جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: این سه آیه درمکان های خودشان تفسیر شده اند؟!آیات کامل تری برای تفسیر می شناسید؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    19,867
    صلوات
    8400
    دلنوشته
    51
    دلنوشته
    مورد تشکر
    28,820 در 9,055 پست
    حضور
    81 روز 15 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    وبلاگ
    8

    این سه آیه درمکان های خودشان تفسیر شده اند؟!آیات کامل تری برای تفسیر می شناسید؟!




    سلام به طور اتفاقی در یکی از سایت های اجتماعی این مطلب زیبا را خواندم:

    آفت اول:اگر مبتلا به شهوت شدى
    راه حل :در نمازت تجديد نظر كن حتما دجار سهل انگارى
    در نماز شده اى
    بدليل ايه

    (فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة واتبعوا
    الشهوات...59/مریم،ص309).

    آفت دوم اگر احساس بدبختى وعدم توفيق كردى

    راه حل :در رابطه ات با مادرت تجديد نظر كن
    دليل -ايه
    (وبربوالدتى ولم يجعلنى جبارا شقيا...32/مریم،ص307).

    آفت سوم اگر احساس تنگى وسخت شدن زندگى كردى

    راه حل :رابطه ات با قران درست كن
    دليل -ايه
    (ومن اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكا...124/طه،ص320).

    این آیات در مکان های خودشان تفسیر شده اند؟!

    ممنون اگر آیه یا توضیحی دراین مورد می دانید خوشحال می شوم یاد بگیرم

    بازم ممنون



  2. تشكرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر 1390
    نوشته
    2,361
    صلوات
    1
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    سلام سلامتی میاره
    مورد تشکر
    5,917 در 1,952 پست
    حضور
    64 روز 5 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    2
    گالری
    5




    با نام و یاد دوست







    این سه آیه درمکان های خودشان تفسیر شده اند؟!آیات کامل تری برای تفسیر می شناسید؟!








    کارشناس بحث: استاد آلاء


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر 1388
    نوشته
    72
    مورد تشکر
    300 در 72 پست
    حضور
    1 روز 22 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحيم

    عرض ادب و سلام و احترام خدمت شما دوست گرامي و محترم ؛

    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایق نمایش پست
    آفت اول:اگر مبتلا به شهوت شدى راه حل :در نمازت تجديد نظر كن حتما دجار سهل انگارى
    در نماز شده اى
    بدليل ايه

    (فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة واتبعوا
    الشهوات...59/مریم،ص309).

    آفت دوم اگر احساس بدبختى وعدم توفيق كردى
    راه حل :در رابطه ات با مادرت تجديد نظر كن
    دليل -ايه
    (وبربوالدتى ولم يجعلنى جبارا شقيا...32/مریم،ص307).

    آفت سوم اگر احساس تنگى وسخت شدن زندگى كردى
    راه حل :رابطه ات با قران درست كن
    دليل -ايه
    (ومن اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكا...124/طه،ص320).

    این آیات در مکان های خودشان تفسیر شده اند؟!
    بسيار خوشحالم که شما دوست گرامي با حساسيت زياد و همراه با تحقيق در پي فهم درست آموزه هاي ديني و مخصوصا قرآني هستيد؛ توجه؛ عنايت و دقت شما بسيار ستودني است.

    اما در اين پست ابدائا آياتي را که از نظر مفهومي مرتبط با آيات مورد اشاره شما بودند و قبل يا بعد آيات مذکور ؛ بيان شده بودند همراه با ترجمه استاد مکارم شيرازي بيان نمودم؛ لطفا مطالعه کنيد و نظر خودتان را در مورد مطالب بيان شده در سايتي که فرموديد بر اساس مضمون آيات بيان کنيد ؛ بنده نيز همراه شما خواهم بود در ادامه .


    «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْريسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا أُولئِكَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ وَ مِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْراهيمَ وَ إِسْرائيلَ وَ مِمَّنْ هَدَيْنا وَ اجْتَبَيْنا إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيًّا فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا» (مريم:56-59)

    ترجمه:
    و در اين كتاب، از ادريس (نيز) ياد كن، او بسيار راستگو و پيامبر (بزرگى) بود. و ما او را به مقام والايى رسانديم. آنها پيامبرانى بودند كه خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم، و از كسانى كه با نوح بر كشتى سوار كرديم، و از دودمان ابراهيم و يعقوب، و از كسانى كه هدايت كرديم و برگزيديم آنها كسانى بودند كه وقتى آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده مى‏ شد به خاك مى‏ افتادند، در حالى كه سجده مى‏ كردند و گريان بودند. امّا پس از آنان، فرزندان ناشايسته‏اى روى كار آمدند كه نماز را تباه كردند، و از شهوات پيروى نمودند و بزودى (مجازات) گمراهى خود را خواهند ديد.


    «فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَني‏ نَبِيًّا وَ جَعَلَني‏ مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصاني‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا وَ بَرًّا بِوالِدَتي‏ وَ لَمْ يَجْعَلْني‏ جَبَّاراً شَقِيًّا»(مريم:27-32)

    ترجمه:
    (مريم) در حالى كه او(فرزندش) را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد گفتند: «اى مريم! كار بسيار عجيب و بدى انجام دادى! اى خواهر هارون! نه پدرت مرد بدى بود، و نه مادرت زن بد كاره‏اى (مريم) به او اشاره كرد گفتند: «چگونه با كودكى كه در گاهواره است سخن بگوييم؟! (ناگهان عيسى زبان به سخن گشود و) گفت: «من بنده خدايم او كتاب (آسمانى) به من داده و مرا پيامبر قرار داده است! و مرا- هر جا كه باشم- وجودى پربركت قرار داده و تا زمانى كه زنده ‏ام، مرا به نماز و زكات توصيه كرده است. و مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده و جبّار و شقى قرار نداده است


    فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى‏ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى‏ فَأَكَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ عَصى‏ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى‏ ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدي قالَ اهْبِطا مِنْها جَميعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى‏ وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏ قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَني‏ أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصيراً قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسي وَ كَذلِكَ نَجْزي مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِآياتِ رَبِّهِ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقي(طه :120- 127)

    ترجمه :
    ولى شيطان او را وسوسه كرد و گفت: «اى آدم! آيا مى‏ خواهى تو را به درخت زندگى جاويد، و ملكى بى ‏زوال راهنمايى كنم؟!» سرانجام هر دو از آن خوردند، (و لباس بهشتيشان فرو ريخت،) و عورتشان آشكار گشت و براى پوشاندن خود، از برگهاى (درختان) بهشتى جامه دوختند! (آرى) آدم پروردگارش را نافرمانى كرد، و از پاداش او محروم شد سپس پروردگارش او را برگزيد، و توبه‏اش را پذيرفت، و هدايتش نمود (خداوند) فرمود: «هر دو از آن (بهشت) فرود آييد، در حالى كه دشمن يكديگر خواهيد بود! ولى هر گاه هدايت من به سراغ شما آيد، هر كس از هدايت من پيروى كند، نه گمراه مى ‏شود، و نه در رنج خواهد بود! و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت، او را نابينا محشور مى‏كنيم!» مى‏ گويد: «پروردگارا! چرا نابينا محشورم كردى؟! من كه بينا بودم!» مى ‏فرمايد: «آن گونه كه آيات من براى تو آمد، و تو آنها را فراموش كردى امروز نيز تو فراموش خواهى شد! و اين گونه جزا مى‏ دهيم كسى را كه اسراف كند، و به آيات پروردگارش ايمان نياورد! و عذاب آخرت، شديدتر و پايدارتر است










    ویرایش توسط آلاء : 1395/07/04 در ساعت 10:33


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    19,867
    صلوات
    8400
    دلنوشته
    51
    دلنوشته
    مورد تشکر
    28,820 در 9,055 پست
    حضور
    81 روز 15 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    وبلاگ
    8



    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست
    امّا پس از آنان، فرزندان ناشايسته‏اى روى كار آمدند كه نماز را تباه كردند، و از شهوات پيروى نمودند و بزودى (مجازات) گمراهى خود را خواهند ديد.
    سلام استاد گلم ممنون که اومدین

    خب الان این جا فرزندان ناشایست و ترک نماز باعث روی آوردن و افتادن در گناه هست.یعنی تربیت خانوادگی باعث می شود فردی اهل نماز نباشد و به لهو ولعب و حرام روی بیاوردx_x



    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست
    و مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده و جبّار و شقى قرار نداده است
    احترام حضرت عیسی علیه السلام به مادرش و دعا در حق او باعث نجات و خوشبحتی و سعادت است.

    دعای خیر پدرومادر در نتیجه گرفتن از امیال و آرزوها سودمند است.



    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست
    ) آدم پروردگارش را نافرمانى كرد، و از پاداش او محروم شد
    خوردن حضرت آدم و حوا سلام الله علیها از میوه ی شجره ممنوعه باعث رانده شدن از بهشت و دوری از نعمت ها شد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست
    و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت
    دل آزام گیرد به یاد خدا

    توکل برخدا باعث یافتن راه نجات می شود.چه بسا زندگی هایی که با توکل برذات یگانه پروردگار به ساحل نجات و آرامش رسیده است و چه جوانهایی که با همنشینی با دوستان ناباب و دوری از یاد خداوند در منجلاب فقر و عذاب و اجل نابهنگام افتاده اند.

    فکرکنم کمی یادگرفتمحالا شماممنون


  7. تشكر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر 1388
    نوشته
    72
    مورد تشکر
    300 در 72 پست
    حضور
    1 روز 22 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض ادب و سلام و احترام

    ممنونم از نظر لطف شما دوست گرامی اما در انتهای این بحث اجازه بفرمایید تکمله ای بر مباحث ارائه شده داشته باشم .

    بله در مورد آیه­ی 59 سوره­ ی مریم؛ نظر بیان شده در این مورد درست به نظر می رسد. در ارتباط با معنای این آیه علامه طباطبایی می فرمایند:
    « شهوات باعث شده است تا آنان از مجاهده و توجه در راه خداوند اعراض کنند و مراد از ضایع کردن نماز ترک نماز نیست بلکه به معنای بی اعتنایی و سهل انگاری در نماز است». ( ترجمه تفسیر المیزان، ج14،ص104)
    گرچه مفسیر تفسیر نمونه؛ ضایع کردن نماز را به معنای ترک نماز می داند.( تفسیر نمونه ، ج13،ص102).
    اما در مورد آیه­ ی 32 سوره­ی مریم؛ که احساس بدبختی= عدم رابطه درست با مادر؛ باید خدمت شما دوست گرامی عرض کنم متن آیه چنین رابطه ای را بیان نمی کند؛ به عبارتی مهربانی حضرت عیسی علیه السلام سبب و دلیل عدم جبار بودن و نیز شقی بودن ایشان نیست؛ به بیان علامه طباطبایی در این مورد توجه کنید:
    « این آیه در مقام این امر است که یعنی مرا مهربان و رئوف نسبت به مردم قرار داده است و یکی از مظاهر آن این است که نسبت به مادرم مهربان باشم و نسبت به سایر مردم هم جبار و شقی نباشم». علاوه بر این باید دقت داشت که علامه جبار را به معنای کسی که جور خود را به مردم تحمیل می کند ولی جور مردم را تحمل نمی کند دتانسته است و شقی را به معنای کسی که پذیرای خیر خواهی مردم نیست (ترجمه المیزان، ج14،ص62)
    و این دو کلمه به معنای بدبختی و یا عدم توفیق در زندگی معنا نشده است.
    اما در مورد آیه سوم یعنی آیه­ی 124 سوره­ی طه که احساس بدبختی را به عدم تلاوت و انس با قرآن مطرح کرده اند باید بیان کنم؛ باید خدمت شما عرض کنم اولا مراد از ذکر خداوند در این جا لزوما قرآن نیست و شامل هر نوع یادکردی از خداوند متعال می شود. در این موضوع علامه طباطبایی چنین می فرمایند:
    « جمله­ی «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي» در مقابل جمله­ ی «فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ» كه در آيه قبلى بود قرار گرفته، و مقتضاى مقابله اين بود كه بفرمايد: «..و من لم يتبع هداى»؛ «و هر كه هدايت مرا پيروى نكند»، و اگر اينطور نفرمود، و به جاى آن اعراض از ذكر را مقابل قرار داد، براى اين بود كه به علت حكم اشاره كند و بفرمايد: علت تنگى معيشت در دنيا، و كورى در روز قيامت، فراموش كردن خدا و اعراض از ياد او است، و نيز براى اين بود كه زمينه را براى مطلبى كه بعدا تذكر مى ‏دهد، و مى‏ فرمايد:" هر كه در دنيا خدا را فراموش كند او هم در آخرت وى را فراموش مى‏ كند، فراهم كرده باشد»
    اما در معنای « معیشت ضنک» نیز می فرمایند: « و اگر فرمود: كسى كه از ذكر من اعراض كند" معيشتى ضنك" يعنى تنگ دارد، براى اين است كه كسى كه خدا را فراموش كند، و با او قطع رابطه نمايد، ديگر چيزى غير دنيا نمى‏ماند كه وى به آن دل ببندد، و آن را مطلوب يگانه خود قرار دهد، در نتيجه همه كوششهاى خود را منحصر در آن كند، و فقط به اصلاح زندگى دنيايش بپردازد، و روز به روز آن را توسعه بيشترى داده، به تمتع از آن سرگرم شود، و اين معيشت، او را آرام نمى‏كند،كم باشد و چه زياد، براى اينكه هر چه از آن به دست آورد به آن حد قانع نگشته و به آن راضى نمى‏شود، و دائما چشم به اضافه‏تر از آن مى‏دوزد، بدون اينكه اين حرص و تشنگيش به جايى منتهى شود، پس چنين كسى دائما در فقر و تنگى بسر مى‏برد، و هميشه دلش علاقه‏مند به چيزى است كه ندارد، صرفنظر از غم و اندوه و قلق و اضطراب و ترسى كه از نزول آفات و روى آوردن ناملايمات و فرا رسيدن مرگ و بيمارى دارد، و صرفنظر از اضطرابى كه از شر حسودان و كيد دشمنان دارد، پس او على الدوام در ميان آرزوهاى بر آورده نشده، و ترس از فراق آنچه بر آورده شده به سر مى ‏برد.
    در حالى كه اگر مقام پروردگار خود را مى‏شناخت و به ياد او بود و او را فراموش نمى‏ كرد، يقين مى ‏كرد كه نزد پروردگار خود حياتى دارد كه آميخته با مرگ نيست، و ملكى دارد كه زوال پذير نيست، و عزتى دارد كه مشوب با ذلت نيست، و فرح و سرور و رفعت و كرامتى دارد كه هيچ مقياسى نتواند اندازه‏اش را تعيين كند و يا سر آمدى آن را به آخر برساند، و نيز يقين مى‏ كند كه دنيا دار مجاز است و حيات و زندگى دنيا در مقابل آخرت پشيزى بيش نيست، اگر او اين را بشناسد دلش به آنچه خدا تقديرش كرده قانع مى‏ شود، و معيشتش هر چه باشد برايش فراخ گشته، ديگر روى تنگى و ضنك را نمى‏بيند.»
    در ادامه ایشان نظر برخی از مفسران را که معنای دیگری برای عبارت «معیشت ضنک» بیان نموده اند رد کرده و می فرمایند: بعضى از مفسرين گفته‏اند: «مراد از معيشت ضنك، عذاب قبر، و شقاوتهاى زندگى برزخى است، چون مى‏بينيم بسيارى از اعراض كنندگان از ياد خدا زندگى دنيائيت بسيار وسيع است، و دنيا به تمام معنا، خود را در اختيار آنان، و به كام آنان قرار داده، پس آنان ديگر معيشت ضنك در حقشان صادق نيست؛ که این نظر صحیح نیست» ( ترجمه تفسیر المیزان، ج14، ص313 و 314)




  9. تشكرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر 1388
    نوشته
    72
    مورد تشکر
    300 در 72 پست
    حضور
    1 روز 22 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی





    سوال :
    آیا مفهوم گیری به شکل زیر از آیات سه گانه زیر صحیح است؟
    الف - فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوات(مریم/59) یعنی اگر احساس بدبختى وعدم توفيق كردى در رابطه ات با مادرت تجديد نظر كن؛
    ب - وبربوالدتى ولم يجعلنى جبارا شقيا...(مریم/32) یعنی اگر احساس تنگى وسخت شدن زندگى كردى رابطه ات با قران درست كن ؛
    ج-
    ومن اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكا...(طه /124) یعنی اگر احساس تنگى وسخت شدن زندگى كردى رابطه ات با قران درست كن ؛

    پاسخ :
    الف - در مورد آیه­ ی 59 سوره­ ی مریم؛ نظر بیان شده در این مورد درست به نظر می رسد. در ارتباط با معنای این آیه علامه طباطبایی می فرمایند:
    « شهوات باعث شده است تا آنان از مجاهده و توجه در راه خداوند اعراض کنند و مراد از ضایع کردن نماز ترک نماز نیست بلکه به معنای بی اعتنایی و سهل انگاری در نماز است». (1)
    گرچه مفسر تفسیر نمونه؛ ضایع کردن نماز را به معنای ترک نماز می داند.(2).

    ب- در مورد آیه­ ی 32 سوره­ی مریم؛ متن آیه چنین رابطه ای را بیان نمی کند؛ به عبارتی مهربانی حضرت عیسی علیه السلام سبب و دلیل عدم جبار بودن و نیز شقی بودن ایشان نیست؛ به بیان علامه طباطبایی در این مورد توجه کنید:
    « این آیه در مقام این امر است که یعنی مرا مهربان و رئوف نسبت به مردم قرار داده است و یکی از مظاهر آن این است که نسبت به مادرم مهربان باشم و نسبت به سایر مردم هم جبار و شقی نباشم». علاوه بر این باید دقت داشت که علامه جبار را به معنای کسی که جور خود را به مردم تحمیل می کند ولی جور مردم را تحمل نمی کند دتانسته است و شقی را به معنای کسی که پذیرای خیر خواهی مردم نیست (3)
    و این دو کلمه به معنای بدبختی و یا عدم توفیق در زندگی معنا نشده است.

    ج - در مورد آیه سوم یعنی آیه­ ی 124 سوره­ی طه که احساس بدبختی را به عدم تلاوت و انس با قرآن مطرح کرده اند ؛ اولا مراد از ذکر خداوند در این جا لزوما قرآن نیست و شامل هر نوع یادکردی از خداوند متعال می شود. در این موضوع علامه طباطبایی چنین می فرمایند:
    « جمله­ ی «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي» در مقابل جمله­ ی «فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ» كه در آيه قبلى بود قرار گرفته، و مقتضاى مقابله اين بود كه بفرمايد: «..و من لم يتبع هداى»؛ «و هر كه هدايت مرا پيروى نكند»، و اگر اينطور نفرمود، و به جاى آن اعراض از ذكر را مقابل قرار داد، براى اين بود كه به علت حكم اشاره كند و بفرمايد: علت تنگى معيشت در دنيا، و كورى در روز قيامت، فراموش كردن خدا و اعراض از ياد او است، و نيز براى اين بود كه زمينه را براى مطلبى كه بعدا تذكر مى ‏دهد، و مى‏ فرمايد:" هر كه در دنيا خدا را فراموش كند او هم در آخرت وى را فراموش مى‏ كند، فراهم كرده باشد»
    اما در معنای « معیشت ضنک» نیز می فرمایند: « و اگر فرمود: كسى كه از ذكر من اعراض كند" معيشتى ضنك" يعنى تنگ دارد، براى اين است كه كسى كه خدا را فراموش كند، و با او قطع رابطه نمايد، ديگر چيزى غير دنيا نمى‏ماند كه وى به آن دل ببندد، و آن را مطلوب يگانه خود قرار دهد، در نتيجه همه كوششهاى خود را منحصر در آن كند، و فقط به اصلاح زندگى دنيايش بپردازد، و روز به روز آن را توسعه بيشترى داده، به تمتع از آن سرگرم شود، و اين معيشت، او را آرام نمى‏كند،كم باشد و چه زياد، براى اينكه هر چه از آن به دست آورد به آن حد قانع نگشته و به آن راضى نمى‏شود، و دائما چشم به اضافه‏تر از آن مى‏دوزد، بدون اينكه اين حرص و تشنگيش به جايى منتهى شود، پس چنين كسى دائما در فقر و تنگى بسر مى‏برد، و هميشه دلش علاقه‏مند به چيزى است كه ندارد، صرفنظر از غم و اندوه و قلق و اضطراب و ترسى كه از نزول آفات و روى آوردن ناملايمات و فرا رسيدن مرگ و بيمارى دارد، و صرفنظر از اضطرابى كه از شر حسودان و كيد دشمنان دارد، پس او على الدوام در ميان آرزوهاى بر آورده نشده، و ترس از فراق آنچه بر آورده شده به سر مى ‏برد.
    در حالى كه اگر مقام پروردگار خود را مى‏شناخت و به ياد او بود و او را فراموش نمى‏ كرد، يقين مى ‏كرد كه نزد پروردگار خود حياتى دارد كه آميخته با مرگ نيست، و ملكى دارد كه زوال پذير نيست، و عزتى دارد كه مشوب با ذلت نيست، و فرح و سرور و رفعت و كرامتى دارد كه هيچ مقياسى نتواند اندازه‏اش را تعيين كند و يا سر آمدى آن را به آخر برساند، و نيز يقين مى‏ كند كه دنيا دار مجاز است و حيات و زندگى دنيا در مقابل آخرت پشيزى بيش نيست، اگر او اين را بشناسد دلش به آنچه خدا تقديرش كرده قانع مى‏ شود، و معيشتش هر چه باشد برايش فراخ گشته، ديگر روى تنگى و ضنك را نمى‏بيند.»
    در ادامه ایشان نظر برخی از مفسران را که معنای دیگری برای عبارت «معیشت ضنک» بیان نموده اند رد کرده و می فرمایند: بعضى از مفسرين گفته‏اند: «مراد از معيشت ضنك، عذاب قبر، و شقاوتهاى زندگى برزخى است، چون مى‏بينيم بسيارى از اعراض كنندگان از ياد خدا زندگى دنيائيت بسيار وسيع است، و دنيا به تمام معنا، خود را در اختيار آنان، و به كام آنان قرار داده، پس آنان ديگر معيشت ضنك در حقشان صادق نيست؛ که این نظر صحیح نیست».(4)

    منابع:
    (1)- ترجمه تفسیر المیزان، موسوى همدانى سيد محمد باقر،قم: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ ى مدرسين حوزه علميه قم، 1374ش، ج 14،ص104.
    (2)-تفسیر نمونه ، آیت الله ناصر مکارم شیرازی، تهران: دار الكتب الإسلاميه، 1374 ش ،ج13،ص.102

    (3)- ترجمه تفسیرالمیزان، ج14،ص62.
    (4)- ترجمه تفسیر المیزان، ج14، ص313 و 314.









    ویرایش توسط آلاء : 1395/08/25 در ساعت 17:57

  11. تشكرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود