جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بسم الله و شروع با یاد خدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 12 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    بسم الله و شروع با یاد خدا




    پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: هر عملي را كه مي خواهيد انجام دهيد نام خدا را ببريد و الا آن عمل ابتر و

    ناتمام مي ماند. حال سؤال اين است كه آيا مراد از اين حديث اين است كه حتما لفظ بسم الله الرحمن الرحيم

    را بايد بر زبان جاري كنيم يا نه همان توكل بر خدا داشتن هنگام انجام هر عملي كفايت مي كند؟ اگر امكان دارد

    اين حديث را به صورت مصداقي (با مثال) توضيح دهيد. (الايمان معرفة با لقلب،اقرار بالسان،عمل با ركان)






    در مورد لزوم آغاز كردن كارها با نام خدا و گفتن «بسم الله» كه مايه جلب رحمت خدا است در روايات

    معصومين(ع) مطالب مفيد و سودمند وارد شده است توکل بر خدا داشتن هنگام انجام هر عملی لازم است

    اما به زبان آوردن بسم الله تاکيد بر اين امر است ولذا بهتر است به زبان آورده شود توضيح بيشتر اينکه :

    در ميان همه مردم دنيا مرسوم است که هر کار مهم و با ارزشي را به نام بزرگي از بزرگانشان آغاز مي کنند

    و کلنگ ساخت و تأسيس هر مرسسه و سازماني را به نام فرد مورد علاقه شان بر زمين مي زنند و آن کار را

    با شخصيت مورد نظرشان ارتباط مي دهند. براي استمرار و پايندگي يک برنامه و کار بهتر است آن را به موجود

    پايدار و جاوداني ارتباط دهيم، موجودي که فنا و زوال در ذات پاکش راه ندارد، چون همه موجودات جهان هستي

    محکوم به فنا و نابودي هستند مگر ذات پاک خداوند و اگر چيزي بخواهد باقي و جاودانه باشد بايد با آن ذات لايزال

    مرتبط داشته باشد. پس خداوند رمز بقا و جاودانگي است و بايد هر کاري را با ياد و نام او آغاز کرد و در سايه او

    قرار داد و از او استمداد طلبيد. به همين دليل است که در نخستين آيه قرآن کريم مي گوييم:

    «بسم الله الرحمن الرحيم؛ به نام خداوند بخشنده بخشايشگر». البته اين کار نبايد تنها از جنبه ظاهري و صوري

    باشد و تنها به لفظ آن اکتفا نمود بلکه بايد از نظر واقعيت و معنا با او پيوند داشته باشد. چون اين ارتباط و پيوند

    انسان را در مسير صحيح قرار مي دهد و از هر گونه انحراف باز مي دارد و به همين دليل چنين کاري حتي به پايان

    وس رانجام مي رسد و پر برکت است. در حديث معروفي از پيامبر اکرم(ص) چنين آمده است:

    «کل امر ذي بال لم يذکر فيه اسم الله فهو ابتر؛ هر کار مهمي که بدون نام خدا آغاز گردد، بي فرجام

    است.»بحارالانوار، ج 16، باب 58

    حضرت نوح(ع) در آن طوفان سخت و سهمگين هنگام سوار شدن بر کشتي و حرکت بر روي امواج کوه پيکر آب

    که هر لحظه آن با خطرات و فراواني همراه بود براي رسيدن به مقصد و ساحل نجات و پيروزي بر مشکلات به ياران

    خود دستور مي دهد که در هنگام حرکت کشتي و نيز در وقت توقف آن «بسم الله» بگويند:

    «وَ قالَ ارْكَبُوا فيها بِسْمِ اللّهِ مَجْراها وَ مُرْساها إِنَّ رَبّي لَغَفُورٌ رَحيمٌ»؛(هود، 41)



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 12 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    بر همين اساس است که همه سوره هاي قرآن به جز سوره توبه با «بسم الله الرحمن الرحيم» آغاز مي شود

    تا هدف اصلي که همان هدايت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با موفقيت و پيروزي انجام پذيرد.

    سوره توبه هم چون با اعلام جنگ به مشرکان مکه و پيمان شکنندگان آغاز شده و اعلام جنگ با توصيف خداوند

    به رحمان و رحيم ناسازگار است، بدون «بسم الله الرحمن الرحيم» آمده است. در جمله «بسم الله الرحمن الرحيم»

    نخست با کمله «اسم» رو به رو مي شويم که از ريشه «سمّو» به معناي «بلندي و ارتفاع» است و بعد از آن با

    کلمه «الله» مواجه مي شويم که کامل ترين و جامع ترين نام خداوند است زيرا نام هاي خداوند در قرآن و غير آن

    هر کدام، بخش خاصي از صفات خداوند را منعکس و بيان مي کند و تنها نامي که به همه صفات و کمالات الهي

    و جامه صفات جلال و جمال اشاره دارد، نام «الله» است. بعد از آن به کلمه «رحمان» و «رحيم» بر مي خوريم.

    مشهور در ميان عده اي از مفسران آن است که «رحمان» اشاره به رحمت عام و همگاني و گسترده خداوند

    است که شامل دوست و دشمن و مؤمن و کافر هم مي باشد، چون همه بندگان از مواهب گوناگون حيات

    بهره مندند و از سفره گسترده نعمت هاي بي پايان و بي دريغش روزي مي خورند. ولي «رحيم» اشاره به

    رحمت خاص پروردگار دارد که ويژه بندگان مؤمن و صالح او است زيرا آنان به خاطر ايمان و انجام عمل صالح، اين

    شايستگي را يافته اند که از رحمت و بخشش و الطاف خاص خداوند که آلودگان و مجرمان از آن محرومند، بهره مند

    و برخوردار گردند. بنابراين در مورد آغاز هر کاري با نام خداوند، نامي که در بردارنده همه اوصاف کمال و صفات

    جلال و جلال اوست آغاز مي کنيم از او استمداد مي طلبيم و دست به دامن رحمت واسعه و گسترده مي زنيم

    و براي پيشرفت در کارها و پيروزي بر مشکلات، صفتي مناسب تر از اين صفات وجود ندارد.

    مؤمنان راستين با گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» در آغاز کارها دل از همه جا بر مي کنند و تنها به خداوند دل

    مي بندند و از او استمداد و ياري مي طلبند. از «بسم الله الرحمن الرحيم» مي آموزيم که اساس کار خداوند بر

    رحمت است و مجازات جنبه استثنايي دارد و تا عوامل قاطع ومسلمي براي ان پيدا نشود تحقق نخواهد يافت.

    انسان ها نيز بايد پايه و اساس کارشان را بر رحمت و مجبت قرار دهند و جز در مارد ضروري و ناچاري به ابزار خشونت

    متوسل نشوند.

    براي مطالعه بيشتر ر.ک: - تفسير نمونه، ج 1، سوره حمد - تفسير سوره حمد از امام خميني(ره).


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 12 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    حقيقت ايمان و ايمان حقيقي:

    توضيح روايت: سئل عن امير المومنين (ع) عن الايمان فقال : الايمان معرفه با لقلب ، و اقرار با للسان ،

    و عمل با لاركان .
    ترجمه : از اميرالمؤ منين عليهالسلام ، پر سيدند كه :ايمان چست ؟ فرمود:ايمان عبارت است :

    شناخت قبلى ، اعتراف و اقرار به زبان ،عمل با اعضاء و جوارح بدن

    شرح : ايمان حقيقى : نشانه هايى دارد، كه هر كس اين نشانه ها را در خود داشته باشد، مؤ من حقيقى است .

    امام عليه السلام ، براى مؤ من حقيقى ، سه نشانه اصلى و مهم تعيين فرموده است ، كه ما نيزبا توجه به آنها

    ميتوانيم مؤ منان حقيقى را بشناسيم . طبق فرموده امام (ع ) مؤ من حقيقى كسى است كه :

    اولا شناخت قبلى داشته باشد. يعنى از صميم قلب و از ته دل ، وجود خدا را شناخته باشد، و صميمانه معتقد

    باشد كه اصول دين اسلام ، يعنى يگانگى خداوند متعال ، نبوت حضرت محمد (ص )، و فرارسيدن روز قيامت ،

    عدل خداوند و جانشينى امامان عليهالسلام ، بر حق است . ثانيا به زبان اعتراف كند، يعنى اعتقادات الهى و

    اسلامى خود را برزبان آورد، و همواره كلمه شهادتين را به زبان جارى سازد، و به يگانگى خدا و نبوت حضرت

    محمد (ص ) اقرار كند. ثالثا وظايف اسلامى خود را با اعضاء بدنش انجام دهد، يعنى وضو ساختن، نماز خواندن ،

    روزه گرفتن ، بدن گرفتن با زبان بد نشنيدن با گوش ، نگاه حرام نكردن با چشم ، و... تمام وظائفى را كه خداوند

    براى اعضاء بدن او تعيين فرموده است ، بطور صحيح و كامل به انجام رساند. بنابراين ، كس كه يكى از اين نشانه ها،

    يا قسمتى از اين نشانه ها رانداشته باشد، نمى توان خود را مؤ من حقيقى بداند.



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 12 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    حقيقت ايمان چيست؟

    آيا ايمان از سنخ عقيده و باور است يا ماهيتي عمل‌گرايانه دارد و يا ...؟ آيا ماهيت ايمان اكراه‌پذير است؟

    ايمان و اسلام چه نسبتي با يكديگر دارند؟ صفات مومنان چيست و آخر اينكه ايمان آيا تنها مولفه رستگاري

    است و يا كردار نيز در انضمام بدان نقش ايفا مي‌كند؟ ايمان در لغت از «أمن» است و أمن نيز، طمأنينه و آرامش

    نفس است و نترسيدن. أمان، گاهي نام حالتي است كه انسان در امن بر آن است و گاهي نام آنچه انسان بر آن

    امين مي‌شود مانند آيه 27 سوره انفال: «و تخونوا اماناتكم». ايمان گاهي، عنوان آييني است كه محمد(ص)

    پيام‌آور آن است: «الذين آمنو والذين هادوا و الصابئون و النصاري...»;[مائده/69]كساني كه ايمان آوردند و

    كساني كه يهودي هستند و صابئان و مسيحيان. اين ايمان در واقع به معناي «اسلام آوردن» است و مترادف به

    آن به كار مي‌رود در نتيجه كساني كه مسلمان مي‌شوند به آن توصيف مي‌گردند.«ما يومن اكثرهم بالله الا و

    هم مشركون»‌
    ;[يوسف/106]، بيشترشان به خدا ايمان نمي‌آورند، جز اينكه شريك مي‌گيرند. ايمان گاهي به

    معناي «اذعان نمودن نفس به حق بر سبيل تصديق و صادقانه شمردن آن» بكار مي‌رود. اين معنا از ايمان، همان

    مقصودي است كه امير بيان اين گونه آن را توصيف مي‌كند: «وسئل عن الايمان فقال: الايمان معرفه بالقلب

    و اقرار باللسان و عمل بالاركان» (1)،
    ايمان، شناخت قلبي، اقرار زباني و عمل با اعضا و جوارح است.

    در قرآن نيز در بسياري از فرازها ايمان در همين معنا به كار رفته است. A

    «والذين آمنوا بالله و رسله اولئك هم‌الصديقون»
    ;[حديد/19]، و كساني كه به خدا و پيامبرانش ايمان آوردند،

    آنان همان راستينانند. بنابراين در اين استعمال، ايمان بر هر سه مقوله كردار، گفتار و باور، صادق است. البته در

    برخي آيات ايمان به صورت مشخص و تنها برعمل صدق مي‌كند. «و ما كان الله ليضيع ايمانكم»;[بقره/143] و

    خدا بر آن نيست تا ايمان شما را ضايع كند. در اين آيه از تغيير قبله مسلمانان از مسجدالاقصي به مسجدالحرام

    سخن به ميان مي‌آيد و عده‌اي از مسلمانان نگران اين مسئله هستند كه با تغيير قبله، نمازهايي كه آنان تاكنون

    به جا آورده‌اند چه حالتي مي‌يابد، كه خداوند با اين جمله به آنان مي‌فهماند كه او در صدد تضييع عمل آنان نيست.



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 12 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    ايمان گاهي در قرآن به معناي لفظي، تصديق نيز بكار مي‌رود.

    « و ما انت بمومن لنا و لوكنا صادقين»
    ;[يوسف/17]، ولي تو ما را تصديق نمي‌كني هر چند راستگو باشيم.

    در ميان اين دو گونه استعمال ايمان كه يكي به معناي مومنان شريعتي خاص – مثلاً - اسلام است و ديگري ايمان

    به همان معناي اصطلاحي كه در كلام امام علي(ع) نيز منعكس گرديده است فرقهايي وجود دارد.

    يكي از اين فرقها كه مستقيماً به ماهيت و حقيقت ايمان نيز بازگشت مي‌كند، رابطه ايمان و اسلام است، در

    استعمال اول كه مي‌توان از آن با عنوان ايمان بالمعني الاعم نيز ياد كرد رابطه ميان اسلام و ايمان تساوي است

    يعني مي‌توان به هر مسلماني، مومن نيز اطلاق نمود و بالعكس اما در استعمال دوم نسبت ميان اسلام و ايمان،

    عموم و خصوص مطلق است، به اين معنا كه هر مومني، مسلمان است ولي هر مسلماني مومن نيست و به عبارت

    ديگر اسلام شرط لازم و نه كافي ايمان به حساب مي‌آيد. در قرآن نيز به اين فرق اشاره شده است.

    «قالت الاعراب آمنا، قل لم تؤمنوا و لكن قولوا أسلمنا ولمايدخل الايمان في قلوبكم.»;[حجرات/14]،

    باديه‌نشينان گفتند: «ايمان آورديم» بگو: «ايمان نياورده‌ايد، ليكن بگوييد: «اسلام آورديم.» و هنوز در دلهاي شما

    ايمان داخل نشده است. در اين آيه صراحتاً به فرق ميان ايمان و اسلام اشاره شده است. باديه‌نشينان اسلام

    آورده بودند و به ظاهر شهادتين را بر زبان جاري ساخته بودند، اما ايمان هنوز داخل در قلوب ايشان نگرديده بود.

    علامه طباطبايي- قدس‌سره- در تفسير آيه مي‌نويسد: «خداوند در آيه ايمان را از آنان نفي كرده است و واضح

    گردانيده كه ايمان هنوز داخل در قلوب ايشان، نشده است و البته براي ايشان اسلام را ثابت نموده است.

    از اينجا فرق ميان اسلام و ايمان ظاهر مي‌گردد به اينكه ايمان معنايي قائم به قلب است؛ از قبيل باور و اسلام

    امري قائم به زبان و اعضا و جوارح. در واقع اسلام، تسليم شدن و خضوع زباني با شهادت بر توحيد و نبوت و به لحاظ

    عمل، رفتار ظاهري با تبعيت [از رسول و دستوراتش] است. حال چه اين عمل با باور به حقانيت آنچه بدان شهادت

    داده و بدان عمل نموده همزمان و مقارن باشد و چه نباشد.»(2)

    بنا بر اين تفسير، مي‌توان اينگونه نتيجه‌گيري كرد:

    ايمان داراي سه ركن و يا به عبارت بهتر سه مرحله است. الف – مرحله زباني، ب- مرحله رفتاري، ج- مرحله باور

    و اعتقادي. باديه‌نشينان مرحله اول را طي نموده بودند، يعني ايمان در زبان و رفتارشان وارد شده بود ولي هنوز

    ايمان مرحله سوم در دلهايشان وارد نشده بود.

    ممكن است تفسير ديگري از اين آيه ارائه داد، به اين صورت كه ايمان تنها بر مرحله سوم اطلاق مي‌گردد و بر

    مراحل اول و دوم تنها عنوان اسلام صادق است. براين اساس مي‌توان حكمت امير مومنان را نيز اينگونه تفسير

    نمود كه داراي سه ركن دانستن ايمان در واقع‌ نظر به حقيقت ايمان ندارد، چه كه حقيقت ايمان امري جز باور و

    اعتقاد – همانگونه كه علامه طباطبايي – رحمه‌الله – تفسير مي‌كنند و آن را امري قائم به باور و اعتقاد مي‌دانند-

    نيست. اما زبان و عمل از لوازم ايمان به شمار مي‌آ‌يند. درست مانند، يك درخت ميوه كه ميوه دادن يا ندادن باعث

    نمي‌گردد تا عنوان درختي خاص بر آن صدق شود، اما چنين درختي حتماً همراه با ثمر دادن نيز مي‌باشد. علامه

    در تفسير آيه 143 سوره بقره «ايمان» را به «عمل» تفسير مي‌كنند.(3) در اين مورد بايد توجه نمود كه استعمال

    ايمان به جاي عمل به جهت قرينه‌اي است كه در آيه موجود است. قرينه از اين قرار است كه مسلمانان بعد از تغيير

    قبله گمان كردند، نمازهاي ايشان باطل است و ديگر ارزشي ندارد و از آنجايي كه نماز ركن و عمود دين به شمار

    مي‌رفت، به اين نتيجه خطا رسيدند كه ايمانشان نيز از ميان رفته است. بنابراين آيه در صدد اصلاح اين انديشه خطا

    برمي‌آيد كه خير اين‌چنين نمي‌باشد كه ايمانتان از ميان رفته است.



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  11. تشکرها 2


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 12 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    بنابراين با توجه به صحت ايمان اعمال شما نيز ارزش خود را از دست نداده است و نمازهايتان درست است

    و مقبول.

    علاوه بر اين آيه كه دلالت بر سنخ باور بودن ايمان دارد، آيات ديگر نيز شاهد همين امرند. به عنوان مثال مي‌توان

    به آيات فراواني استشهاد نمود كه عمل صالح را بر ايمان عطف كرده است «ان‌الذين آمنو و عملوا الصالحات»

    كساني كه ايمان آورند و عمل نيكو به جاي آوردند. اين دوگانگي كه تقريباً در سراسر آيات قرآن به چشم مي‌خورد

    دال بر اين امر است كه ايمان از سنخ عمل نيست. در داستان ساحران نيز همين امر مشهود است. آنان اظهار

    ايمان مي‌كنند با آنكه هنوز عملي از آنان سرنزده است.

    «قالوا آمنا برب العالمين، رب موسي و هارون»;[اعراف/121 – 122] و گفتند: «به پروردگار جهانيان ايمان

    آورديم، پروردگار موسي وهارون.» از طرف ديگر بايد به ماهيت ايمان توجه نمود. ايمان ماهيتي ثابت و حقيقتي ايستا

    ندارد، بلكه دائماً در حركت و شدن است. نوبه‌نو شدن از خواص ايمان به شمار مي‌رود. همين امر اثبات مي‌كند كه

    ايمان از سنخ عمل نيست، بلكه از سنخ باور است كه قابليت نوبه‌نو شدن را داراست، چرا كه عمل در حركت و شدن

    نيست.

    آدمي يا عمل را صحيح به جا مي‌آورد با شرايطش و يا خير. «يا ايهاالذين آمنو، آمنوا...»;[نساء/136]،

    اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، ايمان آوريد، يعني ايمان نو كنيد. همچنين از ماهيت ايمان كه جبرپذير و اكراه بردار

    نيست مي‌توان به اين نتيجه دست يافت كه ايمان از سنخ باور و معرفت باطني است، چرا كه اگر در مفهوم ايمان،

    عنصر عمل نيز دخيل مي‌بود مي‌شد با توسل به زور عمل ايماني ايجاد نمود، چنانچه بسياري از پادشاهان و حاكمان

    به زور از مخالفان خود به نفع خويش اقرار مي‌گرفتند و آنان را وادار مي‌ساختند تا براساس مرضي ايشان عمل نمايند.

    «لااكراه في الدين، قد تبين الرشد من الغي»;[ بقره/256]، در دين هيچ اجباري نيست. و راه از بيراهه بخوبي

    آشكار شده است.

    در باب آنچه ايمان در مورد آن شايسته است و يا آنچه بايد بدان تعلق گيرد و متعلقات ايمان نام دارد، قرآن به صراحت

    سخن گفته است. ايمان به غيب، اولين متعلق قرآن است كه از آن در قرآن ذكري به ميان آمده است. ايمان به

    پيامبران، ايمان به محتواي پيام، ايمان به فرستنده پيام (حضرت باريتعالي) ايمان به فرشتگان از موضوعات ديگر

    ايماني است. «كل آمن بالله و ملائكته و كتبه و رسله»;[بقره/285] و مومنان همگي به خدا و فرشتگان و

    كتابها و فرستادگانش ايمان آوردند. دقت در متعلقات و موضوعات ايماني، ما را به اين نكته رهنمون مي‌سازد كه

    ايمان از جنس معرفت و باور است، چرا كه ايمان به خدا و فرشتگان، نمي‌تواند از نوع عمل و كردار باشد و اصولاً

    بي‌معناست. صفات مومنان و ويژگيهاي آنان نيز در اين امر مشترك است. در قرآن از يك سو از مومنان خواسته

    شده تا به پيامبر(ص) ايمان آورند و از سوي ديگر آنان را به پيروي و تبعيت از او مي‌خواند، اگر ماهيت ايمان و عمل،

    يكسان بود، تعدد دعوت بي‌معنا مي‌بود.

    «فآمنوا بالله و رسوله النبي الامي الذي يؤمن بالله و كلماته و اتبعوه لعلكم تهتدون»;(اعراف/158).

    پس به خدا و فرستاده او- پيامبر بزرگ درس‌نخوانده‌اي- كه ايمان آورد به خدا و كلمات او،‌ ايمان آوريد و از او پيروي

    كنيد؛ شايد كه هدايت شويد. از ديگر ويژگي‌هاي ايمان، اختياري و ارادي‌بودن آن است؛ چنان كه ايمان از روي ترس،

    فايده‌اي در بر ندارد. با توجه به مطالب مطرح‌شده، مي‌‌توان درباره ماهيت ايمان به نتايج ذيل دست يافت:



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  13. تشکرها 2


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 12 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    ايمان در قرآن، گونه‌اي معرفت و شناخت است ولي تمام هويت آن، از سنخ علم و معرفت نيست. عمل و كردار،

    از اجزاي مقوّم ايمان نيست، گرچه عمل، همواره همراه ايمان است، به طوري كه از فقدان آن ناصوابي و بي‌اثربودن

    ايمان آشكار مي‌گردد. از دو مقدمه فوق به اين نتيجه مي‌رسيم كه ايمان علاوه بر معرفت، حاوي خشوع، خضوع و

    خشيت و تسليم است و همين امر موجب مي‌گردد تا با عمل، پيوند نزديكي برقرار سازد.

    پي‌نوشت‌ها: 1 -سيدشريف رضي، نهج‌البلاغه، حكمت227 .2- علامه طباطبايي،

    الميزان في تفسير القرآن، ج18، ص 332 .3 - همان، ج1، ص320.علامه آنچنان به تفسير ايمان به

    اعمال در آيه مذكور اطمينان دارند كه در متن آيه بدون اينكه هيچ‌گونه تمايزي قائل شوند واژه «اعمالكم»

    را به جاي «ايمانكم»به كار برده‌اند كه البته چندان صواب به نظر نمي‌آيد.


    منبع:
    اداره مشاوره نهاد مقام معظم رهبري در دانشگاه ها



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  15. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود