جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: موسی و چوپان !!!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    4,144
    صلوات
    71
    تعداد دلنوشته
    17
    مورد تشکر
    30 پست
    حضور
    89 روز 17 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    1001

    اشاره موسی و چوپان !!!




    با سلام و عرض خسته نباشید

    این داستان صحت(سند معتبر) داره؟؟؟



    موسی و چوپان

    حضرت موسی در راهی چوپانی را دید که با خدا سخن می گفت. چوپان می گفت: ای خدای بزرگ تو کجا هستی, تا نوکرِ تو شوم, کفش هایت را تمیز کنم, سرت را شانه کنم, لباس هایت را بشویم پشه هایت را بکشم. شیر برایت بیاورم. دستت را ببوسم, پایت را نوازش کنم. رختخوابت را تمیز و آماده کنم. بگو کجایی¿ ای خُدا. همة بُزهای من فدای تو باد. های و هوی من در کوه ها به یاد توست. چوپان فریاد می زد و خدا را جستجو می کرد.

    موسی پیش او رفت و با خشم گفت: ای مرد احمق, این چگونه سخن گفتن است¿ با چه کسی می گویی¿ موسی گفت: ای بیچاره, تو دین خود را از دست دادی, بی دین شدی. بی ادب شدی. ای چه حرفهای بیهوده و غلط است که می گویی¿ خاموش باش, برو پنبه در دهانت کن تا خفه شوی, شاید خُدا تو را ببخشد. حرف های زشت تو جهان را آلوده کرد, تو دین و ایمان را پاره پاره کردی. اگر خاموش نشوی, آتش خشم خدا همة جهان را خواهد سوخت,

    چوپان از ترس, گریه کرد. گفت ای موسی تو دهان مرا دوختی, من پشیمانم, جان من سوخت. و بعد چوپان, لباسش را پاره کرد. فریاد کشید و به بیابان فرار کرد.

    خداوند به موسی فرمود: ای پیامبر ما, چرا بندة ما را از ما دور کردی¿ ما ترا برای وصل کردن فرستادیم نه برای بریدن و جدا کردن. ما به هر کسی یک خلاق و روش جداگانه داده ایم. به هر کسی زبان و واژه هایی داده ایم. هر کس با زبانِ خود و به اندازة فهمِ خود با ما سخن می گوید. هندیان زبان خاص خود دارند و ایرانیان زبان خاص خود و اعراب زبانی دیگر. پادشاه زبانی دارد و گدا و چوپان هر کدام زبانی و روشی و مرامی مخصوصِ خود. ما به اختلاف زبانها و روش ها و صورت ها کاری نداریم کارِ ما با دل و درون است. ای موسی, آداب دانی و صورت گری جداست و عاشقی و سوختگی جدا. ما با عشقان کار داریم. مذهب عاشقان از زبان و مذهب صورت پرستان جداست. مذهب عاشقان عشق است و در دین عشق لفظ و صورت می سوزد و معنا می ماند. صورت و زبان علت اختلاف است. ما لفظ و صورت نمی خواهیم ما سوز دل و پاکی می خواهیم.

    موسی چون این سخن ها را شنید به بیابان رفت و دنبال چوپان دوید. ردپای او را دنبال کرد. رد پای دیگران فرق دارد. موسی چوپان را یافت او را گرفت و گفت: مژده مژده که خداوند فرمود:
    هیچ ترتیبی و آدابی مجو هر چه می خواهد دل تنگت, بگو


    ممنون و التماس دعا
    »»» لطفا برای برآورده شدن حاجت همه ی حاجتمندان دعا کنید «««

    دانلود کنید تا زندگیتون
    (بــنــدگــیــتــون) عوض بشه
    »»» مشاهده پست حاوی لینک دانلود + توضیحات «««
    جلد 1
    جلد 2

    جلد 3

    ۞۞ کلاس مجازی حفظ قرآن کریم ۞۞
    »»» جوانها کلیک کنند ««


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    800 پست
    حضور
    118 روز 17 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    موسی و چوپان !!!







    کارشناس بحث: استاد تذکره

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    موسی و چوپان !!!


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در ابتدا ابیات مهم شعر موسی و شبان را از دفتر دوم کتاب مثنوی معنوی محمد بلخی مولوی برایتان می آورم :
    دید موسی یک شبانی را به راه.........کو همی گفت ای خدا و ای اله
    تو کجائی تا شوم من چاکرت؟.............چارقت دوزم ،کنم شانه سرت؟
    دستکت بوسم ، بمالم پایکت...........وقت خواب آید ، بروبم جایکت
    ای خدای من ،فدایت جان من...............جمله فرزندان و خان و مان من
    ای فدای تو همه بزهای من.............ای به یادت هی هی و هیهای من
    گر تو را بیمارئی آید به پیش ..........من توراغمخوارباشم همچوخویش
    گفت موسی:حال خیره سرشدی!.............خودمسلمان ناشده کافرشدی!
    این چه ژاژاست وچه کفرست وفشار............پنبه ای اندردهان خودفشار!
    گفت:موسی،دهانم دوختی..........................از پشیمانی تو جانم سوختی
    جامه را بدرید و آهی کرد تفت.......................سر نهاد اندربیابان و برفت
    وحی آمدسوی موسی ازخدا : ........................بنده ما را زما کردی جدا
    تو برای وصل کردن آمدی............................نی برای فصل کردن آمدی
    ما برون را ننگریم و قال را.........................مادرون را بنگریم و حال را
    ملت عشق ازهمه دینهاجداست................عاشقان راملت ومذهب خداست
    لعل را گر مهرنبود،باک نیست................عشق دردریای غم غمناک نیست
    چون که موسی این عتاب ازحق شنید..............دربیابان، درپی چوپان دوید
    برنشان پاک آن سرگشته راند............................گرد از پربیابان برفشاند
    عاقبت دریافت و او را بدید.......................گفت مژده ده که دستوری رسید
    هیچ آداب و ترتیبی مجوی........................هرچه میخواهد دل تنگت، بگوی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یکی از حکایات قابل بحث و معروفترین اشعار مولانا محمد بلخی مولوی در نزد ما ایرانیان شعر موسی و شبان از دفتر دوم کتاب مثنوی معنوی است که صحبت کردن در این موضوع نیاز به وقت زیادی دارد :
    در تایید و یا تکذیب این شعر نظرات موافق و مخالفی وجود دارد :
    1- مخالفین این اشعار زیادند که یک نمونه آن مفسر و مبلغ قرآن حضرت حجت الاسلام محسن قرائتی است ایشان می گوید :
    اشعاری همچون مثنوی «موسی و شبان» مولوی را کاملا ضد قرآنی توصیف کرد و گفت: در قرآن خداوند بزرگترین غضبش را این گونه مطرح می فرماید: " تَکَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ" نزدیک است که آسمان ها بشکافد..." وَتَنشَقُّ الْأَرْضُ" و زمین شقه شقه شود "وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا" کوه ها تکه تکه شود چرا؟ چون گفتند "أَن دَعَوْا لِلرَّحْمَنِ وَلَدًا" خداوند بچه دارد. اگر کسی خداوند را جسم توصیف کند اگر زمین و آسمان بشکافد، جا دارد و آن وقت ما این مطالبی که کاملا ضد قرآن است را در کتاب های درسی وارد کرده ایم. ما وقتی که عرفان مان را از مثنوی می گیریم به این خباثت ها می افتیم که خداوند بزرگترین غضبش را در این خصوص بیان می کند. موسی(ع) مبعوث شده تا خرافات را از بین ببرد اما در این شعر موسی مؤاخذه می شود و این شعر کاملا ضد بعثت انبیاء است.
    2- اما در تایید این اشعار موافقان گفته اند مقصود مولوی از بیان آن نشان دادن این موضوع است که شناخت هر کس از حق تعالی مطابق با مرتبه و شان اوست ونیز این که هر آیینی که آدمی باور کند می تواند آنرا به وصال حق رساند حکایات از این دست هم مختص مولانا نیست مثلا حکایت پارسایی در بنی اسرائیل که الاغی داشت که در اطراف دیر به چرا مشغول بود و خود در درون دیر به عبادت و می گفت خدایا اگر توهم الاغی داشتی آنرا با الاغ خود می چراندم ! که احتمالا در نهج البلاغه هم حضرت امیر به آن اشاره فرموده اند .
    نتیجه :
    این داستان صحت ندارد ولی از جهت ذوق شعری در حد بسیار بالایی قرار دارد و به ظاهر مضمون آن جزو روایات ما نیست و در ظاهر مخالفت با آیات و روایت ما دارد اما می شود از جهت تشبیه و تنزیه آن را قبول کرد و با توجه به این نوع سبک که الفاظ به ظاهر و جسمیت معنا نگردد و شخصا مولوی هم معتقد به جسمیت خدا نیست ، موافقت این اشعار مورد تایید می تواند باشد و شما می توانید به سایت حوزه
    (( در موضوعتشبیه و تنزیه از دیدگاه مولوی در تاریخ 16 مرداد 1388 در فصلنامه نامه مفید، شماره 8 , از کاملان )) مراجعه کنید :

    لینک : http://www.hawzah.net/fa/Article/View/79621


    ویرایش توسط تذکره : ۱۳۹۵/۰۶/۱۶ در ساعت ۰۰:۰۰


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    4,144
    صلوات
    71
    تعداد دلنوشته
    17
    مورد تشکر
    30 پست
    حضور
    89 روز 17 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    1001



    سلام استاد بزرگوار خیلی خیلی ممنونم بابت پاسخگویی سریع و کامل شما اجرتون با صاحب قرآن ان شاء الله
    »»» لطفا برای برآورده شدن حاجت همه ی حاجتمندان دعا کنید «««

    دانلود کنید تا زندگیتون
    (بــنــدگــیــتــون) عوض بشه
    »»» مشاهده پست حاوی لینک دانلود + توضیحات «««
    جلد 1
    جلد 2

    جلد 3

    ۞۞ کلاس مجازی حفظ قرآن کریم ۞۞
    »»» جوانها کلیک کنند ««


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود