جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شرک در ادیان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۵
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شرک در ادیان




    یکی از بند های قرآنی این هستش که الله مشرک عامد رو نخواهد بخشید! سوال اینه چطور ادیان توحید به جز اسلام مثله مسیحیت و یهودیت، دارای مضامین شرک آمیز هستند؟ از تثلیث و خدای یهوه.

    پس یعنی پایبندان به این ادیان مشرک حساب میشند؟! مثلا وقتی یک مسیحی میگه "عیسی پسر خداست" مشرکه و اون دنیا باید تقاص پس بده؟!
    AAAeee

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,614
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    794 پست
    حضور
    118 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8




    با نام و یاد دوست







    شرک در ادیان








    کارشناس بحث: استاد شعیب
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    شرک در ادیان

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    یکی از مسائل قرآنی این است که الله مشرک عامد را نخواهد بخشید! پیروان ادیان دیگر (مسیح و یهود) که قائل به تثلیث و خدای یهوه هستند هم مشرکند و باید در آن دنیا تقاص پس بدهند؟


    پاسخ:
    خداوند متعال درقرآن می فرماید :
    «إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا»؛ بى‏ ترديد خداوند اين (گناه) را كه براى او شريك قرار داده شود نمى‏ آمرزد و غير از آن (يا گناهان فروتر از آن) را براى هر كس كه بخواهد مى‏ آمرزد و هر كه به خدا شرك ورزد حقّا كه گناهى بزرگ را افترا بسته است.(1)
    اما یک مساله که در اینجا هست که آیا اکثر کسانی که معتقد به ادیان دیگر غیر از اسلام هستند عامدا و عالما برای خدا شریک قائل می شوند یا از روی جهل و گمراهی و یا جو اجتماع به اعتقادی در می آورند؟ آیا واقعا به حقیقت آموزه های دین خود که مشرکانه است علم دارند یا نه؟ آیا از تثلیث و مفاهیم آن و این که شرک به خداست چقدر آگاهی دارند؟

    آنچه که به نظر می رسد این است که اکثر پیروان آنها بدون تحقیق و فقط به خاطر جو حاکم بر جامعه و خانواده این تعالیم را پذیرفته اند و آگاهی از محتوای شرک آلود آن ندارند یادم می آید چند سال پیش که برای بازدید یکی از کلیساهای اصفهان رفته بودم از یکی از مسیحیانی که آنجا بود درباره این اقنوم ثلاث یا همان پدر، پسر، روح القدس سوال کردم و این که این ها چه کیفیتی دارند گفت این ها اعتقاد من است و درباره آن حرفی ندارم بعد سراغ آن مسئول کلیسا که لباس خاصی هم پوشیده بود رفتم و سوالم را تکرار کردم و در ادامه گفتم آیا خدای شما یکی است یا سه تاست ؟ گفت یکی است در عین این که سه تاست و سه تاست در عین این که یکی است!!! گفتم چگونه این ممکن است که 3=1 باشد این تناقض است گفت در انجیل ها ما این گونه نوشته اند و ما به آن اعتقاد داریم!!! و حرف دیگری نزد.

    علامه طباطبايي نيز مي گويند:
    "خداوند، جهل به امر دين و هر ممنوعيّت از اقامه شعاير دين را ظلم شمرده است و عفو الهي شامل آن نمي شود؛ اما مستضعفين كه قدرت بر انتقال و تغيير محيط ندارند استثنا شده اند. استثنا به صورتي ذكر شده است كه اختصاص ندارد به اين كه استضعاف به اين صورت باشد. همان طوري كه ممكن است منشأ استضعاف، عدم امكان تغيير محيط باشد، ممكن است به اين جهت باشد كه ذهن انسان متوجه حقيقت نشده است و به اين سبب از حقيقت محروم مانده باشد"(2)
    بلاخره این ها اکثرا عامدا و عالما به خدا شرک نمی ورزند ولی اگر کسی عالما و عامدا به خدا شرک بورزد بدون شک عقاب خواهد شد و در آتش جهنم جاویدانه خواهد بود.
    آیه قرآن درباره کسانی که نمی توانند به عقاید حقه دست پیدا کنند و به قول قرآن استضعاف شده اند می فرماید:
    «إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّئهُمُ الْمَلَئکَةُ ظَالِمِی أَنفُسِهِمْ قَالُواْ فِیمَ کُنتُمْ قَالُواْ کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فیِ الْأَرْضِ قَالُواْ أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتهَُاجِرُواْ فِیهَا فَأُوْلَئکَ مَأْوَئهُمْ جَهَنَّمُ وَ سَاءَتْ مَصِیرًا* إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ لَا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَ لَا یهَْتَدُونَ سَبِیلًا *فَأُوْلَئکَ عَسیَ اللَّهُ أَن یَعْفُوَ عَنهُْمْ وَ کاَنَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا»؛ کسانی که فرشتگان (قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند: «شما در چه حالی بودید؟» گفتند: «ما در سر زمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم. آنها [فرشتگان‏] گفتند: «مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟!» آنها (عذری نداشتند، و) جایگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدی دارند. مگر آن دسته از مردان و زنان و کودکانی که براستی تحت فشار قرار گرفته ‏اند (و حقیقتاً مستضعفند) نه چاره‏ ای دارند، و نه راهی (برای نجات از آن محیط آلوده) می‏یابند. امید است خداوند، آنها را مورد عفو قرار دهد و خداوند، عفو کننده و آمرزنده است.(3)

    و در آیه دیگر کار همین گروه را به رحمت حق واگذار شده چنانکه می فرماید: «وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لأَمْرِ اللّهِ إِمّا یُعَذّبَهُمْ و إمّا یَتُوبُ عَلَیْهِمْ واللّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ»؛ و عده ای دیگر کارشان موقوف به فرمان خداست، یا آنان را عذاب می کند و یا توبه آنهارا می پذیرد وخدا دانای سنجیده کار است.(4)

    می توان مستضعفان را در چند گروه خلاصه کرد:
    1. در سرزمینی دیده به جهان بگشایند که امکان آموزش دین صحیح فراهم نباشد.
    2. در سرزمینی زندگی کنند که به خاطر نبودن دانشمند، انجام وظیفه ممکن نباشد.
    3. در خانواده هایی تربیت یابند که آیین موروثی خود را آنچنان محکم و استوار بدانند که تو گویی آن را از سرب ریخته اند که خراش بر نمی دارد، مانند بودایی ها و برهمن‌ها که در شرق آسیا به سر می برند و احتمال نمی دهند که آیین حقی خارج از این محدوده وجود داشته باشد.
    4. انسان های ناتوان از نظر فکری که خود آن نیز قسمی از مستضعفان می باشد.
    و ... .

    حضرت امام خمینی (قدس سره) نیز بیان بسیار مهم و زیبایی در این باره دارد و می فرماید: اکثر کفار، جاهل قاصرند نه مقصر.(5)
    مرحوم شهید آیت الله مطهری نیز می نویسد: ما معمولا وقتی می‌‏گوییم فلان کس مسلمان است یا مسلمان نیست نظر به واقعیت مطلب نداریم. از نظر جغرافیایی، کسانی را که در یک منطقه زندگی می‏‌کنند و به حکم تقلید و وراثت از پدران و مادران، مسلمانند، مسلمان می‏‌نامیم و کسانی دیگر را که در شرایط دیگر زیسته‏‌اند و به حکم تقلید از پدران و مادران، وابسته به دینی دیگر هستند، یا اصلا بی‏‌دینند، غیر مسلمان می‏‌نامیم.
    باید دانست این جهت ارزش زیادی ندارد، نه در جنبه مسلمان بودن و نه در جنبه نامسلمان بودن و کافر بودن. بسیاری از ماها مسلمان تقلیدی و جغرافیایی هستیم، به این دلیل مسلمان هستیم که پدر و مادرمان مسلمان بوده‏‌اند و در منطقه‏‌ای به دنیا آمده و بزرگ شده‏‌ایم که مردم آن مسلمان بوده‏‌اند. آنچه از نظر واقع با ارزش است اسلام واقعی است و آن این است که شخص قلبا در مقابل حقیقت تسلیم باشد، در دل را به روی حقیقت گشوده باشد تا آنچه که حق است بپذیرد و عمل کند و اسلامی که پذیرفته است بر اساس تحقیق و کاوش از یک طرف، و تسلیم و بی‏‌تعصبی از طرف دیگر باشد. (6)

    اگر کسی دارای صفت تسلیم باشد و به عللی حقیقت اسلام بر او مکتوم مانده باشد و او در این‏باره بی‏‌تقصیر باشد، هرگز خداوند او را معذّب نمی‏‌سازد، او اهل نجات از دوزخ است. خدای متعال می‏‌فرماید: «و ما کنّا معذّبین حتّی نبعث رسولا» ما چنین نیستیم که رسول نفرستاده (حجّت تمام نشده) بشر را معذّب کنیم.
    یعنی محال است که خدای کریم حکیم کسی را که حجت بر او تمام نشده است عذاب کند.
    به نظر حکمای اسلام از قبیل بو علی سینا و صدر المتألّهین شیرازی، اکثریّت مردمی که به حقیقت اعتراف ندارند قاصرند نه مقصّر؛ چنین اشخاصی اگر خداشناس نباشند معذّب نخواهند بود- هر چند به بهشت هم نخواهند رفت- و اگر خداشناس باشند و به معاد اعتقاد داشته باشند و عملی خالص قربة الی اللّه انجام دهند پاداش نیک عمل خویش را خواهند گرفت. تنها کسانی به شقاوت کشیده می‌‏شوند که مقصّر باشند نه قاصر.

    نتیجه:
    پس کسانی که می توانند به حقیقت توحید دست یابند حتی با مهاجرت به سرزمین های توحید باید این کار را بکنند و کسانی که توانایی این کار را ندارند خدا با آنها معامله مستضعفین را می کند و از آنها در می گذرد. اما کسانی که می توانند که با تحقیق به حقیقت برسند و این کار را نمی کنند خدا آنها را در آخرت عذاب می کند.

    _________
    (1) نساء/ 48.
    (2) محمد حسين طباطبائی، الميزان، ج، ص 51، ذيل آيه 100 سوره نساء تحت عنوان "كلام في الاستضعاف"
    (3) نساء/ 97-99.
    (4) توبه/ 106.
    (5) مکاسب محرمه امام خمینی، ص43.
    (6) مجموعه ‏‌آثار استاد شهید مطهری، ج‏1، ص 293

    برای تحقيق بيشتر رجوع كنيد به:
    مرتضی مطهري، عدل الهی، تحت عنوان "عمل خير از غير مسلمان".

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۱۲/۰۳ در ساعت ۲۱:۳۷ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  7. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود