صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا مَثَل «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو»را صحیح می دانید

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,251
    صلوات
    8400
    دلنوشته
    51
    دلنوشته
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    93 روز 8 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1
    وبلاگ
    8

    آیا مَثَل «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو»را صحیح می دانید




    سلام خیلی ها به نظر عاقل می رسند بعضی ها هم عاقلانه تقلید می کنند!!به نظر شما وقتی فردی که او را عاقل و فهیم می دانیم حرفی می زند می توانیم از حرفهایش اطاعت کنیم یا درجمعی وقتی کاری را نمی دانیم و بهترین راه همراهی با دیگران است باید چه کنیم ممنون


    پرسش:آیا مَثَل «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو»را صحیح می دانید



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,172
    صلوات
    1
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    سلام سلامتی میاره
    تشکر:
    1
    حضور
    100 روز 6 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    7




    با نام و یاد دوست







    آیا مَثَل «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو»را صحیح می دانید








    کارشناس بحث: استاد نسیم رحمت
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    آیا مَثَل «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو»را صحیح می دانید


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    277
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایق نمایش پست
    آیا مَثَل «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو»را صحیح می دانید
    در فرهنگ اسلام، اکثریت از آن جهت که اکثریت است، معیار قرار نمی گیرد و ارزشی ندارد. رای و نظر اکثریت را نه می توان به طور مطلق پذیرفت و نه می توان به طور مطلق رد نمود، بلکه اسلام دین معیارها و ضوابط راستین است و معیار در پذیرش هر امری، حق بودن است.

    به این ضرب المثل از دو زاویه می شود نگاه کرد :

    نگاه اول :
    رسوای عالم نشدن، چاره ای جز همرنگ شدن با عالم هستی ندارد و عالم هستی هم رنگی به جز رنگ خدا ندارد. همان رنگی که خداوند متعال در سوره بقره در مورد آن می فرماید:
    صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُون؛ (1) این است نگارگری الهی؛ و کیست خوش‌نگارتر از خدا؟ و ما او را پرستندگانیم.
    در این نگاه، قرآن موید این ضرب المثل است.


    نگاه دوم :
    عده ای برای توجه کردارهای ناپسند خود و ارتکاب گناه، به این ضرب المثل تمسک می کنند. قرآن کریم این تفکر را که من به این دلیل که گناه در جامعه فراوان دیده می شود و اگر من نیز همانند آنها دست به انجام گناهان نزنم نمی توانم در این جامعه زندگی کنم رد می کند و می فرماید:

    قُلْ لا یَسْتَوِی الْخَبیثُ وَ الطَّیِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبیثِ ...؛(2) بگو: «پلید و پاک یکسان نیستند، هر چند کثرت پلید [ها] تو را به شگفت آوَرَد...
    در این نگاه، قرآن نافی این ضرب المثل است.




    پی نوشت ها :
    1. بقره(2)، آیه 138.
    2. مائدة (5)، آیه 100.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    277
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایق نمایش پست
    به نظر شما وقتی فردی که او را عاقل و فهیم می دانیم حرفی می زند می توانیم از حرفهایش اطاعت کنیم

    در تبعیت از دیگران به دلیل علم به فهمیده بودن و عاقل بودن ایشان، چند نکته باید لحاظ شود :
    1. اعتماد ما به کسی که ما به او اعتماد داریم، از کجا آمده؟ اصل اعتماد به او درست بوده یا نادرست؟
    2. ملاک حال فعلی افراد است نه حال گذشته. گاه اعتماد ما به گذشته بر می گردد باید دید وضعیت فعلی فرد چگونه است؟
    3. مورد و موضوع اعتماد مهم است. مثلا اگر ما در حوزه مهندسی به کسی اعتماد داریم، نمی توانیم در حوزه پزشکی نیز به توصیه های او اعتماد کنیم. چون تخصصی در این زمینه ندارد.
    والبته نکات دیگر که خارج از حوصله این مقال است.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    277
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایق نمایش پست
    درجمعی وقتی کاری را نمی دانیم بهترین راه همراهی با دیگران است
    با توجه به آن چه در پست اول آمد روشن شد که بهترین رها همراهی با دیگران در کجاست. هر جا که قول و فعل آنها رنگ و بوی خدایی داشته باشد، می توان با دیگران همراه شد و الا باید از ایشان پرهیز کرد.




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,251
    صلوات
    8400
    دلنوشته
    51
    دلنوشته
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    93 روز 8 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1
    وبلاگ
    8



    نقل قول نوشته اصلی توسط نسیم رحمت نمایش پست
    هر جا که قول و فعل آنها رنگ و بوی خدایی داشته باشد،
    سلام

    سپاس استادجان

    تقریبا جوابم راگرفتم

    فکرمی کردم فضیل عیاض با شنیدن یک آیه که به سمت خدا برگردید درحالی که شنیدن از کاروانیان که دراندیشه ی رفتن هراسان بودند و فضیل را دشمن خود می دانستند(او هم می دانست ) ولی توفیق الهی سبب شد همراهان خوبی انتخاب کند و صالح شود.

    من دوست دارم با انسانهایی باشم که عقل و بهره هوشی فراوانی دارند اما من را به جمع خودشان راه نمی دهندگاهی وقتها فکرمی کنم خیریت است و خلاصه خیر وصلاح من در این است که دوستان دیگری برای خودم پیداکنم

    ولی می بینم پیشرفت های خوبی در زندگی دارند و اعتماد به نفس کاذبی دارند با این که روش و شیوه ی آنها را نمی پسندم دلم راضی نمی شود وقتی زندگی آنها را از دورادور به فکروعقل خودم می سنجم

    ناخودآگاه یاد این آیه می افتم که گفتارشان شما را به شگفتی وامی دارد خوب حرف می زنند یعنی چند زبان زنده دنیا راهم فوت آب هستند خوش مشرب و زیبا رو هستند ولی من درجمعشان نمی توانم خودم را پیداکنم برای همین گاهی تقلید می کنم بعد می بینم خیلی تقلید من بی معناست چون هدفی ندارم

    آیا می شود از خداوند درخواست کرد که این افراد را اگر خوب و صالح هستند محبتشان به دلمان بیفتد؟!چون من ازتقلید بدم می آید

    ممنون



  8. کاربر مقابل از شقایق عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    277
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایق نمایش پست
    من دوست دارم با انسانهایی باشم که عقل و بهره هوشی فراوانی دارند اما من را به جمع خودشان راه نمی دهندگاهی وقتها فکرمی کنم خیریت است و خلاصه خیر وصلاح من در این است که دوستان دیگری برای خودم پیداکنم

    ولی می بینم پیشرفت های خوبی در زندگی دارند و اعتماد به نفس کاذبی دارند با این که روش و شیوه ی آنها را نمی پسندم دلم راضی نمی شود وقتی زندگی آنها را از دورادور به فکروعقل خودم می سنجم

    ناخودآگاه یاد این آیه می افتم که گفتارشان شما را به شگفتی وامی دارد خوب حرف می زنند یعنی چند زبان زنده دنیا راهم فوت آب هستند خوش مشرب و زیبا رو هستند ولی من درجمعشان نمی توانم خودم را پیداکنم برای همین گاهی تقلید می کنم بعد می بینم خیلی تقلید من بی معناست چون هدفی ندارم

    آیا می شود از خداوند درخواست کرد که این افراد را اگر خوب و صالح هستند محبتشان به دلمان بیفتد؟!چون من ازتقلید بدم می آید

    1. اول این که همراهی ملاکتان برای دوستی باید تقوای افراد باشد و نه عقل و بهره هوشی. بله هر دو با هم خوبه اما صرف عقل و بهره هوشی نه کافی نیست. زیرا ممکن است فرد از این توانمندی در راه غیر خدا استفاده کند و شما را از مسیر حق و حقیقت دور کند .
    2. چرا فکر می کنید ایشان شما را در جمع خودشان راه نمی دهند؟ و این جمع آ یا جمع به خصوصی است؟ چه ویژگی خاصی دارد؟
    3. چرا تقلید ؟ مگر چه رفتاری دارند که سبب میشه شما بخواهید مثل اون افراد باشید ؟


  10. کاربر مقابل از نسیم رحمت عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,251
    صلوات
    8400
    دلنوشته
    51
    دلنوشته
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    93 روز 8 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1
    وبلاگ
    8



    نقل قول نوشته اصلی توسط نسیم رحمت نمایش پست
    2. چرا فکر می کنید ایشان شما را در جمع خودشان راه نمی دهند؟ و این جمع آ یا جمع به خصوصی است؟ چه ویژگی خاصی دارد؟
    سلام

    مثلا در محیط دانشجویی احساس می کنم جزوه خریداری شده من هم کنار آنها هستم دوست دارم خودم هم جزوه بخرم ولی آنها خودشان خریده اند و سهمیه من هم هست خودشان باهم حساب کتاب دارند ومن هم جداگانه با خواهش پول جزوه را می دهم!!

    رفت و آمد برای من کمی سنگین و دشوار است اگر احساس کردم یکی بلند می خندد یا زیادازحد مساله ای(جروبحث با خانواده و همسر و...) را بزرگ می کند نمی توانم کنارشان باشم دوست دارم درخلوت خودم باشم

    این مساله در محیط های دانشجویی و اردوها هم زیاد است متاسفانه هرچقدرسعی کرده ام همراه جماعت باشم نمی شود



    نقل قول نوشته اصلی توسط نسیم رحمت نمایش پست
    3. چرا تقلید ؟ مگر چه رفتاری دارند که سبب میشه شما بخواهید مثل اون افراد باشید ؟
    اعتماد به نفس خوبی دارند جمعی بودم که آلمانی و فارسی را خوب حرف می زدند خیلی حسودیم شد!!



  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    277
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایق نمایش پست
    مثلا در محیط دانشجویی احساس می کنم جزوه خریداری شده من هم کنار آنها هستم دوست دارم خودم هم جزوه بخرم ولی آنها خودشان خریده اند و سهمیه من هم هست خودشان باهم حساب کتاب دارند ومن هم جداگانه با خواهش پول جزوه را می دهم!!
    متوجه منظورتان نشدم. اگه جزوه شراکتی خریده شده ، خب شما هم شریک هستید . اگه بنا به شراکت نبوده و شما به قول خودتان دوست دارید جزوه رو بخرید، خب پس ناراحتی تون از این که اونا خودشان خریده اند چیه ؟ اونا خریده اند . شما هم برای خودتون بخرین.

  13. تشکرها 2


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    277
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایق نمایش پست
    اعتماد به نفس خوبی دارند جمعی بودم که آلمانی و فارسی را خوب حرف می زدند خیلی حسودیم شد!!
    یکی از اموری که سبب می شود این روحیات در انسان شود؛ مقایسه کردن های نا به جا و عدم توجه انسان به توانمندی های خود است. اگر اونا توانستند به دو زبان صحبت کنند شما هم می تونی خیلی کارها رو انجام بدی که دیگران آرزوی اون توانمندی شما رو دارند.
    توانمندی ها و استعداد های خود را بشناسید و بر اساس آنها تلاش کنید.

    این متن رو چند روز قبل یکی از دوستان در شبکه های اجتماعی برای من فرستادند. مناسب حال شماست. توجه به استعداد های فردی بسیار مهمه. بخونید :

    مدیر مدرسه ای ، این نامه را چند هفته قبل از شروع امتحانات برای والدین دانش آموزان فرستاده است:
    والدین عزیز
    امتحانات فرزندان شما به زودی آغاز می شود.
    من می دانم شما چقدر اضطراب دارید که فرزندانتان بتوانند به خوبی از عهده امتحانات بر آیند.
    اما لطفا در نظر داشته باشید که در بین این دانش آموزان :
    یک هنرمند وجود دارد که نیازی به دانستن ریاضیات ندارد.
    یک کارآفرین وجود دارد که نیازی به درک عمیق تاریخ یا ادبیات انگلیسی ندارد.
    یک ورزشکار وجود دارد که آمادگی بدنی و فیزیکی برایش بیش از درس فیزیک اهمیت دارد.
    اگر فرزندتان نمرات بالایی کسب کرد عالی است. در غیر این صورت، لطفا اعتماد به نفس و شخصیتش را از او نگیرید.
    به آنها بگویید مشکلی نیست آن فقط یک امتحان بود و آنها برای انجام چیزهای بزرگتری در زندگی به دنیا آمده اند.
    به آنها بگویید فارغ از هر نمره ای که کسب کنند شما آنها را دوست خواهید داشت و آنها را قضاوت نخواهید کرد.
    لطفا این را انجام دهید تا ببینید چگونه فرزندانتان جهان را فتح خواهند کرد. یک امتحان یا نمره پایین نبایستی آرزوها، استعداد و اعتماد به نفس آنها را فدا کند.
    و در پایان، لطفا فکر نکنید که دکترها و مهندسین تنها انسان های خوشحال و خوشبخت روی زمین هستند
    .

    موفق باشید.



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود