جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ✿ ســطرهـایی از کـتابـی که خـوانده ام ✿

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    916
    صلوات
    1900
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    13 روز 12 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3

    دعوت ✿ ســطرهـایی از کـتابـی که خـوانده ام ✿




    بسمـ الله الرّحمـــن الرّحیمـ

    بارها پیش آمده هنگام مطالعه یک کتاب غیر درسی، به سطر یا سطرهائی برخوردیم که تأمّل برانگیز بوده اند
    و این قسمت ها را یا در ذهن و یا در همان کتاب، هایلایت و برجسته کرده ایم.
    این تاپیک، فرصتی است که این سطرها را با هم در میان بگذاریم تا اگر نکته ای، یا موضوعی آموزنده در پس ِ این سطر یا سطور نهفته است، آن را متذّکر شویم و از این آموزه ها بهره مند شویم.
    این بخش ها و سطرهای انتخابی، از هر کتابی با هر زمینه ای (به استثنای کتب ضدّ دینی و ضدّ اخلاقی) می توانند باشند.

    لطفاً :

    1
    -حداکثر 6 سطر در هر ارسال قرار دهید.

    2
    -حتماً نام نویسنده و نام کتاب را ذکر بفرمائید.

    3
    -از کپی/ پیست های طویل و کم ارزش خودداری بفرمائید.

    4
    - فقط قسمت های تأمّل برانگیز را انتخاب و ارسال بفرمائید.


    پیشاپیش از حُسن همکاری و مشارکت شما در این تاپیک، تشکر می کنم.






    چـادُرت
    شـاعِر دیوان غزَل هـاست
    !





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    916
    صلوات
    1900
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    13 روز 12 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3



    این منم،

    خوشبخت ترین زن دنیا،

    که درتاریک و روشن جاده ای که به آسمان وصل می شود،

    در حالی که احساس می کنم خود بهشت را در کنار دارم،

    همراه نیمه دیگر وجودم

    به دالان بهشت می روم

    ...



    +

    دالـان ِ بهشــت

    نازی صفوی





    چـادُرت
    شـاعِر دیوان غزَل هـاست
    !





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    1,916
    صلوات
    87
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    28 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    زندگی وقتی شروع میشه سرعت زیادی نداره. درواقع میشه گفت خیلی هم کنده. یعنی برای بچه ها خیلی کنده. معمولا بچه ها از زندگی جلوترند.

    ثانیه ها و دقیقه ها و ساعت ها و روز ها برای اونها کش می آد. اما همین طور که بزرگتر می شند، سرعت زندگی شون زیاد میشه.


    وقتی جوون هستیم زندگی همون قدر سرعت داره که ما داریم...


    اما بعد زندگی سرعت می گیره. زن، بچه، کار. زندگی باز هم سرعت می گیره. بیماری. دبستان. ماشین. فریزر. یخچال. تعمیر شوفاژ. شغل دوم. شغل سوم.


    برگرفته از کتاب استخوان خوک و دست های جذامی
    نوشته مصطفی مستور




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    1,916
    صلوات
    87
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    28 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    زن بودن خیلی قشنگه ! چیزیه که یه شجاعت تموم نشدنی می خواد ! یه جنگ که پایان نداره ! اگه یه دختر به دنیا بیای خیلی چیزا رو باید یاد بگیری ! اول از همه باید خیلی بجنگی تا بتونی بگی اگه خدایی وجود داشته باشه می شه مث یه پیرزن مو سفید یا یه دختر قشنگ نقاشیش کرد !

    +++

    زنده شدن ارزش درد کشیدن رو داره! حتی اگه به قیمت عذاب کشیدن و مردن تموم بشه

    +++

    خوش به حال کسایی که به خودشون میگن: دلم میخواد راه برم نمی خوام به جایی برسم!بیچاره کسایی که به خودشون میگن:می خوام برسم اون جا. رسیدن یعنی مُردن! خوش بختی یعنی گشتن به دنبال خوش بختی!


    همه اش از کتاب دلنشین "نامه به کودکی که هرگز زاده نشد"
    اوریانا فالاچی



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    1,916
    صلوات
    87
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    28 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیش تر تنهاست ، چون نمی تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید چه احساسی دارد و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق کند ، تنهایی تو کامل می شود ...


    از سمفونی مردگان
    عباس معروفی



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    916
    صلوات
    1900
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    13 روز 12 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3




    ـ می دانی به تازگی چه چیزی فهمیده ام؟
    ـ گفتم: نمی دانم
    گفت: شنیده ام که مومنان و کافران، همه باید از جهنم عبور کنند چون پل صراط از وسط شعله های دوزخ می گذرد.

    صفحه119

    مادرم چیزهایی می گوید که هر چه سعی می کنم معنای آنها را بفهمم نمی توانم. می گوید از اینکه در دنیای به این بزرگی کسی به فکر خداوند نیست، غمگین است. می گوید آنقدر دلش برای خداوند می سوزد که گاهی شبهای جمعه تا صبح برای او گریه می کند، بعد دستهاش رو در موهام فرو می برد و می گوید: " گاهی هوس می کنم بمیرم. "

    صفحه125

    عشق روی پیاده رو / مصطفی مستور





    چـادُرت
    شـاعِر دیوان غزَل هـاست
    !





  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    537 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    ✿ ســطرهـایی از کـتابـی که خـوانده ام ✿



    واقعیت این است که ما همگی در این سیاره، تنها هستیم. هر کدام از ما کاملا تنهاییم و هرچه زودتر این حقیقت را بپذیریم، به نفعمان خواهد بود. بسیاری از مردم تنها زندگی می کنند، چه ازدواج کرده باشند و چه مجرد باشند. بدون هیچ یافتنی، همیشه در جستجو بوده اند...!

    ریچارد باخ
    پلی به سوی جاودانگی







  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    537 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    ✿ ســطرهـایی از کـتابـی که خـوانده ام ✿


    گفت: پیلی را آوردند بر سر چشمه‌ای که آب خورد.
    خود را در آب می‌دید و می‌رمید.
    او می‌پنداشت که از دیگری می‌رمد، نمی‌دانست که از خود می‌رمد.
    همه اخلاق بد، از ظلم و کین و حسد و حرص و بی‌رحمی و کبر، چون در توست، نمی‌رنجی؛
    چون آن را در دیگری می بینی، می‌رمی و می‌رنجی.

    فیه ما فیه
    مولانا


  10. تشکرها 2


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    537 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    ✿ ســطرهـایی از کـتابـی که خـوانده ام ✿

    تو خود هم باید دراین ایام دستگیرت شده باشد که با چه جور خلایقی سروکارداشته ای. مردمی که تا بخواهی طمعکار هستند و درهمان حال مثال مورچه به کمترین رزق و روزی هم قانع‌اند!
    جماعتی ذلیل و دروغگو که امید و آرزوهایشان هم مثل خودشان ذلیل و کوچک‌اند.
    اینجور آدم‌ها مرد کارهای بزرگ نیستند. پیش پای پهلوان زانو می‌زنند، پهلوان را می‌پرستند اما خودشان پهلوان نیستند، نمی‌توانند پهلوان باشند. اینست که همیشهٔ خدا چشم و دهانشان بازست تا دیگری برایشان کاری بکند!

    کلیدر
    محمود دولت آبادی


  12. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. الگویی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام
    توسط عمار رهبری در انجمن حیات دنیوی انسان
    پاسخ: 18
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۹/۰۳, ۱۷:۳۰
  2. میخوام برم حوزه علمیه لطفا راهنمایی کنید
    توسط mobarezmahdy در انجمن حوزه و روحانيت
    پاسخ: 21
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۸/۰۴, ۱۸:۴۲
  3. پاک ترین ومعصوم ترین گل هایی که پرپر میشوند
    توسط عبد آبق در انجمن نوجوان و جوان
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۱۷, ۱۷:۴۳
  4. چرا هر جا بلایی بر سر بدبخت و بیچاره ها می آید، می گویند امتحان الهی است؟
    توسط راهیان عشق در انجمن پرسش وپاسخ احكام قرآني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۹/۱۳, ۲۲:۵۶
  5. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۹/۱۱, ۱۸:۲۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود