جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مناظرات و گفتگوهاى علمى امام موسی کاظم (ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1392
    نوشته
    11,128
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    24,960 در 8,971 پست
    حضور
    97 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    116
    وبلاگ
    8

    مناظرات و گفتگوهاى علمى امام موسی کاظم (ع)




    امامان گرامى ما با دانشى الهى كه داشتند در مورد هر سئوالى كه از آنان مى‏شد،پاسخى درست و كامل

    و در حد فهم پرسش گر،مى‏دادند.و هر كس حتى دشمنان،چون با آنان به احتجاج و گفتگوى علمى

    مى‏ نشست،با اعتراف به عجز خويش و قدرت انديشه‏ ى گسترده و احاطه ‏اى كامل آنان،برمى‏ خاست.


    هارون الرشيد امام كاظم عليه السلام را از مدينه به بغداد آورد و به احتجاج نشست:

    هارون-مى‏خواهم از شما چيزهايى بپرسم كه مدتى است در ذهنم خلجان مى‏كند و تا كنون از كس

    نپرسيده ‏ام،به من گفته ‏اند كه شما هرگز دروغ نمى‏گوييد،جواب مرا درست و است‏بفرماييد!

    امام-اگر من آزادى بيان داشته باشم،تو را از آنچه مى‏دانم در زمينه‏ ى پرسشت آگاه خواهم كرد.

    هارون-در بيان آزاد هستيد،هر چه مى‏خواهيد بفرماييد...

    و اما نخستين پرسش من:چرا شما و مردم،معتقد هستيدكه شما فرزندان ابوطالب از ما فرزندان عباس

    برتريد،در حالي كه ما و شما از تنه‏ ى يك درختيم.

    ابو طالب و عباس هر دو عموهاى پيامبر بودند و از جهت‏ خويشاوندى با پيامبر،با هم فرقى ندارند.

    امام-ما از شما به پيامبر نزديكتريم.

    هارون-چگونه؟

    امام-چون پدر ما ابو طالب با پدر رسول اكرم برادر تنى (پدر و مادر يكى) بودند ولى عباس برادر ناتنى (تنها از سوى

    مادر) بود.

    هارون-پرسش ديگر:چرا شما مدعى هستيد كه از پيامبر ارث هم مى‏بريد،در حاليكه مى ‏دانيم هنگامى كه

    پيامبر رحلت كرد عمويش عباس (پدر ما) زنده بود اما عموى ديگرش ابو طالب (پدر شما) زنده نبود و معلوم است

    كه تا عمو زنده است،ارث به پسر عمو نمى‏رسد.

    امام-آيا آزادى بيان دارم.

    هارون-در آغاز سخن،گفتم داريد.

    امام-امام على بن ابي طالب(ع) مى‏فرمايند:با بودن اولاد،جز پدر و مادر و زن و شوهر،ديگران ارث نمى‏برند

    ،و با بودن اولاد براى عمو نه در قرآن و نه در روايات،ارثى ثابت نشده است.پس آنانكه عمو را در حكم پدر

    مى‏دانند،از پيش خود مى‏گويند و حرفشان مبنايى ندارد (پس با بودن زهرا،فرزند رسول الله (ص) به عموى

    او عباس ارث نمى‏رسد.)

    مضافا آنكه از پيامبر در مورد على-درود خدا بر او-نقل ‏شده است كه:«اقضاكم على‏»،على بهترين قاضى

    شماست و نيز از عمر بن خطاب نقل شده است كه:«على اقضانا»على بهترين قضاوت كننده‏ى ماست.

    و اين جمله،عنوان جامعى است كه براى حضرت على به اثبات رسيده،زيرا همه‏ى دانش هايى كه پيامبر،

    اصحاب خود را با آنها ستوده از قبيل علم قرآن و علم احكام و مطلق علم،همه در مفهوم و معناى قضاوت

    اسلامى،جمع است و وقتى مى‏ گوييم على در قضاوت از همه بالاتر است‏يعنى در همه‏ ى علوم از ديگران

    بالاتر است.

    (پس گفتار على كه مى‏گويد:با بودن اولاد،عمو ارث نمى‏برد،حجت است و بايد آنرا بپذيريم نه گفته‏ى:عمو در

    حكم پدر است را،زيرا به تصريح پيامبر،على از ديگران به احكام دين آشناتر است.)

    هارون پرسش ديگر:

    چرا شما اجازه مى‏دهيد مردم شما را به پيامبر نسبت ‏بدهند و بگويند:فرزندان رسول خدا در صورتي كه شما

    فرزندان على هستيد،زيرا هر كس به پدر خود نسبت داده مى‏شود (نه به مادر) و پيامبر جد مادرى شماست.



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1392
    نوشته
    11,128
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    24,960 در 8,971 پست
    حضور
    97 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    116
    وبلاگ
    8



    امام-اگر پيامبر زنده شده و از دختر تو خواستگارى كند،به او مى‏ دهى؟

    هارون سبحان الله،چرا ندهم،بلكه در آن صورت بر عرب و عجم و قريش،افتخار هم خواهم كرد.

    امام-اما اگر پيامبر زنده شود از دختر من خواستگارى نخواهد كرد و منهم نخواهم داد.

    هارون چرا؟

    امام چون او پدر من است (و لو از طرف مادر) ولى پدر تو نيست.(پس مى ‏توانم خود را فرزند رسول خدا بدانم)

    هارون پس چرا شما خود را ذريه‏ى رسول خدا مى‏دانيد و حال آنكه ذريه از سوى پسر است نه از سوى دختر.

    امام-مرا از پاسخ اين پرسش معاف دار.

    هارون نه،بايد پاسخ بفرماييد و از قرآن دليل بياوريد...

    امام- «...و من ذريته داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون و كذلك نجزى المحسنين و زكريا و

    يحيى و عيسى ...»

    اكنون مى‏ پرسم:عيسى كه در اين آيه ذريه‏ى ابراهيم به شمار آمده،آيا از سوى پدر به او منصوب است ‏يا

    از سوى مادر؟

    هارون-به نص قرآن،عيسى پدر نداشته است.

    امام-پس از سوى مادر،ذريه ناميده شده است،ما نيز از سوى مادرمان فاطمه-درود خدا بر او-ذريه‏ ى پيامبر

    محسوب مى‏شويم.

    آيا آيه‏ى ديگر بخوانم؟

    هارون-بخوانيد!امام-آيه‏ى مباهله را مى‏خوانم: «فمن حاجك فيه من بعد ما جائك من العلم فقل تعالوا ندع

    ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبين
    »

    هيچكس ادعا نكرده است كه پيامبر در مباهله با نصاراى نجران جز على و فاطمه و حسن و حسين،كس

    ديگرى را براى مباهله با خود برده باشد پس مصداق ابنائنا (پسرانمان را) در آيه‏ ى مزبور،حسن و حسين-درودخدا

    بر آن هر دوان-هستند،با اينكه آنها از سوى مادر به پيامبر منسوبند و فرزندان دختر آن گرامى ‏اند.

    هارون-از ما چيزى نمى ‏خواهيد؟

    امام-نه،مى‏ خواهم به خانه‏ ى خويش باز گردم.

    هارون-در اين مورد بايد فكر كنيم...


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود