جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفكر سياسي در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    تفكر سياسي در قرآن




    مباني تفكر سياسي كه در قرآن وجود دارد توضيح هيد؟






    قرآن ريشه اصلى تفكر سياسى در اسلام است، و قرآن ضمن طرح و شرح مبانى انديشه‏هاى سياسى،

    اعتقاد و عمل به اين مبانى و انديشه‏ها را جزئى از قلمرو وسيع ايمان و بخشى از مجموعه تعاليم اسلام و

    گوشه‏اى از حيات يك مسلمان مى‏شمارد، بطورى كه در تفكر قرآنى تفكيك انديشه و عمل سياسى از ايمان

    و اسلام و زندگى مسلمان امكان‏پذير نيست.

    ولى اين نكته را نبايد فراموش كرد كه تفكر سياسى در قرآن بعنوان هسته مركزى حيات سياسى يك مسلمان

    متعهد، بسى از مفهوم تحزب (حزب گرائى) فراتر است، و از قيود منفى كه معمولا دامنگير احزاب سياسى

    مى‏گردد مبراست.

    مسلمان صرفا به دليل ايمانش و تعهدى كه در برابر اسلام و خدا و فرامين او دارد به انديشه و عمل سياسى

    مى‏گرود و نسبت‏به آن احساس تعهد مى‏نمايد و خود را در تحقق بخشيدن به آرمانهاى سياسى اسلام مسئول

    مى‏بيند.

    اين پوشش سياسى، همه قشرهاى جامعه اسلامى را در بر مى‏گيرد و گاه بر اساس مقرراتى چون

    «مؤلفة قلوبهم‏» و «حكميت‏» از مرز اسلام نيز فراتر مى‏رود.

    بررسى مبانى انديشه‏هاى سياسى در قرآن، كليد كليه بحثهائى است كه تحت عنوان فقه سياسى و بويژه

    بخش سياست و حكومت در اسلام مطرح مى‏گردد.

    از اينرو در آغاز بررسى نظام سياسى اسلام لازم است‏با كليات اين مبانى آشنا شويم‏و كاربرد آن را در ساختار

    نظام سياسى و حكومت اسلامى جستجو نمائيم.1.

    خلافت الهى: از ديدگاه قرآن، انسان خليفه خدا در زمين و عهده‏دار استقرار حاكميت‏خدا و وارث نهائى زمين و

    حكومت در آن است.انسان موظف است‏خصائص و شرائط لازم را براى احراز اين مسئوليت‏بزرگ كسب نمايد و از

    همه امكانات مادى و معنوى كه خداى جهان در اختيار وى نهاده است‏بهره بگيرد.

    اگر قرآن از مسخر بودن جهان در دست انسان سخن مى‏گويد براى آن است كه به انسان تفهيم كند كه او توانائى

    به دوش كشيدن چنين مسئوليت‏بزرگ را دارد و امكانات لازم نيز در صورتى كه او بخواهد و اراده كند در اختيارش

    نهاده شده است.



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    اين بينش و اعتقاد، مسئوليت و عمل سياسى گسترده‏اى را در زندگى مسلمان ايجاب مى‏كند كه قلمرو آن را مى‏توان با ملاحظه آيات زير دريافت:
    الف: آنگاه كه پروردگار تو خطاب به فرشتگان گفت: من اراده كرده‏ام كه در روى زمين خليفه‏اى بنهم (1) .

    ب: هان اى داود ما ترا در روى زمين خليفه قرار داديم بايد كه در ميان مردم بحق حكومت كنى (2) .

    ج: خداوند به آنها كه ايمان آورند و عمل صالح بجا آورند وعده داده است كه آنها را خليفه در زمين قرار دهد

    همانطور كه پيشينيان را چنان كرد (3) .

    2.امت واحد: قرآن انسانها را - على رغم عوامل اختلاف انگيز و تمايزها و تفاوتهاى گوناگونى كه بين آنها حكمفرماست -

    مجموعه‏اى همگرا و همگون و متشكل، و چون كاروانى منسجم و در حال حركت‏به سوى مصرف واحد، تلقى مى‏كند و

    او را به يك سازماندهى فراگير دعوت مى‏كند، و اين حالت را كيفيت نخستين جامعه بشرى و شكل مطلوب و معقول

    آينده بشر مى‏داند:

    الف: مردم (در نخستين روزهاى حيات اجتماعى) امت واحد بودند، از آن پس‏خداوند انبياء را برانگيخت (4) .

    ب: انسانها، جز امت واحد نبودند از آن پس اختلاف نمودند (5) .

    ج: اين است امتتان كه امت واحده است و من نيز پروردگارتان، پس مرا عبادت كنيد (6) .

    بر اساس اين بينش و اعتقاد، مسلمان موظف است كه وحدت و يكپارچگى را نخست در جامعه كوچكتر جهان

    اسلام تحقق ببخشد و سرانجام آن را به سراسر جامعه بشرى گسترش دهد.

    3.امامت و رهبرى: هدايت جهان هستى با حكمت و قدرت لايزال خداوندى جزئى از مجموعه تعاليم توحيدى قرآن

    است و در اين راستا هدايت انسان و رهبرى وى به سوى سعادت مطلوبش در تمامى ابعاد و بخشهاى زندگى او

    توسط انبياء كه از طرف خداوند حكيم و عليم و قدير برانگيخته مى‏شوند انجام مى‏گيرد.

    امامت و رهبرى انسان به دليل پيچيدگى آفرينش انسان و مسائل مربوط به هدايت و سعادت او، جز از طريق

    گزينش الهى امكان پذير نيست.اين برگزيدگان الهى هستند كه كاروان امت‏بشرى را سازمان مى‏دهند و بطور

    حكيمانه آن را به سوى سعادت حقيقى‏اش راهبرى مى‏كنند:

    الف: آنگاه كه خداوند ابراهيم را به سخنانى (طرق مختلف) آزمود و او اين آزمايشها را به اتمام رسانيد خداوند

    گفت: من ترا براى مردم امام قرار دادم (7)

    .ب: ما پيامبران را امامان قرار داديم كه به امر ما هدايتگرى دارند (8)

    .ج: ما مستضعفان را امامان قرار خواهيم داد و آنان را وارث زمين (9) .

    در فرهنگ سياسى قرآن، امامت‏به دو گونه آمده است، امامت انسانهاى پاك و متقى كه بر عهده انبياء و برگزيدگان

    آنها و مستضعفان با ايمان و عمل صالح است، وامامت‏بدكاران كه از آنها به ائمه كفر (10) تعبير شده است: روزى

    فرا مى‏رسد كه هر گروهى از انسانها را با امامشان فرا مى‏خوانيم (11) .

    4.آزادى توام با مسئوليت انسان: خداوند از ديدگاه قرآن، انسان را در برابر هدايت‏حكيمانه‏اش كه در بعثت انبيا تجلى

    كرده است آزادى عطا كرده است، به اين معنى كه او رد عين موظف و مسئول بودن در برابر آينده‏اش، در انتخاب

    آن آزاد است، زيرا انسان موجودى است‏با ادراك و قدرت تشخيص، از اينرو مسئوليت‏خواهى از او بايد بر اساس انتخاب

    باشد:



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    الف: ما انسان را هدايت كرديم، حال او يا سپاسگزار اين نعمت است و يا كافر به آن (12) .

    ب: هر كس خواست ايمان آورد و هر كس بخواهد كفر بورزد (13) .

    ج: خداوند وضعيت هيچ قوم و گروهى از انسانها را دگرگون نمى‏كند مگر آنكه خود بخواهند (14) .

    به اين ترتيب انسان حاكم بر سرنوشت‏خود قرار داده شده است، كه بايد با مسئوليتى كه در برابر خدا دارد راه

    آينده ساز خويش را بر اساس تعقل و حكمت‏برگزيند.اين بينش در حيات سياسى مسلمان نقش بسيار مهمى

    ايفا مى‏نمايد.

    5.حقوق انسان: مراعات كليه حقوق ناشى از كرامت انسانى و كار و تلاش وى در زندگى، از اصولى است كه

    قرآن بر آن تاكيد دارد، و ناگفته پيداست كه بخش قابل توجهى از حيات سياسى انسان به اين اصل بستگى دارد:

    الف: مغز انسانى (از نظر ارزش و مسئوليت و سرنوشت) در گرو عمل خويش است (15) .

    ب: ما فرزندان آدم را كرامت‏بخشيديم (16) .

    ج: من هرگز تلاش و كار هيچ انسان عاملى را ضايع و بى‏بهره نمى‏گذارم (17) .

    د: مردان سهم كار خويش را دارند و زنان نيز بهره‏مند از كسب خود (18) .

    6.عقل و تجربه سياسى: در كليه فعاليتهاى حياتى، از آن جمله سياست و حكومت، تعقل و تجربه دو پايه اساسى

    انديشه و عمل است كه انسانهاى مؤمن در پرتو وحى و قوانين الهى از اين دو موهبت استفاده وافر مى‏برند.

    قرآن در بهره‏گيرى انسان از اين دو شيوه ادراكى، سختگير است، و بارها به گونه‏هاى مختلف و در مناسبتهاى

    گوناگون به آن اشاره دارد، و تجربيات حاصل از زندگى ديگران را سرمايه بزرگ دانش و تعقل انسان مى‏داند:

    الف: چرا تعقل نمى‏كنيد؟ (19)

    ب: خداوند آنها را كه از ميان شما داراى ايمان و علمند ارتقا مى‏دهد و رتبه رفيع مى‏بخشد (20) .

    ج: آيا به راه نمى‏افتند تا دلى پيدا كنند تا بدان وسيله عقلشان را براه اندازند؟ (21)

    د: در جريان زندگى امتها براى صاحبان عقل عبرتهاى فراوان وجود دارد (22) .

    7.كار شورائى: قرآن يكى از خصلتهاى بارز جامعه با ايمان را حركت و عمل بر اساس تبادل و شور و تصميم گيرى

    مشترك معرفى مى‏كند، و پيامبر را نيز دعوت مى‏كند كه در كارهاى اجتماعى از اين شيوه پيروى نمايد تا به فكر

    همگان احترام نهاده شود و همه در تصميم‏گيرى‏هاى اجتماعى مشاركت كنند و در مسئوليت پذيرى آمادگى بيشترى

    از خود نشان دهند و مشكلات و دشوارى اطاعت از رهبرى از ميان برداشته شود:

    الف: مؤمنان امورشان را بر اساس شور و تبادل نظر انجام مى‏دهند (23)

    .ب: پيامبر! در تصميم گيريهاى همگانى با مردم مشورت كن (24) .

    8.مسئوليت همگانى: نقش هر مسلمان در تعيين سرنوشت جامعه‏اش و بازتابى كه اعمال ديگران در سرنوشت

    او دارد و تعهدى كه بايد در پذيرش مسئوليتهاى اجتماعى داشته باشد، ايجاب مى‏كند كه وى ناظر و مراقب همه

    امورى باشد كه در اطراف او در جامعه‏اش اتفاق مى‏افتد.

    اين اصل را قرآن تحت عنوان امر به معروف و نهى از منكر، جزئى از فرائض اجتماعى قرار داده و يكى از مبانى

    انديشه سياسى و اركان حيات سياسى مسلمان تلقى كرده است.

    اين اصل قرآنى موجب شده است كه فعاليت‏سياسى، جزئى غير قابل تفكيك از مجموعه تلاشهاى زندگى اجتماعى

    هر مسلمان باشد و او را در تعيين سرنوشت جامعه شريك سازد:

    الف: مردان و زنان مؤمن از يكديگرند، ديگران را به عمل پسنديده و سودمند وامى‏دارند و از اعمال ناپسند باز

    مى‏دارند (25) .

    ب: شما بهترين امتها بوده‏ايد كه ديگران را به اعمال پسنديده وا مى‏داريد و از اعمال ناپسند باز مى‏داريد (26) .

    ج: سرانجام، مستضعفان را بر سرنوشتشان حاكم و آنها را امامان و وارثان زمين خواهيم كرد (27) .

    9.ظلم زدائى: قرآن در تاكيد بر ضرورت ظلم زدائى از جامعه بشرى و صحنه فعاليتهاى اجتماعى انسانها، از خدا

    آغاز مى‏كند و خدا را مبرا از ظلم مى‏داند و براى ظلم هيچگونه جائى در نظام آفرينش قائل نمى‏شود، و ظلم زدائى

    از جامعه بشرى را مسئوليت اجتناب ناپذير انسان و بر عهده خود او مى‏نهد، و نه تنها ظلم كردن را منع‏مى‏كند، بلكه

    پذيرش ظلم و تن به ظلم دادن را نيز محكوم مى‏كند، و براى آن مجازاتى سخت قائل مى‏شود، و ظلم زدائى را شامل

    همه قلمروهاى حيات بشرى، از جمله قلمرو رابطه انسان با خدا و با خويشتن و با ديگران و جامعه مى‏داند:



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    الف: نبايد ظلم كنيد و نبايد به ظلم تن در دهيد (28) .

    ب: ظالمان آنگاه كه عذاب الهى را مى‏بينند متوجه مى‏شوند كه همه قدرت در دست‏خداست (29)

    .ج: اين آباديها را نابود كرديم چون ظلم كردند (30)

    .د: به آنها كه ظلم پيشه‏اند تكيه نكنيد كه آتش آن شما را نيز فرا مى‏گيرد (31)

    .در قرآن متجاوز از دويست و پنجاه آيه در زمينه ظلم زدائى و محكوم نمودن ظلم و بيان آثار و پيامدهاى آن آمده است.

    10.برپائى و گسترش عدالت: چه بيانى رساتر از اين كه قرآن استقرار عدالت و گسترش آن را يكى از دو هدف اساسى

    و فلسفه بعثت انبيا ذكر كرده و آن را از صفات الهى و بارزترين خصيصه آفرينش و نيكوترين خصلت انسان معرفى نموده

    است:

    الف: ما رسولان را با براهين روشن به سوى انسانها فرستاديم و به آنها كتاب و ميزان داديم تا عدالت را برپا

    سازند (32) .

    ب: من مامورم كه عدالت را در ميان شما بر پا سازم (33) .

    ج: عدالت را پيشه خود سازيد زيرا كه عدالت‏به تقوا و پاكى انسان نزديكتر است (34) .

    د: هرگاه در ميان مردم حكم مى‏كنيد بايد بر اساس عدالت‏باشد (35) .

    ه: خداوند به عدالت‏پيشگى فرمان مى‏دهد (36) .

    11.مساوات و نفى تبعيض: قرآن خلقت انسانها را همگون، و ريشه همه انسانها را از يك پدر و مادر مى‏داند، و

    تفاوتهاى صورى را امرى خارج از كرامت مشترك انسانى مى‏شمارد، و هر گونه تمايز و افتخار و تفوق طلبى را در

    صحنه حيات اجتماعى بدور از عدالت تلقى مى‏كند، و تنها راه كسب امتياز را تقوا و فضيلت مى‏داند:

    الف: خداوند شما را از يك جان آفريد و از آن همسرش را و از آن دو مردان زياد و زنان را آفريد (37) .

    ب: اختلافات شكلى در رنگ و زبان بخاطر آن است كه همديگر را بهتر بشناسيد.بزرگوارترين و ارزشمندترين شما نزد

    خدا با تقواترين است (38) .

    ج: امتياز طلبان مى‏گفتند ما چون ثروت فراوان و فرزندان زياد داريم هرگز دچار مجازات نمى‏شويم (39)

    12.در مبارزه مداوم حق و باطل، سرانجام حق پيروز است: قرآن در مبارزه مداوم حق و باطل، انسان را به جانبدارى

    و پاسدارى از حق فرا مى‏خواند، و هشدار مى‏دهد كه مبادا بهانه‏ها و مشكلات و هواهاى نفسانى در اين پيكار امر را

    بر انسان مشتبه كند، و يا انسان در صدد چنين اشتباه كارى بر آيد و بر حق لباس باطل بپوشاند و يا به باطل پوشش

    حق بدهد.

    حق بايد استقرار يابد و باطل زدوده شود هر چند كه بر خود شخص و يا ديگران گران آيد.اصولا قرآن خدا را حق و بجز

    آن را باطل مى‏شمارد، و راه با خدا بودن را همراهى با حق مى‏داند، و سرانجام باطل را زوال‏پذير و حق را جاويدان

    ترسيم مى‏كند، و حق را معيار اصلى سنجشها و ارزشگذاريها تلقى مى‏كند.


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    حتى افكار عمومى هرگاه از محور حق منحرف شود، ارزش خود را از دست‏مى‏دهد، و بزرگترين ظلمها را تكذيب

    حق مى‏شمارد.و متجاوز از سيصد آيه در قرآن سخن از حق و باطل زدائى دارد:

    الف: بلكه حق را بر باطل مى‏زنيم تا باطل را از ميان بردارد، در اين هنگام است كه اين حقيقت آشكار مى‏گردد كه

    باطل رفتنى و زائل شدنى است (40)

    .ب: از خواسته‏هاى باطل و هواهاى نفسانى آنها پيروى مكن كه با آنچه بر تو حق نازل شده معارض است (41) .

    ج: بگو اينك حق آمد و باطل از ميان رفت زيرا كه باطل نابود شدنى است (42) .

    د: چه كسى ظالمتر از آن است كه به خدا افترا ببندد و يا حق را تكذيب كند در حالى كه حق به او عرضه شده

    است (43) .


    13.نفى استكبار و وابستگى به آن: قرآن، خود بزرگ بينى و سلطه جوئى و به يوغ كشيدن ديگران را گناهى در

    حد شرك، و ريشه اعمال شرك آلود و منشا ارتكاب ظلم و جرائم ضد انسانى و طغيان و رودرروئى با خدا و خلق

    مى‏شمارد.

    استكبار از ديدگاه قرآن خصلتى است كه در هر فرد و جامعه‏اى بروز كند، آن را - على رغم شايستگيها و ارزشهاى

    والائى كه دارد - به ضد خدا و دشمن خلق و ارزش منفى تبديل مى‏كند، و استكبار هيچگاه موضع حق ندارد، و

    همواره از هواهاى نفسانى و خواسته‏هاى شيطانى سرچشمه مى‏گيرد.

    بزرگترين خطر استكبار در حيات سياسى ملتها ظاهر مى‏گردد، و آباديها را خشك و ويران، و نسل انسانها را تباه

    مى‏سازد، و با زير پا گذاردن حق، و با زورگوئى، تمامى امكانات و نيروها و ارزشهاى بشرى را در خدمت هواهاى

    نفسانى و خواسته‏هاى شيطانى فرد و يا گروه خاص قرار مى‏دهد، و مردم توان گرفته شده را به اطاعت‏خود مى‏كشاند.

    پى‏نوشت‏ها:

    1. و اذ قال ربك للملائكة انى جاعل فى الارض خليفة (بقره، آيه 30) .

    2. يا داود انا جعلناك خليفة فى الارض فاحكم بين الناس بالحق (ص، آيه 26) .

    3. وعد الله الذين امنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنكم فى الارض كما استخلف الذين من قبلكم (نور آيه 24) .

    4. كان الناس امة واحدة فبعث الله النبين (بقره، آيه 213) .

    5. و ما كان الناس الا امة واحدة فاختلفوا (يونس، آيه 19) .

    6. و ان هذه امتكم امة واحدة و انا ربكم فاعبدون (فاتقون) (انبيا، آيه 92، مؤمنون، آيه 52) .

    7. و اذ ابتلى ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال انى جاعلك للناس اماما (بقره، آيه 124) .

    8. و جعلناهم ائمة يهدون بامرنا (انبيا، آيه 73) .

    9. ونجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين (قصص، آيه 5) .

    10. فقاتلوا ائمة الكفر انهم لا ايمان لهم لعلهم ينتهون (توبه، آيه 12) .

    11. يوم ندعوا كل اناس بامامهم (اسراء، آيه 71) .

    12. انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا (دهر، آيه 3) .

    13. فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر (كهف، آيه 29) .

    14. ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم (رعد، آيه 11) .

    15. كل نفس بما كسبت رهينة (مدثر، آيه 38) .

    16. و لقد كرمنا بنى آدم (اسراء، آيه 70) .

    17. انى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر و انثى (آل عمران، آيه 195) .

    18. للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن (نساء، آيه 32) .

    19. افلا تعقلون (بقره آيه 44 و 76) .

    20. يرفع الله الذين امنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات (مجادله، آيه 11) .

    21. افلم يسيروا فى الارض فتكون لهم قلوب يعقلون بها (حج، آيه 46) .

    22. لقد كان فى قصصهم عبرة لاولى الالباب (يوسف، آيه 111) .

    23. و امرهم شورى بينهم (شورى، آيه 38) .

    24. و شاورهم فى الامر (آل عمران، آيه 159) .



    25. والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر (توبه، آيه 71) .

    26. كنتم خير امة اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر (آل عمران، آيه 110) .

    27. و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين (قصص، آيه 5) .

    28. لا تظلمون و لا تظلمون (بقره، آيه 279) .

    29. ولو يرى الذين ظلموا اذا يرون العذاب ان القوة لله جميعا (بقره، آيه 165) .

    30. و تلك القرى اهلكناهم لما ظلموا (كهف، آيه 59) .

    31. ولا تركنوا الى الذين ظلموا فتمسكم النار (هود، آيه 113) .

    32. لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط (حديد، آيه 25) .

    33. و امرت لا عدل بينكم (شورى، آيه 15) .

    34. اعدلوا هو اقرب للتقوى (مائده، آيه 8) .

    35. و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل (نساء، آيه 58) .

    36. ان الله يامر بالعدل (نحل، آيه 90) .

    37. الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا كثيرا و نساء (نساء، آيه 1) .

    38. يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عند الله اتقيكم

    (حجرات، آيه 13) .

    39. و قالوا نحن اكثر اموالا و اولادا و ما نحن بعذبين (سبا، آيه 35) .

    40. بل نقذف بالحق على الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق (انبياء آيه 18) .

    41. و لا تتبع اهوائهم عما جاءك من الحق (مائده، آيه 48) .

    42. و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا (اسراء، آيه 81) .

    43. و من اظلم ممن افترى على الله كذبا او كذب بالحق لما جاءه (عنكبوت، آيه 68) .

    (منبع:فقه سياسى، ج 2، ص 125

    نويسنده: عباسعلى عميد زنجانى )

    (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود