صفحه 41 از 41 نخست ... 112131394041
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: **** هر چه می خواهد دل تنگت بگو ... *****

  1. #401

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,490
    مورد تشکر
    13,491 پست
    حضور
    48 روز 11 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در قران کریم در باره فرایند خلقت انسان فرمود :
    «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ»،
    [1] خداوند هفت مرحله از مراحل خلقت انسان را بیان می کند که انسان تا به مرحلۀ انسانیت برسد، باید این هفت مرتبه را طی کند.
    مفسّران[2] در ذیل این آیه به روایتی از امام باقر(ع) استناد کرده اند که منظور از «خلق آخر» همان دمیدن روح است که فلاسفه از آن تعبیر به نفس ناطقه می کنند: «قوله تعالى: ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فهو نفخ الروح فیه‏»؛[3] یعنى روح در آن دمیده شد.
    علامه طباطبائی، در تفسیر آیۀ مزبور، دربارۀ آفرینش روح انسان می نویسد: در جملۀ «ثم أنشأناه خلقا آخر» سیاق را از خلقت قرار نداده، بلکه به انشاء تعبیر کرده است تا دلالت کند بر این که آنچه در آخر به وجود آوردیم حقیقت دیگری است غیر آنچه در مراحل قبلی بود. از سیاق آیات، روشن است که صدر آیات، آفرینش تدریجی مادی انسان را وصف می کند و در ذیل، که به پیدایش روح یا شعور و اراده اشاره دارد، آفرینش دیگری را بیان می داد که با نوع آفرینش قبلی مغایر است. این اختلاف تعبیر خود شاهد است بر این که خلق آخر از سنخ دیگری است که نمی تواند مادی باشد.[4]
    البته از دیدگاه عرفانی، خلقاً آخر به نفس ناطقۀ انسانی تفسیر شده است؛ یعنی آن چیزی که انسانیّت انسان[5] به آن است[6] و نفس ناطقه انسانی، عبارت از حقیقت واحدی است که مظهر و آیینه وجود حق و محل تجلی اسم جامع الاهی است.[7] و این تفسیر منافات با این ندارد که بگوییم منظور همان روح است؛ زیرا نفس ناطقۀ انسانی، همان روح الاهی است که در وی دمیده شد و انسان به همین حقیقت، قوه ادراکی او قوی تر از دیگر موجودات است.
    [1]. مؤمنون، 14. «سپس نطفه را بصورت علقه [خون بسته‏]، و علقه را بصورت مضغه [چیزى شبیه گوشت جویده شده‏]، و مضغه را بصورت استخوانهایى درآوردیم و بر استخوانها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینش تازه‏اى دادیم پس بزرگ است خدایى که بهترین آفرینندگان است»!
    [2]. ر.ک: رشیدالدین میبدى، احمد بن ابى سعد، کشف الأسرار و عدة الأبرار، تحقیق: حکمت، على اصغر، ج 6، ص 420، انتشارات امیر کبیر، تهران، چاپ پنجم، 1371ش؛ شیخ طوسى، التبیان فى تفسیر القرآن، با مقدمه شیخ آقابزرگ تهرانى، تحقیق: عاملی،احمد قصیر، ج 7، ص 354، دار احیاء التراث العربى، بیروت، بی تا؛ حسینى همدانى، سید محمد حسین، انوار درخشان، ج 11، ص 246، کتابفروشى لطفى، تهران، چاپ اول، 1404ق.
    [3]. قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: موسوى جزائرى، طیّب، ج 2، ص 91، ‏دار الکتاب، قم، چاپ سوم، 1404ق؛ مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 57، ص 369، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.
    [4]. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 15، ص 21، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ پنجم، 1417ق.
    [5]. ر.ک: نمایۀ «انسان و انسانیّت در عرفان»، سؤال 11573.
    [6]. ابن عربی، محی الدین، الفتوحات المکیة، ج 1، ص 124 و 331، دار صادر، بیروت، بی تا.
    [7]. خوارزمى، تاج الدین حسین بن حسن، شرح فصوص الحکم، ج 2، ص 602، انتشارات مولى، تهران، چاپ دوم، 1368ش.

  2. #402

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,490
    مورد تشکر
    13,491 پست
    حضور
    48 روز 11 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    انسان در سفر آخرت منازل و مراحل متعددی را طی می کند که در این جا به اختصار درباره آن منازل توضیحاتی ارائه می شود:
    ۱. نخستین منزل، جریان سکرات مرگ و سختی جان دادن است، امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ در تبیین سکرات مرگ می فرماید: «مرگ را ورطه ها و دشواری هایی است سخت تر از آن که بتوان وصفش کرد، یا عقل های مردم بتواند آن را بفهمد.» طبق این کلام حضرت، سکرات مرگ بگونه ای سخت است که اساساً هرگز قابل وصف نیست، و اگر بتوان آن را وصف کرد، کسانی که در دنیا هستند توان درک و فهم آن را ندارند.
    ۲. منزل دیگر، قبر است، امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ درباره این منزل می فرماید:«فیا لَهُ مِن بیتِ وحدهٍٍ، و منزل وحشهٍ و مفرد غربَهٍٍ» یعنی وای براو از خانه تنهایی، و سرای وحشت، و جایگاه بی کسی و غربت.
    در روایتی آمده روزی رسول خدا _ صل الله علیه و آله و سلم _ بر سر میتی که او را دفن می کردند حاضر شد، و در حالی که اشک از چشمان حضرت به شدّت سرازیر بود به مردم فرمود:«اخوانی لمثل هذا فاعدّوا» یعنی ای برادرانِ من، از برای همچو منزلی خود را آماده سازید. ۳. گر چه از یک نظر قبر همان عالم برزخ است، از لحاظ دیگر برزخ را می توان یکی از منازل قیامت تلقی کرد، برزخ واسطه میان دنیا و آخرت است، انسان پس از مرگ از جهت اعتقاداتی که داشته و اعمال نیک و بدی که در این دنیا انجام داده مورد بازپرسی خصوصی قرار می گیرد و پس از محاسبه اجمالی طبق نتیجه ای که گرفته شده به یک زندگی شیرین و گوارا یا تلخ و ناگوار محکوم گردیده و با همان زندگی در انتظار روز رستاخیز عمومی بسر می برد. روح انسان در برزخ در یک قالب مثالی که اوصاف ماده (رنگ و شکل و اندازه) را دارد ولی مادی نیست. به سر می برد اگر از نیکان است از سعادت و نعمت و جوار پاکان و مقربان درگاه خدا برخوردار می شود و اگر از بدان است در نقمت و عذاب و مصاحبت شیاطین و پیشوایان ضلال می گذراند. درباره انسان در عالم برزخ سخن بسیار است، از جمله اینکه بر اساس آموزه های دینی انسان میت در آن عالم سخت نیازمند کارهای نیک از قبیل دعا و صدقه دادن به نیت او از طرف بستگان است, در روایتی آمده هر کسی که صدقه به فقیری به نیت میتی بدهد، فرشته ای آن را در ظرفی از نور که بسیار درخشنده است می گذارد و در عالم برزخ آن را به میت مورد نظر هدیه کننده می رساند و می گوید این هدیه را فلان کس برای شما فرستاده است، میت آن هدیه را می گیرد و از آن بهره مند می شود. ۴. منزل دیگر مرحله ای است که از آن در آموزه های دینی به «نفخ صور= فریاد مرگ و حیات» یاد شده است، و در آیات فراوانی از قرآن مجید اشاراتی به مسأله نفخ صور شده است، از مجموع آن آیات به خوبی استفاده می شود که دو بار در صور دمیده می شود، یک بار در پایان جهان که همه خلایق می میرند و این نفخه مرگ است، و بار دیگر در آستانه رستاخیز که همه مردگان زنده می شوند و این نفخه حیات است، در حقیقت توقف و از کار افتادن این جهان و آغاز حرکت جهان دیگر تشبیه به توقف و حرکت لشکرها و قافله ها شده است که با صدای شیپور مخصوص یا صدای بلند دیگری همگی با هم از راه رفتن باز می ایستند و متوقف می شوند و با صدای دیگر به پا می خیزند و حرکت می کنند. در قرآن کریم درباره این مرحله و منزل انسان در مسیر سفر آخرت چنین آمده: «وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخْری فَإِذا هُمْ قِیامٌ یَنْظُرُونَ» یعنی و در صور دمیده می شود و تمام کسانی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند مگر کسانی که خدا بخواهد، سپس بار دیگر در صور دمیده می شود ناگهان همگی به پا می خیزند و در انتظار هستند.
    از این آیه به دست می آید که نفخ صور در حقیقت یک صاعقه و صیحه عقلی است که تمام آسمان و زمین را پر می کند و سبب مرگ ناگهانی همه موجودات زنده می شود و یا همه را به حرکت و جنبش در می آورد و سبب حیات و زنده شدن آنها می شود.۵. منزل دیگر که جزء مواقف هولناک مسیر آخرت است، منزل سنجش اعمال انسان است. در قرآن کریم بحث های گسترده ای درباره این مرحله از سفر آخرت مطرح شده و با تعبیرات گوناگون از آن موقف و مرحله یاد شده است که در اینجا به نمونه هایی از آن آیات اشاره می شود تا چیستی و چگونگی این منزل تا اندازه ای معلوم شود: فرمود:«وَ تَری کُلَّ أُمَّهٍ جاثِیَهً کُلُّ أُمَّهٍ تُدْعی إِلی کِتابِهَا الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» یعنی هر امتی را به زانو در آمده می بینی، هر امتی به سوی کارنامه خود فرا خوانده می شود و بدیشان می گویند: آنچه را می کردید امروز پاداش می یابید. و در آیه دیگر فرمود:«اما کسی که نامه اعمالش به دست راست او داده می شود از خوشحالی فریاد می زند که اهل محشر نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید و اما کسی که نامه اعمالش بدست چپ او داده شده می گوید: ای کاش هرگز نامه اعمال به من داده نمی شد.» اما در این باره که ماهیت نامه اعمال چیست، مفسران مطالب فراوانی را مطرح کرده از جمله گفته اند: ممکن است گفته شود اعمال انسان همان گونه که در درون جان او اثر می گذارد در عالم بیرون، در فضا و هوای اطراف، در زمینی که بر آن زندگی می کند و در همه چیز اثر دارد، گوئی بر آنها نقش می بندد، نقوش طبیعی و غیر قابل انکار، نقوشی که به وسیله قوا و نیروهای عالم هستی و فرشتگان در دل این موجودات ثبت می شود، در قیامت پرده از آن برداشته می شود، و آشکار می گردد، و به دست هر کس داده می شود و با یک نگاه در آن حال هر کس معلوم است، مسلماً این آثار در دنیا برای ما محسوس و قابل درک نیست، اما بی شک آنها وجود دارند، و روزی که در آن دید تازه ای پیدا می کنیم همه اینها را می بینیم و می خوانیم و تصدیق می کنیم.۶. یکی دیگر از منازل آخرت که بسیار حساس است، مرحله عبور از صراط است، در وصف آن گفته شده: صراط پُلی است که بر روی جهنم کشیده شده و تا کسی از آن نگذرد داخل بهشت نمی شود. و در روایات آمده است که از مو باریک تر و از شمشیر برنده تر و از آتش گرم تر است، و مؤمنان خالص در کمال آرامش،‌ و به سرعت و بدون ترس از آن عبور می کنند. اما برخی با دشواری و همراه ترس و نگرانی بالاخره از آن می گذرند و عده ای از روی آن پل به جهنم می اُفتند.
    نمونه آن صراط در دنیا نیز وجود دارد که در واقع گذر از این صراط پی آمدش عبور آسان از صراط یاده شده در آخرت است و آن عبارت است از دین حق و راه ولایت و متابعت از امیرمؤمنان و سایر امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ ، هر کسی که در دنیا از این صراط یعنی راه ولایت عدول کند و به انحراف کشیده شود و مسیر غیر ولایت را برگزیند و با گفتار یا کردار خود در جهت خلاف آن حرکت نماید، در آخرت از پل نمی تواند عبور کند و بالاخره در هنگام عبور از آن پایش می لرزد و در جهنم سقوط می کند. برخی از بزرگان معاصر ضمن بحث مبسوطی درباره صراط به این روایت استناد کرده که رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:«ای علی در روز قیامت من و تو و جبرئیل به صراط می نشینیم و کسی از صراط نمی گذرد مگر این که نامه ای داشته باشد که در آن اعتقاد وی به ولایت شما نگاشته شده باشد. … اساساً در اسلام ناب همه معارف به هم پیوسته است لذا صراط که همان راه و روش شناخت خدا است، دو گونه است، صراط دنیا و آخرت، راهی که در دنیاست، همان امام واجب الاطاعه است، کسی که در دنیا او را شناخت و به راهنمایی های او اقتدا کرد از صراط آخرت که پل دوزخ است گذشته است و هر کس امام را در دنیا نشناخت گامش بر صراط آخرت می لرزد و در آتش دوزخ سقوط می کند. آنچه بازگو شد نمودار و نمونه‌هایی از منازل و مراحل سفر آخرت است، و ممکن است در هر کدام از مراحل و منازل یاد شده به خصوص بعد از آن که انسان سر از خاک بر می‌دارد و زنده می‌شود مراحل و مواقف‌ متعدد وجود داشته باشد مثلاً در روایات آمده که در قیامت پنجاه موقف و ایستگاه وجود دارد که هر موقف آن هزار سال طول می‌کشد.
    امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «انّ فی القیامه خمسین موقفاً لکل موقفٍ الف سنه» یعنی در قیامت پنجاه موقف وجود دارد که هر موقف آن هزار سال است.
    علما گفته‌اند: در مسیر محشر برای هر یکی از واجبات الهی یک ایستگاه گذاشته می‌شود و انسان‌ها در آن ایستگاه‌ها نگاه داشته می‌شوند و درباره نحوه‌ عملکرد انسان نسبت به آن کار و فریضه الهی حساب‌ رسی می‌شود, اگر عمل کرده بود و رحمت الهی شامل او شد به عقبه بعدی منتقل می‌شود تا به این ترتیب از همه عقبه‌ها عبور کند و اگر خدای نخواسته عمل نکرده بود و رحمت الهی نیز شامل او نشد از همان عقبه پای او می‌لرزد و وارد جهنم می‌شود. زیرا همه این موقف‌ها به عبور از پل صراط بر می گردد، اسم یکی از آن‌ها عقبه‌ی ولایت است که انسان در آنجا مورد بازجویی قرار می‌گیرد و درباره‌ی ولایت امام علی و سایر ائمه ـ علیهم السّلام ـ سئوال می‌شود.
    عقبه‌ دیگر، عقبه‌ نماز است، عقبه دیگر عقبه‌ امانت است و برای هر وظیفه‌ شرعی یک عقبه و موقف تعیین شده است. طبق این بیان معلوم می‌شود که گذشته از آنچه علما در بحث منازل آخرت و به عنوان مراحل کلی مسیر آخرت مطرح کرده‌اند، مواقف و عقبه‌هایی نیز در مسیر راه وجود دارد. مثلاً بر پل صراط که خود یکی از منازل آخرت است، چند موقف و عقبه وجود دارد. و بدین ترتیب اگر در ترتیب‌بندی منازل آخرت منزل حساب‌رسی قبل از منزل «پل صراط» عنوان شده در واقع یک ترتیب‌بندی به حسب طرح بحث منازل آخرت است و گرنه بر اساس بیان یاده شده و بعضی روایات در سر پل صراط در مواقف و عقبه‌های خاصی از هر کدام از اعمال واجب بازجویی می‌شود و این خود یک نوع حساب‌رسی است پس این مسأله که آیا پل صراط قبل از منزل حساب‌رسی است یا بعد از آن, گفته‌ها بر اساس روایات متعدد متفاوت خواهد بود.

    نتیجه:
    مواقف مذکور, بخش هایی از مراحل و منازل مسیر انسان در سفر ابدی اوست که این سفر بدون استثنا برای همگان است و کسی چه بخواهد چه نخواهد این سفر را باید برود و آن منازل را باید طی کند، تا بالاخره به نتیجه آنچه عمل کرده است برسد. اگر خوب عمل کرده و در مسیر معارف وحی آسمانی حرکت کرده است فَطُوبی له و حُسنُ مَآب، بهشت جاودان گوارای او باد. اگر خدای نخواسته بد عمل کرده و در جهت خلاف راهنمایان الهی (پیامبران و ائمه ـ علیهم السّلام ـ ) گام برداشته است، بدا به حال او که جهنم آتشین جایگاه او خواهد بود.

    ویرایش توسط صادق : ۱۳۹۷/۰۱/۲۸ در ساعت ۱۴:۳۰

  3. تشکر


  4. #403

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,490
    مورد تشکر
    13,491 پست
    حضور
    48 روز 11 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    علامه مجلسي دربحارالانوار آورده است :
    شخصي به نام علي بن مغيره خدمت امام موسي بن جعفر عرض مي کند در ماه رمضان چند بار قرآن را ختم مي کنم ، روز عيد فطر که فرا مي رسد يکي از آنها را به پيامبر، يکي را به علي ، يکي را به فاطمه و بقيه رابه ساير امامان تا برسد به شما، اهدا مي کنم . در برابر اين عمل چه پاداشي براي من است ؟ امام هفتم ( ع ) فرمود : پاداش تو آن است که در روز قيامت با آن بزرگواران خواهي بود .عرض کردم : الله اکبر آيا چنين پاداشي براي من است ؟ حضرت سه مرتبه فرمود : آري ، ( بحارالانوار، ج 98، ص 5،المکتبه الاسلاميه )
    آنها نیاز ندارد ما نیاز داریم در جامعه کبیره آمده : "جَعَلَ صَلواتَنَا عَلَیْکُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طِیبا لِخُلُقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْکِیَةً لَنَا وَ کَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا" "(خداوند) صلوات و درودهای ما را بر شما، و ولایت شما را که به ما اختصاص داده است، موجب پاکیزگی اخلاق ما، پاکی جان، تزکیه و بخششی برای گناهانمان قرار داده است"
    طبق این فراز از زیارت جامعه کبیره؛ صلوات و درودی که ما بر امامان معصوم (ع) می فرستیم و ولایت آنها را در ظاهر و باطن می پذیریم، نتایجی را برای ما به همراه دارد. از جمله باعث پاکی اخلاق و رفتار ما می شود. همچنین نفس و درون و حقیقت ما را پاک و پاکیزه می کند، و باعث رشد و نمو و ترقی معنوی ما می شود. در نهایت به سبب این دعاها و قبولی ولایت، گناهان ما بخشیده می شود.


  5. تشکرها 2


  6. #404

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    1,461
    صلوات
    9870889
    تعداد دلنوشته
    484
    مورد تشکر
    2,275 پست
    حضور
    50 روز 8 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ( سر به جوامع )
    خدآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ آآآآآآآ

    هر فردی برداشت خودش را برای خودش نگه دارد
    انسان فرهیخته، چنان به شباهت های خود با دیگران اهمیت میدهد که قبول یک تفاوت، او را به یادگیری بیشتر وادار میسازد

  7. تشکر


  8. #405

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,490
    مورد تشکر
    13,491 پست
    حضور
    48 روز 11 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تفاوت ايمان ابوذر و سلمان


    در جايي شنيدم که اگر نشانه ها و معجزاتي که سلمان ديد اگر ابوذر مي ديد کافر مي شد اينکه مگر سلمان چه ديد؟ همه مي گويند ايمان سلمان بهتر از ابوذر است و اسلام آنها با هم فرق دارد چرا؟ شايد اگر ابوذر هم مي ديد به همين درجه مي رسيد!


    البته حديث مذکور به اين صورت وارد شده است: «به خدا قسم اگر ابوذر آن چه در قلب سلمان بود مي دانست هر آينه او را مي کشت».(اصول کافي، ج 1، ص 401؛ بصائر الدرجات، ص 45)
    سلمان و ابوذر جزء اركان اربعه هستند. و هيچ ‏كس از صحابه به مقاماتى كه آنان رسيده‏اند نرسيده است و در عين حال با هم تفاوت‏هايى دارند. برخى از تفاوت‏هاى سلمان و ابوذر از اين قرار است:
    الف) برنامه ابوذر غفارى از آغاز بيعت با پيامبر اسلام اين بود كه فضايل حضرت على و آل على(ع) و معايب دشمنان آنان را براى مردم بيان كند و در اين راه از هيچ‏كس نترسد.
    ولى سلمان فارسى چنين وظيفه‏اى بر عهده‏اش نبود. ابوذر تا زنده بود به اين مسؤوليت خود عمل كرد.
    ب ) سلمان فارسى در درجه دهم ايمان بود ولى ابوذر در درجه نهم. در حديثى از حضرت امام صادق(ع) آمده است: ايمان دَه درجه دارد. سلمان در درجه دهم، ابوذر در درجه نهم و مقداد در درجه هشتم قرار دارد.
    ج ) نوعي پيوند ميان شخصيت ابوذر و حضرت عيسى(ع) وجود دارد. پيامبر اكرم(ص) فرمود: هر كس مى‏خواهد حضرت عيسى را ببيند، ابوذر را ببيند.
    د ) يكى از تفاوت‏هاى شخصيت سلمان و ابوذر اين است كه آن حضرت درباره ابوذر فرمود: «ما اظلّت الخضراء ولا اقلت الغبراء على ذى لهجة اصدق من ابى‏ذر، يعيش وحده و يموت وحده و يبعث وحده و يدخل الجنة وحده و هو الهاتف بفضائل وصى رسول الله على(ع)؛ آسمان و زمين، كسى راستگوتر از ابوذر را به خود نديده‏اند. ابوذر تنها زندگى مى‏كند تنها مى‏ميرد، تنها مبعوث مى‏شود و تنها داخل در بهشت مى‏شود. اين ابوذر است كه فضايل وصى رسول خدا على(ع) را فرياد مى‏كند».
    و ) پيامبر اكرم در جنگ خندق پيشنهاد سلمان را پذيرفت و به اين وسيله مسلمانان از شر دشمنان نجات يافتند.
    ز ) در حديث آمده است «سلمان درياى علم است». «اگر دين در ثريا باشد، سلمان آن را به دست مى‏آورد». «سلمان بهتر از لقمان حكيم است» ولى ابوذر به اين مقام نرسيده بود.
    از امام صادق(ع) نقل شده است كه: روزى در نزد امام زين‏العابدين(ع) صحبت از تقيه شد، حضرت فرمود: به خدا قسم اگر ابوذر مى‏دانست آنچه را در قلب سلمان است، هر آينه او را مى‏كشت. در حالى كه پيامبر(ص) عقد برادرى بين آن دو بست، پس گمان شما به ساير مردم چيست. علم علما (ائمه طاهرين) سخت و سنگين است و نمى‏تواند آن را تحمل كند؛ مگر نبي ‏مرسل يا ملك مقرب يا بنده مؤمنى كه خداوند قلب او را براى ايمان امتحان كرده باشد. آن گاه فرمود سلمان از علما گرديد چون شخصى از ما اهل بيت بود.(بحارالانوار، ج 22، ص 343)
    گفتنى است كه آنچه در قلب سلمان بوده از معارف توحيدى و پيامبر و ائمه(ع) بالاتر از معارفى بوده كه ابوذر مى‏دانسته و سلمان آنها را از او كتمان مى‏كرده است كه اگر براى او اظهار مى‏كرد ابوذر سلمان را نسبت كفر مى‏داد و قتل او را واجب مى‏دانست. يا اين كه دانستن اين مطالب سبب كشته شدن خود ابوذر مى‏شد، از اين جهت كه نمى‏توانست آن اسرار را تحمل كند. ايمان داراى مراتب و درجاتى است. هر چه درجات ايمان بالاتر باشد، درك شخص از معارف الهى گسترده‏تر خواهد بود و اين معارف براى كسانى كه به آن نرسيده‏اند قابل تحمل نخواهد بود؛ چنان كه اگر سلمان هم آنچه در قلب ائمه(ع) بود مى‏دانست، نمى‏توانست آن را تحمل كند.
    نمونه اي از اين تفاوت ميان فقها, متکلمين, فلاسفه و عرفا نيز هست و به خاطر همين تفاوت درک نسبت به حقيقت, گاها نسبت به هم بدبين مي شوند و همديگر را محکوم مي کنند. فلاسفه به تجربه عرفاني اشکال مي کنند و عرفا راه عقل را پيچ در پيچ مي دانند و قبول ندارند و مانند آن. البته حقيقت واحد است و اختلافي در حقيقت نيست ولي تفاوت در روش هاي شناختي موجب تفاوت در ادراک مي شود و باعث مي شود که دريافت و ادراک ما از حقيقت متفاوت باشد.




  9. #406

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    4,251
    صلوات
    532
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    15,260 پست
    حضور
    196 روز 16 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    6



    جام مرا ز عشق خودت پر ز باده کن
    سر می دهم برای تو آقا اشاره کن


    کم کم ز هجر کرب وبلا پیر می شوم
    لطفی برای خادم این خانواده کن


    عازم شدم به سوی خدا از ره شما
    فکری برای عاشقتان بین جاده کن


    عمری برای زینبتان گریه کردم
    از من برای نوکریت استفاده کن


    تو کشتی نجاتی و من غرق در گنه
    مولا مرا به کرب وبلایت پیاده کن
    ..............




    تمام خنده هایم را نذر کرده ام

    تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا

    عطر دستهایت،

    دلتنگی ام را به باد می سپارد...

  10. تشکرها 3


  11. #407

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    3,199
    صلوات
    12328
    تعداد دلنوشته
    15
    مورد تشکر
    15,974 پست
    حضور
    84 روز 6 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نژاد ، تعصب دینی ، غرور قومی
    و ناسیونالیزم و ...
    هیچکاری نمی‌کنند جز اینکه :
    یاد می‌دهند تا از مردمی که
    هیچ وقت ملاقات نکرده‌اید
    متنفر باشید !

    #داگ_استلهوب


    ****  هر چه می خواهد دل تنگت بگو ... *****

    " فقط حیدر امیر المومنین است "


صفحه 41 از 41 نخست ... 112131394041

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود