جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا نماز به سیاق حضرت محمد (ص)" اجبار " است

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۵
    نوشته
    1
    صلوات
    100013
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش چرا نماز به سیاق حضرت محمد (ص)" اجبار " است




    سلام خدمت عزیزان
    سوالی داشتم.که حقیقتاً سوالی بیش نیست و امیدوارم ناراحت نشوید
    آیا ادایِ نماز،آن هم به سیاقِ محمد(ص) اجبار است؟
    متاسفانه هنوز موفق به مطالعه ی قرآن نشده ام،و اطلاعاتم بسیار اندک و در حد اینترنت و...است.قرآن از نظر من،در نتیجه ی تاثیر عمیق روح خداوندی در نهاد حضرت نازل گشت،و به زبانِ مردمی که پیامبر از تبار ایشان بود.ما زبان خودمان را داریم و من راحت ترم که به سبک خودم و با زبان خودم با خداوند راز و نیاز کنم...مگر نه اینکه نماز،ذکر و راز و نیاز با خداست؟ادای نماز به سبک خاص و با ادای عبارات خاص،باعث میشود به نماز به چشم یک تکلیف و نه نیاز و به ادای نماز به چشم یک رفع تکلیف نگاه کنم و این با اصل نماز در تضاد است،من برای راز و نیاز با خدایم و آرامش خاطر نماز میخوانم،پس باید بفهمم چه میگویم؟با آرامش و راحت بگویم...اگر نماز را به سیاقِ اعراب ادا نکنم،عبادات من مقبول نخواهند بود؟در اصل موضوع که فرقی نیست.و سوال دیگرم اینکه اگر نمازی که ما الان میخوانیم به سبک حضرت محمد است،یعنی حضرت در نماز بر خود و نوادگان خود سلام و صلوات میفرستند؟

    به دنبالِ پاسخِ پرسشهایم هستم..
    اللهم صل علی محمد و آل محمد


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    4,787
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    10,281 پست
    حضور
    153 روز 18 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست







    چرا نماز  به سیاق حضرت محمد (ص)" اجبار " است








    کارشناس بحث: استاد مسلم
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چرا نماز  به سیاق حضرت محمد (ص)" اجبار " است


  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    537
    مورد تشکر
    1,605 پست
    حضور
    25 روز 23 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط جستجوگر هستم. نمایش پست
    سلام خدمت عزیزان
    سوالی داشتم.که حقیقتاً سوالی بیش نیست و امیدوارم ناراحت نشوید

    با سلام و احترام
    قطعا ناراحت نمیشویم، سوال کردن نشانه جولان فکری است، هرگز قبح و مذمتی در آن نیست تا کسی ناراحت شود.



    نقل قول نوشته اصلی توسط جستجوگر هستم. نمایش پست
    متاسفانه هنوز موفق به مطالعه ی قرآن نشده ام،و اطلاعاتم بسیار اندک و در حد اینترنت و...است
    تعبیری در سخنان شما دیدم که نتوانستم از کنار آن ساده عبور کنم، این که انسان در جایی که اطلاعاتش محدود است این را بپذیرد، حالت طلبکارانه به خودش نگیرد، و حتی ابراز تأسف کند واقعا ستودنی و زیباست، این تعبیر شما در خور تحسین است و نشان از صداقت درونی شما دارد که از این بابت شما را تحسین می کنم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط جستجوگر هستم. نمایش پست
    قرآن از نظر من،در نتیجه ی تاثیر عمیق روح خداوندی در نهاد حضرت نازل گشت،و به زبانِ مردمی که پیامبر از تبار ایشان بود.ما زبان خودمان را داریم و من راحت ترم که به سبک خودم و با زبان خودم با خداوند راز و نیاز کنم...مگر نه اینکه نماز،ذکر و راز و نیاز با خداست؟ادای نماز به سبک خاص و با ادای عبارات خاص،باعث میشود به نماز به چشم یک تکلیف و نه نیاز و به ادای نماز به چشم یک رفع تکلیف نگاه کنم و این با اصل نماز در تضاد است،من برای راز و نیاز با خدایم و آرامش خاطر نماز میخوانم،پس باید بفهمم چه میگویم؟با آرامش و راحت بگویم...اگر نماز را به سیاقِ اعراب ادا نکنم،عبادات من مقبول نخواهند بود؟در اصل موضوع که فرقی نیست.
    برای سوالتان توجه به چند نکته لازم است:

    نکته اول:

    اگرچه قرآن کریم در منطقه حجاز نازل شده است و مخاطبین اولیه آن عرب زبان بوده اند، اما این دلیلی نمی شود احکام آن هم عربی بوده و فقط برای اعراب مصلحت داشته باشد، بلکه اسلام برای تمام جهان آمده است، این تصریح خود قرآن است:
    «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون‏»؛ او كسى است كه رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه دین‏ها غالب گرداند، هر چند مشركان كراهت داشته باشن»(توبه:33)
    و در آیه ای دیگر می فرماید:

    «أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغ‏»؛ اين قرآن بر من وحى شده، تا شما و تمام كسانى را كه اين قرآن به آنها مى‏رسد، بيم دهم‏.(انعام:19)
    پس اینکه قرآن به زبان عربی است به خاطر اینکه پیامبر در ابتدا نمی تواند در منطقه ای ظهور کند که مردم زبان او را نمی فهمند، لذا هر پیامبری هر چند اهداف جهانی داشته باشد، در ابتدای نبوتش باید به زبان مردم منطقه خودش سخن بگوید، همانطور که قرآن کریم می فرماید:
    «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ»؛ ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آنکه به زبان قومش سخن می گفت، تا (حقايق را) براى آنها آشكار سازد.(ابراهیم:4)

    نکته دوم:

    همه ادیان یک زبان رسمی دارند که محور اتحاد است، و حتی تمام جهان هم یک زبن را به عنوان زبان بین المللی پذیرفته اند، یعنی هماره نیاز به یک زبان محوری وجود داشته و دارد، زبان رسمی اسلام هم عربی است، شما فرض کنید قرار باشد هر کسی نمازش را به زبان خودش بخواند، در مسجد الحرام که باید محور و تجلی گاه وحدت امت اسلام باشد، چه وضعی میشد، یکی به زبان عربی، یکی فارسی، یکی انگلیسی، یکی اسپانیولی، یکی فرانسوی و...

    نکته سوم:

    هرگز نماز را نمی توان به درستی با حفظ همان آثار به زبان دیگری ترجمه کرد، و حتی اگر به سختی ترجمه هم بشود به جای حضور قلب و ارامش کار را سخت تر می کرد، مثلا الله اسم جامع تمامی کمالات الهی(علم و قدرت و حیات و حکمت و عدالت و...) است، چه کلمه ای را می خواهید جای آن بگذارید؟ کلمه «خدا» هرگز بار معنایی «الله» را ندارد.

    نکته چهارم:

    اصل اینکه نماز برای لذت بردن معنوی وضع شده است با تردید جدی روبرو است، اگر خداوند می خواست نماز را برای لذت بردن از صحبت کردن با خودش وضع کند آن را اختیاری می کرد، می گفت هر زمانی که میل داری، و به هر مقدار که حال دارید انجامش دهید، در حالی که می بینیم قوانین سفت و سختی دارد، مثلا در پنج وقت معین حتما باید خوانده شود، حتما باید به تعداد رکعاتی که خداوند گفته ادا شود،(نه کمتر، و نه بیشتر) حتی اگر حال عبادت داریم حق نداریم یک رکعت اضافه کنیم! شکل آن کاملا تکراری است، حتی انسان در بدترین شرایط، حتی اگر به مریضی سختی مبتلا باشد، یا حتی پایش رو به قبله باشد و حوصله کوچکترین جابجایی را نداشته باشد، این نماز همچنان بر او واجب است! یعنی مصلحت دیگری غیر از لذت بردن در آن است که خداوند هرگز حاضر نیست از آن بگذرد. بر خلاف سایر مناجات هایی که هدف از آنها بیشتر لذت مناجات و انس با خداست، لذا می گویند هر وقت حال داری و به اندازه ای که حال داری بخوان؛ پس نماز را می توان در ابتدای نوعی تازیانه سلوک برشمرد که موجب رشد می شود، که البته وقتی رشد محقق شد، نوبت لذت بردن از آن هم خواهد رسید.

    نکته پنجم:

    برای اینکه انسان هم به دستور خدا عمل کرده باشد و هم بفهمد چه می گوید تا احساس آرامش بیشتر بکند، می تواند ترجمه نماز را یاد بگیرد، مگر ترجمه نیم صفحه عربی که روزی حداقل ده بار در رکعت های اول و دوم پنج نماز تکرار می شود چقدر کار می برد؟ گاهی اوقات ما حاضریم روزها و ترم های مختلف در کلاس های زبان شرکت کنیم، و حتی در محاوره هایمان هم از این الفاظ تازه آموخته شده استفاده میکنیم، ترجمه نیم صفحه عربی که در برابر آن چیزی نیست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط جستجوگر هستم. نمایش پست
    سوال دیگرم اینکه اگر نمازی که ما الان میخوانیم به سبک حضرت محمد است،یعنی حضرت در نماز بر خود و نوادگان خود سلام و صلوات میفرستند؟
    بله پیامبر(ص) هم بر خود و خاندانش صلوات می فرستاده است، در برخی روایات آمده که خود حضرت(ص) در تشهد بر خود صلوات می فرستاده اند(مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج82، ص279) اما نباید این امر را عجیب دانست، چرا که حضرت محمد(ص) بنده خدا و فرستاده خدا بوده است، او باید فرامین الهی را انجام داده و به مردم ابلاغ کند، خود او هم از خودش اختیاری ندارد که بگوید بر من صلوات بفرستید یا نفرستید، هر چه میگوید وحی و فرمان الهی بوده:

    «ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏* إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏»؛ هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد، آنچه مى‏گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست‏.(نجم 3و4)
    او موظف است فرمان خدا را اطاعت کند، لذا نگاه پیغمبر به تشهد و صلوات بر خود، این نبوده که یک حکمی در دین وضع کند که همه بر او درود بفرستند، بلکه اطاعت امر خداوند بوده است، چرا که خداوند فرموده است:

    «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً»؛ خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى‏فرستد اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملًا تسليم (فرمان او) باشيد(احزاب:56)

    آنچه که مهم است این است که این گونه احکام هرگز موجب نشد که در روحیه پیامبر(ص) تکبری شکل بگیرد، یا خودبرتر بینی نسبت به دیگران پیدا کند، بلکه همواره با فقرا نشست و برخاست می کرد و در نهات زهد و تواضع به سر می برد.



  4. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۷
    نوشته
    374
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    1,394 پست
    حضور
    12 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    53



    سلام استاد.
    بنظرتون بازهم توخوندن نماز اجبار نیست؟؟
    کاملا اختیار سلب شده،چون اگر نخوانیم باید قضا را بخوانیم، اگر نخوانی مجازات میشویم!!!!!


  5. تشکر


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    537
    مورد تشکر
    1,605 پست
    حضور
    25 روز 23 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط smart star نمایش پست
    سلام استاد.
    بنظرتون بازهم توخوندن نماز اجبار نیست؟؟
    کاملا اختیار سلب شده،چون اگر نخوانیم باید قضا را بخوانیم، اگر نخوانی مجازات میشویم!!!!!
    با سلام و احترام

    ببینید جبر به دو معناست:

    یکی جبری که در کلام و اعتقادات از آن بحث می شود، و آن یعنی انسان اصلا از خود اختیار ندارد، اصلا حق انتخاب ندارد، همه چیز خارج از اختیار او اتفاق می افتد، این که یقینا مراد شما نیست، که انسان خودش نیست که نماز می خواند بلکه کسی دیگر به جای او تصمیم می گیرد.

    معنای دوم جبر، جبر روانشناختی است، یعنی انسان ها خودشان هستند که تصمیم می گیرند، اما آزادانه تصمیم گیری نمی کنند، بلکه اختیارشان از شرایط و محیط و نوع تربیت و مانند آن نشأت می گیرد! این را فی الجمله قبول دارم، اما این مشکلی پیش نمی آورد، چون

    اولا: همان طور که اشاره شد این در حقیقت جبر باطل (به معنای اول) نیست، بلکه در حقیقت خود انسان است که دو طرف را می سنجد و تصمیم میگیرد، لذا با وجود این اجبار از ناحیه خداوند، باز هم جمع کثیری از معتقدین به خداوند نماز نمی خوانند!!!

    ثانیا: وقتی پدری در یک امر مصلحت خیلی عظیمی ببینید فرزندش را مجبور به رعایت آن می کند، این اجبار به خاطر این نیست که پدر بخواهد روزگویی کند، یا دنبال اجبار فرزندش باشد، بلکه این اجبار به خاطر آن مصلحت است که برای او ضرورت دارد، در نماز هم قضیه اینچنین است، خداوند دنبال مجبور کردن بندگان یا نعوذ بالله إعمال قدرت و زورگویی نیست، بلکه مصلحت عظیمی در نماز وجود دارد که خداوند به هیچ عنوان حاضر نیست از آن بگذرد، لذا می فرماید: اگر در وقت خودش هم نتوانستید این مصلحت را به دست آورید، بعدا در زمان دیگری آن را جبران کنید.
    اتفاقا بنده خودم هم در پست پیشین عرض کردم که لذت بردن از نماز اصالت ندارد، بلکه آن مصلحت اصل نماز است که برای خداوند اهمیت و اصالت دارد، لذا در هر حال و در هر شرایطی ولو آنکه لذت در کار نباشد، نماز را از انسان مطالبه می کند:


    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست
    اصل اینکه نماز برای لذت بردن معنوی وضع شده است با تردید جدی روبرو است، اگر خداوند می خواست نماز را برای لذت بردن از صحبت کردن با خودش وضع کند آن را اختیاری می کرد، می گفت هر زمانی که میل داری، و به هر مقدار که حال دارید انجامش دهید، در حالی که می بینیم قوانین سفت و سختی دارد، مثلا در پنج وقت معین حتما باید خوانده شود، حتما باید به تعداد رکعاتی که خداوند گفته ادا شود،(نه کمتر، و نه بیشتر) حتی اگر حال عبادت داریم حق نداریم یک رکعت اضافه کنیم! شکل آن کاملا تکراری است، حتی انسان در بدترین شرایط، حتی اگر به مریضی سختی مبتلا باشد، یا حتی پایش رو به قبله باشد و حوصله کوچکترین جابجایی را نداشته باشد، این نماز همچنان بر او واجب است! یعنی مصلحت دیگری غیر از لذت بردن در آن است که خداوند هرگز حاضر نیست از آن بگذرد. بر خلاف سایر مناجات هایی که هدف از آنها بیشتر لذت مناجات و انس با خداست، لذا می گویند هر وقت حال داری و به اندازه ای که حال داری بخوان؛ پس نماز را می توان در ابتدای نوعی تازیانه سلوک برشمرد که موجب رشد می شود، که البته وقتی رشد محقق شد، نوبت لذت بردن از آن هم خواهد رسید.
    ثالثا: این اجبار برای کسانی است که در کف کار و سطح حداقلی اسلام هستند، وگرنه خداوند دوست ندارد انسان احساس اجبار کند، انسان با رشد به جایی می رسد که اگر اجبار به نماز که هیچ، حتی اگر بهشت و جهنمی هم در کار نباشد باز دست از نماز بر نمی دارد، ولی خب به هر حال خداوند می بایست این حکم به وجوب را صادر کند تا این مصلحت حتی از دست آن انسانهایی که نسبت به اهمیت مسئله در غفلت هسند نیز از دستشان نرود.

  7. تشکرها 3


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۷
    نوشته
    374
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    1,394 پست
    حضور
    12 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    53



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست
    با سلام و احترام

    ببینید جبر به دو معناست:

    یکی جبری که در کلام و اعتقادات از آن بحث می شود، و آن یعنی انسان اصلا از خود اختیار ندارد، اصلا حق انتخاب ندارد، همه چیز خارج از اختیار او اتفاق می افتد، این که یقینا مراد شما نیست، که انسان خودش نیست که نماز می خواند بلکه کسی دیگر به جای او تصمیم می گیرد.

    معنای دوم جبر، جبر روانشناختی است، یعنی انسان ها خودشان هستند که تصمیم می گیرند، اما آزادانه تصمیم گیری نمی کنند، بلکه اختیارشان از شرایط و محیط و نوع تربیت و مانند آن نشأت می گیرد! این را فی الجمله قبول دارم، اما این مشکلی پیش نمی آورد، چون

    اولا: همان طور که اشاره شد این در حقیقت جبر باطل (به معنای اول) نیست، بلکه در حقیقت خود انسان است که دو طرف را می سنجد و تصمیم میگیرد، لذا با وجود این اجبار از ناحیه خداوند، باز هم جمع کثیری از معتقدین به خداوند نماز نمی خوانند!!!

    ثانیا: وقتی پدری در یک امر مصلحت خیلی عظیمی ببینید فرزندش را مجبور به رعایت آن می کند، این اجبار به خاطر این نیست که پدر بخواهد روزگویی کند، یا دنبال اجبار فرزندش باشد، بلکه این اجبار به خاطر آن مصلحت است که برای او ضرورت دارد، در نماز هم قضیه اینچنین است، خداوند دنبال مجبور کردن بندگان یا نعوذ بالله إعمال قدرت و زورگویی نیست، بلکه مصلحت عظیمی در نماز وجود دارد که خداوند به هیچ عنوان حاضر نیست از آن بگذرد، لذا می فرماید: اگر در وقت خودش هم نتوانستید این مصلحت را به دست آورید، بعدا در زمان دیگری آن را جبران کنید.
    اتفاقا بنده خودم هم در پست پیشین عرض کردم که لذت بردن از نماز اصالت ندارد، بلکه آن مصلحت اصل نماز است که برای خداوند اهمیت و اصالت دارد، لذا در هر حال و در هر شرایطی ولو آنکه لذت در کار نباشد، نماز را از انسان مطالبه می کند:




    ثالثا: این اجبار برای کسانی است که در کف کار و سطح حداقلی اسلام هستند، وگرنه خداوند دوست ندارد انسان احساس اجبار کند، انسان با رشد به جایی می رسد که اگر اجبار به نماز که هیچ، حتی اگر بهشت و جهنمی هم در کار نباشد باز دست از نماز بر نمی دارد، ولی خب به هر حال خداوند می بایست این حکم به وجوب را صادر کند تا این مصلحت حتی از دست آن انسانهایی که نسبت به اهمیت مسئله در غفلت هسند نیز از دستشان نرود.
    سلام خدمت شما استاد بزرگوار.
    استاد بنده شاگردی هستم دیر قانع میشم،پوزش میخوام.
    ولی بنظرم هنوز اجبار رونماز هست..
    چون بالاخره انجام ندادنش مجازات داره و به انتخاب خودمون نیست چطور بخواهیم به فضایلی که درنماز هست برسیم.


  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    537
    مورد تشکر
    1,605 پست
    حضور
    25 روز 23 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و احترام

    نقل قول نوشته اصلی توسط smart star نمایش پست
    استاد بنده شاگردی هستم دیر قانع میشم،پوزش میخوام.
    خواهش می کنم، وظیفه بنده پاسخگویی تا اقناع مخاطب است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط smart star نمایش پست
    ولی بنظرم هنوز اجبار رونماز هست..
    چون بالاخره انجام ندادنش مجازات داره و به انتخاب خودمون نیست چطور بخواهیم به فضایلی که درنماز هست برسیم

    ببینید ما دو نوع مجازات داریم، یکی مجازات های قراردادی و یکی مجازات های تکوینی، مجازات های قراردادی مثل قرار دادن 80 ضربه شلاق برای روزه خواری آشکاراست، روشن است که شلاق هیچ ارتباطی با روزه خواری ندارد، بلکه یکی برای مقابله با دیگری قرارداده شده است؛ اما مجازات های دسته دوم، مجازات های تکوینی هستند، که مجازات اصلا ثمره خود عمل است، نه اینکه جدای از آن و قراردادی باشد، مثل کوری با زدن خودکار به چشم! اینطور نیست که گفته باشند هر کسی خودکار به چشمش بزند او را کور می کنیم! بلکه خود خودکار زدن همان و کوری همان! عذاب های اخروی از سنخ این مجازات های دوم هستند، یعنی باطن رفتار ما هستند، اینطور نیست که خدا آتشی روشن کرده باشد و منتظر کسانی باشد که نماز را ترک کرده اند! بلکه خود نماز نخواندن، و خود رفتارهای سوء آن رویش آتش است، لذا در خصوص خوردن مال یتیم، نمیگوید: به آنها آتش می خورانیم! بلکه می فرماید: الان دارند آتش می خورند!:
    «إِنَّ الَّذينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ في‏ بُطُونِهِمْ نارا»؛ كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى‏ خورند، تنها آتش مى‏ خورند.(نساء:10)

    پس اجبار به نماز از سوی خدا، مثل اجبار پزشک به بیمارش است که می گوید: اگر دارویت را نخوری می میری، نه اینکه من میکشمت! یعنی نتیجه این رفتارت چنین خواهد شد!
    البته باز این اجبار برای کسانی است که متوجه این اهمیت نیستند، والا بیماری که خود متوجه ضرورت آن باشد، نیازی به اصرار و اجبار پزشک ندارد، اصلا اجبار پزشک را نمی بیند، او نگران خویش است.
    خداوند می خواهد همه به این سطح از معرفت برسند، اما نمی توان نسبت به انسان های در مرتبه پایین تر بی خیال بود که چنین مصلحت عظیمی را از دست بدهند، لذا امر به وجوب نماز کرد تا کسی این مصلحت را از دست ندهد،
    پس این وجوب منطقی است، و خدا باید انسان را با حکم وجوب، به نماز وادار می کرد، چون این موجب میشود انسان مصلحتی که در نماز است را از دست ندهد.
    به عبارت دیگر این مصلحت دارای مراتب است، مصلحت اول در نگاه خدا این است که انسان فقط به نیت پرستش خدا، و بدون ترس از مجازات و شوق بهشت آن را بخواند، در مرتبه دوم آن است که انسان ولو با ترس از جهنم و یا شوق به بهشت آن را بخواند، یعنی مصلحت نماز در نگاه خدا مهمتر از این است که انسان ولو از روی ترس آن را بخواند.

    به همین خاطر در روایات، عبادت و خواندن نماز از روی ترس از جهنم، عبادت بردگان دانسته شده(الکافی، ج2، ص84)، و در کتب اخلاقی خواندن آن از روی عادت، جزء آفات عبادت شمرده شده است که برای اطلاع بیشتر در این خصوص باید با کارشناس اخلاق صحبت کنید.


  11. تشکرها 2


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۷
    نوشته
    374
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    1,394 پست
    حضور
    12 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    53



    ببینید ما دو نوع مجازات داریم، یکی مجازات های قراردادی و یکی مجازات های تکوینی، مجازات های قراردادی مثل قرار دادن 80 ضربه شلاق برای روزه خواری آشکاراست، روشن است که شلاق هیچ ارتباطی با روزه خواری ندارد، بلکه یکی برای مقابله با دیگری قرارداده شده است؛ اما مجازات های دسته دوم، مجازات های تکوینی هستند، که مجازات اصلا ثمره خود عمل است، نه اینکه جدای از آن و قراردادی باشد، مثل کوری با زدن خودکار به چشم! اینطور نیست که گفته باشند هر کسی خودکار به چشمش بزند او را کور می کنیم! بلکه خود خودکار زدن همان و کوری همان! عذاب های اخروی از سنخ این مجازات های دوم هستند، یعنی باطن رفتار ما هستند، اینطور نیست که خدا آتشی روشن کرده باشد و منتظر کسانی باشد که نماز را ترک کرده اند! بلکه خود نماز نخواندن، و خود رفتارهای سوء آن رویش آتش است، لذا در خصوص خوردن مال یتیم، نمیگوید: به آنها آتش می خورانیم! بلکه می فرماید: الان دارند آتش می خورند!:
    استاد ازلطفتون بسیاربسیار ممنونم...
    الان متوجه موضوع شدم

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    537
    مورد تشکر
    1,605 پست
    حضور
    25 روز 23 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش
    قرآن به زبان مردم حجاز نازل شده، اما ما زبان خودمان را داریم، مگر نه این است که نماز برای راز و نیاز با خداست؟ پس من باید بفهمم به خدا چه میگویم؛ ادای نماز به سبک خاص و با ادای عبارات خاص، باعث میشود انسان به نماز به چشم یک تکلیف، و نه راز و نیاز نگاه کنم، و به ادای نماز فقط به چشم یک رفع تکلیف نگاه کنم و این با اصل نماز در تضاد است.
    سوال دیگرم این است که اگر نمازی که ما الان میخوانیم به سبک حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) است، یعنی ایشان در نماز بر خود و نوادگان خود سلام و صلوات میفرستاده اند؟


    پاسخ:

    1. پاسخ به سوال اول:
    برای پاسخ به این سوال توجه به چند نکته لازم است:

    نکته اول:
    اگرچه قرآن کریم در منطقه حجاز نازل شده است و مخاطبین اولیه آن عرب زبان بوده اند، اما این دلیلی نمی شود احکام آن هم عربی بوده و فقط برای اعراب مصلحت داشته باشد، بلکه اسلام برای تمام جهان آمده است، این تصریح خود قرآن است:
    «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون‏»؛ او كسى است كه رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه دین‏ها غالب گرداند، هر چند مشركان كراهت داشته باشند»(1)
    و در آیه ای دیگر می فرماید:

    «أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغ‏»؛ اين قرآن بر من وحى شده، تا شما و تمام كسانى را كه اين قرآن به آنها مى‏رسد، بيم دهم.(2)
    پس اینکه قرآن به زبان عربی است به خاطر اینکه پیامبر در ابتدا نمی تواند در منطقه ای ظهور کند که مردم زبان او را نمی فهمند، لذا هر پیامبری هر چند اهداف جهانی داشته باشد، در ابتدای نبوتش باید به زبان مردم منطقه خودش سخن بگوید، همانطور که قرآن کریم می فرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ»؛ ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آنکه به زبان قومش سخن می گفت، تا (حقايق را) براى آنها آشكار سازد.(3)

    نکته دوم:
    همه ادیان یک زبان رسمی دارند که محور اتحاد است، و حتی تمام جهان هم یک زبن را به عنوان زبان بین المللی پذیرفته اند، یعنی هماره نیاز به یک زبان محوری وجود داشته و دارد، زبان رسمی اسلام هم عربی است، شما فرض کنید قرار باشد هر کسی نمازش را به زبان خودش بخواند، در مسجد الحرام که باید محور و تجلی گاه وحدت امت اسلام باشد، چه وضعی میشد، یکی به زبان عربی، یکی فارسی، یکی انگلیسی، یکی اسپانیولی، یکی فرانسوی و ... .

    نکته سوم:
    هرگز نماز را نمی توان به درستی با حفظ همان آثار به زبان دیگری ترجمه کرد، و حتی اگر به سختی ترجمه هم بشود به جای حضور قلب و آرامش کار را سخت تر می کرد، مثلا «الله» اسم جامع تمامی کمالات الهی (علم و قدرت و حیات و حکمت و عدالت و...) است، چه کلمه ای را می خواهید جای آن بگذارید؟ کلمه «خدا» هرگز بار معنایی «الله» را ندارد.

    نکته چهارم:
    اصل اینکه نماز برای لذت بردن معنوی وضع شده است با تردید جدی روبرو است، اگر خداوند می خواست نماز را برای لذت بردن از صحبت کردن با خودش وضع کند آن را اختیاری می کرد، می گفت هر زمانی که میل داری، و به هر مقدار که حال دارید انجامش دهید، در حالی که می بینیم قوانین سفت و سختی دارد، مثلا در پنج وقت معین حتما باید خوانده شود، حتما باید به تعداد رکعاتی که خداوند گفته ادا شود، (نه کمتر، و نه بیشتر) حتی اگر حال عبادت داریم حق نداریم یک رکعت اضافه کنیم! شکل آن کاملا تکراری است، حتی انسان در بدترین شرایط، حتی اگر به مریضی سختی مبتلا باشد، یا حتی پایش رو به قبله باشد و حوصله کوچکترین جابجایی را نداشته باشد، این نماز همچنان بر او واجب است! یعنی مصلحت دیگری غیر از لذت بردن در آن است که خداوند هرگز حاضر نیست از آن بگذرد. بر خلاف سایر مناجات هایی که هدف از آنها بیشتر لذت مناجات و انس با خداست، لذا می گویند هر وقت حال داری و به اندازه ای که حال داری بخوان؛ پس نماز را می توان در ابتدای نوعی تازیانه سلوک برشمرد که موجب رشد می شود، که البته وقتی رشد محقق شد، نوبت لذت بردن از آن هم خواهد رسید.

    نکته پنجم:
    برای اینکه انسان هم به دستور خدا عمل کرده باشد و هم بفهمد چه می گوید تا احساس آرامش بیشتر بکند، می تواند ترجمه نماز را یاد بگیرد، مگر ترجمه نیم صفحه عربی که روزی حداقل ده بار در رکعت های اول و دوم پنج نماز تکرار می شود چقدر کار می برد؟ گاهی اوقات ما حاضریم روزها و ترم های مختلف در کلاس های زبان شرکت کنیم، و حتی در محاوره هایمان هم از این الفاظ تازه آموخته شده استفاده میکنیم، ترجمه نیم صفحه عربی که در برابر آن چیزی نیست.

    2. پاسخ به سوال دوم:
    بله پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم بر خود و خاندانش صلوات می فرستاده است، در برخی روایات آمده که خود حضرت (صلی الله علیه و آله) در تشهد بر خود صلوات می فرستاده اند(4) اما نباید این امر را عجیب دانست، چرا که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) بنده خدا و فرستاده خدا بوده است، او باید فرامین الهی را انجام داده و به مردم ابلاغ کند، خود او هم از خودش اختیاری ندارد که بگوید بر من صلوات بفرستید یا نفرستید، هر چه میگوید وحی و فرمان الهی بوده:
    «ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏* إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏»؛ هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد، آنچه مى‏گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست.(5)

    او موظف است فرمان خدا را اطاعت کند، لذا نگاه پیغمبر به تشهد و صلوات بر خود، این نبوده که یک حکمی در دین وضع کند که همه بر او درود بفرستند، بلکه اطاعت امر خداوند بوده است، چرا که خداوند فرموده است:
    «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً»؛ خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى‏فرستد اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملًا تسليم (فرمان او) باشيد.(6)

    آنچه که مهم است این است که این گونه احکام هرگز موجب نشد که در روحیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) تکبری شکل بگیرد، یا خودبرتر بینی نسبت به دیگران پیدا کند، بلکه همواره با فقرا نشست و برخاست می کرد و در نهات زهد و تواضع به سر می برد.

    _________
    (1) توبه/ 33.
    (2) انعام/ 19.
    (3) ابراهیم/ 4.
    (4) مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج82، ص279.
    (5)نجم/ 3و4.
    (6) احزاب/ 56.
    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۶/۰۹/۲۶ در ساعت ۲۰:۵۵ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  15. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود