صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: احیای حیاء

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304

    احیای حیاء




    احیای حیاء


    احیای حیاء
    نویسنده

    : محمدعلی هدایتی




    در مسیر یادگیری و آموزش با واژه ها و اصطلاحات زیادی روبرو می شویم که معمولاً به فهم معنای اجمالی آنها بسنده شده است. و خود ما نیز بسبب مؤانست و ارتباط زیاد، از دقت و تأمل در معنای آنها غفلت می کنیم، با آنکه درک عمیق واژه ها در فهم بیشتر دانش مربوط به آن تأثیر فراوان دارد.

    نگارنده بارها این غربت را در معنای واژه ها بویژه در مفاهیم اخلاقی مشاهده کرده است، بدون اینکه بر توضیح راهگشا و جامعی از آنها دسترسی پیدا کند.

    اصطلاحات و عنوان هایی چون: تقوی، ورع، مروت، کرم و سخاوت، تواضع، خشوع، عفت، غیرت، قناعت، توکل، یقین و ده ها واژه دیگر، در صحبت ها و سخنرانی ها و لابلای نوشته ها تکرار می گردد، ولی معنای کامل و دقیق آنها کمتر تبیین می شود. گوینده یا نویسنده بصورت پیش فرض، روشنی و وضوح معنای آنها را از مخاطب خود انتظار داشته و مخاطب هم به همان خطورات ذهنی که ابتداء برایش حاصل می شود، قناعت می کند.

    حیاء و شرم یکی از این اصطلاحات است که علاوه بر کاربرد زیاد در محاورات، جایگاه با اهمیتی در معارف اسلام و موقعیت مؤثری در سعادت انسانها بویژه در زندگی امروز و جوامع کنونی ما دارد. با این وجود، تاکنون تبیین دقیق و تشریح جامعی از آن توسط متخصصین و اهل تحقیق ارائه نشده است.

    آنچه از نظر گرامی شما می گذرد، مجموعه ای است که در گرد آوری آن کوشش شده تا با ارائه معنای روشنی از حیاء، به کنکاش در مفهوم دقیق آن پرداخته شود و همچنین برخی از آثار و اسباب و علل و نیز نمونه هایی از آن بیان گردد؛ به امید آنکه قدری از کاستی و کمبود علمی و عملی آن جبران شود و با همت محققان و شایستگان این راه، چنین پژوهش هایی روز به روز گسترش یابد و افق های تازه تری در قلمرو معارف و مباحث دینی و اخلاقی پدیدار شود. انشاء الله

    قبل از ورد، بیان چند نکهت را درباره این نوشته لازم می دانم:




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    لف) مخاطب این مجموعه همه کسانی هستند که تشنه یافتن معارف دین از سرچشمه زلال و ناب قرآن و عترتند. این نوشتار به برخی از پرسشها درباره معنا و مفهوم حیاء و نیز ضرورت و جایگاه مهم آن پاسخ می دهد. لکن سعی شده است از قلم فرسایی و تشریح زیاد خودداری شود و بیشتر شبیه یک موسوعه و مجموعه روایی ارائه گردد؛ گرچه بجاست که بسیاری از مطالب آن بنحو مستوفی و مشروح تبیین شود.

    ب) پایه این پژوهش، آیات و روایات است، احادیثی که برای نگارش آن ملاحضه و گرد آوری شده، بیش از این مقدار است ولی بجهت اختصار، از میان آنها حدود 580 روایات انتخاب و در این مجموعه آورده شده است.

    البته در موارد متعددی بخصوص در پاورقی ها تنها به مضمون روایات اشاره شده و به همین جهت از شماره گذاری آنها صرف نظر شده است.

    ج) در انتخاب احادیث، سند آنها مورد توجه قرار نگرفته است، ولی غالباً بر منابع و مستندها قیم اعتماد شده و صحت بسیاری از آن احادیث از راه روایات فراوان و مشابه دیگر و رجوع به مذاق شرع مقدس و تأیید عقل سلیم قابل احراز است.

    د) در بیان احادیث گاهی بجهت تناسب با موضوع این تألیف، به بخشی از روایات اکتفا شده است. این تقطیع معمولاً در متن عربی نمایان است ولی در ترجمه از نشانه گذاری آن صرف نظر شده است.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    ه) از موسوعه ها و مجموعه های روایی بسیاری در این نوشته استفاده شده است - که اجر و پاداش نیکو برگرداورندگان آنها باد! - لکن در تمامی احادیث - جز در دو سه مورد - به مرجع و مستند اصلی مراجعه شد و حدیث از همان منبع نخست نقل شده است.

    و) ذیل هر حدیث، مدرک و مأخذ آن آمده است و چون در جستجوی روایات کمتر از تسهیلات رایانه ای استفاده شده، و همچنین برای اختصار، غالباً به ذکر یک منبع بسنده شده است ولی گاهی با کلمه «نیز» مآخذ دیگری جهت مراجعه و تحقیق، در ادامه همان آدرس یا در پاورقی، آورده شده است که البته ممکن است در لفظ، با حدیث ذکر شده مختلف باشد.

    ز) در ترجمه آیات و روایات دقت شده است با حفظ امانت و معنای مقصود، محاسن کلام بصورتی روان به زیان فارسی برگردانده شود.

    ح) در ابتدای متن عربی احادیث نام مبارک معصومین(ع) بنحوی که برای فارسی زبانان واضح باشد، ذکر شده و دیگر در ترجمه تکرار نشده است.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    در پایان، به کمی بضاعت علمی لازم در ارائه این اثر اعتراف و بر نقصان و کاستی آن اذعان دارم 7 لکن امیدوارم و مشتاقم که اهل نظر و بینش منت گذاشته، از روی بزرگواری، نگارنده را از ارشاد و راهنمایی خود بهره مند سازند و نقد و نظر و پیشنهاد خود را به نشانه ناشر برایم ارسال دارند.

    قم مقدس - حوزه علمیه
    محمد علی هدایتی
    15 اردیبهشت 1381 - 12 صفر 1423


    1 - قال رسول اللَّه (ص) لعبد الرحمن ین عوف: و لو کان الحیاء صورة لکان الحسن(ع)

    مائة منقبة: ص 136


    اگر حیاء شکل و قالبی داشت، همانا وجود حضرت امام حسین(ه) بود.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    بخش اول : شناخت حیاء

    در این بخش ابتدا ریشه لغوی حیاء در زبان عربی مورد بررسی قرار می گیرد؛ سپس در اصطلاح، تعریف جامعی را برای آن جستجو کرده و بعد به شرح بعضی از ویژگیهای حیاء می پردازیم:

    فصل اول: لغت حیاء

    در فارسی به آن شرم و آزرم گویند و نفی آن را با پیشوند بی بیان می کنند. و در عربی حیاء گفته می شود و مقابل آن وقاحت است.

    حیاء در لغت، مصدر حیی است. این فارس می گوید: از ماده ح ی ی دو معنا گرفته شده است، یکی حیاة است که مقابل موت است و دیگری حیاء است که مخالف وقاحت است.(1)

    برخی سعی نموده اند این دو معنا را بهم برگردانند. در این جا به بعضی از وجوهی که برای ربط بین این دو معنا گفته شده است و بعضاً برخلاف هم می باشد، اشاره می کنید:

    الف) الحیاء مشتق من الحیاة؛ و من ذلک ایضا: الحیاء للمطر؛ لکنه مقصور. و علی حسب حیاة القلب یکون فیه قوه خلق الحیاء، و قله الحیاء من موت القلب و الروح. فکلما کان القلب احیا کان الحیاء اتم.(2)

    ب) الحیاء - هنا- بالمد، و اما بالقصر فهو بمعنی المطر، و کلاهما ماخوذ من الحیاة، لان احدهما فیه حیاة الارض و الاخر فیه حیاة القلب.(3)

    ج) اشتقاقه من الحیاة؛ یقال: حیی الرجل کما یقال: نسی وحشی و شظی الفرس اذا اعتلت هذه العضا. جعل الحیی لما یعتریه من النکسار و التغیر؛ منتکس القوه، منقص الحیاه کما قالوا:هلک فلان حیاء من کذا و مات حیاء(4)

    د) اما الستحیاء، فمرجعه الی حفظ النفس عن الضعف النقص، و البعد عن العیب و الشین، و ما یسوه، و طلب السلامه و مطلق الحیاةص(5)

    ه) اصل الاستحا من الحیاة. و استحیا الرجل من قوه الحیاه فیه، لشده علمه بمواقع العیب. فالحیا من قوه الحس و لطفه و قوه الحیاه.(6)


    در زبان عربی حیا بر این وزن ها استعمال می شود: حیی حایا احیی استحیا. لکن بیشتر از باب استفعال است و به دو زبان هم وارد شده است: یکی به لغت تمیم، که با یک یا است: استحی الرجل و یستحی. و دیگری لغت حجاز که با دو یا است: استحیی الرجل و یستحیی. و در قرآن کریم هم به همین لغت دوم آمده است.(7)

    و نیز در معنای فاعلی با این وزن بکار رفته است: حی مستحی مستح؛ رجل حیی و حئی و امراه حییه.

    همانطور که با اشاره گذشت، لغت حیا در معنای مورد نظر، همیشه ممدود نوشته و خوانده می شود و قصر آن: حیا غلط است.(8) گر چه در فارسی گاهی به قصر نیز استعمال شده است.(9)



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    فصل دوم: تعریف حیاء

    گفتار یکم: برداشت های متفاوت از حیاء


    شرم و حیاء را در کتب گوناگونی مثل لغت، اخلاق، سیره، حدیث و تفسیر تعریف کرده اند. برای بدست آوردن تعریفی دقیق و سپس تامل در ویژگیها و حقیقت آن، ابتدا به بعضی از تعریفها و توضیحاتی که در این باره گفته شده است نظر می کنیم:

    الف) انقباض و انزوا، احتشام، بازگشت و توبه، خجالت، کم رویی، رودروایستی.(10)
    ب) حیرت و وحشتی که در آدمی پیدا می شود، از آگاه شدن دیگری بر عیب یا نقص او.(11)
    ج) مهارت در نگهداری خویشتن در اجتماع بصورت شایسته و متواضع و خوددار و متحمل.(12)
    د) حیا انحصار نفس است از خوف صدور و قبایح از او، و تا ندر طینت او شعور به رذیلت نقصان و فضیلت کمال و وجوب هرب از آن و طلب این مرکوز نباشد این معنا در او پیدا نگردد.(13)

    ه) انقباض النفس عن القبایح و ترکه لذلک.(14)
    و) الانقباض عن الشی و الامتناع منه خوفا من موافعه القبیح.(15)
    ز) هو خوف الانسان من تفصیر یقع به عند من هو افضل منه؛ فی شی او فی کل شی.(16)
    ح) هو الانفباض و الانزوا عن القبیح، مخافه الذم.(17)
    ط) ملکه للنفس، توجب انقباضها عن القبیح و انزجارها عن خلاف الاداب، خوفا من اللوم.(18)
    ی) هو امتناع من الفعل، مخافه ان یعاب علیه؛ مع الفکر فی وجدان ما لایسلم به من العیب، فلا یجده.(19)
    ک) تغیر و انکسار یعتری الانسان من خوف ما یعاب به. و قال الجرجانی: هو انقباض النقس من شی و ترکه حذرا عن اللوم فیه. و قال المناوی: انقباض النفس عم عاده انبساطها فی ظاهر البدن، لمواجهه ما تراه نقصا، حیث یتعذر علیها الفرار بالبدن.(20)
    ل) هو انقباض النفس عما لا یلائم خطه الشرف، من الناحیه الدینیه او الانسانیه.(21)
    م) ان الحیاء انفعال النفس و تالمها من النقص و القبیح بالغریزه الفضلی، غریزه حب الکمال، فهو کمال لها، خلافا لاولی الوقاحه الذین یعدونه ضعفا و نقصا.(22)
    ن) خلق یبعث علی تجنب القبیح و یحیض علی ارتکاب الحسن و یمنع من التقصیر فی حق ذوی الحق. .(23)
    س) هو انحصار النفس خوف اتیان القبائح و الحذر من الذم و السب الصادق.(24)(25)



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    گفتار دوم: ژرفای حیاء و تعریف مختار

    تعریف های فوق برای تاثیر و واکنش حیاء در انسان نشانه های گوناگونی را بیان داشتند: گرفتگی و بستگی نفس، تنگ شدن، بهم رفتن و جمع شدن آن، عقب نشینی و کناره گیری، دگرگونی و دردمندی و شکستگی نفس، ترس و حیرت، و... همانگونه از ظاهر تعریف ها استفاده می شود، این حالات را می توان از جهت منطقی جنس تعریف در نظر گرفت.

    و نیز در بیان سبب حیاء و منشأ حالات فوق، این اختلاف دیده می شود: آگاه شدن دیگران بر عیب یا نقص او، ترس از مذمت، ملامت یا عیب گیری دیگران، کوتاهی کردن نسبت به برتر یا صاحب حق، بدی و زشتی و نقص، ناسازگاری با شرافت دینی یا انسانی و یا طبیعت کمال خواه آدمی و... که باز می توان این عوامل را بعنوان فصل تعریف قرار داد.

    حیاء یک صفت ذاتی، نهادی و یک پدیده فطری در انسان است. و چنان در وی، رسوخ دارد و همیشگی است که از آن به خلق و ملکه تعبیر شده است.(26)

    2- عن امیرالمومنین:

    السخا و الحیاء افضل الخلق.

    غرر الحکم: 156/2.
    بخشندگی و شرم، برترین خوی هاست.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    حیا حالتی است در انسان، برخاسته از شرافت، عزت و عظمت و کمال سرشت او، که حتی در حال غفلت و لاشعوری هم عمل می کند.

    بنابراین عامل اصلی در تغییر و انقباض و انبساط حیاء، جایگاه انسانیت و شررف و عزت او یا مهانت و ضعف نفس است.

    ترس از آشکار شدن عیب و نقص، خوف سرزنش و عیب گیری و مانند آن را گر چه بتوان از آثار حیاء دانست، ولی معرف واقعی حیاء نمی باشد. بله، حیاء صاحب خود را از ارتکاب نقص ها و زشتی ها و بدی ها منع می کند؛ حریم و مرز و صیانت ایجاد می کند؛ او را از اظهار و نمایش باز می دارد و به پوشاندن متمایل می سازد؛ وی را به تحمل آداب و اوصاف پسندیده خصوصاً در جمع وا می دارد و تخلف از خوبی ها را برای او سخت و مایه ذلت و خواری می گردند. همانند یک صافی زشتی ها و نقص ها را به بیرون کنترل می کند و موجبات ملامت و سرزنش و عیب گیری را دور می سازد.

    حیاء در نهاد آدمی، نسبت به خوبی فضائل و بدی رذائل حساسیت ایجاد می کند. منکرات را در نزد او منفور و ناپسند و وی را بر کمالات و مظاهر آن ترغیب می کند. حیاء باعث می شود که انسان حقوق و مرتبه هر کسی را رعایت کند و قدر هر صاحبت فضیلتی را بداند... اما اینها همه از آثار و نتایج حیاء بحساب می آید.



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    تعریف حیاء:

    صفتی است نهادی در انسان، برگرفته و متناسب با عزت و شرافت او، که در برابر اموری که به سبب پستی، زشتی، حقارت یا نقص، منافات با حرمت و عزت او یا طرف مقابل دارد، حالت گرفتگی، جمع شدن و عقب نشینی در نفس ایجاد می کند.

    این حالت انفعال در خیلی موارد همراه خجالت است. خجالت حالت سستی، سرگشتگی و سرگردانی، واماندگی، اضطراب و تحیر را گویند که در اثر شرم پدید می آید.(27)

    چنانچه گاهی هم با نوعی تنش روانی و عضلانی پیوسته است، مثل: سرخ شدن چهره، عرق کردن، تغییر صدا، تشدید ضربان قلب،... پس حیاء به معنای خجالت نیست؛ چنانکه حیاء با پرهیز و حفظ حریم و پوشاندن همراه است، اما از جنس ترس هم نیست.






  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    نکته:


    از آنچه گذشت روشن می شود که عنصر نظارت در حیاء، نقش اساسی ندارد. مراقب و نظاره گری هم که در میان نباشد، حیاء عمل می کند، حتی در حال غفلت از خود هم این صفت کمال فعّال است.

    و نیز ظاهر می شود که حیاء، یک حسّ اجتماعی صرف و یک پدیده مصنوعی و قراردادی نیست، بلکه یک اصل اصیل است و در نهاد و ذات انسان وجود دارد.(28)

    البته همانطور که در بخش سوم از این مجموعه تبیین می شود، تکامل حیاء اکتسابی است: و قد ینطبع الشخص بالمکتسب حتی یصیر کالغزیزی.(29) حیاء ذاتی و فطری برخاسته از شرافت و عزت ذاتی انسان و حیاء اکتسابی معلول تعقّل و درک مقام انسانی است.






صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود