جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پارسای بی ادعا

  1. #1
    طهورا آنلاین نیست. همكار قرآنی انجمن محتوايي نرم افزارها
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    381
    مورد تشکر
    1,516 پست
    حضور
    15 روز 2 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    52

    پارسای بی ادعا




    بسم الله الرحمن الرحیم




    پارسای بی ادعاپارسای بی ادعا
    منبع عکسها :http://www.rizpad.ir و http://xyz-parsib.rasanetv.ir

    پارسای بی ادعا



    پدرم! تو را می شناسم، نه نمی شناسم. شاید بتوان گفت: آسمانیان تو را بهتر از زمینیان می شناسند و دانسته های من از تو به قدری نیست که بتواند وجودت را جلوه گر نماید.
    اینکه تو مسئول جهاد خود کفایی سپاهی یا پدر موشکی ایران بودی معرف وجود تو نیست و مردم برای این عاشقت نشدند، چه اینکه افراد زیادی این سمت ها را داشتند و دارند. اما جالب این است که تو در هیچ قالبی نمی شدی و نقطه ای ساکن نبودی و نیستی، تو جریان سیالی هستی روان که همه جا باعث آبادی شدی، اما هیچ کس ندانست کیستی؟
    سردارعالی قدرم! دانشمند، پدرم! عزیزم آن چه تو را بدین والایی برد و نامت را جاودان ساخت اخلاصت بود و برای من بیگانه و نا آشنا با فرهنگ جنگ خیلی تعجب آور بود که حضرت آقا نفرمودند کارهایش اخلاص داشت بلکه فرمودند ایشان سر تا پایشان اخلاص بود، در آن لحظات من یاد آیاتی از قرآن افتادم که شیطان قسم یاد کرد که همه را گمراه می شازم مگر مخلصین: (الا عباد الله المخلصین) و به راستی تو هدایت الهی بودی. تو را چطور می توان شناخت و وصف نمود؟ الان هنوز صدایت با آن هیجان و نشاط درونم فریاد می زند که زینب! آن چه باعث عاقبت به خیری و سعادت همیشگی ات می شود پیروی از ولایت فقیه است. چقدر ولایت پذیری ات عاشقانه بود. چه علاقه ای بین تو و رهبر عزیزمان بود که هنگام دیدار به ما فرمودند: "من خود مصیبت زده ام".
    پدرم! چه می گذشت بین تو و معشوق که هر وقت در هر مکان، در هر شرایط صدای موذن را می شنیدی از خود بی خود می شدی و از همه چیز دل می کندی و اقامه نماز می کردی. خودت گفتی که حتی در کنکورهم تا صدای موذن را شنیدی سریع کنار صندلی ات مهر گذاشتی و نماز خواندی و این گونه بود که مشمول عنایت الهی در کنکور رتبه ممتاز را کسب کردی. هیچ گاه به من نگفتی نماز بخوان، من شیدای نمازهایت شدم و در کنارت نماز خواندم. از بچگی زمانی که هنوز به سن تکلیف نرسیده بودم، مرا به مسجد می بردی و نماز جماعت می خواندیم و بعد از نماز در پارک کلی بازی می کردیم. از همان بچگی لحظه شماری می کردیم تا جمعه شود و با تو به نماز جمعه برویم که بهترین خاطرات بچگی ام در همان اوقات بود. وقتی به من گفتند که ظهر 21 آبان نماز ظهرت را به جماعت خواندی و بعد به ملکوت پر کشیدی تعجب نکردم. وقتی پیکر پاکت را بعد از نماز صبح به خانه آوردند تعجب نکردم. وقتی پیکرت را بعد از نماز ظهر و عصر تدفین کردند تعجب نکردم. وقتی تمام مراسم هایت همراه با نماز جماعت بود باز هم تعجب نکردم. آن گاه ناگهان به یاد ارادت خاصت به حضرت اباعبدالله علیه السلام افتادم که با تاسی از ایشان تو هم بعد از خواندن نمازت به جماعت پر کشیدی.
    بابای خوبم! تواز کودکی به ما آموختی همیشه با وضو باشیم و یادمان دادی که وضو مانند نوری است برای هدایتمان، وای که چه چهره جذابی داشتی با آن خستگی و لبخند همیشگی و دستانت که هرگز خالی نبود در هنگام ورود به خانه. اما با آن همه خستگی با بچه ها بازی می کردی و همه از خنده آنان شاد بودیم. باور می کنی صدای بازی هایت هنوز در خانه است، تو حضور داری و همیشه هستی، حضورت شفاف تر، پررنگ تر، بادوام تر از قبل. الان فکر می کنم دیگر هیچ چیز نمی تواند بین من و تو جدایی بیاندازد و هر وقت کارت دارم اجابتم می کنی و لازم نیست صبر کنم تا از ماموریت برگردی. پدر عزیزتر از جانم اگر می بینی گاهی بی قرار می شوم و گریه می کنم ناراحت نشوی چون تو تحمل ناراحتی ما را نداشتی اگر دیدی بغض می کنم گریه می کنم، بی تحمل می شوم، گریه من برای این است که نتوانستم تو را بشناسم و نتوانستم از تو کامل استفاده کنم، اما گویی صدایی در درونم فریاد می زند: "او نرفته که دلسرد شدی، او نرفته که مایوس و افسرده شوی، ( بل احیاء عند ربهم یرزقون)"
    پدر گمنام من! صدای انفجار آن روزتان مانند انفجاری از نور هم تو را به وصال رساند هم ما را نورانی ساخت. شبیه شیشه عطری که شکستن آن باعث پراکنده شدن عطر جان فزای روح پاکت گردد.
    پدر گلم! شهادتت مبارک!
    مگر تو همیشه به ما نمی گفتی "در زندگی ام با عزت زندگی کردم و بعد از مرگم هم دوست دارم شما با عزت زندگی کنید". چه عزتی از این بالاتر که رهبر عزیزمان به دیدنمان آمدند و برای تو و ما دعا فرمودند و بزرگان و علما به مقامت غبطه خوردند. چه عزتی از این بالاتر که الان مزار شریفت در کنار بزرگان و سرداران والای جنگ چون چمران، بروجردی، کریمی و نامجو است که خاک پاکشان طوطیای چشمان ما می باشد. و آخرین کلام به عزیزترینم: "به تو که حسن بودی و حسن زیستی و حسن رفتی پس حسن جان شهادت گوارای وجودت!


    زینب طهرانی مقدم - فرزند شهید
    منبع: نشریه طهورا

    پارسای بی ادعا21 آبان سالروز شهادت سردار شهید حاج حسن طهرانی مقدم و یاران شهیدشان است پارسای بی ادعا
    پارسای بی ادعاشادی روحشان صلوات
    پارسای بی ادعا




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود