جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عدالت الله در گسترش اسلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۵
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عدالت الله در گسترش اسلام




    مسأله اي منو آزار مي ده و جلوي منو در يادگيري مسائل مذهبي مي گيره. چرا اسلام در همه جهان پخش نشد تا حجت بر همه تمام بشه مگه قرار نبود با آمدن قرآن حجت بر همه تمام بشه و
    همه به اسلام روي بياورن. چرا کساني در کشورهاي خارجي همه نوع لذت رو از زندگي بايد ببرن از رابطه هاي جنسي نامشروع گرفته تا جشن و آواز و موسيقي و رقص و عدم رعایت حجاب ... و هيچ گناهي براشون نوشته نمي شه چون حجت بر آنها تمام نشده !

    و يا در عرف آنها رابطه جنسي متعدد قبل از ازدواج اشکال نداره يا همجنس بازي مجاز و يا مشروب تا حد عادی نه بیش از حد در آنجا مجاز و آنها فکر مي کنن اين طور زندگي صحيح است، با محارم رابطه برقرار مي کنند [برخی کشرهای اروپایی ازدواج خواهر و برادر رو بلامانع کردن]، مشروب مي خورند، مي رقصند، همجنس بازي مي کنن و ... و يا دينشون تحريف شده و ... بعد از مرگ هم به خاطر اينکه حجت بهشون تمام نشده بود و نمي دونستن درست چيه و غلط چيه، به بهشت ميرن.

    اما مسلمانها به خصوص شيعه که همه چيو نجس مي دونن بايد از همه چيز پرهيز کنيم و توبه هم کنيم حالا شايد بهشت رفتيم. خودمون رو عذاب بديم، نمي دونم اين آب کر يا اين آب قليل يا رقصيدن حرام يا رابطه جنسي حرام حتما بايد ازدواج کني بعد و يا ... از همه نظر بايد خودمون رو حفظ کنيم تا به بهشت بريم اما خارجيها هم تو اين دنيا لذت مي برن هماونجا، آيا با عدل خدا سازگاره؟

    چرا همه جا اسلام گسترش پيدا نکرد تا همه يکسان اعمالشون مورد برسي قرار بگيره. حتي اين قضيه تو خود مسلمانها هم هست از طرفي تو رساله ها نوشته بايد احکامي رو که معمولا با اون سرکار داريم واجب ياد بگيريم اما اگه کسي ياد نگيره و خودش فکر مي کنه درست انجام مي ده و بعد بفهمه غلط اشکال نداره مثلا يکي فکر مي کنه بين آب کر و قليل فرقي نيست خوب زندگيش راحتر از کسي که اين فرق و مي دونه

    پس به من بگيد چرا بايد به سراغ ياد گيري مسائل ديني بريم و خودمون رو بدبخت و بيچاره و محدود کنيم چرا مثل من که تا وقتي احکام رو ياد نگرفته بودم زندگيم بهتر بود تا الان. خوب اگه ياد نگيرم حساب و کتاب ما هم راحتتره! اي کاش زود تر اينو مي فهميدم .

    واقعا چه ارزشي داره پرهيز من مسلمان( به خصوص شيعه) با مسلماني که هيچ چيز رو رعايت نمي کنه چون نمي دونه و يا خارجيهايي که حجت بهشون تمام نشده و همه نوع حرام رو مي کنن و قراره همه به بهشت بريم، واقعا اين عادلانه است؟ چرا اينها رو زودتر به ما نمي گيد تا الکي سراغ مسائل مذهبي و ياد گيري اون نريم و زندگيمون سخت نشه، چرا؟ خيلي دوست دارم جوابتون رو بخونم اما مي دونم جواب قانع کننده اي نداريد و جز توجيه چيزه ديگه اي نيست که بگيد اما به هر حال دوست دارم جوابتون رو بخونم.

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۵/۰۶/۲۴ در ساعت ۰۹:۵۰
    AAAeee

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۵
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعیین بهشت و جهنم مردم




    یه چیزی که شاید خیلی هامون رو زیر منگنه قرار میده، اینه که وقتی خودمون که فردی هستیم نمازخون، روزه دار، خویشتن دار و لپ کلام معتقد علی به واجبات اصول دین و تا حدی به فروع دین، رو مقایسه می کنیم با الگوی یه همسن و سال غربی که اگه پسر باشه دارای روابط نامشروع متعدد، شراب خوار و ... و اگر دختر باشه بدون رعایت حجاب حتی در یه روز از عمرش که هیچ، با سبکی کاملا عریانانه در محافل عمومی راه میره، شاید اولین سوالی که برامون پیش بیاد اینه که عاقبت یکی مثله من و یکی مثله اونا، اون دنیا چگونه هست؟

    اگر قراره اونا جهنم برن ما بهشت، چه طور امکان داره اغلبیت مردم جهان از قاره های آمریکا، اروپا، استرالیا و حتی برخی کشورهای شرقی رو هم شامل میشه وارد جهنم بشن؟ اگر این همه جهنمی دنیا رو پر کرده آیا لازم نبود حضرت مهدی تا الآن 100 بار ظهور می کرد؟!

    شاید خیلی ها بگن هر دو گروه بهشت میرن منتها بهشت مسلمان مثله یک هتل 5 ستارست و بهشت اونا چیزی در حد یک مسافرخانه خوب. منتها اگر جواب این باشه، باید گفت این جواب رو خیلی از مسلمون ها تاثیر منفی داره چر که مثلا فرد وقتی در شرایط زنا قرار میگیره پیش خودش میگه بالاخره بهشتی که هستم مهم نیست حالا یه بار زنا هم بکنیم حالا خدا اون دنیا هر چی از بهشت کرم ــش کشید به ما هم بده!

    احساس میکنم این یکی از سوال های مهم عصر جامعه ماست! عاقبت یک مسلمون پایبند با یک ملحد عیاش چه فرقی خواهد داشت؟!
    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۵/۰۶/۲۴ در ساعت ۲۲:۳۰
    AAAeee

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,377
    صلوات
    1
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    سلام سلامتی میاره
    مورد تشکر
    366 پست
    حضور
    107 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8




    با نام و یاد دوست







    عدالت الله در گسترش اسلام








    کارشناس بحث: استاد طاها
    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۵/۰۶/۲۹ در ساعت ۰۹:۳۰
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    عدالت الله در گسترش اسلام

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام به شما دوست گرامی

    در این پست بصورت کلی مطالبی را عرض میکنیم و در صورت نیاز در پستهای آتی مشروحتر سخن خواهیم گفت.

    اسلام یک دین است و دین دستورالعملی است که قرار است در همین دنیا و توسط انسانهایی که در این دنیا زیست میکنند اجرا شود. پس نشر دین تابع قوانین جاری جهان و تابع اراده انسانهاست. دین آمده است تا انسان مختار را به سعادت برساند نه انسان بی اراده را و آمده است در دنیا با قوانین ویژه اش، منتشر شود نه دنیایی که قوانین آن تعطیل شده است. پس مادام که مبلغان دین، شرایط طبیعی لازم برای نشر آن را در اختیار نداشته باشند و مخاطبین دین، خود را برای پذیرش آن مهیا نکرده باشند طبعا نشر دین با چالش مواجه میشود. البته زمانی فراخواهد رسید که موانع نشر اسلام و شرایط پذیرش عمومی آن فراهم میشود و در چنین زمانی اسلام به دست ولی خدا بر سراسر جهان حکمفرما میشود اما تا زمانیکه شرایط طبیعی و ارادی این رخداد جهانی فراهم نشده ظهور مهدی هم برای انتشار جهانی اسلام بی فایده خواهد بود.

    نکته دیگر اینکه، گرچه دین اسلام بر جهان فعلی حکمفرما نیست اما این بدان معنا هم نیست که غیرمسلمانان به کلی از قید و بند احکام الهی آزادند.

    امروزه کمتر نقطه ای از عالم است که پیام ادیان توحیدی (اسلام و مسیحیت و یهودیت) به آنجا نرسیده باشد و اگر کسی با پیام این ادیان آشنا شود اما از روی هوا و هوس و عناد و لجاجت به تحقیق درباره این ادیان نپردازد معذور نیست (این مطلب درباره مذاهب و فرقه هایی که درون هر دین هستند نیز صادق است).

    در کتاب مقدس ادیانی از قبیل یهودیت و مسیحیت، با احکامی مواجه میشویم که مورد تایید اسلام نیز هست مانند حرمت زنا و لواط. پس اگر پیروان این ادیان مرتکب این اعمال شوند معذور نیستند.

    در ادیان غیر توحیدی نیز احکامی وجود دارد که از فطرت و عقل انسانی ناشی شده و مورد تایید اسلام نیز هست مانند اجتناب از ظلم و ستم و اگر پیروان این ادیان به این قبیل احکام بی توجهی کنند معذور نیستند.

    بنابراین تمامی کسانی که به احکام عقل و فطرت خویش و احکام ادیان توحیدی خود (مثل مسیحیان و یهودیان) که مورد تایید اسلام است، بی توجهی میکنند گناهکارند و در صورت توبه نکردن مشمول عذاب خواهند بود.

    پس اینگونه نیست که همه کسانی که در کشورهای خارجی به عیش و نوش میپردازند معذور باشند بلکه تنها و تنها وقتی میتوان از معذور بودن سخن گفت که در رسیدن به حق و حقیقت کوتاهی نشده باشد.

    کسی که پیام ادیان الهی را میشنود اما در صدد تحقیق درباره آن برنمی آید تنها زمانی معذور است که این بی توجهی از دنیاپرستی و لجاجت ناشی نشده باشد.

    با این نکته روشن میشود این عبارت شما که:

    «چرا بايد به سراغ ياد گيري مسائل ديني بريم و خودمون رو بدبخت و بيچاره و محدود کنيم»

    یک تصور باطل و بی اساس است.

    اینک به تفصیل درباره سرنوشت اخروی کسانی که در برابر حق و حقیقت (اسلام به معنای واقعی کلمه) موضع غلط را گزینش کرده اند سخن میگوییم:

    افرادی که مسیر حق و حقیقت را انتخاب نکرده اند دو گروه عمده را تشکیل میدهند:

    1. آنها که انتخاب نادرستشان از باب تقصیر است نه قصور یعنی عامدانه و آگاهانه و از روی عناد و لجاجت با حق و حقیقت و به انگیزه دنیاپرستی به این سمت متمایل شده اند.

    این دسته جهنمی خواهند بود.

    2. افرادی که انتخاب نادرستشان، از باب قصور است نه تقصیر یعنی از عمد و آگاهی و عناد و لجاجت و دنیاپرستی نیست و چنانچه حق به آنها عرضه شود و به آن پی ببرند در برابرش تسلیم خواهند بود.

    این گروه خود به دو دسته تقسیم میشوند:

    1. پیرو یکی از ادیان توحیدی هستند:

    این گروه:

    - بابت اعمال نیکشان (یعنی اعمالی که عقل و فطرت آنها یا دین انتخابی ایشان به نیکی اش حکم کرده و مورد تایید اسلام هم است) استحقاق ورود به بهشت را دارند البته اگر عملشان برای خدا باشد (یعنی علاوه بر حسن فعلی، حسن فاعلی را نیز دارا باشد)

    - و بابت اعمال زشتشان (یعنی اعمالی که عقل و فطرت آنها یا دین انتخابی ایشان به زشتی اش حکم کرده و مورد تایید اسلام هم است) استحقاق جهنم را دارند

    - و درباره ترک تکالیف اختصاصی اسلام نه استحقاق بهشت را دارند و نه جهنم را.

    2. پیرو هیچ یک از ادیان توحیدی نیستند:

    این گروه:

    - بابت اعمال نیکشان (یعنی اعمالی که عقل و فطرت آنها به نیکی اش حکم کرده و مورد تایید اسلام هم است) استحقاق ورود به بهشت را ندارند (زیرا بهشت مشروط به ایمان به توحید و معاد است) اما در همین دنیا یا آخرت معادل کار نیکشان به نوعی به آنها داده خواهد شد

    - و بابت اعمال زشتشان (یعنی اعمالی که عقل و فطرت آنها به زشتی اش حکم کرده و اسلام نیز بر زشتی آن مهر زده است) استحقاق دوزخ را دارند

    - و درباره ترک تکالیف اختصاصی اسلام نه استحقاق بهشت را دارند و نه جهنم را.

    نکته ای که باقی میماند درباره آن دسته از پیروان ادیان توحیدی غیر از اسلام است که استحقاق ورود به بهشت را دارند؛ ‌سوال این است که آیا میان این گروه و مسلمانان که موظف به انجام تکالیف اختصاصی اسلامند رعایت عدالت میشود؟

    در پاسخ میگوییم: عدالت وقتی رعایت نشده که جزا تناسبی با عمل نداشته باشد اما اگر جزا متناسب با عمل باشد بی عدالتی ای رخ نداده است.

    یک مسیحی که در این دنیا از قید و بند احکام اختصاصی اسلام رهاست طبعا از آثار و برکات دنیوی و اخروی عمل به این احکام نیز محروم است و یک مسلمان که در قید و بند این احکام است طبعا از آثار عمل به این احکام نیز برخوردار میشود.

    اینکه بگوییم:

    مبلغان اسلامی نباید مردم را از اسلام و احکام آن مطلع کنند زیرا چه بسا فردی بخواهد به ثواب کمتر و درجه پایینتری از بهشت برسد؛

    از دو جهت نادرست است:

    1. تبلیغ دین، تخییری نیست یعنی اینطور نیست که یک مبلغ به دلخواه خود دین را به فردی عرضه کند اما به فردی دیگر عرضه نکند.

    2. وصول به درجه و ثواب پایینتر برای این فرد نیز تخییری نیست یعنی مثلا این فرد را مخیر کنند میان بهشت پایین و بهشت بالا و فرد بهشت پایین را انتخاب کند تا آزادی عمل بیشتری در این دنیا داشته باشد! خیر؛ بلکه بهشتی شدن این فرد مشروط به قصور است و قصور همانطور که از نامش پیداست امری است که فاقد تعمد و آگاهی فرد باشد و الا میشود تقصیر. (جداً توصیه میکنیم این منبع را مطالعه کنید: مجموعه ‏آثاراستاد شهيد مطهرى، ج‏1، ص: 267)

    ضمنا لذتهایی که اسلام مجاز شمرده و نیز راهکاری که اسلام درباره چگونگی عمل به تکالیف دینی مشخص نموده نه تنها مخل به آسایش زندگی دنیوی نیست بلکه زمینه را برای بهره مندی از یک زندگی دنیوی شاد و سالم مهیا میکند؛ البته حساب افراد وسواسی و یا رسم و رسوم عرفی را باید از دین و دستورهای آن جدا نمود.

    اسلام لذت جنسی، لذت خوردن و آشامیدن، لذت شادی و لذت خودآرایی را نفی نکرده است اما در شیوه بهره مندی از این لذتها محدودیتهایی را اعمال نموده تا مخل به لذتهای عالیتر انسان نشود.

    کسانی که مرتکب زنا میشوند میتوانند از ظرفیتهایی که دین مشخص کرده استفاده نمایند و لذت جنسی خود را از مسیر حلال تجربه کنند. (فراموش نکنیم اگر در اینباره با محدودیتهای رسم و رسوم متعارف مواجه میشویم نباید آنرا به حساب دین و اسلام گذاشت)

    کسانی که از نوشیدن شراب لذت بردن از طعم آن یا سرخوشی و دیگر آثار مفید آن را طالبند میتوانند از نوشیدنیهای حلال و امثال آن که همان مزایا را دارد بهره ببرند

    کسانی که از رقص حس شادی یا تناسب اندام یا تهییج شهوت را خواستارند میتوانند از امور حلالی که همین مزایا را به دنبال دارد بهره ببرند

    خلاصه کلام اینکه کسانی که از قید و بندهای دینی کوهی برای خود ساخته اند اغلب معادلهای حلال و راهکارهای دینی برون رفت از سختی تن دادن به این قید و بندها را نمیدانند نه اینکه دین آنها را در چالش قرار داده باشد. اگر شما احساس میکنید احکام اسلامی مایه سلب آسایش و گرفتاریتان شده این بازمیگردد به اطلاعات ناکافی و یا وسواس و امثال آن. ضمن اینکه لذت را در لذت دنیا خلاصه کرده اید در حالیکه لذتجویی انسان همچون خود او ابدی است و وقتی میخواهیم از لذت انسان سخن بگوییم باید مجموع عوامل لذتبخش را در نظر بگیریم.

    پیرو همین نکته عرض میکنیم، پی بردن به حقیقت نعمتهای اخروی و لذتی که در هر یک از این نعمتهاست و نیز آگاهی از تفاوتی که میان هر درجه از بهشت با دیگر درجات است چیزی است که نمیتوان با معیارهای دنیوی آن را سنجید.

    کافی است در آیات قرآن مروری داشته باشید و ببینید وقتی خدا از لذتهای دنیا سخن میگوید چگونه آنها را حقیر میشمرد اما وقتی از نعمتهای اخروی سخن میگوید با چه تعابیر شوق انگیزی از آنها نام میبرد؛ اصولا از نگاه قرآن دنیا بازیچه است و حیات حقیقتی در آخرت است:

    وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ؛ اين زندگى دنيا چيزى جز سرگرمى و بازى نيست و زندگى واقعى سراى آخرت است، اگر مى‏ دانستند. (عنکبوت/64)

    بنابراین معیار ارزشگذاری اعمال در آخرت بسیار متفاوت از معیارهای دنیوی است.

    در پناه حق


  9. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود