صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مبارزات سیاسی امام هادی (علیه السلام)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,577
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    564 پست
    حضور
    124 روز 5 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    مبارزات سیاسی امام هادی (علیه السلام)




    چهره و عملکرد حکمرانان معاصر

    امام هادی ـ علیه السلام ـ با شش تن از خلفای عباسی، معاصر بود که به ترتیب عبارتند از :

    معتصم (برادر مأمون)؛ واثق (پسر معتصم)؛ متوکل (برادر معتصم)؛ منتصر (پسر متوکل)؛

    مستعین (پسر عموی منتصر) و معتز (پسر متوکل).


    معتصم در سال 218 ه‍ ق با مرگ مأمون به خلافت رسید و تا سال 227 ه‍ ق حکمرانی کرد.

    محمد بن عبد الملک تا پایان عمر وزیر او بود.[1] پس از درگذشت او، فرزندش، «الواثق بالله هارون بن ابی اسحاق»

    ـ که مادرش، کنیزی به نام «قراطین» بود ـ به خلافت دست یافت. او نیز در دوران خلافت خود به سان پدرش به

    ترکها اقتدار فراوان بخشید.[2]

    او در سنگدلی و بی رحمی، رویه مأمون و پدرش را پیش گرفته بود و جان افراد بسیاری را در مسئله حدوث

    یا قدم قرآن گرفت. بسیاری را شکنجه کرد یا به زندان افکند و سرانجام در سال 232 ه‍ ق درگذشت.[3] و

    برادرش «جعفر بن محمد بن هارون»، معروف به «المنتصر بالله» قدرت یافت که «احمد بن ابی داوود» او را

    «المتوکل علی الله» خواند.[4] متوکل بسیار تندخو و بی رحم بود که همگان را با تندی از خود می راند، تا

    اندازه ای که هرگز محبت او به کسی دیده نشد. او می گفت: «حیا موجب شکستگی است و مهربانی،

    زبونی و سخاوت، احمقی است». از این رو همواره همگان از او به بدی و بدنامی یاد می کردند.[5] او در دوران

    خلافت خود جنایت های بسیاری انجام داد. این دوران، سخت ترین روزگار برای شیعیان وعلویان در دوره عباسی،

    بلکه در سراسر تاریخ تشیع به شمار می رود. او کینه وصف ناپذیری از خانواده پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در

    دل داشت و این کینه سبب تجاوز و ستم به شیعیان آنان نیز شد؛ به گونه ای که همگی با به قدرت رسیدن او

    آواره و بی خانمان شدند. در دوران او، امام هادی ـ علیه السلام ـ به سامرا تبعید شد. یکی از اعمال ننگین او،

    ویران کردن مزار مطهر حضرت سید الشهداء ـ علیه السلام ـ در سال 236 ه‍ ق بود که خشم شیعیان را به شدت

    برانگیخت؛ به گونه ای که مردم بغداد؛ در و دیوار و مساجد را از شعار علیه او آکندند و شاعران در هجو او شعرها

    سرودند. زندگی ننگین او در سال 247 ه‍ ق پایان یافت و فرزندش محمد «المنتصر» به قدرت رسید. او بر خلاف

    نیاکان خود به کارهای شایسته رغبت نشان می داد و ستم روا نمی-داشت و به علویان احسان می کرد.




    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,577
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    564 پست
    حضور
    124 روز 5 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    او برادران خود، معتز و مؤید را که در زمان خلافت پدرش، ولایت عهدی پذیرفته بودند، خلع کرد. او در نخستین

    اقدام حکومتی خود، «صالح بن علی» را که از ستمگران و کینه توزان به آل علی ـ علیه السلام ـ بود، از حکمرانی

    مدینه برکنار کرد و «علی بن الحسین» که فردی خوش رفتار با شیعیان بود، به جای او گمارد.

    وی فدک را به فرزندان امام حسن و امام حسین ـ علیهما السلام ـ بازگردانید و آنچه را از ایشان به دست حاکمیت

    ضبط شده بود، به آنان برگرداند. هم چنین اموالی را برای بخشیدن به علویان در مدینه فرستاد و زیارت مرقد مطهر

    ابا عبد الله الحسین ـ علیه السلام ـ را که در زمان متوکل ممنوع بود، آزاد کرد. البته دوران حکومت او به درازا نیانجامید

    و او را پس از شش ماه خلافت، مسموم کردند و به قتل رساندند.[6]

    پس از او، «المستعین احمد بن محمد بن معتصم»، روی کار آمد که سخت شهوت پرست و اسراف کار بود و

    شیوه سخت گیریهای خلفای پیشین را از سر گرفت و فساد و عیاشی فراگیر شد.[7] دوران حکومت او نیز

    چندان به درازا نکشید و در سال 252 ه‍ . ق به دستور معتز در سامرا به قتل رسید.[8] معتز، خونخوار دیگری

    از این طایفه بود که دست خود را به خون امام علی النقی ـ علیه السلام ـ آغشت و وی را به شهادت رساند.



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,577
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    564 پست
    حضور
    124 روز 5 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    اوضاع کلی سیاسی ـ اجتماعی عصر امام علیه السلام

    1. اوضاع داخلی دولت عباسی

    دوران امام هادی ـ علیه السلام ـ ، فاصله انتقال میان دو عصر متفاوت از دوران حکومت عباسیان به حساب

    می آید. در این دوران، پدیده-های بسیاری به چشم می خورد که پیش تر در زمامداری عباسیان دیده نشده

    بود. هیمنه و شکوهی که دستگاه حکومتی در دوره های پیش و خلفای پیشین داشت، از دست رفت و قدرت

    به گویی سرگردان در دست این و آن بدل شده بود. مدیریت ضعیف خلفای این دوره سبب شده بود تا برخی از

    استانداران که از نژادهای غیر عرب بودند، به گونه مستقل حکم رانی کنند. این تفاوت در دوران معتصم با نفوذ

    عناصر ترک، در دستگاه حاکمیت بیشتر شد. فرمانروایی مناطق گسترده ای به «اشناس» و «ایناخ تُرک» وانهاده

    شد. ترکان، بسیار جنگ طلب و خونریز بودند که برای دست یابی به قدرت، از هیچ تلاشی فروگذار نمی کردند.

    پایتخت عباسیان در این دوره از بغداد به سامرا و به مقری برای عصبیت جدید ترکی، بدل گشت. شاید علت اینکه

    خلفای این دوران به عناصر عرب تکیه نکردند، سلب اعتماد از حمایت آنان و نیز ناآرامیهایی بود که در دوران خلفای

    پیشین به بار آورده بودند و شاید علاقه خویشاوندی که بین معتصم و فامیل مادری او بود، وی را به این تصمیم وا داشت.

    از این گذشته، ترکها از توان نظامی بالایی برخوردار بودند و ویژگیهای جسمانی و رفتاری که در جنگها از آنان دیده

    می شد، ای موضوع را تقویت می کرد.

    خلفای جدید، این عصبیت رو به رشد را به خدمت گرفتند تا بتوانند به اهداف خود دست یابند. قدرت یافتن ترکان

    و سپس در دست گرفتن سامرا و محروم ماندن اعراب از فرماندهی و فرمانداری، سبب خشم عربها شد.

    در نتیجه، شورشهای مختلفی بر ضد ترکان در گرفت که از آن قبیل می توان به توطئه «عباس بن مأمون» و

    «عجیف بن عنبه» اشاره کرد.



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,577
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    564 پست
    حضور
    124 روز 5 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    اگر چه قیام آنها به شدت سرکوب شد و تمامی اموالشان ضبط گردید و نامشان نیز از دیوان عطایا حذف شد،

    ولی موج نارضایتی در اعراب و شاهزادگان عرب باقی ماند و در دراز مدت خسارتهای جبران ناپذیری را برای

    عباسیان بر جای گذاشت و رفته رفته سبب تضعیف شدید آنان گردید؛ چه بسا تشکیل حکومت های مستقل

    در گوشه و کنار از همین موضوع ریشه می گرفت.

    این سیاست، مشکلات دیگری را نیز همراه داشت که موجب تضعیف عباسیان می شد، و آن، خطر اقتدار

    بیش از حد ترکان و خلق و خوی بدوی آنان بود. برخی از آنان با به دست آوردن اقتدار بیش از حد در دولت،

    کم کم به فکر جدایی طلبی و استقلال می افتادند.

    آنان با سوء استفاده از قدرت و نفوذ خود در دربار، بر ضد خلفا دست به شورش گسترده ای زدند و فرماندهان

    و فرمانروایان سرزمینهای دیگر را هم به شورش واداشتند که شورش «افشین ترک»، از فرماندهان بلند پایه

    عباسیان، از این دست است.[9]

    از سوی دیگر، جنگ با رومیان[10] به عنوان عامل خارجی، ضعف عباسیان را بیشتر می کرد. ترکان حتی در عزل

    و نصب خلفا نیز دخالت می کردند و در توطئه قتل برخی از آنان نیز شرکت می جستند. اعمال فشار ترکان بر خلفا

    به قدری بود که تنها مشغولیت ذهنی شان را خلاصی از سیطره ترکان تشکیل می داد. ترکان توقعات خود را بالا

    برده بودند و به ناآرامی ها دامن می زدند و به خواسته های مالی خود می افزودند. در این دوران، معتز، بسیار

    ضعیف جلوه کرد و با اظهار ناتوانی در برابر آنان سبب شد ترکان جری شوند و با خلع او از خلافت، برادرش، مؤید

    را به خلافت برسانند. البته معتز، برادرش را مجبور کرد که خود را بر کنار سازد و سپس او را کشت. آنگاه برخی

    از رهبران ترک، مانند «وصیف» و «بُغا» را سرکوب کرد، به این اعتبار که آن دو، مسئول این جنگ خانگی میان او

    و پسر عمویش، مستعین بودند.[11] مستعین با به قدرت رسیدن معتز، به بصره تبعید شد، ولی ترکان که از زنده

    بودن او و احتمال شورش وی می ترسیدند، او را کشتند. روشن است که این دولت بی سر و سامان (با شرحی

    که گذشت)، تهی از هرگونه هیبت و وقار بود و جز کشمکش، آشوب و خواری در این دولت به چشم نمی خورد.

    در این میان، این مردم پا برهنه و نیازمند بودند که در آتش این انتقال قدرتها می سوختند؛ چرا که حکمران جامعه

    اسلامی به سان مرغی دست آموز، گفته های دولتمردان حریص خود را اجرا می کرد.[12]



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,577
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    564 پست
    حضور
    124 روز 5 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121




    2. فساد، خوش گذرانی و ول خرجیهای دربار

    همان گونه که گذشت، خلافت به سان گویی در دست خلفای سست عنصر عباسی در آمده بود که برای

    دست یافتن به آن، از ریختن خون یکدیگر باکی نداشتند. بیشتر وقتشان صرف عیاشی می شد و در

    دار الخلافه اسلامی، بزم شراب می آراستند، لباسهای زربفت می پوشیدند، کاخهای تجملاتی بنا می کردند

    و هزاران کنیز در حرمسرای خود داشتند.

    در نتیجه، از امور زمامداری باز می ماندند. برپایی محافل بزم در دوران متوکل به اوج خود رسیده بود. او مبالغ

    گزافی را صرف مجلس آرایی های شبانه خود می کرد. متوکل بخش گسترده ای از بیت المال را به خوش

    گذرانیهای خود اختصاص داده بود و هیچ زمانی، مخارج و بذل و بخششهای بی حساب و کتاب، به اندازه دوران

    خلافت متوکل نبود.[13]

    آنان برای پر رونق کردن مهمانی های خود، از آوازه خوانها بهره می جستند و آن قدر در این مسیر زیاده روی

    می کردند که بی عفتی در بین مردم کوچه و بازار نیز رخنه کرد.



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,577
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    564 پست
    حضور
    124 روز 5 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121




    3. شکل گیری جنبشهای مخالف با حکومت

    برخوردهای اعتقادی، مناقشه¬های علمی، تبعیضهای قومی، فشارهای اقتصادی و سیاسی و هرج و مرج گرایی

    دولتمردان عباسی، قلمرو آنان را به صحنه درگیریهای مختلف گروه ها و احزاب مبدل ساخت. هر یک از آنان به

    انگیزه ای دست به قیامهای مسلحانه زده و برای دست یابی به اهداف خود، به رویارویی با دستگاه خلافت

    می پرداختند. این جنبشها را از حیث انگیزه دینی یا غیر دینی به دو دسته می توان تقسیم کرد: آشوب های

    با اهداف توسعه طلبانه و فتنه جویانه و نهضت هایی که از سوی علویان به وقوع می پیوست و با انگیزه های

    حق گرایانه انجام می گرفت.

    دوران امام هادی ـ علیه السلام ـ به دلیل آشفتگی فضای سیاسی، مقارن با آشوبها و فتنه گریهای قدرت طلبان

    گردید. آنان با دیدن این آشفتگی، برای دست یابی به اهداف سیاسی خود دست به حرکتهای مختلف می زدند که

    از جمله آنها می توان به شورش کولیها[14]، حرکت مازیار[15]، حرکت بابک خرّم دین[16] و شورش ناراضیان در

    بغداد[17] اشاره نمود.




    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,577
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    564 پست
    حضور
    124 روز 5 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121




    4. خفقان زدگی و ایجاد فضای وحشت

    شیعه، خلافت و رهبری جامعه اسلامی را حق راستین خاندان پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می دانست

    و حکومت های ستمگری را که بر این اریکه تکیه زده بودند، غاصبان این حق می نامید. بر این اساس شیعیان،

    به اندازه توان و شرایط مناسب در برابر حکومت های غاصب قد علم کرده و برای باز پس گیری این حق، دست

    به قیام می¬زدند. تاریخ در موارد بی شماری نشان می دهد که بسیاری از حرکتهای دیگر نیز با پیروی از قیام

    شیعه شکل گرفته است.

    حکمرانان عباسی نیز با آگاهی از این روحیة ستم ستیزی و احیاگری که در شیعیان سراغ داشتند، همواره

    پیشوایان و رهبران آنان، از جمله امام هادی ـ علیه السلام ـ را تحت مراقبت شدید نظامی گرفته و تا جایی که

    در توان داشتند، پیروان آنان را زیر فشار قرار می دادند. نوشته اند:

    «متوکل به خاندان ابو طالب ـ علیه السلام ـ بسیار سخت گیر و بدرفتار بود و با خشونت و تندی بسیار با آنان

    رفتار می کرد. او کینه ای سخت از آنان در دل داشت و همواره به آنان بدگمان بود و آنان را متهم می کرد.

    بدرفتاری او با شیعیان به اندازه¬ای بود که هیچ یک از خلفای عباسی چنین رفتاری با آنان نکرده بودند.[18]

    ترس و وحشتی که از شیعیان و نهضت آنان در دل خلفا بود، به آتش این دشمنی دامن می زد و در میان عباسیان،

    متوکل کینه توزتر از همه به شیعیان بود تا جایی که او خلفای پیشین خود را که بزرگ ترین جنایت پیشگان تاریخ به

    شمار رفته و دست به خون بهترین آفریدگان خدا آغشته بودند، متهم به دوستی و علاقه مندی نسبت به امیر مؤمنان

    علی علیه السلام و فرزندان او می کرد و از این رو، از آنان خشمگین بود.

    متوکل در سال 236 ه‍ ق مرقد مطهر حضرت سید الشهداء ـ علیه السلام ـ را ویران کرد؛ زیرا او آن مرقد تابناک

    را پایگاهی مهم در الهام گرفتن از انقلاب سید الشهداء ـ علیه السلام ـ می دانست. او فرمان داد که مردم در

    عرض سه روز آنجا را از سکنه خالی سازند. از آن پس هر کس را آنجا می یافتند، دستگیر و زندانی می کردند.[19]

    او برای ایجاد تنگنای سیاسی، افرادی را که به دشمنی با آل ابی طالب مشهور بودند، جذب دستگاه حکومتی کرد

    تا بتواند از کینه توزی آنها در پیشبرد اهداف سرکوب گرانه خود بهره جوید. از جمله آنان، «عمر بن فرج رخجی» بود

    که متوکل او را فرماندار مکه و مدینه کرد.

    او بر علویان بسیار سخت گرفت و از ارتباط آنان با دیگر مردم جلوگیری کرد. اگر به او گزارش می رسید که کسی

    به یک علوی کمک کرده، حتی اگر این کمک بسیار ناچیز بود، او را به شدت شکنجه می کرد و جریمه سنگینی

    بر او می بست.

    وضع اقتصادی علویان در نتیجه این فشارها به قدری رقت بار شد که گاه چند علوی تنها با یک لباس زندگی

    می کردند و ناگزیر هنگام نماز، آن را به نوبت پوشیده و نماز می گزاردند.[20] در آن روزگار بر علویان چنان

    سخت میگذشت که از فقر و تنگ دستی و برهنگی مجبور بودند در خانه های خود بمانند و با چرخ ریسی،

    روزگار سپری کنند.[21]

    متوکل، گاه بر نزدیکان خود که با علویان رابطه داشتند، یا به زیارت مرقد امامان آنان می رفتند، به شدت خشم

    می گرفت و آنان را زندانی و دارایی های آنان را مصادره می کرد.[22] این فشارها به قدری شیعیان و علویان را

    در تنگنا و انزوا قرار داد که مردم از ترس جان خود با آنان رابطه برقرار نمی ساختند. «ابراهیم بن مدبّر» روایت

    می کند: «محمد بن صالح حسنی که از علویان بود، نزد من آمد و از من خواست که نزد «عیسی بن موسی»

    بروم و از دخترش خواستگاری کنم. من نزد او رفتم تا واسطه ازدواج محمد با دختر عیسی شوم و از او خواستم

    تا پاسخ او را بدهد، ولی او روی برگرداند و گفت: به خدا سوگند که نمی خواهم خواسته ات را رد کنم که

    هیچ کس را بهتر، بزرگوارتر و مشهورتر از او برای داماد شدن خود نمی¬دانم؛ ولی من از کینه متوکل بر جان

    و مال خویش می ترسم...».[23]



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,577
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    564 پست
    حضور
    124 روز 5 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    نهضت علویان

    روحیه تسلیم ناپذیری علویان در برابر ستم از یک سو و فشار بیش از حد عباسیان بر شیعیان و نسل کشی

    آنها از سوی دیگر، چهره های برجسته و ممتاز علوی را بر آن داشت تا برای احقاق حق امامان خود و پایان دادن

    بر اعمال ننگین دستگاه، دست به قیام بزنند. سردمداران این قیام ها، خود از فرزندان ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ

    و نوادگان آنان بودند که به انگیزه براندازی نظام ستم پیشه عباسی با شعار «الرضا من آل محمد ـ علیهم السلام ـ »

    با شخص برگزیده ای از خاندان پیامبر، قیام خود را آغاز کردند. علت انتخاب این شعار، ابتدا زیر سؤال بردن مشروعیت

    خلافت عباسیان و غاصبانه بودن حکومت آنها و در گام دوم، حفظ جان امامشان که در آن زمان تحت مراقبت نظامی

    قرار داشت، بود؛ زیرا اگر آنها نام شخص خاصی را بر نهضت خود می گذاشتند، ـ که بی شک، آن شخص امام هادی

    ـ علیه السلام ـ بود ـ دستگاه به آسانی با از بین بردن آن فرد، قیام را سرکوب می کرد.



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,577
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    564 پست
    حضور
    124 روز 5 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    اگر چه نهضت علویان پیروزیهایی نسبی به دست آورد، ولی به طور کلی و در سطح کلان به دلایل زیر ناکام ماند.

    1. سرکوب¬گری شدید عباسیان

    بهره¬گیری حکومت عباسی از شیوه¬های سرکوب گرانه و بکار گیری فرماندهان باتجربه در امور نظامی،

    عامل مهمی در شکست قیامهای علویان بود. آنان برای سرکوب علویان از تاکتیک های پیشرفته نظامی،

    اطلاعاتی بهره می بردند و علویان را که تجربه و نیروی چندانی در برابر این شیوه ها نداشتند، وادار به

    شکست می کردند.

    فشار سنگین عباسیان سبب ترس بیش از اندازه مردم برای شرکت در حرکتهای مخالف حاکمیت شده بود؛

    به گونه ای که دوران عباسی، به ویژه متوکل، با سخت گیری کلی بر مردم، به ویژه شیعه شناخته می¬شود.

    شیعه، عنصری خطرناک برای عباسیان به شمار می رفت و آن گونه که گذشت، فشار دستگاه بر شیعیان

    تحمل ناپذیر بود. این وضع سبب شد تا بیشتر شیعیان راه تقیه را پیش گیرند و از ابراز اعتقاد خود دوری گزینند.

    در فضای ترور و اختناقی که عباسیان ایجاد کرده بودند، کسی نمی توانست خود را دوستدار اهل بیت ـ علیهم السلام

    ـ معرفی کند. «صقر بن ابی دُلَف کرخی» در این زمینه می¬گوید:

    «وقتی متوکل، امام هادی ـ علیه السلام ـ را به سامرا تبعید کرد، من بدانجا رفتم تا از وضعیت پیشوای خود آگاهی

    یابم. هنگامی که وارد شدم، «زرافی»، دربان متوکل از من پرسید: چه خبر ای صقر؟ گفتم: خیر و سلامتی. گفت:

    بنشین و برایم از گذشته و آینده بگو. با خود گفتم: عجب اشتباهی کردم که آمدم. پرسید: برای چه آمده¬ای؟

    گفتم: برای امر خیری آمده¬ام. گفت: شاید برای جویا شدن از احوال مولایت آمده¬ای؟! گفتم: مولایم کیست؟

    مولای من امیر المؤمنین (متوکل) است. گفت: بس کن! مولای حقیقی ات را می¬گویم. لازم نیست عقیده ات

    را از من مخفی داری؛ (زیرا من با تو، هم عقیده ام). گفتم: خدای را سپاس.

    گفت: آیا می خواهی او را ببینی؟ گفتم: بله می¬خواهم. آن گاه پس از خارج شدن پیک حکومتی، نزد امام

    رفتیم...».[24]

    خفقان شدید حاکم، سبب می شد تا نیرو و وقت فراوانی برای شناسایی و گردآوری شیعیان زیر بیرق نهضت،

    تلف شود و رهبران نهضت نتوانند از توان واقعی شیعه در رسیدن به اهداف خود بهره برداری کنند.


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,577
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    564 پست
    حضور
    124 روز 5 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121




    2 . نبود همه جانبه¬نگری در عاملان قیام

    یکی از مشکلات اصلی علویان در قیام، نداشتن تیزبینی و تحلیل دقیق از شرایط حاکم وقت بود. فشارهای بیش

    از حد دستگاه، آنان را به شدت برانگیخته بود که در مقابل حاکمیت قد علم کنند و به فشارها پایان دهند. این

    عصبانیت و نارضایتی تا حد بسیاری، ابتکار عمل را از آنان ستانده بود. آنان بدون رایزنی کافی و مشورت با امام،

    خود را آماده حرکت نظامی بر ضد عباسیان می کردند. تنها توجیه آنان از مشاوره نکردن و انجام واکنش سریع،

    مقابله جدی با حکومت زورمدار وقت بود، در صورتی که اگر مشاوره صورت می گرفت و همه جوانب سنجیده

    می شد، شاید قیام علویان پایان مطلوب تری می یافت.

    3. کمبود نیروهای انقلابی

    می توان گفت یکی از مهم ترین عوامل ناکامی و شکست نهضتهای اسلامی در طول تاریخ، نبود یا کمبود نیروهای

    پایبند به اصول و مبانی اسلامی و ارزش های آن است؛ زیرا وجود این افراد در برهه ای که دفاع از کیان و حریم

    اسلام لازم است و علم قیام برافراشته شده، بسیار ضروری است تا قیام به اهداف عالی خود دست یابد. در این

    دوره از تاریخ شیعه نیز این کمبود به چشم می¬خورد و ضربه بزرگی به قیام و کامیابی در اهداف آن وارد ساخت.



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود