صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شعرهایی برای انقلاب

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند 1392
    نوشته
    21,392
    صلوات
    8400
    دلنوشته
    51
    دلنوشته
    مورد تشکر
    31,408 در 9,807 پست
    حضور
    89 روز 19 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    وبلاگ
    8

    شعرهایی برای انقلاب




    با سلام و صلوات برمحمد(ص)وآل محمد(ص) اشعار هشت سال جنگ تحمیلی در این تاپیک قرار می گیرد

    روحشان شاد و راهشان پررهرو



    شعر در دوره¬ي جنگ به نوعي نقشي ابزاري دارد.

    پرشتاب، لحظه اي و شعاري كه كاركرد انگيزشي، عاطفي و هم دلي در آن بسيار برجسته است.

    اما بعد از پايان جنگ، كاركرد زيبايي شناختي و ادبي با ورود تأملات شاعرانه، تا حد زيادي جاي گزين كاركردهاي دوره¬ي جنگ مي شود.




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند 1392
    نوشته
    21,392
    صلوات
    8400
    دلنوشته
    51
    دلنوشته
    مورد تشکر
    31,408 در 9,807 پست
    حضور
    89 روز 19 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    وبلاگ
    8



    می خواستم
    شعری برای جنگ بگویم
    دیدم نمی شود
    دیگر قلم زبان دلم نیست
    گفتم :
    باید زمین گذاشت قلمها را
    دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست
    باید سلاح تیزتری برداشت
    باید برای جنگ
    از لوله ی تفنگ بخوانم
    - با واژه ی فشنگ -
    می خواستم
    شعری برای جنگ بگویم
    شعری برای شهر خودم - دزفول -
    دیدم که لفظ ناخوش موشک را
    باید به کار برد
    اما
    موشک
    زیبایی کلام مرا می کاست
    گفتم که بیت ناقص شعرم
    از خانه های شهر که بهتر نیست
    بگذار شعر من هم
    چون خانه های خاکی مردم
    خرد و خراب باشد و خون آلود
    باید که شعر خاکی و خونین گفت
    باید که شعر خشم بگویم
    شعر فصیح فریاد
    - هر چند ناتمام -
    گفتم :
    در شهر ما
    دیوارها دوباره پر از عکس لاله هاست
    اینجا
    وضعیت خطر گذرا نیست
    آژیر قرمز است که می نالد
    تنها میان ساکت شبها
    بر خواب ناتمام جسدها
    خفاشهای وحشی دشمن
    حتی ز نور روزنه بیزارند
    باید تمام پنجره ها را
    با پرده های کور بپوشانیم
    اینجا
    دیوار هم
    دیگر پناه پشت کسی نیست
    کاین گور دیگری است که استاده است
    در انتظار شب
    دیگر ستارگان را
    حتی
    هیچ اعتماد نیست
    شاید ستاره ها
    شبگردهای دشمن ما باشند
    اینجا
    حتی
    از انفجار ماه تعجب نمی کنند
    اینجا
    تنها ستارگان
    از برجهای فاصله می بینند
    که شب
    چه قدر موقع منفوری است
    اما اگر ستاره زبان می داشت
    چه شعرها که از بد شب می گفت
    گویاتر از زبان من گنگ
    آری
    شب موقع بدی است
    هر شب تمام ما
    با چشم های زل زده می بینیم
    عفریت مرگ را
    کابوس آشنای شب کودکان شهر
    هر شب لباس واقعه می پوشد
    اینجا
    هر شام خامشانه به خود گفته ایم :
    شاید
    این شام ، شام آخر ما باشد
    اینجا
    هر شام خامشانه به خود گفته ایم :
    امشب
    در خانه های خاکی خواب آلود
    جیغ کدام مادر بیدار است
    که در گلو نیامده می خشکد ؟
    اینجا
    گاهی سر بریده ی مردی را
    تنها
    باید ز بام دور بیاریم
    تا در میان گور بخوابانایم
    یا سنگ و خاک و آهن خونین را
    وقتی به چنگ و ناخن خود می کنیم
    در زیر خاک ِ گل شده می بینیم :
    زن روی چرخ کوچک خیاطی
    خاموش مانده است
    اینجا سپور هر صبح
    خاکستر عزیز کسی را
    همراه می برد
    اینجا برای ماندن
    حتی هوا کم است
    اینجا خبر همیشه فراوان است
    اخبار بارهای گل و سنگ
    بر قلبهای کوچک
    در گورهای تنگ
    اما
    من از درون سینه خبر دارم
    از خانه های خونین
    از قصه ی عروسک خون آلود
    از انفجار مغز سری کوچک
    بر بالشی که مملو رویاهاست
    - رویای کودکانه ی شیرین -
    از آن شب سیاه
    آن شب که در غبار
    مردی به روی جوی خیابان
    خم بود
    با چشم های سرخ و هراسان
    دنبال دست دیگر خود می گشت
    باور کنید
    من با دو چشم مات خودم دیدم
    که کودکی ز ترس خطر تند می دوید
    اما سری نداشت
    لختی دگر به روی زمین غلتید
    و ساعتی دگر
    مردی خمیده پشت و شتابان
    سر را به ترک بند دوچرخه
    سوی مزار کودک خود می برد
    چیزی درون سینه ی او کم بود ....
    اما
    این شانه های گرد گرفته
    چه ساده و صبور
    وقت وقوع فاجعه می لرزند
    اینان
    هر چند
    بشکسته زانوان و کمرهاشان
    استاده اند فاتح و نستوه
    - بی هیچ خان و مان -
    در گوششان کلام امام است
    - فتوای استقامت و ایثار -
    بر دوششان درفش قیام است
    باری
    این حرفهای داغ دلم را
    دیوار هم توان شنیدن نداشته است
    آیا تو را توان شنیدن هست ؟
    دیوار !
    دیوار سرد سنگی سیار !
    آیا رواست مرده بمانی
    در بند آنکه زنده بمانی ؟
    نه !
    باید گلوی مادر خود را
    از بانگ رود رود بسوزانیم
    تا بانگ رود رود نخشکیده است
    باید سلاح تیز تری برداشت
    دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست...

    قیصرامین پور


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند 1392
    نوشته
    21,392
    صلوات
    8400
    دلنوشته
    51
    دلنوشته
    مورد تشکر
    31,408 در 9,807 پست
    حضور
    89 روز 19 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    وبلاگ
    8



    یک چفّیه،چندتکه استخوان آورده اند

    تحفه ای از قد وبالای یلان آورده اند

    چون علی اکبر شتابان در شهادتگاه عشق

    اربا-اربایی ، علی اصغر- نشان،آورده اند

    دکتر فاضلی دوست


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند 1392
    نوشته
    21,392
    صلوات
    8400
    دلنوشته
    51
    دلنوشته
    مورد تشکر
    31,408 در 9,807 پست
    حضور
    89 روز 19 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    وبلاگ
    8



    گمنام نشسته ای کنارم

    آتش زده ای به جسم و جانم
    روشن شده جانم از وجودت

    نامت چه بود که من ندانم
    دکتر فاضلی دوست


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند 1392
    نوشته
    21,392
    صلوات
    8400
    دلنوشته
    51
    دلنوشته
    مورد تشکر
    31,408 در 9,807 پست
    حضور
    89 روز 19 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    وبلاگ
    8



    نام آوران بی نشان ما،بی نامست


    از شهد شراب عشق، شیرین کامست

    بر تارک او نوشته با خطی خوش

    این دسته گل محمدی،"گمنامست"

    دکتر فاضلی دوست


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند 1392
    نوشته
    21,392
    صلوات
    8400
    دلنوشته
    51
    دلنوشته
    مورد تشکر
    31,408 در 9,807 پست
    حضور
    89 روز 19 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    وبلاگ
    8



    ای روح بلند تو، فراز هر بام

    سر داده سرود لاتخف شب هنگام
    تو صبح نوید بخش دلهاگشتی

    ای قبله ی عشاق، "شهید گمنام"
    دکتر فاضلی دوست


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند 1392
    نوشته
    21,392
    صلوات
    8400
    دلنوشته
    51
    دلنوشته
    مورد تشکر
    31,408 در 9,807 پست
    حضور
    89 روز 19 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    وبلاگ
    8



    انگار فرشتگان نشستندبه بام

    نوری زافق هبوط می کردآن شام

    پرشدهمه جاعطردل انگیزش،لیک
    بر سنگ نوشتند"شهیدگمنام"
    دکتر فاضلی دوست


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند 1392
    نوشته
    21,392
    صلوات
    8400
    دلنوشته
    51
    دلنوشته
    مورد تشکر
    31,408 در 9,807 پست
    حضور
    89 روز 19 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    وبلاگ
    8



    خواهم که در این میکده آرام بمیرم

    گمنام سفر کرده و گمنام بمیرم
    عمری است مرا مونس جان نام حسین است
    دل خواست که در سایه این نام بمیرم


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند 1392
    نوشته
    21,392
    صلوات
    8400
    دلنوشته
    51
    دلنوشته
    مورد تشکر
    31,408 در 9,807 پست
    حضور
    89 روز 19 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    وبلاگ
    8



    برای شهدای تفحص

    می گفت: ستاره خفت ، بر می گردم
    وقتی که سحر شکفت بر می گردم
    سر تا سر خاک جبهه رو باید گشت
    دنبال کسی که گفت : بر می گردم

    تو سرخ و سپید می شوی می دانم
    سیبی که رسید می شوی می دانم
    انگار که بو برده ای از باغ بهشت
    آخر ـ تو شهید می شوی ـ می دانم!

    ناگاه نویدی آمد و او را برد
    پرواز سپیدی آمد و او را برد
    هر بار که رفت با شهیدی برگشت

    این بار ـ شهیدی آمد و او را برد!
    سعید حدادیان



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند 1392
    نوشته
    21,392
    صلوات
    8400
    دلنوشته
    51
    دلنوشته
    مورد تشکر
    31,408 در 9,807 پست
    حضور
    89 روز 19 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    وبلاگ
    8



    اگر مشتی پلاک و استخوان‌اند

    رموز هستی و جانِ جهان‌اند

    چو خونی در رگ هستی، روان‌اند

    چو جان، در جسم این امت نهان‌اند

    نشان دولت صاحب زمان‌اند(عج)


صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1392/12/17, 16:09
  2. ***سفره آرایی شب یلدا***
    توسط سالار زینب در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 26
    آخرين نوشته: 1392/10/08, 13:54
  3. خدایی خدا غریبه***
    توسط fateme_d در انجمن دعاهای قرآنی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 1392/10/06, 19:19
  4. شیوه تفسیر آیت الله خویی
    توسط کیمیای محبت در انجمن انواع تفسیر
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1392/10/05, 23:31
  5. این روزها یه جایی بوسه زدن به پاها افتخار شده ؟!!!
    توسط mahdie1364 در انجمن تصاویر قرآنی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1392/09/29, 16:35

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود