صفحه 9 از 9 نخست ... 789
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: باکلاس باشیم

  1. #81

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    373
    صلوات
    3
    دلنوشته
    3
    دلنوشته
    مواظب باشیم کجا غرق می شویم !
    مورد تشکر
    463 پست
    حضور
    23 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    3
    گالری
    0



    با کلاس باشیم







    لجبازی کودکان :
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده

    دردی دارم، درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی است که حتی فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است .

  2. تشکر


  3. #82

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    373
    صلوات
    3
    دلنوشته
    3
    دلنوشته
    مواظب باشیم کجا غرق می شویم !
    مورد تشکر
    463 پست
    حضور
    23 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    3
    گالری
    0



    همسران با کلاس


    روزی استاد روانشناسی وارد کلاس شد و به دانشجویانش گفت:
    "امروز می خواهیم بازی کنیم!"
    سپس از آنان خواست که فردی به صورت داوطلبانه به سمت تخته برود.

    خانمی داوطلب این کار شد. استاد از او خواست اسامی سی نفر از مهمترین افراد زندگیش را روی تخته بنویسد.
    آن خانم اسامی اعضای خانواده‌، بستگان، دوستان، هم کلاسی ها و همسایگانش را نوشت.

    سپس استاد از او خواست نام سه نفر را پاک کند که کمتر از بقیه مهم بودند.
    زن، اسامی هم کلاسی هایش را پاک کرد.
    سپس استاد دوباره از او خواست نام پنج نفر دیگر را پاک کند.

    زن اسامی همسایگانش را پاک کرد. این ادامه داشت تا اینکه فقط اسم چهار نفر بر روی تخته باقی ماند:

    نام مادر ؛ پدر ؛ همسر و تنها پسرش ...
    کلاس را سکوتی مطلق فرا گرفته بود. چون حالا همه می دانستند این دیگر برای آن خانم صرفا یک بازی نبود.

    استاد از وی خواست نام دو نفر دیگر را حذف کند.
    کار بسیار دشواری برای ان خانم بود.
    او با بی میلی تمام، نام پدر و مادرش را پاک کرد.

    استاد گفت: "لطفا یک اسم دیگر را هم حذف کنید!"
    زن مضطرب و نگران شده بود.
    با دستانی لرزان و چشمانی اشکبار نام پسرش را پاک کرد
    و بعد بغضش ترکید و با هق هق گریست....

    استاد از او خواست سر جایش بنشیند و بعد از چند دقیقه از او پرسید:
    "چرا اسم همسرتان را باقی گذاشتید؟
    والدین تان بودند که شما را بزرگ کردند و شما پسرتان را به دنیا آوردید.
    شما همیشه می توانید همسر دیگری داشته باشید!"
    دوباره کلاس در سکوت مطلق فرو رفت.
    همه کنجکاو بودند تا پاسخ زن را بشنوند.

    زن به آرامی و لحنی نجوا گونه پاسخ داد:
    "روزی والدینم از دنیا خواهند رفت. پسرم هم وقتی بزرگ شود برای کار یا ادامه تحصیل یا هر علت دیگری ترکم خواهد کرد"
    پس تنها مردی که واقعا کل زندگی اش را با من تقسیم می کند، همسرم است!

    دردی دارم، درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی است که حتی فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است .

  4. تشکر


  5. #83

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    373
    صلوات
    3
    دلنوشته
    3
    دلنوشته
    مواظب باشیم کجا غرق می شویم !
    مورد تشکر
    463 پست
    حضور
    23 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    3
    گالری
    0



    با کلاس باشیم



    سلام
    اگه دقت کرده باشین استاد روانشناس جمله رو اینجوری بیان میکنن
    ((استاد از او خواست اسامی سی نفر از مهمترین افراد زندگیش را روی تخته بنویسد.))
    مگه خدا رو میشه جز افراد زمینی قرار داد؟؟؟
    به هر حال شما حس زیبایی رو بیان کردین اینکه انسان به مرحله ای برسه که دلتنگ خالقش بشه
    و تنها خواسته قلبیش رسیدن به خالقش باشه این ستودنیه و باید قدرشو دونست
    این حس های خوب به این راحتی به دست نمیان پس قدر این حال خوبتون رو بدونین

    دردی دارم، درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی است که حتی فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است .

  6. تشکر


صفحه 9 از 9 نخست ... 789

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود