جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: 114

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    114






    114

    کتاب 114



    کتابی که به شناساندن سبک زندگی قزآنی و نشاندان راه زندگی قرآنی می پردازد



    تهیه، تنظیم و ناشر: مرکز فرهنگی پژوهشی معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان


    اوقاف و امور خیریه


    نویسنده: سید محمدعلی جلالی


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    یک. جایگاه

    زندگی بعضی انسان ها سروته ندارد! نم یدانند برای چه زندگی م یکنند و قرار است به کجا برسندو در چه

    صورتی زندگ یشان موفق است و در چه صورت ناموفق. با کمی آسان گرفتن، میشود گفت که زندگی شان

    با بعضی موجودات جاندار دنیا، تفاوت چندانی ندارد. صبح به صبح بیدار م یشوند وبه کارهای روزمره شان

    رسیدگی میکنند و میخورند و میخوابند و روز از نو، روزی از نو. انسا نهایی که ممکن است هر روز نسبت به

    یک اتفاق بی فایده و بی ارزش، واکنش های احساسی نشان بدهندو هر روز با یک دسته و گروه باشند

    و از یک تفکر پیروی کنند، البته آن هم یک پیروی بی هدف!اما در مقابل این انسان های بی تفاوت و بی خیال،

    افرادی هستند که برای برداشتن هر قدم درزندگی، ابتدا خوب فکر میکنند و برای سوالاتی که در ذهنشان

    به و جود می آید به دنبال پاسخ میگردند و بعد از اینکه تمامی جوانب کار را سنجیدند؛ اقدام به عمل میکنند.

    این افراد پر سؤال و دقیق، شاید در نگاه اول بسیار سختگیر و نچسب به نظر بیایند؛ اما در حقیقت، تنها این

    افرادهستند که هدفمند زندگی میکنند و در صورت برداشتن قدم های صحیح، به موفقیت های بزرگو اساسی

    می رسند!برای این افراد، یکی از پیچید ه ترین و پرسوال ترین موضوعات، موضوع «خودشناسی » است و اولین

    سوالشان این است: «ما که هستیم؟ اصلاً ما در کجای این عالم بزرگ قرار داریم و نقش مادر این دنیای پهناور؛

    که هنوز خیلی از گوشه هایش برای ما ناشناخته است، چیست؟ » البته این سؤال، خیلی خوب و به جاست!

    بالاخره اگر انسان خودش را نشناسد و نداند که باید به چه جایگاهی برسد، اقدام به حرکت در مسیر پیشرفت

    نخواهد کرد؛ چون اصلاً نمی داند که مسیر کدام طرفاست! سراغ کتاب خدا میرویم و در آیاتی که به قصهٔ خلقت

    ما اشاره کرده، میرسیم به پاسخ اولین و مهمترین سوالمان: ما انسا نها، جانشین خدا هستیم، روی زمین!

    ***
    وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ

    نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ

    سوره بقره، آیه 30

    به خاطر بیاور زمان خلقت انسان و[ هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین،جانشینی

    قرار خواهم داد. » فرشتگان گفتند: «پروردگارا! آیا کسی را در آن قرار م یدهی که ]مانندمخلوقات قبلی که در

    زمین ساکن بودند[ فساد و خونریزی کند؟! ]اگر هدف از خلقت این موجود،عبادت است[ ما تسبیح و حمد تو را

    بجا می آوریم و تو را تقدیس م یکنیم. » پروردگار فرمود: «من حقایقی را م یدانم که شما نم یدانید. »


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    دو. برتر

    حالا که به جواب اولین سؤال رسیدیم و فهمیدیم جانشین خدا روی زمین هستیم، سیل سؤالات بعدی شروع

    می شود. اینکه ارزش ما در نزد خدا چه مقدار است؛ و وظایفمان چیست؛ و دشمنان مادر مسیر زندگی چه

    کسانی هستند و راه مقابله با آن ها چیست؛ و در چه صورتی م یتوانیم مطمئن باشیم که پا در مسیر درست

    گذاشت هایم؛ و چه نشانه هایی وجود دارد که با آ نها م یتوانیم متوجه انحرافمان از مسیر درست بشویم؛

    و اصلاً خدایی که ما را آفریده، دوست دارد که ما چگونه رفتارکنیم، هم در زندگی فردی و هم در زندگی خانوادگی

    و هم در زندگی اجتماعی؛ و اگر در طول زندگی انتخاب اشتباهی انجام بدهیم، آیا راهکاری برای اصلاح و جبران

    و بازگشت وجود دارد و استفاده از این راهکار، چه شرایطی و ویژگ یهایی دارد؟!شاید در نگاه همان انسا نهای

    بی تفاوت و بی خیالی که در صفحهٔ قبل راجع بهشان نوشتیم،رسیدن به پاسخ هیچکدام از این سؤالات، مهم

    نباشد، همانطور که بسیاری از دیگر مسائل مهم زندگی هم برایشان اهمیت چندانی ندارد؛ ولی ما به خوبی

    میدانیم پاسخ این سؤالات است که مسیر زندگی ما را تعیین م یکند و اگر جواب ای نهمه سؤال را ندانیم، هرگز

    نمیتوانیم هدف گذاری صحیحی در زندگی داشته باشیم.

    سراغ سؤال بعدی میرویم! اینکه آیا خدا برای ما جانشینانش، ارزش خاصی هم قائل شده یا نه؟!البته همهٔ ما

    میدانیم که طبیعتاً وظایف و مسئولیتهای بسیار بسیار سنگینی به عنوان جانشین خدا داریم؛ اما شاید بهتر باشد

    اول از ارزشمان باخبر بشویم و بعد با دلی آرام و خوشحال، برویم سراغ انجام وظایف. جواب این است که ما

    مخلوقات ویژهٔ خدا هستیم! خدا دیگر مخلوقاتش را درخشکی و دریا در اختیار ما قرار داده، انواع روزیهای پاک

    و خوراکی های مختلف از سبزی ها و حبوبات و میوه ها گرفته تا گوشت حیوانات خشکی و دریا و لبنیات را

    برایمان حلال و گوارا کرده و ازهمه مهمتر، ما را بر تمامی موجودات با نعمت عقل برتری داده!


    وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلي‏ کَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلاً



    (سوره اسراء، آیه 70 )


    ما آدم یزادگان را گرامی داشتیم؛ و آن ها را در خشکی و دریا، ]بر مرکب های راهوار[ حمل کردیم؛و از انواع

    روز یهای پاکیزه به آنان روزی دادیم؛ و آن ها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرد هایم،برتری بخشیدیم



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    سه. امانت

    حالا نوبت به این م یرسد که ببینیم وظیفهٔ ما در طول زندگی چندسال های که خواهیم داشت چیست؟

    ما به عنوان جانشین خدا در روی زمین آفریده شدیم و ارزشی فوق ارزش تمام مخلوقات پیدا کردیم، تا چه کار

    کنیم؟ وظیفهٔ مهم ما چیست که خدا برای انجام بهترِ آن، تمامی آفریده هایش را در اختیار ما گذاشته و به ما

    توان داده تا از آن ها برای هدفی که در نظر داریم استفاده کنیم؟

    جواب این است: امان تداری! اما این امانت چیست؟ امانت اصلی، همان مقام و منصبی است که خدا در اختیار

    ما گذاشته یعنی جانشینی و بندگی خودش؛ باید بندهٔ خوبی باشیم و اولویت اولمان، کسب رضایت خدا باشد

    و عمل به آنچه به آن امر کرده و دوری از آنچه از آن نهی کرده.بدون شک، این مقام، بالاترین مقامی است که یک

    مخلوق و آفریدهٔ خدا می تواند داشته باشد و شاید عده ای با تصور داشتنِ عنوان اشرف مخلوقات و صاحب

    امانت الهی، آ نقدر خوشحال و شادشوند که از خیلی نکات مه متر غافل شوند!

    باید خیلی خیلی مراقب باشیم که پس از پذیرفتن این مسئولیت بزرگ، چگونه رفتار م یکنیم؛

    این یک قانون است! کسی که وظیفهٔ انجام کار بزرگی را قبول م یکند، نباید خوشحال باشد که مسئولیت مهمی

    پیداکرده و مدیریت اموری را به دست آورده و زیردستانی دارد که میتواند آن ها را امرونهی کند؛ بلکه باید تمام

    هوش و حواسش را بگذارد پای آن کار تا مبادا کوچک ترین اشتباهی در انجامش پیش بیاید؛ زیرا هر مقدار ارزش

    کاری بیشتر باشد، هزینه و تاوان اشتباه در آن کار، بیشتر و سخت تر خواهد بود؛ و چه مقامی و مسئولیتی

    بالاتر از پذیرش امانت الهی؟! امانتی که براساس آیات قرآن، ابتدا بر آسمان ها و زمین و کوه ها، عرضه شد؛

    اما آنان از پذیرش آن، سرباز زدند.اگر ما نتوانیم از امانت الهی درست نگهداری کنیم، جانشین بدی خواهیم بود

    و البته خداوند برای این جانشینان جاهل و ظالم، عذاب بدی در نظر گرفته است!




    إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ


    ظَلُوماً جَهُولاً
    (سوره احزاب ، آیه 72 )




    ما امانت ]تعهّد، تکلیف، و ولایت الهیّه[ را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم، ]اما[ آن ها از حمل آن

    سر برتافتند و از آن هراسیدند؛ امّا انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود،]چون بسیاری از آ نها

    قدر این مقام عظیم را نشناختند و با کوتاهی در رعایت شرایط آن، به خود ستم کردند و با دستان خود، آتش جهنم

    را برای خود خریدند[!


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    چهار. انتخاب

    ما انسان ها دارای اختیار هستیم؛ یعنی خدا ما را ای نگونه آفریده. می توانیم به انتخاب خودمان بهترین

    غذا را استفاده کنیم و لذت ببریم و از فواید آن غذا استفاده کنیم؛ و یا غذایی پر از ضرر بخوریم و بیمار شویم.

    میتوانیم بعد از بیمار شدن به دکتر برویم و مداوا شویم و یا دست روی دست بگذاریم و بمیریم! اختیار تا این حد!

    در انتخاب دین هم خداوند بند های را اجبار نکرده و در قرآن هم فرموده است که اجبار و اکراهی در پذیرش دین

    نیست؛ همان آی های که عموم افرادی که حوصله دین داری و مراعات حلال و حرم را ندارند؛ آن را دستاویز خود

    قرار می دهند و با افتخار سرشان را بالا م یگیرند و م یگویند، دین نداریم که نداریم، خدا هم گفته دی نداری

    اجباری نیست! اما نکت های که معمول بی دین ها از آن غاف لاند، این است که درست است که انتخاب دین،

    اجباری وجود ندارد؛ اما یقیناً کسی که تسلیم خدا و دین او شود، با کسی که ای نگونه نباشد، فر قهای زیادی

    خواهد داشت و بدون شک در یک رتبه و جایگاه نخواهند بود.

    اگر بخواهیم قضیه را ساده تر کنیم، م یتوانیم از مثال سوادآموزی استفاده کنیم! رفتن به مدرسه و یادگیری

    درس، اجباری نیست! اما طبیعتاً کسی که به مدرسه برود و سختی دان شآموز بودن را تحمل کند و بجای

    تفریح های مختلف و وق تگذران یهای بیهوده، وقتش را پای درس و علم بگذارد، آیند هاش زمین تا آسمان

    متفاوت خواهد بود با بچهٔ تنبلی که زیر بار درس خواندن نم یرود! درس خواندن اجباری نیست، ولی کسی که

    درس بخواند، از مزایای آن استفاده م یکند و کسی که درس نخواند، محکوم به پذیرش ذلت ب یسوادی است!

    انتخاب و پذیرش دین هم دقیقاً همی نگونه است. خداوند نسبت به انتخاب راه درست و یا اشتباه دستمان را

    باز گذاشته! البته پایان و عاقبت را هها را پی ش روی ما روشن کرده و پیامبرانش را فرستاده تا برای ما بگویند

    کسی که شاکر باشد و مطیع، به چه عاقبتی م یرسد و کسی که کافر باشد و ناسپاس، به چه فرجامی!

    اما انتخاب نهایی با خودمان است.

    إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً(3) إِنَّا أَعْتَدْنا لِلْکافِرينَ سَلاسِلَ وَ أَغْلالاً وَ سَعيراً(4)

    إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کانَ مِزاجُها کافُوراً(5)عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجيراً(6)



    (سوره انسان، آیات 3-6)

    ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد ]و پذیرا گردد[ یا ناسپاس! *(3)

    ما برای کافران، زنجیرها وغل ها و شعل ههای سوزان آتش آماده کرد هایم! * (4)

    به یقین ابرار ]و نیکان[ از جامی مینوشند که با عطر خوشی آمیخته است *(5)

    از چشم های که بندگان خاص خدا از آن م ینوشند!(6)


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    پنج. صادقانه

    وقتی نوبت به انتخاب راه میرسد
    و برگزیدن ایمان یا کفر؛ عد های صادقانه راه ایمان را انتخاب میکنند. صادقانه،

    یعنی میپذیرند که در لحظه لحظهٔ زندگی مطیع محض فرمان های الهی باشندو برای انجام دادن دستورات خداوند

    متعال از تمام توان خود مایه بگذراند. از جان و مال. برای این دسته از افراد، شرایط مختلف، تفاوت چندانی ندارد.

    اگر در اوج خوشی باشند و اسباب رفاه ظاهری برایشان تأمین باشد، شکر خدا از زبانشان نم یافتد و در پرداخت

    حقوق مالی الهی از زکات و خمس گرفته؛ تا صدقه و قر ضالحسنه، کوتاهی نم یکنند. خوشی های ظاهری دنیا،

    باعث نمیشود که از یاد خدا غفلت کنند و دچار طغیان شوند؛ بلکه خودشان را در برابر نعم تهای الهی شرمسار

    میبینند و در لحظه لحظهٔ زندگ یشان، یاد خدا را همراه خود می سازند.

    این گروه، حتی اگر در نقطه مقابل رفاه و آسایش هم قرار بگیرند، بازهم در مورد ایمان خود به خداوند متعال،

    شک به دل راه نمیدهند و به درستی راهی که در آن قدم گذاشت هاند مطمئنم یمانند. اگر مبتلا به فقر مالی

    و تنگدستی بشوند، یا داغ بیماری و حتی مرگ عزیزی را تحمل کنند و یا در امور عادی زندگی به مشکلات متعدد

    برخورد کنند؛ باز هم لب به شکوه و شکایت بازنمیکنند؛ چراکه میدانند خداوند در حال آزمودن آن هاست و صبر

    در برابر این امتحانات، مقام و منزلتشان را در نزد خداوند ، بالاتر و بالاتر میبرد.

    اعتقاد و ایمان این دسته، آنچنان محکم است و استوار، که حتی اگر زمانی لازم شود تا از جان و مال و آبروی

    خودشان برای حفظ دین بگذرند، ذره ای تردید نمیکنند و مخلصانه، هست ونیستشان را فدای اعتقاد و آیینشان

    میکنند و هیچ اتفاقی، باعث ایجاد سستی در ایمان راستین وهمیشگی شان نمی شود.

    شاید بعضی ها بعد از خواندن این جملات، فکر کنند که چنین کسانی، هرگز پیدا نخواهند شد؛ اما اگر سری

    بچرخانیم و دور واطرافمان را با دقت نگاه کنیم، دیدن عکس شهدای هشت سال دفاع مقدس و شهدای مدافع

    حرم، ما را در این فکر فرو م یبرد که انسان باید چه ایمان محکمی داشته باشد که بتواند زندگی و زن و فرزندانش

    را رها کند و جان و مالش را فدای دین و آیینش کند.رحمت و رضوان الهی بر آنان.



    إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ أُولئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ


    (سوره حجرات، آیه 15 )

    مؤمنان واقعی تنها کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آورد هاند، سپس هرگز شک و تردیدی به خود راه

    نداده و با اموال و جا نهای خود در راه خدا جهاد کرد هاند؛ آ نها راستگویانند



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    شش. نقاب


    برخلاف گروه و دستهٔ مؤمنان راستین، عد های از افراد ادعای ایمان م یکنند، اما ایمانشان راستین و همیشگی

    نیست. اعتقادشان فقط و فقط در حد زبان است و به قلبشان نم یرسد. البته این افراد ویژگی منحصربه فردی

    دارند که با نگاه به آن، به راحتی شناخته خواهند شد. این که دست به انجام هیچ کار ثوابی نم یزنند و در هیچ کار

    خیری شراکت نمیکنند، مگر این که بدانند بیشتر از هزینه ای که کرده اند، سود و بهره عایدشان می شود و

    اگر کاری برایشان سود مادی نداشته باشد، سراغش نمیروند مگر این که بدانند دیده میشوند و بعدها میتوانند

    از اعتباری که محصول انجام این کاراست، استفاده های چند برابر کنند.

    اگر قرار است مسجدی بسازند، حتماً باید در پیشانی مسجد، اسمشان کاش یکاری و در جای جای مسجد،

    عکس وتصویرشان قاب شود. اگر قرار است در تهیه جهیزیه فقرا قدمی بردارند، باید قبل از جشن عروسی

    حتماً اسمشان را با صدای بلند و رسا اعلام کنند و جمعیت هم برای سلامتی شان، صلواتی جلی بفرستد.

    اگر قرار است یتیمی را سرپرستی کنند، باید تمامی اعضای خانوادهٔ یتیم، با رسانه ها مصاحبه کنند و به جان

    آن ها و خانواده هایشان دعا کند و خلاصه اینکه ملاکشان برای انجام هر کاری، فقط و فقط خودشان است و

    سود و منفعتی که به آن ها م یرسد؛ یا پول و سرمایه مادی و یا کسب اعتبار و احترام در محله و بازار!

    اینگونه افراد، تنها در زمانی مؤمن و مطیع هستند که در خوشی باشند و رفاه. اگر کار خیری م یکنند به این دلیل

    است که برای انجامش نیازی به تحمل هیچگونه سختی و مشقتی ندارند؛ واگر گناه نمیکنند به این دلیل است

    که انجام آن گناه آرامش و آسایششان را به هم میزند؛ و تا وقتی احساس آسایششان باقی باشد، دین

    ظاهری شان هم باقی خواهد ماند؛ اما اگر کار به بلا و آزمون و امتحان برسد، ناگهان همه چیز فرق میکند؛ نقاب

    از صورتشان برداشته می شود و صد و هشتاد درجه می چرخند، رو به کفر! اینگونه افراد که ایمانشان بسته به

    زبان است و زمان، زیانکارترین افرادند، هم در دنیا و هم آخرت!




    وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلي‏ حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلي‏ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا

    وَ الْآخِرَةَ ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبينُ


    سوره حج،آیه 11


    بعضی از مردم خدا را تنها با زبان م یپرستند؛ همین که [ دنیا به آ نها رو کند و نفع و]خیری به آنان برسد، حالت

    اطمینان پیدا میکنند؛ اما اگر مصیبتی برای امتحان به آن ها برسد، دگرگون میشوند
    [و به کفر رو یآورند! به این

    ترتیب
    ] هم دنیا را از دست داد هاند و هم آخرت را؛ و این همان خسران و زیان آشکار است!


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    هفت. سلیقه



    اسلام یعنی تسلیم؛ یعنی انسان بپذیرد که مطیع محض باشد و فرمان بر؛ البته نه از یک موجود ضعیف و

    پراشتباه و پر از اغراض شخصی؛ بلکه از خدایی حکیم، آگاه و توانا که تنها دلیل دستوراتش به کمال رسیدن

    ماست و سعادتمندی دنیا و آخرت. اگر نگاه دقیقی به رفتار و کردار جامعهٔ مسلمانان بیندازیم، میبینیم متأسفانه

    بعضی از مسلمانان که شاید درصد زیادی از جمعیت مسلمانان را هم تشکیل بدهند، تنها در ظاهر و فقط به اسم،

    تسلی ماند؛ ولی در واقع نه! ملاک رفتارهایشان دستورات خدا و اراده و خواست او نیست؛ بلکه ملاکشان فقط

    و فقط سلیق ههای شخصیشان است؛ حتی اگر مخالف با خواست خدا باشد! در تمامی امور ریز و درشت تخصصی

    زندگی، سراغ متخصص ها میروند؛ از مسائل پزشکی گرفته تا امور فنی و مهندسی؛ اما نوبت به مسائل دینی

    که میرسد، گویا هیچ پیامبر و امام و معصوم و عالم و مجتهدی وجود ندارد و قرار است آن ها تشخیص بدهند که

    کدام یک از کارهای خوب باید واجب باشد و کدام ب یدلیل واجب شده و کدا میک از کارهای حرام، به درستی

    حرام شده و کدام از روی تعصب و جهل و شرایط زمانه!

    هر جا حکم خدا با سلیقه شان جور دربیاید، اطاعت م یکنند و هر کجا که نه، مخالفت؛ حالا یا با توجیه و یا بدون

    توجیه! با نگاه کوچک و کوتهِ خود، حکمتِ عبادات را تفسیر میکنند و میگویند نماز که برای صحبت باخداست و

    ما به فارسی بهتر م یتوانیم صحبت کنیم، پس نماز هیچ؛ زکات که برای پولدارهاست و ما کلی قرض داریم پس

    زکات هم هیچ؛ روزه که برای فهمیدن حال فقراست که ما خودمان از همه فقیرتریم، پس روزه هم هیچ؛

    و همین طور برای خودشان می برند و می دوزند.

    این افراد در حقیقت تسلیم نفس خود هستند، نه تسلیم خدا و دستورات او؛ البته عاقبت سختی هم در

    انتظارشان است. هم در دنیا و هم شدیدتر از دنیا، در آخرت؛ چراکه خداوند از آنچه انجام میدهند، غافل نیست.


    أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ

    يُرَدُّونَ إِلي‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ


    سوره بقره،آیه85





    آیا به بعضی از دستورات کتاب آسمانی ایمان می آورید و به بعضی کافر می شوید؟! برای کسی از شما که این

    عمل ]تبعیض در میان احکام و قوانین الهی[ را انجام دهد، جز رسوایی در این جهان، چیزی نخواهد بود و روز رستاخیز

    به شدیدترین عذاب ها گرفتار م یشوند؛ و خداوند از آنچه انجام م یدهیدغافل نیست.


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود