جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اعجاز در هماهنگى قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اعجاز در هماهنگى قرآن




    اعجاز در هماهنگى قرآن

    گفتيم كه قرآن از جهات مختلى داراى اعجاز است و اعجاز آن را از نظر معارف عقلى و فلسفى توضيح داديم. اينك به دومين جنبه اعجاز قرآن مى‏پردازيم و آن، هماهنگى كامل و نظم و انسجام حاكم در آيات قرآن است. يعنى كوچك‏ترين اختلاف و تناقضى در ميان آيات و مفاهيم آن وجود ندارد.
    توضيح اين كه: هر انسان عاقل، مطلع و باتجربه به خوبى مى‏داند: كسى كه بر پايه دروغ و افترا، تشريع و قانون گذارى كند، يا سخن گويد، قهراً در سخنان و قوانين وى تناقض‏هايى ديده مى‏شود مخصوصاً اگر قانون گذارى و دروغ سازى وى در مسائل و موضوعات مهم اعتقادى و اخلاقى و در اصول دقيق زندگى و در نظامات مختلف اجتماعى گسترش داشته باشد و ساليان درازى نيز به طول انجامد.
    آرى! هر انسان دروغگو خواه ناخواه در تناقض گويى و اختلاف در گفتار قرار خواهد گرفت و هيچ گونه راه فرارى از آن نخواهد داشت زيرا اقتضاى طبيعت بشر اين است به طورى كه در مثل آمده است كه: دروغگو كم حافظه است.
    ولى قرآن مجيد كه در تمام شئون و امور زندگى انسان‏ها به طور وسيع و دامنه دار وارد شده در اين موارد سخن گفته و تشريع و قانون گذارى نموده است، با اين حال كوچك‏ترين اختلاف و تناقض در آن مشاهده نشده است.
    در موضوع خداشناسى بحث كرده، مسئله نبوت را پيش كشيده و درباره سياست و اداره كردن مدن و اجتماعات، در مسائل اخلاقى و تمام شئون زندگى قانون گذارى نموده است و به امور ديگر نيز مانند: كيهان‏شناسى، تاريخ و قوانين جنگ و صلح وارد شده، موجودات آسمانى و زمينى را از قبيل ملائكه و ستارگان، بادها، درياها، نباتات، حيوانات و انسان توصيف كرده است و مثل‏هاى گوناگون آورده، مناظر هولناك قيامت را بازگو نموده، از هر بابى سخن رانده است ولى با اين وصف كوچك‏ترين تضاد و تناقضى در ميان گفتار، تشريعات و نظريات آن ديده نشده و در سرتاسر اين مباحث از دايره عقل و خرد به دور نرفته است.
    قرآن گاهى به يك حادثه در دو مورد و يا در موارد بيش‏تر متعرض گرديده ولى در ميان اين موارد كوچك‏ترين و تناقضى نمى‏توان يافت.
    براى نمونه داستان موسى را در قرآن مجيد ملاحظه كنيد كه اين داستان در قرآن تكرار شده و در چندين مورد آمده است ولى در هر مورد، داراى نكات و امتيازات خاصى بوده كه موارد ديگر آن نكات و امتيازها را نداشته‏اند، بدون اين كه در اصل مطلب و ريشه داستان كوچك‏ترين اختلاف و تناقضى ديده شود.
    اگر بدين نكته نيز توجه شود كه آيات قرآن يك دفعه نازل نگرديده بلكه در مدت بيست و سه سال تدريجاً با مناسبت‏هاى مختلف و در حوادث گوناگون نازل شده است اين حقيقت بيشتر روشن خواهد گرديد كه قرآن از ناحيه خداوند بزرگ فرود آمده از قدرت بشر خارج مى‏باشد؛ زيرا اقتضاى طول زمان و فاصله‏هاى طولانى در نزول آيات قرآن و در عين گستردگى آن اين بود كه وقتى اين آيات در يك جا جمع گرديد، در ميان آنها ناهماهنگى و اختلاف ديده شود. ولى مى‏بينيم كه قرآن در هر دو صورت اعجاز خود را حفظ نموده است: آن روز كه قطعه قطعه نازل مى‏شد در همان متفرق بودنش معجزه بود و زمانى هم كه از حالت قطعه قطعه بودن خارج و در يك جا جمع آورى شد، جنبه ديگرى از اعجاز به خود گرفت.
    خود قرآن نيز به اين خصوصى و امتياز اشاره مى‏كند، آن جا كه مى‏گويد:«افلا يتدبرون القرآن و لو كان من عند غير اللَّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً. (1)
    آيا درباره قرآن نمى‏انديشيد كه اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتد».
    اين آيه شريفه انسان را به يك موضوع فطرى و وجدانى رهبرى مى‏كند كه: هر كس در ادعا و گفتار خويش بر كذب و دروغ متكى باشد، در نظرياتش اختلاف و در بيانش تناقض، ظاهر و آشكار خواهد شده ولى اين اختلاف و تناقض در كتاب آسمانى (قرآن) وجود ندارد، پس بنابراين، قرآن ساخته و پرداخته فكر بشر نبوده بر پايه دروغ و افترا بنيان نشده است.
    پاك و عارى بودن قرآن از اختلاف و تناقض مطلبى نيست كه به دليل و برهان نيازمند باشد، بلكه حقيقت روشنى است كه حتى عرب آن روز نيز اين حقيقت را كاملاً درك نموده است و فصحا، بلغا و سخن دانان آن زمان هم بر آن اذعان داشتند.
    گفتار وليد بن مغيره گواه زنده آن است؛ آن جا كه ابوجهل خواست كه وى نظر خود را درباره قرآن ابراز نمايد، چنين گفت:
    من درباره قرآن چه بگويم؟ به خدا سوگند در ميان شما كسى نيست كه به اندازه من با اشعار و قصايد عرب آشنا باشد، در شناخت رموز فصاحت و بلاغت و فنون شعر و رجز كسى به پاى من نمى‏رسد، من به هرگونه شعر، حتى به اشعار جنيان نيز آگاهم، ولى به خدا سوگند! اين كه محمد مى‏گويد به هيچ يك از اينها كه گفتم شباهت ندارد، آرى به خدا قسم! گفتار محمد داراى حلاوت خاصى است كه هر سخن بليغ و شيرينى را درهم مى‏شكند و بر تمام گفتارها برترى دارد و برتر از آن سخنى متصور نيست.
    ابوجهل گفت: به خدا سوگند! اقوام و عشيره تو، از تو راضى نخواهند گرديد مگر بر ضد آن چيزى بگويى.
    وليد گفت: پس صبر كن تا در اين باره فكر كنم، پس از فكر و تأمل زياد چنين گفت: قرآن سحرى است كه محمد آن را از ساحران گرفته است. (2)
    و بنابر بعضى نقل‏ها وليد چنين گفت: به خدا سوگند! از محمد سخنى شنيدم كه نه انس را چنين سخنى است و نه جن را. كلام او داراى حلاوت و شيرينى فوق العاده‏اى است. سخن تازه، ريشه دار، پر ثمر و بى‏سابقه‏اى است برجسته‏ترين سخن است كه برجسته‏تر از آن سخنى نيست و بشر از گفتن آن عاجز و زبون است.
    و ان له لحلاوة و ان عليه الطلاوة و ان اعلاه لمثمر و ان اسفله لمغدق و انه ليعلو و لا يعلى عليه و ما يقول هذا بشر (3)
    اگر شما كتب عهدين را كه آسمانى قلمداد مى‏شود، كاملاً بررسى نماييد، اين حقيقت برايتان روشن‏تر خواهد شد و حق و باطل خود را نمايان‏تر خواهد ساخت. اينك قسمتى از تناقضات‏انجيل را بررسى مى‏كنيم:
    1ـ در انجيل لوقا آمده كه مسيح گفت:
    هر كس با من نباشد مخالف من است. (4)
    ولى در جاى ديگر از همان انجيل، نقيض آن را مى‏خوانيم كه مسيح گفت:
    هر كس مخالف ما نباشد، او با ما است. (5)
    2ـ در اناجيل مى‏خوانيم كه وقتى مسيح را معلم صالح خطاب نمودند، گفت:
    چرا صالح؟ به جز خدا صالحى وجود ندارد. (6)
    ولى در جاى ديگر اناجيل، درست عكس آن را مى‏خوانيم كه مسيح گفت:
    «منم نگهبان صالح» و باز گفت: «اما من همان نگهبان صالحم». (7)
    3ـ در انجيل متى آمده است:
    آن دو نفر دزد كه با مسيح به دار آويخته شدند، هر دو مسيح را سرزنش مى‏نمودند و نيش زبان مى‏زدند. (8)
    و در انجيل ديگر درست ضد آن گفتار آمده است كه:
    يكى از آن دو مجرم به مسيح گفت: «تو اگر مسيح هستى، هم خود و هم ما را از چوبه دار برهان.» و مجرم دوم گفت : «تو از خدا و مجازات وى نمى‏ترسى كه مسيح را سرزنش مى‏كنى.» (9)
    4ـ در انجيل يوحنا چنين آمده است كه:
    اگر من به نفع خودم شهادت دهم، شهادتم درست نخواهد بود. (10)
    ولى در همين انجيل آمده است كه
    عيسى گفت: اگر من به نفع خودم شهادت دهم شهادتم درست است. (11)
    اين‏ها نمونه‏هاى مختصرى از اختلافات و تناقض‏هايى است كه در اناجيل با آن حجم كوچكى كه دارد، مشاهده مى‏شود و همين نمونه‏ها مى‏تواند براى افراد حقيقت‏جو و دور از تعصب و عناد، يك دليل و راهنماى خوب و روشنگرى باشد

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1 ) نساء، 82.
    2 ) تفسير طبرى، 98/29.
    3 ) تفسير قرطبى، 72/19.
    4 ) متى، فصل 12؛ لوقا، فصل 11.
    5 ) مرقس و لوقا، فصل 9.
    6 ) متى، فصل 19؛ مرقس، فصل 10؛ لوقا، فصل 18.
    7 ) يوحنا، فصل 10.
    8 ) متى، فصل 27.
    9 ) لوقا، فصل 5.
    10 ) يوحنا، فصل 5.
    11 ) همان، فصل 8.

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    بر همگان آشکار است که قرآن در طول بیست و سه سال در شرایط مختلف و حالات متعدد بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل گردیده یعنی زمانی در جواب سوالی سوره یا آیه‌ای نازل می‌شد و گاهی در بیان حکمی از احکام الهی و زمانی برای حل مشکلی و همین طور موارد متعدد، که یک آیه یا چندین آیه و بعضا سوره‌ای کامل نازل می‌گردید و اینگونه نبوده که مانند تورات، قرآن یکجا بصورت یک کتاب به پیامبر اکرم نازل گردد. اما با وجود نزول قطعه قطعه آن بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله جالب اینجاست که کوچکترین ناهماهنگی در بین آیات الهی به چشم نمی‌خورد و تمام آیات و سوره‌های قرآنی دارای یک هماهنگی کامل و انسجام ویژه‌ای می‌باشد. بر عکس ماها که هر کدام حداقل در زندگی شخصی خودمان تجربه کردایم که انسان درطول زندگیش بر اساس تجربه‌های قبلی و تازه‌ای که بدست می‌آورد و به خاطر دانشی که کسب می‌کند نظریاتش نیز فرق می‌کند که البته این امر عادی است یعنی دیدگاها بر اساس زمانها و مکانهای مختلف و بر اساس شرایط مختلف یکسان نیست زمانی این اختلاف دیدگاه به حدی است که چه بسا در تضاد کامل با دیدگاه قبلیش دارد علی‌الخصوص این تغییر دیدگاهها را ما در زندگی دانشمندان به وضوح می‌توانیم ببینیم. در حقیقت دیدگاه انسان وابسته بر فقر یا ثروتش، ضعف یا قدرتش، شکست یا پیروزیش، جوان یا پیر بودنش و حتی در حالات بیماری یا سلامتش می‌باشد.جالب توجه این است که با وجود اینکه قرآن در شرایط مختلف و زمانهای مختلف و در اوج قدرت یا در نهایت ضعف مسلمانان، در شکست یا پیروزی، یا در محاصره مسلمانان یا آزادیشان و در زمانی که در اقلیت قرار داشتند و بر عکس و دیگر شرایط در طول بیست و سه سال وبا وجود اینکه در امورات مختلف وارد شده یعنی هم آیاتی در اقتصاد دارد و هم آیاتی در تنظیم خانواده و در عین حال آیاتی در چگونگی رفتار با همکیشان یا غیر آنها دارد، زمانی از مسئله نبوت سخنی گفته و زمانی توحید را شناسانده، گاهی امامت را بیان فرموده، همچنین حقوق زنان را بیان کرده، زمانی به کیهان شناسی می‌پردازد و زمانی به تاریخ بر می‌گردد و زمانی قوانین جنگ و صلح را بیان می‌کند و گاهی موجودات آسمانی و زمینی از قبیل ستارگان، ملائکه، بادها، دریاها، گیاهان و حیوانات و انسان سخن به میان می‌آورد، شاید جالب باشد بدانیم که زمانی یک حادثه را در دو یا چند مورد از قرآن می‌توان پیدا کرد ولی با نظر به این تکرار موضوع باز کوچکترین تناقضی به خاطر تکراری بودنش در بین آنها نمیتوان یافت، بلکه هر موردی به طور جداگانه دارای پیام و نکات و امتیازات خاصی است که در مورد قبلی نبوده است، بدون اینکه در اصل داستان و ریشه مطلب کوچکترین اختلاف و تناقضی دیده شود. یعنی با وجود اینکه چون بنا بر هدایت انسان داشت و برای دست یافتن به این هدفش از هر راهی استفاده نموده ولی با این همه کوچکترین تضاد و تناقضی در میان گفتار و نظریاتش دیده نمی‌شود و جالب اینکه در سرتاسر مباحث در هر موردی ارزش ویژه‌ای به عقل داده و در آیات متعددی به وی (انسان) اعتراض می‌کند که پس چرا تفکر نمی‌کند.

    مولایم علی فرموند:
    يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
    هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
    چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.

  5. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود