جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سخاوت و بخشندگى امام موسی کاظم (ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,452
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    400 پست
    حضور
    122 روز 3 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    سخاوت و بخشندگى امام موسی کاظم (ع)




    امام عليه السلام به دنيا به چشم هدف نمى‏نگريست و اگر مالى فراهم مى‏آورد دوست مى‏داشت‏با آن

    خدمتى بكند و روح پريشان افسرده ‏اى را آرامش بخشد و گرسنه ‏يى را سير كند و برهنه ‏اى را بپوشاند:


    محمد بن عبد الله بكرى مى‏گويد:از جهت مالى سخت درمانده شده بودم و براى آنكه پولى قرض كنم وارد

    مدينه شدم،اما هر چه اين در و آن در زدم نتيجه نگرفتم و بسيار خسته شدم. با خود گفتم خدمت‏ حضرت

    ابو الحسن موسى بن جعفر-درود خدا بر او-بروم و از روزگار خويش نزد آن بزرگ شكايت كنم.

    پرسان پرسان ايشان را در مزرعه ‏يى در يكى از روستاهاى ‏اطراف مدينه سرگرم كار يافتم.امام براى پذيرايى

    از من نزدم آمدند و با من غذا ميل فرمودند،پس از صرف غذا پرسيدند،با من كارى داشتى؟ماجرا را برايشان

    عرض كردم،امام برخاستند و به اطاقى در كنار مزرعه رفتند و باز گشتند و با خود سيصد دينار طلا (سكه) آوردند

    و به من دادند و من بر مركب خود و بر مركب مراد سوار شدم و باز گشتم.

    عيسى بن محمد كه سنش به نود رسيده بود مى‏گويد:يكسال خربزه و خيار و كدو كاشته بودم،هنگام چيدن

    نزديك مى‏شد كه ملخ تمام محصول را از بين برد و من يكصد و بيست دينار خسارت ديدم.

    در همين ايام،حضرت امام كاظم عليه السلام، (كه گويى مراقب احوال يكايك ما شيعيان مى‏بودند) يكروز

    نزد من آمدند و سلام كردند و حالم را پرسيدند،عرض كردم:ملخ همه‏ى كشت مرا از بين برد.

    پرسيدند:چقدر خسارت ديده‏اى؟

    گفتم:با پول شترها صد و بيست دينار.

    امام عليه السلام يكصد و پنجاه دينار به من دادند.

    عرض كردم:شما كه وجود با بركتى هستيد به مزرعه‏ ى من تشريف بياوريد و دعا كنيد.

    امام آمدند و دعا كردند و فرمودند:

    از پيامبر روايت‏ شده است كه:به باقيمانده ‏هاى ملك ومالى كه به آن لطمه وارد آمده است، بچسبيد.

    من همان زمين را آب دادم و خدا به آن بركت داد و چندان محصول آورد كه به ده هزار فروختم.


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود