صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوال در مورد توسل

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهریور 1395
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    15 در 7 پست
    حضور
    21 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سوال در مورد توسل




    با سلام و خدا قوت ،
    خواهشمند است استناد قرآنی در مورد توسل به پیامبر و یا امام در قرآن بفرمائید ؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر 1390
    نوشته
    2,372
    صلوات
    1
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    سلام سلامتی میاره
    مورد تشکر
    5,938 در 1,958 پست
    حضور
    64 روز 10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    2
    گالری
    5




    با نام و یاد دوست







    سوال در مورد توسل








    کارشناس بحث: استاد میقات


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن 1388
    نوشته
    3,549
    مورد تشکر
    8,626 در 3,092 پست
    حضور
    34 روز 1 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود

    از جمله آیاتی كه به مسئله توسل اشاره دارد، این آیه است:

    «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»؛ ای كسانی كه ایمان آورده‎ اید پرهیزكاری پیشه كنید و وسیله‎ای برای تقرب به خدا، انتخاب نمائید و در راه او جهاد كنید، باشد كه رستگار شوید.(مائده/ 35)

    «وسیله» در آیه فوق، معناى وسيعى دارد و هر كار يا چيزى را كه سبب نزديكى به پيشگاه مقدس پروردگار شود، شامل مى ‏شود؛ مثل ايمان به خدا و پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله)، جهاد، نماز، زكات، روزه، زيارت خانه خدا، صله‏ رحم، انفاق، و نيز شفاعت پيامبران و امامان و بندگان صالح و پيروى از آن ها و حتى سوگند دادن خدا به مقام پيامبران و امامان و صالحان كه نشانه‏ علاقه به آنهاست، جزء مفهوم وسيع «وسيله» است؛ چرا كه همه‏ اين امور باعث تقرب و نزديكى به خداست.

    از آيات ديگر قرآن نيز به خوبى استفاده مي شود كه وسيله قرار دادن مقام انسان صالحى در پيشگاه خدا و طلب چيزى از خداوند به خاطر او، به هيچ وجه ممنوع نيست و منافات با توحيد ندارد، از جمله:

    «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً»؛ اگر آن ها هنگامى كه به خويشتن ستم كردند (و مرتكب گناهى شدند) به سراغ تو مى ‏آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش مى‏ كردند و تو نيز براى آن ها طلب عفو مى ‏كردى، خدا را توبه‏ پذير و رحيم مى ‏يافتند.(نساء/ 64)

    آیه دیگر؛ برادران يوسف از پدر تقاضا كردند كه در پيشگاه خداوند براى آن ها استغفار كند و يعقوب نيز اين تقاضا را پذيرفت:

    «قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئين‏»؛ گفتند: پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، كه ما خطاكار بوديم‏.(یوسف/ 97)

    آیه ای دیگر؛ موضوع استغفار حضرت ابراهيم (علیه السلام) در مورد پدرشان است كه تاثير دعاى پيامبران را در باره ديگران تاييد مى ‏كند:

    «وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهيمَ لِأَبيهِ إِلاَّ عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهيمَ لَأَوَّاهٌ حَليمٌ»؛ و استغفار ابراهيم براى پدرش [عمويش آزر]، فقط بخاطر وعده ‏اى بود كه به او داده بود (تا وى را بسوى ايمان جذب كند)؛ امّا هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خداست، از او بيزارى جست؛ به يقين، ابراهيم مهربان و بردبار بود.(توبه/ 114)

    آیات دیگری نیز هست ولی همین مقدار برای موجّه و مقبول بودن توسل از نظر قرآن، کفایت کند.

    از آن جا که در توسل، به وسیله، نگاه استقلالی وجود ندارد و به هر واسطه ای توسل می شود، در راستای تقاضا و درخواست از خداوند متعال است و همه چیز متوقف به اراده الهی است؛ با اصل توحید، هیچ منافاتی ندارد.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهریور 1395
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    15 در 7 پست
    حضور
    21 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب آقای میقات عزیز ،
    باتشکر از پاسخگویی جنابعالی و پوزش از اینکه نتوانستم زودتر به آن دست پیدا کنم با اجازه چند مطلب را عرض میکنم :
    1- در مورد آیه 35 سوره مائده که فرمودید و در بحث توسل بیشترین استناد به این آیه میشود بنده هم متوسل به خطبه 109 حضرت امیرالمومنین میشوم که عینا" بشرح زیر میباشد:

    خطبه : 109
    و من خطبة له ع
    إِنَّ اءَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى الْإِيمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ، وَالْجِهَادُ فِي سَبِيلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ الْإِسْلاَمِ، وَ كَلِمَةُ الْإِخْلاَصِ فَإِنَّهَا الْفِطْرَةُ، وَ إِقَامُ الصَّلاَةِ فَإِنَّهَا الْمِلَّةُ، وَ إِيتَاءُ الزَّكَاةِ فَإِنَّهَا فَرِيضَةٌ وَاجِبَةٌ، وَصَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ مِنَ الْعِقَابِ، وَ حَجُّ الْبَيْتِ وَ اعْتِمَارُهُ فَإِنَّهُمَا يَنْفِيَانِ الْفَقْرَ وَيَرْحَضَانِ الذَّنْبَ، وَ صِلَةُ الرَّحِمِ فَإِنَّهَا مَثْرَاةٌ فِي الْمَالِ وَ مَنْسَاءَةٌ فِي الْاءَجَلِ، وَ صَدَقَةُ السِّرِّ فَإِنَّهَا تُكَفِّرُ الْخَطِيئَةَ، وَ صَدَقَةُ الْعَلاَنِيَةِ فَإِنَّهَا تَدْفَعُ مِيتَةَ السُّوءِ، وَ صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ فَإِنَّهَا تَقِي مَصَارِعَ الْهَوَانِ.


    اءَفِيضُوا فِي ذِكْرِ اللَّهِ فَإِنَّهُ اءَحْسَنُ الذِّكْرِ، وَارْغَبُوا فِيمَا وَعَدَ الْمُتَّقِينَ فَإِنَّ وَعْدَهُ اءَصْدَقُ الْوَعْدِ، وَاقْتَدُوا بِهَدْيِ نَبِيِّكُمْ فَإِنَّهُ اءَفْضَلُ الْهَدْيِ، وَاسْتَنُّوا بِسُنَّتِهِ فَإِنَّهَا اءَهْدَى السُّنَنِ


    وَ تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ اءَحْسَنُ الْحَدِيثِ، وَ تَفَقَّهُوا فِيهِ فَإِنَّهُ رَبِيعُ الْقُلُوبِ، وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُورِ، وَ اءَحْسِنُوا تِلاَوَتَهُ فَإِنَّهُ اءَنْفَعُ الْقَصَصِ، فَاِنَّ الْعَالِمَ الْعَامِلَ بِغَيْرِ عِلْمِهِ كَالْجَاهِلِ الْحَائِرِ الَّذِي لاَ يَسْتَفِيقُ مِنْ جَهْلِهِ، بَلِ الْحُجَّةُ عَلَيْهِ اءَعْظَمُ، وَالْحَسْرَةُ لَهُ اءَلْزَمُ، وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ اءَلْوَمُ.




    ترجمه :
    خطبه اى از آن حضرت (ع )
    برترين چيزى كه توسّل جويندگان به خداى سبحان ، بدان توسّل مى جويند، ايمان به او و به پيامبر اوست و جهاد است در راه او، زيرا جهاد ركن اعلاى اسلام است . و كلمه توحيد است ، كه در فطرت و جبلت هر انسانى است . و برپاى داشتن نماز است ، كه نشان ملت اسلام است و دادن زكات است ، كه فريضه اى است واجب و روزه ماه رمضان است ، كه نگهدارنده آدمى است از عذاب خداى و حج خانه خداست و به جاى آوردن عمره آن است ، كه فقر را مى زدايند و گناه را مى شويند و صله رحم است ، كه موجب افزايش مال است و واپس افكننده اجل است و صدقه نهان است ، كه خطاها را مى پوشاند و صدقه آشكار است ، كه مرگ ناگهانى را باز دارد و انجام دادن كارهاى نيك است ، كه آدمى را از لغزيدن در خواريها نگه مى دارد.


    خدا را ياد كنيد و بدان شتابيد، كه بهترين يادهاست و به رغبت بخواهيد آنچه را كه پرهيزگاران را وعده داده ، كه وعده اش راست ترين وعده هاست . و از رهنمودهاى پيامبرتان پيروى كنيد، كه نيكوترين رهنمودهاست و به سنّت او رفتار نماييد، كه راهنماينده ترى سنّتهاست و قرآن را بياموزيد، كه بهترين سخن است و آن را نيك بفهميد، كه بهار دلهاست و به پرتو آن شفا جوييد، كه شفاى سينه هاست و نيكو تلاوتش ‍ كنيد كه نافعترين گفتارهاست .


    عالمى كه نه به علم خود عمل كند، جاهل سرگشته اى بيش نيست ، كه از خواب جهل ديده فرا نمى كند. بلكه حجّت بر او قويتر است و شايسته تر است كه حسرت خورد زيرا در نزد خدا سرزنش او افزونتر است

    همانطور که تایید میفرمایید در این کلام موارد عینی توسل نظیر ایمان ، نماز ، توحید و ... آمده است که شما هم اشاره فرمودید اما بسط آن به توسل به افراد ولو بهترین بندگان خدا نظیر پیامبران و ائمه خارج از خطبه و تعمیمی غیر موجه میباشد چرا که در این صورت امام در این خطبه اشاره میفرمودند .
    2-در مورد آیات مبارک نسا/64 ، یوسف 97 و توبه/114 همانطور که دیده میشودهمگی چند خصیصه مشترک دارند اولا" اینکه در مورد موضوع استغفار و توبه میباشند که امری کاملا" معنوی و در ارتباط با خداوند است در حالیکه ما در تمام امور مادی خود نیز متوسل به بزرگان دینی خود می شویم که در قرآن سابقه ندارداگر موردی دارید بفرمایید ؟ ثانیا" آیات فوق همگی اشاره به مقطع زمانی دارند که پیامبر آن قوم در قید حیات بوده اند اگر مورد قابل استناد قرآنی دارید که پس از مرگ بزرگان به آن اشاره شده است بفرمایید؟
    3- همانطور که بهتر از بنده میدانید آیات زیادی از قرآن وجود دارد که به لزوم ارتباط مستقیم مخلوق با پروردگار اشاره میکند که جهت گسترده نشدن موضوع از اشاره به آن خودداری میکنم و به فرصت آتی میسپارم .

    در انتظار پاسخهای قرآنی شما هستم به امید آنکه خداوند بشما و همگی خیر دنیا و آخرت نصیب فرماید ارادتمند محمد امین طه






  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن 1388
    نوشته
    3,549
    مورد تشکر
    8,626 در 3,092 پست
    حضور
    34 روز 1 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد امین طه نمایش پست
    همانطور که تایید میفرمایید در این کلام موارد عینی توسل نظیر ایمان ، نماز ، توحید و ... آمده است که شما هم اشاره فرمودید اما بسط آن به توسل به افراد ولو بهترین بندگان خدا نظیر پیامبران و ائمه خارج از خطبه و تعمیمی غیر موجه میباشد چرا که در این صورت امام در این خطبه اشاره میفرمودند .

    با سلام و درود

    1. موارد اشاره شده در روایت، به عنوان بیان مصداق است و در مقام حصر نیست؛ لذا نمی توان ادعا کرد موارد توسل فقط همین موارد است و نمی توان مصادیق دیگری برای آن برشمرد.

    امام (علیه السلام) در مقام انحصار موارد توسل نیستند بلکه در مقام اشاره به برخی از مصادیق و موارد وسیله هستند. این که امام در مقام انحصار هستند دلیل می خواهد و دلیلی نداریم.

    افزون بر این که روایات در حد تواتر داریم که اصل توسل و نیز توسل به مقام اولیای الهی را مجاز دانسته و سفارش نموده اند.

    لذا منحصر کردن موارد توسل، به موارد اشاره شده در این روایت، دلیل می خواهد و دلیلی نداریم.



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد امین طه نمایش پست
    2-در مورد آیات مبارک نسا/64 ، یوسف 97 و توبه/114 همانطور که دیده میشودهمگی چند خصیصه مشترک دارند اولا" اینکه در مورد موضوع استغفار و توبه میباشند که امری کاملا" معنوی و در ارتباط با خداوند است در حالیکه ما در تمام امور مادی خود نیز متوسل به بزرگان دینی خود می شویم که در قرآن سابقه ندارداگر موردی دارید بفرمایید ؟ ثانیا" آیات فوق همگی اشاره به مقطع زمانی دارند که پیامبر آن قوم در قید حیات بوده اند اگر مورد قابل استناد قرآنی دارید که پس از مرگ بزرگان به آن اشاره شده است بفرمایید؟

    2. اولا: اگر اصل توسل از نظر قرآن جایز و صحیح باشد، تفاوت قائل شدن بین امور مادی و معنوی و اختصاص توسل به امور معنوی، نیازمند دلیل است و دلیلی بر این اختصاص نداریم. و بدون دلیل هم نمی توان چیزی به قرآن و شارع نسبت داد.

    افزون بر این که معنای لغوی «وسیله» هم عام است و به امور خاصی اختصاص ندارد.

    ثانیا: اختصاص دادن به زمان حیات دنیوی، دلیل می خواهد و دلیل نداریم. خصوصا این که می دانیم اولیای الهی، شهداء و ... بعد از مرگ، حیات برزخی دارند، حياتى وسيع تر از عالم دنيا، همان طور كه قرآن در باره شهداء به آن تصريح كرده است و مى‏ فرماید آن ها را مردگان فرض نكنيد آن ها زندگانند:
    «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ‏ في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُون‏»؛ و به آنها كه در راه خدا كشته مى‏ شوند، مرده نگوييد! بلكه آنان زنده‏ اند، ولى شما نمى ‏فهميد.(بقره/ 154)

    در باره اثبات حیات برزخی، آیات و روایات متعددی وجود دارد که در جای خود باید پیگیری شود.



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد امین طه نمایش پست
    3- همانطور که بهتر از بنده میدانید آیات زیادی از قرآن وجود دارد که به لزوم ارتباط مستقیم مخلوق با پروردگار اشاره میکند که جهت گسترده نشدن موضوع از اشاره به آن خودداری میکنم و به فرصت آتی میسپارم .

    3. وقتی خود قرآن وسیله قرار دادن را اجازه می دهد، روشن می شود که توسل و وسیله قرار دادن، در راستای ارتباط با خداوند است، نه در عرض و در مقابل ارتباط با خداوند.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن 1388
    نوشته
    3,549
    مورد تشکر
    8,626 در 3,092 پست
    حضور
    34 روز 1 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در تاپیک دیگری قبلا بطور مفصل در این زمینه گفتگو شده است. بعلت شباهت مباحث، مطالعه آن نیز مفید است:


    الیس الله بکاف عبده


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهریور 1395
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    15 در 7 پست
    حضور
    21 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام و عرض ارادت خدمت استاد میقات عزیز ،
    با تشکر از جوابیه جنابعالی ، بهمان ترتیبی که فرمودید چند مطلب عرض میکنم :

    1- فرمودید که موارد اشاره شده در متن روایت ، تنها اشاره به مصداق بوده است و شمول کلی ندارد البته به نظر بنده نیز اشاره امام به موارد اصلی بوده و قطعا" اگر توسل به پیامبر و ائمه در کلیه امور دارای جایگاه ویژه و بالایی بود (که ما میپنداریم) قطعا" اشاره میشد . از ادامه بحث در این مورد پرهیز میکنم چون به نتیجه ای نخواهد رسید.

    2- همانطور که قبل هم عرض کردم تقاضای بنده این است که تنها یک مثال عینی از قرآن بفرمایید که در یک امر دنیوی به توسل اشاره شده باشد اینکه میفرمایید امور دنیوی و معنوی تفاوت ندارد عرض بنده این است که این تعمیم مستدلی نیست . در مسئله به این مهمی ما قطعا" باید اشاره قرآنی داشته باشیم و اتفاقا" بنده میخواهم علت نسبت دادن به شارع و قرآن را جویا شوم .

    در ضمن تا جایی که بنده اطلاع دارم در مورد معنی وسیله ، چه بصورت خاص و چه عام آن ، وسیله به انسان دارای اختیار و تصمیم تعلق نمیگیرد . همانطور که در متن فرمایش امام هم میبیند تمام موارد مورد اشاره مانند جهاد ، انفاق ، نماز و ... ازجنسی غیر از بشر صاحب اختیار میباشد و ازجنس اعمال میباشد .

    - در مورد حیات برزخی مورد اشاره در آیات قرآن هیچگونه شک و تردیدی نیست ولی در کیفیت عالم برزخ برداشتها کاملا" متفاوت است . شاهد این مدعا آیه معروف " و لاتحسبن الذین قتلوا .... " که اشاره به زنده بودن شهدا در حیاتی دیگر می کند ولی اشاره به روزی خوردن آنان در آن عالم کاملا" مشخص میفرمایید که جنس حیات در کل متفاوت بوده و روزی مربوطه نیز چنین می باشد .
    دلیل ادعای قرآنی شما نسبت به اشراف و اطلاع درگذشتگان از عالم مادی سوال بعدی بنده بود که اشاره فرمودید لطفا" استناد قرآنی بفرمایید ؟

    3- همانطور که عرض شد معنای وسیله موضوع مورد بحث می باشد و گرنه دستور قرآنی فوق بدون شک مورد اطاعت است .

    از اینکه وقت شریفتان را اختصاص دادید کمال تشکر را میکنم .هدف بنده دستیابی به معارف اصیل قرآنی میباشد و بهیچ وجه قصد مباحثات بیهوده را ندارم در نتیجه تقاضای مخلصانه دارم که مبنای صحبت را مستندات قرآنی قرار دهیم و اگر استناد مشخصی وجود ندارد بفرمایید تا به سوال بعدی بپردازیم . باتشکر فراوان ، التماس دعا و طلب عاقبت بخیری همگی


  9. تشكر


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن 1388
    نوشته
    3,549
    مورد تشکر
    8,626 در 3,092 پست
    حضور
    34 روز 1 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد امین طه نمایش پست
    1- فرمودید که موارد اشاره شده در متن روایت ، تنها اشاره به مصداق بوده است و شمول کلی ندارد البته به نظر بنده نیز اشاره امام به موارد اصلی بوده و قطعا" اگر توسل به پیامبر و ائمه در کلیه امور دارای جایگاه ویژه و بالایی بود (که ما میپنداریم) قطعا" اشاره میشد . از ادامه بحث در این مورد پرهیز میکنم چون به نتیجه ای نخواهد رسید.

    با سلام و درود

    1. این که امام در مقام بیان تمام موارد توسل بوده اند، دلیل می خواهد و دلیلی بر اثبات آن نداریم.

    خصوصا که روایات بسیار دیگری از حضرات معصومین (علیهم السلام) بر جواز توسل به ارواح طیبه اولیای الهی داریم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد امین طه نمایش پست
    2- همانطور که قبل هم عرض کردم تقاضای بنده این است که تنها یک مثال عینی از قرآن بفرمایید که در یک امر دنیوی به توسل اشاره شده باشد اینکه میفرمایید امور دنیوی و معنوی تفاوت ندارد عرض بنده این است که این تعمیم مستدلی نیست . در مسئله به این مهمی ما قطعا" باید اشاره قرآنی داشته باشیم و اتفاقا" بنده میخواهم علت نسبت دادن به شارع و قرآن را جویا شوم .

    2. موضوعات زیادی هستند که آیه ای صریح برای آن ها در قرآن نمی توان یافت و یا حداقل انسان غیرمعصوم نمی تواند آن را بفهمد، نمونه واضح آن دو رکعت بودن نماز صبح است. آیه ای نداریم که دو رکعت بودن نماز صبح و ... را بیان فرموده باشد، در عین حال هیچ مسلمانی منکر دو رکعت بودن نماز صبح نیست.

    لذا چنین استدلالی که اگر در قرآن نیست پس قابل قبول نیست، ادعای نادرستی است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد امین طه نمایش پست
    در ضمن تا جایی که بنده اطلاع دارم در مورد معنی وسیله ، چه بصورت خاص و چه عام آن ، وسیله به انسان دارای اختیار و تصمیم تعلق نمیگیرد . همانطور که در متن فرمایش امام هم میبیند تمام موارد مورد اشاره مانند جهاد ، انفاق ، نماز و ... ازجنسی غیر از بشر صاحب اختیار میباشد و ازجنس اعمال میباشد .

    اما معنای لغوی وسیله:
    معنای لغوی وسیله، هر چیزی است که با آن تقرب و نزدیکی می جویند:

    «الْوَسِيلَة» وَ هِىَ مَا يُتَقَرَّبُ بِهِ إِلَى الشَّى‏ءِ.(المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير للرافعى، ج ‏2، ص 660)
    «الوَسِيلَةُ»: ما يتقرَّب به إلى الغير.(الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، ج ‏5، ص 1841)

    همان طور که ملاحظه می فرمایید معنای وسیله، گسترده و عام است و اختصاص به مورد خاصی ندارد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد امین طه نمایش پست
    در مورد حیات برزخی مورد اشاره در آیات قرآن هیچگونه شک و تردیدی نیست ولی در کیفیت عالم برزخ برداشتها کاملا" متفاوت است . شاهد این مدعا آیه معروف " و لاتحسبن الذین قتلوا .... " که اشاره به زنده بودن شهدا در حیاتی دیگر می کند ولی اشاره به روزی خوردن آنان در آن عالم کاملا" مشخص میفرمایید که جنس حیات در کل متفاوت بوده و روزی مربوطه نیز چنین می باشد .
    دلیل ادعای قرآنی شما نسبت به اشراف و اطلاع درگذشتگان از عالم مادی سوال بعدی بنده بود که اشاره فرمودید لطفا" استناد قرآنی بفرمایید ؟

    اما حیات برزخی:
    «أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون‏» را چگونه به خوردن روزی خاص، محدود می کنید؟ مگر قیدی در آیه برای آن آمده است؟ مگر آن روزی، فقط از نوع خوردنی است؟ روزی می تواند معنای عامی داشته باشد.

    هم چنین مگر برای حیات، قید خاصی ذکر شده تا نوع خاصی از حیات را برساند؟

    افزون بر این ها، مسلّم است که رها شدن از عالم ماده و قیود زندگی طبیعی و مادی، حیاتی وسیعتر و گستره تری به دنبال دارد. لذا حیات برزخی حیاتی گسترده تر و وسیع تر از حیات مادی و دنیوی است و کسی که حیات برزخی دارد، به اذن خداوند امکان و اختیارات بیشتری دارد؛ نه این که محدودتر از آن باشد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد امین طه نمایش پست
    3- همانطور که عرض شد معنای وسیله موضوع مورد بحث می باشد و گرنه دستور قرآنی فوق بدون شک مورد اطاعت است .
    3. معنای وسیله هم عرض شد که معنایی عام و گسترده است. هر چیزی که با آن تقرب و نزدیکی بجویند.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهریور 1395
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    15 در 7 پست
    حضور
    21 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ارادت ،
    با تشکر از پاسخگویی ، قبل از نتیجه گیری ، پیرو مطالبی که فرمودید چند مطلب عرض میکنم و قضاوت را به خداوند متعال میسپارم :

    1- در مورد عدم اشاره قرآن کریم به رکعات نماز یومیه ، صد البته چنین است اما برادر عزیزم توجه فرمایید که این مطلب تفاوتی اساسی با مطلب مورد اشاره (توسل ) دارد . بطور کلی اشاره قرآن به شرعیات که عموما" جزء فروع دین محسوب می گردند در حد همان اشارت بوده است و سیره پیامبر و ائمه اطهار تبیین کننده جزییات آن است چه بسا یکی از برکات دین مبین اسلام وجود چنین بزرگانی بود که مشکل گشای کلیه شرعیات تشیع قرارگرفته است . در واقع خداوند (شارع) وظیفه تبیین جزییات شرع مقدس را یه پیامبر و ائمه ما سپرده است چه بسا اهل سنت که در بسیاری از شرعیات به گونه دیگری رفتار می کنند ما قائل به خروج از اسلام نمیدانیم . اما موارد اصلی اصول دین بصورت کامل و با استدلال تمام در قرآن آمده است قرآن سراسر به توحید و معاد و نبوت اشاره دارد و امامت و عدالت نیز از دل آیات استخراج میگردد . بنابراین مثال عدم اشاره قرآن به دو رکعت بودن نماز صبح اختلاف بزرگی با عدم اشاره به مجوز توسل دارد که مستقیما" مرتبط با توحید و شرک دارد . ما در اصول دین مجاز به تقلید و تبعیت نیستیم ولی در شرعیات ، چاره ای غیر از اطاعت از فرامین معصومین نیست .

    2- برادر جان ، در مورد روزیی که شهدا از فضل خدا میخورند بدیهی است که این روزی از جنس دنیوی نیست و مسئله همین است . جهان برزخ رزق و روزی متفاوتی دارند و بنظر عالمی کاملا" مستقل و جدا میرسد .احاطه شهدا و حتی پیامبران به عالم مادی هیچ سندیت قرآنی ندارد وحتی بسیاری بر اساس آیات سوره مائده 117، شهادت حضرت عیسی در روز قیامت را دلیل عدم اطلاع رفتگان از عالم مادی می دانند . بگذریم چون تاپیک مربوطه را فرموده بودید و مطالعه کردم این بحث را دامه نمیدهم و فقط آنرا قانع کننده نمیدانم .
    مطلبی که از آیات و بخصوص آیات در مورد جهان حیات در آخرت و برزخ مستفاد میگردد اشاره به عالمی خارج از درک و فهم بشر میکند که عقل انسان را راهی به آن نیست چراکه بارها و بارها " و ما ادراک " به شخص پیامبر خطاب میشود کسی که کاملترین انسان خلقت بود و تکلیف ما نیز مشخص میشود .

    در پایان با تشکر فراوان از توضیحات و زحمات جنابعالی جمع بندی مختصری از سیر بحثمان میکنم امیدوارم هدایت امام عصر روزیمان گردد و نجات یابیم :

    - بالاترین استدلال ما در بحث توسل ، آیه 35 مائده میباشد که توصیه به " وسیله " جهت تقرب میکند حال لفظ "وسیله " بعنوان مجهولی مطرح میگردد که ما در عالم تشیع بجای آن ارواح ائمه و امامان را هم قرار میدهیم که بسیار بسیار مورد تشکیک است و حتی در کلام امیرالمومنین به آن اشاره نشده است و در نتیجه مجبوریم با لفظی محترمانه عنوان کنیم که کلام امام ناقص است . اگرچه خود میدانیم در دنیای اسلام نمونه ای مشابه کلام امام علی (ع) نداریم که از نظر محتوای و صورت در حد کمال باشد و چنین مطلب مهمی در کلام ایشان مهجور مانده باشد موضوعی که مستقیما" به شبهه شرک و توحید مربوط میباشد .
    مابقی آیات مورد استناد ، مربوط به طلب استغفار و توبه اقوام پیامبران میباشد که در زمان حیات آنان اتفاق افتاده است . ما مجبوریم جهت اثبات استدلال خود به توسل به ارواح پیامبر و ائمه و بزرگان ، بصورت شگفت آوری مطلب قرآنی را بسط و تعمیم دهیم تا مقصود حاصل شود در صورتیکه هیچ توجیه قرآنی برای آن نداریم . ابتدا باید موضوع استغفار و توبه را به تمامی حاجات معنوی و سپس حاجات دنیوی بسط دهیم و سپس قید حیات در آیات را به زنده بودن شهدا در عالم برزخ بسط دهیم در حالیکه اشراف و ارتباط عالم برزخ با عالم دنیایی ما نیز مورد تشکیک جدی است.

    در پایان به آیاتی از قرآن اشاره میکنم که در روز رستاخیز علت گمراهی اقوام را در تبعیت از نیاکان و گذشتگان عنوان کرده و به تفکر دستور میفرماید همان تفکری که هدایت گر ابراهیم گردید . باتشکر و آرزوی هدایت الهی برای همگی


  12. تشكر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن 1388
    نوشته
    3,549
    مورد تشکر
    8,626 در 3,092 پست
    حضور
    34 روز 1 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد امین طه نمایش پست
    1- در مورد عدم اشاره قرآن کریم به رکعات نماز یومیه ، صد البته چنین است اما برادر عزیزم توجه فرمایید که این مطلب تفاوتی اساسی با مطلب مورد اشاره (توسل ) دارد . بطور کلی اشاره قرآن به شرعیات که عموما" جزء فروع دین محسوب می گردند در حد همان اشارت بوده است و سیره پیامبر و ائمه اطهار تبیین کننده جزییات آن است چه بسا یکی از برکات دین مبین اسلام وجود چنین بزرگانی بود که مشکل گشای کلیه شرعیات تشیع قرارگرفته است . در واقع خداوند (شارع) وظیفه تبیین جزییات شرع مقدس را یه پیامبر و ائمه ما سپرده است چه بسا اهل سنت که در بسیاری از شرعیات به گونه دیگری رفتار می کنند ما قائل به خروج از اسلام نمیدانیم . اما موارد اصلی اصول دین بصورت کامل و با استدلال تمام در قرآن آمده است قرآن سراسر به توحید و معاد و نبوت اشاره دارد و امامت و عدالت نیز از دل آیات استخراج میگردد . بنابراین مثال عدم اشاره قرآن به دو رکعت بودن نماز صبح اختلاف بزرگی با عدم اشاره به مجوز توسل دارد که مستقیما" مرتبط با توحید و شرک دارد . ما در اصول دین مجاز به تقلید و تبعیت نیستیم ولی در شرعیات ، چاره ای غیر از اطاعت از فرامین معصومین نیست .

    با سلام و درود

    اصل جواز توسل، در قرآن آمده است و ادله مختلف روایی، تاریخی و سیره متشرعه و ... جزئیات آن را روشن می کند.

    از طرفی همین موضوعات اصلی (اصول دین) این گونه نیست که همه جوانب و جزئیاتش در قرآن آمده باشد بلکه بسیاری از جزئیات و فروعات آن ها بوسیله روایات معصومین (علیهم السلام) تبیین و روشن می شود. لذا اگر در مثال اشکال دارید می توان در زمینه اصول دین، مثال آورد.
    در ظاهر آیات قرآن، تعابیری مانند ید، عرش، کرسی و ... برای خداوند به کار رفته و این روایات است که آن ها را تفسیر و ساحت قدسی الهی را منزه از جسمانیت می کند.

    مهم این است که بدانیم عترت در کنار قرآن و مفسر آن هستند و نمی توان ایشان را از قرآن جدا دانست؛ و در روایات متعدد، توسل به اولیای الهی، تجویز شده است.

    علمی و منطقی نیست که یک روایت را بگیریم و مدعی شویم معصوم در مقام بیان تمام مصادیق توسل بوده اند و سایر روایات را در نظر نگیریم.



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد امین طه نمایش پست
    2- برادر جان ، در مورد روزیی که شهدا از فضل خدا میخورند بدیهی است که این روزی از جنس دنیوی نیست و مسئله همین است . جهان برزخ رزق و روزی متفاوتی دارند و بنظر عالمی کاملا" مستقل و جدا میرسد .احاطه شهدا و حتی پیامبران به عالم مادی هیچ سندیت قرآنی ندارد وحتی بسیاری بر اساس آیات سوره مائده 117، شهادت حضرت عیسی در روز قیامت را دلیل عدم اطلاع رفتگان از عالم مادی می دانند . بگذریم چون تاپیک مربوطه را فرموده بودید و مطالعه کردم این بحث را دامه نمیدهم و فقط آنرا قانع کننده نمیدانم .

    اگر آیات قرآن احاطه پیامبران به عالم مادی را اثبات نمی کند، احاطه نداشتن را هم اثبات نمی کند. لذا نمی توان از نبود یکی، اثبات دیگری را نتیجه گرفت. این علمی و منطقی نیست.

    آیه 117 سوره مبارکه مائده نیز دلیل بر بی اطلاعی حضرت عیسی (علیه السلام) نسبت به عالم دنیا نیست. افزون بر این که قرآن، حضرت عیسی را مقتول و مرده نمی داند.



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد امین طه نمایش پست
    مطلبی که از آیات و بخصوص آیات در مورد جهان حیات در آخرت و برزخ مستفاد میگردد اشاره به عالمی خارج از درک و فهم بشر میکند که عقل انسان را راهی به آن نیست چراکه بارها و بارها " و ما ادراک " به شخص پیامبر خطاب میشود کسی که کاملترین انسان خلقت بود و تکلیف ما نیز مشخص میشود .

    به مطلب کاملا صحیحی اشاره فرمودید. به همین خاطر است که به غیر از سخن حضرات معصومین (علیهم السلام) که به اذن الهی از غیب و عالم ماورای ماده اطلاع دارند، نمی توان سخن دیگری را پذیرفت.
    و روایات معصومین، احاطه اولیای الهی در حیات برزخی را اثبات می کند.
    فراموش نشود که حضرات معصومین، ثقل دیگر قرآن و مفسر حقیقی قرآن هستند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد امین طه نمایش پست
    - بالاترین استدلال ما در بحث توسل ، آیه 35 مائده میباشد که توصیه به " وسیله " جهت تقرب میکند حال لفظ "وسیله " بعنوان مجهولی مطرح میگردد که ما در عالم تشیع بجای آن ارواح ائمه و امامان را هم قرار میدهیم که بسیار بسیار مورد تشکیک است و حتی در کلام امیرالمومنین به آن اشاره نشده است و در نتیجه مجبوریم با لفظی محترمانه عنوان کنیم که کلام امام ناقص است . اگرچه خود میدانیم در دنیای اسلام نمونه ای مشابه کلام امام علی (ع) نداریم که از نظر محتوای و صورت در حد کمال باشد و چنین مطلب مهمی در کلام ایشان مهجور مانده باشد موضوعی که مستقیما" به شبهه شرک و توحید مربوط میباشد .

    توجه فرمایید! کلام امام ناقص نیست بلکه امام در مقام بیان شمارش همه موارد و مصادیق نبوده اند. دلیلش هم وجود روایات دیگر از خود امام علی (علیه السلام) و سایر معصومین در اثبات توسل است.
    لازم به ذکر است، از نظر علمی، بین «در مقامِ بیانِ تمامِ موارد نبودن» و بین «ناقص بودن»، تفاوت هست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد امین طه نمایش پست
    مابقی آیات مورد استناد ، مربوط به طلب استغفار و توبه اقوام پیامبران میباشد که در زمان حیات آنان اتفاق افتاده است . ما مجبوریم جهت اثبات استدلال خود به توسل به ارواح پیامبر و ائمه و بزرگان ، بصورت شگفت آوری مطلب قرآنی را بسط و تعمیم دهیم تا مقصود حاصل شود در صورتیکه هیچ توجیه قرآنی برای آن نداریم . ابتدا باید موضوع استغفار و توبه را به تمامی حاجات معنوی و سپس حاجات دنیوی بسط دهیم و سپس قید حیات در آیات را به زنده بودن شهدا در عالم برزخ بسط دهیم در حالیکه اشراف و ارتباط عالم برزخ با عالم دنیایی ما نیز مورد تشکیک جدی است.

    همان طور که نمی توان آیات قرآن را بدون دلیل تعمیم داد، همان طور هم نمی توان بدون دلیل، محدود کرد و قید زد.
    هر کدام از این ها نیازمند دلیل محکم و معتبر است.

    تعمیمی که شیعه می دهد بر اساس دلیل علمی و معتبر و با توجه به روایات معصومین، سیره و ... است، در حالی که طرف مقابل، این ادله را ندارد و انتظار دارد بدون دلیل، آیات قرآن قید زده شوند.

    قرآن کریم بدون قید و بطور مطلق، به تبعیت از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) دستور می دهد: «ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ‏ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»(حشر/ 7)؛ لذا نمی توان ادعای پیروی از قرآن و پیامبر را داشت ولی فرمایشات و توصیه های موکد و متعدد ایشان در حدیث ثقلین و ... را نادیده گرفت.

    بیراهه رفتن بسیاری از مسلمانان به خاطر عدم پیروی از قرآن و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و به خاطر کنار گذاشتن اهلبیت (علیهم السلام) است، کسانی که به اتفاق شیعه و سنی، مفسران قرآن هستند.



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد امین طه نمایش پست
    در پایان به آیاتی از قرآن اشاره میکنم که در روز رستاخیز علت گمراهی اقوام را در تبعیت از نیاکان و گذشتگان عنوان کرده و به تفکر دستور میفرماید همان تفکری که هدایت گر ابراهیم گردید . باتشکر و آرزوی هدایت الهی برای همگی

    بله، بنده هم آرزوی هدایت الهی برای همگان دارم و امیدوارم مشمول آیات ذیل نشوند:

    «قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ»؛ بگو: از خدا و فرستاده (او)، اطاعت كنيد؛ و اگر روى برتافتند، پس در حقيقت خدا كافران را دوست نمى ‏دارد.(آل عمران/ 32)

    «أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ‏ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ»؛ آيا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ايمان مى ‏آوريد، و به بعضى كافر مى ‏شويد؟!(بقره/ 85)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود