صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حسین بن علی علیه السلام امام شهدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    1,061 در 293 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    151

    حسین بن علی علیه السلام امام شهدا






    حسین بن علی علیه السلام امام شهدا



    ※ کوفیان پس از امام علی علیه السلام
    ※ کوفیان در زمان نهضت (امام حسین علیه السلام)
    جمعیت
    ترکیب جمعیت
    خصوصیات روانی مردم

    بخشی از کتاب
    حسین بن علی علیه السلام امام شهدا
    ادبیات عاشورایی /۴

    اگر سخن چون نقره است ، خاموشی چون زر پر بها است.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    1,061 در 293 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    151

    کوفیان پس از امام علی علیه السلام




    پس از شهادت علی علیه السلام و کناره گیری امام حسن علیه السلام، زمانی که معاویه بر کوفه استیلا یافت، رهبران نیرومند قبیله ای وطایفه ای به خدمتگزاری در ساخت قدرت استان به عنوان میانجی عمل کردند. نظام گذشته قبیله ای تقویت شد. در زمان شهادت علی علیه السلام رهبران قبیله ای در یک طرف کفه ترازو و شیعیان علی علیه السلام در طرف دیگر بودند، در حالی که توده های عظیم بین این دو در حرکت قرار داشتند.۱

    پس از دوران زمامداری علی علیه السلام حاکمان منصوب از طرف بنی امیه به علت عدم تقوای سیاسی و دینی، نه می توانستند عقل و وجدان اهل کوفه و دیگر جوامع مسلمین را برای تحقق بخشیدن به یک زندگی معقول و منظم به فعالیت وا دارند ونه می توانستند ریشه های اصلی اصول و قوانین و ارزش های زندگی را در درون همه ی آن مردم بخشکانند. در نتیجه عدم استحکام شخصیت و ایمان به مبانی عالی زندگی و ارزش های آن، یک پدیده طبیعی برای جامعه کوفه در آن دوران بود. ۲







    ۱) ر. ک: تشیع در مسیر تاریخ، ص ۹۱_ ۱۱۲.

    ۲) قیام حسین علیه السلام ، ص ۱۰۲.

    ویرایش توسط شمس الظلام : 1395/07/13 در ساعت 14:29
    اگر سخن چون نقره است ، خاموشی چون زر پر بها است.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    1,061 در 293 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    151

    کوفه در زمان نهضت




    ۱- جمعیت


    در سال ۶۰ هجری پس از مرگ معاویه، برخی از کوفیان که به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند، سخن از سپاه صد هزار آماده به خدمت به میان آوردند. ۱
    این سخن گرچه نسبت به آمادگی کوفیان اغراق آمیز است، اما می توان تعداد جمعیت کوفیان در زمان نهضت امام حسین علیه السلام را نشان دهد. حال اگر دوازده هزار نفر به امام حسین علیه السلام نامه نوشته باشند ۲ و یا هیجده هزار نفر با او بیعت کرده باشند. ۳ نسبت به جمعیت کوفه از نصف کمتر است. به همین علت امام علیه السلام به این رقم اکتفا نکرده و برای آگاهی هر چه بیشتر، مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد. تعداد بیعت کنندگان با مسلم را دوازده هزار تا هجده هزار نفر نوشتند. ۴ در حدیث از امام باقر علیه السلام نیز از بیست هزار بیعت کننده یاد شده است. ۵ اگر این رقم را بپذیریم، تعداد یک پنجم جنگجویان با نماینده امام علیه السلام بیعت کرده اند. اگر سی هزار نفر از کوفیان در لشکر عمر بن سعد در کربلا در مقابل امام حسین علیه السلام قرار گرفته باشند. ۶ این رقم معقول به نظر می آید، باز این رقم هنوز به نصف جمعیت جنگجویان کوفه نرسیده است و از این جا می توانیم کثرت سپاهیان مختار را که آن را شصت هزار نفر ذکر کرده اند، ۷ توجیه کنیم، زیرا گفته شده سپاهیان او را اکثرا افرادی تشکیل می دادند که در کربلا جزو لشکر عمر بن سعد نبوده اند.









    ۱)تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۵۳.
    ۲) بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۳۳۴.
    ۳) اعلام الوری، ص ۲۲۳.
    ۴) بحار الانوار، ج۴۴، ص۳۳۷.
    ۵) همان، ص۶۸.
    ۶) همان، ج۴۵، ص۴.
    ۷) اخبار الطوال، ص ۳۰۵.
    اگر سخن چون نقره است ، خاموشی چون زر پر بها است.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    1,061 در 293 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    151

    کوفه در زمان نهضت




    ۲- ترکیب جمعیت

    ترکیب جمعیت را باید از دو بعد نژادی و عقیدتی بررسی کرد:

    بعد نژادی: جمعیت کوفه به دو بخش عرب و غیر عرب تقسیم می شود. اعراب از دو تیره قحطانی و عدنانی بودند که اصطلاحا به آن ها یمانی ها و نزاری ها اطلاق می شد. عناصر غیر عرب کوفه را گروه های بزرگی هم چون موالی، سریانی ها و نبطی ها تشکیل می دادند.۱
    این موالی از نژادهای مختلف مانند: ایرانی ها، رومی ها، و ترک ها بودند که عرب ها بر همه آن ها لفظ «عجبم» را اطلاق می کردند.۲ در برخی از نوشته ها، تعداد این موالی در زمان مختار یعنی در سال ۶۶ هجری حدود بیست هزار
    نفر ذکر شده است.۳ این گروه در زمان نهضت امام حسین علیه السلام نیز زیاد بودند.








    ۱)حیاة الامام الحسین علیه السلام، ج۲، ص ۴۳۸.
    ۲) تخطیط مدینه الکوفه عن المصادر التاریخیه و الاثریه، ص ۴۲ به بعد.
    ۳) اخبار الطوال ، ص ۲۸۸.

    ویرایش توسط شمس الظلام : 1395/07/13 در ساعت 01:34
    اگر سخن چون نقره است ، خاموشی چون زر پر بها است.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    1,061 در 293 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    151

    کوفه در زمان نهضت




    بعد عقیدتی:
    از نظر عقیدتی جامعه کوفه به دو بخش مسلمان و غیر مسلمان تقسیم می شود که غیر مسلمان درصد ناچیزی از کل جمعیت کوفه را در بر داشت. بخش مسلمان کوفه شامل شیعیان علی علیه السلام، هواداران بنی امیه، خوارج و بی تفاوت ها بودند. در میان شیعیان، رؤسای شیعه به شدت به خاندان علی علیه السلام عشق می‌ورزیدند و همین ها بودند. که پس از مرگ معاویه باب نامه نگاری به امام حسین علیه السلام را گشودند.۱ اما یکی از نقاط مبهم نهضت کوفه غیبت این افراد در شامگاه هفتم ذی الحجه سال ۶۰ هجری است که مسلم بن عقیل یکه و تنها در کوچه های کوفه سرگردان ماند. ۲

    اگر چه برخی از این افراد مانند حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، ابوثمامه صائدی، عباس بن ابی شبیب و سعیدبن عبدالله را در صحنه کربلا حاضر می بینم، اما اثر و نشانی از دیگر بزرگان مانند سلیمان بن صدر خزاعی، رفاعه بن شداد بجلی و مسیب بن نخبه فزاری نمی یابیم. توبه آنان بعد از واقعه کربلا تشکیل نهضت توابین شاهد خوبی برای نپیوستن آنان به نهضت امام حسین علیه السلام در کربلا است.
    شیعیان عادی که درصد قابل توجهی از مردم کوفه را تشکیل می دادند اگر چه به اهل بیت علیه السلام پیامبر صلی الله علیه واله عشق می ورزیدند، اما رفتار والیانی چون زیاد بن ابیه و پسرش عبیدالله از آنان زهر چشم گرفته بود و به همین علت تا احتمال پیروزی درصد بالایی را به خود اختصاص نمی داد، وارد نهضتی نمی شدند، ولی به مجرد این که بوی شکست نهضت به مشام شان می خورد از صحنه خارج می شدند، گرچه تعداد فراوانی از آن ها در نهضت توابین و نهضت مختار شرکت کردند. به نظر می آید عمده ی لشکر کوفه در کربلا را عناصر دیگر از مسلمانان تشکیل می دادند، با این توضیح که نامه نگاری به حضرت علیه السلام دلیل بر شیعه بودن نیست. بیشترین سهم جمعیت کوفه در واقعه کربلا از آن افراد بی تفاوت و نان به نرخ روز خور رها بودند. افرادی که چون احتمال پیروزی لشکری را نزدیک می دیدن به آن می پیوستند، اما با ظهور آثار شکست با سرعت صحنه را خالی می کردند.









    ۱) تاریخ طبری، ج۵، ص ۳۵۳؛ ارشاد، ص ۳۷۹؛ الفتوح، ج ۲، ص ۲۸ ؛ الامه و السیاسه، ج۲، ص ۴.
    ۲) اخبار الطوال، ص ۲۸۷.
    ویرایش توسط شمس الظلام : 1395/07/13 در ساعت 21:24
    اگر سخن چون نقره است ، خاموشی چون زر پر بها است.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    1,061 در 293 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    151

    خصوصیات روانی مردم




    اگر وجود شیعیان مخلص در کوفه را کنار بگذاریم خصوصیات روانی مردم کوفه راکه در شکست ظاهری نهضت امام حسین علیه السلام نقش داشتند، می توان به شرح زیر برشمرد:
    -نظام ناپذیری کوفیان: برخلاف مردم شام که قرن ها به نظام پذیری عادت کرده بودند و معاویه به راحتی توانست بر آنان حکومت کند. برای چنین جامعه ای امیری عادل و آزاداندیش نامناسب بود، چرا که در برابر او قد علم می کردند فرمان های او را اطاعت نمی کردند. برخورد کوفیان با امام علی علیه السلام و فرزندش امام حسن علیه السلام نمونه ای از نظام ناپذیری آن هاست. امیر مناسب این جامعه، فردی همانند زیاد بن ابیه است که با خشونت و ظلم خود، آنان را وادار به اطاعت در برابر حکومت کند.
    - دنیا خواهی: چه زیبا امام حسین علیه السلام در مورد آنان فرمود: « مردم دنیا پرستند و دین از سر زبان آن ها فراتر نرود و دین را تا آنجا که زندگی شان را رو به راه سازد بچرخانند و چون در بوته آزمایش گرفتار شوند، دینداران اندک گردند». ۱

    تابع احساسات تند بودن: به علت این که ایمان دز قلب های آنان رسوخ نداشت و طبعا از افراد و قبیله هایی که با دیدن شوکت اسلام به آن پیوستند و برای دنیای خود به جنگ رفتند، انتظاری جز این نمی توان داشت. به همین علت رهبران برای تشویق و ترغیب مردم به جنگ، چاره ای جز استفاده از ابزار تحریک کننده احساسات یعنی سخنرانی و سخنرانان و خطبا نداشتند. اما چون احساسات پشتوانه ی محکمی نداشت، به زودی فروکش می کرد و آنگاه رهبران جامعه را دچار مشکل می ساخت، رهبرانی که روی این احساسات برنامه ریزی کرده بودند. امام حسین علیه السلام بر اساس این امر برنامه ریزی کرده و به آماده سازی هرچه بیشتر آن ها پرداخت و البته اگر موفق به حضور در کوفه می شد، می توانست بر این مرکب سوار شود. اما دشمن پیش دستی کرد و آن چه را که امام حسین علیه السلام آماده نموده بود، علیه آن حضرت علیه السلام به کار گرفت، چنانکه امام علیه السلام در روز عاشورا خطاب به کوفیان فرمود: « ای اهل کوفه! ما را با اشتیاق به فریادرسی خواستند و ما برای فریادرسی شما آمدیم. پس شمشیری را که در دستانتان بود، علیه ما تیز کردید و آتشی را که ما بر ضد دشمنان شما و خودمان افروخته بودیم برای سوزاندن ما آوردید». ۲

    جلوه دیگری از این احساسات تند را می توان زمان ورود اسرا به کوفه مشاهده کرد که شروع به گریه و زاری نمودند و از امام سجاد علیه السلام خواستند تا رهبری قیام آنان را بر عهده بگیرد. ۳

    یکی از کسانی که توانست از احساسات کوفیان به خوبی بهره برداری کند، مختار ثقفی بودکه البته پس از این که ورق برگشت، کوفیان او را هم تنها گذاشتند و به مصعب بن زبیر پیوستند.
    -فریب کاری و اهل خدعه و نیرنگ بودن امام حسین علیه السلام در مورد آنان فرمود: « خدایا! همانااهل عراق مرا فریب دادند و از راه خدعه وارد شدند». ۴

    - قابلیت تحریک آنی
    - عاقبت نیندیشی
    - اخذ تصمیم سریع و پشیمانی فوری از تصمیم گرفته شده.
    - روحیه فرار هنگام برخورد با مشکلات
    - تناقض در رفتار.
    تاریخ نشان می دهد که در این سر زمین آن چه به کار مردم نمی آمد و به گوش شان فرو نمی رفت، سخنی بود که از واقع بینی و خیر خواهی برخیزد و آن چه را به جان می خریدند و از این گوش به گوش آن می رساندند، گفتاری بود که عاطفه و احساس را تحریک کند و گوینده ی آن با هیجان و حرارت بیشتر آن سخنان را ادا کند.





    ۱) تحفه العقول، ص ۴۲۶.
    ۲) موسوعه کلمات الامام الحسین علیه السلام ،ص ۴۹۸.
    ۳) موسوعه کلمات الامام الحسین علیه السلام ،ص ۵۰.
    ۴) مقتل الحسین مقرم، ص ۳۱۷.
    ویرایش توسط شمس الظلام : 1395/07/14 در ساعت 02:52
    اگر سخن چون نقره است ، خاموشی چون زر پر بها است.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    1,061 در 293 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    151





    آیا شیعیان با امام حسین علیه السلام جنگیدند؟

    شیعیان این شهر بخش اندکی از کل جمعیت آن به شمار می آمدند که در میان قبایل پراکنده بودند و به رغم آن که برخی قبایل به تشیع شهرت داشتند، اما آن گونه نبود که همه ی افراد قبیله شیعه باشند. برای مثال قبایلی چون عبد القیس یا همدان که به تشیع شهرت داشتند، کسانی از آنان در کربلا حاضر بودند و در کشتن امام علیه السلام دست داشتند. پس شیعیان کوفه در اقلیت بودند. زمانی که حجربن عدی در مسجد بودند با او هم آواز شدند که تعدادی از آن ها هم بر پایه ی نوعی تشیع سیاسی با اولاد علی علیه السلام همراهی داشتند و باید جریان شیعی شهر را دست کم در حد یک چهارم شهر دانست.
    مردمی که در کربلا در مقابل امام علیه السلام قرار گرفتند، شیعیان نبودند. در آن زمان تنها بخشی از مردم کوفه شیعه بودند و آن ها نیز در شرایطی قرار گرفتند که نتوانستند از امام علیه السلام دفاع کنند. اگر آنان در حد ایثار قصد فداکاری داشتند، می توانستند خود را به امام علیه السلام برسانند.
    مردم عراقی از مرگ معاویه بر اثرجو عمومی، حسین علیه السلام را برگزیدند. وقتی دعوت از ناحیه ی شیعیان آغاز شد نه تنهاعوام مردم پشتیبانی خود را اعلام کردند، بلکه کسانی نیز که موقعیت خود را در خطر می دیدند و یا تحت تاثیر فضای شهر بودند از حسین علیه السلام اظهار حمایت کردند. نتیجه ی آن نیز پیدایش جو کاذب عمومی در حمایت از امام علیه السلام در کوفه بود. سهل گیری نعمان بن بشیر حاکم کوفه نیز باعث گسترش این جو گردید. اما با ورود عبید الله بن زیاد به کوفه و خشونت او کوفیان خود را باختند. کمتر مردمی را می توان یافت که بتوانند با وجود دیکتاتوری مسلط و جسور دست به مخالفت زده و دربرابر قدرت حاکم، اظهار سرکشی کنند و مردم کوفه نیز چنین بودند. هنگامیکه نعمان بن بشیر حاکم کوفه بود، مردم با سهل گیری او به راحتی اظهار تشیع کردند و زمانی که مسلم به کوفه آمد به شدت از او حمایت نمودند. عوض شدن حاکم و جایگزینی ابن زیاد به جای ابن بشیر اوضاع به کلی عوض کرد. خشونت ابن زیاد بسیاریها مردم را له هراس انداخت. آن ها نه تنها از ناحیه ی ابن زیاد خود را در معرض تهدید دیدند، بلکه در اثر تبلیغات ابن زیاد دایر بر آمدن قریب الوقوع سپاه شام، به کلی خود را باختند و عقب نشینی هواداران مسلم آغاز شد. اشراف شهر به روشنی به حمایت از امویان پرداختند. مردم نیز مخالفت با رؤسای قبال را چندان به مصلحت خود نمی دانستند. هنگام حمله مسلم به کاخ ابن زیاد، همین اشراف با تهدید و تطمیع، یاران او را به حداقل رساندند و قدرت خود را به مهار مردم خویش نشان دادند. ۱






    ۱) ر. ک: تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۶۹- ۳۷۱.

    ویرایش توسط شمس الظلام : 1395/07/16 در ساعت 19:35
    اگر سخن چون نقره است ، خاموشی چون زر پر بها است.

  9. تشكر


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    1,061 در 293 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    151



    اقدامات امنیتی امام علیه السلام
    پس از تجمع و قدردانی امام علیه السلام از یارانش، ابتدا اقدامات تامینی در حفاظت از جان زنان و بچه ها صورت پذیرفت. به دستور امام علیه السلام خیمه ها را به یکدیگر نزدیک کردند و طناب خیمه ها را در داخل یکدیگر قرار دادند، به طوری که حتی عبور یک نفر از بین خیمه ها ممکن نباشد و دستور فرمود که خیمه ها را به شکل هلالی نصب کنند. سپس امام علیه السلام مردانی را انتخاب نمود تا در مقابل خیمه ها استقرار یابند به طوری که وقتی روبه روی دشمن قرار می گیرند و نبرد می کنند از بک طرف به دشمن حمله آوردند و در عین حال خیمه ها در پشت سر و طرفین آن ها باشند تا همه راه های ورودی به قسمت مسکونی مسدود گرد و تنها راه نفوذها قسمت، همان راهی باشد که در حال جنگیدن با دشمن هستند. سپس امام علیه السلام فرمود: « در پشت وکنار خیمه ها، خندق هایی حفر کنند و آنان را از هیزم و نی انباشته سازند تا در هنگام حمله آن ها را برافروزند تا امکان دور زدن و دسترسی دشمن از عقب و جوانب به خیمه ها ممکن نباشد و هیچ سواری هم نتواند از روی خندق های آتش به این سو بیاید»
    ویرایش توسط شمس الظلام : 1395/07/20 در ساعت 18:16
    اگر سخن چون نقره است ، خاموشی چون زر پر بها است.

  11. تشكر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    1,061 در 293 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    151




    تلاش امام علیه السلام برای جلوگیری از جنگ: امام علیه السلام نمی‌خواست کار به جنگ بکشد و نهایت تلاش و کوشش او این بود که از درگیری نظامی و خونریزی جلوگیری کند و این دشمن غدار بود که جنگ را به حضرت علیه السلام تحمیل کرد.
    امام علیه السلام از وقتی که با سپاه حر مواجه شد حداقل پنج بار پیشنهاد مراجعت را به سپاه دشمن داد و روی این مساله پافشاری داشت.
    بار اول: در منزلگاه اشراف قبل از نماز ظهر خطاب به سپاهیان حر فرمود: « اگر تعهد یاری و وفاداری نمی کنید، من برمی گردم».
    بار دوم : بعد از نماز عصر در همان جا فرمود: « اگر حق ما را نمی شناسید و ما را نمی خواهید و رای شما غیر از آن است که نامه ها و نمایندگان شما می گفتند، من بر می گردم».
    بار سوم : وقتی در کربلا با فرستاده ی عمر بن سعد مواجه شد، فرمود: « اهل کوفه به من نوشتند: بیا حال اگر نمی خواهند بر می گردم».
    بار چهارم : در جلسه ی مذاکرات شبانه و محرمانه با ابن سعد.
    و بالاخره بار پنجم: روز عاشورا را قبل از شروع جنگ در پایان خطبه ای طولانی فرمودند: « ای مردم! اگر من را نمی خواهید پس آزادیم بگذارید تا به جایی از زمین بروم که تا امنیت داشته باشم».

    امام علیه السلام صبح عاشورا نیز بسیار کوشید تا در دل و جان مردم نفوذ و آنان از کشتن او و یارانش خود داری کنند. اصحاب امام علیه السلام نیز در روز عاشورا را کوشش زیادی کردند که اردوی عمر سعد را به یاری امام علیه السلام جلب کنند تا آنان را از کشتن آن حضرت علیه السلام و یارانش باز دارند.

    امام پس از نماز صبح اصحابش را به تقوای الهی و صبر بر جهاد دعوت کرد. هنگام که دو سپاه برابر هم قرار گرفتند، امام علیه السلام از بریر بن خضیر همدانی خواست تا با دشمن سخن بگویند و با آنان احتجاج کند. بریر خطاب به کوفیان گفت: « اکنون نسل محمد (ص) در میان شماست. اینان ذریه، عترت، دختران و حرم پیامبرند. از آنان چه میخواهید»؟ گفتند: « تسلیم شدن بر حاکمان زیاد». بریر گفت: « آیا نمی پذیرید به همان جا که آمده اند، بازگردند؟ آیا فراموش کرده اید که با نامه های شما به این جا آمده اند؟ آیا از آبی که یهود و نصار و مجوس بهره می بردن، آنان را منع می کنید؟ با ذریه ی پیامبر تان بد رفتار می کنید. خداوند روز قیامت شما را سیراب نکند». برخورد دشمن جز تمسخر و خنده چیزی نبود.
    امام علیه السلام سعی می کرد شروع کننده ی جنگ نباشد و تا آخرین مرحله به این اصل پایبند بود و اگر دشمن جنگ را شروع کنی کرد در کربلا جنگی واقع نمی شد، زیرا کشتن یاران امام علیه السلام و خاندان و فرزندانش و مهم تر از همه ریختن خون مقدس امام علیه السلام یک منکر بزرگ بود و باید از آن جلوگیری می شد.

    قلب مهربان و پر عاطفه امام علیه السلام برای محبت این مردم فریب خورده و سرگردان می تپید و چون پدری دلسوز از گمراهی این مردم که اسیر هوس های سفیهانه ی دستگاه حکومت شده اند رنج می بارد. او می خواست خود را بیش از پیش به این مردم آشفته فکر بشناساند و تا آنجا که می تواند با کمال دلسوزی آنان را هدایت نماید تا دست به خون وی آلوده نکنند.

    اگر سخن چون نقره است ، خاموشی چون زر پر بها است.

  13. تشكر


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    1,061 در 293 پست
    حضور
    6 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    151



    نفرات سپاه امام علیه السلام : درباره ی شمار نفرات سپاه امام علیه السلام اقوال گوناگونی وجود دارد:
    شیخ مفید می نویسد: «امام علیه السلام سی و دونفر سواره و چهل پیاده بودند». بعضی هشتاد و دو نفر ( سی و دو سوار و پنجاه نفر پیاده) را ذکر کرده اند. امام باقر علیه السلام فرموده اند که تعداد یاران آن حضرت علیه السلام چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده بوده است. تعداد یاران امام علیه السلام را ۱۱۳ نفر و ۱۵۰ نفر نیز گفته اند.
    در این میان اگر نقل امام محمد باقر علیه السلام را قبول نماییم باید گفت که عدد ۷۲ نفر شامل برجستگان و بزرگان شهدای کربلا می باشد، که در حد بالای از عظمت قرار داشته اند.
    در هر صورت تعداد شهدای کربلا از ۷۲ نفر کمتر و از ۱۳۵ نبوده است.
    ترکیب سنی سپاه امام علیه السلام از عمر و بن جناده که نوجوان یازده ساله تا مسلم بن عوسجه که پیر مرد هفتاد ساله بود، متغیر بود.

    جنگ بیش از چند ساعت طول نکشید از صبح عاشورا تا بعد از ظهر. ولی در این مدت کوتاه،از اردوی عمر بن سعد آنقدر قساوت و بیرحمی و درندگی و وحشی گری و اعمال غیر انسانی سر زد که برای شرح جزییات آن صدها ساعت وقت لازم است و نوشتن و گفتن و شنیدن آن قلب را می لرزاند و وجدان را ناراحت و عقل را مبهوت می گرداند و در مقابل، از حسین بن علی علیه السلام و یاران و خاندانش آن قدر بزرگواری، جوانمردی، ایمان، انسانیت، تقوی، فضیلت، عشق به حقیقت، فداکاری، جانبازی در راه خدا و در راه عقیده و ایمان ظاهر گشت که هر انسانی را به خضوع وا می دارد و هر فرد حقیقت دوستی در مقابل این همه عزت نفس و حریت ضمیر و عظمت روح سر تعظیم فرود می آرد.

    پس از سخنرانی آتشین امام حسین علیه السلام لشکر بنی امیه شروع به تیر اندازی کردند و پس از آن جنگ تن به تن انجام شد و بیشترین اوقات روز به جنگ های تن به تن و گفت وگو با دشمنان گذشت. ولی اسب سواران اموی به همراهی پانصد نفر تیر انداز فشار سختی بر نیروی کوچک امام حسین علیه السلام وارد ساختند.
    ویرایش توسط شمس الظلام : 1395/07/22 در ساعت 01:27
    اگر سخن چون نقره است ، خاموشی چون زر پر بها است.

  15. تشكر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود