    وقف (ایستایی) را نیز سه علامت است: از میان رفتن طعم بندگی، درنیافتن تلخی گناه و رعایت نکردن حلال و حرام در خوراک، پوشاک و...

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۵/۱۰ در ساعت ۱۸:۵۳


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باب سوم: رعایت

    امام صادق (ع) فرمود: کسی که قلب خویش را از غفلت، و نفس خود را از شهوات، و خرد خود را از جهل و نادانی باز دارد، نامش در دیوان آگاهان ثبت شود.
    کسی که علم خویش را از هوی وهوس، دینش را از بدعت ومالش را از حرام حفظ کند، از صالحان است.
    پیامبر خدا (ص) فرمود: کسب دانش بر هر مرد وزن مسلمان واجب است واین دانش، دانش انفس (جمع نفس، روح و ذات انسانها) وشناختن خطرهایی است که آن را تهدید می کند.
    پس بر نفس مؤمن لازم است که در هر حالی بر نعمت های خداوند شاکر باشد وبر اعمال از دست رفته عذر خواهد.
    به این معنا که اگر عمل، مقبول درگاه حق افتاد، لطف الهی است واگر مردود شود عدل است وبندگی.
    مبادا خود را از فریب ونیرنگ شیطان در امان بیند وبه سبب این غفلت از رحمت وتوفیق الهی محروم شود، یا مستوجب خشم حضرت حق گردد ونیل به بندگی را در توفیق الهی جست وجو کند وخودداری از گناهان را در خویشتن داری؛ چرا که جز به توفیق الهی واظهار عجز به درگاه او چنین توفیق حاصل نمی شود.
    وکلید تمامی این عنایات، پشیمانی و انابه (توبه)، به درگاه خداوند تعالی، کوتاه کردن آرزوها، یاد مرگ وخویشتن را در محضر خدای جبار دیدن است، چه این که حالات یاد شده سبب رهایی از زندان دنیا ورستن از دام دشمن وسلامتی نفس وسبب اخلاص در عبادات باشد ومایه توفیق است واساس دست یابی به این کلید آن است که تمام عمر را یک روز به حساب آورد.
    رسول خدا (ص) فرموده است: دنیا ساعتی بیش نیست، پس آن را در طاعت سپری کن.
    ورسیدن به این امر، در خلوت گزیدن وپیوسته اندیشیدن است، وسبب خلوت، قناعت واز زیاده طلبی دوری جستن است، وسبب فکر، فراغت خاطر از دنیا خواهی است، وستون فراغت خاطر، زهد است، ومتمم زهد، تقواست، ودر تقوا، خشیت است، ونشان خشیت، بزرگ داشتن خدای تعالی است وپای بندی به طاعت خالصانه از فرمان او وترس توأم با پرهیز از ارتکاب محارم است ونشان آن، علم است که خدای - عزّ وجلّ - فرمود: به تحقیق که عالمان از خداوند می ترسند.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باب چهارم: نیّت

    امام صادق (ع) فرمود: کسی که دارای نیّتی صادق باشد، دارای قلب سلیم (سالم) است؛ زیرا سلامت وپاکی قلب از خیالات باطل، نیّت را در همه امور برای رضای خدای تبارک وتعالی خالص می گرداند.
    خداوند - تبارک وتعالی - می فرماید: روزی که نه مال و نه فرزندی سودی نرساند، مگر کسی که با قلبی سلیم به محضر خدا آمده باشد.
    پیامبر اکرم (ص) فرمود: نیّت مؤمن، از عمل او نیک تر است.
    ونیز فرمود: ارزش اعمال، به نیّت هاست وهر کسی را همان دهند که در نیّت داشته است.
    پس بنده بایستی در هر حرکت وسکونی نیّتی خالص داشته باشد، زیرا اگر چنین نباشد، او غافل است و غافلان را خداوند متعال مذمّت کرده وفرموده: آنان مانند چهارپایان، بلکه گمراه ترند وهمانا آنان غافلانند.
    پاکی نیّت مؤمن به اندازه صفا وپاکی قلب اوست وبر همین اساس ظاهر می گردد وبر حسب اختلاف مراتب ایمان، مختلف است.
    صاحب نیّت خالص هوا و هوس های خود را مغلوب قدرت خود ساخته، چرا که به پاس بزرگ شمردن وتعظیم خداوند به چنین مرتبه ای نایل آمده است.
    شرم وحیا از نیّت خالص برآید، وصاحب آن از خویشتن خویش در رنج است، ومردم از وی در آسایش اند.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باب پنجم: یاد خدا

    امام صادق (ع) فرمود: کسی که به حقیقت، دل مشغول یاد خدای تعالی باشد، مطیع است وکسی که از او غافل باشد، عاصی. طاعت، نشان هدایت است ومعصیت، نشان گمراهی.
    ریشه این دو، به یاد خدا بودن وغفلت از اوست.
    پس قلب خویش را قبله زبانت قرار ده که هیچ حرکت وجنبشی نکند جز با اشارت قلب وموافقت عقل ورضای ایمان؛ چه خدای تعالی به نهان وآشکار تو وآنچه که در سینه ها می گذرد آگاه است، چه رسد به کارهای آشکار بندگان.
    چنان باش که گویی روحت از بدنت جدا شده ودر عرصه محشر هستی ومورد بازخواست قرار گرفته ای.
    از هر چه که خدایت با امر ونهی و وعد و وعیدش، تو را مکلف کرده غافل مباش و خود را به غیر آن مشغول مکن.
    قلب خویش را با آب اندوه و ترس شست وشو بده وچنان خدای تعالی را به پاس یاد کردن او از تو - که نه به خاطر نیاز به توست - یاد کن.
    ذکر و یاد او از تو، بسی با شکوه تر، خوش تر، والاتر، کامل تر، ودیرینه تر از ذکر و یاد تو از اوست و پیش از آن که تو ذکرش کنی، او به یاد تو بوده است.
    حال که دریافتی که خداوند از تو غافل نیست، خضوع، حیا وشکستگی پدیدار می شود، واز همین جا می توانی کرم و فضل ازلی اش را بنگری وعبادت وطاعتت نزد تو - اگر چه بسیار باشد - در مقایسه با منّت ولطف او، کم واندک می نماید، و در این صورت، عبادتت در پیشگاهش خالص می گردد.
    هر گاه از نعمت های خداوند غفلت ورزی وعمل خویش را بزرگ پنداری، ریا، خودپسندی، سفاهت (بی خردی) وبدبینی نسبت به خلق بر تو عارض می شود که این، فراموش کردن فضل وکرم اوست که جز دوری از خدا حاصلی نباشد وجز بیگانگی با او ثمری ندهد.

    ذکر دو نوع است: ذکر خالص که قلب با آن همراهی کند و ذکر صادق که خدا را با آن صفاتی که می خواند، پذیرفته باشد؛ چنان که رسول خدا (ص) [به خداوند] عرضه داشت: ستایش وثنای تو را نتوانم به بیان وشمارش آورم. تو همان گونه ای که خود ثنای خویش گفته ای.
    پس رسول خدا (ص) برای ذکر خدای تعالی، در علم وآگاهی خود مقداری معیّن را تعیین نفرمود که در برابر ذکر خداوند - عزّ وجلّ - از خویش، بتواند قرار بگیرد.
    بنابراین، کسان دیگر که مقامشان از پیامبر (ص) پایین تر است، سزاوارتر به اقرار به عجز می باشند.
    پس باید دانست که مادام که خداوند به بنده ای توفیق ذکر ندهد، او توان ذکر گفتن وبه یاد او بودن را ندارد.



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باب ششم: شکر

    امام صادق (ع) فرمود: بر هر نفسی که می کشی، یک شکر، بلکه هزاران شکر واجب است وکمترین درجه شکر، این است که نعمت را تنها از جانب خدا بدانی، نه دیگری؛ و به آنچه داده رضایت دهی، ونعمتش را دست مایه سرپیچی از فرمان او قرار ندهی، و اوامر و نواهی او را نادیده نگیری.
    پس در همه حال بنده ای باش شاکر، که در این صورت خداوند را در همه حال، پروردگاری کریم خواهی یافت.
    اگر نزد خداوند تعالی، عبادتی برتر از شکر، که بندگان مخلص به جای می آورند، وجود داشت، خداوند از آن سخن می گفت؛ امّا چون عبادتی برتر از آن یافت نمی شود پس خداوند عبادت شکر را وبه جای آورندگانش را مورد عنایت خاص قرار داده، فرموده: و اندک اند بندگان شکر گزار من.
    وشکر کامل آن است که به زبان نهان وخالص برای خداوند عزّ وجلّ - اعتراف کنی که بر کمترین درجه شکر گذاری نیز قادر نیستی، چه توفیق یافتن بر شکر، خود نعمتی است دیگر که باید بر آن نیز شکر کرد واین نعمت وجودش بسی بزرگ تر وعزیزتر از نعمتی است که برای آن توفیق شکر یافته ای، در حالی که در دریای نعمات خداوند غرق گشته و از درک نهایت شکرش عاجز و قاصری.
    بنده کجا می تواند شکر نعمت خدای را به جای آورد و کی می تواند لطفش با لطف خدای بزرگ برابری کند؟! در حالی که بنده، ناتوانی است که هیچ توانی ندارد مگر به مدد الهی.
    خدای تعالی از طاعت وعبادت بنده، بی نیاز است.
    او بر افزون نمودن نعمت ها تا ابد تواناست.
    پس از این روی، خدای را بنده ای شاکر باش تا در اثر شکرگزاری شگفتی (عنایت های شگفت) ببینی.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باب هفتم: آداب لباس

    امام صادق (ع) فرمود: زیباترین لباس برای مؤمن، لباس وپوشش پرهیزکاری، ولطیف ترینشان ایمان است.
    خدای تعالی می فرماید: ولباس پرهیزکاری، بسی بهتر است.
    وامّا لباس ظاهر، نعمتی است از سوی خداوند متعال که به واسطه اش عورت بنی آدم را می پوشاند.
    این لباس کرامتی است که خداوند به وسیله آن فرزندان آدم را کرامت بخشید وغیر آنان را از آن محروم ساخت ومؤمنان هنگام ادای فرایض الهی (نماز) خود را با آن می پوشانند.
    بهترین لباس، لباسی است که از خدای - عزّ وجلّ - دورت نکند، بلکه تو را به ذکر و شکر وطاعت او نزدیک کند وبه سوی خودپسندی و ریا و زینت ظاهری و فخر فروشی وتکبّر نکشاند که این موارد، آفات دین وموجب قساوت قلب اند.
    هر گاه لباس بر تن کنی، به یاد داشته باش که خداوند به رحمت خویش گناهانت را پوشانیده است وهمان گونه که عورت ظاهری خود را می پوشانی درون خود را از روی صدق وصفا، در پوششی از هیبت وظاهرت در پوششی از طاعت وعبادت بپوشان.
    به دیده عبرت به فضل وبخشش خدای - عزّ وجلّ - بنگر که لباس ها را آفرید تا عورت های بیرونی مردمان را بپوشاند و درهای توبه و انابه و استغاثه را باز فرمود تا عورت های درونی شان که عبارت از گناهان واخلاق ناپسند است، مستور نماید.
    وخطای کسی را افشا مکن که خداوند خطای بزرگ تر از آن را از تو پوشانیده وبه عیب خود مشغول باش واز پرداختن به عیوب کسی که حال و امرش ربطی به تو ندارد، درگذر و برحذر باش که عمر خویش را در پرداختن به عمل خیر خودت سپری کنی، ومبادا دیگری با سرمایه عمر تو تجارت کند ودر نتیجه، به هلاکت افتی؛ چرا که فراموشی گناه، از بزرگترین عقوبت های خداوند متعال در دنیا و از بیشترین اسباب عقوبت در آخرت است، پس به عیب های خویش بپرداز.
    مادامی که بنده، به طاعت و عبادت خدای متعالی و یافتن عیوب خود و ترک آنچه که در دین خدای - عزّ وجلّ - ناپسند است، باشد، از آلوده شدن به آفات به دور و در دریای رحمت خدای متعالی غوطه ور خواهد بود واز گوهرهای فواید حکمت وبیان بهره می برد وهر گاه گناهان خود را فراموش کرده وعیوب خویش را نشناسد وتوجه او به توان قوّت خود باشد، هرگز روی رستگاری را نخواهد دید.



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باب هشتم: آداب مسواک

    امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) فرمود: مسواک، دهان را پاک و رضایت خدای را فراهم می کند.
    آن حضرت، مسواک را از سنّت های مؤکد قرار داد.
    در مسواک، فوایدی است برای ظاهر وباطن [انسان ] که خردمند نمی تواند آن را برشمارد.
    همان طور که دهان خویش را از آلودگی پاک می کنی، با تضرّع وخشوع وتهجّد (شب زنده داری به عبادت) و استغفار در سحرگاهان، خویشتن را از پلیدی گناهان پاک ساز وظاهر وباطن خود را از ناپاکی مخالفت وعصیان وارتکاب نواهی، پاکیزه نما.
    پیامبر گرامی اسلام (ص) استفاده از مسواک را مَثَلی برای اهل تنبّه وبیداری قرار داده است؛ چرا که مسواک، گیاهی است لطیف ونظیف (پاک) وشاخه درختی است مبارک.
    ودندان آفریده خدای تعالی وابزار خوردن وجویدن میل واشتهای به غذا وسلامتی معده است.
    دندان، گوهری است پاک که به هنگام جویدن غذا، روی به آلودگی می نهد واز این رو، بوی دهان به گند می گراید واز آن، تباهی دماغ (مغز) حاصل می آید.
    هر گاه انسان مؤمن با این گیاه، مسواک کند وآن را بر گوهر درخشان (دندان) بکشد، تباهی وفساد وتغییر را از آن زایل می کند وبه اصلش باز می گرداند.
    همین طور، خداوند قلب آدمی را پاک وبا صفا بیافریده وذکر وفکر وهیبت وتعظیم را غذای آن قرار داده وچون قلب پاک با غذای غفلت تیرگی گیرد وآلوده شود، با صیقل توبه پاک می گردد وبا آب انابه وپشیمانی پاکیزه می شود، تا به حالت اول وگوهر اصلی خود بازگردد.
    خداوند تبارک وتعالی می فرماید: به درستی که خداوند توبه کنندگان وپاکیزگان را دوست دارد.
    پیامبر اکرم (ص) از امر کردن به مسواک، همین معنا را اراده فرموده است وهر کس مرکب اندیشه خویش را بر آستان عبرت بخواباند ودر کشف رازهای اصلی وفرعی (دستورهای اولیای دین) همّت گمارد، خداوند چشمه های حکمت ومعرفت را برای او روان سازد و وی را مشمول عنایات عیان ونهان خویش گرداند، که خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نگرداند.



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باب نهم: مستراح

    امام صادق (ع) فرمود:
    مستراح را از آن رو مستراح می گویند که در آن، انسان از سنگینی نجاسات راحت می شود و پلیدی ها را از خود دور می سازد ومؤمن از آن عبرت می گیرد که انجام لذّات و تجملات دنیا همین است و با روی گردانی از آن و ترک اش، خویش را آسوده می کند ونفس وقلب خویش را از اشتغال بدان، فارغ می گرداند واز گرد آوردن ودست یازیدن بدان خودداری می ورزد؛ همان طور که از نجاست ومدفوع وکثافت دوری می گزیند، در بزرگواری وکرامت خود تفکّر کند که چگونه زمانی دیگر خوار وذلیل می شود.
    آن گاه درمی یابد که پای بندی به قناعت وتقوا، موجب راحتی وآسایش دو سرای اوست؛ چه راحتی، در آسان گرفتن و ارزش ننهادن به دنیا و دوری از لذت بردن از آن ودر زایل نمودن پلیدی، حرام وشبهه است.
    پس، در این حال است که انسان، خویش را می شناسد وآن را بزرگ می دارد واز گناهان می گریزد وباب تواضع وپشیمانی وحیا می گشاید و در انجام اوامر واجتناب از نواهی خدا می کوشد به این امید که بهترین بازگشت ونیک ترین مقام قرب را کسب نماید ونفس خویش را بنده ترس وصبر وبازداشتن شهوات می کند تا آن که به امان خدای تعالی در سرای قرار واصل شود وطعم خشنودی او را بچشد، که این است آنچه می توان بر آن تکیه کرد وغیر از آن هیچ است.



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود