صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نفرینِ نوح

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    3,338
    مورد تشکر
    16,810 پست
    حضور
    89 روز 14 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1

    نفرینِ نوح




    سلام و عرض ادب
    این روایت حقیقت دارد ؟


    اسم حضرت نوح پيامبر عبدالغفار يا سكن بوده است . بعد از طوفان و بالا آمدن آب و غرق شدن خلايق ، جبرييل ملك مقرب نزدش آمد و گفت : چندي پيش شغل تو نجاري بوده است حالا كوزه بساز . !
    او كوزه زيادي ساخت ، جبرييل گفت : خدا مي فرمايد : كوزه ها را بشكن ، او هم چند عدد از كوزه ها را بر زمين زد و شكست . بعضيها را آهسته و بعضي را با اكراه شكست ، جبرييل ديد او ديگر نمي شكند .
    گفت : چرا نمي شكني ؟ فرمود : دلم راضي نمي شود ، من زحمت كشيده ام اينها را ساخته ام .
    جبرييل گفت : اي نوح مگر اين كوزه ها هيچ كدام جان دارند ، پدر و مادر دارند و . . . ؟ !
    آب و گلش از خداست ، همين قدر تو زحمتش را كشيده اي و ساختي ، چطور راضي به شكستن آنها نمي شوي ، چگونه راضي شدي خلقي كه خالق آنها خدا بود ، و جان و پدر و مادر و . . . داشتند را نفرين كردي و همه را به هلاكت رساندي ؛ از اينجا او گريه بسيار كرد و لقبش نوح شد.
    نوح در لغت نامه دهخدا= نوحه کردن


    یعنی خداوند آن قوم را با آن همه بدی که نوح علیه السلام را به تنگ آورده بودند ، دوست داشته است و راضی به نفرین کردنشان نبوده ؟


    نفرینِ نوح

    " فقط حیدر امیر المومنین است "


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    18 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام میگم اقوام زمان حضرت نوح هم مثل ایشان عمرطولانی داشتند؟یا نه این عمرطولانی معجزه حضرت نوح بوده؟؟؟؟


  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,295
    مورد تشکر
    10,843 پست
    حضور
    173 روز 1 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست







    نفرینِ نوح








    کارشناس بحث: استاد عمار
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    نفرینِ نوح


  4. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,515
    مورد تشکر
    3,559 پست
    حضور
    18 روز 16 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و ادب
    این حدیث از کتاب جامع النورین مشهور به انسان، از تالیفات اسماعیل سبزواری نقل شده است. که سندی برای آن نقل نشده تا مورد بررسی سندی قرار گیرد و اعتبار سنجی شود.

    اما نکته مهمی که اینجا باید عرض کنم این است که نفرین حضرت نوح درباره قومش وقتی بود که نهایت سعی و تلاش خود را در هدایت آنها انجام داده بود. چون خود نوح درد دل به درگاه خداوند برده و می گفت: خدایا قوم مرا به این گناهانشان مگیر. تا این که خطاب از طرف خدا آمد که دیگر حق نداری درباره ی اینها با من حرف بزنی.
    «قَالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلاً وَ نَهَاراً فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعَائِی إِلاَّ فِرَاراً وَ إِنِّی کُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیَابَهُمْ».
    «در آغاز آنان را به دین خود می خواندم و با اینها حرف می زدم، امّا اینان انگشتهای خودشان را در گوش خود می کردند و عباهایشان را روی سرشان می کشیدند که حرف مرا نشنوند».
    «أَصَرُّوا وَ اسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبَاراً ثُمَّ إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهَاراً ثُمَّ إِنِّی أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَاراً فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّاراً» (نوح، آیه 7-10).
    «و بر کفر اصرار ورزیدند و سخت راه تکبّر و نخوت پیمودند باز هم آنها را به صدای بلند (و در مجلس عام) دعوت کردم (و اجابت نکردند) بعد آنها را آشکارا و علنی خواندم و در خلوت و پنهانی خواندم (به هیچ وجه اثری نکرد) باز گفتم: ای مردم به درگاه خدای خود (توبه کنید و) آمرزش طلبید که او بسیار خدای آمرزنده است».

    «قَالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مَالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاَّ خَسَاراً».
    «من طریق آیینم می پیمودم، آنان را دعوت می کردم، ولی اینها پیرو مسلک طاغوت بودند؛ کسانی که اموال و اولادشان جز گمراهی و خسارت چیزی برایشان به ارمغان نمی آورد».
    «وَ مَکَرُوا مَکْراً کُبَّاراً وَ قَالُوا لاَ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاَ تَذَرُنَّ وَدّاً وَ لاَ سُوَاعاً وَ لاَ یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً
    وَ قَدْ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ لاَ تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلاَّ ضَلاَلاً» (نوح، آیه 24-22).
    «بر ضد من بزرگترین مکر و حیله به کار بردند و گفتند: هرگز خدایان خود را رها نکنید و بخصوص دست از پرستش (این پنج بت) «ود»، و «سراع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» برندارید، و بسیاری از خلق را گمراه کردند (آنگاه نوح نفرین کرد که خدایا) تو ستمکاران را هیچ جز بر ضلالت و عذابشان میفزای».

    بعد از این که تمام درد دلها را با خدایشان در میان گذارد، به آن جا می رسد که فلاکت قوم خود را از درگاهش می طلبد.
    «وَ قَالَ نُوحٌ رَبِّ لاَ تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّاراً إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبَادَکَ وَ لاَ یَلِدُوا إِلاَّ فَاجِراً کَفَّاراً» (نوح، آیه 27-26).
    «نوح عرض کرد: پروردگارا، تو هم این کافران را هلاک کن و از آنها دیاری بر روی زمین باقی مگذار، اگر از آنها یکی را باقی بگذاری بندگان پاک باایمانت را گمراه می کنند و فرزندی هم جز بدکار و کافر از آنان به یادگار نمی ماند».

    وقتی که خداوند قوم نوح را می بیند که با فرستاده اش به صداقت و درستی رفتار نکردند و با پیامبرش بی مروّتی کردند و پیامبرش بی قراری می کند، به رسولش دستور اکید می دهد از این پس از قومش با او سخن نگوید، و میانجیگیری آنان را نکند، چون قابل اصلاح نیستند.
    «وَ أُوحِیَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاَّ مَنْ قَدْ آمَنَ فَلاَ تَبْتَئِسْ بِمَا کَانُوا یَفْعَلُونَ‌ وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَ وَحْیِنَا وَ لاَ تُخَاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ‌» (هود، آیه 37-36).
    «به نوح وحی شد که جز همین عدّه که ایمان آورده اند، دیگر ابداً هیچکس از قومت ایمان نخواهند آورد، و تو بر کفر و عصیان این مردم محزون مباش و به ساختن کشتی در حضور ما و به دستور ما مشغول شو و درباره ستمکاران که البتّه باید غرق شوند سخن نگوی».

    آن عدّه محدودی که راه فلاح و سعادت گزیدند، خدا به نوح وحی فرستاد که از آن به بعد هیچ کس جز آن چند عدد که ایمان آورده اند کسی ایمان نخواهد آورد. این مطلب را خداوند بطور حتم به نوح گفت: «فَلا تَبْتَئِسْ» یعنی ناراحت نشو و ناآرامی نکن.
    شاهد ما در آیه: «لاَ تُخَاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ‌» است، یعنی از احوال آنان با من صحبت نکن. از این آیه فهمیده می شود که نوح می رفت و بعد مراجعه می کرد و با خدا حرف می زد تا شاید راه چاره ای از سوی خدا پیش پایش باز شود و قومش هدایت شوند. لاجرم خداوند جوابش کرد و دستور داد بس کن بیش از این سخن نگو.(1)

    1. معرفت، محمد هادی؛ (1389)، تنزیه انبیاء (از آدم تا خاتم)، قم: انتشارات ائمه(ع)، چاپ دوم



    نفرینِ نوح

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  5. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,515
    مورد تشکر
    3,559 پست
    حضور
    18 روز 16 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0




    ابن الولید، عن الصفار، عن ابن عیسی، عن محمد بن اسماعیل، عن حنان بن سدیر، عن أبیه قال: قلت لأبی جعفر علیه‏السلام: أرأیت نوحا علیه‏السلام حین دعا علی قومه فقال: (رب لا تذر علی الأرض من الکافرین دیارا - انک ان تذرهم یضلوا عبادک و لا یلدوا الا فاجرا کفارا) نوح: 26 و 27 .
    قال علیه‏السلام:: علم أنه لا ینجب من بینهم أحد.
    قال: قلت: و کیف علم ذلک؟
    قال: أوحی الله الیه: (أنه لن یؤمن من قومک الا من قد آمن) (هود: 36.) ، فعند هذا دعا علیهم بهذا الدعاء.(1)

    سدیر گوید: به امام باقر علیه‏السلام عرض کردم: نظر شما در مورد حضرت نوح علیه‏السلام که بر قوم خود نفرین کرد و گفت: «پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار - چرا که اگر آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه می‏کنند و فرزندی جز بدکار و کافر به وجود نمی‏آورند» چیست؟ حضرت فرمود: او می‏دانست که از میان آنها فرزندی نجیب و شایسته‏ای (که ایمان بیاورد) متولد نخواهد شد. عرض کردم: چگونه این مطلب را دانست؟
    فرمود: خدای بر او وحی نمود که: «جز همین عده‏ای که ایمان آورده‏اند دیگر ابدا هیچ کس از قومت ایمان نخواهد آورد»، در اینجا بود که حضرت نوح علیه‏السلام بر آنها چنین نفرین نمود.

    1. بحارالأنوار: ج 5 ص 283 ح 2، عن العلل.

    نفرینِ نوح

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  6. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    3,338
    مورد تشکر
    16,810 پست
    حضور
    89 روز 14 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار نمایش پست

    ابن الولید، عن الصفار، عن ابن عیسی، عن محمد بن اسماعیل، عن حنان بن سدیر، عن أبیه قال: قلت لأبی جعفر علیه‏السلام: أرأیت نوحا علیه‏السلام حین دعا علی قومه فقال: (رب لا تذر علی الأرض من الکافرین دیارا - انک ان تذرهم یضلوا عبادک و لا یلدوا الا فاجرا کفارا) نوح: 26 و 27 .
    قال علیه‏السلام:: علم أنه لا ینجب من بینهم أحد.
    قال: قلت: و کیف علم ذلک؟
    قال: أوحی الله الیه: (أنه لن یؤمن من قومک الا من قد آمن) (هود: 36.) ، فعند هذا دعا علیهم بهذا الدعاء.(1)

    سدیر گوید: به امام باقر علیه‏السلام عرض کردم: نظر شما در مورد حضرت نوح علیه‏السلام که بر قوم خود نفرین کرد و گفت: «پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار - چرا که اگر آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه می‏کنند و فرزندی جز بدکار و کافر به وجود نمی‏آورند» چیست؟ حضرت فرمود: او می‏دانست که از میان آنها فرزندی نجیب و شایسته‏ای (که ایمان بیاورد) متولد نخواهد شد. عرض کردم: چگونه این مطلب را دانست؟
    فرمود: خدای بر او وحی نمود که: «جز همین عده‏ای که ایمان آورده‏اند دیگر ابدا هیچ کس از قومت ایمان نخواهد آورد»، در اینجا بود که حضرت نوح علیه‏السلام بر آنها چنین نفرین نمود.

    1. بحارالأنوار: ج 5 ص 283 ح 2، عن العلل.

    سلام و عرض ادب مجدد

    ممنون از پاسخگووی استاد بزرگوار

    پس این عبارت :

    جبرييل گفت : اي نوح مگر اين كوزه ها هيچ كدام جان دارند ، پدر و مادر دارند و . . . ؟ !
    آب و گلش از خداست ، همين قدر تو زحمتش را كشيده اي و ساختي ، چطور راضي به شكستن آنها نمي شوي ، چگونه راضي شدي خلقي كه خالق آنها خدا بود ، و جان و پدر و مادر و . . . داشتند را نفرين كردي و همه را به هلاكت رساندي ؛


    نمی تواند به این معنا باشد که خداوند از نفرین نوح علیه السلام به قوم خویش ناراضی بوده است !؟


    نفرینِ نوح

    " فقط حیدر امیر المومنین است "


  7. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,302
    مورد تشکر
    17,725 پست
    حضور
    291 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    68



    سلام

    اصلا منطقیه حضرت نوح (ع) که این همه سختی به خاطر فرمان خدا کشیدن، حتی زن و فرزندشونو زیر طوفان رها کردن، از چند تا کوزه ساخت دست خودشون نتونن دل بکنن؟
    حلال کنید...


  8. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,049
    مورد تشکر
    41,320 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    کوزه ای که نباید بشکند...


    ریسمانی که نباید رها شود...

    با گام هایی آرام، وارد دکان کوزه گری شد. سرش را بلند و کرد و گفت یک کوزه می خواهم.
    نوح کوزه ای به او فروخت.
    مشتری غریبه هنوز از دکان خارج نشده بود که ترق...! صدای شکستن کوزه آمد.
    مشتری عجیب و غریب نوح بازگشت و گفت: یک کوزه دیگر بده!
    نوح کوزه ای دیگر به او داد و باز صدای خرد شدن سفال و شگفتی بیش تر نوح! با خود گفت یک بار حواسش نبود اما این بار چه؟
    باز هم مرد غریبه کوزه ای دیگر گرفت و این بار جلوی خود نوح زد و آن را شکست و باز کوزه ای دیگر خواست. نوح نبی با عصبانیت گفت اگر هم می خواهی کوزه های مرا بخری و بشکنی حداقل جلوی من که آن ها راساخته ام این کار را نکن، دلم برای مصنوع دستم می سوزد!
    مرد غریبه لبخندی و زد گفت تو که دلت برای چند کوزه بی جان می سوزد، چطور از خدا می خواهی خدای تو بدون راه برگشت، قومت را عذاب کند و به آن ها رحم نکند؟ آن ها نیز مصنوع خدایند!
    مرد غریبه، آشنا درآمد... او جبرائیل بود با پیامی از خدای رحیم!
    هیچ چیز نزدخدا دوست داشتنی تر از جوان توبه کننده نیست.
    چه خدای خوبی! هیچ وقت در خانه اش را نمی بندد، هیچ گاه نمی گوید که برو تو دیگر به درد من نمی خوری. در رحمتش باز باز، مهربانی اش خروار خروار و لطف و بخشش او کرور کرور...
    توبه چیست؟

    انسان در درون خود هم نیروهای الهی دارد و هم نیروهای شیطانی. توبه یعنی انقلاب نیروهای الهی در برابر نیروهای شیطانی؛ قیام عقل علیه هوای نفس.
    ما دو نوع انقلاب داریم: یک انقلاب بیرونی است که در مقابل دردهای اجتماعی است و یک انقلاب درونی علیه دردهای باطنی و اخلاقی.
    بله گناه درد است و استغفار دارو و توبه واقعی شفا!
    امام علی7 فرمودند: «الذنوب الداء و الدواء الاستغفار و الشفاء أن لاتعود.» گناهان دردند و طلب بخشش دارو و شفا به آن است که دیگر سوی گناه باز نگردی.
    امکان توبه
    بارها شنیده ام که جوانی می پرسد خدا فلان گناه را هم می بخشد؟ اگر کسی بَهمان باشد خدا توبه اش را می پذیرد؟ و من جوابی جز «بله حتما» نداشته ام. گناه هرچه زیاد، معصیت هر قدر بزرگ اما سترگ تر از عظمت و رحمت او نخواهد بود. گناه ناامیدی از رحمت الهی بیش از گناه عمل ناپسند فرد است.
    گرچه لباس نو غیر از لباس وصله زده است، ولی امام باقر7 فرمودند: «التائب من الذنب کمن لا ذنب له»: توبه کار از گناه، چون کسی است که گویا گناهی نکرده است.
    مراحل و شرایط توبه

    چطور انسان از گناهانش توبه کند؟
    با یک معذرت خواهی از خدا همه چیز حل است؟
    فرض کنید شما مسیری را خلاف رانندگی می کنید و می زنید و ماشین فردی را اوراق می کنید. آیا با یک عذرخواهی و اشتباه کردم و شکرخوردن، طرف راضی می شود؟! مسلّم است که باید به پلیس جریمه بدهید و خسارت فرد را پرداخت کنید و...
    روزی فردی در حضور امیرمؤمنان7 گفت «استغفرالله ربی و اتوب الیه!»
    حضرت چنان برآشفتند و او را سرزنش کردند که گویی ناسزایی گفته! گویا روی حضرت با کسانی است که بدترین کارها را می کنند و عامدانه می گویند استغفرالله خدا می بخشد انسان هم که جایزالخطاست. غافل از آن که حضرت فرمودند توبه مقام علّیون است و مراحل و شرایطی دارد. باید این موارد را رعایت کنی تا توبه ات قبول شود:
    1. از گذشته خویش پشیمان شود.
    2. برای همیشه عزم بر ترک گناه گیرد.
    3. حقوق مردم را ادا کند.
    4. حقوق خدا را از واجبات و محرمات ادا نماید.
    5. گوشتی که از حرام بر تن تو روییده، با حزن و اندوه آب کند تا پوست به استخوان بچسبد و گوشت جدید در پوست پیدا شود.
    6. زحمت و سختی عبادت را بر بدنش بچشاند همچنان که شیرینی گناه را چشانیده است.
    و هر گاه چنین کرد بگوید: «استغفر الله».
    چهار مورد نخست، شرطِ قبول و دو شرط آخر، شرط کمال توبه است.
    وقتی جسم ما ضربه ای می خورد بسته به شدت ضربه و حساسیت محل برخورد، آن دردی که احساس می کنیم متفاوت است. یک لگد توی شکم با تلنگری در چشم برابری می کند.
    گناه، ضربه ای به روح ما است. بسته به نوع گناه و لطافت روح باید با گناه برخورد کرد.
    دیده اید برخی آن قدر کتک خورده اند که نسبت به ضربه بی حس می شوند؟ خدا نکند کسی آن قدر روحش تاریک شده باشد که دیگر گناه را حس نکند.
    دردشناسی اولین گام برای درمان بیماری است. حال هرچه مقام روحی فرد بالاتر باشد توبه اش بیشتر است. همین جناب نوح7 که 950 سال مردم را دعوت به عبودیت خدا نمود به خاطر همان تقاضای عذاب، 40 سال گریه و نوح کرد تا به او نوح گفتند. پیامبر ما نیز که جزو 124013 معصوم دنیاست روزی حداقل 70 بار استغفار می نمودند. پس:
    مخواب ای گنه کردة خفه، خیز
    به قدر گنه آب شمی بریز
    زمان و مکان توبه

    در هر زمان و هر مکان راه برای توبه باز است، ولی بی شک برخی زمان ها مانند ماه مبارک رمضان و شب های قدر و برخی مکان ها مانند مسجد و اماکن زیارتی ما را به خدا نزدیک تر می کند.
    مهلت توبه

    خدای مهربان ما تا وقتی نشانه های مرگ خود را ندیده ایم به ما مهلت توبه داده است.
    امام باقر7 فرمودند: «روزی حضرت آدم7 به خداوند عرض کرد: پروردگارا! شیطان را بر من مسلط کردی، پس برای من هم چیزی مقرر فرما. خداوند فرمود: ای آدم! این امتیاز را برای تو قرار دادم که هرگاه یکی از فرزندانت تصمیم به گناه گرفت، بر او چیزی نوشته نشود، اما اگر انجام داد یک گناه برای او ثبت گردد. ولی هر کس عزم بر انجام کار نیکی داشت، حتی اگر آن را انجام نداد، یک حسنه برای او ثبت شود. اگر آن را انجام داد، ده حسنه برای او نوشته شود. آدم عرض کرد: پروردگارا! برایم بیفزا! فرمود: برایت مقرر ساختم که هر یک از فرزندانت اگر گناهی کند، سپس آمرزش خواهد، او را بیامرزم. عرض کرد: پروردگارا، بر این بیفزا! خداوند فرمود: برای آن ها توبه قراردادم(یا فرمود: توبه را برای ایشان گستردم) تا آن که نفس به این جا (گلوگاه) رسد. آدم عرض کرد: پروردگارا! مرا بس است.»

    ولی مشکل این جاست که ما نمی دانیم چه زمانی مرگ مان فرا می رسد؟ پس نباید وقت را تلف کرد.
    امام علی7 فرمودند: «لاتؤخر التوبة فإن الموت یأتی بغتة.» توبه را به تاخیر نیندازید که مرگ ناگهان سرمی رسد.
    توبه از واجبات است و واجب انواعی دارد:
    موقت: وقتی مشخص دارد مانند نماز.
    غیر موقت:

    غیر فوری: لازم نیست به سرعت انجام شود.
    فوری: باید سریع انجام داد مانند توبه و قضای عبادات.
    حرف آخر

    خب خدا را شکر من که گناهی ندارم که از آن توبه کنم!
    این سخن مثال اصحاب پیامبر9 است که فرمود هیزم از بیابان جمع کنید. گفتند این جا که برهوت است و چیزی نیست. ولی وقتی جمع شد تلّی از هیزم شد. حضرت فرمودند گناهان کوچک و بزرگ شما همین طور است و به نظر نمی آید.
    برای همین است که امام صادق7 فرمودند: «التوبة حبل الله و مدد عنایته و لابد للعبد من مداومة التوبة علی کل حال: توبه ریسمان خدا و یاری عنایت اوست، پس بنده ناگزیر از آن است که پیوسته توبه کند.»
    این ریسمان را که ابتدایش به دست خداست، رها نکنیم و در ماه خدا آن را محکم تر چنگ بزنیم.



  9. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,049
    مورد تشکر
    41,320 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام

    جالبه عطار نیشابوری هم شعری دراین مضمون سروده:


    نوح پیغامبر چو از کفار رست

    با چهل تن کرد بر کوهی نشست


    برد یک تن زان چهل کس کوزه گر

    برگشاد او یک دکان پر کوزه در


    جبرئیل آمد که میگوید خدای

    بشکنش این کوزهها ای رهنمای


    نوح گفتش آن همه نتوان شکست

    کین بصد خون دلش آمد بدست


    گرچه کوزه بشکنی گل بشکند

    در حقیقت مرد رادل بشکند


    باز جبریل آمد و دادش پیام

    گفت میگوید خداوندت سلام


    پس چنین میگوید او کای نیکبخت

    گر شکست کوزهٔ چندست سخت


    این بسی زان سخت تر در کل یاب

    کز دعائی خلق را دادی بآب


    همتی را بر همه بگماشتی

    لاتذر گفتی و کس نگذاشتی


    یک دکان کوزه بشکستن خطاست

    یک جهان پر آدمی کشتن رواست


    خود دلت میداد ای شیخ کبار

    زان همه مردم برآوردن دمار


    کز پی آن بندگان بی قرار

    لطف ما چندان همی بگریست زار


    کاین زمانش در گرفت از گریه چشم

    تو مرو از کوزهٔ چندین بخشم


    یا رب این خود چه عنایت کردنست

    این چه شکر اندر شکایت کردنست


    که بجانها میکند چندین عتاب

    گاه جانها میکند خون بی حساب


    صد هزاران بی سر و بن را بخواند

    جمله رادر کشتی حیرت نشاند



    بعد ازان کشتی بدریا درفکند

    صد جهان جان را بغوغا درفکند


    بعد ازان باد مخالف روز و شب

    گرد کشتی میفرستاد ای عجب


    تادران دریای بی پایان همه

    سر بسر برخاستند از جان همه


    جمله را بگسست در دریا نفس

    از همه با سر نیامد هیچ کس


    گرچه فرض افتاد مردن پیشه کرد

    میندارم زهره این اندیشه کرد



  10. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,049
    مورد تشکر
    41,320 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    شهيد آية اللّه دستغيب (رضوان اللّه تعالى عليه) در كتاب استعاذه اش مى گويد:


    پس از آنكه حضرت نوح على نبينا و آله و عليه السلام نفرين كرد و همه كفار غرق شدند، مَلَكى در پيش او ظاهر شد...

    شغل حضرت نوح (ع ) كوزه گرى بود كوزه هائى از گِل درست مى كرد و پس از خشك كردن مى فروخت ...

    مَلَك كوزه ها را يكى يكى از حضرت نوح (ع ) مى خريد و پيش چشمش آن را خُرد مى كرد و مى شكست...

    حضرت نوح (ع ) ناراحت شد و به او اعتراض ‍ كرد كه اين چه كاريست مى كنى ؟

    مَلَک گفت به تو مربوط نيست من این کوزه ها را خريده ام و اختيارش را دارم ...
    حضرت نوح (ع ) فرمود: بله اما من آنها را ساخته ام ، مصنوع من است.[ساخته دست من است]...

    مَلَك گفت كوزه هائى ساخته اى و نه اينكه خلق كرده اى و اينك من كه آنها را مى شكنم و تو ناراحت مى شوی؛

    حال چطور نفرين كردى كه اين همه خلق خدا را تا هلاك گردند؛ در حالى كه خدا بنده را خلق كرده و آنها را دوست دارد...!

    پس از اين قضيه ازبس گريه كرد نامش را نوح گذاشتند...



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود