صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نامه ای به امام زمان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    نامه ای به امام زمان




    (اینو توی یه وبلاگ خوندم حال آدمو دگرگون میکنه گفتم اینجا هم بزارم)



    نامه یک مادر به امام زمان(عج)





    سلام امام زمان

    منم فرشته بنده گنهكار خدا.هروقت مشكلی ودردی دارم رو به خدا وشماها میارم.امام زمان امیرضام

    میشناسی امیررضام 5 سالشه یعنی تازه 5 سالش شده.امیررضام دیدی كه چقدر خوشگل وزیباست

    امام زمان اینهم می دونی كه امیرضام دوساله كه حرف نیم زنه شبها نمی خوابه غذا كم می خوره نمی دونم

    چشه.امام زمان خیلی بنده بدی ام.امروز به آخر خط رسیدم دارم بال بال می زنم نمیدونم كجا برم ولی امام زمان

    می دونم كه جز درگاه شما امامان معصوم جایی ندارم برم.امام زمان امیررضام یك هفته اس كه بی قراره می دوه

    گریه می كنه غذا نمی خوره امام زمان می دونی امیررضام نمی تونه بگه چشه امام زمان می دونه كه امیررضام

    بیمه امام رضاست می دونی كه من 4 سال مهمون پدرت امام رضا بودم.من مادر گنهكارم كه نماز نمی خونم

    بچه ام بجای من تنبیه نكنید بچه ام شفاش بدین بذارید بچه ام خواب آروم داشته باشته بذارید كه پسرم شبها

    وقتی سرش رو بالش می ذاره می خوابه یعنی فوری می خوابه نه اینكه اینقدر اعصابم رو خرد كنه كه مجبور بشم

    بزنشم الهی دست مادرش بشكنه امام زمان بحق آبروی مادرت بحق آبروی امام حسین تو همین ماه عزیر شفاش

    بده امام زمان مطئمنم كه معچجزه ای میشه اونم تو همین ماه عزیز امام زمان به چی قسمت بده به سر شكسته

    وخو ن آلود پدرت علی به آبروی فاطمه به تولد امام حسن كمكم كن شفای پسرم رو از تو می خوام آقا بدار پسرم

    بیاد جمكران بیاد تو راه امام حسین وقتی محرم میشه اونم زنجیر بزنه اون طبل وسنج بزنه اونم سینه بزنه خدایا

    كمكش كن به آبروی امام زمان .امام زمان امیدماول به خدا ودوم به شما آقاست.امروز خیلی داغونم سركار نشستم

    وبی قرار سرم داره از درد می تركه نمی دونم چكار كنم .خدایا كمك كنم وصبر وتحمل بهم بده.آقاجون این دردل یك

    مادر یك مادر عاجز وازهمه جا رانده فقط به زیبایی وكم سن وسالی پسرم رحم كنید

    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۶/۰۱ در ساعت ۲۲:۴۰

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    نامه ی شهیده راضیه کشاورز به آقا امام زمان(عج)





    نشانی گیرنده: نمی دانم کجایی یا مهدی؟! شاید در دلم باشی و یا شاید من از تو دورم. کوچه انتظار، پلاک یا مهدی،



    به نام خداوند بخشنده و مهربان



    سلام من به یوسف گمگشته دل زهرا و گل خوشبوی گلستان انتظار

    ای دریای بیکران، آفتاب روشنی بخش زندگی من که از تلالو چشمانت که همانند خورشید صبحدم از درون


    پنجره های دلم عبور می کند و دل تاریک و سیاه مرا نورانی می کند.


    تو کلید در تنهایی من! من تو را محتاجم.


    بیا ای انتظار شب های بی پایان، بیا ای الهه ناز من، که من از نبودن تو هیچ و پوچم. بیا و مرا صدا کن. دستهایم

    را بگیر و بلند کن مرا. مرا با خود به دشت پر گل اقاقیا ببر. بیا و قدم های مبارکت را به روی چشمانم بگذار. صدایم

    کن و زمزمه دل نواز صدایت را در گوش هایم گذرا کن، من فدای صدایت باشم. چشمان انتظار کشیده من هر جمعه

    به یادت اشک می ریزند و پاهایم سست می شوند تا به مهدیه نزدیک خانه مان می روم و اشک هایم هر جمعه

    صفحات دعای ندبه را خیس می کند. من آنها را جلو پنجره اتاقم می گذارم تا بخار شود و به دیدار خدا برود. به امید

    روزی که شمشیرم با شما بالا رود و بر سر دشمنانتان فرود آید.


    یا مهدی ادرکنی عجل علی ظهورک

    دوستدار عاشقانه شما راضیه


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    بسم الله الرحمن الرحیم




    به نام خدایی که زمین را از حجت خود خالی نمی کند



    سلام ، سلام من به سلطانی که سالیانی است سلطنش به خاطر سیاهی دلهایی به

    سالی بعد افتاده است .




    سلام ، سلام من به مولایی که بندگان همچون مَنَش ، عنان خودخواهی را به دست گرفته اند و زَرِ

    دل را با زَنگاری معاوضه می کنند وخبرندارند درکوچه ها ، دلبری به امید دلی نشسته است.




    سلام ، سلام مولای من



    بر اُوراق گنجانده تاریخ ورقهایی از آنانی ، که با صورت بی سیرتی صدای رهگذری که ندای آشنا را بر

    زبان داشت و نوای آشنا را به گوشهای دل نوا می داد نمی شنیدند ونمی دیدند که یوسف شدن در

    زیبایی صورت نیست ، بلکه زیبا شدن در یوسف سیرت بودن است و ای آقای من بهانه ی دلم از نوایی

    است که باید یوسف شد ، و دید که کارد به استخوان اثر نمی کند.




    آقای من ؛ هنوز نمی دانم که جمعه ها بها هستند یا بهانه و هنوز نمی دانم که ندبه ها ندا هستند

    یا نشانه وکُمِیتِ کمیلم که بر سبزه زارهای دل به تندی می تازد ، راه را گم کرده است یا نه آنکه شاه

    راه را می داند و به بیغوله می رود و هر جمعه که می گذرد سر در زندان می گذارم و در زندان دل

    خویش ، با زنده ای زمزمه می کنم .




    ای آقای من و ای مولای ، زبان ، بهانه ای دوباره از امام زمان خویش دارد و ای شهسوار شبهای بدون

    سحر ، و ای مونس همدم یتیمان بدون پدر ، ای آقای من جاده ی سبز انتظار با استقبال دلهایی همراه

    است که کُمِیتِ کمیلشان لنگ می زند و نوای ندبه شان دلی را به چنگ نمی زند.




    آقای من ، مهدی من ، دوست دارم در سرزمین دل خبر از آشنایی گیرم که با او آشتی کنم و بگویم

    که دگر گناه نمیکنم ، حرام را نگاه نمی کنم ، پا به هرجایگاه نمی کنم و پناه به هر پناهگاه نمی کنم .




    ای آقای من و ای سیدِ من ، حق داری ، ادعای شیعه شیفتگی می زنیم و حرم ، و پاکی دل را که

    جای نامحرمان نیست به هر نامحرمی ، محرم می کنیم و با خبرداری ، خود را به بی خبری می زنیم ،

    و پاکی دل را که قدوم انتظار ، باید محرمش باشد به هر ناشایستی ، شایسته می پنداریم و با این

    حال ، باز می گوییم ؛ منتظرت هستیم .




    ای مولای من و ای سرور من ؛ انتظار ، واژه ای است که دل را به انقلاب وا می دارد ، که در برابر

    اهریمن ها و وسوسه های درونی به پا می خیزد و نشان می دهد انتظار ، واژه ای است پاک و مقدس

    و مدال و تاج و تختی بی مانند که فقط منتظر ، می تواند ازآن بهره ببرد .




    ای مولای من ، می دانم اگر علم عشق را برپا می کنی و باز دلت را اَلمِ می کنی و ما باز پاکی دل را

    به ناپاکان می سپاریم ، و به روی خود نمی آوریم که می بینی و می دانی احوالمان را ، و تو خود را

    مدهوش می کنی .




    ای آقای و مولای من ، این صخره های گناه ، دل را به سُخره می گیرند و شمیم انتظار را که جز بر

    منتظران ، شادابی و طراوتی ندارد ، به باد وزانی تشبیه می کند که از سرزمین خزان می وزد.




    ای آقای من و ای مولای من ، جویبار اشک ، دیگر دریا را می طلبد که شاید امید رمیده ی دل غایبی

    ، بشکسته و به ناخدای دریا برسد و بگوید جویبار هم به دریا می ریزد ، و عطر یار را از سرزمین آشنایی

    به مشام جان برساند .




    ای آقا و ای مولا ، خوب شدن و با تو بودن سرمایه می خواهد ، که سرزمین دل به دنبال آن است

    ، ولی هرکجا که می نگرد از عطشناکی خود به سرابی می رسد و باز تشنه تر از قبل به امیدی ،

    دوباره می گردد و اما نمی داند این سرمایه کلمه ای است که عشق تو را در درون خود گنجانده

    است.




    ای آقا و مولای من ، می دانم دیدن این چنین یوسفی ، دل یعقوبی را می خواهد که با نابینایی چشم ،

    با روشنی دلی ، پر نور بگردد و کنعانی می خواهد تا نسیم بوی یوسف را از سرزمین های دور بر

    مشام آن پیر کنعان برساند و بگوید که انتظـار ، کلیدِ برگشت یوسف به شهر کنعان بُوَد.




    ای آقای من و ای مولای من ، پنجره دل را به سوی خورشید انتظار باز می کنیم ، تا شاید خبری از

    آشناترین ، آشنای هستی ، که در دل سیه و تاریک ما گم شده است ، دریابم و ندایی را که از آهنگ

    خوش ندبه ی جمعه ها ، با مضمونی با ذکر « یابن الحسن یابن الحسن » است به تو هدیه کنم .




    ای آقا و مولای من ، چشمانم بهانه می گیرند ، که چقدر به جاده ی انتظار نگه کردیم و هر روز از نسیم

    دل خبر زآشنا گرفتیم و خیره شدیم ، باز هم جز آن نسیم که خبری از انتظاری دوباره داشت ندیدیم .




    ای آقای من ، ای مولای من و ای شادی دُوران ها و آرزوی دل مؤمنان ، جمعه را میعادگاهی می دانم

    که وعده یار درآن میعادگاه به تحقق می پیوندد .




    سلامتی و تعجیل در امر فرج یوسف زهرا «عج»




    صلوات


    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۵/۳۰ در ساعت ۲۲:۲۹

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    به نام آفریدگار یاس های سپید و لطیف و سلام بر بهشتیان


    در جاده ای به بلندای تاریخ در انتظارت نشستم و تو ای تک سوار مرکب عشق در واهی دیوار دل به سوی

    توست، در پس کوچه های فراق و غربت زار و پریشان به دنبالت می گردم و عاجزانه ترین نگاه ها را نثارت

    می کنم ، ببین که ضمیر دلم بی تو کوهی از تنهایی است .



    کجایی ای ترنم زیبای بهاری ، ای بهانة بارش ابرها، ای صدای خستة زمین به گوش فلک ، ای بلند سرور،

    سروستان طاها! چه قدر طولانی است سفرت ، آن روز که برای اولین بار رفتی نمی دانستم سفری چنین

    طولانی در پیش داری . شاید آن روز خودت هم نمی دانستی .



    بیا نگاه کن . اطلسی هایم پژمرده شده اند و شب بوها دیگر باز نمی شوند. چقدر سخت است انتظار، اصلاً

    انتظار چه واژة غریب و تنهایی است انگار که این واژه را فقط برای تو آفریدند.



    هوای قفس سرد و زخمی است ، بوی درد را می دهد. بوی شکنجه می دهد. بوی اسارت را می دهد. بوی

    مرگ را می دهد. قمریان یکی یکی می میرند و لحظة لقایت را با خود دفن می کنند و تو همچنان دوری ، دورتر

    از دور، زمین چون کویری تشنه است و در نیایش شبانه ، تو را می خواند.



    پرستوهای مهاجر در کوچشان تو را می خوانند و قمریان در بند، آواز تو را سر می دهند.



    آواز وصالت را، روزها در پی هم می آیند و می روند و عمرها به پایان می رسند.



    پس چرا نمی آیی ؟ ای عزیز، ای روشن تر از سپیده ! چرا نمی آیی ؟ ای بهانة دل ...



    ابری من! من تو را در قفس غنچه تماشا می کنم . در سکوت دل دریایی رود، در هق هق ابر در ناز گل سرخ

    به هنگام نسیم ... .



    خدایا! این شب ظلمانی کی تمام می شود و سحر سوار بر مرکب نواز نور از دل می رسد.



    بهارا! ای روشن ترین ترانة امید و ای سبزترین آشنای صمیمی !



    ای امید امیدواران ! ای شمس عالم افروز که با نقاب غیبت به پشت ابرها پنهانی ، بیا، بیا.



    که دیگر زمین به سختی نفس می کشد. صدای ناله ات از دور می آید، کجایی ؟ تو را می بینم .

    بیا و از خود برایم بگو. از دردی که در دل داری ، ساعت ها برایت از غم ایام شکوه کردم : ناله کردم و گریستم .

    ساعت ها در مکان بی نام و نشانت پی ات گشتم . چه می شود لحظه ای مهمان دل طوفان زدة من باشی ؟!



    بیایی و از داغ های نهان در دل بگویی ، از تاریخ طوفان زدة هستی ، از سر بریدة حق ، از غربت و تنهایی آلاله

    از یاس کبود، از سینة صد چاک شدة شقایق ، و از شاخة طوبی !



    به کدامین آغاز پر کشیدن، از دور که در امواج و تلاطم پی تو می گردم؟!



    اما می آیی ، می دانم که می آیی و در جسمی زیبا دلم را چراغانی می کنی و من هم در انتظار آن لحظة

    سبز به همراه گل سرخ و یاس سپید می مانم . ای معشوق زیبای من در دام بلا گرفتار شوم و سلامی جز

    گریه و اشکی جز اندوه ندارم، کجاست، روزی که چون غزال های شادان جست و خیز داشتم، اما اکنون کاروان

    عشق رفت و من جا مانده ام.



    ای سبز، آن لحظه ای که نامت را بر زبان می آورم، هرگز تمام نشود و دور باد آن لحظه ای که فراموشت کنم

    و نفرین بر ساعتی که بی تو بیاسایم و اینک نامه ام را بر چریده ای از اطلسی می نویسم و روی آن تمبری از

    یاس می چسبانم و با اشک بر روی چمن پست می کنم.



    و من از امروز تا فردا و فرداها باز هم هر روز روی جاده های مه گرفته به انتظار خواهم نشست . می دانم که

    روزی تو می آیی تا آن روز ای سبزترین خاطرة من ، چشمانم را به احترامت نخواهم بست . اینجاست برایم

    مجالی نمانده است. چشم انتظار تو هستم تا انتها می نویسم، باز هم نامه ای می نویسم.


    منبع:پایگاه حوزه


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    سلام ای مهدی غایب، سلام ای چهاردهمین معصوم، سلام ای عزیز نرگس.



    با که همه در انتظار دیدنت بیقرار اند ای تک ستاره ی بهشت . حسرت به دلمان نگذار به خدا

    سوگند دنیا را آذین می بندیم اگر
    لحظه ی آمدنت را بدانیم.


    خودت می دانی ای مهدی زهرا که چه آدم ها آرزوی دیدنت را داشتند.



    راستی چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی ، چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی.



    سوالی ساده دارم من از حضورت ، که آیا من زنده ام وقت ظهورت؟ اگر که آمدی من رفاه بودم ، اسیر

    روز و سال و هفته بودم، دعایم کن دوباره جان بگیرم ، بیایم در رکاب تو بمیرم.



    امیدوارم که زودتر بیایی که با آمدنت همه جا را سرسبز گلستان می کنی بیا و از این همه ستم رهایمان ده.



    میدانی جز ظهورت ای گل زهرا به خدا حاجتی ندارم. ای مهدی ظهور کن از پس ابرهای پیدا.



    (فاطمه زهرا. ک)


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    نامه ای می نویسم به تو و میگذارم در معتبرترین صندوق پست (قلبم) و خوب می دانم که تو نامه ام را

    می خوانی.


    ای آنکه بال بال تورا آسمان کم است، وصف تو عاشقانه ترین وصف عالم است


    بی سایه ی عنایت تو ای بزرگوار، کار جهان و خلق جهان جمله در هم است


    به برکت وجود نازنین توست که من هستم ونمیدانی برای خداوند متعال چقدر ارزشمندم و چقدر از

    دعا های شما شامل حال من شده که توفیق یافته ام چادر بر سر کنم و زینت و زیبایی ام را از

    نامحرم بازدارم.دوستت دارم و میدانم که تو نیز مرا دوست می داری که برایم دعا کرده ای و نامه هایم

    را که چند بار در کلماتی متفاوت ولی در یک منظور بوده را خوانده ای و خواهی خواند.

    من تورا در کنار خودم احساس می کنم و بزرگترین آرزویم دیدار با توست آقا.


    به انتظارت ننشینم * ایستاده منتظرم


    ( زینب السادات. ر)



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    سلام امام زمان .من محمد رضا هستم. من از شما خواهشی دارم که برایم خیلی مهم است.من از شما

    می خواهم که یکی از سزبازهایتان باشم ، برای من دعا کنید ، ظهورتان را هرچه زودتر نزدیک تر کنید.

    مرا در درس هایم کمکم کن،دوست دارم روح پدربزرگم م کامران را شاد کنی . در روز قیامت اعمال


    نامه ی من را در دست راستم بگذار تا به بهشت بروم .



    محمد رضا. ک اول راهنمایی




    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    سم من علیرضا است و ده سال دارم من دلم برای شما خیلی تنگ شده است وبرای همین به شما

    نامه می نویسم . مادرم می گوید نام شما مهدی است و لقب شما قائم است اگر چیزی از شما بخواهم

    شما از خدا می خواهید تا به آرزویم برسم.

    چه خوب است که آدم با کسی درد و دل کند.



    توی دل من یک عالم حرف است که می خواهم به شما بگویم.



    دلم می خواهد تمام مریض ها خوب شوند امام زمان دل تمام بچه های خوب را شاد کنی. چون خیلی

    مهربانید. ما روز تولد شما به امامزاده قاسم بابل رفتیم. یا امام زمان من با شما خداحافظی می کنم.



    امام زمان فرمود: آن کس که به حق ظلم کند در ردیف ظالمین قرار می گیرد.




    (علیرضا. م)



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    سلام آقا جون پسر فاطمه هر جمعه که شد فکر می کنم غروبش شما رو ببینم،به همین امید هر هفته

    به نماز جمعه می آیم که شاید هفته ی بعدی شمارا ببینم .سر نضری هفتمین سال دعا کردم که سال

    نوی بعدی شما باشید اما نشد. آقا جون بیا که با آمدنت دنیا عوض شود،یعنی تمام ظلم ها از بین رود

    و دوست دارم عدل علی بیاید همه چیز با هم مساوی همه کس با هم برابر شوند. مهدی جان نمی دانم

    در این یازده سالی که دارم چشمم به جمال نورانی شما افتاده یا نه مهدی جان چند سال دیگر یا چند روز

    دیگر آقا می خواستم بگم تحمل من کم است.آقا جان میشه دعای من هم برآورده بشود؟ دوست دارم بروم

    کرببلا سر قبر امام حسین(ع) شما هم باشین شما را هم ضیارت بکنم. خدا را به امام حسین قسم ظهور

    آقا امام زمان را برسان...



    (کوچک شما : عارفه. م)


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    سلام آقا حالت چطور است؟ میدونی حال من هم خوب است. اسم من فاطمه زهرا است.

    مادرم می گفت تو تین اسم رو خیلی دوست داری. منم مادرم نذر کرد اسم منو فاطمه زهرا گذاشت.

    دوست دارم مثل مادرت زهرا خانم خوبی باشم.



    آقاجون من به مادرم می گم کی به مسافرت میریم؟ مادرم میگه کجا؟ میگم مثل عمه رقیه اینها میرم کربلا

    اما ما نمیریم؟



    مادرم بهم گفت : یکمی بابا دستش خالی است انشالله دادیم سه تایی باهم می رویم.

    آقاجون دوست دارم که کمک کنی به بابام که بدهکاری مون و بدیم و ما زودتر بریم.

    دوس دارم تو بین الحرمین تورو ببینم .به امید دیدار مهدی جان




    (فاطمه زهرا . ا )


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود