صفحه 8 از 12 نخست ... 678910 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نردبان آسمان «مجموعه ای از درسهای اخلاق حضرت آیة الله بهاءالدینی

  1. #71

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مقتضای فطری انسانی، هدایت و ایمان و فضائل اخلاقی و صدور افعال خیر است، چنان که در انبیا و اولیا بوده است. حرکت همه موجودات عالم از نبات و معادن و حیوانات، همه فطری است. یعنی درخت باید آن طور که خدای تعالی خواسته است حرکت کند.
    خدای تعالی خواسته است درخت به شما میوه و چوب و برگ بدهد و درخت همین کار را انجام می دهد. حیوانات باید به شما شیر و گوشت و... بدهند. همه، کار و حرکتشان درست و بر اساس فطرت است.
    ولی نوبت به این آدم می رسد، می بینید که حسابها خراب از آب در می آید. تو باید مرد خدا باشی! چه شد که مرد شیطان شدی؟ تو باید اهل خیر و عدالت و علم و تقوا باشی! چه شد که جنایکتار شدی،
    همه اینها به خاطر این است که به انسان، اختیاری داده اند به او گفته اند: می خواهی به جهنم برو و می خواهی به بهشت.
    اگر خدای تعالی به شما توفیق بدهد و معارف الهی برای شما حاصل شود، می بینید که مؤثر در همین عالم ماده هم خدای تعالی است، همه مثل ابزارند، مثل ابزار نجاری کار را انجام می دهد. ما ابزاریم. فاعلیت حقیقی، فاعلیت خداست.



  2. #72

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حرکت همه موجودات حرکتی است بر اساس فطرت، حرکتی است که همه از آن راضی هستیم، درخت گلابی میوه اش را به میوه تلخی مبدل نمی کند.
    اما یک وقتی می بینید که اوضاع انسان خراب می شود. این به خاطر اختیاری است که انسان دارد منشأ تکامل بشر هم همین اختیار است بنابراین، فطرت بشر بر هدایت و ایمان است، ولی اکتسابات انسان و شیاطین داخل و خارج، او را از مرز انسانیت خارج می کنند.
    معلوم نیست که بشر با همه خصوصیاتش از اول تکوینش، دروغگو و حقه باز، باشد.
    بچه ها داخل خانه های شما منحرف می شوند. وقتی بچه می بینید که سراغ پدر را می گیرند و می گویند: نیست، در حالی که او می داند پدر در خانه است، دروغ گفتن را یاد می گیرد.تأمین اقتصاد از راه سرقت، از فطرت نیست. تأمین اقتصاد باید از طریق زحمت، تجارب، زراعت و صناعت باشد.
    اگر شما دلتان می خواهد اقتصاد حرامی پیدا کنید، این مربوط به فطرت شما نیست، این مربوط به آلودگی شما در این عالم است. چون انسان وقتی آلوده شد، برای بدست آوردن پول مورد حاجت، متوسل به حرام می شود.



  3. #73

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدا همه را موفق کند که برای خود نافع باشید. برنامه اسلام، برای شما نافع است. خدمتگزار خود باشید، خود را اصلاح کنید، خود را تزکیه کنید، خود را تهذیب کنید، با خدا ارتباط پیدا کنید.
    ارتباط با خدا به معنی کناره گیری از مردم نیست، بلکه باید کارهای مردم را برای خدا انجام دهید. معاشرت و کسب برای خدا باشد. اگر با خدا ارتباط پیدا کنید، دیگر رها نمی کنید. همه بدیها به خاطر این است که رابطه برقرار نمی شود.
    اگر انسان دستگاه توحید را فهمید، اگر فهمید همه چیز در دست خداست، نمی تواند از دستگاه خدا صرف نظر کند. و معنای این اعتزال و کناره گیری از اجتماع نیست، بلکه انسان باید در اجتماع باشد،و بداند که مواهب الهی، علم و قدرت و همه چیز، در دستگاه خداست.



  4. #74

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    معصیت خدا و خروج از فطرت

    فطرت انسانی، فطرت هدایت ایمان به خدای تعالی است. آنچه انسان را از این فطرت خارج می کند، معصیت خدای تعالی و اطاعت از شیطان است، شیطان داخلی که هوی و هوس خود انسان است، یا شیطان خارجی که هوی و هوس دیگران است، هر دو آدم را از فطرت بیرون می کند:«ثم کان عاقبة الذین اساؤا السوی ان کذبوا بأیات الله و کانوا بها یستهزؤن»[1]؛« عاقبت افراد معصیت کار، این شد که خدا را انکار کردند، معاد را انکار کردند، گفتند: همه دروغ است. این نتیجه عصیان است.»
    پی نوشت:
    [1].روم، 10



  5. #75

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر به وسیله اطاعت خدا، در راه او مجاهده کردی، همچون مجاهداتی که انبیا و اولیا و صلحا کردند، این مجاهده شما را در فطرت نگه می دارد. چون خدا به مجاهد وعده داده است که اگر من را در برابر شیطان یاری کردی، من هم تو را یاری می کنم: «ان تنصر الله ینصرکم»[1]؛
    اگر بخواهند تو را زمین بزنند نمی توانند، چون خدا می خواهد تو بالا بروی. اگر در راه خدا مجاهده کردی، یاری خدا را می بینی.
    عمده دلیلی که انبیا را در برابر دنیای آتش زا و در برابر توطئه های شیطان حفظ کرد، نصرت خداست.
    تو باید به توفیق الهی، اطاعت هوی و هوس را تعطیل کنی و اطاعت خدا را بکنی، تا پشت سر آن، نصرت خدا را ببینی.
    نمی دانی هوی و هوس آدم را به کجا می برد. قدری از این هوی و هوس صرف نظر کن! قدری از تخیلات صرف نظر کن! وجدان مجاهد، نصرت الهی را باور می کند. کسی نیست که نصرت خدا کند و خدای تعالی او را نصرت نکند.
    بنابراین معصیت خدا موجب انحراف فطرت است و مجاهده در راه او، تجدید رابطه می کند، به طوری که شبهه از درون شما مرتفع می شود. در بیابان تاریک که هیچ کس نیست، خدا به داد تو می رسد. دستگاه هستی، دستگاه دقیقی است.
    پی نوشت:
    [1].محمد، 7



  6. #76

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بازگشت به فطرت

    اما چه کنیم تا انسان به فطرت خود برگردد و انسان شود؟ تزکیه، تهذیب و توبه در دستگاه خدا، راه بازگشت به فطرت است. اگر مرد کاری هستی و بتوانی تزکیه کنی، بتوانی آلودگی ها، جهالت ها، حسدها و توطئه ها را از خود دور کنی،
    ان شاء الله به فطرت هم می توانی رجوع کنی. در این وقت یک انسان می شوی. آدم وقتی معصیت خدا کرد از آن مرتبه انسانیت بیرون می آید:
    «فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فيه»[1]،
    ولکن آدم توبه کرد و به حالت اول برگشت.
    ان شاء الله ما هم تائب شویم و او به نصیبمان شود و انسان شویم. با نبود انسانیت گرفتاریها خیلی زیاد است. وقتی بهشتی می شوی که انسان شوی. مادامی که انسان نشوی، جهنمی هستی. کاری کن که بهشتی شوی. خدا همه را موفق و آگاه کند.
    پی نوشت:
    [1].بقره، 36



  7. #77

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حقیقت توبه

    انسان عاصی اگر از معصیت توبه کند و به خدای تعالی باز گردد، این توبه موجب طهارت اوست. یعنی کسی که توبه کرده است از گناه پاک می شود و خدای تعالی، معصیت او را عفو می کند و با یک توبه، مورد مغفرت حق تعالی واقع می شود.
    انسان چگونه با توبه از معصیت، مورد مغفرت خدای تعالی واقع شده است؟ در پاسخ باید گفت: حقیقت توبه این است که تائب به حسب نفس تحویل پیدا کند. و آثار و نفسانیات توبه کننده به درگاه خدا عوض شود. نفوس عاصی و گنهکار، نفوس حیوانی هستند و آثارشان هم آثار حیوانیت است، شهوات و جهالت هاست.
    لکن نفوس انسانی، آثار انسانی دارد، نورانیت دارد. آثارشان همان آثار انبیا و اولیاست، آثارش خیر و صلاح است. اگر کسی حتی ده مرتبه عصیان خدا کرده باشد، ولی توبه کند و تصمیم به عدم بازگشت به عصیان داشته باشد، از گناه خود نادم باشد و گوشت و استخوانی که معصیت خدا را با آن کرده است فانی و ذوب شود، یقین بداند که خداوند او را عفو کرده است و مورد مغفرت اوست.
    بازگشت از معاصی به اطاعت خدا، دلیل بر مغفرت است. چنین انسانی دعایش مستجاب است، در صف الهیون آمده است و مشمول برکات و نصرت خداست. عذاب الهی، خذلان است و این که به داد آدم نرسد و به او بی اعتنا شود. ولی اگر توبه کردی و بازگشتی، تو را مثل روز اول یاری می کند، دعای تو را مستجاب می کند. و این است معنای گذشت و مغفرت الهی. اگر باز هم اشتباه کردی و باز هم توبه نمودی، خدا افاضه می کند و نصرت خدا می آید.



  8. #78

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حق الناس

    البته این نسبت به حقوق حقه خدای تعالی است، و برای حقوق بندگان خدا، انسان گرفتار است. اگر حق، حق مالی است، حق اعراض و آبرویی است، حق غیبت است، آن جا صاحب حق، خدا نیست. صاحب حق رفقا، همشهری ها و همسایه ها هستند. آنها باید از این حق صرف نظر کنند، تا این حق ساقط شود.
    یا باید حق را ادا کنی و یا کسب رضایت کنی. آن جا که هیچ کدام از اینها امکان ندارد، اگر انسان بنده حقیقی حق تعالی باشد، خدای تعالی این قدر برکات خود را بر آن صاحب حق نازل می کند که می گوید: ما راضی شدیم، وگرنه گرفتار است تا حقوق او را ادا کند. تمام حرکات و سکنات انسان، حتی یک نظر سوء، مورد حساب است. نگاهی کرده ای دستت حرکتی کرده است، نیت بدی داشته ای، همه مورد حساب و مؤاخذه است.
    توبه یکی از ابواب رحمت الهی و یکی از ابواب بهشت است و این مطلب، حقیقت و واقعیت دارد. دلیل آن هم چنان که گفتیم این است که خدا به نصرت خودش بر می گردد و به قضای حوائج شما رجوع می کند.اینها دلیل این است که خدا عفو و اغماض کرده است. عقاب خدا این است که خدا آدم را رها کند و به حال خود واگذارد.



  9. #79

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نعمت تابع همت

    نعمتهایی که خداوند بر بندگان و مخلوقات آماده کرده است، به هر کسی اختصاص ندارد. نگفته اند: باران مال شما، علم مال دیگری، قدرت و حکمت مال یک دسته است و دسته دیگر از آن بی نصیبند، بهشت یک دسته باشد و دسته ای دیگر اهل جهنم. نعمت های الهی، تخصص و اختصاصی ندارد بلکه تابع همت و لیاقت افراد است.
    بعضی از نفوس بشری، لیاقت کامل و همت عالی دارند، از معارف و اخلاق اسلام، از فقه و معاشرت اسلام استفاده می کنند، از مادیات هم استفاده می کنند. و بعضی از نفوس، آن همت عالی و لیاقت کامل را ندارند که از جمیع نعمت های الهی استفاده کنند. اگر استفاده نمی کنند، منشأ آن این نیست که خدا نعمت را به بعضی اختصاص داده است.



  10. #80

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نفس حیوانی

    آیا نفس را می شناسیم؟ نفس حیوانی انسان یک موجود ناری است. این موجود ناری، مبدأ همه شرور و فسادهای جهان است. مبدأ تمام قتل و غارتگری ها، ستمگری ها، بی ناموسی ها و هتاکی ها، غیر از نفس حیوانی نیست.
    آیا این نفس را می توان عبادت کرد؟ آیا می توان گفت: کارها باید به دلخواه ما باشد؟
    نفسی که آدم دنبال آن است و این قدر می خواهد به دلخواه او کار شود، مبدأ همه نارها و ظلمتهاست. خاطرات نفس حیوانی، جهنم است.
    اگر لطف خدا و خاطرات الهی در نفوس بشری نباشد، همان خاطرات نفسانی و تخیلات و اوهام به کار انسان خاتمه می دهد. همان جا می سوزد. نیازی نیست که از خارج آتش آورده شود. آتش خود آدم، آدم را می سوزاند، ولی خود آدم، متوجه این آتش نیست.
    آتش آدم، همین آتش شرق و غرب است. اگر فضل خدا نباشد، واهمه و تخیل کشنده انسان است. بنابراین نفوس بشری باید متوجه باشند که اگر فضل و برکاتی نصیبشان شده است، همه از خداست، از خود آدم نیست. خود آدم، آتش است، همین آتشی که می بیند دنیا را فرا گرفته است.



صفحه 8 از 12 نخست ... 678910 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود