جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مناظرات امام رضا (علیه السلام)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    مناظرات امام رضا (علیه السلام)




    دستگاه خلافت عباسي، با اهدافي خاص، از انديشه‌وران مذاهب و فرقه‌هاي گوناگون دعوت مي‌كرد و آنان را


    رودرروي امام(ع) قرار مي‌داد. با مطالعه در شخصيت، روحيات و افكار مامون، آشكار مي‌شود كه او از تشكيل‌چنين


    جلسات و همايشهايي، اهدافي سياسي را دنبال مي‌كرد.


    هر چند شخصا به مباحثات علمي علاقه‌مند بود، ولي مامون به عنوان خليفه، شخصي نبود كه بخواهد با اين‌گونه


    مباحثات و مناظرات، عظمت و حقانيت خاندان پيامبر(ص) را به نمايش بگذارد و شخصيتي را كه مورد توجه انقلابيون


    آل علي(ع) بود، در جامعه مطرح كند و علم و شكوه و شايستگي و برتري آنان را به ديگران بنماياند، بلكه در پس اين


    تلاشها، اهدافي سياسي داشت و چه بسا بي ميل نبود كه در اين نشستها، براي يك بار هم كه شده، امام از


    پاسخگويي به پرسشها عاجز بماند!


    به هر حال، گذشته از اهدافي كه مأمون دنبال مي‌كرد، نتايج آن جلسات مايه شكوه و عظمت امام و بهره علمي


    و اعتقادي شيعه شد.


    عبدالسلام هروي كه در بيشتر نشستها و مناظرات حضور داشته است، مي‌گويد:


    "هيچ كسي را از حضرت رضا(ع) داناتر نديدم‌ و هيچ دانشمندي آن حضرت(ع) را نديده، مگر اين كه به علم برتر او


    گواهي داده است‌. در محافل و مجالس كه گروهي از دانشوران و فقيهان و دانايان اديان مختلف حضور داشتند بر


    تمامي آنان غلبه يافت، تا آن‌جا كه آنان به ضعف علمي خود و برتري امام(ع) اذعان و اعتراف داشتند."1


    ابراهيم‌بن عباس، گواه ديگري از حاضران و ناظران اين‌گونه جلسات بوده مي‌گويد: "حضرت رضا(ع) هيچ مساله‌اي


    را بدون پاسخ نمي‌گذاشت‌. در علم و دانش كسي را داناتر از او سراغ ندارم‌. آنچه‌ مامون مطرح مي‌ساخت پاسخ


    كامل آن را دريافت مي‌كرد و آنچه حضرت(ع) مي‌فرمود، مستند به قرآن بود."2


    خود آن گرامي در اين زمينه مي‌فرمود:


    "در روضه حرم پيامبر(ص) مي‌نشستم و عالمان مدينه هرگاه در مساله‌اي با مشكل روبرو بودند و از حل آن ناتوان


    ‌مي‌ماندند، به من رو مي‌آوردند و پاسخ مي‌گرفتند."3


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    آگاهي امام(ع) از اديان و مكاتب


    امام(ع) علاوه بر اين كه براي پرسشهاي مختلف عالمان اديان و مكاتب، پاسخي درخور داشت، بر مبناي اعتقادي


    شخص مخاطب سخن مي‌گفت و استدلال مي‌كرد و اين مظهر ديگري از توانمندي علمي امام(ع) بود. امام(ع) با اهل


    تورات، به توراتشان، با رهروان انجيل، بر مبناي انجيل و با حاملان زبور، به زبور و سرانجام با هر فرقه و گروهي با مباني


    خود آنان سخن گفته، به روش خودشان استدلال مي‌نمود.4


    محمد بن حسن نوفلي، از اصحاب حضرت رضا(ع) مي‌گويد:


    هنگامي كه حضرت رضا(ع) به مرو گام نهاد، مامون به وزيرش، فضل‌بن سهل دستور داد، تا چهره‌هاي سرشناس‌


    علمي و رهبران مذاهب و دانشمندان فرقه‌هاي مختلف را كه در علم مناظره و جدل از ديگران ممتاز بودند، فراخواند


    و در روزي معين مناظره‌اي علمي ترتيب دهد.


    فضل، از جاثليق5، راس الجالوت6، دانشمندان صابئي7 ، هرابذه 8، اصحاب زرتشت، قسطاس رومي9، و گروهي


    ديگر از متكلمان دعوت كرد. اجلاس مقدماتي تشكيل شد، خليفه نيز در آن حضور يافت و ضمن ابرازخرسندي از تجمع


    عالمان گفت: شما مشهورترين و سرشناس‌ترين چهره‌هاي اين زمان هستيد. هدف از اين‌اجلاس آن است كه با اين


    ميهمان حجازي (امام رضا(ع)) وارد بحث و گفت‌و گو شده، هر كدام به ارائه منطق و برهان خود بپردازيد.


    حاضران در جلسه، آمادگي خود را براي تامين خواسته‌هاي خليفه اعلام داشتند و عهد كردند تا تمام توان علمي خود


    را به نمايش گذارند.


    محمد بن حسن نوفلي، روايت كننده حديث مي‌گويد:


    من در كنار امام بودم كه "ياسر خادم‌" وارد شد و جهت شركت در جلسه‌اي كه براي روز بعد مقرر شده بود، دعوت مامون


    را به امام(ع) ابلاغ كرد.


    امام(ع) در پاسخ فرمود:


    سلام مرا به او - مامون - برسان و بگو: مي‌دانم مراد تو چيست. به خواست خداوند فردا صبح نزد تو خواهم آمد."10


    بعد از آن كه فرستاده مامون بيرون رفت، امام فرمود:


    نظر تو درباره اين همايش اهل شرك و صاحبان انديشه‌هاي گوناگون چيست؟


    عرض كردم: هدف خليفه آزمودن شماست و اين طرح مزورانه بنايي سست و بي اساس است‌.


    حضرت فرمود : اجلاس را چگونه پيش‌بيني مي‌كني؟


    گفتم: اين افراد كه به همايش دعوت شده‌اند، با دانشمندان متفاوتند، زيرا عالمان در برابر دليل و برهان خاضعند،


    ولي اينان به اصحاب انكار شهرت دارند و كارشان مغالطه است و زير بار سخن حق نخواهند رفت‌؛ بهتر آن است كه


    از ايشان دوري گزينيد.


    حضرت (ع) ضمن تبسمي فرمود: آيا نگران هستي مبادا دلايل من كافي نباشد؟


    عرض كردم: اميدوارم خداوند، تو را بر آنها پيروز گرداند.


    امام فرمود: دوست داري بداني كه چه موقع مامون، از كار خود پشيمان خواهد شد؟


    گفتم: آري‌.


    فرمود: آن گاه كه بشنود با اهل تورات، به توراتشان، با طرفداران انجيل، به انجيل آنان، با زبوريان، به زبورشان، با


    صابئان به زبان عبري آنها، با هرابذه و موبدان زرتشتي به پارسي، با روميان به زبان رومي و با هر يك از صاحبان‌


    انديشه‌ها و مكاتب با زبان خودشان، استدلال كرده به بحث و گفت‌و گو نشينم‌. زماني كه هر گروه را به بن بست


    رساندم تا آن كه دلايل خود را باطل بيند و لب فرو بسته، تسليم سخن من شود، مامون خواهد فهميد كه به آنچه


    پنداشته و در انديشه داشته است، دست نخواهد يافت‌.11


    همين گونه نيز شد و آن اجلاس به سرافكندگي دانشمندان شركت كننده و پشيماني خليفه انجاميد.


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    گاهي امام(ع) به زبانهاي مختلف


    يكي ديگر از مظاهر شخصيت علمي امام رضا(ع) كه شگفتي اطرافيان و شاهدان را همراه داشت، آشنايي كامل‌

    حضرت (ع) به زبانهاي مختلف بود. چنان كه از بخش پيشين نيز آشكار گرديد، امام(ع) در مجامع علمي به هنگام‌ مناظره

    و يا در نشستهاي معمولي در پاسخگويي به اشخاصي كه از بلاد ديگر، حضور ايشان شرفياب مي‌شدند، با زبان متداول

    و رسمي مخاطب با وي به گفت‌و گو مي‌پرداختند.

    اباصلت هروي مي‌گويد:


    "امام رضا(ع)، با مردم به زبان خودشان سخن مي‌گفت‌. به خدا سوگند كه او، فصيح‌ترين مردم و داناترين آنان به هر

    زبان و فرهنگي بود.12

    اباصلت همچنين مي‌گويد:

    عرض كردم: اي فرزند رسول خدا، من در شگفتم از اين همه اشراف و تسلط شما به زبانهاي گوناگون!

    امام (ع) فرمود:

    "من حجت خدا بر مردم هستم‌. چگونه مي‌شود، خداوند فردي را حجت بر مردم

    قرار دهد، ولي او زبان آنان را درك نكند. مگر سخن امير مؤمنان علي(ع) به تو نرسيده است كه فرمود:

    به ما "فصل الخطاب‌" داده شده است و آن چيزي جز شناخت زبانها نيست‌."13


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    اعتراف مخالفان به برتري علمي امام(ع)

    چنان كه پيشتر گذشت، مامون از تشكيل جلسات بحث و گفت‌و گو، اهدافي را دنبال مي‌كرد كه از جمله مي‌توان‌ موارد

    زير را ياد كرد:

    *سرگرم ساختن مردم و جامعه به مباحثات علمي و تحت الشعاع قرار دادن اوضاع سياسي موجود، بويژه‌ نهضتهايي

    كه در گوشه و كنار بلاد اسلامي رو به رشد بود.

    *به دست آوردن نوعي وجهه فرهنگي براي حكومت، بويژه براي خودش كه در مسند زمامداري قرار داشت‌.

    *جلب نظر امام(ع)، با وانمود ساختن اين نكته كه وي خواهان عظمت خاندان پيامبر(ص) است‌.

    *محدود ساختن امام(ع) به حركتهاي علمي‌.

    *زمينه‌سازي براي پيدايش موقعيتي كه در آن هر چند براي يك بار، امام مغلوب ديگران شود.

    به هر حال در هيچ يك از اين مجالس، مامون به نتيجه دلخواه دست نيافت و ناگزير به اعتراف و خضوع در برابر عظمت

    علمي امام(ع) شد. وجود چنين اعترافاتي در تاريخ شايان تامل است‌.

    در جريان يكي از نشستهاي علمي، چون وقت نماز فرا رسيد، امام براي اقامه نماز از مجلس بيرون شد. مامون ‌به

    محمد بن جعفر، عموي امام رضا(ع) رو كرد و گفت: پسر برادرت را چگونه يافتي؟

    پاسخ گفت: او عالم و دانشمند است‌.

    مامون گفت: پسر برادرت از خاندان پيامبر(ص) است‌؛ خانداني كه پيامبر(ص) در مورد آنان فرموده است:

    آگاه باشيد، نيكان عترت من و شاخه‌هاي درخت وجود من، در خردسالي، خردمندترين و در بزرگسالي، داناترين مردمند.

    آنها را تعليم ندهيد، زيرا آنان از شما داناترند. هيچ گاه شما را از دروازه هدايت بيرون نساخته در گمراهي وارد

    نخواهندكرد.14

    در نقل ديگري آمده است كه مامون مسائلي چند از امام رضا(ع) پرسيد و آن گاه كه پاسخ همه آنها را به درستي

    يافت، چنين گفت:

    "خدا مرا بعد از تو زنده ندارد. به خدا سوگند، دانش صحيح، جز نزد خاندان پيامبر(ص) يافت نمي‌شود و به راستي دانش

    پدرانت را به ارث برده‌اي و همه علوم نياكانت در تو گرد آمده است‌."15

    آري، جداي از اهداف مامون بايد گفت: دانش گسترده امام رضا(ع)، حقيقتي است كه دوست و دشمن، ناگزير از اعتراف

    به آن بوده و هستند. اگر مامون نيز در درون ميل به بروز اين حقيقت نداشت، ولي سبب شد تا چنين‌نتيجه‌اي به دست

    آيد و چهره علمي امام بهتر روشن شود.


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    پشيماني مامون از تشكيل محافل علمي

    مامون خود در تشكيل محافل علمي و مناظرات دانشمندان با امام اصرار داشت، ولي از فراخواني امام به‌مناظرات،

    سخت پشيمان شد و پيش‌بيني امام در مورد وي تحقق يافت‌. علت پشيماني نيز روشن است‌. مامون با انگيزه صحيح

    و دانش‌دوستانه به اين اقدام دست نزده بود، همچنان كه براي آگاهي بيشتر مردم و دانشمندان از شخصيت علمي

    امام چنين نكرده بود. وي اهدافي چون تحقير امام و شخصيت علمي او، سرگرم ساختن جامعه به اين‌گونه جلسات

    و تحت‌الشعاع قرار دادن امور سياسي و... را دنبال مي‌كرد و چون خود را در رسيدن به آن هدفها ناكام يافت سخت

    پشيمان شد، تا جايي كه برخي، همين رخدادها را زمينه‌ساز شهادت آن حضرت‌دانسته‌اند.16


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    دعاي باران و استجابت سريع آن

    حضرت امام عسكري از پدرانشان نقل مي‌كنند كه وقتي مامون، حضرت رضا(ع) را وليعهد خود قرار داد، مدتي

    ‌باران نباريد، بعضي از اطرافيان بد انديش شروع كردند به سخنان ناروا كه ببينيد از وقتي كه علي بن موسي(ع)

    به‌سوي ما آمده و وليعهد شده ديگر آسمان هم بر ما نمي‌بارد. اين حرف به گوش مامون رسيد و بر او گران آمد.

    لذا از حضرت خواست تا براي آمدن باران دعا كنند. حضرت قبول كردند و آن روز جمعه بود و فرمودند روز دوشنبه

    دعا مي‌كنم‌، زيرا ديشب رسول خدا(ص) را در خواب ديدم و اميرالمومنين هم با آن حضرت بود كه فرمود منتظر روز

    دوشنبه باش و به صحرا برو و براي مردم از خداوند عزوجل طلب باران كن و از آنچه نمي‌دانند آنها را خبر ساز، تا فضل

    و مقام تو را دريابند.

    روز دوشنبه كه شد، حضرت به‌طرف صحرا خارج شدند و عده زيادي آمدند، حضرت به منبر تشريف فرما شده ‌حمد و

    ثناي الهي به جاي آوردند و عرضه داشتند: بار خدايا اين تويي كه حق ما <1245/اص/اهل بيت> را بزرگ داشته‌اي،

    اين مردم همان طور كه امر كرده‌اي به ما دست توسل دراز كرده‌اند و فضل و رحمت تو را آرزو مي‌كنند و منتظر احسان

    و نعمت‌ تو هستند. خداوندا آنها را سيراب كن از باراني نافع و مفيد كه هيچ ضرري در بر نداشته باشد و آن را بعد از

    رفتن از صحرا و رسيدنشان به خانه‌هايشان قرار بده‌.

    امام عسكري(ع) مي‌فرمايد: قسم به آن خدايي كه حضرت محمد(ص) را به حق به رسالت مبعوث فرمود بادها در

    فضا وزيدن گرفت و ابرها را پديدار كرد، ابرها غرش كردند و برق زدند، مردم به حركت آمدند تا خود را از ريزش‌باران به

    سر پناهي برسانند، ولي حضرت رضا(ع) فرمود: بر جاي خود باشيد كه اين ابر براي شما نيست. اين مال فلان‌شهر

    است. ابر روي آسمان غريد و گذشت‌. ابر دومي آمد و غرشي كرد، باز حضرت فرمود: بر جاي خود باشيد. اين ابر هم

    براي شما نيست. اين ابر مامور فلان شهر است. ابر سوم و چهارم تا ده ابر آمدند و يكي پس از ديگري غرش كنان

    گذشتند. وقتي ابر يازدهم ظاهر شد، حضرت فرمود: اي مردم اين ابر را خداوند براي شما فرستاده، او را سپاسگزار

    باشيد و به‌سوي منازل خود برويد كه اين ابر بالاي سر شما خواهد بود تا داخل جايگاه‌هاي خود شويد كه بعد از آن

    بر شما ببارد.

    حضرت از منبر پايين آمدند و مردم به خانه‌هايشان رفتند و سپس چنان باراني باريد كه تمام صحرا و گودالها و دره‌ها

    از آب پر شد و مردم يك صدا مي‌گفتند: گوارا باد كرامات خداوندي بر فرزند رسول خدا(ص).

    سپس حضرت بيرون آمدند و خلق كثيري جمع شدند و حضرت آنها را به تقواي الهي و پندهاي فراواني

    موعظه‌ فرمود. 17


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    برگزاري نماز عيد به شيوه پيامبر(ص)


    يكي از رخدادهاي مهم زندگي امام رضا(ع) پس از مساله ولايتعهدي، حركت حضرت به سوي مصلي براي

    برگزاري نماز عيد فطر بوده است‌.

    اين رخداد ظاهرا در عيد فطر سال 201 ه‍.ق به پيشنهاد مامون بوده است‌. امام كه از توطئه مامون با خبر بود

    از قبول اين پيشنهاد امتناع نمود، اما مامون اصرار ورزيد و امام(ع) با يك شرط آن را پذيرفت‌.


    شاهدان عيني اين واقعه تاريخي را چنين گزارش كرده‌اند :


    عيد فطر فرا رسيد. مامون به دليل بيماري جسمي 18 (يا دليل ديگري‌) از علي بن موسي الرضا(ع) تقاضا

    نمود كه ‌ايشان نماز عيد را برگزار نمايد، اما امام (ع) امتناع ورزيد و فرمود من با شما شرط كرده بودم كه در

    هيچ كار مملكتي دخالت ننمايم - و اقامه نماز عيد از شؤون حكومتي است - مامون گفت: هدف از اين

    پيشنهاد، تثبيت ولايتعهدي و خلافت شما بعد از من است و دوست دارم مردم به اين وسيله اطمينان پيدا

    كنند كه به راستي شما ولايتعهدي را پذيرفته‌ايد و همچنين به فضيلت و برتري شما آگاه شوند.

    سرانجام در اثر پافشاري خليفه، آن حضرت ناگزير به پذيرفتن پيشنهاد وي شد، اما مشروط به اين كه حضرت

    در انجام اين‌كار روشي را برگزيند و شكل و هياتي را انتخاب كند كه جدش رسول خدا(ص) و امير مومنان

    علي(ع) به هنگام رفتن به‌مصلي برمي‌گزيده‌اند.

    مامون گفت: به هر كيفيتي كه خود مي‌داني عمل كن، و آن گاه دستور داد تا لشكريان و نگهبانان مخصوص

    و ساير طبقات مردم صبحگاهان روز عيد در خانه حضرت اجتماع كنند تا هنگام خروج امام از منزل آن حضرت

    را تا مصلي همراهي نمايند.

    مردم اعم از زن و مرد، كوچك و بزرگ همراه با درباريان و لشكريان قبل‌از طلوع آفتاب، درِ خانه امام، مسير

    راه و پشت بامهاي منازل اجتماع نمودند و منتظر ديدن چهره ملكوتي حضرت با آن سيره نبوي و هيبت بودند.

    حضرت غسل نموده عمامه‌اي سفيد از كتان بر سر نهاد كه يك سر آن را بر شانه و طرف ديگر آن را بر سينه

    افكنده بود و خود را خوشبو ساخت و عصايي در دست گرفت و از همه كاركنان و خدمتگزاران منزل خويش

    خواست كه آنها نيز همين گونه عمل نمايند. آن گاه امام لباسي ساده، ولي پاكيزه پوشيد و آستينهاي آن

    را بالا زد و با پاي برهنه همراه خدمتگزاران خويش از منزل خارج شد، در حالي كه غلامان وي‌حلقه‌وار

    همچون نگين آن حضرت را در برگرفته بودند.



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    امام (ع) در آغاز حركت سر به آسمان برداشت و با صدايي بلند چهار تكبير گفت كه گويي هوا و زمين و همه

    موجودات با او هم آوا گشتند. همراهان امام نيز هم صدا تكبير گفتند. وقتي درباريان و فرماندهان لشكري كه

    خود را آراسته و سوار بر مركبهاي خود آماده، به انتظار امام ايستاده‌بودند، با اين صحنه مواجه شدند، بلافاصله

    از مركبها به زير آمدند و كفشها و چكمه‌هاي نظامي را از پاي در آوردند و به قدري در اين كار عجله داشتند كه

    خوشبخت‌ترين فرد آن كس بود كه كاردي با خود داشت و زودتر بندهاي كفشش‌را مي‌بريد و پايش را برهنه

    مي‌ساخت.

    امام چند قدم به پيش رفت و پس از لحظه‌اي توقف اين جملات را با صداي بلند بر زبان جاري ساخت:


    "الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر علي ما هدانا، الله اكبر علي ما رزقنا من بهيمه الانعام والحمدلله علي ما ابلانا."


    حضرت سه مرتبه آن را تكرار نمود و همراهان امام نيز آن را با صداي بلند تكرار مي‌كردند. امام با وقار به سوي

    مصلي در حركت بود و هر ده قدم كه پيش مي‌رفت مي‌ايستاد و اين تكبيرها را مي‌گفت و بنا به نقلي، ‌حضرت

    همچنانكه از بين صفوف مردم عبور مي‌كرد، مي‌فرمود:

    "اللهم صل علي و علي ابوي آدم و نوح، اللهم صل‌علي و علي ابوي ابراهيم و اسماعيل، اللهم صل علي وعلي

    ابوي محمد و علي‌" 19

    يعني بار خدايا بر من و پدرانم آدم و نوح(ع) درود فرست‌.

    بار الهي بر من و پدرانم ابراهيم و اسماعيل(ع) درود فرست‌.

    بار پروردگارا بر من و پدرانم حضرت محمد(ص) و علي(ع) نيز درود فرست‌.

    تمام كوچه‌ها و خيابانهاي اطراف مسير از جمعيت مملو گرديد، همه با اشتياق آمده بودند تا شاهد حركت پيامبر

    گونه امام (ع) باشند. مردم با ديدن چهره ملكوتي امام با آن هيات مخصوص و شنيدن صداي دلرباي آن‌حضرت

    منقلب گشته صدايشان به تكبير بلند مي‌شد و بي اختيار اشك شوق مي‌ريختند. تمام شهر مرو يكپارچه غرق

    تكبير و گريه و فرياد شده بود و به گونه‌اي كه هيچ گاه تا آن روز اين چنين ديده نشده بود. گزارش اين‌صحنه‌هاي

    مهيج توسط اطرافيان مامون، مخصوصا فضل بن سهل به گوش مامون رسيد. فضل كه اوضاع را آشفته و خطرناك

    ديده بود در گزارشش چنين گفت: اگر امام با همين وضع به مصلي برسد تمام مردم متوجه او خواهند شد و عليه

    دستگاه خلافت دست به شورش خواهند زد و خون ما را خواهند ريخت!

    مامون بدون درنگ دستور داد تا بروند و از حضرت عذرخواهي كرده و به بهانه اينكه اين كار براي شما ايجاد زحمت

    نموده و ما بيش از اين‌نمي‌خواهيم به مشقت بيفتيد، آن حضرت را از وسط راه باز گردانند، و اين چنين كردند.

    حضرت كه از ممانعت مامون سخت ناراحت شده بود، كفشهايش را خواست و بر مركبي سوار20 شد و به منزل

    برگشت‌. اما در بازگشت در حالي‌كه عرق بر اندام آن حضرت نشسته بود دستهايش را بلند كرد و با اندوه فراوان

    فرمود: بار خدايا اگر گشايش من از وضعيت كنوني‌ام به مرگ من است، هم اكنون در آن تعجيل فرما.

    امام پس از اين قضيه همواره غمگين و اندوهناك بود تا اين كه به شهادت رسيد.21

    مردم هم وقتي چنين ديدند دچار اختلاف گشته، آشفته و خشمناك پراكنده شدند و صفوف نماز ديگر به نظم‌

    نپيوست، 22اما مامون خود سوار بر مركب شد و به مصلي رفت و با جمعي از مردم نماز گزارد.23 و بدين وسيله

    نقشه‌ مامون نقش بر آب گرديد و توطئه‌اش نافرجام ماند.


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    ررسي عملكرد امام (ع) در نماز عيد فطر


    همان گونه كه يادآور شديم، هدف مامون از اين پيشنهاد اين بود كه به مردم نشان دهد امام صد در صد در

    اختيار و طرفدار حكومت اوست و از اين طريق پايه‌هاي حكومتش را مستحكمتر نمايد، اما امام(ع) كه كاملا

    از قصد او با خبر بود ابتدا اين پيشنهاد را نپذيرفت و آن را رد كرد، همان گونه كه در مساله ولايتعهدي چنين

    كرده بود؛ يعني امام دقيقا در اين جا سياستي را در پيش گرفت كه در اصل ولايتعهدي اتخاذ كرده بود. در آن

    جا امام پس از ناچار شدن به طور مشروط ولايتعهدي را پذيرفت و در اين جا نيز پس از اصرار مامون، به ناچار

    اقامه نماز را قبول نمود، به‌شرط اين كه به روش پيامبر(ص) و اميرالمومنين(ع) آن را اقامه نمايد.

    آري امام(ع) از هر فرصتي كه پيش مي‌آمد، به نفع دين و احكام و قوانين حيات بخش آن استفاده مي‌كرد و

    از پيامبر(ص) و <1245/اص/اهل بيت> مظلومش دفاع مي‌نمود و آنها را به مردم مي‌شناساند و مردم را به

    انحراف و بي لياقتي ‌حاكمان جور متوجه مي‌ساخت‌. امام اراده كرده بود كه شكوه و عظمت اين نماز را به آن

    بازگرداند و آن را از مظاهر فريب و پيرايه‌هاي دروغ، كه از سوي خلفاي جور، بدان بسته شده بود پاك سازد؛

    همان حاكماني كه نماز را وسيله ‌بسط قدرت و عظمت پوشالي خويش قرار داده بودند.

    بي شك روش پيامبر گونه امام(ع) با جذابيتي كه داشت، مردم را متوجه آيين صحيح دين و سرپرستان حقيقي

    آن‌كه خاندان پاك پيامبرند، مي‌نمود و از آنها آشكارا دعوت مي‌نمود تا دستگاهي را كه مستبدانه و خودسرانه

    بر آنها حكومت مي‌كند، بشناسند و ارزيابي كنند و پي به بطلان و نادرستي حاكمان آن برند و خود را از زير

    سيطره آنان‌نجات دهند.

    بدين جهت بود كه مامون تا متوجه اقبال مردم به امام(ع) شد فورا دستور داد كه امام را از وسط راه باز گردانند

    و خود با اين كه ظاهرا كسالت داشت، 24 حركت كرد و به مصلي رفت و نماز را اقامه نمود،25 تا مبادا مردم

    شورش نمايند و حكومت دچار خطر گردد، اما امام(ع) وقتي ديد مامون خباثت خويش را اظهار كرد و از وسط

    راه حضرت را بازگرداند، به قدري ناراحت شد كه تقاضاي مرگ نمود و بدين وسيله پرده از توطئه مامون برداشت

    و مردم را آگاه‌ ساخت .

    --------------------------------------------------------------------
    پاورقي:

    1- كشف الغمه 3 / 157.

    2- عيون اخبار الرضا 2 / 180.

    3- كشف الغمه 3 / 157. "كنت اجلس في الروضه و العلماء بالمدينه متوافرون، فاذا اعيي الواحد منهم عن

    مساله اشاروا الي باجمعهم و بعثوا الي‌المسائل فاجيب عنها."

    4- احتجاج طبرسي2 / 415.

    5- رئيس اسقفها.

    6- لقب دانشمندان يهودي‌.

    7- پيروان حضرت يحيي‌. برخي از آنان به ستاره پرستي رو آوردند.

    8- بزرگان زرتشتيان‌. و بنابر ديدگاهي، بزرگان و دانشمندان هند كه در آتشكده فارس خدمت مي‌كردند.

    المنجد، ماده هرب‌.

    9- از دانشمندان رومي كه در علم پزشكي تبحر دارند.

    10- "ابلغه السلام و قل: علمت ما اردت و اناصائر اليك بكره ان شاء الله."

    11- "... اذا سمع احتجاجي علي اهل التوراه بتوراتهم و علي اهل الانجيل بانجيلهم و علي اهل الزبور بزبورهم

    و علي الصابئين بعبرانيتهم و علي‌الهرابذه بفارسيتهم و علي اهل الروم بروميتهم و علي المقالات بلغاتهم‌.

    فاذا قطعت كل صنف و دحضت حجته و ترك مقالته و رجع الي قولي، علم المأمون ان الذي هو بسبيله ليس

    بمستحق له، فعند ذلك تكون الندامه منه‌." (احتجاج طبرسي 415/2 - 432).

    12- كان الرضا يكلم الناس بلغاتهم و كان والله افصح الناس و اعلمهم بكل لسان و لغه‌.

    13- "فقال يا ابا الصلت انا حجه الله علي خلقه و ما كان الله ليتخذ حجه علي قوم و هو لايعرف لغاتهم‌.

    او ما بلغك قول‌اميرالمومنين(ع): اوتينا فصل‌الخطاب‌. فهل فصل الخطاب الا معرفه اللغات؟" (عيون اخبار الرضا 2 / 27).

    14- عيون اخبار الرضا 1 / 204.

    15- همان 2 / 202.

    16- از اباصلت هروي پرسيدند: چگونه مامون خودش را راضي كرد كه امام(ع) را به شهادت رساند؟

    وي در پاسخ، از ناكامي خليفه در دو حادثه‌ياد مي‌كند: 1- جريان ولايتعهدي‌. 2- مناظرات علمي‌. او مي‌گويد چون

    خليفه در اين دو ميدان به‌بن بست رسيد، چنين تصميمي گرفت‌. (عيون‌اخبار الرضا 2 / 239).

    17- بحار الانوار 49 / 180 ؛ عيون اخبار الرضا 2 / 167.

    18- الفصول المهمه 260؛ كشف الغمه 3 /87 .

    19- الانباء في تاريخ الخلفاء 61 .

    20- بحار الانوار 49 / 134؛ عيون اخبار الرضا 2 / 150 ؛ كشف الغمه 3 / 106 .

    21- بحار الانوار ج 49 / 140.

    22- كشف الغمه 3 / 107.

    23- الفصول المهمه 261 .

    24- الفصول المهمه 260؛ كشف الغمه 3 / 87 .

    25- الفصول المهمه 261



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود