صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سخنان مقام معظم رهبری در مورد ولایتعهدی امام رضا(علیه السلام)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    420
    مورد تشکر
    185 پست
    حضور
    79 روز 9 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    6

    سخنان مقام معظم رهبری در مورد ولایتعهدی امام رضا(علیه السلام)




    پرسش:
    دیدگاه مقام معظم رهبری حضرت ایت الله خامنه ای در مورد موضوع ولایتعهدی امام رضا(علیه السلام) چیست؟
    پاسخ:
    در هنگام برگزاری نخستین کنگره جهانی امام رضا علیه ‏السلام در مشهد مقدس توسط دانشگاه اسلامی رضوی ،مقام معظم رهبری در پیامی جامع یکی از فصلهای عمده زندگینامه سیاسی امام رضا علیه‏ السلام را مورد بررسی قرار دادند.
    ایشان در بخشی از پیام خود فرمودند: اكنون جای آن است كه به اختصار، حادثه ولیعهدی را مورد مطالعه قرار دهیم.
    حادثه ولیعهدی:
    در این حادثه امام هشتم علی‏ بن موسی‏ الرضا (علیه‏ السلام) در برابر یك تجربه تاریخی عظیم قرار گرفت و در معرض یك نبرد پنهان سیاسی كه پیروزی یا ناكامی آن می‏ توانست‏ سرنوشت تشیع را رقم بزند، واقع شد.
    در این نبرد رقیب كه ابتكار عمل را به دست داشت و با همه امكانات به میدان آمده بود مأمون بود. مأمون با هوشی سرشار و تدبیری قوی و فهم و درایتی‏ بی‏ سابقه‏ قدم در میدانی نهاد كه اگر پیروز می‏ شد و می‏ توانست آنچنان كه برنامه‏ ریزی كرده بود كار را به انجام برساند، یقینا به هدفی دست می‏ یافت كه از سال چهل هجری یعنی از شهادت علی‏ بن ابی‏ طالب (علیه‏ السلام) هیچ یك از خلفای‏ اموی و عباسی با وجود تلاش خود نتوانسته بودند به آن دست‏ یابند، یعنی می‏ توانست درخت تشیع را ریشه‏ كن كند و جریان معارضی راكه همواره همچون خاری در چشم سردمداران خلافتهای طاغوتی فرو رفته بود به كلی نابود سازد.
    اما امام هشتم (علیه السلام)با تدبیری الهی بر مأمون‏ فائق آمد و او را در میدان نبرد سیاسی كه خود به وجود آورده بود به ‏طور كامل شكست داد و نه فقط تشیع، ضعیف یا ریشه‏ كن نشد بلكه حتی‏ سال‏ دویست و یك هجری، یعنی سال ولایتعهدی آن حضرت(علیه السلام)، یكی از پربركت‏ ترین‏ سالهای‏ تاریخ‏تشیع شد و نفس تازه‏ ای در مبارزات علویان دمیده شد؛ و این همه به بركت تدبیر الهی امام هشتم(علیه السلام) و شیوه حكیمانه‏ ای بود كه‏ آن‏ امام ‏معصوم (علیه السلام)‏در این آزمایش بزرگ از خویشتن نشان داد.
    برای اینكه پرتوی بر سیمای این حادثه عجیب افكنده شود به تشریح كوتاهی‏ از تدبیر مأمون ‏و تدبیر امام در این حادثه می‏ پردازیم.

    حضرت زهرا سلام الله عليها :«مَنْ اَصْعَدَ اِلیَ اللّه ِ خالِصَ عبادتِهِ اَهْبَطَ اللّه ُ الیهِ اَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ؛ هر کس عبادت خالصانه خود را نزد خدا بالا بفرستد، خداوند هم برترین مصلحت خود را برای او فرو می فرستد».

    حضرت آیت الله بهجت(ره): ما آمده ایم زندگي كنيم تا قیمت پیدا کنیم، نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    420
    مورد تشکر
    185 پست
    حضور
    79 روز 9 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    6

    تدبیر مأمون ‏و تدبیر امام(علیه السلام)






    مأمون‏ از دعوت ‏امام‏ هشتم(علیه السلام)‏ به ‏خراسان چند مقصود عمده را تعقیب می‏ كرد:
    اولین و مهمترین آنها، تبدیل صحنه مبارزات حاد انقلابی شیعیان به عرصه‏ فعالیت‏ سیاسی‏ آرام‏ و بی‏ خطر بود. همان‏ طور كه گفتم شیعیان در پوشش‏ تقیه،مبارزاتی خستگی‏ ناپذیر و تمام نشدنی داشتند، این مبارزات كه با دو ویژگی همراه بود، تاثیر توصیف‏ناپذیری‏ در برهم زدن بساط خلافت داشت، آن دو ویژگی، یكی مظلومیت‏ بود و دیگری قداست.

    شیعیان با اتكاء به این دو عامل نفوذ، اندیشه شیعی را كه همان تفسیر و تبیین اسلام از دیدگاه ائمه اهل‏ بیت است، به زوایای دل و ذهن مخاطبان‏ خود می‏ رساندند و هركسی‏ را كه از اندك آمادگی برخوردار بود، به آن طرز فكر متمایل و یا مؤمن می‏ ساختند و چنین بود كه دائره تشیع، روز به روز در دنیای اسلام گسترش‏ می‏ یافت و همان مظلومیت و قداست‏ بودكه با پشتوانه تفكر شیعی اینجا و آنجا در همه دورانها قیامهای مسلحانه و حركات‏ شورشگرانه‏ را بر ضد دستگاههای ‏خلافت ‏سازماندهی می‏ كرد.
    مأمون می‏ خواست‏ یكباره آن خفا و استتار را از این جمع مبارز بگیرد و امام(علیه السلام) را از میدان مبارزه انقلابی به میدان‏ سیاست‏ بكشاندو به این وسیله كارایی‏ نهضت‏ تشیع‏راكه بر اثر همان استتار و اختفا روز به روز افزایش یافته بود به صفر برساند. با این كار مأمون آن دو ویژگی مؤثر و نافذ را نیز از گروه علویان می‏ گرفت زیرا جمعی ‏كه‏ رهبرشان ‏فرد ممتاز دستگاه خلافت و ولیعهد پادشاه مطلق‏ العنان وقت‏ و متصرف در امور كشور است نه مظلوم است و نه آن چنان مقدس.
    این تدبیر می‏ توانست فكر شیعی را هم در ردیف بقیه عقاید و افكاری كه درجامعه طرفدارانی داشت قرار دهد و آن‏ را از حد یك تفكر مخالف دستگاه كه اگرچه از نظر دستگاهها ممنوع و مبغوض ‏است ‏از نظر مردم بخصوص ضعفا پرجاذبه و استفهام برانگیز است ‏خارج سازد.

    حضرت زهرا سلام الله عليها :«مَنْ اَصْعَدَ اِلیَ اللّه ِ خالِصَ عبادتِهِ اَهْبَطَ اللّه ُ الیهِ اَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ؛ هر کس عبادت خالصانه خود را نزد خدا بالا بفرستد، خداوند هم برترین مصلحت خود را برای او فرو می فرستد».

    حضرت آیت الله بهجت(ره): ما آمده ایم زندگي كنيم تا قیمت پیدا کنیم، نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    420
    مورد تشکر
    185 پست
    حضور
    79 روز 9 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    6



    دوم، تخطئه مدعای تشیع مبنی بر غاصبانه بودن خلافتهای اموی و عباسی و مشروعیت دادن به این خلافتها بود، مأمون با این كار به همه شیعیان ‏مزورانه ‏ثابت‏ می‏ كرد كه ‏ادعای غاصبانه‏ و نامشروع بودن خلافتهای مسلط كه همواره‏ جزء اصول اعتقادی شیعه به حساب می‏ آمده است ‏یك حرف بی‏ پایه و ناشی از ضعف و عقده های حقارت بوده است، چه اگر خلافتهای دیگران نامشروع و جابرانه بود خلافت مأمون هم‏ كه جانشین‏ آنهاست ‏می‏ باید نامشروع و غاصبانه باشد و چون علی‏ بن‏ موسی الرضا (علیه‏ السلام) با ورود در این دستگاه و قبول جانشینی مأمون او را قانونی و مشروع دانسته پس باید بقیه‏ خلفا هم از مشروعیت ‏برخوردار بوده ‏باشند و این، نقض همه ادعاهای شیعیان است، با این كار نه فقط مأمون از علی‏ بن موسی‏ الرضا(علیه‏ السلام) بر مشروعیت‏ حكومت ‏خود و گذشتگان اعتراف می‏ گرفت‏ بلكه یكی از اركان اعتقادی تشیع یعنی ظالمانه بودن پایه حكومتهای قبلی را نیز درهم می‏ كوبید.
    علاوه بر این ادعای دیگر شیعیان مبنی بر زهد و پارسایی و بی‏ اعتنایی ائمه به ‏دنیا نیز با این كار نقض می‏ شد كه‏ آن‏ حضرات‏ فقط در شرایطی كه به دنیا دسترسی نداشته‏ اند نسبت ‏به آن زهد می‏ ورزیدند و اكنون كه درهای بهشت دنیا به روی آنان باز شد به ‏سوی آن شتافتند و مثل دیگران خود را از آن متنعم كردند.

    حضرت زهرا سلام الله عليها :«مَنْ اَصْعَدَ اِلیَ اللّه ِ خالِصَ عبادتِهِ اَهْبَطَ اللّه ُ الیهِ اَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ؛ هر کس عبادت خالصانه خود را نزد خدا بالا بفرستد، خداوند هم برترین مصلحت خود را برای او فرو می فرستد».

    حضرت آیت الله بهجت(ره): ما آمده ایم زندگي كنيم تا قیمت پیدا کنیم، نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    420
    مورد تشکر
    185 پست
    حضور
    79 روز 9 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    6



    سوم، اینكه‏ مأمون‏ با این كار، امام(علیه السلام) را كه‏ همواره‏ یك‏ كانون‏ معارضه‏ و مبارزه بود در كنترل دستگاههای خود قرار می‏ داد. به جز خود آن حضرت(علیه السلام)، همه سران و گردنكشان و سلحشوران علوی را نیز در سیطره خود در می‏ آورد و این موفقیتی بود كه هرگز هیچ یك از اسلاف مأمون چه بنی‏ امیه و چه بنی‏ عباس بر آن دست نیافته بودند.
    چهارم، اینكه امام(علیه السلام) را كه یك عنصر مردمی و قبله امیدها و مرجع سؤالها و شكوه ها بود در محاصره ماموران حكومت‏ قرار می‏ داد و رفته رفته رنگ مردمی بودن را از او می‏ زدود و میان او و مردم و سپس میان او و عواطف و محبتهای مردم فاصله می‏ افكند.
    پنجم، این بود كه با این‏ كار برای خود وجهه و حیثیتی معنوی كسب می‏ كرد. طبیعی بود كه در دنیای آن روز همه او را بر اینكه فرزندی از پیغمبر و شخصیتی مقدس و معنوی را به ولیعهدی خود برگزیده و برادران و فرزندان خود را از این امتیاز محروم ساخته است، ستایش كنند و همیشه چنین است كه نزدیكی دینداران به دنیاطلبان از آبروی دینداران می‏ كاهد و بر آبروی دنیاطلبان می‏ افزاید.
    ششم، آنكه در پندار مأمون، امام(علیه السلام) با این‏ كار به یك توجیه‏ گر دستگاه خلافت‏ بدل می‏ گشت، بدیهی است‏ شخصی در حد علمی و تقوایی امام(علیه السلام) باآن‏ حیثیت‏ وحرمت‏ بی‏ نظیری كه وی به عنوان فرزند پیامبر در چشم همگان داشت اگر نقش توجیه حوادث را در دستگاه حكومت‏ بر عهده می‏ گرفت هیچ نغمه مخالفی نمی‏ توانست‏ خدشه‏ ای بر حیثیت آن دستگاه وارد سازد، این خود در حكم حصار منیعی بود كه می‏ توانست همه خطاها و زشتی های دستگاه خلافت را از چشمها پوشیده بدارد.

    حضرت زهرا سلام الله عليها :«مَنْ اَصْعَدَ اِلیَ اللّه ِ خالِصَ عبادتِهِ اَهْبَطَ اللّه ُ الیهِ اَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ؛ هر کس عبادت خالصانه خود را نزد خدا بالا بفرستد، خداوند هم برترین مصلحت خود را برای او فرو می فرستد».

    حضرت آیت الله بهجت(ره): ما آمده ایم زندگي كنيم تا قیمت پیدا کنیم، نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    420
    مورد تشکر
    185 پست
    حضور
    79 روز 9 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    6



    به جز اینها هدفهای دیگری نیز برای مأمون متصور بود.
    چنانكه مشاهده می‏ شود این تدبیر به ‏قدری پیچیده و عمیق است كه یقینا هیچ‏ كس‏ جز مأمون نمی‏ توانست آن را بخوبی هدایت كند و بدین جهت‏ بود كه دوستان و نزدیكان مأمون از ابعاد و جوانب آن بی‏ خبر بودند. از برخی گزارشهای تاریخی چنین برمی‏ آید كه حتی «فضل‏ بن سهل» وزیر و فرمانده كل و مقربترین فرد دستگاه خلافت نیز از حقیقت و محتوای این سیاست، بی‏ خبر بوده است. مأمون‏ حتی‏ برای‏ اینكه هیچ‏ گونه ضربه‏ ای‏ برهدفهای وی از این حركت پیچیده وارد نیاید داستانهای جعلی برای ‏علت‏ و انگیزه ‏این اقدام می‏ ساخت و به این و آن می‏ گفت.
    حقا باید گفت‏ سیاست مأمون از پختگی و عمق بی‏ نظیری برخوردار بود. اما آن سوی دیگر این صحنه نبرد، امام علی‏ ابن موسی‏ الرضا (علیه‏ السلام) است و همین است كه علی‏ رغم زیركی شیطنت‏ آمیز مأمون تدبیر پخته و همه جانبه او را به حركتی بی‏ اثر و بازیچه‏ ای كودكانه بدل می‏ كند، مأمون با قبول آن همه زحمت و با وجود سرمایه‏ گذاری عظیمی كه در این راه كرد از این عمل نه تنها طرفی بر نبست‏ بلكه سیاست او به سیاستی بر ضد او بدل شد. تیری كه با آن، اعتبار و حیثیت و مدعاهای امام علی‏ بن موسی‏ الرضا (علیه‏ السلام) را هدف گرفته شده بود خود او را آماج قرار داد، به طوری‏ كه بعد از گذشت مدتی كوتاه ناگزیر شد همه تدابیر گذشته خود را كان‏ لم‏ یكن شمرده، بالاخره همان شیوه‏ ای را در برابر امام (علیه‏ السلام) در پیش بگیرد كه همه گذشتگانش در پیش‏ گرفته‏ بودند یعنی «قتل» و مأمون كه در آرزوی چهره قداست مآب خلیفه‏ ای موجه و مقدس و خردمند، این همه تلاش كرده بود سرانجام در همان مزبله‏ ای كه همه خلفای پیش از او در آن سقوط كرده بودند، یعنی فساد و فحشا و عیش و عشرت توام با ظلم و كبر فرو غلطید. دریده شدن پرده ریا مأمون را در زندگی پانزده ساله او پس از حادثه ولیعهدی در دهها نمونه می‏ توان مشاهده كرد كه از جمله آن به خدمت گرفتن قاضی القضاتی فاسق و فاجر و عیاش همچون یحیی‏ بن اكثم و همنشینی و مجالست با عموی خواننده و خنیاگرش ابراهیم‏ بن‏ مهدی‏ و آراستن بساط عیش و نوش و پرده‏ دری در دارالخلافه او در بغداد است.


    حضرت زهرا سلام الله عليها :«مَنْ اَصْعَدَ اِلیَ اللّه ِ خالِصَ عبادتِهِ اَهْبَطَ اللّه ُ الیهِ اَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ؛ هر کس عبادت خالصانه خود را نزد خدا بالا بفرستد، خداوند هم برترین مصلحت خود را برای او فرو می فرستد».

    حضرت آیت الله بهجت(ره): ما آمده ایم زندگي كنيم تا قیمت پیدا کنیم، نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.

  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    420
    مورد تشکر
    185 پست
    حضور
    79 روز 9 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    6

    تشریح سیاستها و تدابیر امام(علیه‏ السلام)





    اكنون به تشریح سیاستها و تدابیر امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام )در این حادثه می‏ پردازیم:
    تشریح سیاستها و تدابیر امام(علیه‏ السلام)
    1. هنگامی كه امام(علیه‏ السلام) را از مدینه به خراسان دعوت كردند آن حضرت فضای مدینه را از كراهت و نارضایی خود پر كرد، به طوری كه همه كس در پیرامون امام یقین كردند كه مأمون با نیت‏ سوء حضرت‏ را از وطن خود دور می‏ كند، امام (علیه‏ السلام) بد بینی خود به مأمون را با هر زبان ممكن به همه گوشها رساند، در وداع با حرم پیغمبر، در وداع با خانواده‏ اش، در هنگام خروج از مدینه، در طواف كعبه كه برای وداع انجام می‏ داد، با گفتار و رفتار با زبان دعا و زبان اشك، بر همه ثابت كرد كه این سفر، سفر مرگ اوست، همه كسانی‏ كه باید طبق انتظار مأمون نسبت‏ به اوخوش‏ بین و نسبت‏ به امام (علیه‏ السلام) به خاطر پذیرش پیشنهاد او بدبین می‏ شدند در اولین لحظات این سفر دلشان از كینه مأمون كه امام عزیزشان را این‏ طور ظالمانه از آنان جدا می‏ كرد و به قتلگاه می‏ برد لبریز شد.


    حضرت زهرا سلام الله عليها :«مَنْ اَصْعَدَ اِلیَ اللّه ِ خالِصَ عبادتِهِ اَهْبَطَ اللّه ُ الیهِ اَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ؛ هر کس عبادت خالصانه خود را نزد خدا بالا بفرستد، خداوند هم برترین مصلحت خود را برای او فرو می فرستد».

    حضرت آیت الله بهجت(ره): ما آمده ایم زندگي كنيم تا قیمت پیدا کنیم، نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    420
    مورد تشکر
    185 پست
    حضور
    79 روز 9 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    6



    2. هنگامی كه در مرو پیشنهاد ولایتعهدی آن حضرت مطرح شد حضرت بشدت استنكاف كردند و تا وقتی مأمون صریحا آن حضرت را تهدید به قتل نكرد، آن را نپذیرفتند. این مطلب همه‏ جا پیچید كه علی‏ بن موسی‏ الرضا (علیه‏ السلام) ولیعهدی و پیش از آن خلافت را كه مأمون به او با اصرار پیشنهاد كرده بود نپذیرفته است، دست‏ اندركاران امور كه به ظرافت تدبیر مأمون واقف نبودند ناشیانه عدم قبول امام (علیه‏ السلام) را همه‏ جا منتشر كردند حتی فضل‏ بن سهل در جمعی از كارگزاران و ماموران حكومت گفت من هرگز خلافت را چنین خوار ندیده‏ ام امیرالمؤمنین آن را به علی‏ بن موسی‏ الرضا (علیه‏ السلام) تقدیم می‏ كند و علی‏ بن موسی دست رد به سینه او می‏ زند.
    خود امام(علیه‏ السلام) در هر فرصتی، اجباری بودن این منصب را به گوش این و آن می‏ رساند و همواره می‏ گفت من تهدید به قتل شدم تا ولیعهدی را قبول كردم. طبیعی بود كه این سخن همچون عجیب‏ترین پدیده سیاسی، دهان به دهان و شهر به شهر پراكنده شود و همه آفاق اسلام در آن روز یا بعدها بفهمند كه در همان زمان كه كسی مثل مأمون فقط به دلیل آنكه از ولیعهدی برادرش امین عزل شده است‏ به جنگی چند ساله دست می‏ زند و هزاران نفر از جمله برادرش امین را به خاطر آن به قتل می‏ رساند و سر برادرش را از روی خشم شهر به شهر می‏ گرداند كسی مثل‏ علی‏ بن‏ موسی‏ الرضا (علیه‏ السلام) پیدا می‏ شودكه به ولیعهدی با بی‏ اعتنایی نگاه می‏ كند و آن را جز با كراهت و در صورت تهدید به قتل نمی‏ پذیرد.
    مقایسه ‏ای كه از این رهگذر میان امام‏ علی‏ بن‏ موسی‏ الرضا(علیه‏ السلام) و مأمون عباسی در ذهنها نقش می‏ بست درست عكس آن چیزی را نتیجه می‏ داد كه مأمون به خاطر آن سرمایه‏ گذاری كرده بود.

    حضرت زهرا سلام الله عليها :«مَنْ اَصْعَدَ اِلیَ اللّه ِ خالِصَ عبادتِهِ اَهْبَطَ اللّه ُ الیهِ اَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ؛ هر کس عبادت خالصانه خود را نزد خدا بالا بفرستد، خداوند هم برترین مصلحت خود را برای او فرو می فرستد».

    حضرت آیت الله بهجت(ره): ما آمده ایم زندگي كنيم تا قیمت پیدا کنیم، نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.

  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    420
    مورد تشکر
    185 پست
    حضور
    79 روز 9 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    6



    3. با اینهمه علی‏ بن موسی‏ الرضا (علیه‏ السلام)فقط بدین‏ شرط ولیعهدی را پذیرفت كه در هیچ یك از شؤون حكومت دخالت نكند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبیر امور نپردازد و مأمون كه فكر می‏ كرد فعلا در شروع كار این شرط قابل تحمل است و بعدا بتدریج می‏ توان امام را به صحنه فعالیتهای خلافتی كشانید، این شرط را از آن حضرت قبول كرد، روشن است كه با تحقق این شرط، نقشه مأمون نقش برآب می‏ شد و بیشتر هدفهای او برآورده نمی‏ گشت.
    امام(علیه‏ السلام) در همان حال كه نام ولیعهد داشت و قهرا از امكانات دستگاه خلافت‏ نیز برخوردار بود چهره‏ ای به خود می‏ گرفت كه گویی با دستگاه خلافت، مخالف و به آن معترض است، نه امری نه نهی نه تصدی مسؤولیتی، نه قبول شغلی، نه دفاعی از حكومت و طبعا نه هیچ‏ گونه توجیهی برای كارهای آن دستگاه.
    روشن است كه عضوی در دستگاه حكومت كه چنین با اختیار و اراده خود، از همه مسؤولیتها كناره می‏ گیرد، نمی‏ تواند نسبت‏ به آن دستگاه صمیمی و طرفدار باشد، مأمون بخوبی این نقیصه را حس می‏ كرد و لذا پس از آنكه كار ولیعهدی انجام گرفت‏ بارها درصدد برآمد امام(علیه‏ السلام) را بر خلاف تعهد قبلی با لطائف‏الحیل به مشاغل خلافتی بكشاند و سیاست مبارزه منفی امام (علیه‏ السلام) را نقض كند، اما هر دفعه امام(علیه‏ السلام) هوشیارانه نقشه او را خنثی می‏ كرد.
    یك نمونه همان است كه معمربن خلاد از خود امام هشتم(علیه‏ السلام) نقل می­كند كه مأمون به امام(علیه‏ السلام) می‏ گوید : اگر ممكن است‏ به كسانی كه از او حرف شنوی دارند در باب مناطقی كه اوضاع آن پریشان است، چیزی بنویس و امام (علیه‏ السلام) استنكاف می‏ كند و قرار قبلی كه همان عدم دخالت مطلق است را به یادش می‏ آورد و نمونه بسیار مهم و جالب دیگر ماجرای نماز عید است كه مأمون به این بهانه «كه مردم قدر تو را بشناسند و دلهای آنان آرام گیرد»، امام (علیه‏ السلام) را به امامت نماز عید دعوت می‏ كند، امام(علیه‏ السلام) استنكاف می‏ كند و پس از اینكه مأمون اصرار را به نهایت می‏ رساند امام (علیه‏ السلام) به این شرط قبول می‏ كند كه نماز را به شیوه پیغمبر و علی‏ بن ابی‏ طالب (علیهما السلام)به جا آورد و آنگاه امام(علیه‏ السلام) از این فرصت چنان بهره‏ ای می‏ گیرد كه مأمون را از اصرار خود پشیمان می‏ سازد و امام(علیه‏ السلام) را از نیمه‏ راه نماز برمی‏ گرداند، یعنی بناچار ضربه‏ ای دیگر بر ظاهر ریاكارانه خود وارد می‏ سازد.

    حضرت زهرا سلام الله عليها :«مَنْ اَصْعَدَ اِلیَ اللّه ِ خالِصَ عبادتِهِ اَهْبَطَ اللّه ُ الیهِ اَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ؛ هر کس عبادت خالصانه خود را نزد خدا بالا بفرستد، خداوند هم برترین مصلحت خود را برای او فرو می فرستد».

    حضرت آیت الله بهجت(ره): ما آمده ایم زندگي كنيم تا قیمت پیدا کنیم، نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.

  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    420
    مورد تشکر
    185 پست
    حضور
    79 روز 9 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    6



    4. اما بهره ‏برداری اصلی امام(علیه‏ السلام) از این ماجرا بسی از اینها مهمتر است: امام(علیه‏ السلام) با قبول ولیعهدی، دست‏ به حركتی می‏ زند كه در تاریخ زندگی ائمه پس از پایان خلافت اهل بیت در سال چهلم هجری تا آن‏ روز و تا آخر دوران خلافت‏ بی‏ نظیر بوده است و آن برملا كردن داعیه امامت‏ شیعی در سطح عظیم اسلام و دریدن پرده غلیظ تقیه و رساندن پیام تشیع به گوش همه مسلمانهاست.
    تریبون عظیم خلافت در اختیار امام(علیه‏ السلام) قرار گرفت و امام (علیه‏ السلام) در آن سخنانی را كه در طول یكصد و پنجاه سال جز در خفا و با تقیه جز به خاصان و یاران نزدیك گفته نشده بود به صدای بلند فریاد كرد و با استفاده از امكانات معمولی آن زمان كه جز در اختیار خلفا و نزدیكان درجه یك آنها قرار نمی‏ گرفت آن را به گوش همه رساند، مناظرات امام(علیه‏ السلام) در مجمع علما و در محضر مأمون كه در آن قویترین استدلالهای امامت را بیان فرموده است؛ نامه جوامع‏الشریعه كه در آن همه رئوس مطالب عقیدتی و فقهی شیعی را برای فضل‏ بن سهل نوشته است، حدیث معروف امامت كه در مرو برای عبدالعزیزبن مسلم بیان كرده است؛ قصائد فراوانی كه در مدح آن حضرت به مناسبت ولایتعهدی سروده شده وبرخی از آن مانند قصیده دعبل و ابونواس همیشه در شمار قصائد برجسته عربی به شمار رفته است نمایشگر این موفقیت عظیم امام (علیه‏ السلام) است.
    در آن سال در مدینه و شاید در بسیاری ‏از آفاق اسلامی هنگامی ‏كه خبر ولایتعهدی ‏علی‏ بن‏ موسی ‏الرضا (علیه‏ السلام) رسید در خطبه فضائل اهل بیت‏(علیهم السلام) بر زبان رانده شده بود و اهل بیت پیغمبر (علیهم السلام)كه نود سال علنا بر منبرها دشنام داده شده بودند و سالهای متمادی دیگر كسی جرات بر زبان آوردن فضائل آنها را نداشت، اكنون همه جا به عظمت و نیكی یاد می‏ شدند، دوستان آنان از این حادثه روحیه و قوت‏ قلب گرفتند، بی‏ خبرها و بی‏ تفاوتها با آنان آشنا شدند و به آن، گرایش یافتند و دشمنان سوگند خورده احساس ضعف و شكست كردند، محدثان و متذكران شیعه معارفی را كه تاآن روز جز در خلوت نمی‏ شد به زبان آورد، در جلسات درسی بزرگ و مجامع عمومی بر زبان راندند.

    حضرت زهرا سلام الله عليها :«مَنْ اَصْعَدَ اِلیَ اللّه ِ خالِصَ عبادتِهِ اَهْبَطَ اللّه ُ الیهِ اَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ؛ هر کس عبادت خالصانه خود را نزد خدا بالا بفرستد، خداوند هم برترین مصلحت خود را برای او فرو می فرستد».

    حضرت آیت الله بهجت(ره): ما آمده ایم زندگي كنيم تا قیمت پیدا کنیم، نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.

  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    420
    مورد تشکر
    185 پست
    حضور
    79 روز 9 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    6



    5. در حالی‏ كه مأمون امام(علیه‏ السلام) را جدا از مردم می‏ پسندید و این جدایی را در نهایت وسیله‏ ای برای قطع رابطه معنوی و عاطفی میان امام و مردم می‏ خواست، امام در هر فرصتی خود را در معرض ارتباط با مردم قرار می‏ داد.
    با اینكه مأمون آگاهانه مسیر حركت امام(علیه‏ السلام) از مدینه تا مرو را طوری انتخاب كرده بود كه شهرهای معروف به محبت اهل بیت (علیهم السلام)مانند كوفه و قم در سر راه قرار نگیرند، امام(علیه‏ السلام) در همان مسیر تعیین‏ شده، از هر فرصتی برای ایجاد رابطه جدیدی میان خود و مردم استفاده كرد، در اهواز آیات امامت را نشان داد، در بصره خود را در معرض محبت دلهایی كه با او نامهربان بودند قرار داد، در نیشابور حدیث‏سلسلةالذهب را برای همیشه به یادگار گذاشت و علاوه بر آن نشانه ها و معجزه های دیگری نیز آشكار ساخت و در جای‏ جای این سفر طولانی فرصت ارشاد مردم را مغتنم شمرد. در مرو هم كه سرمنزل اصلی و اقامتگاه دستگاه خلافت‏ بود هرگاه فرصتی دست‏ داد حصارهای‏ دستگاه حكومت را برای حضور در انبوه‏ جمعیت ‏مردم‏ شكافت.

    حضرت زهرا سلام الله عليها :«مَنْ اَصْعَدَ اِلیَ اللّه ِ خالِصَ عبادتِهِ اَهْبَطَ اللّه ُ الیهِ اَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ؛ هر کس عبادت خالصانه خود را نزد خدا بالا بفرستد، خداوند هم برترین مصلحت خود را برای او فرو می فرستد».

    حضرت آیت الله بهجت(ره): ما آمده ایم زندگي كنيم تا قیمت پیدا کنیم، نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.

  21. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود