صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امام حسین علیه السلام در نظر شخصیت های مهم جهان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,519
    صلوات
    1250
    دلنوشته
    18
    دلنوشته
    الهی بحق صاحب الزمان عاقبت همه مومنین و مومنات و مسلمین و مسلمات ختم بخیر بگردان
    مورد تشکر
    279 پست
    حضور
    96 روز 19 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304

    امام حسین علیه السلام در نظر شخصیت های مهم جهان




    امام حسین علیه السلام در نظر شخصیت های مهم جهان


    امام حسین علیه السلام در نظر شخصیت های مهم جهان

    امروزه آوازه بلند شخصیت و عظمت امام حسین «علیه السلام» همه جا را فرا گرفته و تمامی انسان های بیدار، از فداکاری و جوانمردی حسین «علیه السلام» در راه احیای دین حق و ریشه کنی ظلم و باطل سخن می گویند.

    هر کسی در هر جای عالم که نام حسین «علیه السلام» را می شنود او را می شناسد، نام او را به عظمت و بزرگی یاد می کند و قیام حسین «علیه السلام» را منبع الهام برای به ثمر رساندن حقّ و عدالت می داند و راه برپایی آن را نیز از حسین «علیه السلام» می آموزد.
    آنجا که حسین «علیه السلام» فرمود:


    «اَلا اِنَّ الدَّعِیَّ بنَ الدَّعِیَّ قَدْ رکَزَ بَیْنَ اثنَتَینِ بَیْنَ السِّلَةِ و الذِّلَّةِ وَ هَیهاتَ مِنّا الذِّلَّةُ یأبَی اللّهُ لنا ذلک و رسولُهُ و المؤمنونَ و حجورٌ طابتْ و طَهُرَتْ و اُنُوفٌ حَمِیَّةٌ و نُفُوسٌ اَبیةٌ مِنْ اَنْ توثر طاعة اللئام علی مصارعِ الکرام الا انّی قد اعذرت و انذرت الا انی زاحف بهذه الاسرة علی قلّة العَدَدِ و خذلان الناصر»

    «این فرومایه، فرزند فرومایه، مرا در دو راهی شمشیر و ذلّت قرار داده است و هیهات که ما زیر بار ذلّت برویم؛ زیرا خدا و پیامبرش و مؤمنان از این که ما ذلّت را بپذیریم ابا دارند و دامن های پاک مادران و مغزهای با غیرت و نفوس با شرافت پدران روا نمی دارد که اطاعت افراد لئیم و پست را بر قتلگاه کرام و نیک منشان، مقدم بداریم. آگاه باشید که من با این گروه کم و با قلّت یاران و پشت کردن کمک دهندگان برای جهاد آماده ام.»


    امام حسین علیه السلام در نظر شخصیت های مهم جهان



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,519
    صلوات
    1250
    دلنوشته
    18
    دلنوشته
    الهی بحق صاحب الزمان عاقبت همه مومنین و مومنات و مسلمین و مسلمات ختم بخیر بگردان
    مورد تشکر
    279 پست
    حضور
    96 روز 19 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    امام حسین علیه السلام در نظر شخصیت های مهم جهان

    روح عظمت و بزرگی حسین «علیه السلام»، را نمی توان به قلم آورد و بیان کرد.

    سخنان شورآفرین و تسلیم محض الهی بودن و جز رضای حق را طلب نکردن و ایثار و فداکاری حسین بن علی «علیه السلام» صفحات زرّین تاریخ را نورانی و توجّه هر انسانی را به خود جلب می کند و در این میان کم نیستند کسانی که خواسته یا ناخواسته زبان به وصف حسین «علیه السلام» گشوده اند و تاریخ عاشورا را ستوده اند.


    امام حسین علیه السلام در نظر شخصیت های مهم جهان



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,519
    صلوات
    1250
    دلنوشته
    18
    دلنوشته
    الهی بحق صاحب الزمان عاقبت همه مومنین و مومنات و مسلمین و مسلمات ختم بخیر بگردان
    مورد تشکر
    279 پست
    حضور
    96 روز 19 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    امام حسین علیه السلام در نظر شخصیت های مهم جهان


    الف: مهاتما گاندی؛ رهبر استقلال هند


    من زندگی امام حسین «علیه السلام»، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خوانده ام و توجّه کافی به صفحات کربلا نموده ام، بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از امام حسین «علیه السلام» پیروی کند.

    ب: محمد علی جناح؛ قائد اعظم پاکستان

    هیچ نمونه ای از شجاعت را بهتر از امام حسین «علیه السلام» به لحاظ فداکاری و تهوّرش در عالم نمی توان یافت. به عقیده من، تمام مسلمین باید از این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربان کرد، سرمشق بگیرند و از او پیروی کنند.


    امام حسین علیه السلام در نظر شخصیت های مهم جهان



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,519
    صلوات
    1250
    دلنوشته
    18
    دلنوشته
    الهی بحق صاحب الزمان عاقبت همه مومنین و مومنات و مسلمین و مسلمات ختم بخیر بگردان
    مورد تشکر
    279 پست
    حضور
    96 روز 19 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304





    امام حسین علیه السلام در نظر شخصیت های مهم جهان
    ج: چارلز دیکنز؛ نویسنده معروف انگلیسی



    من نمی فهمم! اگر منظور امام حسین «علیه السلام»، جنگ در راه خواسته های دنیایی بود، چرا خواهران و زنان و اطفالش همراه او بودند. پس عقل حکم می نماید که او فقط به خاطر اسلام، فداکاری کرد.


    د: توماس کارلایل؛ فیلسوف و مورّخ انگلیسی


    بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم این است که حسین «علیه السلام» و یارانش، ایمان استوار به خدا داشتند، آن ها با عمل خود ثابت کردند که تفوّق عددی در جایی که حق با باطل روبه رو می شود اهمیّت ندارد و پیروی حسین «علیه السلام» با اقلیتی که داشت، باعث شگفتی من است.

    امام حسین علیه السلام در نظر شخصیت های مهم جهان




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    754
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    39 روز 21 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دیدگاه اهل سنت در باره مسئله عاشورا

    امام حسین علیه السلام در نظر شخصیت های مهم جهان
    پیش از آنکه نظر اهل سنت در باره حادثه عاشورا بیان شود لازم است جایگاه امام حسین (ع) از دیدگاه اهل­سنت مورد بررسی قرار بگیرد.
    بدون ترديد امام حسين ـ عليه السلام ـ فرزند رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ يکي از سروران جوانان اهل بهشت و از اهل بيت پيامبر ـ عليه السلام ـ مي باشد[1] که در قرآن کريم محبت و دوستي شان با آيه مودت[2] بر مسلمين واجب گرديده است. وقتی که آیه شریفه « ... قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ » نازل گردید، از رسول خدا(ص) سوال شد این خویشاوندان شما کیست که محبت و دوستی آنان بر ما واجب شده است؟ رسول الله 0ص9 فرمود: علی، فاطمه و دو فرزند او(حسن و حسین).[3]
    و نیز احادیثی از رسول خدا(ص) از طريق اهل سنت نقل شده که بر اين محبت و دوستي تاکيد دارند. يکي از اين روايات که مشتمل بر جملات متعددي است با جمله «من مات علي حب آل محمد مات شهيدا» آغاز مي گردد و به جمله «ألا و من مات علي بغض آل محمد مات کافراً و من مات علي بغضهم لم يشم رائحه الجنه» به پايان مي رسد.[4]
    در کتابهای معتبر اهل سنت آمده که رسول خدا(ص) فرمود: قسم به آن کسی که جان محمد در دست اوست هیچ کس با ما اهل بیت دشمنی نمی کند مگر اینکه خدا او را وارد جهنم کند.[5]
    آلوسی یکی از مفسرین اهل سنت از این حدیث این نتیجه را می گیرد که محبت اهل بیت بر تمام مسلمانان فرض می باشد.[6] و به همین دلیل امام شافعی عقیده خود را در باره اهل بیت اینگونه ابراز می کند:
    یا اهل بیت رسول الله حبکم
    فرض من الله فی القرآن انزله
    کفاکم من عظیم القدر انکم
    من لم یصل علیکم لا صلات له[7]
    (ای اهل بیت رسول خدا! محبت شما از طرف خداوند در قرآن فرض شده است و این عظمت برای شما کافی است که هر که در نماز بر شما درود نفرستد نمازش باطل است)
    مراد شافعی این است که در تشهد نماز های یومیه صلوات فرستادن بر اهل بیت که امام حسین یکی از آنها ست فرض و واجب می باشد و اگر این صلوات فرستاده نشود نماز، نماز نخواهد بود.
    و بر طبق حدیث رسول خدا(ص) که در صحیح مسلم از زبان عایشه همسر پیامبر نقل شده است، امام حسین (ع) از مصادیق بارز اهل بیت به شمار می آید. عایشه می گوید: روزی پیامبر اسلام(ص) صبح بین طلوعین جامه ای را که از پشم سیاه بافته شده بود بر خود انداخت در این هنگام حسن بن علی آمد و رسول خدا او را زیر جامه کنار خود برد لحظه ای بعد حسین آمد او نیز زیر جامه کنار رسول خدا رفت و پس از آن فاطمه دختر رسول خدا آمد او هم زیر جامه رفت و سپس علی آمد و با آنان در زیر جامه یکجا شد. در این زمان رسول خدا فرمود: « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا »(احزاب/33).[8]
    در مستدرک حاکم و کتاب های دیگر اهل سنت نیز از زبان ام سلمه همسر دیگر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل شده است که زمانی که این آیه در خانه من بر پیامبر نازل گردید پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ علی، فاطمه، حسن و حسین را در زیر کساء جمع کردند و فرمودند: «اللهم هؤلاء اهل بیتی» ام سلمه می گوید من عرض کردم آیا من از اهل بیت نیستم فرمودند: تو اهل منی و با خیر هستی و اینان اهل بیت من هستند.[9]
    فخر رازی می گوید صحت این روایت بین اهل تفسیر و حدیث متفق علیه می­باشد.[10]
    از طرف دیگر امام حسین(ع) نه تنها فرزند بلکه پسر رسول خدا (ص) است. امام فخر رازی آیه شریفه مباهله را دلیل قاطع بر این مطلب گرفته که حسن و حسین دو پسر رسول خدا (ص) می باشند؛ زیرا هنگامی که به دستور خدا مأمور شدند که در مباهله پسران شان را دعوت کنند، پیامبر (ص) حسن و حسین را دعوت کرد و با خود آورد. بنابراین واجب است که آن دو پسران پیامبر باشند.[11]
    فخر رازي که يکي از علماي برجسته اهل سنت است در باره شدت تعلق اهل بیت با پیامبر اسلام می گوید که شکي در اين نيست که بين فاطمه، علي، حسن و حسين و بين پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ تعلق شديدي وجود داشته و واجب است که آنان اولین مصداق آل محمد باشند. و سپس در ذیل آیه مودت می گوید شکی نیست که پیامبر اسلام (ص) فاطمه و علی و حسن و حسین را دوست داشتند بنابراین مثل همین محبت و دوستی با آنان بر همه­ی امت واجب می­باشد و آیات «وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» (اعراف/١٥٨) و «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ» (آل عمران/٣١)و« لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ » (احزاب٢١) دلیل بر این مطلب می­باشد. و در ادامه می گوید دعایی که در پایان تشهد نماز خوانده می شود که عبارت است از «اللهم صل علی محمد و علی آل محمد و ارحم محمدا و آل محمد» تعظیم بس بزرگی است که در باره احدی غیر از آنان وجود ندارد و تمام اینها دلالت بر این دارد که دوستی و محبت آل محمد واجب است و لذا امام شافعی گفته است که:
    ان کان رفضا حب آل محمد
    فلیشهدان الثقلان أنی رافضی[12]
    اینکه پیامبر اسلام(ص) فرزندش امام حسین (ع) را بسیار دوست می داشتند در احادیثی که در کتابهای اهل سنت نقل شده منعکس گردیده است. پیامبر اسلام (ص) امام حسین(ع) را به حدی دوست داشت که مدام دهن او را می­بوسید و می­گفت حسین از من است و من از حسینم.[13] در حدیث دیگری آمده است که روزی حسین با بچه ها بازی می­کرد در این هنگام رسول الله(ص) آمد او را در بغل گرفت و سپس یک دست خود را زیر چانه او گذاشت و با دست دیگر از قفای سر او گرفت و سرش را بلند کرد و دهنش را بر دهن او گذاشت و گفت: حسین از من است و من از حسینم خداوند بیامرزد آن کسی را که حسین را دوست داشته باشد.[14] از طریق ابی هریره و دیگران نقل شده که روزی حسین داخل مسجد شد و خودش را به بغل رسول خدا انداخت و انگشتان خود را داخل محاسن رسول خدا نمود، در این هنگام رسول خدا دهن خود را بر دهن او گذاشت و فرمود: خدایا! من حسین را دوست دارم و تو هم او را و هر که او را دوست دارد دوست بدار. ابو هریره می گوید بعد از این که هر گاه حسین را می دیدم اشک از چشمانم جاری می گردید.[15]
    از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمود: «من احب الحسن و الحسین فقد احبنی و من ابغضهما فقد ابغضنی؛ یعنی هر که حسن و حسین را دوست داشته باشد در حقیقت مرا دوست دارد و هر که با آنان دشمنی کند در حقیقت با من دشمنی کرده است.»[16]
    با تمام این روایات و مطالبی که از طریق اهل سنت در باره اهل بیت و بخصوص امام حسین(ع) مبنی بر مقام و جایگاه او در نزد رسول خدا(ص) و محبت و دوستی آن حضرت و وجوب این محبت بر امت اسلامی نقل شده، وقتی به صفحات تاریخ رجوع شود مشاهده می شود که بیشترین و بدترین ظلم بر اهل بیت رسول خدا(ص) روا داشته شده است. از میان این ظلمها ظلمی که از طرف یزید بن معاویه بر فرزند رسول الله(ص) حضرت امام حسین(ع) انجام گرفت در تاریخ بشریت نظیر آن وجود ندارد و در آینده هم چنین ظلمی واقع شدنی نخواهد بود؛ زیرا آنانی که خود را مسلمان می دانستند و از امت رسول خدا(ص) به شمار می آمدند، به نام اسلام، فرزند و پسر پیامبر خود شان را همراه با یاران او به بدترین و بی رحمانه ترین وضع کشتند و اطفال و زنان خانواده­ی پاک پیامبر(ص) را به نام کافر و طاغی اسیر نموده و در شهر ها در منظر مردم گشتانده و در مجالس یزید و عبیدالله بن زیاد آنان را از نظر جسمی و روحی مورد آزار و اذیت قرار دادند.
    اين واقعه تاريخي غير قابل انکار مي باشد که امام حسين ـ عليه السلام ـ با ياران اندک خود به مظلومانه ترين وجه توسط يزيد بن معاويه، در راه خدا و حفظ دين اسلام در کربلا و روز عاشورا سال 61 هجري به شهادت رسيده و خانواده پاک او که خانواده پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بود با ظالمانه ترين وجه به اسارت گرفته شدند. بنابراين براي يک مسلمان واقعي و پيرو راستين قرآن و سنت، با توجه به آیات و روایاتی که نقل شد کافي است که نسبت به واقعه عاشورا اندوهگين و ماتم زده باشد و بدون شک بي تفاوتي نسبت به آن دليل بر بي مبالاتي نسبت به دستور خدا و پيامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مي باشد. زيرا ممکن نيست کسي امام حسين ـ عليه السلام ـ را به عنوان قربي و اهل بيت پيامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ دوست داشته باشد، اما واقعه کربلا و عاشورا او را غمگين و ماتم زده نگرداند. و نيز ممکن نيست کسي مسلمان باشد اما قيام امام حسين ـ عليه السلام ـ را در برابر انحراف و ظلم و دشمنان اسلام به عنوان قيام ناب الهي در قالب مجالس و عزاداري گرامي ندارد.

    دیدگاه اهل سنت در باره حادثۀ عاشورا
    در موضع گیری اهل سنت در برابر حادثه عاشورا اهل سنت به دو دسته تقسیم می­شود. یک دسته که اکثریت اهل سنت را تشکیل می­دهد اهل سنت معتدل و محب اهل بیت(ع) می­باشد. دسته دوم اهل سنت، پیرو بنی امیه و یزید بن معاویه است که نسبت به اهل بیت و امام حسین (ع) دید مثبتی ندارد بلکه می توان گفت دشمن اهل بیت می باشد. این دسته امروز در قالب سلفیه و وهابیت در جهان اسلام معروف است.
    اما در باره اهل سنت معتدل باید گفت که آنان از این حادثه­ی ناگوار، غمگین و ناراضی هستند و عوامل آن را مورد نکوهش و گاهی مورد لعن قرار می­دهند. موضع گیری این دسته­ از اهل سنت را می توان از مطالبی که در زیر به آنها اشاره می شود به دست آورد:
    علمای اهل سنت از پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ رواياتي را مبني بر شهادت امام حسين ـ عليه السلام ـ نقل نموده که از آن جمله اين روايت است: «... روزي حسين ـ عليه السلام ـ در کودکي بر پشت و گردن پيامبر (ص) بازي مي­کرد که جبرئيل به پيامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ گفت آيا او را دوست داري فرمود بلي. جبرئيل گفت امت تو او را خواهد کشت. و سپس محل شهادت او را به پيامبر ـ عليه السلام ـ نشان داده و مشتي خاک سرخ رنگ را از آن محل برداشته و به ام سلمه مي دهد...».[17] و نيز رواياتي را در مورد حوادث روز عاشورا و بعد از آن نقل نموده که در يکي از اين روايات چنين آمده است: «هنگامي که حسين بن علي کشته شد آفاق آسمان تا چندين ماه رنگ سرخ را به خود گرفته بود و اين سرخي آسمان حکايت از گريه آن داشته است.»[18]
    بیشتر مفسرین اهل سنت این روایت را در ذیل آیه« فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ » (الدخان/29) این سخن را آورده اند.[19]
    در تفسیر ابن ابی حاتم آمده است که آسمان از زمانی که دنیا بوده است بر هیچ کسی نه گریسته است مگر بر دو نفر یکی یحیی بن ذکریا و دیگری حسین بن علی می باشد. و از زید بن زیاد نقل شده که چون­که حسین کشته شد آفاق آسمان چهار ماه رنگ سرخ را به خود گرفته بود و از عطاء نقل شده که گریستن آسمان سرخ شدن اطراف آن می باشد.[20]
    طبرانی نقل می کند که محمد بن حمید جهمی از اولاد ابی جهم در قتل حسین این شعر را که به زینب دختر عقیل بن ابی طالب منسوب است انشاد کرد:
    مَاذَا تَقُولُونَ إن قال الرَّسُولُ لَكُمْ
    مَاذَا فَعَلْتُمْ وَ أَنْتُمْ آخِرُ الأُمَمِ
    بِأَهْلِ بَيْتِي وَ أَنْصَارِي وَذُرِّيَّتِي
    منهم أُسَارَى وقَتْلَى ضُرِّجُوا بِدَمِ
    ماكان ذَاكَ جَزَائِي إِذْ نَصَحْتُ لَكُمْ
    أَنْ تَخْلُفُونِي بِسُوءٍ في ذَوِي رَحِمِ
    یعنی چه می گویید اگر رسول خدا به شما بگوید که به عنوان آخرین امت با اهل بیت و یاران و ذریه من چه کردید؟ برخی از آنها را اسیر و برخی را کشته و با خون آغشته نمودید. جزای من هنگامی که شما را نصیحت کردم این نیست که با خویشان من اینگونه رفتار بد انجام دهید! [21]
    از دیدگاه اهل سنت بنا بر آنچه که در متون روایی آنها آمده، امت اسلامی با اهل بیت رسول خدا در از مایش قرار دارد زیرا بنابر نقل خالد بن عرفطه رسول خدا فرموده بودند زود است که شما بعد از من در باره اهل بیتم مورد آزمایش قرار خواهید گرفت.[22] و این امتحان و ابتلاء تا پایان تاریخ همچنان ادامه دارد و لذا همانگونه که در روز عاشورا بسیاری از مسلمانان در معرض امتحان قرار گرفتند و فقط تعداد معدودی از این امتحان سربلند بیرون آمدند، امروز نیز مسلمانان با موضع گیری در قبال این واقعه همچنان امتحان می شوند و هرکه به دلیل محبتی که نسبت به امام حسین (ع) و خاندان رسول خدا(ص) دارد از آن غمگین شود و کسانی را که باعث این حادثه شده و ظلم هایی را بر این خاندان پاک روا داشتند از خود طرد کنند سربلند خواهند بود اما آنانی که در قبال این واقعه­ی دردناک بی تفاوت هستند و یا از یزید و یاران او حمایت می کنند قطعا دراین امتحانی که رسول خدا آن را برای امت خود قرار داده است مردود و در روز جزا در برابر رسول الله(ص) شرمسار و سرافکنده خواهند بود.
    اینست که تفتازاني از متکلمين بنام اهل سنت مي گويد: ظلمي که بر اهل بيت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ انجام گرفته نمي توان آن را پنهان نمود. زيرا بر اين ظلم که در نهايت شقاوت بوده جمادات و حيوانات بي زبان شهادت مي دهند و نزديک بود که زمين و آسمان بر آن گريه کنند و کوه ها از جا کنده شوند و صخره ها تکه تکه گردند. پس لعنت خدا بر کسي که اين کار را انجام داد يا به آن راضي شد و يا در اين جهت کوشيد. و عذاب آخرت شديد تر و ماندگار تر مي باشد.[23]
    بنابراين مي توان گفت علمای آگاه اهل سنت نيز به خاطر واقعه عاشورا محزون و ماتم زده هستند. هر چند عوام آنان اطلاعات چنداني از مسئله عاشورا و کربلا ندارند. و لذا در برخي از مناطق اهل سنت ديده شده که در روز عاشورا براي امام حسين ـ عليه السلام ـ مجلس عزا تشکيل مي دهند منتهي مجالس در ميان اهل سنت به علت هاي مختلفي فراگير نمي باشد.
    اما فرقه وهابيت هماهنگ با سياست بني اميه و به ویژه يزيد بن معاويه مراسم عزا و ماتم و سخنراني را در روز عاشورا حرام و بدعت مي دانند بلکه از اين حد فراتر رفته اين روز را مبارک شمرده و براي جشن و شادماني و شيريني خوري و خريدن لوازم جديد منزل و سرمه کشيدن و نظافت و امثال اين ها مناسب مي دانند و اين فرهنگي است که حجاج بن يوسف ثقفي در زمان خلافت عبدالملک مروان براي شکنجه و عذاب شيعيان پايه گذاري کرد.[24] و سني هايي که با مراسم عزاداري روز عاشورا مخالفت مي کنند متأثر از همين فرهنگ مي باشند.
    موضع و دیدگاه منفی وهابیها و سلفی های متجدد در باره حادثه عاشورا بر حمایت یزید بن معاویه و تبرئه او از این جنایت مبتنی است و برای اینکه حقایق و وقایع حادثه عاشورا برملا نشود و یزید و اطرافیان و پیروان او از طرف مسلمانان زیر سوال نرود از برگزاری مراسم عزاداری جلوگیری می کنند.
    وهابی ها از این حد هم تجاوز کرده و بر بدعت عزاداری در روز عاشورا بسنده نکرده بلکه روز عاشورا را روز عيد و زينت و سرور و شادماني مي دانند، و به قصد تبرک و شکرانه کشتن امام حسين ـ عليه السلام ـ نور چشم رسول خدا و سيد جوانان اهل بهشت، این روز را روزه مي گيرند. روايت عمرو بن ابي يوسف مي گويد: من شنيدم که معاويه روي منبر گفت روز عاشورا روز عيد است، هر کس دوست دارد روزه بگيرد و هر کس نمي خواهد روزه نگيرد حرجي بر او نيست.[25]
    مقريزي مي گويد: در دوران حکومت فاطميون در مصر، در روز عاشورا به خاطر شهادت حسين ـ عليه السلام ـ ماتم و سوگواري بر پا مي شد، ولي هنگامي که بني ايوب به حکومت رسيدند، آن ها در روز عاشورا سرور و شادماني بر پا نموده و با ريخت و پاش غذا پخش مي کردند، هم چنين به حمام رفته و تنظيف نموده و به چشم سرمه مي کشيدند آنان اين اعمال را در پيروي از روش و عادت اهل شام که حجاج بن يوسف ثقفي در زمان عبد الملک بن مروان، در مخالفت با شـيـعيان علي بن ابي طالب ـ عليه السلام ـ که روز عاشورا را روز اندوه و ماتم مي دانند پي­ريزي کرده بود، انـجـام مـي­دادند[26]. سقاف مي گويد: اين اخبار زياد و کثير العدد را براي دفن قضيه کربلا آوردند، ليکن قضيه کربلا به عظمت خود باقي ماند و آن ها بيچاره و فشل شدند.[27]

    پی نوشت ها:
    [1] . محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي، صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان ، ج 15ص412، مؤسسة الرسالة - بيروت - 1414 - 1993، الثانية؛ محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري، المستدرك على الصحيحين، ج3ص429، دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى.
    [2]. شوري/ 23.
    [3].زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج4ص223و224، بیروت، دار احیاءالتراث العربی؛ قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج16ص21و22، بیروت، دار احیاءالتراث العربی.
    [4]. زمخشري، جار الله محمد بن عمر، کشاف، 4/220، بيروت، دار الکتب عربي.
    [5] .ابن حبان بستی، صحیح ابن حبان، ج15ص435؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج3ص162، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1411ق.
    [6] . آلوسی بغدادی، سید محمود، روح المعانی، ج25ص32، بیروت، دار احیاء التراث.
    [7] . هیثمی، احمد بن حجر، الصواعق المحرقه، ص148، مکتبة القاهره.
    [8] . مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج4ص1883، بیروت ، دار احیاء التراث العربی.
    [9] . نیشابوری، محمد بن عبد الله، المستدرک علی الصحیحن، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، 1411 ق، 3/451.
    [10] . رازي، فخر الدين محمد بن عمر، تفسير کبير، ج8ص71، بيروت، دار الکتب العلميه، اول، 1421 هـ 2000م، الطبعة: الأولى.
    [11] . تفسیر کبیر، ج8ص72.
    [12]. تفسير کبير، 27/143.
    [13] . حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج3ص184، بیروت دارالکتب العلمیه، 1411ق.
    [14] . صحیح ابن حبان، ج15، 428. قزوینی، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، ج1ص51، بیروت، دارالفکر.
    [15] .المستدرک علی الصحیحین، ج3ص196.
    [16] .سنن ابن ماجه، ج1ص15.
    [17]. احمد بن حنبل، مسند احمد، 3/ 242، بيروت، دار صادر، و هيثمي، مجمع الزوائد، 9/187، بيروت دار الکتب العلميه، 1408 ق.
    [18]. سيوطي، جلال الدين، الدر المنثور، بيروت، دار الفکر، 1993 م و ابن کثير، اسماعيل بن عمر، تفسير ابن کثير 4/143، بيروت، دار ا لفکر، 1401 ق و طبري، محمد بن جرير، تفسير طبري، 25/124، بيروت، دار الفکر، 1405 ق.
    [19] . رک: المحرز الوجیزفی تفسیر الکتاب العزیز، ج5ص73؛ تفسیر بغوی، ج4ص152، تفسیر طبری، ج25ص124، تفسیر قرطبی، ج16ص141، تفسیر ثعلبی، ج8ص353، تفسیرالعز بن عبدالسلام، ج3ص170
    [20] . تفسیر ابن ابی حاتم، ج10ص3289.
    [21] . سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني، المعجم الكبير، ج3 ص124مكتبة الزهراء، الموصل - 1404 - 1983، الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي.
    [22] المعجم الکبیر، ج4ص192.
    [23]. تفتازاني، سعد الدين مسعود بن عمر، شرح مقاصد في علم الکلام، 2/307، پاکستان، دار النعمانيه، اول، 1401 ق.
    [24]. الورداني، صالح، الشيعه في مصر من الامام علي ـ ص 34، قاهره، مطبعه مدبولي صغير، اول، 1414 ق.
    [25]. صنعاني، عبد الرزاق، مصنف عبدالرزاق، ج 4، ص 29، ح 7850، منشورات المجلس العلمي.
    [26]. طبسي، نجم الدين، صوم يوم عاشورا، بين السنه النبويه و البدعه الامويه، ص 137، منشورات عهد به نقل از سير اعلام النبلاء ج 4، ص 343.
    [27]. نجم الدين طبسي، صوم عاشورا بين السنه النبويه و البدعه الامويه، ص 139، منشورات عهد.




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    754
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    39 روز 21 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقد و بررسي نگرش منابع تاريخي اهل سنت به قضاياي كربلا و شهادت امام حسين عليه‎ السلام

    امام حسین علیه السلام در نظر شخصیت های مهم جهان
    در نقل حوادثي كه در جريان كربلا رخ داده، مخصوصاً حوادثي كه در روز عاشورا رخ داده، تقريباً توافق همه جانبه اي وجود دارد. در نقل مصائبي كه بر خاندان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و بر امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ و ساير اصحابش در اين روز اتفاق افتاده است، بين منابع شيعه و سني تفاوت زيادي وجود ندارد. اما در اينكه هدف امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ از قيام چه بوده است، و مقصر در اين جريان كيست،در بين منابع اهل سنت دو ديدگاه كلي وجود دارد. گروه کمي از منابع اهل سنت سعي در تبرئه يزيد دارند و سعي دارند امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ را به عنوان مقصر معرفي كنند، كه بيشتر آنها منابع قديمي هستند. اما اكثريت مورخين سني مذهب يزيد را مقصر مي دانند و كاملاً از حركتِ امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ و قيام ايشان دفاع مي كنند. اين ديدگاه در منابع قديم زياد و در منابع جديد رو به فزوني است. ابوفلاح عبدالحي بن عماد حنبلي از علماي معروف حنبلي مي نويسد: «همه علما اتفاق دارند در تحسين قيام امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ عليه يزيد»[1] ما در اين مقاله ابتدا ديدگاه گروه نخست را بيان مي كنيم و سپس ديدگاه اكثريت را بيان خواهيم كرد.
    يكي از كساني كه در گروه اقليت قرار دارد مورخ مشهور اهل سنت «طبري» مي باشد. اين مورخ اشاره به مقصرين حادثه نمي كند و هدف قيام امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ از گزارش او معلوم نمي شود. وي تا حدودي سعي در تبرئه يزيد دارد. ايشان مي نويسد: «وقتي خبر كشته حسين توسط «زحر بن قيس» به گوش يزيد رسيدگفت: «... خدا پسر سميه را لعنت كند به خدا اگر كار وي به دست من بود،او را مي بخشيدم».[2] «ابن كثير» هم سعي در تبرئه يزيد دارد ايشان مي نويسد: «جز عده قليلي از كوفه كسي راضي به قتل حسين نبود... بلكه حتي يزيد بن معاويه هم راضي به اين كار نبود...»[3] در حالي كه كلماتي كه خود يزيد آن را بيان كرده، كاملاً رضايت او را به اين امر نشان مي دهد.[4]
    «ابن عربي» از نويسندگان بسيار متعصب سني، جزء اقليتي است كه حركت يزيد را تأييد مي كند و حركت امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ را كاملاً اشتباه معرفي مي كند. وي مي نويسد: «علت كشته شدن حسين اين بود كه مردم حديثي ازپيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ شنيده بودند كه مي گفت كسي كه بخواهد تفرقه بيندازد بين اين امت، او را با شمشير بزنيد هر كس كه باشد».[5] اين مورخ هيچ توجهي به احاديثي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در مورد فضيلت امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ فرموده بود[6] نمي كند و حديثي را نقل مي كند كه بر فرض صحت هيچ ارتباطي با حركت امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ ندارد چون امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ قصد تفرقه بين امت اسلامي را نداشت بلكه هدف او اصلاح حكومت اسلامي بود. اين مورخ حتي به نويسندگاني كه يزيد را شارب خمر معرفي كرده اند حمله مي كند و مي نويسد: «... مورخاني كه مي گويند يزيد شراب مي خورد، خجالت نمي كشند؟».[7]
    اما ديدگاه اكثريت مورخان و نويسندگان اهل سنت در رابطه با قضاياي كربلا و شهادت امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ همان طور كه بيان شد، تأييد حركت امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ و تخطئه اقدامات يزيد مي باشد. اين گروه يزيد را فردي ظالم، بزه كار و قاتل امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ مي دانند و برخي حتي معاويه را هم مقصر مي دانند.
    «ابوالحسن اشعري» مي نويسد: «چون ستمگري يزيد از حد گذشت امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ با ياران خود عليه بيداد او قيام كرد و در كربلا به شهادت رسيد».[8] ابوفلاح حنبلي مي نويسد: «شانزده تن از اهل بيت امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ كه در آن روزگار كسي همانند آنها نبود همراه او به شهادت رسيدند. خدا انجام دهنده آن را بكشد و خوار گرداند هر آن كس را كه بدان امر كرد و رضايت داد».[9] ابن خلدون مي نويسد: «اين عمل يزيد يكي از اعمالي است كه فسق او را تأئيد مي كند، و حسين در اين واقعه شهيد و در نزد خدا مأجور است و عمل او بر حق و از روي اجتهاد است».[10] ابن خلدون يزيد را ظالم و قيام امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ را قيام عليه ظلم معرفي مي كند «... يزيد از عدالت به دور بوده و حسين ـ عليه‎ السلام ـ عليه يك حاكم ظالم قيام كرده بود».[11]
    ابن خلدون، در «العبر»،‌ يزيد را فردي ستم كار، بزه كار و شارب خمر و فاعل ساير معاصي مي داند وي مي نويسد: «چون ستم يزيد و عمالش همه جا را فراگرفت و بزه كاري هايش چون كشتن سبط رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ و ياران او و نيز شرب خمر و اشتغال او به ديگر معاصي آشكار شد، نخست مردم مدينه بر عامل خود بشوريدند...»[12] البته اين مورخ در برخي از موارد اشتباهاتي رااز قبيل تحليل غلط نسبت به سرانجام قيام هم به امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ نسبت مي دهد. «عبدالرحمان شرقاوي» در كتابش «الحسين ثائراً و شهيداً» حركت امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ را كاملاً تأئيد مي كند و رضايت يزيد را از اعمالي كه انجام داده در كربلا بيان مي كند.[13]
    «طه حسين» انتخاب يزيد توسط معاويه را كاري منفور و بدعتي جديد مي نامد.[14] و يزيد را جواني مفرِِِِِط در لهو و لعب و عياشي و ميگساري مي داند كه به طور علني مرتكب اين اعمال مي شد.[15] وي سپس مي نويسد «مورخين مي گويند كه يزيد گناه قتل حسين و شهداي ديگررا بر گردن عبيدالله بن زياد افكند اما اين اتهام يزيد درست نيست زيرا همه مي دانند كه يزيد، ابن زياد رانه فقط مجازات نكرد بلكه از كار هم بركنار نساخت»[16] «وحتي از سوي او مورد تشويق هم قرار گرفت»[17] و در جاي ديگر مي نويسد: «شايد گفته شود كه حسين بر يزيد شوريده و بيعت او را شكسته... از اين رو يزيد از حق حاكميتِ خود دفاع كرده و جلوي تفرقه بين مسلمين را گرفته است، ولي اين گفته صحيح نيست».[18]
    نويسندگان زيادي از اهل سنت ديدگاهي شبيه طه حسين دارند از جمله «خالد محمد خالد» نويسنده كتاب «ابناء الرسول في كربلا» و «عباس محمود العقاد» صاحب كتاب «ابو الشهداء حسين بن علي».
    در پايان مي توان نتيجه گرفت كه تقريباً اكثر نويسندگان اهل سنت بر كشته شدن مظلومانه ي امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ و گناه كار بودنِ يزيد متفق هستند. اين ديدگاه در حال رشد و ترقي مي باشد. نوانديشان سني با ادله محكم اين امر را ثابت كرده اند.

    پی نوشت ها:
    [1] . بر شطّي از حماسه و حضور، مجموعه مقالات، قم، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، چاپ اول، 1375، ص 267، به نقل از: «شذرات الذهب من اخبار من ذهب» ج 2، ص 67.
    [2] .طبري، محمد بن جرير، تاريخ طبري، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، انتشارات اساطير، چاپ 5، سال 1375، ج7، ص3071.
    [3] .ابن كثير،اسماعيل، البدايه و النهايه، بيروت، دارالمعرفه، چاپ 4، سال 1419، مجلد 4، ج 8-7، ص 600.
    [4] . اشعاري همانند: «لعبت هاشم بالمك- فلا خبر جاء و لا وحي نزل» و «قد اخذنا الثار منكم يا حسين» مراجعه شود به كتاب عبدالرحمن شرقاوي، الحسين ثائراً و شاهداً، ص 411.
    [5] . ابن عربي، العواصم من القواصم، قاهره، المطبعه الاسلاميه، سال 1371 هـ ، ج2، ص232.
    [6] . من جمله حديث «ان الحسين مصباح الهدي و سفينة النجاة» بحار، ج 36، ص 205.
    [7] . ابن عربي، پيشين، ص233.
    [8] . بر شطّي از حماسه و حضور، پيشين، ص 267، به نقل از «مقالات الاسلاميين و اختلاف المصلين»، ص 45.
    [9] . همان، ص 282، به نقل از «شذرات الذهب من اخبار من ذهب»، ج 2، ص 67.
    [10] . ابن خلدون، مقدمه، ترجمه محمد پروين گنابادي، تهران مركز انتشارات علمي فرهنگي، چاپ 4، سال 1362، ج1، ص417.
    [11] . همان، ص417.
    [12] . ابن خلدون، العبر، ترجمه عبدالحميد آيتي، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، چاپ 1، 1363، ج4، ص37.
    [13] . شرقاوي،عبدالرحمن، الحسين ثائراً و شهيداً، بيروت، العصر الحديث لِلنشر و التوزيع، چاپ دوم، 1405.
    [14] . طه حسين، علي و فرزندانش، ترجمه محمدعلي شيرازي، تهران، انتشارات گنجينه، چاپ چهارم، 1354، ص242.
    [15] . همان، ص 242.
    [16] . همان، ص 259.
    [17] . همان، ص 263.
    [18] . همان، ص 262.




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    4,144
    صلوات
    71
    دلنوشته
    17
    دلنوشته
    برای سلامتی آقا امام زمان
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    89 روز 16 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    1001



    سلام خدا قوت

    راستش نمیدونم این مطلبی که میگم تا چه حد درسته ولی حس میکنم عنوان تاپیک مناسب نیست ، چون خود آقا امام حسین بزرگترین شخصیت مهم جهان هستن ، هم در این دنیا هم در اون دنیا .

    ولی عنوان تاپیک یه طوریه این حس رو به آدم منتقل میکنه که ما باید ببینیم از نظر دیگران امام حسین خوبه یا نه ... در حالی که نیاز به تایید احدی نیست خصوصا اگه خود فرد مسلمان هم نباشه.

    اگه منظور عنوان رو اشتباه دریافت کردم عذر میخوام ولی این چیزیه که حداقل به من منتقل شده شاید بقیه اینطوری فکر نکنن.
    »»» لطفا برای برآورده شدن حاجت همه ی حاجتمندان دعا کنید «««

    دانلود کنید تا زندگیتون
    (بــنــدگــیــتــون) عوض بشه
    »»» مشاهده پست حاوی لینک دانلود + توضیحات «««
    جلد 1
    جلد 2

    جلد 3

    ۞۞ کلاس مجازی حفظ قرآن کریم ۞۞
    »»» جوانها کلیک کنند ««


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,028
    صلوات
    61340
    دلنوشته
    36
    دلنوشته
    برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفداه) و قضای حوائج شیعیان اهل بیت(ع)
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    124 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ║✿║خادم زهرا║✿║ نمایش پست
    سلام خدا قوت

    راستش نمیدونم این مطلبی که میگم تا چه حد درسته ولی حس میکنم عنوان تاپیک مناسب نیست ، چون خود آقا امام حسین بزرگترین شخصیت مهم جهان هستن ، هم در این دنیا هم در اون دنیا .

    ولی عنوان تاپیک یه طوریه این حس رو به آدم منتقل میکنه که ما باید ببینیم از نظر دیگران امام حسین خوبه یا نه ... در حالی که نیاز به تایید احدی نیست خصوصا اگه خود فرد مسلمان هم نباشه.

    اگه منظور عنوان رو اشتباه دریافت کردم عذر میخوام ولی این چیزیه که حداقل به من منتقل شده شاید بقیه اینطوری فکر نکنن.
    علیکم السلام خواهر گرامی
    در اینکه امام حسین و اهل بیت (علیهم السلام) بزرگترین شخصیت مهم جهان هستن شکی نیست
    بلکه منظور اینه که شخصیت امام حسین (ع) به قدری عظمت داره که حتی انسانهای بت پرست (مثل گاندی) و کمونیست و کسانی هم که هیچ قیدی به دین و مذهب ندارند به امام حسین (ع) احترام قائلن و حتی از آن حضرت تعریف هم می کنن نه اینکه تعریف و تأیید اونها باعث بشه به عظمت مقام امام حسین (ع) پی ببریم
    تو همین تهران خودمون ارمنی ها هر سال محرم نذری میدن و میگن امام حسین (ع) فقط امام شما (شیعیان) نیست امام ما هم هست
    فقط محبت به امام حسین (ع) نیست مثلا جرج جرداق - نویسنده لبنانی مسیحی که مدتی پیش فوت کرد - عاشق امیرالمؤمنین (ع) بود و کتابی بسیار ارزشمند به اسم امام علی (علیه السلام) صدای عدالت انسانی تألیف کردند
    تقصیر ما شیعیانه که اهل بیت(ع) رو به دنیا معرفی نکردیم در حالی که میتونستیم این کار رو انجام بدیم
    کجای دنیا رو دیدیم که علمایی که به زبان انگلیسی مسلط هستن یه کنفرانس و همایش مثلا برای تجلیل از مقام علمی امام صادق(ع) در اروپا و آمریکا برگزار کرده باشن؟
    عدم تبلیغ یا عدم تبلیغ صحیح مذهب حقه امامیه... خوب نتیجه شم این میشه
    بیشتر مسیحیان یا یهودیان اروپا و آمریکا که میخوان مسلمون بشن سنی میشن چرا؟
    همین ها وقتی ایمانشونم قویتر بشه وهابی میشن! با یه متر ریش و قیافه جهنمی و خیال می کنن با کشتن هر شیعه میرن بهشت
    آمار رو نگاه کنیم میبینیم بعضی از اعضای داعش تازه مسلمونهای اروپایی و آمریکایی هستن
    چون شیعه رو کافر میدونن
    شیعه همیشه مظلومترین ملت جهان بوده و هست...



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,519
    صلوات
    1250
    دلنوشته
    18
    دلنوشته
    الهی بحق صاحب الزمان عاقبت همه مومنین و مومنات و مسلمین و مسلمات ختم بخیر بگردان
    مورد تشکر
    279 پست
    حضور
    96 روز 19 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    نقل قول نوشته اصلی توسط ║✿║خادم زهرا║✿║ نمایش پست
    سلام خدا قوت

    راستش نمیدونم این مطلبی که میگم تا چه حد درسته ولی حس میکنم عنوان تاپیک مناسب نیست ، چون خود آقا امام حسین بزرگترین شخصیت مهم جهان هستن ، هم در این دنیا هم در اون دنیا .

    ولی عنوان تاپیک یه طوریه این حس رو به آدم منتقل میکنه که ما باید ببینیم از نظر دیگران امام حسین خوبه یا نه ... در حالی که نیاز به تایید احدی نیست خصوصا اگه خود فرد مسلمان هم نباشه.

    اگه منظور عنوان رو اشتباه دریافت کردم عذر میخوام ولی این چیزیه که حداقل به من منتقل شده شاید بقیه اینطوری فکر نکنن.

    عرض ادب و احترام

    با توجه به اینکه تاپیک از سایت دیگه ای منتقل میشه به اینجا نمیتونم نسبت به نام و اسم تاپیک اظهار نظر کنم اما من فکر نمیکنم مشکل داشته باشه
    چون هر کسی در مورد امام حسین یه نظری داره مثلا اینکه شعر موسی و شبان که شبان با زبان خودش ساده و بی ریا با خدا صحبت میکنه و گفته شده
    هر کسی هر جور دوست داره با خدای خودش راز و نیاز میکنه همونطور که شبان میگه

    دید موسی یک شبانی را به راه........کو همی گفت ای خدا و ای اله تو کجائی تا شوم من چاکرت؟...........چارقت دوزم ،کنم شانه سرت؟

    دستکت بوسم ، بمالم پایکت............وقت خواب آید ، بروبم جایکت ای خدای من ،فدایت جان من............جمله فرزندان و خان و مان من

    ای فدای تو همه بزهای من..........ای به یادت هی هی و هیهای منگر تو را بیمارئی آید به پیش .......من توراغمخوارباشم همچوخویش

    گفت موسی:حال خیره سرشدی!......خودمسلمان ناشده کافرشدی!این چه ژاژاست وچه کفرست وفشار.....پنبه ای اندردهان خودفشار!

    گفت:موسی،دهانم دوختی..................از پشیمانی تو جانم سوختیجامه را بدرید و آهی کرد تفت...................سر نهاد اندربیابان و برفت

    وحی آمدسوی موسی ازخدا : ...................بنده ما را زما کردی جدا
    تو برای وصل کردن آمدی.........................نی برای فصل کردن آمدی

    ما برون را ننگریم و قال را........................مادرون را بنگریم و حال را
    ملت عشق ازهمه دینهاجداست.......عاشقان راملت ومذهب خداست

    لعل راگرمهرنبود،باک نیست...........عشق دردریای غم غمناک نیستچونکه موسی این عتاب ازحق شنید.........دربیابان، درپی چوپان دوید

    برنشان پاک آن سرگشته راند.......................گرد از پربیابان برفشاندعاقبت دریافت و او را بدید..................گفت مژده ده که دستوری رسید

    هیچ آداب و ترتیبی مجوی...................هرچه میخواهد دل تنگت، بگوی

    امام حسین برای همه عزیز و همه میدونن که نهضت امام حسین برای امر به معروف و نهی از منکر بوده و همه میدونن که اسلام فقط بخاطر محرم و قیام
    امام حسین زنده و پاینده میباشد.
    و برای شناخت امام حسین هر کسی با فکر و نظر و عقیده خودش به شناخت میرسه
    مهم و اصل شناخته و اشنایی با خصوصیات فردی هست



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,519
    صلوات
    1250
    دلنوشته
    18
    دلنوشته
    الهی بحق صاحب الزمان عاقبت همه مومنین و مومنات و مسلمین و مسلمات ختم بخیر بگردان
    مورد تشکر
    279 پست
    حضور
    96 روز 19 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304




    ه.: ادوارد بِراون؛ مستشرق معروف انگلیسی


    آیا قلبی پیدا می شود که سخن کربلا را بشنود و آغشته با حزن و اندوه نگردد؟ حتی غیر مسلمانان نیز نمی توانند پاکی و صداقت روحی را در این جنگ اسلامی انکار کنند.

    م: فردریک جِمس

    درس امام حسین «علیه السلام» و هر قهرمان شهید دیگری این است که در دنیا اصول ابدی عدالت و ترحّم و محبّت وجود دارند، هرگاه کمی برای این صفات مقاومت کنند، آن اصول همیشه در دنیا پایدار خواهد ماند.


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود