جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گفت و گوي سلمان فارسي (ره ) با يكي از اهل قبور و از دنيا رفتن ايشان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,244
    صلوات
    1134
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    33 روز 20 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    349
    آپلود
    5
    گالری
    501

    گفت و گوي سلمان فارسي (ره ) با يكي از اهل قبور و از دنيا رفتن ايشان




    اصبغ بن نباته مي گويد: زماني كه سلمان فارسي از جانب اميرالمؤمنين (ع) والي مدائن بود, نزد او بودم . سلمان به مرضي مبتلا بود كه باآن مرض از دنيا رفت . روزي به من فرمود: رسول خدا(ص)مرا آگاه ساخت كه وقتي زمان مرگ من نزديك شود. مرده اي از مردگان با من سخن خواهد گفت . حال دوست دارم بدانم آيا زمان وخاتمه نزديك شده است .
    به سلمان گفتم : حال چه مي خواهي براي تو انجام دهم ؟
    ـ هم اكنون مي روي و تابوتي براي من مي آوري و زيراندازي را كه معمولاً در تابوت براي مردگان فرش مي كنند, در آن مي گستراني . سپس مرا با چهار نفر كه با خود مي آوري , به قبرستان مي بري !
    اصبغ اطاعت نمود و فوراً حركت كرد و پس از ساعتي برگشت , در حالي كه تمام خواسته هاي سلمان را مهيا نموده بود. طبق دستور, سلمان را به قبرستان بردند و تابوت را بر زمين گذاردند و روبه قبله اش نمودند؛
    آنگاه سلمان با صداي بلند گفت : سلام بر شما, اي ساكنان وادي و روشويندگان از دنيا!
    جوابي نشنيد. دوباره به آن ها سلام كرد و گفت : شما را به خداوند بزرگ و پيامبر كريم مي خوانم كه يك نفر از شما مرا پاسخ گويد. من , سلمان فارسي صحابي پيامبرم و او به من فرمود پيش ازمرگم يك نفر از شما با من سخن مي گويد, مي خواهم بدانم اجلم رسيده است !
    ناگهان مرده اي به صدا در آمد و گفت : سلام بر تو, اي سلمان ! منتظر شنيدن سؤالات تو هستم !
    سلمان گفت : تو اهل بهشتي يا دوزخ ؟ گفت : من از كساني هستم كه مورد عفو و بخشش خدا قرارگرفته و داخل بهشت شده است .
    ـ براي من تعريف كن مرگ را چگونه ديد؟
    گفت : به خدا قسم ! اگر با قيچي انسان را پاره پاره كنند و با شيشه انسان را بدرند, براي من از دردِ مرگ , آسان تر و راحت تر است . بدان من در دنيا آدمي بودم كه خداوند به او خير عطا كرده بود.فرايضم را به جا مي آوردم , قرآن را تلاوت مي كردم , با والدينم بسيار خوشرفتار بودم , از محرمات بسيار پرهيز مي نمودم و صبح و شب در طلب روزي حلال بودم !
    پس از پايان گفت و گو, سلمان را از تابوت بيرون آوردند و روي زمين گذاردند. سلمان به خدا عرض كرد: اي آن كه در دستش خزاين هر چيز است و به سوي او برگشت همه , و او است كه افرادرا از بلا و عذاب مصون مي دارد و كسي قادر نيست مانع عذاب وي شود. به تو ايمان آوردم و از پيامبرت پيروي نمودم و كتاب مقدست را تصديق كردم . هم اكنون وعده اي كه داده اي , فرا رسيده است . اي آن كه خلف وعده نمي كني , روح مرا بگير و به رحمتت ملحق فرما و در خانهء فضل و كرمت فرود آور!
    سپس شهادتين بر زبان جاري كرد و جان به جان آفرين تسليم نمود.
    ميزان الحكمة, محمد محمدي ري شهري , ج 2(عربي ) يا ج 4(ترجمه فارسي ) ذيل عنوان دنيا.

    http://codetah.com
    طراحی و کد نویسی
    با ما در ارتباط باشید




  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آيا روح ماهيت فيزيكي هم دارد؟
    توسط behnam-soft در انجمن انسان شناسی در قرآن
    پاسخ: 33
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۴/۲۰, ۱۸:۵۸
  2. نيكي به مورچه
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اخلاق
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۱/۰۹, ۲۳:۱۹
  3. دانلود كتابهاي الكترونيكي
    توسط reza soltani در انجمن نرم افزارهای کاربردی
    پاسخ: 30
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۸/۲۳, ۰۶:۱۱
  4. ### جهان هستي به سوي تاريكي مطلق پيش مي‌رود ###
    توسط MOHAMMAD REZA در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۶/۲۶, ۱۸:۰۸
  5. پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۳/۰۴, ۱۴:۲۹

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود