صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: داستان غدیر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1391
    نوشته
    3,012
    صلوات
    61340
    دلنوشته
    36
    دلنوشته
    برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفداه) و قضای حوائج شیعیان اهل بیت(ع)
    مورد تشکر
    11,852 در 2,935 پست
    حضور
    121 روز 23 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    داستان غدیر




    داستان غدیر

    بسم الله الرحمن الرحیم
    با عرض سلام خدمت عزیزان
    موضوع این تاپیک وقایعی است که در روز غدیر خم و حوادث قبل و پس از آن اتفاق افتاده است
    روزی که به نام عید ولایت امیرالمؤمنین (ع) نامگذاری شده و طبق روایات اهل بیت (ع) بزرگترین اعیاد اسلامی است
    الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمؤمنین و الائمه (علیهم السلام)
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1391
    نوشته
    3,012
    صلوات
    61340
    دلنوشته
    36
    دلنوشته
    برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفداه) و قضای حوائج شیعیان اهل بیت(ع)
    مورد تشکر
    11,852 در 2,935 پست
    حضور
    121 روز 23 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جوان ايراني...! حذيفه يماني...! غدير...!

    غدير کجا... مدائن کجا...؟!
    يک جوان ايراني در پايخت هفتصد ساله ي ايران کجا... بلندترين متن از داستان غدير کجا...؟ يک اتفاق کوچک نتايج زيبايي را به ثمر رساند که در نگاه اول نه جوان ايراني انتظارش را داشت و نه حذيفه يماني.
    حتي تاريخ گمان نمي کرد چنين حقايق ناگفته اي در آن روز از زبان يکي از معتمدترين اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بر صفحاتش نقش ببندد.
    ما اکنون بلندترين روايت از واقعه ي غدير را پيش رو داريم که شامل ناگفته هاي بسياري از زواياي مختلف آن است.
    آنچه در اين حديث بلند آمده ثمره ي سؤالات يک جوان کنجکاو و پرشور ايراني است که در شهر بزرگ مدائن در محضر صحابي گرانقدر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم حذيفه يماني مطرح کرده است.
    اين صحابي دانشمند نيز بعنوان بزرگترين اتمام حجت در عمر خود، بي پرده حقايق زير خاک مانده ي غدير و دشمنانش را بر زبان آورده؛ و مقارن طلوع دوباره ي خورشيدِ غدير، زنگارهاي بيست و پنج ساله را زدوده است.
    جا دارد از دور دستهاي زمان، از حذيفة بن يمان تشکر نماييم که در سن کهولت و با تحمل زحمت، اين داستان بلند را در پاسخ به سؤالات يک جوان ايراني با تمام جزئياتش بيان نموده، که هر بخش آن پرونده هايي از گذشته ي اعتقادي ما را مي گشايد و آگاهي دو چندان نسبت به آنچه تا کنون درباره ي آنها مي دانسته ايم در صفحات عقيده ي ما مي افزايد.
    از آن جوان ايراني نيز تشکر مي کنيم که از بين آن جمعيت به خواب رفته در اثر تبليغات سقيفه، اين گونه آگاهانه تاريخ دينش را دنبال کرده است.
    در حقيقت او باني شده تا چنين حقايقي از لسان يکي از معتمدترين اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بازگو شود و ما پس از هزار و چهارصد سال ثمره ي شيرين آن را- که به عظمت يک تحقيق تاريخي است- در قلب خود احساس کنيم.
    احياي ميراث فرهنگي شيعه در کتاب حاضر جلوه ي تازه اي به خود گرفته است.
    احاديث بلند و همه جانبه اي در منابع ما وجود دارد که تحقيق و عرضه ي تنظيم شده ي آنها مي تواند از نمونه هاي بارز احياي يادگارهاي علمي تشيع به شمار آيد، چرا که تا آن روايات در منابع اصلي هستند بين هزاران حديث توجه خاصي به آنها نمي شود، ولي با استخراج از کتب مرجع و تبيين جوانب اعتقادي تاريخي آن و سپس تنظيم متن و محتواي آن معلوم مي گردد چه حقايق مهمي از تاريخ و عقيده در آن نهفته است.
    يکي از ده ها حديثي که از چنين خصوصيتي برخوردارند، اين حديث حذيفه يماني درباره ي غدير است که طي مراحل زير آماده شده است:
    الف. مقدمه اي براي مطالعه ي حديث در پنج بخش تنظيم شده است:
    1. بيان بلندترين بودن اين داستان غدير.
    2. تبيين شرايط زماني و مکاني و اجتماعي نقل اين حديث در مدائن.
    3. معرفي حذيفه، راوي داستان غدير.
    4. مروري بر زندگي جوان ايراني.
    5. اسناد و منابع بلندترين داستان غدير.

    ب. متن حديث پس از مقابله با چند نسخه در نُه بخش مرحله بندي شده و فرازهاي آن عنوان گذاري گرديده است.
    پاورقي هاي بسيار مهمي در نظر گرفته شده که شامل دو جهت است:
    1. توضيح برخي فرازهاي متن بخاطر اهميت آن در بُعد اعتقادي.
    2. آوردن تفاصيل قضاياي تاريخي که در متن به اشاره آمده است.

    ج. پي نوشتها که شامل دو بخش زير بعنوان بازيافت آثار اين داستان بلند غدير است:
    1. مؤيدات مفصل براي فرازهاي اين حديث.
    2. نتيجه گيري از بلندترين داستان غدير.

    اينک چهارده قرن از ماجراهاي غدير و سقيفه گذشته، و ما موظفيم اين حديث عظيم را- که سهم به سزايي در بيان حقايق ناگفته ي آن دو ماجراي متقابل دارد- به نسلهاي حاضر و آينده معرفي کنيم و پيام آن را برايشان تبيين نماييم.
    در اين حديث حقايقي را دنبال خواهيم کرد که هر يک از آنها سازنده ي آيه اي از دين ماست.
    به اميد روزي که بزرگ وارث غدير حضرت بقية الله الاعظم عجل الله فرجه الشريف پرده هاي ديگري از رازهاي پنهان غدير و سقيفه بردارد و زواياي مهمتري از آن دو واقعه سرنوشت ساز امت را بيان فرمايد.


    محمد رضا انصاري
    عيد غدير 1422، اسفند 1380
    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : 1395/06/25 در ساعت 23:31


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1391
    نوشته
    3,012
    صلوات
    61340
    دلنوشته
    36
    دلنوشته
    برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفداه) و قضای حوائج شیعیان اهل بیت(ع)
    مورد تشکر
    11,852 در 2,935 پست
    حضور
    121 روز 23 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بلندترين داستان غدير

    واقعه بزرگ غدير که نزد شيعه و سني متواتر است، در قالب عبارات کوتاه و بلندي نقل شده است.
    بعضي از راويان تنها جمله «من کنت مولاه فهذا علي مولاه» را ذکر کرده اند، و بعضي ديگر جمله «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله» را نيز در کنار آن نقل نموده اند.
    در بعضي روايات، منظره غدير از نظر درختان و برکه و منبر و جمعيت ترسيم شده؛ و در بعضي ديگر جزئيات بيشتري درباره ي کيفيت خروج از مدينه و اتفاقات مربوط به مکه و وقايع راه از مکه تا غدير خم و مراسم سه روزه غدير ذکر شده است.
    در اين ميان بعضي راويان داستانهايي مانند شعر حسان بن ثابت يا ماجراي حارث فهري را نيز ذکر کرده اند و عده اي ديگر به کارشکني ها اشاره نموده اند.
    آنچه در همه ي موارد ديده مي شود اين است که هر يک از راويان گوشه هايي از اين مراسم عظيم را نقل کرده اند، و تنها حديث بلندي که همه ي جوانب غدير را به نقل از يک شاهد عيني آورده باشد فقط اين حديث حذيفه است که اينک پيش روي شماست.
    در اين روايت شاهد مجموعه اي منسجم درباره ي غدير هستيم که براي درک کامل و امکان تحليل صحيح و همه جانبه اين واقعه عظيم نياز به آن است.
    حذيفه با توجه به همين نکته سعي کرده جوانب مختلف ماجرا را با نظم دقيق زماني و مکاني آن ارائه دهد، و در کنار آن توطئه هاي ضد غدير را نيز خاطر نشان سازد که مبادا شنونده اي پس از تصوير آن واقعه ي عظيم، از ماجراهاي پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مبهوت بماند و از تحليل قضايا عاجز گردد.
    حذيفه يماني ابتدا براي جداسازي اميرالمؤمنين حقيقي از غير حقيقي - که سر نخ سؤال جوان ايراني است - داستان مفصل سلام رسمي مردم بر علي عليه السلام بعنوان «اميرالمؤمنين» را مطرح مي سازد و همانجا اشاره اي به سرباز زنندگان از اين فرمان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي نمايد. سپس داستان غدير را آغاز مي کند و مراحل آن را تا پايان مراحل حج مرحله به مرحله پي مي گيرد تا اعلان عمومي براي غدير را مطرح مي کند و قافله را همراه با فرامين لحظه به لحظه ي الهي در اين مهمترين فرمان آسماني پيش مي برد تا در غدير اعلان رسمي ولايت و امامت علي عليه السلام را با بيانات مفصل پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بيان مي کند.
    حذيفه اين مرد بيدار، در اينجا فوراً سخن را متوجه کساني مي نمايد که دقيقاً همزمان با غدير پيمان نامه بر ضد آن امضا مي کنند، و سپس نقشه ي قتل پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را بين راه مي کشند و آن را به مرحله ي اجرا مي گذارند ولي خداوند خطر را از آن حضرت دور مي کند.
    خبر از پيمان نامه ي دوم که پس از بازگشت به مدينه در محرم سال يازدهم هجري به تحرير در آمد نيز دليل بر اطلاع حذيفه از اسرار است.
    سپس مسئله ي تشکيل سپاه اسامه را مطرح مي سازد و علت تخلف عده اي از شرکت در آن لشکر را با ظرافت تمام بيان مي کند.
    بزرگمرد يماني در کنار داستان غدير، نقش عايشه در آن جريانات را با شواهد مورد مشاهده ي خود از قضايا ارائه مي دهد، که چگونه در مراحلي که توطئه گران کارشکني مي کردند او نيز قدم به قدم ياور آنان بوده و در بسياري از موارد اقدامات مخفيانه ي لازم در خانه ي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را بر عهده مي گرفته است.
    حذيفه اين دانشمند فرزانه، اسرار بسياري از اقدامات پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم براي مقابله با منافقين را بقدري شفاف بيان مي کند که هر فرد مسلماني براحتي به اسرار قضاياي غدير تا سقيفه و آن تحولات عظيم در اجتماع مسمانان پي مي برد.
    با توجه به جامعيت و انسجام و بلنداي داستاني که حذيفه درباره ي غدير نقل کرده، با اطمينان خاطر مي توان گفت: هيچ حديثي درباره ي غدير- که از يک نفر بصورت کامل نقل شده باشد - به بلنداي اين حديث حذيفه وجود ندارد، و با اذعان کامل بايد آن را بعنوان «بلندترين داستان غدير» در سرتا سر تاريخ اسلام معرفي کرد.
    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : 1395/06/25 در ساعت 23:38


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1391
    نوشته
    3,012
    صلوات
    61340
    دلنوشته
    36
    دلنوشته
    برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفداه) و قضای حوائج شیعیان اهل بیت(ع)
    مورد تشکر
    11,852 در 2,935 پست
    حضور
    121 روز 23 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    معرفي حذيفه، راوي داستان غدير
    براي شناخت بيشتر اين حديث لازم است راوي والامقام آن حذيفه يماني را بهتر بشناسيم تا آنچه از او نقل شده سندي محکم در اعتقادمان باشد.

    حذيفه کيست؟
    ابوعبدالله حذيفة بن يمان عبسي از اصحاب خاص پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بود و در همه جنگهاي آن حضرت شرکت داشت.
    پدر و برادران حذيفه به نامهاي عبدالعزيز و صفوان که از اصحاب حضرت بودند در جنگهاي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم حضور داشتند. پدرش و صفوان در جنگ اُحُد شهيد شدند.
    هنگامي که پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بين اصحابش «عقد اخوت» را برپا نمود، برادري حذيفه را با عمار قرار داد.
    از مقامات مهم حذيفه آن است که صاحب سر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بود تا آنجا که حضرت اسماء منافقين را به وي مي گفت.
    از حذيفه روايت شده که گفت: اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از حضرت درباره ي خير مي پرسيدند، اما من درباره ي شر مي پرسيدم تا در آن واقع نشوم.
    همچنين پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم درباره ي حذيفه فرمود: «حذيفه از برگزيدگان پروردگار است و در حلال و حرام از ديگران آگاه تر است». حذيفه در نقل احاديث بسيار دقيق بوده و جوانب مثبت و منفي قضايا رابطور کامل نقل مي کرده است. از ديگران خصوصيات حذيفه آن است که او يکي از «ارکان اربعه» اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام است، و يکي از هفت نفري است که نيمه شب همراه اميرالمؤمنين عليه السلام بر جنازه ي فاطمه زهرا نماز خواند. مکانهايي که حذيفه در آنها سکني گزيده به ترتيب عبارتند از: مدينه، کوفه، مدائن. او سه پسر به نامهاي صفوان و سعيد و حسيل داشت و همچنين يک دختر که هنگام وفات، کنار او بود.
    حذيفه پيش از وفات خود، صفوان و سعيد را نزد اميرالمؤمنين عليه السلام فرستاد و آنان در يکي از جنگهاي حضرت شهيد شدند.
    نسل حذيفه تا زمانهاي طولاني در شهر مدائن باقي بوده اند.
    حذيفه در 25 ذيحجه سال 35 هجري براي اميرالمؤمنين عليه السلام بيعت گرفته؛ و چهل روز بعد از نقل اين حديثي که پيش روي شماست، در پنجم ماه صفر سال 36 هجري در نيمه شب از دنيا رفت.
    قبر او کنار قبر سلمان و در نزديکي طاق کسري قرار دارد.


  6. تشكر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1391
    نوشته
    3,012
    صلوات
    61340
    دلنوشته
    36
    دلنوشته
    برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفداه) و قضای حوائج شیعیان اهل بیت(ع)
    مورد تشکر
    11,852 در 2,935 پست
    حضور
    121 روز 23 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مروري بر زندگي جوان ايراني
    جوان ايراني که با سؤالهاي عميق خود حذيفه يماني را در آن سن کهولت بر سر حرف مي آورد نيز شخصيت بزرگ داستان ماست و جا دارد مروري بر سرگذشت او داشته باشيم.

    جوان ايراني کيست؟
    «مسلم مجاشعي» جوان ايراني اهل مدائن که در برابر منبر حذيفه با شنيدن کلمه «اميرالمؤمنين حقيقي» بپا خاست و از انتهاي جمعيت با صداي بلند اولين ضربه فکري را بر اذهان به خواب رفته مردم پس از 25 سال زمامداري سقيفه وارد کرد.
    با توجه به اينکه فتح مدائن در سال 15 هجري بوده و از سال 16 سلمان به عنوان حاکم اين شهر آمده و با در نظر گرفتن جوان بودن او، مي توان تخمين زد سن او هنگام مطرح شدن بيعت اميرالمؤمنين عليه السلام در مدائن به سال 35 هجري حدود 20 سال بوده است و در واقع ولادت او مقارن با فتح مدائن بدست مسلمانان بوده است.
    دقيق بودن او در پاسخهاي دريافتي از حذيفه و اينکه موردي مبهم باقي نماند، ظرافت او در انتخاب سؤالات از نظر اهميت آنها، صراحت گفتار او و بيباکي و بي پرده بودن در گفتارش، روحيه آزاده و جوانمرد و تصميم گيري بجاي او و شجاعت فوق العاده ي او که در جنگ جمل نشان داد، همه حاکي از شخصيت بلند اوست.

    مادر جوان ايراني و روحياتش
    روحيه ي شجاع مادر جوان ايراني نيز قابل تحسين است، چرا که او هم در جنگ جمل حضور داشته و پس از اتمام جنگ نزد پيکر پاک و قطعه قطعه شده ي پسرش مي رود و او را مي بوسد و مي گريد و ابياتي نيز همانجا درباره ي پسرش و جنگ جمل مي سرايد.

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : 1395/06/25 در ساعت 23:55


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1391
    نوشته
    3,012
    صلوات
    61340
    دلنوشته
    36
    دلنوشته
    برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفداه) و قضای حوائج شیعیان اهل بیت(ع)
    مورد تشکر
    11,852 در 2,935 پست
    حضور
    121 روز 23 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اسناد و منابع بلندترين داستان غدير
    حديث حذيفة بن يمان داراي منابع متعدد با اسناد معتبر است که ذيلاً به معرفي آنها مي پردازيم:

    معرفي منابع
    منابع معتبر زير حديث مفصل حذيفه را نقل کرده اند:
    1. اليقين، تأليف سيد ابن طاووس: ص 384 تا 387 عليه السلام38 باب 138، که در بحار الانوار: ج 37 ص 325، از کتاب «اليقين» نقل کرده است.
    2. ارشاد القلوب، تأليف ابومحمد حسن ديلمي: ج 2 ص 180 تا 210، که در بحار الانوار: ج 28 ص 86 از «ارشاد القلوب» نقل کرده است.
    3. نزهة الکرام و بستان العوام، تأليف محمد بن حسين رازي (قرن هفتم ): ص 201.

    شناختي از منبع اصلي
    سيد بن طاووس در کتاب «اليقين» اين حديث را از کتاب «حجة التفضيل» نقل کرده است.
    او در معرفي «حجة التفضيل» مي گويد:
    اين حديث را از نسخه اي قديمي که تاريخ تأليف آن سال 469 بود نقل مي کنيم.
    بر پشت کتاب با خط حسن بن محمد بن حسن طوسي (پسر شيخ طوسي) اين جملات نوشته شده است: «در اين کتاب نظر نمودم و دريافتم مطالبي در آن نوشته شده که بر مصنف آن احدي سبقت نگرفته و.... اين را حسن بن محمد بن حسن طوسي در رجب سال 472 نوشته است».
    بر روي جلد نيز دست خط سه نفر از علماء مي باشد.

    تطبيق روايات
    اگر چه سيد بن طاووس در اليقين اين حديث را بطور خلاصه آورده، اما تصريح نموده که اين حديث «ابسط و اکثر» است و 35 صفحه يمني مي باشد.
    با ذکر بعضي فرازهاي آن در کتاب «اليقين» پيداست حديثي که در «ارشاد القلوب» است همان حديثي است که در «اليقين» از «حجة التفضيل» نقل شده است.



  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1391
    نوشته
    3,012
    صلوات
    61340
    دلنوشته
    36
    دلنوشته
    برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفداه) و قضای حوائج شیعیان اهل بیت(ع)
    مورد تشکر
    11,852 در 2,935 پست
    حضور
    121 روز 23 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    معرفی اسناد

    اين حديث اسناد معتبري دارد که ذيلاً عين اسناد آن را مي آوريم:
    1. خبر حذيفة بن اليمان: محمد بن الحسين الواسطي قال: حدثنا اًّبراهيم بن سعيد قال: حدثنا الحسن بن زياد الأنماطي قال: حدثنا محمد بن عبيد الأنصاري، عن أبي هارون العبدي، عن ربيعة السعدي..

    2. قال سيد بن طاووس: و رأيت هذا حديث حذيفة أبسط و أکثر من هذا في تسمية علي عليه السلام بأميرالمؤمنين و هو بأسناد هذا لفظه: قال ابن الأثير في کتابه حجة التفضيل: حدثني عمي السعيد الموفق أبوطالب حمزة بن محمد بن أحمد بن شهريار الخازن رحمه ا لله بمشهد مولانا أميرالمؤمنين علي بن أبي ططالب صلوات الله عليه في شهر الله الأصم رجب من سنة أربع و خمسين خمسمائة، قال: حدثني خالي السعيد أبوعلي الحسن بن محمد بن علي عن والده السعيد أبي جعفر محمد بن الحسن الطوسي المصنف رضي الله عنهما، عن الحسين بن عبيدالله و أحمد بن عبدون و أبي ططالب بن عزور و أبي االحسن الصقال عن أبي االمفضل محمد بن عبدالله بن محمد بن زکريا المحاربي قال: حدثنا أبوطاهر محمد بن تسنيم الحضرمي،، قال: حدثنا علي بن أسباط عن اًّبراهيم بن أبي االبلاد عن فرات بن أحنف عن عبدالله بن هند الجملي عن عبدالله بن سلمة، و مقدار هذه الرواية أکثر من خمس و ثلاثين قائمة بقالب اليمن، و يتضمن أيضاً أمر النبي99 من حضر من المسلمين بالتسليم علي علي باًّمرة المؤمنين.


    3. قال محمد بن الحسين الرازي: روي أبومحمد حامد بن محمد بن مسعود، عن الحسن بن محمد السيرافي، عن الوليد بن العباس المنصوري، عن الحسن بن محمد اليزدجردي، عن محمد بن أحمد عن أبيه عن جده عن عثمان بن سعيد الأشج عن عبدالله بن الحارث الأسلمي عن الأعمش عن شقيق بن عبدالله الأنصاري..


    اينها اسناد و منابع بلندترين داستان غدير بود که قبل از متن آن تقديم شد.
    در پايان کتاب حاضر بخشي بعنوان مؤيدات قرار داده ايم که طي آن فرازهاي مهم حديث حذيفه از منابع ديگر استخراج و معرفي شده است.

    اکنون خواننده ي عزيز به راحتي خود را در کنار مردم مدائن مي يابد و احساس مي کند در موقعيتي که حذيفه آن ماجراها را نقل مي کرده مردم چگونه مشتاق شنيدن آن بوده اند.
    پس از 25 سال خفقان حکومتي و منع از نوشتن وقايع، اين بار ماجراها به جاي نوشته شدن علناً گفته مي شد آن هم به زبان حذيفه يماني که مورد قبول همه بود.
    پس از قتل عثمان و برداشته شدن محدوديتها، دقيقاً شرايطي بود که مردم مشتاق شنيدن حقايق ناگفته و بيان آنها از سوي بزرگمردي چون حذيفه بودند.

    اينک به استقبال بلندترين داستان غدير مي رويم و همراه با جوان کنجکاو ايراني دل به سخنان حذيفه ي يماني مي سپاريم.

    پى‏ نوشتها:‌


    1 . مروج الذهب: ج2 ص 314. الطبقات الکبري: ج 4 ص 87 و 93. المعارف (ابن قتيبة): ص 271. تاريخ دمشق: ج 21 ص 378 و 458. تاريخ بغداد: ج 1 ص 171. سير اعلام النبلاء: ج 1 ص 554. کتاب «شهرهاي جهان»: ص 143 تا 148.
    2 . الفوائد الرجاليه (سيد بحرالعلوم): ج 2 ص 174 تا 178. بحارالانوار: ج 22 ص 351 ح 77، ص 326 ح 26. رجال الشيخ: ص 16 شماره 5. اعيان الشيعة: ج 20 ص 247.
    3 . مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 339. بحارالانوار: ج 32 ص 174.



    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : 1395/06/26 در ساعت 00:10


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1391
    نوشته
    3,012
    صلوات
    61340
    دلنوشته
    36
    دلنوشته
    برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفداه) و قضای حوائج شیعیان اهل بیت(ع)
    مورد تشکر
    11,852 در 2,935 پست
    حضور
    121 روز 23 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ​قتل عثمان و خلافت صاحب غدير

    هنگامي که عثمان به خلافت رسيد عمويش حکم بن عاص و پسران او مروان و حارث را نزد خود پناه داد و به مدينه بازگرداند.
    همچنين کارگزاران خويش را به شهرهاي مختلف فرستاد، که از جمله ي آنها يکي عمر بن سفيان بن مغيرة بن ابي العاص بن اميه بود که به مُشکان فرستاد، و ديگري حارث بن حکم بود که به مدائن فرستاد.
    مدتي که حارث حاکم مدائن بود بر مردم شهر سخت مي گرفت و با آنان بدرفتاري مي کرد.
    پس از چندي گروهي از مردم مدائن به شکايت نزد عثمان آمدند و او را از بدرفتاري و سخت گيري حارث آگاه ساختند و با وي به درشتي سخن گفتند.
    عثمان با شنيدن سخنان آنان، حذيفه يماني را براي حکومت مدائن فرستاد؛ و اين در آخرين سالهاي حکومت او بود.
    حذيفه همچنان حاکم مدائن بود تا عثمان کشته شد و اميرالمؤمنين عليه السلام به خلافت رسيد.



  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1391
    نوشته
    3,012
    صلوات
    61340
    دلنوشته
    36
    دلنوشته
    برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفداه) و قضای حوائج شیعیان اهل بیت(ع)
    مورد تشکر
    11,852 در 2,935 پست
    حضور
    121 روز 23 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نامه اميرالمؤمنين علیه السلام به حذيفه حاکم مدائن

    حضرت او را به حکومت مدائن ابقا نمود و نامه اي براي وي نوشت که متن آن چنين است:
    بسم الله الرحمن الرحيم
    از بنده ي خدا علي اميرالمؤمنين به حذيفه يماني
    سلام بر تو؛
    اما بعد، من تو را به حکومت بخشهايي از مدائن که از سوي خليفه پيشين بر عهده داشتي ابقا نمودم.
    من اختيار حقوق شرعي و جِزْيِه - مالیاتی که اهل کتاب سالیانه به دولت اسلامی می پرداختند - از يهود و نصاري و امور روستاها را به دست تو سپردم.
    کساني را که به آنان اطمينان داري و از دين و امانتداري شان راضي هستي نزد خود جمع کن و در کارهايت از آنان کمک بگير؛ زيرا اين روش من و تو را نزد مردم عزيزتر مي کند و براي دشمن کوبنده تر است.
    تو را به تقواي خداوند و اطاعت او در نهان و آشکار نصيحت مي کنم، و از عِقاب پنهاني و آشکاراي او بر حذر مي دارم.
    همچنين به احسان نسبت به نيکوکاران و رفتار شديد نسبت به معاندين سفارش مي کنم.
    به تو دستور مي دهم در کارهايت مدارا پيشه نمايي و نسبت به مردم با نرم خويي و عدالت رفتار کني که در اين جهات مسئول هستي؛ و نسبت به مظلوم با انصاف رفتار کني، و مردم را ببخشي و بهترين روش را انتخاب کني. خداوند نيکوکاران را جزاي خير مي دهد.
    به تو دستور مي دهم حقوق شرعي زمينها را طبق حق و انصاف بگيري؛ و از حدي که به تو سفارش کرده ام تجاوز نکني؛ و چيزي از حقوق را رها نکني، و در آن امر جديدي ابداع ننمايي، و آن را بين اهلش به عدل و مساوات تقسيم نمايي.
    با مردم متواضع باشي و در محضر مردم با همه يکسان رفتار کني؛ و در اجراي حق، دور و نزديک براي تو يکسان باشد؛ و در بين مردم به حق حکم کني و عدالت را بپاداري؛ و از هواي نفس پيروي مکني و در راه خدا از سرزنش ملامت کننده اي نترسي، که خداوند همواره با تقواپيشگان و نيکوکاران است.
    نامه ي ديگري فرستاده ام که براي مردم منطقه ات بخواني تا آنان نظر ما را درباره ي خويش و تمامي مسلمين بدانند. آنان را حاضر کن و نامه را برايشان بخوان و از کوچک و بزرگ براي ما بيعت بگير.
    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : 1395/06/26 در ساعت 00:31


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1391
    نوشته
    3,012
    صلوات
    61340
    دلنوشته
    36
    دلنوشته
    برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفداه) و قضای حوائج شیعیان اهل بیت(ع)
    مورد تشکر
    11,852 در 2,935 پست
    حضور
    121 روز 23 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نامه اميرالمؤمنين علیه السلام به مردم مدائن

    هنگامي که نامه اميرالمؤمنين عليه السلام به حذيفه رسيد مردم را جمع نمود و نماز جماعتي بر پا کرد. سپس دستور داد تا نامه را آورده و براي مردم بخوانند که متن آن چنين بود:
    بسم الله الرحمن الرحيم
    از بنده خدا، علي اميرالمؤمنين به مسلماناني که نامه ام به آنان مي رسد
    سلام بر شما؛
    من خدايي را که جز او پروردگاري نيست شکر مي کنم، و از او مي خواهم بر محمد و آل او صلوات فرستد.
    اما بعد، خداوند دين اسلام را براي خود و ملائکه و پيامبرانش برگزيد، بخاطر محکم کردن پايه خلقت و تدبير نيکش و نظر رحمت او به بندگانش؛ و محبوبترين مخلوقاتش را به آن اختصاص داد.
    خداوند محمد (ص) را براي اين امت مبعوث کرد. سپس براي بزرگداشت و فضيلت بشر کتاب و حکمت را به او آموخت. آنان را تربيت نمود تا هدايت شوند، و جمع کرد تا متفرق نشوند و آگاهي ديني داد تا ظلم نکنند.
    پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم پس از انجام آنچه بر عهده اش بود به سوي رحمت پروردگار شتافت، در حاليکه هم او خدا را شکر مي کرد و هم پروردگار سپاسگزار او بود.
    پس از او عده اي از مسلمانان دو نفر را که به روش و سيرتشان رضايت دادند به خلافت وا داشتند.
    آن دو مدتي بر سر خلافت بودند، تا آنکه خداوند آنان را از اين دنيا برد.
    سپس سومي را به خلافت نشاندند. او کارهاي خلافي انجام داد و موجب نارضايتي مردم شد.از اين رو مردم متحد شدند و به وي اعتراض کرده و اوضاع را تغيير دادند.
    سپس نزد من آمدند همچون رديف شدن اسبان و با من بيعت کردند.
    من از خدا هدايت مي طلبم و از او در تقوايم کمک مي خواهم.
    بدانيد که براي شماست بر ما عمل کردن به کتاب خدا و سنت پيامبرش، بپا داشتن حق او در بين شما، زنده کردن سنت او، دلسوزي براي شما در نهان و آشکار، و در اين راه از پروردگار کمک مي گيريم و خدا ما را کافي و بهترين وکيل است.
    من امور شما را به دست حذيفة بن يمان سپردم.
    او کسي است که به اعتقادش راضيم و رفتار با صلاحيت را از او اميدوارم.
    به او دستور داده ام به نيکوکاران احسان کند، با افراد منحرف رفتار شديد داشته باشد، و نسبت به مردم با مهرباني رفتار کند.
    از خداوند مي خواهم تا بهترين خوبيها و احسان و رحمت واسعه اش شامل حال ما و شما شود.
    والسلام عليکم و رحمة و برکاته
    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : 1395/06/26 در ساعت 00:39


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود