صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کرامات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از زبان علماء

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96

    کرامات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها بر علما




    کرامات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از زبان علماء
    حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از خاندان کرامت است و عنایات حضرت شامل حال همه زائرین و مجاورین می شود؛

    در این میان ایشان کرامات و عنایات ویژه ای به انسانهای ویژه دارد. خصوصا به بزرگان و علمای دین توجه علی حده ای دارند.

    در این نوشتار به گوشه ای از این توجهات که بصورت کرامت از حضرت معصومه صادر شده است آورده شده است.




  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    نجات از مرگ


    آیة الله حاج شیخ عبدالله مجد فقیهی:

    در اوایل ورود ما به قم، صبیّه این جانب مریض شد و معالجات فراوان نتیجه نداد، تا سرانجام در بستر مرگ افتاد و امید ما از همه جا قطع شد. مقدمات دفن فراهم شد و من برای اجازه دفن به سراغ پزشك قانونی رفتم..


    در مسیر خود به مطب دكتر قانونی، وارد حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام شدم و عرض كردم: «ای بی بی دو عالم ما به شما پناهنده ایم، شما راضی نشوید كه در آغاز تشكیل زندگی و در اوایل ورود ما به این شهر مقدس، ما پریشان خاطر و دل افسرده شویم.»
    برگ اجازه دفن را از پزشك قانونی گرفتم و به خانه برگشتم، با كمال تعجّب دیدم كه آثار حیات در چهره اش آشكار گشته است.
    پستانك را به دهانش نزدیك كردیم شروع به مكیدن كرد. طولی نكشید كه همه آثار مرگ و مرض از چهره اش بر طرف شد و بهبودی كامل یافت و از كرامات بی بی، الآن نیز زندگی خوش و مرفّهی دارد و خود صاحب دو فرزند است. (1)



  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    حل مشكل مالی


    آیة الله سید محمدعلی روحانی:



    در محضر پدر بزرگوارم، به دیدن یكی از مراجع رفته بودیم، نقل فرمودند: «در ایّامی كه از نجف اشرف به قم آمدم دستم به كلّی خالی بود و 15 ریال می بایست به «سورچی» بدهم و چیزی نداشتم. به حرم مطهّر مشرّف شدم و تحت الحنك عمامه ام را به ضریح بستم و به حضرت معصومه علیها السلام متوسّل شدم، همان روز مرحوم آیةالله حایری 50 ریال به من مرحمت كردند و رفع مشكل شد. (2)


    شفا از بیماری لاعلاج


    آیة الله حاج شیخ فرج الله هرسینی:

    ایشان به سال 1371 هجری برای معالجه به تهران آمده، آنگاه برای استشفاء به قم و حرم مطهّر حضرت معصومه علیهاالسلام شرفیاب شده است. هنگامی كه مورد عنایت كریمه اهل بیت علیها السلام قرار گرفت، حوزه را برای اقامت خود انتخاب كرد و به درس و بحث پرداخت.

    او در مجمع فضلا و طلاب می فرمود: «از روزی كه به قم آمده ام و به حرم اهل بیت علیهم السلام پناه آورده ام، روز به روز حالم بهتر شده، از آن كسالتی كه اطّبا از معالجه آن عاجز بودند، هیچ اثری در من باقی نمانده است.(3)



  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    آب زمزم و تربت


    دوست دانشمندم حضرت حجه الاسلام و المسلمین آقای حاج سید احسان الله سبزواری که از فضلای برجسته حوزه علمیه قم می باشد می فرمود :

    در سال 1414 هـ . که تولد یکی از فرزندان نزدیک بود
    به حرم مطهر بی بی مشرف شدم و عرض کردم: برای تولد فرزندم سه چیز از شما می خواهم:



    1. مقداری تربت حائر مقدس امام حسین علیه السلام
    2.مقداری آب فرات
    3.مقداری آب زمزم که هر سه را برای برداشتن کام فرزندم می خواستم که در روایات بر آنها تاکید فراوان شده است.



    اینها را می خواستم و مطمئن شدم که انشاء الله درست می شود.از حرم بیرون آمدم به کسی برخوردم بدون اینکه من چیزی بگویم گفت: قدری آب زمزم آورده ام شیشه ای بیاور مقداری هم به تو بدهم. به شخص دیگری برخورد کردم پرسیدم : شما تربت اصل ندارید ؟ استخاره کرد و بعد از استخاره گفت : بیا من مقداری از تربت ایوان طلا دارم. وقتی رفتم و تربت را گرفتم همین که به دستم رسید حالم منقلب شد . تربت عجیبی بود وقتی آن را به منزل آوردم بدنم می لرزید. اما حاجت سوم ( آب فرات ) را لیاقت نداشتم و آن وقت به دستم نرسید . سالها بعد به دستم رسید. تربت را با آب زمزم ممزوج کردم وقتی بچه متولد شد ، امّ الزوجه آن را توسّط یکی از پرستارها به بچه داد و کامش را با آن برداشت. امیر المومنان علیه السلام می فرماید : کام فرزندان خود را با آب فرات بردارید تا از دوستان ما بشوید.(4)



  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    بی نیاز شدن از عمل جراحی


    آیت الله سید محمد باقر موحد ابطحی نقل فرمودند كه

    همشیره حجه الاسلام و المسلمین آقای سید احمد روضاتی ( همسر آقا حسام الدین ) مریض بودند و احتیاج به عمل جراحی داشتند ، روز چهارشنبه ای قرار بود در تهران تحت عمل جراحی قرار بگیرند . دكتر گفته بود : چون روز جمعه من در تهران نیستم ، صلاح می دانم كه شما روز شنبه و یا یكشنبه بیایید كه من همان روز شما را عمل می كنم.


    اینها به قم آمدند و در منزل ما بودند ، شب جمعه این خانم به حرم مشرف می شوند و التماس فراوان می كنند كه ای بی بی دو عالم شما می دانید برای زن بسیار سخت است كه خود را در اختیار جراح نامحرم قرار بدهد ، شما راضی نشوید من این مشقت روحی را تحمل كنم.


    روز موعود به تهران رفتند دكتر بعد از معاینه مجدد گفت : شما اصلا احتیاج به عمل ندارید . و همان روز با خوشحالی برگشتند . با این كه دكترهای اصفهان و تهران ، از جمله خود همین دكتر ، متّفق القول بودند كه باید تحت عمل جراحی قرار بگیرد.(5)



  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    صوت زیبا از عنایت بی بی

    خطیب توانا، فقید سعید حاج شیخ غلامرضا فقیه یزدی، مشهور به " طبسی " متولّد 1295 ه.
    و متوفّای 1378 ه. در ایام اقا متش در قم به سختی زندگی می کرد و به جهت نداشتن صوت زیبا نمی توانست درامر منبر و تبلیغ موفّق باشد، ولی گاهی از روی ناچاری به دهات می رفت و در مناطق محروم تبلیغ می کرد و احیاناً کمک هزینه ای به دست می آورد .



    سالی در نزدیکی ماه محرّم به قصد تبلیغ با اراک می رود، به جهت نداشتن صوت و صدا کسی از او دعوت نمی کند. یکی از روحانیون اراک مبلغی به او می دهد و او را به اصفهان می فرستد و ایشان از اصفهان به پای پیاده به سوی یزد عزیمت می کند.

    پس از طّی مسافتی در حدود "نوگنبد" راه را گم می کند، مدّتی دربیراهه طّی طریق می کند، تشنگی بر او غلبه می کند و از راه رفتن باز می ماند.

    در آن حال یأس و نومیدی متوجّه حضرت معصومه علیها السّلام می شود وعرض می کند: ای دختر موسی بن جعفر، این شیوهء مهمانداری نیست، من سالها در زیرسایه شما و ودر جوار رحمت شما بودم، از شیوه مهمان نوازی به دور است که در وسط بیابان تشنه و گرسنه بمیرم و طعمه حیوانات شوم.

    یک مرتبه صدایی به گوشش می رسد که برخیز و آب بخور.از جای بر می خیزد و نهر آبی را در نزدیکی خود مشاهده می کند. به سوی آن نهر حرکت می کند، از آن آب می خورد و در داخل آن فرو می رود، نشاطی پیدا می کند و به راه می افتد.

    پس از خوردن آن آب احساس می کند که صوت و صدایی یافته و تارهای صوتی اش دگرگون شده است. در آن بیابان که به سوی یزد راه می پیموده شروع می کند با صدای بلند آواز خواندن و مطمئن می شود که عنایتی شده است.

    چون به یزد می رسد و در مجالس وعظ و خطابه حاضر می شود، خطبه های پرشوری می خواند و همگان را تحت تأثیر سخنان نافذ و با ملاحتش قرار می دهد.از آن تاریخ ( محرّم 1345 ه. ) به عنوان یکی از خطبای نامی ایران شناخته می شود، به هر شهری قدم می گذارد، برای شنیدن سخنرانیهایش ازدحام می شود و از برکت کریمه اهلبیت در فنّ خطابه و سخنوری از نادره های زمان و یگانه های دوران می شود.(6)





  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    حیات دوباره جنین


    آیت ‏اللَّه شب‏ زنده ‏دار راجع به عموى محترمشان، عبدصالح مرحوم آقاى ‏حاج‏ قنبر رحمةاللَّه ‏علیه نقل كردند كه:

    همسرشان حمل پیدا كرده بود و بعد از مدتى متوجّه مى‏شوند كه جنین حركت ندارد. مراجعه به دكتر مى‏شود و او مى‏ گوید: بچه در شكم مادر مرده و باید عمل جراحى انجام شود و بچه مرده را بیرون بیاورند. آن زمان - شصت سال قبل - هم كه هنوز عمل جراحى شایع نبود و امكانات و وسایل امروز را نداشته‏اند و از این‏رو عمل براى آن خانم و بستگانش گران تمام مى‏شود و بالاخره تصمیم مى ‏گیرند كه براى استشفا به مشهد مقدّس مشرّف شوند. لذا حركت مى‏كنند تا به قم مى‏رسند، خود آن محترمه گفته است: براى زیارت حضرت معصومه سلام ‏اللَّه ‏علیها رو به سوى حرم رفتیم و به مجرّد اینكه پا را داخل حرم گذاشتیم بچه شروع به حركت كرد و به جنبش آمد. این جریان موجب شادى آنان مى‏شود و مرحوم حاج‏قنبر از قم نام ه‏اى به جهرم مى ‏فرستد و جریان را اطلاع مى ‏دهد و مى‏ گوید: ما پیش از آنكه به مشهد برسیم، خداوند لطف كرده و شفا داد. (7).


    مرحوم مغفور حجةالاسلام آقاى سیدمحمّدباقر موسوى ‏گوگدى، والد ماجد مرحوم آیت‏ اللَّه ‏العظمى گلپایگانى رضوان ‏اللَّه ‏علیه، گاهى از گلپایگان به عزم زیارت حضرت فاطمه ‏معصومه سلام ‏اللَّه ‏علیها به قم مى ‏آمده ‏اند و فرزند گرانقدرشان رضوان‏ اللَّه‏ علیه فرمودند: به یاد دارم كه یك بار مرا هم با خود به قم آوردند و من با ایشان بودم..

    در یكى از سفرهایى كه آن سیّد جلیل و بااخلاص به قم مى‏كنند، منزلى را به مبلغى اجاره مى‏كنند كه مال‏ الأجاره آن نسبتاً زیاد و گران بوده است. آن مرد با اخلاص و صاحب مقام یقین فرموده بود: اى عجب من از عمّه ‏ام - حضرت معصومه سلام ‏اللَّه ‏علیها خواستم كه منزل خوبى برایم فراهم كنند و ایشان اجابت كردند، ولى از یادم رفت كه از ایشان بخواهم كه ارزان هم باشد.(8)



       
    پی نوشت ها:

    1. پرتوی از روی دوست ،اسماعیل کرمانشاهی (کتابخانه دیجیتالی سایت آستانه)
    2 و3. همان
    4.کرامات معصومیه (س) علی اکبر مهدی پور(کتابخانه دیجیتالی سایت آستانه)
    5 و 6.همان
    7.بانوی ملکوت، آیت الله کریمی جهرمی،ص105
    8.همان،ص106 و 107



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    کرامات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از زبان علماء




    کرامت حضرت معصومه علیها السلام نسبت به جوان نخجوانی


    حضرت آیت الله مکارم شیرازی می فرمود: «بعد از فروپاشی شوروی و آزاد شدن جمهوری های مسلمان نشین،

    مردم شیعه نخجوان تقاضا کردند که عده ای از جوانان خود را به حوزه علمیه قم بفرستند تا برای تبلیغ در آن منطقه

    تربیت شوند.



    مقدمات کار فراهم شد و استقبال عجیبی از این امر به عمل آمد. از بین سیصد نفر داوطلب، پنجاه نفری که

    معدل بالایی داشتند و جامع ترین آن ها بودند برای اعزام به حوزه علمیه انتخاب شدند. در این میان جوانی که با

    داشتن معدل بالا، به سبب اشکالی که در یکی از چشمانش وجود داشت، انتخاب نشده بود، با اصرار فراوان پدر

    ایشان، مسؤول مربوطه ناچار از قبول ایشان شد. ولی هنگام فیلمبرداری از مراسم بدرقه از کاروان علمی،

    مسؤول فیلم برداری دوربین را روی چشم معیوب این جوان متمرکز کرده و تصویر برجسته ای از آن را به نمایش

    می گذارد. جوان با دیدن این منظره بسیار ناراحت و دل شکسته می شود. وقتی کاروان به قم رسید و در مدرسه

    مربوطه ساکن شدند، این جوان به حرم مشرف شده و با اخلاص تمام متوسل به حضرت می شود و در همان حال

    خوابش می برد. در خواب عوالمی را مشاهده کرده و بعد از بیداری می بیند چشمش سالم و بی عیب است.



    او بعد از شفا گرفتن به مدرسه بر می گردد. دوستان او با مشاهده این کرامت و امر معجزه آسا، دسته جمعی به

    حرم حضرت معصومه علیها السلام مشرف شده و ساعت ها مشغول دعا و توسل می شوند. وقتی این خبر به

    نخجوان می رسد، آن ها مصرانه خواهان این می شوند که این جوان بعد از شفا یافتن و سلامتی چشمش به آن

    جا برگردد که باعث بیداری و هدایت دیگران و استحکام عقیده مسلمین گردد.»



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    آزاد شدن اسیر جنگی



    حضرت حجه الاسلام و المسلمین آقای ابن الرّضا از حاج آقای کشفی از خدمتگزاران بلند پایه حرم حضرت معصومه

    علیها السلام نقل کردند که در ایام جنگ، شبی از شبها گروهی از اسرای عراقی را به حرم مطهّر کریمه اهل بیت

    آورده بودند، در طرف بالای سر حضرت میله هایی نهاده شده بود که اسرا در داخل میله ها و دیگر زائران در بیرون

    میله ها مشغول زیارت بودند. یکمرتبه دیدیم که زنی از میان تماشاگران جیغ کشید و بلافاصله یکی از اسرا نیز

    جیغی کشید.



    معلوم شد که این اسیر از شیعیان عراقی بوده، به خدمت سربازی رفته، توسّط ارتش عراقی او را اجباراً به جبهه

    برده اند و آنجا به اسارت نیروهای ایرانی درآمده است.



    مادرش نیز به جرم شیعه بودن از عراق اخراج شده، به ایران آمده، در قم اسکان داده شده، و به کلّی از سرنوشت

    پسرش بی خبر مانده است.



    این مادر بیچاره، هر شب به حرم مطهّر حضرت معصومه علیها السلام مشرّف می شده، به خدمت بی بی عرض

    می کرده: بی بی جان من پسرم را از تو می خواهم.



    آن شب نیز چون شبهای دیگر به حرم مشرّف شده، برای پسرش دعا کرده، به حضرت معصومه علیها السلام متوسّل

    شده است که یکمرتبه پسرش را در میان اسیران دیده، بی اختیار جیغ کشیده، پسرش نیز متوجّه مادر شده، متقابلاً

    جیغ کشیده و اینگونه از عنایات حضرت معصومه علیها السلام پس از سالها جدایی، چشم مادر با دیدن میوه دلش روشن گردیده است.



    پس از این رخداد جالب، توسّط سازمان بین المللی ترتیبی داده شد که این پسر از اسارت آزاد شده به کانون گرم

    خانواده برگردد.


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  11. تشکر


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    پاداش گرامیداشت خادم


    مرحوم حاج میرزا محمد تنکابنی، متوفای ۱۳۰۲ هـ. تألیفات فراوانی دارد که اسامی ۲۱۲ جلد از آنها را در کتاب

    قصص العلماء آورده است. کتاب قصص العلماء به طوری که از عنوانش پیداست، در مورد شرح حال علمای اعلام

    تألیف شده است.



    مرحوم تنکابنی در این کتاب به سبک قدما شرح حال خودش را نیز نوشته است.



    او در ضمن شرح حال خویش به عنایاتی از حضرت معصومه سلام الله علیها اشاره کرده، که یک نمونه آن را در اینجا

    می آوریم: در سالی که برای زیارت حضرت فاطمه دختر موسی بن جعفر علیهما السلام ملقب به حضرت معصومه

    سلام الله علیها به قم مشرف شدم، کیسه ای داشتم که مخصوص پول طلا بود، همواره مقدار معینی طلای مسکوک

    در آن می گذاشتم و همراه خود می بردم.



    در یک شب جمعه ای دو اشرفی طلا در آن کیسه نهادم و برای آستان بوسی دختر باب الحوائج به حرم مطهر مشرف

    شدم. در حرم مطهر به دلم گذشت که به یکی از خدام هدیه ای بدهم، چون هوا تاریک بود به جای دو روپیه، دو اشرفی

    طلا را به او داده بودم.



    هنگامی که به منزل مراجعت کردم، کیسه پول را خالی یافتم و متوجه شدم که اشرفی ها را سهواً به جای روپیه

    داده ام. صبح هنگامی که می خواستم از منزل بیرون بروم آن کیسه را برداشتم که تعدادی اشرفی در آن بگذارم و

    برای خرجی همراه خود بردارم، با کمال تعجب مشاهده کردم که دو اشرفی طلا در آن هست.



    من مطمئن هستم که شب آن کیسه خالی بود و مطمئن هستم که احدی در آن تصرف نکرده بود.



    سپس ایشان اضافه می کند که این قضیه دو بار برایم اتّفاق افتاد



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  13. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود