جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سالروز عملیات کربلای چهار

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13

    سالروز عملیات کربلای چهار




    عمليات كربلاي 4

    سالروز عملیات کربلای چهار
    تاريخ عمليات: 3/10/65 ساعت 30/22
    مكان عمليات: ابوالخصيب- شلمچه
    اهداف عمليات: رسيدن به دروازه‌هاي جنوبي بصره


    تصميم‌ براي يكسره كردن كار جنگ با اجراي عمليات بزرگ در سال 65 تلاش سپاه پاسداران را براي طراحي عمليات كربلاي 4 در منطقه ابوالخصيب و شلمچه با هدف رسيدن به دروازه‌هاي بصره در پي داشت. از طرفي جنگ شهرها در سطح گسترده، حمله به مراكز اقتصادي، صنعتي و نفتي فشار فوق‌العاده‌اي را بر كشور وارد ساخت، به ويژه كاهش بسيار زياد قيمت نفت تا مرز 5/5 دلار در هر بشكه موجب تشديد اين فشارها شد. همراه با اين فشارها تحرك جديد دشمن در عرصه زميني كه پس از اشغال اراضي كشور در آغاز جنگ براي نخستين بار صورت مي‌گرفت جبهه خودي را تحت فشار قرار داده بود. در چنين شرايطي بر اساس راهبرد نظامي ارايه شده از سوي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به مسئولان كشور براي نيل به پيروزي در جنگ بايد در جبهه جنوب، جاده‌هاي شمالي و جنوبي بصره و نيز در جبهه شمالي جاده‌هاي مواصلاتي كركوك به بغداد قطع و يا تهديد شوند و در نتيجه صدور نفت عراق به خارج كاملاً قطع گردد و سپس حركت اصلي به سمت بغداد شروع شود. بر همين اساس محاصره و سپس تصرف شهر بصره به عنوان هدف عمليات اصلي سپاه پاسداران در سال 65 مورد توجه قرار گرفت.
    از ديگر ويژگي‌هايي كه باعث انتخاب اين منطقه براي عمليات شد عوارض موجود در زمين غرب اروند در منطقه ابوالخصيب بود، زيرا وجود نهر‌ها، نخلستان‌ها و كانال‌هاي كشاورزي و نيز عدم وجود استحكامات در منطقه پتروشيمي تا بصره اين منطقه را قابل تصرف و پدافند مي‌نمود. همچنين به دليل آن كه دو جناح منطقه عملياتي از شمال به آبگرفتگي شلمچه و كانال ماهي و از جنوب به خور زبير و زمين‌هاي باتلاقي اطراف آن محدود شده بود قدرت تحرك دشمن ضعيف برآورد مي‌شد. مزيت ديگر منطقه عملياتي واگذاري مسئوليت حفاظت و اداره آن به سپاه‌هاي سوم و هفتم عراق بود.
    اين مسئله با توجه به مانور عمليات كه نفوذ از ميان خط حد دو سپاه بود يكي از ويژگي‌هاي برجسته منطقه عملياتي به شمار مي‌رفت.
    مانور در اين عمليات نقش اساسي و تعيين‌كننده‌اي داشت، زيرا تجربه عبور از عرض رودخانه اروند‌ در عمليات والفجر 8 اين بار مي‌بايست در طول رودخانه انجام مي‌گرفت و اين عبور كه خود تاكتيك ويژه و ابتكار عمليات به شمار مي‌رفت، در صورت تحقق جنبه‌هاي ديگر آن شامل شكستن خط، پاكسازي، نفوذ در عمق و تسلط بر چند راه ورودي شهر بصره مي‌شد تحول عظيمي در جنگ‌ ايجاد مي‌كرد، از اين رو از ارديبهشت تا مهر 1365 و سپس آذرماه همان سال بحث‌هاي مختلف و طرح‌هاي گوناگوني ارايه شد، ولي به دليل معايب آن‌ها منتفي گرديد تا اينكه پس از يك دور بحث طرحي تصويب شد كه مورد توافق كليه فرماندهان بود؛ در جلسه 16/7/65 پس از بحث و گفت‌وگو سرانجام فرماندهان يگان‌ها مانور عملياتي از پنج ضلعي در شلمچه تا جزيره سهيل در مقابل جزيره مينو را پذيرفتند. آن‌ها پذيرفتند كه زمين شلمچه بر زمين مقابل جزيره مينو ترجيح دارد. همچنين اهميت زمين دو طرف اروند و ابوالخصيب و نيز تاكتيك ويژه براي عبور از تنگه مورد قبول واقع شد.
    از نيمه دوم مهرماه كار آماده‌سازي منطقه عمليات با جديت پيگيري شد. در حين اين پيگيري و پيشبرد امور بحث مانور باز هم مطرح شد و سرانجام در آذرماه فرمانده سپاه با دريافت نظرات و مسايل جديد طي جلسه‌اي با آقاي هاشمي خط جديد كاري را به نيروي زميني سپاه ابلاغ كرد. مطابق آخرين تصميم‌گيري و جمع‌بندي وضع موجود براي انجام عمليات كربلاي 4، چهار زمين شلمچه، ابوالخصيب، منطقه مقابل جزيره ام‌الرصاص و حزيره مينو انتخاب شد.


    شرح عمليات

    اين عمليات مي‌بايست در ساعت 22:30 مورخ 3/10/1365 آغاز شود. به همين خاطر غواص‌هاي خودي ساعاتي قبل به درون آب رفته و به سمت خط دشمن حرکت کردند. در اين ميان، نيروهاي دشمن که کاملا آماده و هوشيار بودند ضمن پرتاب منور، با تيربار و خمپاره به طرف نيروهاي خودي شليک مي کردند. در مجموع، عمليات خارج از کنترل و هدايت فرماندهي قرار گرفته بود و قبل از هر دستوري يگان‌ها با توجه به نوع وضعيت و هوشياري و عکس العمل دشمن به محض رسيدن به ساحل، درگيري را آغاز مي‌کردند. در اين حال، رمز عمليات (يا محمد) حدود ساعت 22:45 اعلام شد و نيروهاي عمل کننده فقط توانستند در جزاير سهيل، قطعه، ام الرصاص، ام البابي و بلجانيه نفوذ کنند و در بعضي مناطق نيز به صورت موضعي رخنه نمايند.
    در مقابل، نيروهاي دشمن با پرتاب پي در پي منور و اجراي چند مورد بمباران کنار نهر عرايض (عقبه برخي از يگان ها) و هم چنين اجراي آتش موثر روي رودخانه اروند، عملاً سازمان غواص‌ها و نيز نيروهاي موج دوم و سوم را به هم زد. به طوري که نيروهاي يگان‌هاي مجاور بعضا پراکنده شده و اغلب نمي‌توانستند روي هدف عمل نمايند‌.
    يکي از مناطق حساس عمليات، جزيره ام الرصاص و نوک بوارين بود که به رغم تلاش بسياري که براي تصرف آن انجام شد، به خاطر هوشياري دشمن امکان ادامه درگيري از ميان رفت. دشمن با شليک پرحجم تيربار روي آب، از عبور نيروها از تنگه ام الرصاص - بوارين جلوگيري کرد. مضافا به اين که به خاطر حساسيتي که دشمن نسبت به ام‌الرصاص داشت، در پدافند آن از 9 رده مانع طبيعي و مصنوعي بهره مي برد، به طوري که هرگاه از هر خط عقب رانده مي شد، در خط بعدي که نسبت به خط قبلي اشراف و تسلط داشت، مقاومت مي‌کرد.
    در اين حال، با توجه به هوشياري دشمن، امکان ادامه عمليات ميسر نبود، لذا به منظور حفظ قوا و طراحي مجدد عمليات آتي، از ادامه نبرد اجتناب شد.


    نتايج عمليات


    ميزان تلفات و ضايعات وارده بر دشمن به شرح ذيل مي باشد:
    حدود 8000 کشته و زخمي
    حدود 60 اسير
    انهدام حدود 70 دستگاه زرهي، مکانيزه و خودرو
    انهدام تعداد زيادي سلاح سبک و نيمه سنگين


    علل ناموفق بودن عمليات


    بعد از فاش شدن قضيه مك‌فارلين (دبير شوراي امنيت ملي ريگان، رييس جمهور وقت امريكا) عراقي‌ها به امريكا بدبين شدند. امريكا براي به‌دست‌ آوردن دوباره اعتبار خود در قبال عراق سعي كرد با كمك جاسوسي و اطلاعاتي به اين كشور به نحوي جبران مافات كند، بنابراين براي اين كار دقيق‌ترين و جزئي‌ترين خبرها را درباره عمليات كربلاي 4 در اختيار عراقي‌ها قرار داد. اظهارات مقامات عراقي در مورد اهداف عمليات و نتيجه آن حاكي از آن بود كه اطلاعات ارسالي به عراق حاوي نكات قابل ملاحظه‌اي بوده است. حتي راديوي عراق پيشاپيش تبليغات مي‌كرد كه عمليات ايرانيان شكست خورده است و وزير دفاع عراق ضمن تشكر از امريكا اظهار داشت: ما به خاطر اين اطلاعات از آنان تشكر مي‌كنيم اما به آنان خاطرنشان مي‌كنيم كه در مقايسه با برخوردشان با ايران در اين مورد تعادل برقرار نبوده‌است.
    تجربه دشمن از عمليات فاو و عبور غواص‌ها از اروند و نيز مسلح كردن زمين در محورهاي حمله آن‌گونه كه امكان مقابله با مهاجمان را براي آن‌ها فراهم مي‌ساخت.

    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13



    به دلیل اینکه درگزارش قبل به ماجرای مک فارلین اشاره شد ،لازم دانستم دررابطه با آن این مقاله را قراردهم:

    نگاهي ديگر به ماجراي مك فارلين
    در اين طرح ،سلاح هاي آمريكايي از طريق يك دلال بين المللي به نام «منوچهر قرباني فر» به گروهي از سياسيون به اصطلاح ميانه رو در تهران تحويل مي گرديد. آمريكا متعهد شد پس از ارسال سلاح هاي مزبور ، معادل اين تجهيزات را به رژيم صهيونيستي تحويل دهد و مبلغي را به عنوان پاداش ، به دولتمردان صهيونيست پرداخت نمايد.


    مقدمه

    گروهي از سياسيون ايراني كه از اين سناريو اطلاع داشتند قول داده بود كه همه اقدامات لازم براي آزادي 6 تبعه آمريكايي به گروگان گرفته شده در لبنان توسط سازماني موسوم به «جهاد اسلامي» را انجام دهند. اما اين معامله مخفيانه به يك آبروريزي شرم آور تبديل گرديد كه ريگان اعلام نمود كه در جريان اين فعاليت هاي همكارانش در كاخ سفيد قرار نداشته است.
    ماجرا از اين جا آغاز شد كه سرهنگ «اوليور نورث» از اعضاي شوراي امنيت ملي آمريكا در اواخر سال 1985 ،اقدامات خود را براي اجراي طرحي آغاز نمود تا گروه هاي ضد انقلاب نيكاراگوا موسوم به «كنتراها» كه عليه رژيم ساندنيست و ضد آمريكايي «ژنرال اورتگا» مي جنگيدند، با درآمد ناشي از فروش سلاح هاي آمريكايي، تقويت و تجهيز شوند. علي رغم اين كه ريگان از حاميان چنين طرحي بود، اما هيچ مدرك افشا شده اي وجود ندارد كه نشان دهد وي اجازه چنين كاري را صادر نموده است.
    پس از افشاي اين معامله تسليحاتي در نوامبر 1986، رونالد ريگان در تلويزيون ملي آمريكا ظاهر شد و با اعلام واقعي بودن چنين معاملات تسليحاتي اي ، يادآوري كرد كه اين معاملات در برابر آزادي گروگان ها، صورت نگرفته است.البته پس از نابودي و از بين رفتن بسياري از اسناد و مدارك مربوط به اين معاملات از سوي همقطاران رونالد ريگان ،روند تحقيقات با مشكلات زيادي روبرو گرديد.
    سرانجام در 4 مارس 1987، ريگان در يك سخنراني سراسري تلويزيوني اعلام نمود كه مسئوليت همه اقداماتي را كه بدون اطلاع وي ، روي داده و به تجارت اسلحه در برابر گروگان ها از سوي ايراني ها منجر شده، مي پذيرد.
    به دنبال اين رسوايي ، تحقيقاتي از سوي كنگره صورت گرفت و در نهايت همه آنان اين نتيجه را اعلام نمودند كه ريگان در جريان اين فعاليت هاي همكارانش نبوده است. در پايان نيز ، 14 نفر ازمسئولين به عنوان عوامل اين رسوايي معرفي شدند و 11 تن از جمله وزير وقت دفاع "كاسپر واينبرگر" محكوم گرديدند. البته همه اين افراد در آخرين روز رياست جمهوري جورج اچ .دبليو بوش (پدر )كه در آن دوره معاون رييس جمهور بود، بخشيده شدند.
    افتضاح «مك فارلين» شامل دو بخش
    *فروش اسلحه به ايران و
    *در اختيار نهادن درآمد ناشي از اين مبادله به ضدانقلابيون «كنترا» در نيكاراگوا بود كه بر اساس قوانين داخلي ايالات متحده در ارائه كمك هاي دولتي به اين گروه ها ممنوع بوده است.
    اين رسوايي زماني فاش شد كه يك روزنامه آمريكايي اعلام كرد ايالات متحده براي آزادي گروگان هايش در بيروت كه در دست «جهاد اسلامي» هستند، به تجارت اسلحه با ايران مي پردازد.سفير رژيم صهيونيستي در آمريكا نيز اعلام نمود كه اين معامله مستقيما با مقامات نظامي ايران صورت گرفته است. همچنين بعدها فاش شد كه «كنترا»ها همه مبلغ اين سلاح ها را دريافت ننموده اند و مانند گذشته ،براي پيشبرد فعاليت هايشان به درآمد ناشي از قاچاق مواد مخدر ، متكي بوده اند.
    براي بيشتر روشن شدن اين ماجرا ، نگاهي به ابعاد مختلف آن ضروري است:
    -نگاهي به بحران گروگان ها در خاورميانه

    تجارت تسليحات
    در اولين گام ، «ميشل لدين» ، مشاور «رابرت مك فارلين» ، رييس شوراي امنيت ملي ،از «شيمون پرز» نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي براي انجام اين معامله ،كمك خواست.در آن سال ايران در حال جنگ با عراق بود و براي تامين سلاح هاي مورد نيازش از طرف هاي غربي با مشكلات زيادي روبرو بود.در اين طرح ،سلاح هاي آمريكايي از طريق يك دلال بين المللي به نام «منوچهر قرباني فر» به گروهي از سياسيون به اصطلاح ميانه رو در تهران تحويل مي گرديد. آمريكا متعهد شد پس از ارسال سلاح هاي مزبور ، معادل اين تجهيزات را به رژيم صهيونيستي تحويل دهد و مبلغي را به عنوان پاداش ، به دولتمردان صهيونيست پرداخت نمايد. «مك فارلين» به صهيونيست ها اطمينان داده بود كه دولت آمريكا و شخص رييس جمهور با اين معامله موافق هستند.
    در سال 1985 ، ريگان براي عمل جراحي روده خود به بيمارستان نيروي دريايي «بيتيسدا» رفت. «مك فارلين» به ريگان كه دوره نقاهت خود را
    مي گذراند گفت كه اسراييلي ها براي حمايت از يك گروه از سياستمداران ميانه رو ايراني ، نياز به حمايت اطلاعاتي ما دارند. آنان خواهان برقراري روابط پشت پرده با ما ،« مك فارلين» براي اطمينان دادن به ريگان خاطرنشان نمود كه ايراني ها ، «جهاد اسلامي لبنان» لبنان را براي آزاد نمودن 7گروگان آمريكايي ، متقاعد نموده اند.ريگان در اين ديدار ، چنين اقدامي را براي پرهيز از پيش دستي شوروي ها، لازم دانست.
    در اولين مرحله موشك هاي ضد تانك «تاو» كه قابل هدايت باسيم هستند، در اختيار ايران قرار گرفت.
    بعدها ريگان در كتاب زندگي نامه خود با نام" يك زندگي آمريكايي" (1990) يادآوري نمود كه وي به شدت نگران سلامت گروگان هاي آمريكايي بوده و به همين دليل با اين مبادله تسليحاتي موافقت نموده است. همچنين او خواهان اقدام سريع اين گروه ايراني در آزادي گروگان ها بوده است.
    بر اساس گزارش نيويورك تايمز ، اين سلاح ها در جريان اين معامله هاي پنهاني دراختيار ايران قرار گرفت:
    *20آگوست1985 :96 موشك ضدتانك تاو
    * سپتامبر1985: 408 موشك ضدتانك تاو ديگر
    *24 نوامبر 1985: 18 موشك ضد هوايي هاوك
    *17 فوريه1986 : 500 موشك ضدتانك تاو
    *27 فوريه1986 : 500 موشك ضدتانك تاو
    *24 مي 1986 :508 موشك ضدتانك تاو و240 قطعه يدكي موشك هاي ضد هوايي هاوك
    *4آگوست1986 : قطعات يدكي موشك هاي ضد هوايي هاوك

    اولين مرحله مبادله

    سانحه هوايي پرواز1285 شركت «آرو اير»
    پس از تحويل محموله موشك هاي هاوك و ملاقات بي نتيجه «مك فارلين» با «منوچهر قرباني فر» در لندن ، پرواز1285 شركت «آرو اير» كه حامل 250 تكنيسين آمريكايي بود ، در 12 دسامبر 1985 در منطقه «نيوفوندلند» ، سقوط كرد و در همان روز ، سازمان «جهاد اسلامي» لبنان مسئوليت آن را پذيرفت.اين همان سازماني بود كه مسئول گروگان گيري هاي لبنان نيز بشمرده مي شد. اين حادثه در چهارمين سالگرد انفجار هاي كويت روي داد. شش سال پيش از آن در كشور كويت شش عمليات انفجاري به طور همزمان روي داد كه سفارتخانه آمريكا نيز در ميان اهداف آن ها بود.البته با وجود دستگيري چند عضو «جهاد اسلامي » لبنان پس از اين حمله ،اعضاي حزب الدعوه مسئول اصلي اين حملات بودند.تحقيقات مراكز تحقيق هوانوردي در كانادا نشان داد كه به احتملا زياد ،علت اين حادثه افت ناگهاني ارتفاع بوده است و البته در بررسي هاي بعدي(2007) مطابق معمول بدون ارائه هيچ دليل مستندي، ايران به دست داشتن در اين ماجرا متهم شد.
    *5-تغيير در برنامه ها:
    در 5 دسامبر 1985 «رابرت مك فارلين» از مقام خود استعفا كرد و دريادار «جان پويندكستر» جايگزين وي شد.دو روز بعد ريگان در جلسه اي خواهان تحويل سلاح ها به واسطه هايي ميانه رو در نيروهاي مسلح ايران شد. با انتقال هوايي اين سلاح ها به تهران ، گروگان ها اندك اندك آزاد مي شدند. علي رغم پاره اي از مخالفت ها با اين معامله، ريگان تصريح مي كرد كه ما با تروريست ها گفتگو و معامله نمي كنيم و اين معامله در برابر برابر آزادي گروگان ها صورت نمي گيرد. همچنين وزير دفاع "كاسپر واينبرگر" از مخالفان اين اقدام به شمار مي رفت.
    «اوليور نورث» پس از استعفاي مك فارلين دو پيشنهاد ، شامل معامله مستقيم با تهران و اختصاص بخشي از درآمد اين معامله به گروه هاي ضدانقلاب نيكاراگوا را مطرح نمود.پيشنهاد نورث 15 ميليون دلار كمك بود كه «قرباني فر» نيز 41درصد به آن افزود. با اعلام موافقت مقامات آمريكايي با اين طرح ،پيشنهادات «نورث» عملي گرديد.
    در ابتدا ايراني ها بدليل بالا رفتن قيمت از سوي آمريكايي ها از خريداري اين سلاح ها خود داري نمودند، اما با انتقال 1000 موشك «تاو» به ايران در فوريه 1986،از خود نرمش نشان دادند.از مي تا نوامبر 1986 نيز محموله هاي زيادي شامل سلاح و قطعات يدكي تسليحاتي كه ايران امكان خريد آن ها را از بازار آزاد نداشت، روانه تهران شد.
    اما چنين معامله اي در تضاد با سياست هاي كاخ سفيد و قانون فدرال موسوم به بولاند بود.عده اي نيز معتقد بودند كه بايد راه هاي ديگري براي كمك به شورشيان كنترا در پيش گرفته شود.
    در ژانويه همان سال ، پيشنهاد گفتگو با مقامات ميانه روي ايران مطرح شد. ريگان كه اميد زيادي به آزادي همه گروگان ها داشت ،با اين پيشنهاد موافقت كرد. اما با وجود ارسال مستقيم سلاح ها به ايران ، هيچ گروگاني آزاد نشد.
    اين بار «مك فارلين» شخصا به تهران رفت تا براي آزادي 4 گروگان باقي مانده با رهبران ايراني ميانه رو گفتگو نمايد. اما اين مذاكرات ناكام ماند،چراكه در اين گفتگو ها خواسته هايي نظير عقب نشيني اسراييل از بلندي هاي جولان از سوي ايراني ها مطرح گرديده بود.
    در اواخر جولاي 1986 ،«جهاد اسلامي» لبنان ، «مارتين لورنس مارتين جنكو» را آزاد كرد. «ويليام كيسي» ، رييس سيا خواستار ارسال يك محموله سلاح ديگر به ايران در قبال اين اقدام شد و ريگان بدليل تلاش براي زنده ماندن گروگان ها با اين درخواست موافقت كرد.
    اما در اكتبر و سپتامبر1986 ، سه آمريكايي ديگر توسط يك گروه لبناني ربوده شدند و با وجود ابهامات فراوان، گفته مي شد كه آنان براي جايگزيني گروگان هاي آزاد شده ، ربوده شده اند.
    در 3 نوامبر 1986 و به دنبال افشاگري شخصي به نام به نام مهدي هاشمي در روزنامه لبناني«الشراع» ،خبر مبادله سلاح در برابر آزادي گروگان ها منتشر گرديد. گفته مي شود كه افتادن يك محموله سلاح ارسالي براي ضدانقلابيون نيكاراگوا و دستگيري 2 همكار سيا در نيكاراگوا ، منجر به افشاي آن شده است.
    يك رو بعد ايران ، آشكارابه صحت اين معامله اذعان كرد و جزئيات سفر سرهنگ «نورث» به تهران را در تلويزيون دولتي ايران بيان نمودند .ريگان هم كه در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بود ، در يك برنامه تلويزيوني دلايل خود را اعلام كرد.
    بعدها در جريان محاكمه «نورث» در سال 1989 ،مشخص شد كه وي اسناد دولتي زيادي را از بين برده است.البته وي مدعي بود كه براي حفظ جان همدستان و رابط هاي خود در ايران و نيكاراگوا به اين كار دست زده است. كمي بعد نيز اكثر افراد مرتبط با اين رسوايي از مشاغل خود ، بركنار شدند.
    كميسيون تاور
    در 25 نوامبر ،رونالد ريگان دستور تشكيل كميته اي حقيقت ياب را به رياست «جان تاور» ، وزير اسبق خارجه آمريكا ابلاغ كرد .بررسي عملكرد اعضاي شوراي روابط خارجي در 50 سال گذشته نيز در راس خواسته هاي ريگان بود.
    در 26 فوريه ،گزارش نهايي كميسيون با توجه به اظهارات 80 شاهد ، منتشر گرديد با وجود اعلام اشتباهات مقامات عالي رتبه آمريكايي در اين معاملات ، گفته شد كه ريگان در جريان ابعاد ماجرا و ارسال كمك به ضدانقلابيون «كنترا »نبوده است.البته در اين گزارش از بي توجهي ريگان به عملكرد شوراي روابط خارجي، انتقادات زيادي شده بود.
    در 18 نوامبر سال بعد ، نمايندگان كنگره كه عمدتا دموكرات بودند، گزارش ديگري را منتشر نمودند كه در آن، انتقادات بسيار زيادي به ريگان شده بود.ريگان در مقابل ، تاسف عميق خود را از اين ارتباطات محرمانه با ايران اعلام كرد و تا 3 ماه در برنامه هاي تلويزيوني حاضر نشد. در نهايت ريگان مسئوليت همه اين اتفاقات را پذيرفت و گفت كه اظهارات گذشته اش در مورد اينكه چنين معامله تسليحاتي اي در برابر آزادي گروگان ها صورت نگرفته ، نادرست بوه است. همزمان نظرسنجي ها نشان داد كه محبوبيت ريگان از 67 درصد به 46 درصد رسيده است. و در آن دوره برچسب "رييس جمهور تفلون" به وي نسبت داده شد.
    آمريكايي هاي مرتبط با اين افتضاح با عفو بوش پدر روبرو شدند و تنها "بيل بريدان" به علت سرقت 30ميليون دلار از پول هاي ارسال شده براي كنتراها ، به زندان محكوم شد تا سرانجام پرونده اين رسوايي بسته شود.


    درضمن لینک زیر تاپیکی است که برادر عزیزم مرتضی کمیل درآن برخی ازامداد های غیبی عملیات کربلای چهار را ذکر کرده اند:
    امداد های غیبی کربلای چهار

    ویرایش توسط مرصاد : ۱۳۸۷/۰۹/۰۴ در ساعت ۱۴:۲۵
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود