جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن و سنت های الهی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 6 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    قرآن و سنت های الهی





    پرسش:
    آیا می توان با بررسی آیات قرآن سنت های الهی را کشف کرد و از آن ها برای پیشرفت و ترقی و بهبود وضع جامعه استفاده کرد؟

    پاسخ:
    یکی از مباحث بنیادین در حوزۀ مطالعات اجتماعی بویژه جامعه شناسی، موضوع قانون مندی جامعه و تاریخ است. این که آیا حوادث اجتماعی و تاریخی، به جامعه یا دوره ای تعلق دارد و یا تاریخ بشر از قانون مندی خاصی پیروی می کند که زمینه تکرار پذیری آن حوادث را فراهم می نماید، از دغدغه های اندیشمندان مسائل اجتماعی بوده است.
    از آیات متعدد قرآن کریم استفاده می شود که برخی قوانین بر تاریخ بشر حاکم است و از آن به عنوان سنّت الهی یاد می شود، از این رو هنگام نقل حوادث تاریخی ما را به عبرت گیری از سرنوشت گذشتگان دعوت می نماید. برخی از این سنت ها، مربوط به اجتماع مومنان است. که در این نوشتار آیات مربوط به این نوع سنت ها را بررسی خواهیم کرد.
    در میان متفکران مسلمان شاید اولین کسی که قانون مندی حاکم بر جامعه و تاریخ را مطرح کرده، ابن خلدون است، چنان که می گوید: «تمدن و عمران دارای طبایع خاص است که می توان اخبار را بدان ها رجوع داد وروایات و اخبار را بر آن عرضه کرد.»
    و در تعریف تاریخ می گوید: «تاریخ در باطن اندیشه و تحقیق درباره حوادث و مبادی آن ها و جستجوی دقیق برای یافتن علل آن هاست.»
    حوادث و جریان های تاریخی نقل شده در قرآن کریم هر چند ناظر به یک گروه یا دوره تاریخی خاص است، ولی به آن قوم و قبیله یا تاریخ مشخص، اختصاص ندارد، بلکه همه انسان ها را در هر دوره تاریخی، در بر می گیرد و از آن به عنوان سنت خدای سبحان یاد می شود، و در واقع آن چه در اصطلاح فلسفه، به نام نظام جهان و قانون اسباب خوانده می شود، در زبان دین، سنّت الهی نامیده می شود.
    منظور از سنت، آن بخش از تدبیر و سازمان دهی خداوند است که استمرار و تکرار داشته باشد و رویه و روش دایمی (به تعبیر قرآن) غیرقابل تبدیل و تحویل خداوند است. سنت در این معنای وسیع خود، در بر گیرنده تمام موجودات، از جمله انسان و زندگی فردی و اجتماعی اوست و بر هر موجودی، در هر زمان و تحت هر شرایط، حکومت می کند.
    از آیات متعدد قرآن کریم سنت و قانون مندی تاریخ استفاده می شود که از جمله آن ها، آیات سیر و نظر است. سوره یوسف، آیه 109؛ سوره روم، آیه 9؛ سوره فاطر، آیه 44؛ سوره غافر، آیه 21 و سوره محمد، آیه 10.
    سیر در زمین اصطلاحی است قرآنی که به معنای تفکر و تأمل در وقایع و حوادث تاریخی، به منظور عبرت آموزی و پند آموزی است. و اگر هر واقعه و حادثه تاریخی پدیده ای منحصر به فرد و مختص به جامعه ای معین بود و با جوامع دیگر هیچ ربطی نداشت و در سایر اوضاع و احوال تاریخی تکرار نمی شد، ژرف نگری در آن و درس گرفتن از آن چه سودی می توانست داشته باشد؟
    در حقیقت از دیدگاه قرآنی، وجوه اشتراک تکوینی بین گذشتگان و آیندگان هست که عبرت آموزی و پند آموزی آیندگان را از سرنوشت گذشتگان امکان پذیر و سودمند می سازد و گر نه از حوادث تکرار ناپذیر چه درسی می توان گرفت؟
    بنابر این از دیدگاه قرآن کریم امت ها و جامعه ها از آن جهت که امت و جامعه اند (نه صرفاً افراد جامعه)، سنت ها و قانون ها و اعتلاها و انحطاط ها طبق آن سنت ها و قانون دارند. سرنوشت مشترک داشتن به معنای سنت داشتن جامعه است.
    برخی از سنت ها مطلقند و به قوم و گروه خاصی اختصاص ندارند، یعنی قوانینی که لازمه اصل نظام آفرینش و اداره زندگی این جهانی انسان هاست، مثل سنت ارسال پیامبران، سنت آزمایش و ...، ولی بخش دیگری از سنت ها، مقیّد و مشروط به شرایط ویژه اند و تنها گروهی هایی را شامل می شود که آن شرایط را فراهم کرده باشند. ایمان و کفر از جمله این شرایط است و در واقع برخی سنت های الهی به مومنان و یا کفار اختصاص دارد.

    در ادامه به برخی از سنت های الهی درباره مومنان اشاره می کنیم:
    1- سنت حاکمیت مومنان در نهایت حرکت تاریخ:
    یکی از سنت های الهی که با کلماتی چون «وَعَد» و «کَتَب» ـ که حاکی از سنت قطعی اند ـ در قرآن کریم آمده، حکومت و وراثت مومنان در زمین است. به عبارت دیگر، حرکت تاریخ بشر بر اساس سنت قطعی الهی به سویی است که در نهایت آن، حاکمیت بر جهان بشری از آن مومنان خواهد بود.
    مرحوم علامه طباطبایی در تحلیل این موضوع می فرماید: «بشر از روزی که در بسیط زمین سکنی ورزیده، پیوسته در آرزوی یک زندگی اجتماعی مقرون به سعادت (به تمام معنا) می باشد و به امید رسیدن چنین روزی قدم بر می دارد و اگر این خواسته، تحقق خارجی نداشت هرگز آرزوی و امیدی در نهاد وی نقش نمی بست، چنان که اگر غذا و آبی نبود، گرسنگی و تشنگی محقق نمی شد، از این رو به حکم ضرورت، آینده جهان روزی را در بر خواهد داشت که در آن روز، جامعه بشری پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا، هم زیستی نماید و افراد انسانی غرق در فضیلت و کمال شوند و رهبر چنین جامعه ای، منجی جهان بشری و به لسان روایات، مهدی (عجل الله تعالی فرجه) خواهد بود.»
    بنابر این جامعه الهی در طول تاریخ، گاهی قاهر و گاهی مقهور، به حرکت خود ادامه می دهد، اما در این فراز و نشیب ها، این جامعه الهی موجودیت خود را حفظ می کند و به سویی می رود که معارف، قانون و احکام الهی و عدالت را جهان شمول کند و تمامی جوامع منحط و کافر را مضمحل نماید.
    بنابراین طبق وعده حتمی الهی،جامعه و مجتمع صالح در نهایت تاریخ بر زمین حاکم خواهد شد.
    این موضوع در چندین آیه از قرآن کریم، به روشنی بیان شده است، مثل این آیات شریفه:
    * «وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يرِثُهَا عِبَادِي الصَّالِحُونَ»؛ در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتيم: «بندگان شايسته‌ام وارث (حکومت) زمين خواهند شد.»(1)
    * «قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يورِثُهَا مَنْ يشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»؛ موسی به قوم خود گفت: «از خدا ياری جوييد، و استقامت پيشه کنيد، که زمين از آن خداست، و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، واگذار می کند؛ و سرانجام (نيک) برای پرهيزکاران است.»(2)
    * «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»؛ ما می خواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روی زمين قرار دهيم.(3)
    2- سنّت پیروزی مومنان در رویارویی با کفار و مشرکین:
    از سنت های قطعی الهی، نصرت و یاری مومنان در رویارویی با مخالفان دین خداست. قرآن کریم در آیات متعددی به این حقیقت تصریح کرده است؛ نظیر:
    * «وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ* إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ * وَ إِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ»؛ وعده قطعی ما براي بندگان فرستاده ما از پيش مسلم شده... که آنان ياری شدگانند، و لشکر ما پيروزند.(4)
    * «كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِي عَزِيزٌ»؛ خداوند چنين مقرر داشته که من و رسولانم پيروز مي‌شويم؛ چرا که خداوند قوي و شکست‌ناپذير است.(5)
    * «ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ حَقًّا عَلَينَا نُنْجِ الْمُؤْمِنِينَ»؛ سپس (هنگام نزول بلا و مجازات،) فرستادگان خود و کسانی را که (به آنان) ايمان می آورند، نجات می دهيم و همين گونه، بر ما حق است که مؤمنان (به تو) را (نيز) رهايي بخشيم.(6)
    خداوند متعال در این دسته از آیات، قانون کلی و دائمی ای بیان می کند مبنی بر این که یاری او و فرشتگان الهی، همواره و در گستره تاریخ، نصیب مومنان خواهد شد و کسانی که در زمره این گروه قرار گیرند، در واقع خود را در معرض این قانون قرار داده اند. از این رو اگر در قرآن کریم نمونه هایی تاریخی در مورد بهره مندی برخی اقوام از نصرت الهی ذکر می شود فقط بیان گر الگوهاست؛ یعنی هر قومی در هر دوره تاریخی، در مسیری که اقوام انبیای گذشته رفته اند ـ که مسیر توحید و بندگی باشد ـ حرکت کند، طبق سنت الهی، تأیید و یاری خداوند منّان شامل او خواهد شد.

    در قرآن کریم نمونه هایی تاریخی از این نوع سنت الهی ذکر شده است که بطور کلی می توان آن ها را در دو دسته قرار داد:
    1. امداد های الهی به مومنانی که به دلیل ضعف و ناتوانی، توان نبرد نظامی با دشمن را نداشتند، ولی در برابر اذیت و آزارشان استقامت کرده و از دین و اعتقادات توحیدی خود دست بر نداشتند و خداوند سبحان به پاس ایمان و استقامتشان، کمک های غیبی خود را به یاریشان فرستاد و آنان را از دست کفار نجات بخشید و دشمنانشان را نابود کرد. از بهترین نمونه های این سنت، انواع عذاب هایی است که خداوند بر سر امت های گذشته که دعوت انبیا را تکذیب کردند آورد. مانند قوم نوح که همه غرق شدند و قوم هود که زنده در زیر سنگ و خاک دفن شدند و دیگران که هر یک به عذابی دچار شدند.
    قرآن کریم بعد از گزارش نابودی قوم هود،صالح و شعیب می فرماید: «وَ لَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّينَا هُودًا وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ نَجَّينَاهُمْ مِنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ»؛ و هنگامی که فرمان ما فرا رسيد، «هود» و کسانی را که با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود نجات داديم؛ و آن ها را از عذاب شديد، رهايی بخشيديم.(7)
    و آیه های 66 و 94 این سوره در مورد قوم صالح و شعیب است.
    جریان ذکر شده، تنها یک حادثه تاریخی غیرقابل تکرار نیست، بلکه سنت دائمی الهی است و همه کسانی را که در مسیر آن قرار گیرند در بر می گیرد، چنان که در برخی آیات، بعد از نقل پیروزی انبیا و نابودی مخالفان و کفار، به قانون و سنت بودن این رخداد اشاره می نماید.
    به عنوان نمونه در سوره ابراهیم بعد از نقل ایمان نیاوردن امت برخی انبیا و تهدید آنان و در نتیجه نابودی و عذاب استیصال آنان، به فلسفه شکست کفر و پیروزی انبیا اشاره می کند و می فرماید: «وَ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ * وَ لَنُسْكِنَنَّكُمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَ خَافَ وَعِيدِ»؛ (ولي) کافران به پيامبران خود گفتند: «ما قطعا شما را از سرزمين خود بيرون خواهيم کرد، مگر اينکه به آيين ما بازگرديد!» در اين حال، پروردگارشان به آن ها وحی فرستاد که: «ما ظالمان را هلاک می کنيم، و شما را بعد از آنان در زمين سکوت خواهيم داد، اين (موفقيت)، برای کسی است که از مقام (عدالت) من بترسد؛ و از عذاب (من) بيمناک باشد.»(8)
    در این آیات شریفه، خداوند متعال هم سبب هلاکت کفار را که همان ظلم باشد ذکر فرموده و هم سبب پیروزی مومنان را بیان کرده است که ترس از قیامت باشد، و به اصطلاح معروف، تعلیق حکم بر وصف مشعر به علیت است. بنابر این آیه در مقام بیان سنت تاریخی خدای سبحان است، یعنی هرجا و در هر زمان این علت و سبب ذکر شده محقق شود، شکست کفار و پیروزی مومنان را بدنبال خواهد داشت.
    2. امدادهایی که در صحنه نبرد و جنگ به یاری مومنان آمده و موجب پیروزی و غلبه آن ها بر کفار شده است، مثل حوادث معروف بدر، حنین و احزاب. قرآن کریم در چندین آیه این حقیقت را بیان کرده است، چنان که درباره جنگ بدر می فرمایید: «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ خداوند شما را در «بدر» ياری کرد (و بر دشمنان خطرناک، پيروز ساخت)؛ در حالی که شما (نسبت به آن ها)، ناتوان بوديد. پس، از خدا بپرهيزيد (و در برابر دشمن، مخالفت فرمان پيامبر نکنيد)، تا شکر نعمت او را بجا آورده باشيد»(9)
    و نیز درباره امداد غیبی در جنگ حنین می فرماید: «لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَ يوْمَ حُنَينٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيئًا وَ ضَاقَتْ عَلَيكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيتُمْ مُدْبِرِينَ»؛ خداوند شما را در جاهای زيادی ياری کرد (و بر دشمن پيروز شديد)؛ و در روز حنين (نيز ياري نمود)؛ در آن هنگام که فزونی جمعيتتان شما را مغرور ساخت، ولی (اين فزونی جمعيت) هيچ به دردتان نخورد و زمين با همه وسعتش بر شما تنگ شده؛ سپس پشت (به دشمن) کرده، فرار نموديد»(10)

    _______
    (1) انبياء/ 105.
    (2) اعراف/ 128.
    (3) قصص/ 5.
    (4) صافات/ 171-173.
    (5) مجادله/ 21.
    (6) يونس/ 103.
    (7) هود/ 58.
    (8) ابراهيم/ 14و13.
    (9) آل عمران/ 123.
    (10) توبه/ 25.

    منبع جهت مطالعه بیشتر:
    _ فصلنامه تاریخ در آیینه پژوهش، مقاله: سنت های تاریخی قرآن درباره مومنان، سال سوم، شماره سوم، بهار 85، ص 125-129.
    _ همان، سال سوم، شماره اول، ص 132-135.




    لینک اصلی



  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود